(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 20 تير 1387 - 7 رجب 1429 - 10جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189130
 

دموكرات يا جمهوريخواه مردم هيچ كاره اند



دموكرات يا جمهوريخواه مردم هيچ كاره اند

حاشيه و متن انتخابات آمريكا در گفت وگو با رالف نادر
اشاره
مطلب ذيل بخشي از گفت وگويي است كه «امي گودمن» خبرنگار آمريكايي، با «رالف نادر» انجام داده است. نادر كه يك كانديداي مستقل در انتخابات جاري رياست جمهوري آمريكا است، در اين مصاحبه پرده از ساختار واقعي نظام دو حزبي آمريكا برمي دارد و اطلاعات مفيدي را به دست مي دهد. وي در اين مصاحبه نشان مي دهد كه مردم هيچ نقشي در انتخاب نامزد دموكرات يا جمهوريخواه ندارند.
سرويس خارجي
¤ «باراك اوباما» و «جان مك كين» (به ترتيب، كانديداهاي احزاب دموكرات و جمهوريخواه آمريكا در انتخابات رياست جمهوري) هرچند در مورد موضوع هاي مختلفي چون گوانتانامو، عراق، امنيت اجتماعي و ماليات ها به هم نيش و كنايه مي زنند، اما از مواضع و سياست هاي خود، تحليل عميقي ارايه نمي دهند. در اين ميان، در مورد نظر كانديداهاي جريان سوم (يعني، غير از دموكرات ها و جمهوريخواهان) پوشش رسانه اي اندكي داده مي شود. شما در فوريه گذشته (بهمن 1386) و در برنامه تلويزيوني موسوم به «نشست مطبوعاتي» تحت مديريت «تيم روزرت» كه اخيراً فوت كرد، از كانديداتوري خود براي رياست جمهوري سخن گفتيد و آن را يك «جريان سوم» ناميديد. در اين مورد توضيح دهيد.
- در «تيم روزرت» مي توان احساس تعهد را مشاهده كرد. برنامه «تيم» تلاشي بود براي گشودن دروازه ها؛ كوششي بود براي دسترسي بهتر به آرا؛ احترام گذاشتن به اختلاف عقيده در آمريكا و به مفاهيمي مثل جريان هاي سوم و كانديداهاي مستقل. از منظر تاريخي، اين موضوع را بايد پذيرفت كه تحولات مهمي كه وارد تاريخ ما شده اند، مثل مبارزه با برده داري، حق رأي براي زنان و پيشرفت در حوزه هاي كارگري و كشاورزي، همه و همه توسط جريان ها و احزاب كوچك صورت گرفته اند، احزابي كه هرگز و در هيچ يك از انتخابات ملي (آمريكا) پيروز نشده اند. اختلاف عقيده داشتن، پيش درآمد و «مادر» توافق حاصل كردن است. به همين خاطر است كه من تصميم گرفته ام در انتخابات رياست جمهوري شركت كنم.
- نگرش شما در مورد «تيم روزرت» چيست؟ در همين برنامه وي بود كه اعلام كرديد در انتخابات رياست جمهوري شركت مي كنيد.
- بله، آخرين گفت وگويي كه با تيم روزرت داشتم، احتمالا به يك ماه و نيم قبل برمي گردد. او به من گفته بود كه برنامه اش به تنش هاي روشنفكري (در آمريكا) دامن زده است.
او اصطلاح «تنش روشنفكري» را به كار برد. من فكر مي كنم كه همين مي تواند نشانه تمايلي باشد كه در او وجود داشت. او مايل نبود حشو و زوائد معمول سياستمداران واشنگتن را در برنامه اش به نمايش بگذارد، هرچند از اين برنامه ها هم داشت، اما دليل اينكه هزاران تن از مردم به واشنگتن آمدند و به او احترام كردند (در تشييع جنازه وي شركت كردند)، به خاطر تمايلات انساني او بود. روزرت پرمشغله ترين فرد در عرصه روزنامه نگاري بود. او دفتري را در واشنگتن اداره مي كرد، در برنامه «نشست مطبوعاتي» حضور داشت، يك برنامه ارتباطاتي تحت عنوان «مروري بر كتاب ها» را داشت، و شبكه هاي «ام.اس.ان.بي.سي» و «ان.بي.سي» مرتب از او مصاحبه مي گرفتند، و تاكنون هيچ روزنامه نگاري در واشنگتن در قد و قواره وي ظهور نكرد كه با تعداد زيادي از مردم مصاحبه بگيرد.
