(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 27 تير 1387 - 14 رجب 1429 - 17جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189135

استفاده ابزاري از زن در سينما
نگاهي به فيلم «بوفالوي آمريكايي» به بهانه پخش از سيما روياي شكست خورده آمريكايي
وقتي ابتذال مجوز مي گيرد
پيشنهاداتي براي بهبود تئاتر ايران
شماره جديد نشريه تخصصي انيميشن «پيل بان»
اعلام سياست هاي تئاتر رضوي كيفي گرايي و حمايت از آثار فاخر، اولويت جشنواره رضوي
مخالفت آمريكا باحضور بين المللي سينماي ايران



استفاده ابزاري از زن در سينما

امروز نقش تأثيرگذار هنر به خصوص هنر هفتم كه آميزه اي از ويژگيهاي مثبت ساير هنرها را نيز در خود جاي داده بر كسي پوشيده نيست. اين بدان معناست كه اهل هنر مي توانند همانند يك استاد دانشگاه يا معلم مدرسه، سهم به سزايي در رشد و شكوفايي و تعليم و تربيت و يا برعكس اضمحلال و فروپاشي بنيان هاي اخلاقي و اعتقادي و حتي زيرساخت هاي علمي جامعه برعهده داشته باشند. اين موضوع بيانگر جايگاه رفيع هنر، به خصوص فيلم و تئاتر در آموزش و ترويج معرفت هاي مورد تأييد جامعه است. اين در حالي است كه برخي افراد معلوم الحال، آگاهانه يا ناآگاهانه در تلاشند تا با سواستفاده از اين موقعيت، خواسته بيگانگان و يا افكار مسموم خود را به نام مدافع حقوق مردم و به ويژه زنان، از طريق سينما به جامعه تحميل نمايند.
تعداد معدودي از فيلمسازان، به خصوص در سال هاي اخير همواره تلاش نموده اند تا به نام زن، اما به كام دشمنان خارجي اين مرز و بوم و مردان منحرف، به جاي كمك به كاهش معضلات و ناهنجاري هاي آموزشي، اخلاقي و اجتماعي، با رويكردي فمنيستي و ابزاري نسبت به جنس مؤنث فيلم بسازند.
اين دست از كارگردانان به بهانه هاي مختلف، از جمله بيان مشكلات جامعه بانوان و وضعيت اسفبار آن ها در ايران- كه عمدتاً با واقعيت بيروني تناسبي ندارد و ساخته و پرداخته ذهن بيمار و مغرض خود آن هاست- فيلم هايي را با دستمايه قرار دادن موضوعاتي چون محدوديت در روابط و تعاملات اجتماعي زنان، ناديده گرفتن حقوق زن در جامعه ايران، القاي ظلم و سلب آزادي اجتماعي نسبت به زن در جامعه ما و امثال اين موارد به نمايش گذاشته اند. اما مشخص است كه هدف اصلي آن ها استثمار جنس زن براي مخاطب بيشتر و فروش بالاتر است.
اين القائات كاذب در حالي صورت مي گيرد كه تهيه كنندگان اين گونه فيلمها با بزرگ نمايي بيش از حد معضلات عمومي و عادي جامعه در آثارشان و با نمايش و ترويج بي غيرتي و بي بندوباري در روابط بين زن و مرد در فيلم هايشان، نه تنها كمكي به رفع مشكلات زنان در جامعه نمي كنند، بلكه با دامن زدن به مسائلي كه شايد توسط تعداد محدودي از افراد منحرف در جامعه بروز مي يابد، كانون خانواده را در معرض تعميم اين ناهنجاري ها و خطر تزلزل و فروپاشي بيشتري قرار مي دهند.
بررسي مضمون و محتواي فيلمهايي مانند: زن زيادي، هميشه پاي يك زن در ميان است، زنها فرشته اند و زن دوم كه با سوءاستفاده از واژه مقدس زن به طور مستقيم شأن و منزلت و جايگاه والاي زنان در جامعه را مورد هدف قرار داده و همچنين فيلم هايي مانند: هوو، توفيق اجباري، سالاد فصل، آب و آتش، كافه ستاره، چه كسي امير را كشت و ساير فيلمهاي مشابه كه بطور غيرمستقيم به موضوع زن پرداخته اند، علي رغم اينكه به ظاهر مشكلات زنان و نقش او در خانواده و جامعه را مورد توجه قرار داده اند، اما در واقع در بسياري از آنها بطور كاملا زيركانه و در برخي از موارد بطور كاملا ناشيانه و شايد ناآگاهانه به تبليغ و ترويج روابط نامتعارف و بعضاً غيراخلاقي بين زن و مرد اقدام شده است.
روند ترويج بي بندوباري در اين فيلمها بگونه اي است، كه برخلاف عرف و ارزش هاي اسلامي و اجتماعي كه متضمن حفظ كانون خانواده هاست، به زنها مي آموزد كه حد و مرزي براي برقراري روابط بين زن و مرد وجود ندارد و حتي زن ها مي توانند براي طرح مشكلات مربوط به حريم خصوصي خانواده و رفع اختلافات خانوادگي، به جاي كمك خواستن از ريش سفيدان و بزرگان فاميل، بدون هيچ محدوديتي از مردان نامحرم و غريبه كمك خواسته و به ظاهر حتي در پي يافتن راه حل براي رفع مشكلاتشان، با آنان در هر مسير و راهي تا ناكجاآبادها همراه شوند.
هدايتي

