(صفحه(10(صفحه(12(صفحه(12(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 19 تير 1387 - 6 رجب 1429 - 9جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189129
 

ذهن خواني با كمك MRI
بيماريهاي بازپديد؛ خطري در كمين
فرياد زمين به فضا رسيد!
تاثير منفي ديابت مادر بر حافظه كودك



ذهن خواني با كمك MRI

يك متخصص برجسته مغز و اعصاب هشدار داد سرويس هاي نظامي و اطلاعاتي به زودي قادر خواهند بود با MRI و تكنيك هاي كامپيوتري با خواندن ذهن افراد وارد حريم خصوصي فكري انسان ها شوند.
به گزارش ديلي تلگراف، دانشمندان با استفاده از دستگاههاي MRI مورد استفاده در بيمارستان ها موفق به شناسايي افراد دروغگو، نژادپرست و حتي تجسم ذهني آنان شدند. اين روش به انسان امكان ديدن رؤياها يا خواندن ذهن افراد را مي دهد.
پروفسور «گرنيت ريس» از استادان دانشگاه كالج لندن در فستيوال علمي «كلتنهام» گفت: اگرچه رازهاي بيماران و داوطلبان انجام اين آزمايشات كاملاً محفوظ است اما بحث كنوني بر اين محور است كه آيا كارفرمايان اجازه استفاده از اين روش براي رمزگشايي مغز و بررسي عملكرد شغلي را دارند يا خير؟
احتمال ديگري كه با انجام اين تحقيقات و بررسي نحوه دستيابي مغز به خاطرات و ساير اطلاعات به وجود آمده، استفاده سرويس هاي اطلاعاتي از اين تكنولوژي است كه مغز يك متهم را برخلاف ميلش مورد بررسي و بازجويي قرار مي دهد.
اين روش همچنين براي افشاي پيشداوري هاي ناخودآگاه كاربرد دارد كه براساس آن نادرستي ادعاي فردي مبني بر نژادپرست نبودن مي تواند اثبات شود. به اين ترتيب اگر در زمان نشان دادن عكس يك سياهپوست به مظنوني سلول هاي بادامي شكل مغز مرتبط با نفرت، واكنش نشان دهند احتمال ارتكاب جرايم سنگين از طرف وي افزايش مي يابد.
پروفسور «ريس» اعلام كرد كه البته اين مسئله هنوز هم در سطوح بسيار اوليه است و دستگاههاي كنوني تنها با كمك شناسايي تغييرات كوچك جريان خون در مغز موفق به شناسايي اين اوضاع مي شوند.

 



