(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 12 تير 1387 - 28 جمادي الثاني 1429 - 2 جولاي 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189123
 

فرمانده به روايت سه رزمنده به مناسبت بيست وششمين سالگرد ربوده شدن سر لشگر پاسدار حاج احمد متوسليان
26 سال ابهام در سرنوشت چهار ايراني ربوده شده در بيروت آن چهار مرد
تكيه گاه شريعتمداري!



فرمانده به روايت سه رزمنده به مناسبت بيست وششمين سالگرد ربوده شدن سر لشگر پاسدار حاج احمد متوسليان

محمد صرفي
«حاج محمد» نماينده مردم تهران در مجلس، «حاج حسين» مشاور عالي فرمانده كل سپاه و «محمدرضا» معاون پارلماني وزير دفاع شده است، اما وقتي دور هم جمع مي شوند و از حاج احمد مي گويند هنوز هم خود را رزمنده او مي دانند.
به چشم هايشان كه خيره شوي، حسرت روزهاي دوكوهه همراه با فرمانده اي كه از او نشاني نيست را به خوبي درمي يابي.
«حاج احمد متوسليان» هنوز هم فرمانده قلب هاي «حاج محمد كوثري»، «حاج حسين همداني» و «محمدرضا يزدي» است.
فردا كنگره «خورشيد دوكوهه» در تالار كشور به مناسبت بيست و ششمين سالگرد ربوده شدن حاج احمد و يادبود 15 هزار شهيد لشگر 27 محمد رسول الله(ص) برگزار مي شود.
آنچه مي خوانيد روايت اين سه رزمنده از فرمانده شان است. رزمنده هايي كه كت و شلوارهاي اتو كشيده، روحيه خاكريزي را از آنان نگرفته است.

¤ سردار همداني از نحوه آشنايي تان با حاج احمد بگوييد؛ اولين بار كجا ايشان را ديديد؟
- با عرض سلام و احترام به محضر شهداي انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و امام شهيدان و شهداي گرانقدر لشكر محمد رسول الله...(ص) همچنين سلام و درود به فرمانده عزيز لشكر محمدرسول الله(ص) از اين جهت فرمانده لشكر مي گويم كه همچنان فرمانده لشكر حاج احمد است. بعداز اينكه حاج احمد به اسارت درآمد هر فرمانده اي كه جايگزين ايشان شدند؛ خودشان را جانشين حاج احمد معرفي كرده اند اما دوستان و هم رزمانش منتظرند، فرمانده لشكرشان برگردد.
احمد متوسليان را از زماني مي شناسم كه در غائله كردستان شركت كرده بود و محاصره سنندج اتفاق افتاد.
بعداز آزادسازي سنندج؛ آوازه جواني را شنيدم به نام احمد كه در مريوان امنيت برقرار كرده بود. آن زمان نقل و انتقالات و تردد در كردستان از ساعت 9 صبح تا 4 بعدازظهر بود اما در مريوان ناامن (كنارمرز) تردد 24 ساعته بود و اين زبانزد همگان بود. هركسي كه دراين عمليات و مأموريت كردستان شركت كرده بود، دوست داشت حاج احمد متوسليان را از نزديك ببيند. بنابراين در سفري كه از طرف سپاه همدان به مريوان داشتيم به سپاه مريوان رفتيم تا نيازمنديها و كمبودهاي نيروهاي انساني آنها را جبران كنيم، زماني كه رسيديم حاج احمد به خط مقدم جبهه رفته بود و زماني كه برگشتند، با آوازه اي كه از ايشان شنيده بوديم كه تند و خشن است؛ وقتي حاج احمد را در لباس رزم ديديم برخلاف انتظارمان چنان برخورد صميمانه اي داشتند كه احساس مي كرديم سال ها با حاج احمد آشنايي داريم.
در حقيقت نقطه آشنايي ما از آنجا شروع شد و ما قول داديم كه 700 بسيجي اعزام كنيم؛ بعداز اينكه ايشان از مريوان به سوي تهران مي آمدند حتماً در رفت و برگشت يك شبي را در سپاه همدان توقف و استراحت مي كردند.
يكي ديگر از علت هاي آشنايي ام با حاج احمد اين بود كه محمود شهبازي، فرمانده سپاه همدان با حاج احمد دوست بودند؛ شهيد شهبازي، اصفهاني و از دانشجويان پيرو خط امام و از مبارزين انقلابي بود و با حاج احمد يك سابقه دوستي قديمي داشت.
به همين خاطر وقتي حاج احمد تيپ 27 را تشكيل داد محمود شهبازي را به عنوان قائم مقام خودشان انتخاب كردند.