 



نگاهي به فيلم «بوفالوي آمريكايي» به بهانه پخش از سيما روياي شكست خورده آمريكايي

آرش فهيم
فيلم «بوفالوي آمريكايي» به كارگرداني مايكل كارنت تراژدي بحران زدگي و تباهي انسان ها در جوامع سرمايه داري و پول سالار است. جوامعي كه مظهر اصلي آن ها آمريكاست و به تبع جهاني سازي آمريكايي، بخش اعظم كشورها را نيز در برمي گيرد. اهميت فيلم نيز در نحوه پرداخت نمادين اين مسئله و مضمون آن است. چرا كه از نظر سينمايي و ساختاري، در حد يك فيلم متوسط است. دليل آن هم اين است كه فيلم اقتباس از يك نمايشنامه است. اما در اين تبديل گرداني داستان از نمايشنامه به فيلم، تغييرات لازم براي سينمايي شدن اثر انجام نشده است. به همين علت نيز بايد اين فيلم را در اصل متعلق به نويسنده آن، يعني ديويد ممت دانست. نويسنده اي كه توانسته بدون اشاره اي به مسائل سياسي و حتي اسم بردن از كلمه اي كه بوي سياست مي دهد، يك متن به شدت سياسي را ترسيم كند كه به نقد نظام حاكم بر اين كشور و وضعيت اجتماعي آن مي پردازد.
فيلم داستان سه رفيق است كه قصد اجراي يك طرح دزدي را در سر دارند، آن ها در يك سمساري مشغول هستند و مي خواهند يك مجموعه سكه را از فرد ي بدزدند. تمام فيلم ماجراي نقشه كشي اين سه است. اما در نهايت نه تنها نمي توانند نقشه خود را اجرا كنند كه شكست مي خورند و وضعيتشان بدتر از آنچه كه بود مي شود. مي توان از فيلم تفسيري اخلاقي داشت. اين كه انسان ها اگر بخواهند از روش هاي نادرست و ناحق به حق خود دست يابند محكوم به شكست هستند، يك برداشت كلي و اوليه از اين داستان است. اما وقتي در فضاي مورد نمايش در «بوفالوي آمريكايي» و آدم هاي آن دقت مي كنيم و آن را با شرايطي كه فيلم در آن ساخته شده است مي سنجيم، به مضاميني فراتر از آنچه كه روايت مي شود دست مي يابيم. فيلم درباره آدم هاي به ظاهر زرنگ و فرصت طلبي است كه روياهاي بزرگي در سر مي پرورانند، اما به دليل سلوك نامشروع و زياده خواهانه شكست مي خورند. بر اين اساس، فضاي سمساري، استعاره اي از كل كشور آمريكاست. كشوري كه به «سرزمين فرصت ها» معروف است و اعضاي آن از رأس تا قاعده، روياهاي گوناگوني دارند. اما اين روياها تنها به درگيري و به جان هم افتادن آن ها مي انجامد و محيطشان (سمساري- جامعه آمريكا) را تخريب مي كنند. و در پايان معلوم مي شود كه اصلاً هدف رويايي آن ها، وجود خارجي ندارد و صرفاً تراوشات ذهني و خيالي آن ها بوده است.
عامل اصلي تمام اين مصائب نيز يك چيز بيشتر نيست؛ پول، خداي جامعه آمريكا. كشوري كه تمام تحركات سياسي و بين المللي آن به خاطر اين كيمياي آلوده است و سراسر كره زمين و نسل بشر را به خاطر پول پرستي و طمع زياد از حد به مخاطره انداخته اند. در واقع نتيجه گيري فيلم، چشم اندازي است كه براي آينده آمريكا ترسيم مي كند. آينده اي كه به اعتقاد فيلم، هيچ اميدي به آن نيست و اعضايش روز به روز پرخاشگرتر و طاغي تر مي شوند. هرچند «بوفالوي آمريكايي» چشم انداز هر كشوري است كه پول را كعبه آمال خود قرار دهد و نظام حاكم بر آن، سرمايه سالاري را به عنوان روش اداره جامعه برگزيند. در واقع بوفالوي آمريكايي، عنوان فيلم، يك كنايه از مفهوم سرمايه داري و طمع گري مادي به طور كلي است. اما مصداق واقعي و تام آن، جايي جز آمريكا نيست.
