(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 22 تير 1387 - 9 رجب 1429 - 12جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189131
 

داستان زندگي شهيد محراب، آيه الله اشرفي اصفهاني دعاي ماهي ها
پسربچه هاي انگليسي با كتاب بيگانه اند
فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد
زبان فارسي تقويت هويت ديني، ملي
براي اسطوره هاي ايثار و مقاومت



داستان زندگي شهيد محراب، آيه الله اشرفي اصفهاني دعاي ماهي ها

كيوان امجديان
ابوذر
باران پائيزي همه زمين ها را سيراب كرده بود و بوي خاك باران خورده توي هوا پيچيده بود. پدر عبا را روي دوشش انداخت رحل را گذاشت جلويش و قرآن را باز كرد.
«اعوذ باالله من الشيطان الرجيم»
عطاالله دويد و نشست كنار پدر.
پدر نگاهش كرد لبخندي زد و ادامه داد: عطاالله اين آيه را بخوان ببينم چطور مي خواني؟
قرآن خواندن عطا كه تمام شد پدر گفت: «احسنت پسرم ماشاالله در خواندن قرآن ديگر براي خودت استادي شده اي.»
عطاالله سرش را پائين انداخت و از پدر تشكر كرد. پدر قرآن را بست و بعد بوسيدش. بلند شد و رفت توي حياط.
گنجشكها با هم مي خواندند و صدايشان پيچيده بود توي تمام خانه.
ميرزا اسدالله از روي ديوار تكه نان خشك را برداشت خرد كرد و يك گوشه براي گنجشك ها ريخت. عطاالله هم كه داشت از پشت پنجره پدر را نگاه مي كرد، بيرون آمد و كنار پدر ايستاد. ميرزا اسدالله رفت كنار حوض، خم شد و شروع كرد به وضو گرفتن. همانطور كه داشت وضو مي گرفت رو به عطاالله كرد و پرسيد: عطاالله گفتي استادت براي امروز از شما چه خواسته؟
عطاالله گفت: استاد گفته اند كه بايد اجدادمان را تا چند پشت بنويسيم و برايش ببريم. پدر مسح سر كشيد و گفت: مگر استادتان هنوز سيد مصطفي نيست؟ او كه همه اهالي را خوب مي شناسد پس ديگر دانستن اجداد بچه ها به چه دردش مي خورد؟
عطاالله گفت: نه پدر ، سيد مصطفي براي كاري به اصفهان رفته اند و تا مدتي نمي آيند. بجاي خودشان هم شيخ رحمان را توي مكتب خانه گذاشته اند تا درس بدهند.
پدر عبا را روي دوشش صاف كرد و گفت: خيلي خوب، پس حالا كه اينطور است برويم تا من بگويم و تو بنويس.
هر دو آرام رفتند توي خانه. پدر نشست و پايش را زير كرسي گذاشت. عطاالله هم دفتر و قلم برداشت و نشست پدر شروع كرد: اجداد ما برمي گردد به شيخ جبل العاملي. اين بزرگوار اهل علم از كساني بوده اند كه توسط حضرت ابوذر به اسلام روي آورده اند بعد به اينجا كه ما هستيم يعني سده اصفهان هجرت كرده اند و دين اسلام را بين اهالي اين منطقه گسترش داده اند و...»
عطاالله خم شده بود روي دفترش و داشت تكليفهايش را مي نوشت اما همه فكرش پيش حرفهاي پدر بود. پيش شيخ جبل العاملي و پيش ابوذر. از ابوذر خيلي چيزها شنيده بود. يكي از بهترين ياوران پيامبر. كسي كه جلوي كاخ ظلم حكام جابر مي ايستاد و از آنها انتقاد مي كرد و كسي كه علم و تقوايش زبانزد همه بود.
و حالا همه اش فكر مي كرد ابوذر مراقب اوست. مراقب حرفهايش. مراقب رفتارش و درس خواندنش. حس مي كرد بايد بيشتر تلاش كند بيشتر زحمت بكشد. حس مي كرد ابوذر خيلي در انتظار است تا ببيند فرزندان شاگردانش به كجا مي رسند؟
بيشتر همكلاسي هاي عطاالله بعد از ياد گرفتن سواد خواندن و نوشتن و علوم مقدماتي براي كار و كاسبي پيش پدر، دوست و آشنايان و يا هر جاي ديگري كه مي شد رفته بودند اما عطاالله با اينكه دلش مي خواست كار كند پول درآورد و كمك خرج خانواده باشد اما نمي توانست از درس و كتاب دل بكند پدر هم در اينكار او را تشويق مي كرد و به او پشتگرمي مي داد.
پدر گفته بود تو بايد مثل اجدادت كه همه اهل علم و دانش بوده اند درس بخواني علم كسب كني و به درجات بالاي علمي و ديني برسي تا مايه افتخار باشي براي ما و در قيامت روسفيدمان كني.
يك هفته اي مي شد كه عطاالله مثل هميشه نبود. وقتي مي خواست حرف بزند زبانش مي گرفت .روبروي پدر مي ايستاد سرش را پائين مي انداخت و با انگشتهايش بازي مي كرد انگار توي دلش چيزي بود و مي خواست بگويد اما... اما انگار نمي شد انگار نمي توانست.
به دستهاي پينه بسته پدر و صورت شكسته اش كه نگاه مي كرد حرفش را مي خورد و دوباره مي رفت سر درس و مشق و كمك به مادر در انجام كارهاي خانه.
و عطاالله متعجب مانده بود كه چرا پدرش اصلا از او نمي پرسد. نمي پرسد كه چه شده است چه مي خواهد بگويد چرا حرفش را مي خورد؟ لبخند پدر مثل هميشه برايش يك معما شده بود... لبخندي كه فقط مخصوص پدرها بود .انگار لبخندي كه با آدم حرف مي زد و پدر گويا همه چيز را مي دانست.
ادامه دارد...