بنده تا قبل از اعزام به جنوب لبنان تا زمان تشكيل تيپ و پايان عمليات بيت المقدس در خدمت ايشان بودم.
¤ از شخصيت حاج احمد و مشخصه هاي بارزشان بگوييد.
- از مشخصه هاي حاج احمد نوع مديريت و صلابت و انگيزه او و كارهاي خاصي كه در منطقه انجام دادند را مي توان نام برد. اهل تشخيص و بصيرت بود. قبل از پيروزي انقلاب در نهضت امام خميني، به خاطر تشخيص درستشان در خط امام به مبارزه پرداخته بود و نسبت به اطلاع رساني و آگاه سازي مردم نقش بزرگي داشت؛ پيام هاي امام را به خوبي دريافت و اطلاعيه ها را در بين دانشجويان توزيع مي كرد. وقتي وارد دانشگاه مي شود و حتي زماني كه به خدمت سربازي در سال 1352 مي رود، با سربازان پادگان ارتباط برقرار مي كنند و نهايتاً همه فعاليت هاي قبل از انقلابشان منجر به دستگيري او شد كه در خرم آباد «قلعه فلك الافلاك» زنداني مي شود.
بعد از پيروزي انقلاب به خاطر بصيرتش احساس كرد براي تثبيت نظام بايد وارد صحنه شود و اولين كاري كه انجام مي دهد؛ در محله خودشان كميته انقلاب اسلامي را تشكيل و مسئوليت آن را برعهده مي گيرد و بلافاصله بعد از آن وارد سپاه مي شود و جزء اولين كساني است كه به كردستان مي رود. با حكم شهيد بروجردي به مريوان رفته و آنجا امنيت را براي مردم ايجاد مي كند. به محض ورود به مريوان در يك بررسي كلي صف مردم را از ضد انقلابي ها جدا مي كند. او اعتقاد داشت اين مردم كردستان نيستند كه بر عليه نظام جمهوري اسلامي شورش كرده اند بلكه عده اي ضد انقلابند كه از آن طرف مرز پشتيباني مي شوند. تشخيص او اين بود كه مردم كردستان مردمي مذهبي و وطن دوست و علاقه مند به انقلاب هستند. همين درايت و تشخيص درست، باعث مي شود احمد عنوان كند من خادم مردم هستم. البته نه با شعار بلكه عملاً اين را ثابت مي كند. با اين عمل مردم كردستان جوانانشان را در اختيار حاج احمد قرار مي دهند و احمد با نيروهاي كرد محلي، واحدهاي نظامي اش را سر و سامان مي دهد و امنيت را به مريوان بازمي گرداند. يكي از مشخصه هاي رفتاري او «تواضع» بود؛ بدين صورت كه وقتي با احمد بوديم در مقابل رزمندگان محلي و بسيجي و زنان و مرداني كه همسرانشان را در جنگ از دست داده بودند؛ و حتي خانواده هاي افراد ضدانقلاب تواضع داشت و احساس كوتاهي و قصور مي كرداحمد با ضدانقلابي هاي تند و خشن و با شدت برخورد مي كرد.
درحقيقت اين احمد بود كه الگوي امنيت را در كردستان ترسيم كرد.
¤ در مورد عمليات محمد رسول ا...(ص) كه به فرماندهي ايشان انجام شد توضيح دهيد.
- حاج احمد چون علاقه و انگيزه داشت كه در كردستان باشد. بنابراين عمليات محمد رسول الله(ص) را طراحي كرد، در سرماي زمستان عمليات غافل گيرانه اي را فرماندهي كرد و اين عمليات مسئولان سپاه را بر اين داشت كه از حاج احمد در جنگ منظم استفاده كنند؛ قبل از «عمليات فتح المبين» فرمانده كل سپاه احمد متوسليان را خواست و به او گفت؛ در تهران يگاني را راه اندازي كند.
خاطره اي از حاج احمد بگويم؛ اسم اين تيپ محمد رسول الله(ص) را چيز ديگري گذاشته بودند اما احمد متوسليان اصرار داشت كه اسم اين تيپ بايد به نام «پيامبر اكرم» باشد. در مدتي كه فرمانده تيپ 27 بود اجازه نمي داد كسي اسم تيپ را به غير از پيامبر(ص) صدا كند و اعتقاد داشت كه اسم اين تيپ محمد رسول الله(ص) است و هر موقع اسم پيامبر را مي برند و صلوات مي فرستند من ثواب مي برم. چندين بار نامه نگاري شده بود كه اسم تيپ را تغيير دهند اما او مقاومت كرد.
