(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 10 تير 1387 - 26 جمادي الثاني 1429 - 30 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189121
 

پرسش خبرنگاران، پاسخ اسماعيل هنيه حماس هدف را گم نكرده است
جنگ سايه ها



پرسش خبرنگاران، پاسخ اسماعيل هنيه حماس هدف را گم نكرده است

اشاره
«اسماعيل هنيه» نخست وزير دولت منتخب مردم فلسطين در جمع شماري از خبرنگاران رسانه هاي جمعي فلسطين در غزه به پرسش هاي مختلف آنان پاسخ داده است كه بخش هائي از آن براي اطلاع خوانندگان انتخاب شده است. گفتني است اين مصاحبه چند روز قبل از برقراري آتش بس در غزه انجام گرفته است.
اسماعيل هنيه در پاسخ به سؤالي درباره اوضاع غزه پس از اجراي طرح ضربتي حماس گفت:
غزه امروز به مراتب منسجم تر از سال قبل است. سه قوه در نوار غزه فعالانه كارهاي خود را دنبال مي كنند. مجلس قانونگذاري فلسطين به رغم همه موانع و مشكلات موجود به خوبي كار مي كند. وضعيت قوه قضاييه نيز بسيار خوب است و ساختار اين قوه اصلاح شده است و هم اكنون به طور مستقل و به دور از مداخلات سياسي فعاليت مي كند. ساختار قوه مجريه نيز اصلاح شده است و پس از آنكه هزاران كارمند كار خود را رها كرده بودند اما هم اكنون همه وزارتخانه ها فعاليت خود را از سر گرفته اند. ما با توجه به امكانات اندكي كه در اختيار داريم، به ملت خود كمك شايان توجهي كرديم تا اين ملت بتواند به مقاومت و پايداري خود ادامه دهد و در امور مختلف به خودكفايي برسد. خلاصه اينكه به ضرس قاطع عرض مي كنم كه سه قوه به صورت طبيعي به فعاليت هاي خود در غزه ادامه مي دهند. همچنين رسانه جمعي نيز به عنوان چهارمين قوه آزادانه و مجدانه فعاليت مي كند. بديهي است كه در جريان كار اشتباهاتي رخ مي دهد هر كس كه كار نكند دچار اشتباه نيز نمي شود.
سال پس از اجراي طرح ضربتي حماس در نوار غزه را مي توان به دو بخش تقسيم كرد؛ شش ماه نخست كه با توجه به حوادث زياد و غيرمنتظره، اشتباهاتي در آن رخ داد و ما به همه آنان رسيدگي كرديم و شش ماه دوم كه در آن مؤسسات مختلف به ويژه مؤسسه امنيتي رابطه و تعامل خوبي با شهروندان داشته اند.
نخست وزير فلسطين درباره حاميان و عناصر قدرت حماس كه به آن تكيه كرده است گفت:
نخست اينكه ما پيوسته خداوند را در همه حال يار و ياور خود مي دانيم و حتي در امور سياسي نيز ما اين نصرت را به عينه مشاهده مي كنيم. نيرو و قدرت حماس در وهله دوم پس از خداوند از سوي ملت است كه از آغاز تاسيس حماس، همواره از اين جنبش حمايت كرده و هم اكنون بيش از 20 سال است كه همراه آن هستند و در انتخابات سراسري به نمايندگان حماس رأي دادند و هم اكنون با وجود گذشت دو سال از محاصره و يك سال از تشديد آن لحظه اي از حمايت حماس دست برنداشته اند و اين بدان معناست كه حماس و دولت منتخب فلسطين طرف هاي ناچيزي نيستند كه بتوان آنها را حذف كرد يا اينكه از صحنه كنار زد بلكه آنها از حمايت كامل ملت خود برخوردارند و هيچ دشمن يا رقيبي قادر به نابودي اين جنبش نيست. سومين عامل قدرت حماس حمايت امت هاي عربي و اسلامي است، اما ما از دولت هاي عربي مي خواهيم كه درباره مسائل فلسطين به ويژه مسئله محاصره موضع گيري شفاف و آشكارتري داشته باشند برخي از دولت هاي عربي از ملت و مسئله فلسطين حمايت مي كنند اما ملت هاي عربي همگي در كنار ملت ما و حامي مقاومت و پايداري آن هستند.