همان طور كه اشاره شد در فيلم سه شخصيت وجود دارد كه هر يك نماينده يك قشر از جامعه آمريكاست. دان نماينده آن بخش از حاكميت آمريكاست كه محافظه كارتر و به ظاهر صلح طلب تر است. اما همين محافظه كاري و انفعال كار دستش مي دهد. تيچ (با بازي داستين هافمن) نماينده جناح جمهوريخواه آمريكاست. شخصيتي كه درنده خو و تندرو است و اعمال قهرآميز انجام مي دهد. هم اوست كه عامل اصلي تمام درگيري ها و به جان هم افتادگي ها بين اعضاي گروه است. طرف سوم فيلم، باب است. يك سياه پوست كه از نظر شخصيت پردازي نيز بسيار آرام، منفعل و تابع است. اما او نيز نقش خود را در ايجاد بحران ايفا مي كند. او نماد مهاجران و جماعت هاي حاشيه اي و مظلوم در آمريكا و يا به تعبيري ديگر سمبل جهان سوم است. او به خاطر ضعف و ناتواني جسماني كه دارد، از سوي تيچ (نماد طرف جنگ طلب) محكوم به حذف از نقشه دزدي مي شود. از قضا در درگيري پايان فيلم كه در اثر باطل بودن روياي دزدي صورت مي گيرد، او بيشترين آسيب را مي بيند. به اين معني كه در نظام جهاني سرمايه داري كه توسط آمريكايي ها بر جهان تحميل شده است، كشورهاي جهان سومي بيشترين لطمه را مي بينند. نكته جالب توجه در اين فيلم، استفاده از عنصر صداي آژير پليس است. اين كار از سوي كارگردان فيلم بسيار هوشمندانه صورت گرفته است و گوياي فضاي پليسي و حاكميت نظامي آمريكا است.
اما جاي اين پرسش باقي است كه چرا نويسنده فيلم اين همه دست به نمادپردازي و استعاره آفريني زده است و چرا كارگردان چنين متني را براي نقد و به چالش كشيدن حاكميت و جامعه آمريكا برگزيده است؟ پاسخ اين است كه برخلاف پندار برخي، انتقاد از حاكميت در جامعه آمريكا اگر در نهايت به سود رژيم حاكم تمام نشود محكوم است. آنچه كه مثلا به عنوان سينماي انتقادآميز در آمريكا رايج است، فيلم هايي را در بر مي گيرد كه در نهايت تاثيري به سود كاخ سفيد بر اذهان مخاطبان داخلي و خارجي آمريكا مي گذارد و يا اين كه حداقل جانب يكي از جناح هاي حاكم را داشته باشد. اما آنجا كه يك هنرمند قصد انتقاد از كل نظام را داشته باشد و نخواهد كه هيچ باجي به جناح ها بدهد، مجبور است به نمادپردازي و در لفافه حرف زدن روي بياورد. به همين دليل نيز فيلم «بوفالوي آمريكايي» در تمام زمينه ها، از نام فيلم، تا لوكيشن و شخصيت ها، نماد چيز ديگري هستند. در فيلم اشاره مستقيمي به موضوعات و مسائل اجتماعي و سياسي نشده است. اگر بيننده فيلم به آنچه در آمريكا جريان دارد آگاه نباشد و نتواند نشانه هاي فيلم را رمزگشايي كند به دركي درست از محتواي آن نمي رسد.