¤ اسامي ديگر تيپ چه بود؟
- آن اسامي هم اسامي ائمه بود اما حاج احمد مي گفت نه، اين تيپ بايد نام پيامبر را داشته باشد چون تيپ تهران يعني مركز است و ائمه هم دور پيامبر هستند. جالب اينكه با اسامي ديگر نامه به تيپ مي فرستادند اما او به نام تيپ محمد رسول الله(ص) جواب مي داد. آنقدر ايستادگي كرد كه حرفش را به كرسي نشاند.
¤ در مورد تشكيل تيپ 27 بيشتر توضيح مي دهيد؟
-از زمان ابلاغ تشكيل تيپ 27 تا سازماندهي آن حدودا 2 ماه طول كشيد. اين تيپ در آغاز عمليات فتح المبين 9 گردان داشت و به عبارتي استعداد يك لشگر را داشت و در عمليات فتح المبين تيپ 27 درخشيد. عمليات فتح المبين را با يك كارنامه قابل قبولي به پايان رساندند و بلافاصله آماده عمليات جديد بيت المقدس شد.
¤ قبل از اينكه در مورد عمليات بيت المقدس بگوييد مي خواهم بپرسم چرا در لشكر 27 نخبگان سپاه جمع شده بودند، شهيد شهبازي از همدان، حاج همت از اصفهان و بقيه علت جمع شدن اين افراد چه بود؛ به خاطر اينكه اين تيپ از تهران بود توانست اين افراد را گردهم بياورد يا اينكه به جهت شخصيت بارز حاج احمد بود؟
- اگر كسي غير حاج احمد متوسلياني فرمانده تيپ بود اين گونه نمي شد؛ اين از جاذبه خود حاج احمد بود؛ ايشان متواضع بودند و افراد را به اسم كوچك و با صميميت صدا مي كرد. جمعيتي كه حاج احمد از مريوان با خودش آورد حاجي پور، چراغي نائيني، دستواره، اسكندرلو و... را در برمي گرفت حتي سعيد قاسمي و ممقاني كه در مريوان مانده بودند آرام و قرار نداشتند. «سعيد قاسمي» از مريوان بدون اجازه حاج احمد براي عمليات بيت المقدس با موتور خود را به جبهه رساند و مسئول اطلاعات در مرحله دوم بيت المقدس شد.
حاج احمد بود كه اين عده را به دور خود جمع كرد؛ بعضي از افراد با يك بار كار و برخورد باحاج احمد از او جدا نمي شدند.
تمام فرمانده ها و مديراني كه در تيپ 27 حضور داشتند؛ قابليت و شايستگي فرماندهي تيپ و لشكر را داشتند و از اين جهت تيپ 27 در عمليات فتح المبين خط شكن شد.
تيپ 27 شب اول عمليات بيش از 3 الي 4 هزار نفر اسير گرفت؛ همچنين دشت ذهاب و سايت را آزاد كرد با اينكه «سايت» جزو اهداف عمليات بيت المقدس نبود. امتياز حاج احمد اين بود كه براي يك گردان پنج فرمانده قرار داده بود كه به محض شهادت يكي، ديگري جايگزين شود.
فرمانده گردان هايي چون حاجي پور، چراغي، كريمي، دستواره بعدها فرماندهان بزرگي شدند.
اولين كاري كه حاج احمد بعد از عمليات فتح المبين انجام داد به خانواده شهدا سركشي كرد و بعد به پدر و مادر خودش. حدود يك هفته بعد هم تيپ را براي عمليات بيت المقدس آماده كرد.
¤ از نقش ايشان در عمليات بيت المقدس بگوئيد.
- عمليات بيت المقدس را حاج احمد با درايت و شايستگي اداره كرد.
در مرحله اول عمليات كه مدت دو روز به طول انجاميد؛ لشكر 27 به قدري ايستادگي كرد تا نيروهاي بعدي سپاه رسيدند.
در مرحله دوم عمليات حاج احمد مجروح شد و تركش كاتيوشا در پايش بود. همه پزشكان دستور به خارج شدن او از منطقه دادند.