140 ميليون دلار طي يك سال در ميان 20 هزار كارمند كه حقوق شان قطع شده بود توزيع شد اين مبلغ از كجا وصول شد؟ هيچ گونه كمك مالي از اروپا يا كشورهاي كمك كننده به دست ما نمي رسد همچنين ماليات هاي اسرائيلي وارد غزه نمي شود و درآمد حاصل از اخذ ماليات هاي داخلي براي دولت غزه بسيار ناچيز و اندك است. نكته چهارم كه مي توان از آن به عنوان يكي ديگر از عوامل قوت حماس و دولت منتخب ياد كرد نحوه مديريت بحران است به اين معنا كه ما از پشت درهاي بسته امور را هدايت نمي كنيم ما وزارتخانه هاي متعدد و انسان هاي زبده و كارشناس را در اختيار داريم كه امور داخلي و خارجي را اداره مي كنند.
هنيه درباره محاصره غزه و مشكلات ناشي از آن نيز اظهار داشت:
جاي هيچ شك و شبهه اي نيست كه رژيم صهيونيستي دامنه محاصره را تشديد كرده است رژيم صهيونيستي مسئول اصلي عواقب ناگوار محاصره اي است كه امروز شكست خورده است و اين مسئله اي است كه يك مقام عالي رتبه وزارت خارجه آمريكا نيز بدان اعتراف كرده است، اما با وجود اين، محاصره تأثير منفي خود را بر همه بخش هاي حياتي زندگي فلسطينيان گذاشته است و در اين جا بايد از كشور دوست و برادر خود مصر بخواهيم كه گذرگاه رفح را به روي فلسطينيان باز و بند محاصره را پاره كند. درست است كه درگذشته توافقات و تفاهماتي صورت گرفته، اما اين سؤال مطرح مي شود كه آيا صهيونيست ها تاكنون به توافقات و تفاهمات قبلي پايبند بوده اند؟! اگر صهيونيست ها مي خواهند كه همه گذرگاه هاي ما را ببندند چرا ما اقتصاد خود را به اقتصاد عربي گره نمي زنيم و رابطه اقتصادي خود با برادران عربي خود را تقويت نمي كنيم؟! البته اين به معناي جدا كردن نوارغزه از كرانه باختري يا انفصال سياسي نيست ما مشوق همكاري اقتصادي فلسطين با كشورهاي عربي هستيم و با ارتباط با كشورهاي عربي بايد جان 1.5ميليون فلسطيني را از بند وابستگي و خواسته هاي رژيم صهيونيستي در زمينه گذرگاه هاي مرزي و غيره برهانيم.
وي افزود: ما با پايداري و مقاومت و تكيه بر وحدت ملي و حمايت هاي كشورهاي عربي و اسلامي با همه سناريوها مقابله و تلاش مي كنيم كه با بهره گيري از اين فاكتورها از وقوع هرگونه جنايتي عليه ملت خود جلوگيري كنيم جهت حركت ما به سوي كجاست؟ به طور حتم حركت ما به سوي قدس است. ما راه را گم نكرده ايم. وضعيت معيشتي كنوني در نوار غزه يك وضعيت استثنايي است و براي ما اصل وحدت اراضي و وحدت ملت و وحدت اهداف است ما بر اين اساس فعاليت مي كنيم و اميدواريم كه بزودي در پاي ميز مذاكره بنشينم همه تلاش ما اين است كه امنيت و ثبات را براي مردم خود به ارمغان آوريم.