 



وقتي ابتذال مجوز مي گيرد

اميد صدرايي
توزيع گسترده سي دي و نوارهاي ويدئويي يك جشن در فروشگاه ها، دكه هاي روزنامه فروشي و غيره، از سوي مؤسسه رسانه هاي تصويري، شگفتي خيلي ها را برانگيخته و باعث ايجاد پرسش هايي نزد اصحاب رسانه و سينمايي نويس ها شده است.
يك دو هفته نامه با رويكرد عوام پسند، اخيراً با چاپ عكس تبليغي اين جشن نوشته است: «فيلم ويدئويي اين جشن كه تيرماه سال گذشته برگزار شد، 29 بهمن ماه 86 موفق به دريافت پروانه نمايش شد و حال مدتي است از سوي مؤسسه رسانه هاي تصويري وارد بازار سي دي هاي سينما و موسيقي شده و توسط عاملان مطبوعات عرضه مي شود.
اين سي دي با لوگوي مجله... و نام... در سه ديسكت ارائه شده و اخيراً هم دي وي دي آن به محصولات تصويري پيوسته است. انتشار اين سي دي كه دويست و چند دقيقه زمان دارد ثابت مي كند در مجموعه وزارت ارشاد حساب و كتاب ها كاملاً تفكيك شده است كه پس از لغو امتياز اين نشريه پروانه نمايش... باطل نشد و پس از آن نيز برخوردي نظير جمع آوري اين سي دي صورت نگرفته است. ]شگفتي ساز اين كه[ مدير مسئول... مدتي پيش برگزاري يازدهمين جشن اين نشريه را هم قطعي اعلام كرد و حالا بايد منتظر عكس العمل مسئولان ارشاد درخصوص صدور مجوز اين جشن باشيم. درباره محتواي سي دي مذكور هم ما حرفي نمي زنيم و قضاوت را به آن ها مي سپاريم كه احتمالاً به جاي مجله... سي دي آن را مي خرند.
فقط همين را بگوئيم كه گرفتن مجوز براي اين سي دي، نسبت به حفظ امتياز مجله... كار سخت تري به نظر مي رسد. برخي آرايش ها، برخي ديالوگ ها و برخي رفتارها آنگونه هستند كه شايد به راحتي نتوان باور كرد در بهمن سال 86 براي انتشارشان مجوز صادر شده باشد.

 



پيشنهاداتي براي بهبود تئاتر ايران

مشاور رئيس جمهور معتقد است حرفي كه انقلاب اسلامي براي دنيا دارد، هنوز در تئاتر به معناي عميق فلسفي متولد نشده است، بايد شبه تئاترها را كنار بگذاريم و مانند فلاسفه غرب كه به توليد انديشه در نمايشنامه ها مي پردازند در ايران نيز به توليد انديشه انقلابي و اسلامي در نمايشنامه ها بپردازيم.
مهدي كلهر، مشاور امور رسانه اي رياست جمهوري، در گفت وگو با فارس گفت: پيشنهاد مي دهم كه دولت با حمايت خود، معادل بودجه ساخت يك فيلم سينمايي را در اختيار توليد يك تئاتر انديشمند و به معناي واقعي اسلامي و فلسفي قرار دهد.
وي در ادامه سخنان خود با اشاره به وضعيت تئاتر و هنر نمايش در ايران بيان داشت: در ايران جايگاه تئاتر در عرصه دانشگاه ها و حتي جامعه خالي است.
وي در ادامه گفت: در حال حاضر بسياري از نمايش هايي كه اجرا مي شود و روي صحنه است، تئاتر نيست، بلكه واريته است. تئاتر يعني ديدن و تماشاي انديشه. در كشورهاي بزرگ بعد از اجراي هر تئاتر، گفت وگو و تعامل صورت
مي گيرد اما اين كار در تئاترهاي ايراني اتفاق نمي افتد.
وي اظهار داشت: در تاريخ ايران بزرگاني وجود دارند كه مي توان از آنها استفاده كرد و روي صحنه آورد، بزرگاني چون سعدي، مولوي و فردوسي. به طور مثال مي توان «جدال مدعي با سعدي» را به يك نمايشنامه زيبا و فاخر تبديل كرد و اجرا كرد و اين يك تئاتر به معناي عميق كلمه است.
مشاور امور رسانه اي رئيس جمهور در ادامه اين مصاحبه افزود: نيازمند افرادي عميق در حوزه تئاتر هستيم كه جان مايه اسلامي هنر و ابزار كار را بشناسند.