اما گوش نكرد و همچنان فرماندهي تيپ را با همان جراحت به عهده داشت و تصميم بر اين شد؛ حاج احمد را بدون بيهوشي در اورژانس بيمارستان صحرايي عمل كنند و در منطقه حضور يابد. در بعضي از جاها ناله حاج احمد در پشت بيسيم بلند مي شود كه خدايا همه شهيد شدند و من باز مانده ام. زمانيكه نزديك خرمشهر رسيديم و هنوز باور نمي كرديم خرمشهر فتح شود؛ چون عراقي ها در كمربندي خرمشهر به شدت دفاع مي كردند. حاج احمد به يگانش دستور داد كه جهت فلش را عوض كنند و به پل «نو» بروند و وارد نخلستان هاي خرمشهر شوند. اولين واحدهاي تيپ 27 كه وارد نخلستان شدند؛ سربازان عراقي در محاصره قرار گرفتند. فرمانده هاي عراقي تا آن موقع حاضر به عقب نشيني نبودند وقتي تيپ 27 وارد نخلستان شد؛ تقريباً خرمشهر در محاصره قرار گرفت و بقيه يگان ها از سمت جاده، وارد شهر خرمشهر شدند. بعد از عمليات بيت المقدس ضمن اينكه حاج احمد در پي آماده سازي تيپ بود و اصرار داشت كه هيچ مانعي وجود ندارد تا وارد بصره شويم، به تيپ استراحت دادند تا بازسازي شود. حاج احمد بعد از عمليات به تهران آمد و ديگر به منطقه بازنگشت.
¤ از ماجراي اعزام به لبنان بگوئيد.
- حاج احمد در تهران بود كه خبر حمله ارتش اسرائيل به جنوب لبنان رسيد و او از همان جا عازم لبنان شد.
به من ماموريت دادند كه تيپ را از خرمشهر به تهران انتقال بدهم و حاج احمد هم به لبنان رفتند. امروز احمد متوسليان در بين حزب الله لبنان جايگاه خاصي دارد و پايه گذار حزب الله حاج احمد است و در بين ارتش سوريه، متوسليان از ژنرال ها و فرماندهان قدرتمند شناخته شده است.
در حقيقت دوران بعد از حوادث جنوب لبنان هم، امروز باز مي بينيم حاج احمد سرنوشتش با همه سربازان فرق دارد.
معلوم نيست در اين 26 سال، ايشان شهيد شدند يا در اسارت هستند هر چند كه او آزاده است.
او لحظه شماري مي كند كه دستاوردهاي انقلاب اسلامي را از نزديك ببيند و به عنوان رزمنده و يار امام و ولايت باقي بماند.
¤ در مورد مطلبي كه حاج احمد عنوان كرده اند كه «من به دست شقي ترين دشمنان اسلام يعني اسرائيلي ها به شهادت مي رسم» توضيح مي دهيد.
-گفتم كه حاج احمد داراي شناخت و بصيرت بود و در حقيقت حاج احمد خاكريز اول و دوم را نمي ديد بلكه به عمق مسأله نگاه مي كرد. حاج احمد، براساس آيات قرآني دشمن اصلي را صهيونيست ها مي دانست و آرزوي آزادي فلسطين و قدس را داشت.
حاج احمد اعتقاد داشتند كه اين عراقي ها مسلمانند و به تحريك دشمنان اصلي اسلام به ايران تجاوز كرده اند. او ارتش عراق را فريب خورده مي دانست.
عقيده داشت كه به زودي عازم فلسطين مي شويم و اين سرزمين را از دست اشغالگران آزاد مي كنيم. اما ما به اين فكر مي كرديم كه عراق را از كشور بيرون كنيم و نظام جمهوري اسلامي را تثبيت و سازندگي را شروع كنيم.حاج احمد از اين خاكريزها عبور كرده بود.
¤ به نظرتان پيگيري ها در مورد سرنوشت حاج احمد و همراهانش كافي بوده؟
-به عقيده من كم لطفي، بي مهري و كوتاهي هايي انجام داده ايم به اين دليل كه بعضي از افراد مسائلي را در كشور اصل قرار داده اند كه با روحيه امام خميني و رهبرمان سنخيت ندارد، بدين لحاظ گاهي در روابط سياسي مسائلي را اصل قرار مي دهيم كه جايگاهي در ديپلماسي امام خميني(ره) و رهبر فرزانه مان نداشته و ندارد.
به عقيده من اگر اسرائيلي ها و آمريكايي ها يك سوژه چون «حاج احمد» داشتند؛ غوغا مي كردند.
در اين مورد كوتاهي كرده ايم و بعضي از مسئولان شخصيت حاج احمد متوسليان را نشناختند. ديگر اينكه حاج احمد متوسليان، كه محدود به ايران نيست (ولو اينكه حاج احمد را شهيد كرده باشند) ما بايد حاج احمد متوسليان را براي اسلام خرج مي كرديم و در ارتباط با دشمنانمان مي توانستيم امتيازاتي را كسب كنيم و حاج احمد هم در اين مورد راضي و خشنود هستند. او خودش را وقف اسلام كرده بود. خدا انشاءالله كساني را كه در مورد حاج احمد كوتاهي كرده اند، ببخشد.
مردم بايد بدانند كه عده اي كوتاهي كرده اند و رهنمودها و تدابير مسئولان اصلي نظام را گوش نداده اند.