بيماريهاي بازپديد؛ خطري در كمين

دكتر محمدجعفر طالب پور
امروزه، بشر با بيماريهاي مختلفي روبرو است كه سلامت او را تهديد مي كنند و عليرغم پيشرفت هاي ارزشمند و چشمگيري كه در حوزه پزشكي و بهداشت و در راستاي پيشگيري و درمان انواع بيماريها، بدست آمده است، سلامت انسان كه از حقوق اوليه و الزامات قطعي زندگي بشر است، از جانب اين بيماريها در تنگنا است. شايد بتوان مجموعه اين بيماريها را در گروه هاي ذيل، دسته بندي كرد:
-بيماريهاي واگيردار عفوني كه همواره از معضلات جدي و اساسي سلامت و بهداشت بوده و هستند.
-بيماريهاي ارثي و ژنتيكي به زعم گروهي از محققان حداقل 10درصد از مشكلات بهداشتي و درماني مرتبط با اين بيماريها هستند.
-بيماريهاي غيرواگيردار مانند بيماريهاي قلبي- عروقي، بيماريهاي كليوي، روماتيسمي، ضايعات پوستي، ديابت، انواع سرطان ها، اختلالات غددي و... اگر چه عامل وراثت و ژنتيك در ابتلا به اين بيماريها موثر است، ليكن تاثير شيوه زندگي در فراواني اين بيماريها، برجسته و قابل تأمل است.
-حوادث و سوانح اعم از رخدادهاي غيرمترقبه، حوادث طبيعي، مانند سيل و زلزله و آتشفشان و طوفان و... جنگها، حوادث جاده اي و ترافيكي و...
-بيماريهاي شغلي كه با توجه به اهميت و وفور و گوناگوني كه در عوارض و عواقب بهداشتي و درماني شغلي ديده مي شود، آنها را در گروه جداگانه اي قابل بررسي مي دانند و رشته هاي تخصصي ايمني، طب كار، بهداشت صنعتي و... در اين حوزه فعاليت دارند.
-بيماريهاي رفتاري و رواني كه با در نظرگرفتن استرس هاي روزافزوني كه روان افراد را درگير مي كند و متأسفانه با گوناگوني، پيچيدگي و افزايش فراواني واضحي در اين بيماريها مواجه هستيم، بخش عمده و قابل توجه اي از توان و پتانسيل مراكز بهداشتي و درماني دنيا به اين بيماريها معطوف و متوجه شده است و بهداشت روان از اولويت هاي مهم و كليدي ارتقا و سلامت تلقي مي شود.
اما معضل ديگري كه بشر با آن مواجه شده و توجه و اهتمام بيشتر سيستم مديريت بهداشت و سلامت جوامع و نيز آگاه سازي عمومي و ارتقاي سطح اطلاعات و دانش عمومي را مي طلبد و نيز پيش بيني تمهيدات لازم جهت كنترل و درمان آنها و نيز مطالعات علمي بيشتري را ايجاب مي كند، «بيماريهاي بازپديد» هستند. اين بيماريها كه عمدتا در گروه بيماريهاي واگيردار عفوني قرار مي گيرند، روزگاري از معضلات بهداشتي بشر بوده اند، ليكن به مدد پيشرفت هاي چشمگير بشر در پيشگيري، بهداشت و درمان، بروز و شيوع آنها كنترل، مهار و حتي در مواردي ريشه كن شده بودند، اما مجددا بنا به علل مختلفي و برخلاف انتظار، فعال شده و سلامت بشر را به مخاطره انداخته اند. بيماريهايي مانند سل، مالاريا، جذام و... از اين دست مي باشند. براي مثال بيماري خطرناك و پيچيده سل، با اتخاذ راهكارهاي مناسب بهداشتي و پروتكلها و رژيم هاي درماني كارآمد و دست يابي به داروهاي مؤثر، تا حدود قابل توجهي تحت كنترل قرار گرفته بود و شيوع آن عمدتا در مناطق پرجمعيت، غيربهداشتي، فقير و... ديده مي شد اما در حال حاضر اين بيماري را علاوه بر مناطق پرخطر ذكر شده، در مناطقي مي بينيم كه چندي قبل از نظر فراواني بيماري سل پاك تلقي مي شدند و امكان ابتلاء افراد آن مناطق به اين بيماري بعيد به نظر مي رسيد يا بيماري در افرادي مشاهده مي شود كه از لحاظ سن، جنس، سطح زندگي، فرهنگ، وضعيت اقتصادي و... در ريسك (Risk) ابتلا نبوده اند.
در تحليل افزايش بروز و شيوع بيماريهاي بازپديد و علل اين افزايش به مواردي مي توان اشاره نمود:
1-حوادث طبيعي و رخدادهاي غيرمترقبه (مانند زلزله، رانش زمين، طوفان، سيل) علاوه بر اين كه خود با عواقبي كه برجاي مي گذارند مي توانند پيامدهاي ناگوار بهداشتي داشته باشند، با تغيير الگوي اپيدميولوژيك و همه گير شناختي بيماريها، به شيوع بيماريهاي نادر و تحت كنترل شوند و اين موضوعي است كه همواره در پي اين حوادث، زنگ خطري است براي سلامت و بهداشت عمومي.
2-تغييرات زيست محيطي مانند گازهاي گلخانه اي، بالاآمدن سطح آب دريا، تغييرات اقليمي، گرم شدن زمين، خشكسالي، آلودگي هاي زيست محيطي مانند آلاينده هاي صنعتي، آلودگي هوا، آلودگي آب درياها، آتش سوزي جنگلها و تغييرات اكوسيستم ناشي از آن، تخريب بي رويه مراتع و مناطق جنگلي، فاضلاب هاي رهاشده در طبيعت و... همگي مي توانند با تغيير در شرايط محيط، منجر به شيوع بيماريهاي بازپديد شوند.
3-افزايش و انفجار جمعيت كه متأسفانه بيشترين نرخ رشد جمعيت در مناطقي ديده مي شود كه از نظر تراكم جمعيت، فقر، سطح بهداشت و... شرايط مطلوبي ندارند، با بالابردن تعداد نفوس در واحد حجم و بالطبع افزايش تماس افراد با يكديگر و كاهش ميزان و ضريب دسترسي افراد به خدمات بهداشتي و درماني مناسب، احتمال افزايش فراواني بيماريهاي بازپديد را بيشتر مي نمايد. ضمن اينكه سوءتغذيه بعنوان فاكتور مستعدكننده Risk Factor اين بيماريها، در جوامع شلوغ و پرجمعيت بيشتر ديده مي شود.
4-مقاومت هاي دارويي گونه ها و سوش هاي بيماري زا در برابر درمانهاي دارويي رايج و بالطبع كاهش كارآمدي پروتكلهاي درماني و نياز به توليد داروهاي جديدتر را نيز فراموش نمود. مصرف خودسرانه دارو، تجويزهاي بيمورد، رژيم هاي درماني نامناسب و ناقص، درمانهاي ناكامل، همكاري نكردن بيماران در اجراي كامل رژيم هاي درماني، تداخلات دارويي كه گاه از آنها غفلت مي شود و... نيز مزيد برعلت شده اند.
5-ظهور و شيوع گونه هاي جديد و تغيير شكل يافته ميكروب ها و عوامل بيماري زا كه نسبت به درمانهاي موجود كاملا مقاوم بوده و حتي در مواردي الگوي بيماري زايي جديد و متفاوتي از خود نشان مي دهند را نيز مدنظر داشت.
6-بيماريهاي زمينه اي و گاه نوپديد مانند ايدز، هپاتيت، سرطانها، سوءتغذيه و نيز مصرف داروهاي سركوب كننده ايمني مانند داروهاي شيمي درماني، ضدسرطان، كورتون ها و... نيز با ايجاد شرايطي متعدد و مناسب، در فراواني بيماريهاي بازپديد مؤثراند. نمونه بارز اين تاثير افزايش احتمال ابتلاء به بيماري سل در مبتلايان به ايدز (بعلت كاهش شديد مقاومت بدن و ضعف سيستم ايمني بيمار) است.

