(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 31 تير 1387 - 18 رجب 1429 - 21جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189138
 

راه طولاني بازگشت به خانه
مقاومت ثمر داد بازگشت غرورآفرين
دلال مغربي



راه طولاني بازگشت به خانه

مذاكرات اخير ميان اسرائيل، حماس وحزب الله براي آزادي اسيران جنگ، آخرين مرحله از چنين مبادله هايي است كه از سال 1948 وجود داشته است.
اسرائيل از ابتداي درگيري با مصر، اردن، سوريه، لبنان، سودان، يمن و عربستان سعودي توافقنامه تبادل اسير امضا كرده است.
«لاميس آندوني» تحليلگر سياسي الجزيره مي گويد:«طرف هاي درگير با اسرائيل نسبت به آنهايي كه توافقنامه صلح با تل آويو امضا كرده اند، هميشه شانس بيشتري براي تبادل اسيران داشته اند. اردن در سال 1994 با اسرائيل قرارداد صلح امضا كرد اما تاكنون نتوانسته است اسيران خود را آزاد كند.»
در سال 1956 اسرائيل 5500 زنداني مصري را در برابر چهار اسير جنگي خود آزاد كرد. به فاصله اندكي پس از پايان جنگ شش روزه در سال 1967، در برابر 15 سربازاسرائيل 400 سرباز عرب آزاد شدند.
مذاكرات تل آويو و دمشق نيز به آزادي 527 زنداني سوري در برابر يك خلبان اسرائيلي منجر شد. بي تناسبي تعداد زندانيان آزاد شده در مبادله ها به نظر مي رسد به يك دستور كاري در معامله ميان اسرائيل و دشمنان خود طي سال هاي جنگ تبديل شده است.
در ماه مه 1985 اسرائيل 1500 مبارز فلسطيني عضو سازمان آزاديبخش فلسطين را در برابر آزادي سه سرباز خود رها كرد. اين سه سرباز در لبنان توسط «احمد جبريل» فرمانده «جبهه مردمي آزاديبخش فلسطين» دستگير شده بودند.
مبادله مذكور جنجال برانگيز بود چرا كه برخي از اسيران آزاد شده بعدها رهبري انتفاضه اول و دوم را به دست گرفتند، از جمله «شيخ احمد ياسين» پايه گذار و پدر معنوي حماس.
در ژوئيه 1996 حزب الله باقيمانده اجساد دو نظامي اسرائيلي- جوزف فنيك و رهاميم آلشيچ- را تحويل اسرائيل داد و در مقابل جنازه 123 نظامي لبناني را تحويل گرفت.
در همين سال حزب الله با «ارتش جنوب لبنان» - يك گروه شبه نظامي وابسته به اسرائيل- مذاكره كرد و بر اثر آن 25 عضو از هر دو طرف آزاد شدند.
در ژوئن 1998 حزب باقيمانده جنازه يك نظامي اسرائيل را با جنازه 40 رزمنده خود مبادله كرد. در ميان اين اجساد، پيكر پسر سيد حسن نصرالله- رهبر حزب الله- بود كه در سال 1997 شهيد شده بود.
در ژانويه 2004 بزرگ ترين مبادله اسيران اتفاق افتاد. در اين سال اسرائيل 436 اسير شامل 400 فلسطيني، 23 لبناني، سه مراكشي، دو سوري، سه سوداني، يك ليبيايي و يك مسلمان آلماني را آزاد كرد و جنازه 59 نظامي لبنان را نيز تحويل داد.
حزب الله هم در مقابل، باقيمانده جنازه سه سرباز اسرائيلي را تحويل داده و يك جاسوس اسرائيلي به نام «الهنان تننباوم» را آزاد كرد.
«شيخ عبدالكريم عبيد» كه در سال 1989 در لبنان ربوده شده بود و « شيخ مصطفي ديراني» كه در سال 1994 دستگير و زنداني شده بود در اين تبادل آزاد شدند.