¤ اگر به شما بگويند حاج احمد زنده اند و آمده اند، اولين جمله اي كه به ايشان مي گوييد، چيست؟
- همچنان دوستت داريم و خسته نباشيد كه افتخار نه براي ايران بلكه امت اسلامي كسب كرده اي. شنيدن دوباره صداي حاج احمد از آرزوهاي من است. (حاج حسين به اين جملات كه مي رسد نمي تواند قطرات اشكش را پنهان كند...)
¤¤¤
كوثري: اگر حاجي را ببينم، مي گويم
دست مريزاد!
¤ آقاي كوثري از نحوه آشنايي خود با حاج احمد متوسليان بگوئيد.
- قبل از جنگ و در زمان غائله كردستان با ايشان در ارتباط بودم. در عمليات فتح المبين و بيت المقدس آشنايي ما خيلي بيشتر شد. پس از آزادي خرمشهر برگشتيم تهران كه حاج احمد را جلوي درب سپاه تهران كه الان شوراي عالي امنيت ملي شده، ديدم. سوار يك بليزر بود كه شيشه اش هم شكسته بود.
تهران ناامن بود و گفتم اينجوري كه خطرناك است. گفت ما خودمان امنيت را برقرار مي كنيم.
دو سه روز بعد قرار بود برويم خدمت حضرت امام(ره)، رفتيم جماران حاج احمد كاري برايش پيش آمده بود و وقتي رسيد جلسه تمام شده بود و داشتيم مي آمديم بيرون كه حاج احمد و شهيد ناصر كاظمي آمدند. حاج سيد احمد آقا رفت و قضيه را به امام گفت و ايشان هم با اينكه چنين رويه اي نداشتند حاج احمد را به حضور پذيرفتند.
همان روزي كه بچه ها به سوريه پرواز كردند، يكي از سياستمداران ليبي به نام «عبدالسلام جلود» آمده بود و در پادگان امام حسين(ع) با آقا ]آيت الله خامنه اي[ ديدار داشت. من هم بايد آنجا مي بودم و اين شد كه نتوانستم با بچه ها بروم و مدت اندكي بعد خبر اسارت حاج احمد را آوردند.
¤ از ويژگي هاي بارز حاج احمد بگوئيد.
- كارها و طرح هاي او طوري بود كه كمتر فرمانده اي جرأت و جسارت انجام آن را داشت. او به عمق دشمن نفوذ مي كرد. در فتح المبين احمد و نيروهايش تا 12 كيلومتري عمق دشمن رفتند و حتي توپخانه آنها را به غنيمت گرفتند.
در عمليات بيت المقدس پس از عبور از كارون روز دهم ارديبهشت به جاده اهواز-خرمشهر رسيدند. از اواسط روز عراقي ها فشار زيادي آوردند، به طوري كه ساعت چهار خود حاج احمد اسلحه به دست گرفت و آمد روي جاده و مي جنگيد. وقتي اين خبر بين بچه ها پيچيد مثل اينكه چند تا لشگر به كمك آنها آمده باشد روحيه گرفتند و ايستادند. شجاعت و صلابت حاج احمد زبانزد همه رزمندگان و فرماندهان بود.
يكي دو جا سر بچه ها فرياد كشيد اما فردايش همه را جمع كرد و با روبوسي از آنها عذرخواهي مي كرد و حلاليت مي طلبيد.
وقتي هم كه زخمي شد حاضر نشد برود عقب و طوري شد كه هر رزمنده اي كه او را مي ديد خجالت مي كشيد بگويد خسته ام. با اين وضعيت خرمشهر آزاد شد.
¤ به نظرتان پيگيري ها براي سرنوشت حاج احمد و سه همراهش كافي بوده است؟
- البته اينطور نيست كه بگوئيم هيچ كاري انجام نشده اما مستمر و مداوم نبوده است. بالاخره ما رژيم اسرائيل را به رسميت نمي شناسيم و همين پيگيري موضوع را پيچيده مي كند.
¤ صهيونيست ها كلي روي قضيه «رون آراد» مانور مي دهند، اما به نظر مي رسد كار تبليغاتي ما خيلي ضعيف است چرا؟
- من هم قبول دارم كه ما از همه ظرفيتمان استفاده نكرده و نمي كنيم اما يك واقعيت را هم بايد در نظر گرفت و آن هم اينكه رسانه هاي جهاني در اختيار صهيونيست هاست و آنها با اين ابزار عليه ما عمليات رواني راه مي اندازند.
¤ فكر مي كنيد حاج احمد و دوستانش زنده اند؟
- حاج احمد خودش گفته بود من به دست شقي ترين آدم هاي روي زمين يعني اسرائيلي ها شهيد مي شوم. با توجه به اين حرف حسي به من مي گويد ايشان شهيد شده اما در عين حال هميشه به بازگشت او اميدوارم.
