(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 18 تير 1387 - 5 رجب 1429 - 8 جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189128

 

موانع ارتقاي سلامت
به زندگي هاي آپارتماني طراوت بدهيم 30هزار تومان گل يك دنيا آرامش
يك موتورسيكلت، يك خانواده؟!



موانع ارتقاي سلامت

تأمين سلامت و برخورداري از زندگي سالم، از حقوق مسلم شهروندي است و از شاخصه هاي اصلي جامعه ايده آل، داشتن وضعيت سلامت مطلوب است. اگرچه تأمين اين حق شهروندي، از وظايف غير قابل ترديد دولت است، اما اينكه تمام مسئوليت ها را متوجه دولت بدانيم، نيز چندان منطقي نيست. با توجه به اينكه عوامل و فاكتورهاي متعدد و مختلفي در تأمين سلامت جامعه اثرگذار و دخيل اند و سطح بهداشت و سلامت جامعه، برآيند تأثيرات متقابل و پيچيده اين فاكتورهاست، براي ارتقاء شاخص هاي سلامت در جامعه چه بايد كرد؟ و چرا عليرغم اقدامات ارزشمند و قابل تقديري كه در اين راستا صورت گرفته است، همچنان با وضعيت ايده آل، فاصله داريم؟ مشكل واقعي كجاست؟
برخلاف تصور عمومي كه تمام مشكلات و تنگناهاي بهداشتي را به دولت نسبت مي دهند، نقش مستقيم دولت و سيستم بهداشتي- درماني در سلامت عمومي هر جامعه اي حداكثر 25 درصد است و تنها يك چهارم مشكلات فراروي سلامت جوامع، مربوط به ضعف دولتها در انجام وظايفي مانند اختصاص بودجه كافي به سلامت، تأمين امكانات و تجهيزات بهداشتي و درماني مناسب، تربيت و جذب پرسنل و كادر متخصص و آموزش ديده و مجرب، بالا بردن ضريب دسترسي عمومي به خدمات سلامت، تجهيز و گسترش مراكز ارائه خدمات سلامت، بهبود پوششهاي بيمه اي، اجراي پروتكلهاي پيشگيري مؤثر، كسب شاخص هاي بهداشتي بين المللي مانند كاهش مرگ و مير مادران باردار، كاهش مرگ و مير نوزادان و... مي باشد و سه چهارم موانع ارتقاي سلامت مربوط به عواملي است كه يا اصولاً دولت ها نقشي در آنها ندارند و يا تاثير دولت ها و عملكرد مديريت جامعه در آنها، اثري غير مستقيم و ثانويه است و بديهي است كه براي رسيدن به وضعيت مطلوب و داشتن جامعه اي سالم و بهداشتي، نبايد از فاكتورهاي ديگر غافل ماند.
براي مثال حداقل 10 درصد وضعيت سلامت جامعه متأثر از «عوامل ارثي و ژنتيكي» است. بدان معنا كه حتي با اتخاذ تدابير صحيح و برنامه ريزي دقيق، علمي و مستند، جهت كاهش شيوع و بروز بيماري هاي ژنتيكي و وراثتي، از طريق آگاه سازي و آموزش عمومي، تشخيص زودرس، موفقيت نظام سلامت خانواده، اجتناب از ازدواج هاي فاميلي و... (كه البته دولت، در تمام اين مسائل مؤثر و مسئول مي باشد) باز هم 10 درصد مشكلات بهداشتي و درماني جامعه مربوط به بيماريهاي ارثي و ژنتيكي است. طبيعي است كه مردم و ميزان آگاهي و مشاركت آنها در اين موضوع بسيار كليدي و مهم است. از ديگر عوامل مؤثر در وضعيت سلامت جامعه، «عوامل محيطي» است كه با در نظر گرفتن تغييرات و تحولات كه در شيوه زندگي (Life Style) بشر امروز رخ داده است، اين تأثير روال پيشرونده اي يافته است. در جهان امروز حداقل 15 درصد مشكلات بهداشتي بشر كه سلامت او را بخطر مي اندازد، معلول همين عوامل