در سال 2004 بار ديگر حزب الله و اسرائيل دست به تبادل زدند.
حزب الله يك تاجر اسرائيلي و جنازه سه سرباز عمليات سال 2000 را تحويل داد. اسرائيل هم 400 فلسطيني و 23 زنداني لبناني و عرب را آزاد كرد.
اين تبادل با ميانجيگري آلمان انجام شد.
قرار بود به عنوان بخشي از مبادله، اسرائيل « سمير قنطار» را آزاد كند.
قنطار در سال 1980 به اتهام كشتن دو اسرائيلي دستگير و در نهايت به 542 سال زندان محكوم شد.
اسرائيل از آزادي قنطار سرباز زد و اعلام كرد آزادي او منوط به دريافت اطلاعات در مورد «رون آراد» خلبان اسرائيلي است. آراد در سال 1986 پس از سقوط هواپيمايش در لبنان مفقود شد.
در ژوئيه 2008 حزب الله و اسرائيل با وساطت سازمان ملل براي آزادي دو نظامي اسرائيلي توافق كردند.
«الداد رگيو» و «ايهود گلدواسر» در مرز لبنان اسير شدند و همين مسئله باعث آغاز جنگ سال 2006 ميان اسرائيل و حزب الله شد.
همچنين قرار شد حزب الله باقيمانده اجساد نظاميان اسرائيلي كه در جنوب لبنان در جنگ سال 2006 كشته شدند را تحويل دهد. اسرائيل هم تعهد داد پنج اسير لبناني را آزاد كند و جنازه 200 لبناني و فلسطيني را پس دهد.
در ژوئن 2006 نيروهاي حماس سرباز اسرائيلي «گيلعاد شاليط» را به اسارت گرفتند و اعلام كردند آزادي او منوط به آزادي تمام اسيران زن و كودك فلسطيني از سوي اسرائيل است.
اسارت شاليط يكي از موانع احياي دوباره مذاكرات صلح ميان اسرائيل و فلسطين بود. اين موضوع باعث حمله انتقام جويانه اسرائيل به غزه نيز شد. ارتش اسرائيل در حمله اي تمام عيار موسوم به «باران تابستاني» در تابستان 2006 به غزه حمله كرد و حداقل 80 فلسطيني را به شهادت رساند.
اسرائيل اعلام كرد در برابر آزادي شاليط از غزه عقب نشيني كرده و عمليات نظامي را متوقف خواهد كرد، حماس هم اعلام كرد براي آزادي شاليط، اسرائيل بايد 1000 فلسطيني از جمله 450 نفر كه به كشتن اسرائيلي ها متهم هستند را آزاد كند.
مذاكرات براي آزادي شاليط طولاني و پيچيده شد. «محمود الزهار» از بنيانگذاران حماس در مصاحبه اي با الجزيره در ماه مه 2008 گفت: «اسرائيل قول داده 1000 فلسطيني را آزاد كند. آنها اول بايد 450 نفر را آزاد كنند تا ما شاليط را آزاد كنيم اما در نهايت ما مي دانيم كه اسرائيل فقط در حال اتلاف وقت است.»
الزهار به الجزيره گفت اگر اسرائيل از محاصره و تحريم غزه دست برندارد، نه شاليط آزاد مي شود و نه جنگ در غزه تمام خواهد شد.
آخرين تلاش ها براي وساطت ميان دو طرف از سوي «جيمي كارتر» - رئيس جمهور اسبق آمريكا- انجام شد. كارتر در ديدار با رهبران حماس در مورد جزئيات طرح تبادل اسيران گفت و گو و بحث كرد.
كارتر ليست جديدي از اسيراني كه در برابر شاليط بايد آزاد شوند را ارائه كرد اما در مورد تعداد اسيران توافق حاصل نشد.
در 19 ژوئن حماس و اسرائيل با ميانجيگري مصر در مورد آتش بس و بازگشايي گذرگاه هاي غزه توافق كردند. اسرائيل اجازه داد سوخت و كالاهاي اساسي وارد غزه شود.
