|
سه شنبه 25 تير 1387 - 12 رجب 1429 - 15جولاي
2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189134
جزدرسايه اسلام،راه پيروزي مسدوداست
|
 |
|
E-mail:shayanfar@kayhannews.ir |
 |
جزدرسايه اسلام،راه پيروزي مسدوداست
حرام بودن شركت در حزب رستاخيز ]بسم اللّه الرحمن الرحيم. پيشگاه مبارك مرجع عاليقدر عالم تشيع، قائد بزرگ اسلام، حضرت آيت اللّه العظمي خميني - مد ظله العالي. با اهداي سلام و تحيات وافره، مستدعي است نظر مبارك خود را در مورد «حزب رستاخيز» كه اخيراً از طرف رژيم تأسيس گرديده، بيان و وظيفه عموم ملت را در قبال آن روشن فرماييد. گروهي از روحانيون[ بسمه تعالي نظر به مخالفت اين حزب با اسلام و مصالح ملت مسلمان ايران، شركت در آن بر عموم ملت حرام و كمك به ظلم و استيصال مسلمين و مخالفت با آن از روشن ترين موارد نهي از منكر است. و اينجانب نظر خود را درباره اين حزب به طور تفصيل نوشته ام. روح اللّه الموسوي الخميني اسفند 1353 (420) ¤¤¤ برخورد شاه با مخالفان حزب رستاخيز بسم اللّه الرحمن الرحيم 1 شهر رجب 1395 خدمت عموم ملت شجاع و مظلوم ايران - ايدهم اللّه تعالي اخبار واصله از ايران، دنبال شكست مفتضحانه شاه در حزب بازي جديد، با آنكه موجب كمال تأسف و تأثر است مايه اميد و طليعه درخشان آزادي است. تأسف از آنكه در عصري كه ملتها يكي پس از ديگري از زير يوغ استعمار خارج مي شوند و استقلال و آزادي خود را به دست مي آورند، ملت بزرگ مسل م ايران با گماشته شدن يكي از مرتجع ترين افراد و يكي از عمال بي چون و چراي استعمار و سايه افكندن وحشتناكترين استبداد وحشيانه بر سرتاسر كشور، از تمام شئون آزادي محروم و با جميع مظاهر استبداد و ارتجاع دست به گريبان هستند. سازمان امنيت ايران به دستور شاه به صورت اداره تفتيش عقايد قرون وسطايي درآمده و با مخالفان حزب تحميلي شاه، كه اكثريت قاطع ملت متدين است، با انواع تهديدها و اهانتها و ضربها و شكنجه هاي وحشيانه رفتار مي كنند. ملت ايران، از علماي دين تا دانشگاهي و از بازاري تا زارع و از كارگر تا اداري و كارمند جزء، بايد معتقد به عقيده شاه باشند؛ گر چه برخلاف اسلام و مصالح مسلمين و ملت باشد، گر چه استقلال ملت و آزادي همه را برباد دهد! و در صورت تخلف، سرنوشت آنها ضربها و حبسها و شكنجه ها و محروميتها از حقوق انساني است و متخلفين «مرتجع سياه» و «بي وطن سرخ»اند و بايد سركوب شوند. تأسف از سركوب كردن ملت مظلوم، و هجوم به دانشگاههاي سراسر كشور. تأسف از واقعه جانسوز هفده خرداد «54» مدرسه فيضيه و دارالشفاء - كه واقعه قتل عام 15 خرداد 42 را زنده كرد - و يورش بي رحمانه و مسلحانه عمال استعمار بر مدارس ديني كه جز با علم و فقه اسلام و دفاع از قرآن كريم و احكام سازنده اسلام سر و كاري ندارند، و شكستن سر و دستها و در و پنجره ها و كوبيدن تا سرحد مرگ و پرتاب كردن جوانان بي پناه را از پشت بامها «به جرم اظهار عقيده برخلاف حزب