محيطي است. مواردي مانند آلودگي هوا، آلاينده هاي محيطي، حوادث غيرمترقبه، جنگها و كشمكش هاي نظامي، فقر، شرايط اقليمي و تغييرات آب و هوا، گازهاي گلخانه اي، وضعيت لايه اوزن، تسليحات كشتار جمعي غير متعارف، عوامل شغلي، عوارض غير بهداشتي، پيشرفت هاي صنعتي و... . طبيعي است كه، اولاً در بسياري از كشورها، سهم عوامل محيطي در سلامت و افت سطح بهداشت بيش از 15 درصد است. ثانياً، اگرچه دولت ها و صد البته با مشاركت فعال مردم مي توانند نقش مهمي در كاهش اين عوامل داشته باشند، اما در بسياري از موارد عواقب ناگوار عوامل محيطي، اجتناب ناپذيرند.
اما آنچه جالب توجه و شايد باورنكردني باشد آنست كه 50 درصد مشكلات بهداشتي بشر، مربوط به عوامل اجتماعي و رفتاري است. فاكتورهايي كه عمدتاً مربوط به عوامل فرهنگي و آداب و رسوم بومي، ميزان مشاركت پذيري عموم مردم و سطح دانش و آگاهي آنهاست. به عبارت ديگر حداقل 50 درصد سطح سلامت جامعه مستقيماً به رفتار و باور و نوع نگاه مردم به مقوله بهداشت و سلامت وابسته است. يك رفتار پرخطر و غيربهداشتي، يك باور اشتباه و ناصواب يا تلقي ناصحيح از مسائل بهداشتي مي تواند سلامت و بهداشت جامعه را به شدت به مخاطره انداخته يا اقدامات ارزشمند و مؤثر مديريت بهداشتي جامعه را بي نتيجه و عقيم نمايد. مصرف دخانيات، رفتارهاي پرخطر جنسي، بي توجهي به بهداشت فردي، اعتياد، الكليسم، بي توجهي به ايمني در محيط زندگي و كار، حوادث مرگبار جاده اي، مصرف غذاهاي آماده، عدم مراجعه به موقع بيماران جهت درمان، مصرف خودسرانه دارو، بي اعتنايي به توصيه هاي پزشكي، عدم ارائه اطلاعات صحيح و حتي گاهي ارائه اطلاعات ناصحيح به مراكز ذي ربط و... برخي مصاديق رفتاري و اعتقادي افرادند كه نه تنها باعث افت سطح سلامت جامعه مي شود، بلكه باعث مي شوند، بخش قابل توجهي از بودجه بهداشتي جامعه و نيز توانمندي ها و پتانسيل هاي مراكز بهداشتي و درماني را به خود اختصاص مي دهند و رسيدن به اهداف بلند بهداشتي را به تأخير مي اندازند.
واقعيت اين است كه براساس رويكردي منطقي و قضاوتي علمي، اگرچه دستيابي به آخرين تكنولوژي و امكانات تشخيصي و درماني، گسترش فضاهاي درماني، تجهيز مراكز موجود و... در ارتقاي سطح سلامت جامعه بطور جدي مؤثرند، ليكن بايد در كنار اقدامات ضروري فوق، نظام راهبري و مديريت خدمات بهداشتي و درماني دولت با جلب مشاركت مردم و بسيج عمومي به سمتي معطوف شود كه علاوه بر كاهش بيماريهاي ارثي و ژنتيكي و حذف عوامل محيطي مخرب، عوامل اجتماعي مؤثر بر وضعيت بهداشت و سلامت جامعه، شناسايي و با تغيير الگوي رفتاري جامعه و بهبود فرهنگ بهداشت مردم و فرهنگ سازي و نيز ارتقاي دانش و آگاهي هاي عمومي، در راه نيل به جامعه اي سالم قدم برداشته شود. به عبارت ديگر و خلاصه آنكه داشتن جامعه اي سالم و بهداشتي، نه تنها بايد به يك خواست و مطالبه عمومي تبديل شود، بلكه بايد به يك اراده و همت ملي منتهي شده و مردم بيش و پيش از آنكه ديگران را مسئول سلامت جامعه بدانند، خود را مكلف به حفظ و ارتقاي سلامت جامعه ببينند.
محمد جعفر طالب پور


 