براساس اين آتش بس شش ماهه حماس پذيرفت حمله موشكي از غزه به اسرائيل را متوقف كند. در برابر اسرائيل هم متعهد شد از محاصره غزه تا حدودي عقب نشسته و عمليات نظامي را متوقف كند.
مقامات اسرائيلي اميدوارند بازگشايي گذرگاه هاي غزه باعث تشويق حماس براي مذاكره در مورد آزادي شاليط شود.

 



مقاومت ثمر داد بازگشت غرورآفرين

اشاره:
چشمان جهانيان روز چهارشنبه (26 تير ماه) نظاره گر صحنه هاي غرورآفريني بود كه نشان از تكرار پيروزي براي حزب الله و جنبش مقاومت در لبنان داشت.
بي ترديد آزادي اسيران لبناني و تحويل پيكر شهيدان مقاومت، تكرار پيروزي هاي مقاومت و جشن دوباره ملت لبنان است.
در اين روز پيكر هشت شهيد جنگ تابستان سال 2006 نيز در چارچوب مبادله اسيران تحويل داده شد و اجساد 199 تن از شهداي مقاومت لبنان و فلسطين نيز روز بعد تحويل دولت لبنان شد.
رژيم صهيونيستي در ازاي تحويل گرفتن اجساد دو نظامي اسير خود نزد حزب الله علاوه بر تحويل پيكر شهداي مقاومت لبنان و فلسطين، پنج تن ازاسيران لبناني از جمله سمير قنطار و چهار تن ديگر به نام هاي خضر زيدان، ماهر كوراني، محمد سرور و حسين سليمان را تحويل صليب سرخ داد.
عمليات تبادل اسيران كه عمليات رضوان نام گذاري شده بود در حالي انجام شد كه مردم لبنان از روزهاي گذشته، خود را براي اين روز تاريخي آماده كرده بودند، روزي كه براي حزب الله و مردم لبنان و فلسطين جشن و پيروزي و غرور و براي اسرائيلي ها حزن، اندوه، سرافكندگي و تحقير به ارمغان آورد.
عمليات رضوان به اعتراف جامعه جهاني و شخصيت هاي مختلف سياسي توانست جايگاه جنبش مقاوم حزب الله را در جهان تثبيت و حزب الله را به يك نهاد فرامرزي تبديل كند.
هر چند پس از اين پيروزي برخي طيف هاي سياسي داخلي لبنان با كمك چند كشور عرب منطقه تلاش كردند تا اين پيروزي را كمرنگ جلوه دهند اما حزب الله با در پيش گرفتن سياستي حكيمانه توانست جريان سازي هاي سياسي و تبليغاتي را خنثي كند به خصوص آنكه سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله در سخنراني خود در مراسم استقبال از اسيران لبناني از بعد داخلي لبنان فراتر رفت و تاكيد كرد كه حزب الله براي آزادي 11 هزار اسير فلسطيني و عرب كه در زندان هاي رژيم صهيونيستي به سر مي برند از هيچ كوششي فروگذار نخواهد كرد.
بدين ترتيب عمليات تبادل اسيران به عنوان سومين پيروزي سياسي و نظامي حزب الله ازسال 2006 توانست بار ديگر معادلات منطقه اي را به سود حزب الله تغيير دهد و سبب شكست سياست هاي رژيم صهيونيستي و آمريكا در كل منطقه خاورميانه شود. از اين رو بيوگرافي و مبارزات اين اسيران تاريخ ساز و دلال مغربي از شهداي مقاومت فلسطين پيش روي شماست.
سرويس خارجي
سمير قنطار
سمير قنطار قديمي ترين اسير لبناني دربند رژيم صهيونيستي در 20 جولاي 1962 در روستاي دروزي نشين « عيبه» از توابع استان «جبل» لبنان به دنيا آمد. وي در سال 1978 ميلادي طي يك عمليات ضد صهيونيستي در شهر صهيونيست نشين «نهاريا» به اسارت درآمد و در لبنان «سردار اسرا» لقب گرفت.