شاهي و به جرم سوگواري براي مقتولين 15 خرداد» كه به حسب نقل بعض مطبوعات خارجي، عدد مقتولين به 45 نفر و عدد مجروحين بسيار است كه در بيمارستانها پذيرفته نشده اند؛ و بيش از سيصد نفر در زندانها به سر مي برند كه سرنوشت آنها معلوم نيست. اين است وضع كشور مترقي! اين است معيار دموكراسي شاه! اين است حال مملكت آزادمردان و آزادزنان! تأسف از وضع مطبوعات ايران كه مستقيماً زير نظر سازمان اداره مي شوند، و هر چه ديكته كنند مي نويسند و هر تهمتي خواستند به هر مقامي مي زنند. ولي با همه مصيبتها، بيداري ملت مايه اميد است. مخالفت دانشگاههاي سرتاسر ايران - به حسب اعتراف شاه - و مخالفت علماي اعلام و طبقه محصلين و طبقات مختلف ملت با همه فشارها و قلدريها، طليعه به دست آوردن آزادي و رهايي از قيد استعمار است. شركت نكردن ملت غيور در حزب فرمايشي و انتخابات خائنانه، نمونه بيداري و پيروزي است. اينجانب به ملت بزرگ عزيز ايران پس از تسليت در اين مصيبتهاي دلخراش و تسليت در اهانت به قرآن كريم و حريم اهل بيت طهارت - عليهم السلام - و تسليت در واقعه 15 خرداد 42 و هفده خرداد 54، تبريك مي گويم بر اين روشنفكري و آزادمنشي! تبريك مي گويم بر طلوع صبح آزادي و قطع ريشه استعمار و عمال خبيث آن! سلام من بر مقتولين و مصدومين 15 خرداد! سلام من بر مصدومين و مظلومين هفده خرداد! سلام من بر طبقات اهل علم و خطباي محترم! سلام من بر جوانان غيرتمند دانشگاههاي ايران! سلام من بر مؤمنين و مسلمين سراسر كشور كه با عدم شركت در حزب تحميلي و انتخابات غيرقانوني مشت محكم بر دهان ياوه سرايان زدند و وفاداري خود را به اسلام و مسلمين ثابت كردند! سلام من بر زندانياني كه در راه هدف مقدس اسلام در زير شكنجه به سر مي برند! سلام من بر جوانان و دانشجويان غيرتمند ايراني خارج كشور كه با كوشش ارزنده خود، به اسلام و برادران مسل م خود خدمت مي كنند و فجايع استعمار و عمال آن را برملا مي كنند. من در اين لحظه هاي آخر عمر، نگرانيهاي فراوان دارم. خوف از آن دارم كه اين شخص(87)، كه با هر حيله اي متشبث شد مواجه با مخالفت ملت و طبقه جوان شد، بيش از اين مبتلاي به تشنج اعصاب شود و ملت مظلوم را بيش از اين به خاك و خون كشد و با تهمت «مرتجع سياه» و «بي وطن سرخ»، علماي اسلام و دانشمندان و روشنفكران را قتل عام كند. به خداوند متعال از شرّ عناصر خبيثه پناه مي برم و قطع ايادي اجانب را مسألت مي نمايم. والسلام عليكم و رحمه اللّه. روح اللّه الموسوي الخميني(421) 20.4.54 مخالفت مردم با حزب رستاخيز حزب تحميلي بي سابقه در تمام دنيا آنچنان با مخالفت ملت مواجه شد و شاه را مفتضح كرد كه براي سرپوشي آن به هر وسيله متشبث مي شود كه اذهان را منصرف كند ولي فايده ندارد. در شهر تهران، كه گفته مي شود سه و چند ميليون نفوس دارد، با تمام وسايل تبليغاتي و پليس و انواع تشبثات و ارعاب و تهديدها - به حسب آنچه به ما رسيده - نتوانستند بيش از دويست هزار در شركت در انتخابات بتراشند؛ و در شهر دويست هزار نفري قم بيش از چهار هزار نفر نتوانستند به طور تحميل وارد كنند.