¤ رسانه هاي بزرگ زياد به سراغ شما نمي آيند، فكر مي كنيد كه چرا چنين است؟
- اين بايكوت سه چهار ماهه اخير، استثنايي است. شنيدم «استفانو پولوز» گفته، مصاحبه «تيم روزرت» (با من)، كاملا شكل تبليغاتي داشت و من آن را تماماً رنگ و بوي مبارزات انتخاباتي داده بودم. البته بايد گفت كه نه بولوز و نه «ولف بليتزر» و نه «باب شيفر» هيچكدام مرا به بازي نگرفتند. وقتي ببينيم كه آنها نرخ هاي بالاتري را در نظر مي گيرند، موضوع ناراحت كننده تر مي شود. «تيم روزرت» گفت كه پس از اعلام نام من در برنامه اش، از سراسر جهان شنيده است كه مردم مي گفتند، اين هيجان انگيزتر است. اما البته، شبكه ها از كنار همه كانديداهاي مستقل جريان سوم، به استثناي «ران پاول»، چراغ خاموش حركت كردند.
چرا چنين است؟ اگر شما نگاهي به پايگاه اينترنتي ما (votenaderorg) بيندازيد، به علت آن پي مي بريد؛ دليلش اين است كه ما طرح انتقال (واقعي) قدرت را در دستور كار داريم. ما مي خواهيم شهروندان را هوشيار و مصون بكنيم. ما مي خواهيم كه آنها خودشان در شهرها دست به فعاليت انتخاباتي بزنند و با يكديگر متحد شوند و از اين كانديداها (جريان سوم) دعوت كنند تا به شهر آنها بروند و در تالارها و در جمع هواداران خود، از برنامه هايشان دفاع كنند. وقتي كه ما به طور جدي در مورد خلاف هاي شركت ها، مثل فريب و سوءاستفاده آنها سخن مي گوئيم، (مسلم است كه) اسناد چنين ادعاهايي روي ميز ما قرار دارند، نه روي ميز «مك كين» و يا «اوباما» . اين مسايل در برنامه هاي رسانه هاي بزرگ، مورد گفت وگو قرار نمي گيرند، هرچند اين رسانه ها هر روزه خبرهايي را در مورد اين خلاف ها پخش مي كنند.
ما در مورد ماليات امنيتي نظر داريم. 050 ميليارد دلار از اين دريافتي هاي امنيتي، در سال جاري وارد معاملات و بازار مي شود. اگر بر اين معاملات اندكي ماليات بسته شود، دريافتي هاي مالياتي دولت فدرال از كارگران آمريكايي را تا بيش از 010 هزار دلار مي كاهد. ما به جاي تكيه بر انرژي هسته اي، مي توانيم از انرژي خورشيدي استفاده كنيم. ما بيمه درماني خويش فرما داريم، كه مي تواند جايگزين بيمه درماني كارفرمايان و هزينه هاي بي مورد و خيلي زياد اداري و بوروكراتيك آنها شود، كارفرماياني كه توصيه هاي پزشكان را ناديده مي گيرند و برخلاف همه دموكراسي هاي غربي، سياست «يا پول بده يا بمير» را در آمريكا اجرا مي كنند.
بنابراين، شما در بسياري از حوزه ها مي توانيد ببينيد كه ما طرفدار كارگران، مصرف كنندگان و ماليات پردازان كوچك هستيم، و به خاطر محيط زيست، مقابل قدرت شركت ها مي ايستيم. منظور من اين است كه اكنون، توجه ما به قدرت و نفوذ شركت ها است و مي خواهيم با گذشت ايام و برپايي تظاهرات مقابل نهادهاي دولتي و يا از طريق اتحاديه هاي تجاري واشنگتن، مردم را با خود همراه كنيم و آنها را در راستاي مبارزه براي برقراري عدالت در سراسر كشور، در فعاليت هاي انتخاباتي مشاركت دهيم.