سمير قنطار در حالي كه تنها 16 سال داشت به همراه سه تن از اعضاي گروه فلسطيني «جبهه خلق براي آزادي فلسطين» به نام هاي «عبدالمجيد اصلان» ، «مهنا المؤيد» و «احمد الابرص» به شمال اسرائيل نفوذ كردند و به محل اقامت يك صهيونيست به نام «هاران» در شهر «نهاريا» يورش بردند و در اقدامي متهورانه او را ربودند.
در همين زمان با نيروهاي پليس مواجه و با آنان درگير شدند كه در جريان اين درگيري يكي از نيروهاي پليس رژيم صهيونيستي كشته شد. در اين درگيري دو تن ا ز همراهان قنطار يعني «اصلان» و «مؤيد» كشته ولي خود وي و «احمد ابرص» از سوي نيروهاي پليس رژيم صهيونيستي دستگير شدند. رژيم صهيونيستي مدعي است كه در جريان اين درگيري قنطار پيش از دستگيري ، گروگان هاي خود را به قتل رسانده است.
سمير قنطار براي اولين بار در تاريخ 31 ژانويه زماني كه قصد داشت از مرز اردن و فلسطين اشغالي در منطقه «مزج بيسان» به همراه دو عضو ديگر جبهه آزادي بخش فلسطين عبور كند و يك كاروان اسرائيلي در مسير بين منطقه بيسان و طبريا را در مقابل آزادي زندانيان دربند لبناني در زندانهاي رژيم صهيونيستي به گروگان بگيرد، دستگير شده بود.
قنطار 11 ماه در زندان اردن به سر برد. وي در 25 دسامبر سال 1978 به شرط اينكه ديگر وارد اردن نشود ، از زندان آزاد شد.
سمير قنطار در تاريخ 28 ژانويه 1985 از سوي دستگاه قضايي رژيم صهيونيستي به پنچ بار حبس ابد و نيز 47 سال حبس محكوم شد. وي متهم است در قتل پنج صهيونيست و زخمي شدن يك صهيونيست ديگر دست دارد.
قنطار در زندان «هداريم» در فلسطين اشغالي به سر مي برد و «ابرص» يكي از همرزمان وي نيز در 21 مي1985 در چارچوب معامله مبادله اسرا بين رژيم صهيونيستي و سازمان جبهه خلق براي آزادي فلسطين - فرماندهي كل - آزاد شد.
رژيم صهيونيستي پيش از اين با آزادي قنطار مخالفت كرد و آزادي وي را منوط به ارائه اطلاعاتي درباره خلبان مفقود شده صهيونيست «ران آراد» كرده است. «ران آراد» خلبان اسرائيلي در سال 1986 حين پرواز بر فراز لبنان مفقود شد.
قنطار در طول دوران حبس توانست به عنوان دانشجوي آزاد (آموزش از راه دور) در دانشگاه تل آويو مشغول به تحصيل شود و در سپتامبر 1998 در ر شته ادبيات و علوم اجتماعي اين دانشگاه موفق به اخذ مدرك ليسانس شود.
در 24 ژانويه 2004 رژيم صهيونيستي در عمليات تبادلي كه با حزب الله و باميانجيگري آلمان انجام داد ، اسراي لبناني را آزاد كرد اما بر خلاف مذاكرات انجام شده از آزادي «سمير قنطار» سرباز زد ولي پس از آن «نسيم نسر» يكي ديگر از مهمترين اسراي لبناني در بند رژيم صهيونيستي در اولين مرحله از عمليات تبادل اسرا ، دوازدهم خرداد از زندان آزاد شد.
سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان پيش از اين اعلام كرد كه علاوه بر دو نظامي صهيونيست اسير شده در جريان عمليات «وعده صادق» اجساد نظاميان صهيونيستي كشته شده در جنگ 33 روزه لبنان هم در اختيار مقاومت اسلامي است. اين سخنان سيدحسن تا مدت ها جنجالي بزرگ را عليه مقامات نظامي و سياسي رژيم صهيونيستي بر پا كرد زيرا آنان خود را تنها براي مذاكره بر سر آزادي دو سرباز اسير خود مهيا كرده بودند و در حالي كه بيش از يك سال ونيم از پايان جنگ 33 روزه مي گذشت هيچ گونه اطلاعاتي پيرامون وجود بقاياي اجساد نظاميان صهيونيست در ميان اتباع اين رژيم و حتي خانواده هاي مقتولين جنگ 33 روزه منتشر نشده بود.
سيد حسن نصرالله در همان سال ضمن احمق خطاب كردن سران صهيونيست به سبب ممانعت از آزادي سه اسير (نسيم نسر، سمير قنطار، يحيي اسكاف) ، قول داد كه مقاومت اسلامي طي يك عمليات اسيرگيري ديگر اين سه تن را ا ز چنگ رژيم صهيونيستي آزاد كند عمليات اسيرگيري سال 2006 موسوم به «وعده صادق» و جنگ 33 روزه لبنان ثابت كرد كه حزب الله لبنان و رهبر آن بر سر عهد خويش با مردم لبنان هستند و اسراي خود را فراموش نخواهند كرد.
ماهر كوراني متولد 1981 در روستاي ياطر در جنوب لبنان. وي ازدواج كرده ويك كودك سه ساله دارد و ساكن روستاي ياطر بود. اسرائيل در جريان جنگ تابستان 2006 منزل كوراني و خانواده اش را ويران كرده و او را دستگير كردند.
حسين سليمان متولد 1985 استان جبيل. وي مجرد بوده و به همراه خانواده خود در حومه جنوبي بيروت زندگي مي كرد. منزل وي در جريان جنگ ويران شد و خانواده سليمان مجبور به ترك حومه جنوبي و اقامت در بيروت شدند. وي دانشجوي دانشگاه لبنان بود و در جريان جنگ توسط اسرائيل دستگير شد.
محمد سرور متولد 1987 در روستاي عيتا الشعب در مرز باسرزمين هاي اشغالي. وي مجرد بوده و با خانواده خود در روستاي عيتاالشعب زندگي مي كرد. سرور در جريان جنگ توسط نيروهاي اسرائيلي در روستايش دستگير شد.
خضر زيدان متولد روستاي مروانيه.
يحيي اسكاف متولد روستاي المنيه در شمال لبنان . وي در تاريخ 1978.3.11 در جريان يك عمليات استشهادي بين حيفا و تل آويو دستگير شد. عليرغم اينكه خانواده وي و اسراي آزاد شده تاكيد دارند كه اسكاف در قيد حيات بوده و زنداني است، ولي اسراييل منكر وجود او شده است.
محمد فران كه از قايق خود در نزديكي شهر صور در سال 2005 ناپديد شد و سرنوشت وي هنوز مشخص نيست. قايق وي در حالي پيدا شد كه آثار گلوله و خون بر آن وجود داشت.
در عين حال هشت نفر نيز در جريان جنگ تابستان 2006 شهيد يا مفقود شدند كه اثري از آنها نيست:
شهيد موسي خنافر ، 28 ساله متولد روستاي عيناتا. وي ازدواج كرده و سه دختر دارد و در منطقه السد شهيد شد.
شهيد زيد حيدر 24 ساله متولد عيناتا. مجرد بوده و در 24 ژوئيه 2006 در نبرد مربع تحرير شهيد شد.
شهيد مروان سمحات 21 ساله متولد عيناتا كه در نبرد مربع تحرير شهيد شد.
شهيد علي الوزواز ، 23 ساله متولد روستاي ميس الجبل كه در دومين هفته ا ز نبرد مارون الرأس شهيد شد. وي متأهل بوده و دو فرزند دارد.