 



پسربچه هاي انگليسي با كتاب بيگانه اند

گروهي از اعضاي مجمع كتابخانه مدارس در انگلستان با ابراز نگراني از پايين بودن آمار كتابخواني پسران كودك و نوجوان انگليسي به دنبال يافتن راهي براي تشويق آنها به كتابخواني اند.
به گزارش ايبنا به نقل از تايمز، اين گروه با تلاش فراوان، فهرستي از يكصد كتاب مورد علاقه پسران در اين رده سني را گردآوري كردند. در اين فهرست، نام مجموعه اي از كتاب هاي المپيك، ترسناك، داستان هاي جنايي، قصه ارواح و... ديده مي شود كه به نظر مي رسد مي تواند پسران را مجاب كند به جاي استفاده متمادي از بازي هاي رايانه اي، اوقات فراغت خود را با خواندن كتاب پر كنند.
يكي از اعضاي اين گروه، معتقد است اين كتاب ها براي پسر بچه هاي 5ساله در ليست كتاب هاي مناسب كودكان، هيچ نشاني از قهرمان هاي معروف دنيا مانند «هري پاتر» جي.كي.رولينگ»، «پرنس كاسپين» سي.اس لويس يا «جوليان انيد» بليتون ديده نمي شود تا 11 ساله ها بسيار مناسبند و مي توانند آنها را به مطالعه ترغيب كنند. مدير يكي از بهترين مدارس بريتانيا نيز براساس اين ليست، تعداد زيادي كتاب براي كتابخانه مدرسه اش سفارش داده و معتقد است برخي از آنها در اوقات فراغت خود به كتاب روي آوردند و موفق شدند لذت خواندن و مطالعه را درك كنند، ولي تعداد زيادي از پسران همچنان بازي هاي رايانه اي را به كتاب ترجيح مي دهند. جالب اينجاست كه در اين ليست، هيچ نشاني از قهرمان هاي معروف دنيا مانند «هري پاتر» جي.كي.رولينگ، «پرنس كاسپين» سي.اس لويس يا «جوليان انيد» بليتون ديده نمي شود. همين مساله، ماجراي اين فهرست و كتاب هاي انتخابي آن را جالب تر كرده است. اين ليست، بهترين كتاب هاي چند سال اخير را در برمي گيرد؛ ولي در بيشتر كتابخانه ها، اثري از آنها ديده نمي شود.
بيش از يك سوم پسربچه هاي 10 ساله بريتانيايي، حداقل 3 ساعت از اوقات روزانه خود را به بازي هاي رايانه اي اختصاص مي دهند. «بيلي بونكرز» نوشته «گيلز آندره» كتابي است با ماجراهاي بسيار مهيج و پرتعليق كه با مطالعه هر صفحه از آن، نفس ها حبس مي شود و بچه ها ديوانه وار منتظر گره گشايي نويسنده مي مانند. قسمت سوم كتاب «سرگذشت ترول» با نام «خون ترول» (ترول، موجودي افسانه اي در اعتقادات مردم اسكانديناوي است.) نوشته كاترين لانگريش، يك كتاب فوق العاده ترسناك درباره «پير» و «هيلد» است كه وايكينگ ها را تعقيب مي كنند.
داستان جيمز باند جوان «چارلي هيكسون»، توفان طلا و داستان هايي از آنتوني هوروويتز، استفان هاوكينگ و سازنده فيلم لوس بسون نيز در اين ليست ديده مي شوند.
از آثار شكسپير، تنها يك نسخه ژاپني كميك از مكبث در اين ليست قرار گرفته كه تا حدي مورد اقبال است. كتاب هاي كميك بسيار مورد توجه پسران قرار مي گيرند و بهتر است در ليست كتاب هاي مناسب كودكان، سهم بيشتري براي اين نوع كتاب ها در نظر گرفته شود.گروهي نيز معتقدند كتاب هاي كميك بسيار مورد توجه پسران قرار مي گيرند و بهتر است در ليست كتاب هاي مناسب كودكان، سهم بيشتري براي اين نوع كتاب ها در نظر گرفته شود. در عين حال، گروهي نيز اعتقاد دارند عكس هاي بزرگ و به تعداد زياد، ذهن آنها را از هدف اصلي كتاب يعني مطالعه دور مي كند.
مدير يك موسسه آموزشي ويژه پسران نيز معتقد است كتاب هاي كلاسيك مانند «ديويد كاپرفيلد» همچنان پرطرفدارترين كتاب پسربچه هاي 10 ساله اند. در قالب اين طرح، فهرست كتاب ها به مدارس ابتدايي و كتابخانه هاي عمومي فرستاده شد و دولت نيز با اعتباري 5 ميليون پوندي از آن حمايت كرد. بيش از يك سوم پسربچه هاي 10 ساله بريتانيايي، حداقل 3 ساعت از اوقات روزانه خود را به بازي هاي رايانه اي اختصاص مي دهند.