 



فرياد زمين به فضا رسيد!

دانشمندان توانستند مجموعه اي از صداهاي گوش خراش شبيه به جيرجير و سوت كشيدن هاي شديد سياره زمين در فضا را ضبط كنند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران، اين صداهاي گزنده از زمين منتشر مي شوند كه ممكن است به گوش هر نوع موجود فضايي بيگانه برسد و قابل شنيدن باشد.
به گفته دانشمندان صداهاي ثبت شده از فضا نشان مي دهد كه صداي زمين بسيار وحشتناك است.
پژوهشگران از دهه 1970 درباره اين تشعشعات كه در بالاي سياره زمين- جايي كه ذرات باردار حاصل از بادهاي خورشيدي با ميدان مغناطيسي زمين برخورد مي كنند- ايجاد مي شوند، اطلاعاتي داشته اند.
اين فرآيند به پديده اي مربوط مي شود كه شفق قطبي رنگارنگ يا شب هاي شمال را توليد مي كند.
امواج راديويي توسط يونو سفر، لايه باردار بالاي اتمسفر زمين، متوقف مي شوند و بنابراين به زمين نمي رسند.
اطلاعات جديد از ماموريت كلاستر تحت نظارت سازمان فضايي اروپا (اسا) نشان مي دهد كه طغيان امواج راديويي كه به سمت كيهان بازمي گردد، شبيه به يك مدال شعاعي است؛ اين بدين معني است كه صداي مهيب امواج مزبور براي هر كسي كه ممكن است به آنها گوش دهد، قابل شنيدن است.
ماموريت كلاستر شامل يك گروه چهار تايي از ماهواره هايي است كه در ارتفاع بسيار زياد پرواز مي كنند. اين تشعشع با عنوان «تشعشع كيلومتري شفق قطبي» يا AKR شبيه يك دسته پرتو باريك است كه از صفحه باريكي خارج مي شود مانند اين كه فردي ماسكي بر روي يك مشعل قرار داده و روي آن شكافي ايجاد كرده تا تشعشعات فرار كنند.
اخترشناسان مي گويند با استفاده از اين دانش مي توانند همچنين موفق به شناسايي ساير سيارات در اطراف ستاره هاي ديگر شوند.

 



تاثير منفي ديابت مادر بر حافظه كودك

كودكاني كه مادرانشان در زمان بارداري مبتلا به ديابت بوده اند به دليل كاهش آهن دچار تاخير در تكميل حافظه مي شوند.
به گزارش رويترز، اختلال در عملكرد كامل حافظه به اين دليل ايجاد مي شود كه اكسيژن و آهن كافي به جنين نمي رسد و همين موضوع منجر به عوارض بدي مي شود.
با توجه به اينكه نياز به آهن در مدت بارداري به واسطه تشكيل سلول هاي خوني در جنين دو برابر مي شود و مادران باردار ديابتي دچار كاهش آهن مي شوند اين عارضه بر جنين و حافظه وي تاثير منفي مي گذارد.
همچنين كمبود آهن، سلول هاي مورد نياز براي حمل اكسيژن را دچار مشكل مي كند.
حافظه كودكان در پايان 12ماهگي كامل مي شود اما در كودكاني كه مادران ديابتي دارند، حافظه تقريبا يك سال ديرتر و پس از پايان دوسالگي تكيمل مي شود. به همين دليل مادران بارداري كه دچار ديابت بوده يا در زمان بارداري دچار اين عارضه مي شوند بايد به طور مداوم و منظم تحت نظر پزشك متخصص قرار بگيرند تا اقدامات لازم در موردشان انجام پذيرد و از تشديد وضعيت جلوگيري شود.

 

(صفحه(10(صفحه(12(صفحه(12(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14