¤ اگر حاج احمد را ببينيد؟
- حاج احمد براساس آيه شريفه «ثم استقاموا» ايستادگي كرد و به او خواهم گفت دست مريزاد كه اينگونه در برابر دشمن شماره يك ما ايستادي.
¤¤¤
يزدي: سريال زندگي حاج احمد سال آينده روي آنتن مي رود.
¤ آقاي يزدي هدف از برگزاري يادواره خورشيد دوكوهه چيست؟
- يادواره خورشيد دوكوهه به مناسبت 14 تيرماه كه بيست و ششمين سالگرد ربوده شدن جاويد الاثر سرلشگر پاسدار حاج احمد متوسليان است، به اميد و ياري خدا در سالن وزارت برگزار خواهد شد.
بزرگداشت ياد و خاطره شهدا و رزمندگان دفاع مقدس به خصوص حاج احمد متوسليان از اهداف اين برنامه است.
به نظر مي رسد ما در راه معرفي اسطوره ها و الگوهاي برخاسته از جنگ هشت ساله چندان موفق عمل نكرده ايم و پر كردن اين خلاء يكي ديگر از اهداف اين يادواره است. دشمنان ما از نداشته هاي خود قهرمان و الگوسازي مي كنند اما ما داشته هاي خود را نتوانستيم به خوبي معرفي كنيم. جامعه امروز ما و به خصوص جوانان به اين اسطوره هاي بزرگ نياز دارند.
¤ كار را از چه زماني شروع كرديد؟
- كار يادواره از يك سال قبل با تشكيل ستاد يادواره آغاز شد. با ارگان ها و سازمان هاي مختلفي هم براي همكاري ارتباط برقرار شد. در نهايت هم چهار كميته براي يادواره در نظر گرفته شد.
¤ كميته ها را به طور خلاصه معرفي مي كنيد؟
- كميته تداركات و پشتيباني كه نامش بيانگر شرح وظيفه اين كميته است. كميته روابط عمومي و تبليغات، كميته فرهنگي و جمع آوري اطلاعات و بالاخره كميته برنامه ريزي و مالي.
طي اين يك سال ما سعي كرديم كليه اسناد و مدارك كتبي و شفاهي را در مورد حاج احمد جمع آوري كنيم كه از جمله كارهاي انجام شده مي توان به مصاحبه با 40 تن از هم رزمان و همراهان ايشان اشاره كرد.
¤ چه برنامه هايي را براي يادواره پيش بيني كرده ايد؟
در اين يادواره كتاب كوه گمشده با محوريت زندگي و رشادت هاي حاج احمد رونمايي خواهد شد. مورد ديگر رونمايي تمبريادبود حاج احمد متوسليان است. همچنين قرار است حداكثر تا يك سال آينده سريالي هم در مورد زندگي ايشان ساخته شود كه هماهنگي هاي آن با صدا و سيما هم انجام شده و قرار است از شبكه دوم سيما پخش شود.
با همكاري شوراي شهر و شهردار تهران ميداني در شرق تهران به نام ايشان نامگذاري خواهد شد و تنديس حاج احمد در آن ميدان نصب مي شود.
¤ تنديس ساخته شده؟
- به زودي كار طراحي و ساختش آغاز مي شود و به احتمال زياد از روي همان عكسي كه حاج احمد به افق اشاره دارد ساخته خواهد شد.
¤ فيلم نامه نويس و كارگردان سريال كيست؟
- فيلم نامه را آقاي توحيدي نوشته و در مراحل پاياني است. كارگرداني را هم آقاي كمال تبريزي به عهده دارند.
يكي ديگر از برنامه ها دعوت از پيشمرگان كرد و همرزمان حاج احمد در مريوان است و مورد ديگر برگزاري يك دوره مسابقات ورزشي در رشته هاي مختلف با نام جام حاج احمد متوسليان است.
همانطور كه گفتم اينها بخش هايي از برنامه هاي يادواره است. ما در اين يادواره از خانواده هاي شهدا، رزمندگان، هنرمندان و ورزشكاران و مسئولين لشگري و كشوري دعوت كرده ايم اما بايد همينجا بگويم كه مخاطبين اصلي خورشيد دوكوهه جوانان عزيز هستند كه اميدوارم حضور چشمگيري داشته باشند.
¤ كاري هم براي اين موضوع انجام شده؟
- بله، ما سعي كرديم اطلاع رساني خوبي در سطح دانشگاه ها و مساجد داشته باشيم.