ما پايگاه اينترنتي Votenaderorg را براي مردم ايجاد كرديم، براي آنهايي كه مي خواهند داوطلب شوند، و يا مي خواهند مسئوليتي را بپذيرند و يا به مبارزات انتخاباتي ما اعانه مالي بدهند. ما اعانات بخش بازرگاني را نمي پذيريم، و به همين خاطر، متكي به اشخاص هستيم.
لذا، در يك جمع بندي، درواقع تلاش ما اين است كه مي خواهيم قدرت شركت ها را تابع حاكميت مردم بكنيم. چرا بايد اين تلاش، يك اقدام راديكال تصور شود؟ مگر قانون اساسي ما با جمله «ما مردم» آغاز نمي شود؟
حال كه سخن از قانون اساسي به ميان آمد، بايد بگويم كه ما قويا خواستار استيضاح بوش و (ديك) چني (معاون رئيس جمهور آمريكا) هستيم. براي استيضاح و يا درخواست براي استعفاي اين دو نفر، همچون «ريچارد نيكسون» و «اگنيو» (رئيس جمهور اسبق آمريكا و معاونش)، هرگز دير نشده است.
وقتي كه آنها در بيست و يكم ژانويه (اول بهمن) از قدرت كنار رفتند نبايد بتوانند از عدالت فرار كنند و بايد با تكيه بر يك قانون مرتبط و متناسب، بوش و چني به اتهام اصرار هميشگي شان بر اقدامات جنايتكارانه، رفتارهاي مغاير قانون اساسي، جنگ مجرمانه در عراق، شكنجه سيستماتيك زندانيان، زنداني كردن بدون اتهام افراد و شنود مكالمات بدون پشتوانه قانوني، محاكمه شوند.
¤ باراك اوباما در نخستين روز پس از آنكه نامزدي اش از طرف حزب دموكرات براي انتخابات رياست جمهوري آمريكا قطعي شد، به واشنگتن سفر كرد ودر كميته روابط عمومي آمريكايي- اسرائيلي (آيپك) سخنراني كرد. طي گفت وگويي كه با اوباما داشتم از او پرسيدم: آيا چيزهايي را كه در آنجا گفتيد، از سر اجبار نبود؟
اوباما پاسخ داد: اجازه دهيد واضح سخن بگويم. امنيت اسرائيل، امري مقدس است. نمي توان درباره آن، مذاكره كرد. فلسطيني ها به يك حكومت نياز دارند كه مجاور و وصل به اسرائيل است، به فلسطيني ها اجازه داده مي شود كه به هدف خود برسند، اما در هر توافقي بامردم فلسطين، بايد هويت اسرائيل به عنوان يك حكومت يهودي، كه داراي مرزهاي امن، شناخته شده و قابل دفاع است، محترم شمرده شود.
بيت المقدس نيز پايتخت اسرائيل است و بايد همچنان به صورت تقسيم نشده باقي بماند. البته، اوباما بعدا و در گفت وگو با «سي ان ان»، از اظهارات قبلي خود درباره وضعيت آينده بيت المقدس به عنوان پايتخت اسرائيل، عقب نشست. او گفت اسرائيلي ها و فلسطيني ها درباره اين شهر مي توانند گفت وگو كنند. نظر شما چيست؟
- من فكر مي كنم كه اوباما دارد نقش يك رهبر واسط را بازي مي كند. سخناني كه او گفت، واقعا زشت بود. اين ديگر در راستاي روند صلح نبود، راه حل دو حكومت از جانب اكثريت يهوديان آمريكايي، اعراب آمريكايي و اكثر مردم اسرائيل و فلسطين حمايت مي شود. اما، او (اوباما) اساسا جانب نظامي گري براي اشغال، سركوب، شهرك سازي و نابودي مردم فلسطين در كرانه غربي و غزه را گرفت. او حتي عليه يك جنايت بين المللي مثل محاصره غزه، يعني محاصره يك و نيم ميليون انسان كه از دارو، آب، سوخت، برق، غذا باز نگه داشته شده اند- و بسياري نيز به خاطر همين محاصره، در سكوت مرده اند- چيزي نگفت.