 



فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد

فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد با بخش هاي پنج گانه داستان بلند، داستان كوتاه، نقد ادبي، تاريخ نگاري و مستندنگاري منتشر شد.
براساس اين فراخوان، اولين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد با مشاركت معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و موسسه خانه كتاب، دوم آذرماه 1387، همزمان با سال روز تولد نويسنده توانا و صاحب سبك، جلال
آل احمد، برگزار مي شود. داستان بلند، داستان كوتاه، نقد ادبي، كتب تاريخ نگاري و كتب مستندنگاري، موضوع هاي مورد ارزيابي هيات داوران است كه در فراخوان ذكر شده است. در فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد از تمام نويسندگان، منتقدان، اديبان و تاريخ نگاران دعوت شده است تا آثار خود را كه در سال هاي 1385 و 1386 به چاپ رسيده است، تا تاريخ 31 شهريور 1387، به دبيرخانه ارسال كنند.
نشاني دبيرخانه نخستين دوره جايزه جلال تهران، خيابان انقلاب، خيابان فلسطين جنوبي، كوچه خواجه نصير، شماره 10 سراي اهل قلم، طبقه پنجم است.

 



زبان فارسي تقويت هويت ديني، ملي

عليرضا صادقي مياب
استفاده و كاربرد از زبان فارسي، از عوامل مهم و اساسي تقويت بنيه هاي فرهنگي و هويت ديني و ملي در اين كشور اسلامي است. زبان فارسي نزديك ترين زبان به زبان قرآن است كه آشنايي و بهره مندي بيشتر از زبان فارسي ما را در بهره مندي از اين منبع الهي ياري مي نمايد. خودباوري از عوامل مهم استفاده از اين زبان شيرين در مقابل زبانهاي بيگانه است. مقام معظم رهبري عنوان كردند: «هر جاي دنيا كه هستيد، بايد همت بگماريد كه در آنجا زبان فارسي را به انواع و اقسام روشها... ترويج كنيد. تا آن جائي كه ممكن است يا عامل ديگري وجود نداشته باشد، از زبان فارسي استفاده كنيد.» متقابلا بهره مندي از زبان فارسي از عوامل مهم تقويت خودباوري و دوري از خودباختگي مي باشد.
دفتر برنامه ريزي و تأليف كتب درسي آموزش و پرورش با يك برنامه زمان بندي شده همت والايي در تقويت اين زبان و گسترش آن نموده است كه آثار آن در آينده نزديك بيشتر مشهود خواهد شد.
اما نكته قابل توجه و تذكر اين است كه اين امر مهم تنها وظيفه آموزش و پرورش نمي باشد. تمام وزارتخانه ها، نهادها و سازمانها كه مستقيم يا غيرمستقيم در امور فرهنگي دخالت دارند بايد در اين زمينه گام بردارند. تعصب و حميت و تلاش مضاعف در اين زمينه از ضروريات مي باشد. مخصوصاً باتوجه به حركتهاي ضدفرهنگي دشمنان برعليه نظام فرهنگي ما اين ضرورت را آشكارتر مي نمايد.