 



شماره جديد نشريه تخصصي انيميشن «پيل بان»

شماره جديد مجله «پيل بان» نشريه تخصصي انيميشن منتشر شد.
به گزارش خبرنگار ما، از جمله مطالب اين شماره مي توان به انيميشن و اشتغال زايي، رويدادهاي داخلي و خارجي انيميشن، گزارش ويژه درباره تكنولوژي روز، ابر قهرمانان تجارت، روايت نسل كشي در كن، مطالبي درباره جشنواره فيلم كودكان و نوجوانان و... اشاره كرد.

 



اعلام سياست هاي تئاتر رضوي كيفي گرايي و حمايت از آثار فاخر، اولويت جشنواره رضوي

دبير جشنواره تئاتر رضوي گفت: كيفي گرايي، حمايت از توليد فاخر و بزرگ در راستاي تفكر و زندگي امام رضا(ع) عمده ترين دغدغه ها و اولويت هاي ما در جشنواره تئاتر رضوي است.
محمد خزاعي دبير اين جشنواره در جمع اعضاي شوراي برگزاري و كميته هاي اجرايي اين دوره جشنواره با بيان اين مطلب افزود: در كنار اين دغدغه ها تمركززدايي و توسعه فرهنگ و هنر نمايش در سراسر كشور انديشه گرايي همراه با جاذبه هاي هنري و توجه ويژه و حمايت از آثاري كه در سطح كيفي و مناسب به تأثيرات تفكر، انديشه و سيره امام هشتم(ع) در زندگي هاي فردي و اجتماعي معاصر مي پردازد، اولويت هاي ما را تشكيل مي دهند.
وي با تشريح بخش هاي مختلف جشنواره در ششمين دوره عنوان كرد: جشنواره تئاتر رضوي امسال در بخش هاي صحنه اي توليد متون نمايشي و مجالس تعزيه و آيين هاي نمايشي برگزار مي شود.
دبير جشنواره تئاتر رضوي با بيان اينكه اكنون جشنواره تئاتر رضوي به عنوان يك ضرورت فرهنگي و هنري و حتي اجتماعي جاي خود را در جامعه باز كرده، خاطر نشان ساخت: هنرمندان ما مي توانند عظمت و زيبايي باورهاي اعتقادي و عشق به امام رضا(ع) و در مفهومي فراگير ميراث فرهنگي و مذهبي را از طريق توليد و اجراي آثار فاخر نمايشي به مردم ارائه دهند.
خزاعي با بيان اينكه نبايد توجه و اهتمام به شعائر ديني و تئاتر مذهبي فقط به جشنواره ها محدود شوند، اظهار داشت: بايد به گونه اي بسترسازي شود تا جشنواره تئاتر رضوي باعث تقويت و تداوم پرداختن به مضامين و موضوعات ديني شود و ارزيابي ها هم مؤيد آن است كه جشنواره رضوي در ارتقاي تئاتر و توسعه مضامين و مخاطب پذيري هنر نمايش نقش چشمگيري داشته است.
وي بهترين دستاورد جشنواره را ارتباط با مردم و مخاطب عام با تئاتر خواند و يادآور شد: جشنواره رضوي حيطه مخاطبان هنري را از فضاهاي تخصصي خارج كرده و اقشار مختلف مردم را با سالن هاي نمايش آشتي داد.

 



مخالفت آمريكا باحضور بين المللي سينماي ايران

امروز آمريكا و قدرت هاي بزرگ نمي خواهند نام ايران در عرصه هاي سينمايي جهان مطرح شود .
محمد آفريده مدير عامل مركز گسترش سينماي مستند وتجربي معاونت سينمايي بابيان مطلب فوق گفت : با موفقيت فيلم هايي چون آواز گنجشكها و به همين سادگي در جشنواره هاي جهاني ، دوران جديدي براي سينماي ايران آغاز شده است.
محمد آفريده در گفت وگو با راه فيروزه افزود : جشنواره ها و مراكز مختلف سينمايي دنيا ، پس از مدتي وقفه كوتاه ، بار ديگر متوجه ظرفيتهاي سينماي ايران شده اند وقابليت هاي سينماي ايران دومرتبه خودش را نشان خواهد داد . اين مدير سينمايي همچنين به موفقيتهاي سينماي كوتاه ومستند ايران در دنيا اشاره كرد وگفت : اين موفقيتها نشان مي دهد كه سينماي ايران همچنان از جايگاه مناسبي دردنيا برخوردر است

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14