شهيد محمد دمشق معروف به جواد عيتا، 27 ساله . وي در دومين هفته از جنگ پس از نبرد قهرمانانه با نيروهاي اسرائيلي در مارون الرأس شهيد شد. شهيد دمشق متأهل بوده و كودكي دارد كه تولد او را هرگز نديد.
شهيد موسي فارس 27 ساله متولد مارون الرأس . وي نامزد داشته و در دهمين روز جنگ زخمي شد وچندي بعد به شهادت رسيد.
هلال علويه متولد ارنون از مفقود الاثرها.
حسن كرنيب . دانشجو بوده و11 روز پس از شروع جنگ به شهادت رسيد.

 



دلال مغربي

روي يكي از تابوت هايي كه در عمليات تبادل اسرا به مقاومت اسلامي لبنان تحويل داده شد، نام آشنايي ديده مي شد كه خصوصا براي فلسطينيان بسيار خاطره انگيزبود: «دلال مغربي». بسياري از فلسطينيان به مجرد شنيدن نام اين دختر فلسطيني در ليست عمليات تبادل، گريستند.
روز 26 تيرماه سال 1387، در مقابل چشمان حيرت زده جهانيان و به خصوص متحدان متعصب «رژيم صهيونيستي» «عمليات تبادل اسرا» ميان «جنبش حزب الله لبنان» و «رژيم صهيونيستي» آغاز شد.
در جريان اين عمليات، جسد دوسرباز صهيونيست با پنج اسير لبناني مبادله شد و در چارچوب همين عمليات كه «رضوان» ناميده شد، پيكر بيش از 200 شهيد مقاومت ضدصهيونيستي با مليت هاي مختلف عربي نيز تحويل داده شد. روي چند تابوتي كه در همان مرحله اول بر دوش چريك هاي مقاومت اسلامي لبنان قرار گرفت چند اسم آشنا ديده مي شد كه براي فلسطينيان بسيار خاطره انگيز بود:
«دلال مغربي».
بسياري از فلسطينيان به مجرد شنيدن نام اين دختر فلسطيني در ليست عمليات تبادل، گريستند.
«دلال مغربي» كه بود؟
¤ ¤ ¤
روز 19 نوامبر سال 1977 با سفر غير مترقبه «انورسادات» رئيس جمهور مصر به «فلسطين اشغالي» برگ جديدي از تاريخ فلسطين ورق خورد. رئيس حكومت كشوري كه تا چند روز پيش، مرزهايش به عنوان خط مقدم جبهه نبرد با «رژيم صهيونيستي» به شمار مي رفت، در حالي از هواپيماي خطوط هوايي مصر پياده مي شد كه پاي پلكان هواپيما، «رئيس جمهور» و «نخست وزير» اسرائيلي با نيش هاي تا بنا گوش باز و آغوش گشوده انتظارش را مي كشيدند. آن روزها علاوه بر مسلمانان جهان اسلام كه حيرت زده از تلويزيون هاي خود شاهد اين مراسم عجيب بودند، فلسطينيان هم با چشماني اشكبار به آينده اي مي انديشيدند كه با اين سفر شوم انتظارشان را مي كشيد. آن روزها پرچم فعاليت هاي ضدصهيونيستي بر دوش «ياسرعرفات» رئيس سازمان آزادي بخش فلسطين و فرمانده شاخه نظامي اين سازمان قرار داشت. عرفات به خوبي مي دانست كه اين سفر سادات، روزهاي سياهي را براي «نهضت مقاومت فلسطين» به دنبال خواهد آورد. خروج مصر از جبهه نبرد با رژيم صهيونيستي عملا به معناي تنها ماندن فلسطينيان در مواجهه با اشغالگران بود چرا كه هيچ كدام از كشورهاي عربي ديگر به تنهايي و بدون همراهي مصر ياراي نبرد با ارتش صهيونيستي را نداشت و همين نكته باعث مي شد كه تمايل به كنارآمدن با رژيم صهيونيستي در آنان نيز تقويت شود. تقويت چنين فضايي بهترين فرصت را به صهيونيست ها مي داد تا فارغ از عكس العمل شديد كشورهاي عربي، حساب هاي خود را با فلسطينيان و در راس آنان «سازمان آزادي بخش فلسطين» تسويه كند. پس «عرفات» بايد پيش از غافلگيري به دست صهيونيست ها، كاري صورت مي داد.