باراك اوباما واقعا بايد همين الآن به دقت مورد آزمون قرار گيرد. او دنيا را با (تكرار) كلمه «تغيير» خسته كرده است. ما اكنون مي خواهيم بدانيم كه اين تغيير، چه چيزهايي را دربرمي گيرد. اين كاملا واضح است كه او يك كانديداي ائتلافي است. اگر به سابقه رأي دادن وي توجه كنيم مي بينيم كه او عليه اصلاح قانون سال 2718 درباره معادن رأي داد، قانوني كه صخره هاي سخت معدني ما را بذل و بخشش مي كند. او به دستور شركت ها، به يك قانون ترسناك محدودسازي اقدام طبقاتي رأي مثبت داد. او به شيوه هاي مختلف، مردم را مأيوس كرد، يعني همان هايي كه به او خيلي اميدوار بودند. او به تنفيذ مجدد قانون ميهن پرستي رأي داد. اوباما حتي از بحث و گفت وگو امتناع مي كند- او شديدا مخالف استيضاح بوش و چني است.
اوباما حتي از پيشنهاد همكار خود، سناتور «راس فينگولد»، در مورد انتقاد از دولت بوش به خاطر شنودهاي غيرقانوني سيستماتيك و مكرر مكالمات، حمايت نكرد. شما مي دانيد كه در همين شهر تحت سلطه شركت ها- هم اكنون اين شركت ها هستند كه عملا بر ما در واشنگتن حكومت مي كنند- به اوباما اجازه داده مي شود تا برنامه كار خود را مشخص كند، و اين برنامه خوبي نيست.
براي اوباما مشاوراني خارج از مركز «رابرت رابين» سيتي گروپ و دانشگاه شيكاگو دست و پا كرده اند. مشاوران خاورميانه اي او، كساني هستند كه عملا در نوشتن متن سخنراني اش در آيپك كمك كرده اند. مي دانيد كه مشاهده چنين چيزي، غم انگيز است، زيرا او مسايل را بهتر مي فهمد، اما به طور مداوم خودش را منكوب مي كند تا فرد متفاوتي به نظر آيد و بتواند رئيس جمهور شود.
¤ قبلا كه ما با شما گفت وگو كرديم، موقعي بود كه يك كميته تحقيقاتي ايجاد كرده بوديد و گفته بوديد كه براي مبارزه انتخاباتي بدان نيازمنديد. گفتيد كه مايليد 01 ميليون دلار داشته باشيد تا بتوانيد در عرصه فعاليت هاي انتخاباتي مبارزات درخوري انجام دهيد. اين كمك مالي تا به چه سقفي رسيد؟ آيا شما به آن هدف رسيديد؟
- ما جمعا، تنها به مبلغ دو ميليون دلار رسيديم و كميسيون انتخابات فدرال هنوز نتوانست به حد نصاب لازم دست يابد، اما اميدواريم كه اين مبلغ افزايش يابد. اكنون بر تعداد مردمي كه اعانه مي دهند، همچنان افزوده مي شود. ما كمك هاي فراواني را از طرف حاميان سابق «هيلاري كلينتون» كه از دور خارج شد، به دست آورده ايم، و افراد زيادي نيز از اطراف و اكناف كشور هستند كه دارند در حد رقم هاي پائين- 01 دلار، 02 دلار، 05 دلار، 001 دلار- كمك مي كنند.
ما همچنان منتظريم كه اين وجوه افزايش يابد. ما منتظريم كه مردم از طريق رسانه ها به ما كمك كنند، از متخصصان كامپيوتر اين انتظار را داريم. ما مي خواهيم كه 51 و 61 ساله ها به ما كمك كنند تا تلاش هايمان براي به دست آوردن رأي 61 ساله ها نتيجه بدهد، عاملي كه باعث مي شود نوجوانان ما كه خيلي به تصاوير ويديويي چسبيده اند، از لحاظ سياسي هم به بلوغ برسند.