(422) 30.6.54 ¤¤¤ عدم استقبال ملت آگاه از حزب ساختگي شاه لكن آنچه موجب اميد و آرامش است طليعه بيداري ملت و رشد سياسي طبقات مختلفه است. از رشد ملت است كه نقشه هاي شوم اجانب كه به دست شاه بايد اجرا شود مواجه با مخالفت ملت مي شود؛ رشد ملت است كه حزب ساختگي شاه را با آن همه رعد و برق و عربده رسوا كرد و شاه را گرفتار آشفتگي و هيجان كرد؛ رشد ملت است كه با همه ارعاب و تهديد در انتخابات مفتضح شركت نكرد، مگر مشتي جيره خواران و بستگان به دستگاه.(423) 2.7.54 ¤¤¤ اجباري بودن عضويت در حزب رستاخيز رژيم شاه رژيمي ديكتاتوري است. در اين رژيم، آزاديهاي فردي پايمال و انتخابات واقعي و مطبوعات و احزاب از ميان برده شده اند. نمايندگان را شاه با نقض قانون اساسي تحميل مي كند. انعقاد مجامع سياسي - مذهبي ممنوع است. استقلال قضايي و آزادي فرهنگي به هيچ وجه وجود ندارد. شاه قواي سه گانه را غصب كرده است و يك حزب واحد ايجاد نموده است. از اين بدتر، پيوستن به اين حزب را اجباري كرده است و از متخلفان انتقام مي گيرد.(424) 4.2.57 ¤¤¤ تو خالي بودن طرح حزب رستاخيز اين روحيه «حزب رستاخيز»، كه اينقدر برايش اين مديحه سرايي كرد و اينقدر پافشاري كرد و اينقدر كه هر كس كه وارد نشود در اين حزب، ديگر بايد برود، اين ايراني نيست، ديگر وطن ندارد، بايد از اينجا برود، چه؛ بعدش برگشت به اينكه خوب، حزب رستاخيز حالا ديگر اينطوري مي گويد. حزب رستاخيز چيست؛ اين مثل ساير احزاب؛ آيا بشود، آيا نشود! يك امري را مي گويند و گاه آنقدر پافشاري مي كنند. حالا همين مردم، . . . همين مردم اين كار را به اينجا رساندند كه اين حزب رستاخيز كذا، شد هيچي، توخالي بود؛ از اول نتوانستند. من از روز اول گفتم كه حزب نيست اين؛ اين حرف است مي زند. حزب رستاخيز كه آنقدر با آن ]پافشاري مطرح كردند[؛ خودشان حالا مي گويند: هيچ، حزب نه حزب! ساير كارهايشان هم اينطوري است. بعد كم كم اصلاح ارضي هم مي گويد ]هيچ [؛ براي اينكه اين اصلاح كه نبود، اين فساد بود. اصلاح ارضي اين نيست اصلش، كه سپاه دانش، سپاه كذا، سپاه، . . . آخر چه كاري اينها مي كنند، جز اينكه بروند براي شما مداحي بكنند يا الزاماً بروند براي شما مداحي بكنند و شاه را ترويج بكنند.(425) 29.7.57 ¤¤¤ بي محتوايي حزب رستاخيز وضع ما اينطوري است كه الفاظ خيلي جالب «اصلاحات ارضي». چه بساطي، مثل «حزب رستاخيز» ديگر، حزب رستاخيز «فراگير»! كه در آنجا هم همان اولي كه اين حزب را به پا كردند، ما حرفهايمان را زده ايم. آنقدر كه بايد صحبت كنيم، صحبت كرده ايم. حالا راجع به اين است كه اين «فراگير» بودنش محتوا نداشت. با زور يك عده اي از خودشان، از سازماني ]ها [و اينها بودند. كه مردم قبول نكردند، «بله» نگفتند. آنها هم كه گفته بودند، معلوم شد همه