در شب يازدهم مارس سال 1978، دوقايق لاستيكي از يك كشتي باري كوچك كه در نزديكي آب هاي ساحلي فلسطين اشغالي توقف كرده بود بر آب هاي مديترانه قرار گرفت. تمامي مسافران قايق ها، لباس فرم ارتش صهيونيستي را بر تن داشتند. اينان گروهي از فدائيان فلسطيني و هدف آنان رسيدن به ساحل پايتخت رژيم صهيونيستي بود. اين فدائيان وظيفه داشتند عمليات ضدصهيونيستي بزرگي را در «تل آويو» به اجرا درآورند كه اشغالگران را به تلافي جويي وادار كند.
تحليل رهبران «فتح» اين بود كه واكنش «تل آويو» اگر منجر به توقف مسير مذاكرات صلح مصر و اسراييل نشود، لااقل سرعت آن را كاهش مي دهد و اگر اين هدف هم محقق نمي شد، اين عمليات مي توانست هشداري باشد به مقامات صهيونيست و سران كشورهاي عرب مبني بر اين كه ناديده گرفتن «ساف» براي تمامي منطقه خطرناك باشد. فدائيان فلسطيني با اين عمليات قصد داشتند يك بار ديگر موجوديت خود را به شكل دردناكي به همه طرف هاي درگير يادآوري كنند.
«ابوجهاد» مرد شماره دوي «فتح» تقريبا از اوايل سال مراحل عملي كردن طرح عمليات را آغاز كرد. 13نفر از مجرب ترين و توانمندترين فدائيان عضو «فتح» براي اجراي اين عمليات كه بازگشتي برايش وجود نداشت انتخاب شدند. فرماندهي اين تيم ويژه برعهده دختري جوان و باانگيزه به نام «دلال مغربي» قرار داشت.
«دلال» متولد 1958 در فلسطين اشغالي بود و عبري را به خوبي عربي صحبت مي كرد. تيم 13نفره اي كه او فرماندهي اش مي كرد، «دسته ديرياسين» نام گرفت. اين نامگذاري نمادين پيامي آشكار به «دولت يهود» داشت چرا كه در آن زمان پست نخست وزيري رژيم صهيونيستي برعهده «مناخيم بگين» بود. 30سال پيش از آن دار و دسته تروريستي كه تحت فرماندهي همين «مناخيم بگين» قرار داشت به روستايي به نام «دير ياسين» حمله برد و صدها زن و كودك فلسطيني را قصابي كرد. خود عمليات نيز به ياد سخنگوي «ساف» كه در سال 1973 در بيروت به دست كماندوهاي صهيونيست ترور شد، «كمال عدوان» نامگذاري شد.
قايق هاي لاستيكي حامل فدائيان فلسطيني تحت امر «دلال مغربي» در 50 كيلومتري ساحل «تل آويو» روي آب رها شدند.
يكي از قايق هاي لاستيكي، در طول مسير واژگون شد و دو فدايي به دليل سنگيني تجهيزات خود غرق شدند. 11فدايي ديگر پس از يك ساعت و نيم موفق شدند خود را به ساحلي در نزديكي بزرگراه «حيفا تل آويو» برسانند. آنان به سمت بزرگراه حركت كرده و در راه يك صهيونيست را كه متوجه هويت آنان شده بود به قتل رساندند.