ما مي كوشيم تا ابتكارهاي مهيجي را طراحي كنيم و از اين طريق مي خواهيم مشكلات را حل كنيم. كساني كه ديگر شيفته دموكرات ها نيستند، فقط به اين خاطر باز به حزب دموكرات رأي مي دهند كه نمي توانند در كنار جمهوريخواهان قرار گيرند، و كساني كه ديگر شيفته جمهوريخواهان نيستند نيز تنها بدين خاطر به جمهوريخواهان رأي مي دهند كه نمي توانند خود را در كنار دموكرات ها ببينند. فلسفه «ميثاق رأي دهي»، دادن اختيار حق رأي واقعي به مردم است- به عنوان مثال، يك فرد پشت كرده به حزب جمهوريخواه، با فرد پشت كرده به حزب دموكرات متحد مي شود، آنها مي گويند «بيائيم برگه رأي نادر- گونزالس را انتخاب كنيم.» بدين ترتيب، يك حزب سوم نيز شانس پيدا مي كند، زيرا همه ما مي دانيم كه اگر اين ديكتاتوري مبتني بر انتخابات دو حزبي را در هم نشكنيم، اين انحصار دوجانبه ادامه مي يابد و آنها دائما آراي اضافي سرگردان و يا كمك هاي مالي عمومي، يا آراي افراد طالب اصلاحات، و يا الزاما چيزي غير از موارد بالا را به خود اختصاص مي دهند. همه سياستگذاري ها تنها مي تواند از طريق مجلس مقننه اي صورت گيرد كه متعلق به اين دو حزب است، احزابي كه نمي خواهند سيستم كنوني را تغيير دهند. لذا، ما مجبوريم كه با دستان خود اين مجلس را تحت كنترل درآوريم.
¤سناتور اوباما گفته است كه «ما از همه اهرم هاي قدرت آمريكا، براي فشار بر ايران استفاده مي كنيم تا به سلاح هسته اي دست پيدا نكند» و سناتور مك كين هم گفته دستيابي ايران به سلاح هسته اي پذيرفتني نيست و اوباما نبايد بدون پيش شرط با نماينده چنين كشوري مذاكره كند، اين كار درستي نيست، اين خامي است.
- اين موضوع، ما را به ياد گزارش هاي چند هفته قبل «ميخائيل آبرامويچ» در «واشنگتن پست» و «نيويورك تايمز» مي اندازد كه گفته بود اگر اوباما يا (هيلاري) كلينتون (كانديداي رقيب اوباما در حزب دموكرات كه حذف شد) به رياست جمهوري برسند، سياست خارجي و نظامي آنها زياد با سياست خارجي و نظامي «جرج بوش» در دوره دوم رياست جمهوري اش، فرق نخواهد كرد. اين جملات مي تواند مورد فوق را توضيح دهد. مجتمع هاي نظامي- صنعتي و سياستمداراني مثل اوباما و مك كين كه از اين مجتمع ها حمايت مي كنند- هم اكنون 007 ميليارد دلار، يعني بالغ بر نيمي از هزينه هاي عملياتي دولت فدرال، بودجه نظامي را تشكيل مي دهد- به طرز نااميدكننده اي نگاهشان به دشمنان و خيلي بزرگ جلوه دادن خطر آنان است.
ايران طي 052 سال گذشته هيچ كشوري را مورد تعرض قرار نداده است. با وجود اين آن را ترسناك نشان مي دهند. اين كشور از جانب غرب، جنوب و شرق در محاصره نيروهاي آمريكايي قرار دارد. ايران از طرف بوش، برچسب «محور شرارت» خورده است، يعني همان فردي كه خودش بعد از اين برچسب زدن، عراق را اشغال كرده است. ما نيروهاي ويژه در اختيار داريم و به گفته «سيمون هرش»، به درون و بيرون مرزهاي ايران نفوذ كرده اند. در اين شرايط، آنها (ايراني ها) مي خواهند چه بكنند؟ ... ما از «صدام» در حمله به ايران، حمايت لجستيكي و تجهيزاتي كرديم، حمله اي كه جان نيم ميليون ايراني را گرفت. ايراني ها حمله سال ها پيش (آمريكايي ها) به هواپيماي غيرنظامي و سرنگوني آن را هنوز به ياد دارند.