شنيده شده در كشور آلمان، در سمينارهاي بين المللي به هيچ عنوان از زبان غيرآلماني استفاده نمي شود و اعلام داشته اند ديگران و ميهمانان سمينارها تلاش كنند تا زبان آلماني را بياموزند. هرچند اين امر از برخي شئون اخلاقي بين المللي به دور است، اما توجه به آن درس هايي را به ما مي دهد، از جمله اين كه بايد به مسئله زبان خودمان بيشتر توجه كنيم.
در اين راستا چند مطلب قابل ذكر است. متأسفانه چهره شهرهاي ما كمتر با نوشته هاي فارسي زيباسازي شده است. در اين راستا هم بايد تلاش كنيم كه در تابلوها، تبليغات و غيره از زبان فارسي بهره مند شويم.
متأسفانه مشاهده مي شود كه تابلوهاي چراغهاي راهنمايي و رانندگي با اعداد خارجي مشخص مي شوند در صورتي كه برخي از اين چراغ ها كه با اعداد فارسي معين هستند بسيار زيباتر جلوه مي نمايد.
اسامي بسياري از اجناس از كلمات لاتين انتخاب شده است و حتي برخي از آنها يك نوشته فارسي بر روي بدنه اجناس خود درج نكرده اند.
اسامي برخي فرزندان اين مرز و بوم غيرايراني انتخاب شده است. توجه سازمان ثبت احوال به اين مهم بايد زياد باشد.
اكثر ماشين هاي توليد داخل اسامي غربي دارند و حتي آنهايي كه اسامي ايراني دارند آرم آنها به كلمات و حروف لاتين بر روي بدنه ثبت شده است.
آمبولانس ها، ماشين هاي پليس و... تماماً با كلمات لاتين مشخص مي شوند ،در صورتي كه رنگ ماشين ها و چراغ هاي گردان تعيين كننده موقعيت آنهاست.
از اين موارد فراوان ديده مي شود و بيان اين مصداقها فقط به عنوان چند نمونه مطرح گرديد، تا تذكري باشد بر دقت بيشتر مسئولين و مردم عزيز بر اين امر مهم.
توجه به پيشينه فرهنگي و ديني اين ملت، و گذشته پربار معنوي و علمي آن به اين مطلب اشاره دارد كه آن پيشينه حاصل خودباوري و ايمان گذشتگان ما بوده است، اميد است ما نيز با دقت در اين امر الگويي براي آيندگان خود باشيم.

 



براي اسطوره هاي ايثار و مقاومت

اميرعلي مصدق
لم داده روي صندلي چرخدار خود
مردي كه تكيه كرده به خودكار و كار خود
هي پشت ميز، كاغذ و دفتر سياه كرد
اما نشد خسته از اين كار و بار خود
داني چرا گذاشت دو پا را به جبهه ها؟
زيرا رسيده بود به مقصد، به يار خود!
امروز اگر نشسته؛ ولي ايستاده بود
ديروز مثل كوه براي ديار خود
ديروز پشت سنگر و در جبهه هاي جنگ
امروز روي صندلي چرخدار خود
فردا كه روز حشر و شمار است و پرس و جو
اي كاش! مي گرفت مرا هم كنار خود
هر روز در نماز دعا مي كنم ترا
در لابه لاي گريه بي اختيار خود

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14