زور بوده، براي اينكه همچو كه يك قدري سستي پيدا شد از اطراف، آن كنار رفت، آن كنار رفت، آن كنار رفت، همه كنار زدند، رفتند سراغ كارشان. حالا شده يك حزبي كه ساير حزبها را به حزبيت مي شناسند، اين را به حزبيت - اصلاً - نمي شناسند! اين حزب «فراگير»! خوب شما ديديد كه راجع به اين «حزب» چقدر حرف زد اين آقا، چقدر! يكي از حرفهايش اين بود كه هر كه اين حزب را - اين جزء همان «آزادي» است ها! - هر كه اين حزب را قبول كند، قبول كرده، هر كه قبول نكند، تذكره اش را بگيرد و برود! اينكه اهل اين مملكت نيست! تمام اهل اين مملكت آنهايي هستند كه داخل اين حزب هستند! فراگير! اما محتوايش چه بود؟ محتوايش هيچ چيز! محتوا نداشت. معلوم شد هيچ است اين. و هكذا هر جايش را بگيريد. اين الفاظ حالا اگر بخواهيم ما تفصيلش را بدهيم طولاني است.(426) 11.8.57 ¤¤¤ مداحي براي حزب رستاخيز اين «حزب رستاخيز» يك چيز آساني بود كه اينها دست از آن بردارند؟ شما ديديد كه چقدر مداحي اينها كردند. خود اين مردكه چقدر . . . حرف نامربوط راجع به حزب رستاخيز زد! همه مردم، همه بايد وارد بشوند! هر كس وارد اين حزب نشود بايد از اين مملكت برود! اين اصلاً اينجايي نيست! و از اين حرفهايي كه زدند. يكدفعه با همين نهضت مردم، با همين مشت خالي، آنها توپ و تانك دارند، اينها مشت دارند، همين مشت غلبه كرد بر آنكه يكوقتي حزب رستاخيز ]را به رخ مي كشيد[ معلوم شد خبري نيست! اعلام كردند كه، اين ]حزب [ چيزي نيست، بيخود است اصلاً، اصلاً دولت هم قبولش ندارد! ]خنده حضار[ مطلبي بود كه دولت هم قبولش نكرد، با اينكه دولت از خودشان بود.(427) 27.8.1357 ¤¤¤ اعلام شكست حزب رستاخيز همين شاه بود كه چند سال گذشته هنگامي كه حزب مبتذل خود را اعلام كرد گفت هر كه به ما رأي ندهد يا جايش در زندان است و يا از كشور اجازه مي دهيم كه خارج شود. امروز مي بينيد كه ملت ايران او را مجبور مي كند كه رسوايي شكست حزب رستاخيز فرمايشي خود را قبول كند.(428) 23.9.57 ايستادگي ملت در مقابل حزب رستاخيز آن حزب «رستاخيز»ي كه آنقدر براي آن مديحه سرايي كردند، هم خود او و هم عمال خبيث او آنقدر درباره آن مبالغه ها كردند، مدحها خواندند. و خود ايشان گفت كه اگر كسي داخل اين حزب نشود او را ما تذكره اش را مي دهيم و مي گوييم برود بيرون، آنقدر پافشاري راجع به اين حزب كرد لكن ملت ايران مقابل حزب و مقابل حزب ساز و مقابل تانك و توپ و مسلسل ايستاد و مجبور كرد اين آدم ديكتاتور را به آنكه از حزبش صرف نظر بكند و حزب را كان لم يكن فرض كند.(429) 1.11.57 ¤¤¤ گروههاي ماركسيستي و كمونيستي (چپ) تقويت معنويت براي جلوگيري از تبليغات كمونيستي اكنون كه پيشرفت آثار تمدن غرب و همچنين نفوذ تبليغات كمونيستي، بسياري از مردم ايران و جوانان ما را به سوي فساد كشانيده، براي جلوگيري از اين خطر بزرگ، چاره اي جز تقويت امور معنوي در مردم نيست؛ و كساني كه به نام تجدد، روحانيت را ضعيف مي كنند به توسعه فساد دامن مي زنند.