¤ به نظر شما، كداميك از اين دو نفر بيشتر احتمال مي رود كه ايران را بمباران يا به اين كشور حمله كند و يا اقدام مشابهي انجام دهد: جان مك كين يا باراك اوباما؟
- نمي دانم. مي توانم بگويم كه بيشتر احتمال دارد كه مك كين به چنين كاري دست بزند. احتمال زياد دارد كه بوش قبل از ترك كاخ سفيد، چنين اقدامي بكند. نكته اول اين است كه ما داريم به جاي بهره گيري از ديپلماسي، تهديد ايران را خيلي بزرگ جلوه مي دهيم. نكته دوم هم اين است كه ايران (اصولا) سلاح هاي هسته اي ندارد؛ براساس ارزيابي هاي سازمان هاي اطلاعاتي، آنها در آستانه دستيابي به سلاح هاي هسته اي نيستند. نكته سوم اين است كه اسرائيل 052 بمب هسته اي دارد. با اين شرايط، آيا ايران واقعا مي خواهد دست به خودكشي بزند؟ نكته چهارم اينكه، از دو كارشناس امنيتي ارشد ملي اسرائيل گزارش شده است كه گفته اند، ايران يك مشكل (تهديد) نيست. با اين تفاصيل، چرا ما بر طبل (جنگ) مي كوبيم و چرا اوباما در چنين تله اي مي افتد؟
همان طور كه مي دانيد، «مت گونزالس» دستيار من در مبارزات انتخاباتي، يك مطلب 0030 كلمه اي در ارزيابي اوباما نوشت، كه يك جمله محوري (از زبان اوباما) دارد «مرا به حساب نياوريد». همه اينها، بازتاب اين است كه مردم آمريكا در اين ميان، هيچكاره هستند. براي مردم آمريكا ديگر جاي چه تصميم گيري باقي مي ماند؟ آنها بايد زمام حكومت خود را در دست بگيرند. آنها بايد در اين مبارزات انتخاباتي بيشتر درگير شوند. آنها مجبورند كه از اين كانديداها بخواهند كه به شهرهاي كوچك و بزرگ شان بيايند و به حرف آنها گوش كنند و به پرسش ها نيز پاسخ گويند، نه سفرهاي تشريفاتي و كليشه اي كه الان جريان دارد. اكنون كانديداها شعارهايي را در ميان طرفداران خود در يك ايالت مطرح مي كنند و سپس همان شعارها را در شهرها و ايالت هاي ديگر تكرار مي كنند.
¤ اجازه دهيد از شما درباره «مت روتچيلد» بپرسم، اين نويسنده در نشريه «پروگرسيو» در مورد شما مطلبي تحت عنوان «در مورد نادر نگراني به خود راه ندهيد» نوشت.
او گفت: آن چند نفري كه احتمالا به نادر راي مي دهند، به هر تقدير در پاييز به دموكرات ها گرايش پيدا خواهند كرد. شايد آنها به «سينشيا مك كيني» يا برخي از كانديداهاي ديگر جريان سوم راي بدهند، يا اسم هر كسي را (در ورقه راي خود) خواهند نوشت و يا در انتخابات رياست جمهوري، اصلا به كسي راي نخواهند داد. در هرحال، نادر در جايگاه كسي است كه به ما يادآوري مي كند دموكرات ها نمي توانند به طور خود به خودي، آراي همه كساني كه مخالف برنامه هاي جمهوريخواهان هستند را به دست آورند و اينكه باراك اوباما نمي تواند آنچه را كه بسياري از طرفدارانش در ذهن خود دارند، برآورده كند.» اين جملات «مت روتچيلد» است، يعني كسي كه خزانه دار شما بود و شما را در سال 0020 مقابل «ال گور» حمايت كرد.
- او در دفتر ما به عنوان يك تحصيلكرده جديد (دانشگاه) «هاروارد» كار كرد. من فكر مي كنم كه اين اظهارات، اقدامي توهين آميز از جانب وي بود. من فكر مي كنم كه او بايد به پايگاه اينترنتي ما نظري بيندازد و ببيند كه نظرسنجي ها چه چيزي را نشان مي دهند. نظرسنجي خيلي پيش خبرگزاري آسوشيتدپرس، طرفداري از نادر- گونزالس را شش درصد نشان مي داد، اين در شرايطي است كه برخلاف مك كين و اوباما، ما پوشش (تبليغاتي) در سطح ملي نداريم. او منتقد جدي دموكرات ها است، اين در حالي است كه نسبت به جمهوريخواهان بيشتر تنفر مي ورزد. اين تله اي است كه ميليون ها آزاديخواه و ترقي خواه درون آن افتاده اند. به عنوان مثال، آنها نمي توانند هيچ مطالبه اي از نامزدهاي حزب دموكرات داشته باشند، ولي چون برايشان سخت است جمهوريخواهان پيروز شوند، به دموكرات ها راي مي دهند.
¤ از اينكه در اين گفت و گو شركت كرديد، متشكرم.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14