به زندگي هاي آپارتماني طراوت بدهيم 30هزار تومان گل يك دنيا آرامش

ناهيد جعفرپوركامي
گل چيه؟ چرا مي خواهي اين قدر پول بدهي، چيزي كه بعد از دو روز پژمرده مي شود و بايد بريزيد دور، يك چيزي هديه بده كه به دردش بخورد. اينها توصيه هايي هستند كه معمولا ما آدم ها به هم مي كنيم، در اين دوره و زمانه ديگر كسي حاضر نيست علاقه و محبتش به ديگري را با دادن شاخه اي گل نشان بدهد، چه برسد به دسته گل.
بهترين هديه دنيا
گل، همان چيزي كه بهترين، لطيف ترين، خوشبوترين و خوشرنگ ترين درّ دنيا است. غافل از اينكه مي تواند به سادگي حال و هوا و روحيه مان را تغيير دهد و سرزنده مان كند. گل، همان جزئي از طبيعت است كه به سادگي در آغوشمان قرار مي گيرد و احساساتمان را منتقل مي كند. گاهي تنها با دادن يك شاخه گل به عزيزترين فرد زندگيمان، بدون آوردن كلامي به زبان مي توانيم به او نشان دهيم كه دوستش داريم، به يادش هستيم و برايش بهترين هديه دنيا را آورده ايم.
شايد اگر چندين و چند سال پيش بود، اين همه اصرار به رعايت خيلي از آداب، كه به واسطه روابط انساني پيدا شده است، نبود. وقتي نگاهي به خيابان هاي شهر مي اندازي، خيلي كم پيش مي آيد كه خياباني، گلفروشي نداشته باشد.
بعضي جاها گلفروشي هايي دارد كه كل هوش و حواست را مي برد، مشتري هم نباشي، به ديدن، وسوسه مي شوي، حتي اگر رغبتي به خريد هم نداشته باشي، شايد دست به جيبت كني و قيد چند اسكناست را بزني و شاخه اي، دسته اي و يا سبدي گل براي كسي كه نمي داني، بي بهانه بخري، اما...
«ابراهيم زماني» 73سال است كه گل فروشي كار و زندگي اوست. انگار زندگي بين گل ها، روي او اثر گذاشته كه باعث شده اين همه آرامش داشته باشد. او مدير يكي از گل فروشي هاست. گل فروشي اش شلوغ است، اما آرامش او باعث مي شود شلوغي مغازه به چشم نيايد. سبدهاي بسيار زيباي گل، با روبان هاي شيك كه به شكل هاي پاپيون، قلب و گل، گل هاي دسته شده را تزيين كرده اند، زيبايي فروشگاه را دوچندان كرده اند.
گل فروشي او يكي از آنهايي است كه مي توان با اسمش كلي كلاس گذاشت. چرا كه در هر جشن و مهماني و هر مراسمي محال است يكي، دو دسته گل از اين فروشگاه خريداري نشده باشد. اين گل فروشي با اينكه از گلفروشي هاي گران تهران است هميشه مشتري دارد و مشتري ها هم بيشتر محلي اند، نه گذري.
¤
هر چند گل واقعاً قيمت ندارد و گلفروشي دل بزرگي مي خواهد.
گل فروشي، هنر مي خواهد
زماني از سال 0135 گلفروشي داير كرده است. او درباره شغلش مي گويد: «هر كاري قلقي دارد. البته من خودم به تزيين گل خيلي اهميت مي دهم. گلفروشي زياد است، پس اينكه آن را چطور به دست مشتري بدهي مهم است. طبيعتاً اگر روي آن وقت گذاشته باشي، زيبا مي شود، در غير اين صورت، خريدار عطاي خريد از ما را به لقايش مي بخشد. همه آنهايي كه در فروشگاه ما، گل دست مردم مي دهند كارشان را خوب بلدند، آنها دوره گلفروشي ديده اند. خودم هم اين دوره را سالها قبل گذرانده ام.»
زماني اما چيزهاي ديگري هم مي گويد: «خريد گل به قشر خاصي محدود نمي شود. خيلي از مشتري ها با ما دوست شده اند. بعضي از آنها ديگر خودشان براي خريد به اينجا نمي آيند، بلكه با يك تلفن سفارش مي دهند، چون به سليقه ما اطمينان دارند. اينها مشتركان ما هستند و يك سال بعد، پول گل هايشان را يكجا پرداخت مي كنند. مهم اين است كه اكنون مردم حاضرند براي تازگي و طراوت خود و زندگيشان پول بدهند امري كه تا چند سال پيش مرسوم نبود.»
گل هزار توماني
به گلفروشي ديگري مي روم. خانمي كه مدام به پرادوي مشكي اش مي نگرد دسته گلي با سه شاخه گل زرد رنگ و درشت سفارش داده است. 42هزار تومان مي دهد و با حظ زياد گلفروشي را ترك مي كند. مغازه شلوغي است و دسته گل ها يكي يكي به دست مشتريان داده مي شود. 61 دسته گل در عرض يك ربع به فروش مي رسد تقريباً همه آنها حدود 42 هزار تومان قيمت دارد، 2-3 هزار تومان گرانتر يا ارزانتر يك ربع درآمد گلفروش شد 438 هزار تومان حالا از 9 صبح تا 01 شب چقدر مي شود. ماشين حساب دم دستتان بگذاريد...!
گلفروش ها اما هيچگاه درآمد خود را نمي گويند اما همواره از ضايعات گل هايشان گله دارند بي توجه به آنكه چيزي را مي فروشند كه قيمت ندارد. گل خريدن يكي از بهترين كارها است و فروختنش به سيم و زر... چه بگويم. راستي اگر باغچه ها و حياط ها آپارتمان نمي شد گلفروشي ها هم افزايش نمي يافت و استرس ها بالا نمي رفت. حالا كه باغچه نداريم كاري كنيم مدام خانه هايمان بوي گل بدهد تا همه جامعه با طراوت شود.
ظريفي مي گفت: «هر وقت زندگي به شما اخم كرد شما به ديگران اخم نكنيد. روزي يك شاخه گل هزار توماني هم براي خانه بخريد مي شود 03هزار تومان در حالي كه ويزيت يك پزشك گاه به همين مقدار است. هر وقت زندگي با شما عبوس شد شما با اهداء گلي به اهل خانه، همه را شاد و با طراوت كنيد.»
و به قول يك اقتصاددان، اهدا يك گل هزار توماني بهتر از هديه كردن اسباب بازي هاي چند ده هزار توماني چيني است.