با رسيدن به بزرگراه مزبور، «دلال مغربي» دستور داد فدائيان دو اتوبوس را متوقف كنند. فدائيان، مسافران يكي از اين اتوبوس ها را به اتوبوس ديگر منتقل كردند و يك اتوبوس با حدود 100 گروگان و 11فدايي فلسطيني به سمت «تل آويو» به حركت درآمد. به «دلال» مأموريت داده شده بود كه حتي الامكان خود را به يك هتل شلوغ در حومه جنوبي «تل آويو» برساند و مهمانان هتل را برابر آزادي چند تن از زندانيان فلسطيني به گروگان بگيرد.
هم «دلال» و هم «ابوجهاد» مي دانستند كه تحقق چنين تبادلي بسيار دور از ذهن است زيرا اساسا «مناخيم بگين» و «موشه دايان» وزير جنگ در موارد مشابه قبلي نشان داده بودند كه به هيچ وجه براي نجات گروگان هاي صهيونيست تمايلي نشان نمي دهند. اما «دلال» تمام سعي خود را به كار برد تا مطابق برنامه عملياتي عمل كند و در حقيقت اين عمليات با رويكردي استشهادي طراحي شده بود.
«دلال» احتمال مي داد بتواند با گروگان هاي خود راهش را به سمت هدف از پيش تعيين شده باز كند. اما واحد ويژه اي از ارتش صهيونيستي در معيت تانك و نفربرهاي زرهي، در دو راهي «جليلات» (كه در ميان صهيونيست ها به دو راهي «كانتري كلاب» ناميده مي شود) واقع در چند كيلومتري شمال «تل آويو» (نزديكي شهرك صهيونيست نشين «هرتسليا») موضع گرفت و بزرگراه را مسدود كرد.
با نزديك شدن اتوبوس حامل فداييان و گروگان ها به نظاميان صهيونيست، پيش از آن كه فرصتي براي ايجاد ارتباط و مذاكره با فدائيان پيش بيايد، چرخ هاي اتوبوس به گلوله بسته شد و پس از توقف آن، تبادل آتش وسيعي ميان فلسطيني ها و صهيونيست ها در گرفت و در كمتر از 15 دقيقه، اتوبوس به گلوله اي از آتش تبديل شد. پس از ساعاتي درگيري رو در رو ميان فداييان فلسطيني و نظاميان صهيونيست كه تحت فرماندهي «سروان ايهود باراك» قرار داشتند، سرانجام «دلال مغربي» بر اثر اصابت گلوله اي به سرش به شهادت رسيد و 8 تن از فدائيان نيز در كنارش بر خاك افتادند. 2فدايي ديگر به چنگ صهيونيست ها اسير شدند. با خاموش شدن آتشبارها صهيونيست ها به جمع آوري مصدومين پرداختند. آماري كه در نهايت از كشته شدگان صهيونيست به دست آمد هولناك بود: 37كشته و 80زخمي.
به اين ترتيب «عمليات كمال عدوان» ساعات هولناكي را براي اهالي «تل آويو» به ارمغان آورد كه هنوز هم در ميان رژيم صهيونيستي و حتي صاحب نظران صهيونيست يكي از بدترين حوادث تلخ اين رژيم به شمار مي آيد. اين عمليات تاكنون بزرگ ترين عمليات فدايي فلسطينيان عليه اشغالگران به شمار مي رود و به اعتراف تحليل گران نظامي «دولت يهود»، اتباع اسراييل ديگر تا زمان جنگ 33روزه لبنان چنين ساعات پروحشت و هراسي را تجربه نكردند.
اجساد «دلال مغربي» و ساير فدايياني كه در اين عمليات به شهادت رسيده بودند در محلي موسوم به «گورستان اعداد» به خاك سپرده شدند و سرانجام پس از 30 سال، در جريان «عمليات تبادل اسرا» ميان حزب الله لبنان و رژيم صهيونيستي، از آرامگاه هاي موقتي شان خارج شده و به مقاومت اسلامي لبنان تحويل داده شدند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14