(430) 12.6.1341 ¤¤¤ دعوت گروهكهاي غير اسلامي به مكتب اسلام بايد قشرهاي غيراسلامي را كه عقيده و عملشان برخلاف اسلام است و داراي گرايش به مكتبهاي ديگرند، هر نوع از آن باشد، به مكتب مترقي عدالت پرور اسلام دعوت كنيد و در صورت نپذيرفتن، از آنها هر نوع كه باشد و هر شخصيت كه هست تبرّا يا لااقل احتراز كنيد. و بايد جوانان ما بدانند تا معنويت و عقيده به توحيد و معاد در كسي نباشد، محال است از خود بگذرد و در فكر امت باشد. و بايد بدانند كه تبليغات دامنه دار كمونيسم بين المللي همانند تبليغات پر سروصداي امپرياليسم جهاني جز براي اغفال و استثمار توده هاي مستضعف نيست. بايد اين بوقهاي استثماري شكسته شود.(431) 24.11.56 ¤¤¤ نسبت دادن نهضت اسلامي به گروههاي ماركسيستي قيام تبريز، چون نهضت همه ايران، اسلامي است؛ براي دفاع از حق و از احكام اسلام است، و نسبت ]دادن [اين قيام را به ماركسيستها يا ماركسيستهاي اسلامي - كه در تبليغات شاهانه است - جز خدعه نيست و دليل بر آن است كه اين مكتبهاي انحرافي پايگاهي در ايران ندارند و الّا شاه از آنها ذكري نمي كرد. اكنون بايد تمام جناحها از هر طبقه بدانند كه جز در سايه اسلام و در زير پرچم توحيد و قرآن، راه پيروزي مسدود است؛ و چون شاه مي خواهد نهضتهاي اصيل اسلامي را از مجراي خود منحرف و به گروههايي كه هم منحرف و هم بين ملت پايگاهي ندارند نسبت دهد، بايد همه گروههاي سياسي و طبقات روشنفكر با صراحت و بدون هيچ ابهام، نهضت و تحرك خود را اسلامي و براي اجراي قوانين عدالت پرور قرآن كريم معرفي كنند و به گروه روحاني و كارگري و توده ملت بپيوندند كه با اين منطق حيله حساب شده اجانب را كه به زبان شاه اجرا مي شود خنثي كنند و در غير اين صورت با برچسب ماركسيسم و احياناً ماركسيسم اسلامي جناحهاي روشن و متحرك را از سواد اعظم كه ملت مسلم است جدا و از خاصيت مطلوب ساقط و ملت را نيز تضعيف نموده و پيروزي را عقيم يا به مدت طولاني معوق مي كنند.(432) 4.1.57 ¤¤¤ سوء استفاده رژيم پهلوي از عنوان نادرست ماركسيسم اسلامي -]درباره لفظ«ماركسيسم اسلامي» كه رژيم مرتباً استعمال مي كند چه فكر مي كنيد؟ آيا با دستجات چپ افراطي روابط سازماني داريد؟ [ - اين شاه است كه اصطلاح مذكور را به كار برده است و اطرافيانش از او تبعيت كرده اند. اين مفهوم مفهومي نادرست و حاوي تناقض است و براي از اعتبار انداختن و از بين بردن مبارزه مردم مسلمان ما بر ضد رژيم شاه است. مفهوم اسلامي كه بر اساس توحيد و وحدانيت خداوند بنا شده است با ماترياليسم در تضاد است. اصطلاح « ماركسيسم اسلامي» يك اصطلاح خلاف حقيقت است. به عبارت ديگر، شاه و دستگاه تبليغاتي اش از اتحاد «ارتجاع سياه» و «خرابكاري سرخ»نيز هدفي را كه گفتيم تعقيب مي كند؛ بدين معنا كه وي مي خواهد مردم مسلمان را وحشتزده سازد و بذر ابهام را در آنها بپراكند، تا مخالفتشان را نسبت به