¤ به نظرم ربوده شدن حاج احمد و سه همراه ديگرش فقط يك موضوع داخلي نيست. بالاخره آنها در لبنان ربوده شدند. براي بازتاب موضوع در صحنه بين المللي هم برنامه اي داريد؟
- در اين يادواره خير اما اميدواريم در برنامه هاي بعدي به اين موضوع هم بپردازيم.
¤ پس اين يادواره سال ديگر هم برگزار خواهد شد.
- انشاءالله. خوب است به اين مطلب هم اشاره كنم كه منزل حاج احمد در بازار سيد اسماعيل كه از بدو تولد تا اسارت در آن بوده توسط لشگر 27 خريداري شده و بعد از بازسازي با كمك شهرداري تبديل به موزه شهيد خواهد شد.
¤ در مورد خصوصيات حاج احمد برايمان بگوييد.
- از جمله خصوصيات ايشان اين بود كه خيلي به حق الناس اهميت مي داد، از هر جنبه اي. در مريوان مردم محلي خيلي او را دوست داشتند. يك بار مي خواستيم برويم براي پاك سازي يك روستا كه ايشان خيلي تاكيد داشت رعايت حال مردم را بكنيد و مبادا به آنها آسيبي برسد و به آنها بي احترامي شود.

 



26 سال ابهام در سرنوشت چهار ايراني ربوده شده در بيروت آن چهار مرد

درطي 26 سال گذشته، درمطبوعات، اخبار ضدونقيضي درباره گروگان هاي ايراني منتشرشده است كه نگاهي به آنها، فهرستي از عاملين اين جنايت بشري را به دست مي دهد.
به راستي، جوانب گوناگون اين مسئله، چنان كه بايد وشايد، بررسي وپي گيري شده است؟ نگاهي سطحي به اخبار منتشرشده دراين زمينه، سوالات بسياري را د ذهن ايجاد مي كند وسرنوشت گروگان هاي ايراني را بيش از پيش درابهام فرومي برد .براي روشن شدن وضعيت آنان، بايد مقام مسئولي پيداشود تا به اين سوالات پاسخي روشن بدهد:
1ـ چرا هيچ كس ازسفارت ايران درپاريس ، سراغ «روبيرـ روبرت ـ مارون حاتم» با نام مستعار«كبرا»، از سركردگان فالانژيست ها كه اكنون درفرانسه سكونت دارد، ومدعي است شاهدقتل چهارگروگان ايراني بوده، نرفته است ؟
2ـ چراكسي سراغ «عيسي ايوبي» ازكارمندان روزنامه لبناني الديار كه به هنگام بازداشت ديپلمات هاي ايراني باآنان در زندان بوده ، نرفته واز او آخرين اخبار واطلاعات مربوط به گروگان ها را نگرفته است ؟
3ـ چراكسي پي گير نمي شود كه «ايلي ـ الياس ـ حبيقه» از فرماندهان فالانژيست ها، كه دوسال پيش درلبنان كشته شد، چه نقشي دراسارت گروگان ها داشته است؟
4ـ چرا هيچ كس سراغ «احمد حبيب الله ـ ابوهشام ـ» دبيركل كميته حمايت از زندانيان محبوس در زندان هاي اسرائيل، كه طي چندنوبت كنفرانس مطبوعاتي كه با حضورخبرنگاران رسانه هاي منطقه اي وجهاني ، ضمن اظهارنظري رسمي اعلام كرد: «سه نفر ايراني در زندان عتليت واقع در شمال تل آويو اسرائيل به سر مي برند» نرفت تا اين كه بنا بر برخي اطلاعات، وي در حادثه مشكوكي فوت كرد. وچراكسي سراغ پسراو كه مدعي است پدرش درباره گروگان هاي ايراني، اطلاعات مهمي داشته، نمي رود؟
5ـ مگر درسال 1376 پس از ادعاي احمد حبيب الله ، اسرائيل قبول نكرد كه سه نفر ايراني به همراه راننده شان، در زندان عتليت به سرمي برند، پس چه شد؟ اين سه نفر كه بنابر اخبارمنتشره، درچنگ صهيونيست ها به سرمي برند، چه كساني هستند؟ چرا اسامي شان اعلام نمي شود؟
6 ـ آن زنداني سابق فلسطيني كه مهرماه 1376 مطبوعات خبردادند كه پس از آزادي از زندان عتليت اسرائيل ، ضمن تماس با دفتر سازمان عفوبين الملل درلندن، اعلام كرده كه در زمان اسارتش ، يك بار در سال 1374 گروگان هاي ايراني را به چشم خود ديده ، كجاست ؟ چراكسي با او مصاحبه نكرد؟
7ـ سازمان حقوق بشراسلامي چه اقدام قاطعي براي پي گيري وضعيت اين گروگان ها انجام داده است ؟
8 ـ چراكسي سراغ «استيو ناقور» و «گابريل بستاني» معروف به«گابي »، از عاملين دستگيري ديپلمات هاي ايراني ، كه درحال حاضر دراستراليا زندگي مي كنند، نمي رود؟
9ـ «جورج يونس » با نام مستعار «ابونا» و «جورج صباغ» ملقب به «ابوايمن» كه روبير حاتم مدعي است عاملين اصلي كشتار ديپلمات هاي ايراني مي باشند، كيستند وكجا هستند؟ درلبنان يا خارج ازآن ؟ چه كسي مسئول است كه ردآنان را بگيرد پاسخي قانع كننده به خانواده گروگان ها بدهد؟!