 



يك موتورسيكلت، يك خانواده؟!

حل معضلات ترافيكي جامعه داراي جنبه هاي مختلفي است كه نپرداختن به هر جنبه موجب محو يا كمرنگ شدن اثر ساير عوامل موجود در امر ترافيك مي باشد.
يكي از معضلات در پاره اي از مواقع، تردد موتورسيكلت سواراني است كه براي سريع تر رسيدن به مقصد و يا كم هزينه كردن سفر، از وسيله نقليه خود براي جابجايي افراد خانواده استفاده مي كنند.
در جامعه ما موتورسيكلت هاي مدرن و جديدي توليد مي شوند، اما متأسفانه فرهنگ استفاده صحيح از اين وسيله نقليه، نهادينه نشده است. موتورسيكلت وسيله نقليه اي است كه مي توان با آن يك نفر را و در صورت داشتن زين اضافه و كلاه ايمني (هم راننده و هم مسافر) حداكثر دو نفر را جابجا كرد.
همانگونه كه مي دانيم راه اصلي فرهنگ سازي و نهادينه كردن رفتارها، آموزش صحيحي است كه منجر به تغيير رفتار شود و اين امر براي اجراي صحيح قوانين و مقررات مي بايست از طريق آموزش در مقاطع مختلف تحصيلي، مطبوعات و رسانه هاي جمعي ديگر صورت گيرد.
رانندگان موتورسيكلتها براي فرار از معضل ترافيك از اين وسيله استفاده مي كنند. در صورتي كه كوچك بودن موتورسيكلت، نداشتن تعادل براي جابجايي چند نفر و عدم رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي، از عوامل عمده منجر به تصادف اين گونه وسايل نقليه مي باشد، شايد اين افراد خانواده و كودكان خردسال خود را از ياد برده اند و يا شايد فراموش كرده اند كه : «دير رسيدن بهتر از هرگز نرسيدن است!»
پليس راهنمايي و رانندگي ناجا

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14