رژيم كه جامع و غير قابل بحث و انكار است از ميان ببرد. هيچ گاه ميان مردم مسلماني كه بر ضد شاه در حال مبارزه اند و عناصر ماركسيست افراطي يا غير افراطي اتحاد وجود نداشته است. من همواره در اعلاميه هاي خود خاطرنشان ساخته ام كه مردم مسلمان بايستي در مبارزه خود همگون و متجانس باقي بمانند و از هر نوع همكاري سازماني با عناصر كمونيست برحذر باشند. بدين ترتيب با اتحاد بين تمام مسلمانان است كه ما با شاه مبارزه مي كنيم و خواهيم كرد؛ و به همين دليل است كه شاه سعي دارد مباني مبارزه اي ما را وارونه جلوه دهد.(433) 4.2.57 ¤¤¤ عدم همكاري با ماركسيستها در سرنگوني شاه -]با توجه به فقد روابط سازماني، آيا يك اتحاد تاكتيكي را با ماركسيستها براي سرنگون كردن شاه در نظر داريد؟ و روش و طرز رفتار شما با آنان پس از موفقيت اجتماعي تان چگونه خواهد بود؟ [ - نه، ما حتي براي سرنگون كردن شاه با ماركسيستها همكاري نخواهيم كرد. من همواره به هواداران خود گفته ام كه اين كار را نكنند. ما با طرز تلقي آنان مخالفيم. ما مي دانيم آنها از پشت به ما خنجر زده اند و اگر روزي به قدرت برسند، رژيمي ديكتاتوري برقرار خواهند كرد و اين مخالف روح اسلام است. اما در جامعه اي كه ما به فكر استقرار آن هستيم، ماركسيستها در بيان مطالب خود آزاد خواهند بود؛ زيرا ما اطمينان داريم كه اسلام دربردارنده پاسخ به نيازهاي مردم است. ايمان و اعتقاد ما قادر است كه با ايدئولوژي آنها مقابله كند. در فلسفه اسلامي از همان ابتدا مسئله كساني مطرح شده است كه وجود خدا را انكار مي كرده اند. ما هيچ گاه آزادي آنها را سلب نكرده و به آنها لطمه وارد نياورده ايم. هر كس آزاد است كه اظهار عقيده كند و براي توطئه كردن آزاد نيست.(434) 4.2.57 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پانوشت ها: 420- پاسخ به استفتاء درباره تحريم شركت مردم و حزب رستاخيز 421- پيام به ملت ايران و اظهار تاسف از سركوب مردم 422- پيام به اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان اروپا 423- پيام به اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان آمريكا و كانادا 424- مصاحبه با لوسين ژرژ درباره مسائل سياسي و اجتماعي ايران 425- سخنراني در جمع ايرانيان مقيم خارج درباره ماموريت شاه از سوي آمريكا 426- سخنراني در جمع ايرانيان مقيم خارج 427- سخنراني در جمع ايرانيان مقيم خارج درباره وجوب مبارزه با حكومتهاي ظالم 428- مصاحبه با نشريه «اونيتا» درباره اسلام و مدرنيزه كردن ايران 429- سخنراني در جمع ايرانيان مقيم خارج درباره رمز پيروزي انقلاب 430- بيانات در ديدار با يكي از سردفتران اسناد رسمي 431- پيام به انجمن هاي اسلامي دانشجويان در اروپا 432- پيام به ملت ايران به مناسبت اربعين شهداي تبريز 433- مصاحبه با لوسين ژرژ درباره مسائل سياسي و اجتماعي ايران 434- مصاحبه با لوسين ژرژ درباره مسائل سياسي و اجتماعي ايران
|
|

|