10ـ چراكسي سراغ «جورج سوري» از اعضاي فالانژها كه خودروي ديپلمات هاي ايراني را براي صحنه سازي پس از گروگان گيري ، ازمحل حاجزبرباره به شهربندري طرابلس درشمال لبنان منتقل كرد، نمي رود؟
11ـ واقعاًچرا سرنوشت چهارگروگان ايراني، كه براي ياري رساندن به مسلمانان مظلوم لبنان عازم آن سامان شدند وخطرات را به جان خريدند، براي مجامع جهاني ، ازسرنوشت ران آراد خلبان جنايتكار اسرائيلي كه هنگام بمباران مناطق غيرنظامي لبنان هواپيمايش ساقط شد، پيش پاافتاده تر است ؟
12ـ چرا مسئولين سياست خارجي جمهوري اسلامي ، بر ناپديدشدن چهارشهروندايراني ـ كه برطبق بعضي اظهارات واطلاعات، تعدادشان بيشتر ازاين مي باشدـ حساسيتي را كه بايد، نشان نمي دهند؟
13ـ منابع امنيتي تشكيلات خودگردان فلسطين كه اسفندسال 1376 اعلام كردند ديپلمات هاي ايراني هم اكنون در زندان نفحه واقع در95 كيلومتري مرزمصر بافلسطين به سر مي برند و ازسال 72 پس از گذراندن سه سال حبس در زندان صرفند به زندان نفحه منتقل شده اند، كيستند وكجايند؟ چه كسي بايد سراغي ازآنان بگيرد؟
14ـ چراكسي با «نادر سكر» از اعضاي فرماندهي فالانژيست ها هنگام اسارت گروگان هاي ايراني ، كه درحال حاضر مسئول برنامه هاي سياسي شبكه ماهواره اي «ال .بي .سي » لبنان است ، مصاحبه نمي كند؟ مگر نه اين كه او مدعي است گروگان ها به سمير جعجع تحويل شده اند؟ مگر نه اين كه نادر سكر پيش از اين، جهت ملاقات با سفيرايران درلبنان، اعلام آمادگي كرده است ، پس چه شده ؟
15 ـ آيا نبايدكسي سراغ «ماريو سيموندس» لبناني يوناني تبار، كه به اتهام قاچاق موادمخدر، در زن سردان يونان به مي برد، ودر زمان گروگان گيري، مامور پي گيري پرونده 4 ايراني بوده است ، برود؟
16 ـ اظهارات «راجي عبدو» درگفت وگو بامطبوعات عرب زبان، كه مدعي است اخباردقيقي از كشته شدن گروگان ها دارد، تاچه حد قابل اعتناست، وآيا نبايدكسي ازايران سراغ او، كه درحال حاضر درخارج ازلبنان به سر مي برد، برود ومنتظر ننشينيم كه رسانه هاي خارجي براهميت موضوع گروگان هاي ايراني تاكيدكنند. نگاهي به اخبار ومقالات منتشرشده درطي 26 سال گذشته مويد اين مسئله است كه اهتمام نشريات خارجي نسبت به پي گيري پرونده چهارگروگان ايراني، بسياربيشتر از توجه محافل ورسانه هاي گروهي بخصوص مطبوعات ايراني بوده است.
حميد داودآبادي

 



تكيه گاه شريعتمداري!

از اتاق تيتر بيرون آمد. به سرعت مي رفت. مثل هميشه عجله داشت. خودم رابه او رساندم و گفتم: «آقاي شريعتمداري! چهارشنبه مي خواهيم براي «حاج احمد» صفحه ببنديم. ماجراي سفرتان به حج و آن عكس چيست؟
«حاج حسين» تأملي كرد و گفت:
ما و مجنون همسفر بوديم در صحراي عشق
او به منزل ها رسيد و ما هنوز آواره ايم

 

(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14