هنيه درباره تهديدهاي رژيم صهيونيستي اظهار داشت: اولا اين كه هدف از به راه انداختن جنجال هاي تبليغاتي درباره حمله گسترده نظامي به نوار غزه سرپوش گذاشتن بر جنايت هاي روزمره رژيم صهيونيستي و منحرف كردن افكار عمومي است مبني بر اين كه حملاتي كه هم اكنون در نوار غزه اتفاق مي افتد بسيار ناچيز است اما واقعيت اين است جنايت هاي روزمره اشغالگران در نوارغزه بسيار هولناك و در حد يك فاجعه است به طوري كه از آغاز ماه جاري تا اواسط آن نزديك به 45فلسطيني به شهادت رسيدند و بسياري از اراضي كشاورزي و منازل مسكوني تخريب شدند، اما اين تهديدات هرگز ملت فلسطين را نمي ترساند به علاوه اين كه اوضاع داخلي و خارجي رژيم صهيونيستي به گونه اي است كه فعلا به آن اجازه نمي دهد تا حمله گسترده اي را عليه نوارغزه به راه اندازد. رژيم صهيونيستي با انواع رسوايي داخلي و پرونده هاي فساد و «وينوگراد» و اختلافات سياسي ريشه دار دست به گريبان است و در خارج نيز با مقاومت لبنان و فلسطين مواجه است گذشته از اين، رژيم صهيونيستي هم اكنون به موضوع آتش بس فكر مي كند صهيونيست ها از آن جهت به آتش بس روي آورده اند كه در شكست اراده مقاومت در نوارغزه ناكام ماندند. صهيونيست ها در طول يك سال نتوانستند به اهداف شوم خود در زمينه براندازي دولت غزه يا سركوب مقاومت و يا تضعيف اراده پولادين ملت و اجبار آن براي انقلاب عليه دولت منتخبش دست يابند لذا اين تهديدات با اين كه آن را جدي مي گيريم هرگز ما را نمي ترساند. ملت ما ملتي صبور و مقاوم است كه قادر است با هرگونه جنايات اشغالگران به مقابله برخيزد.
رئيس دولت منتخب فلسطين درباره آتش بس، رژيم صهيونيستي نيز گفت:
تحقق يا عدم تحقق آتش بس به رفتار و عملكرد رژيم صهيونيستي بستگي دارد اگر رژيم صهيونيستي به شروط گروه هاي فلسطيني و طرح مصر مبني بر پايان محاصره، بازگشايي گذرگاه هاي مرزي و توقف جنايت هاي روزمره پاسخ مثبت بدهد آن موقع راه براي دستيابي به آتش بس هموار مي شود.
وي افزود: مانع اصلي در راه آتش بس وقت كشي هاي رژيم صهيونيستي و مشخص نبودن موضع اين رژيم در پاسخ به خواسته هاي فلسطينيان و نيز شفاف عمل نكردن با خواسته هاي طرف مصر است. صهيونيست ها در آغاز خواستار آتش بس در مقابل توقف كليه حملات شدند سپس بحث يك دوره آزمايشي را براي آتش بس مطرح كردند و اندكي بعد درباره بازگشايي گذرگاه هاي مرزي بدون ذكر زمان آن سخن گفتند سپس مدعي شدند كه گذرگاه رفح بايد خارج از موضوع آتش بس مورد بررسي قرار گيرد. واقعيت اين است كه ما خواهان آتش بسي فراگير و همزمان و متقابل مشروط بر پايان محاصره و بازگشايي گذرگاه ها و توقف جنايت ها هستيم. رژيم صهيونيستي تا اين لحظه به اين شروط ما پاسخ مثبت نداده است در اين جا بايد متذكر شوم كه رژيم صهيونيستي حتي با طرح ارائه شده مصر به گروه هاي فلسطيني نيز تعامل مثبتي نداشته است.
گذشته از اين موضوع «گلعاد شاليط» نظامي اسير صهيونيست بخشي از موضوع آتش بس نبوده است و آنان مي خواهند اين موضوع نيز در جريان آتش بس حل و فصل شود ما نيز مي خواهيم كه موضوع مبادله اسيران سريعا پايان يابد اما پيش از آن بايد آتش بس كاملا برقرار و بعد درباره پرونده اسيران و آزادي شاليط بحث و بررسي شود.
درباره وضعيت معيشتي نيز بايد اين نكته را عرض كنم كه ما براي تامين معيشت و نيازهاي زندگي مردم تصميم گرفته ايم كه براي خانواده هايي كه از هيچ نهاد يا سازماني حقوق دريافت نمي كنند، حقوق ماهيانه درنظر بگيريم و به احتمال قوي اين طرح را از آغاز ماه آينده ميلادي آغاز خواهيم كرد.
اسماعيل هنيه با اظهار نظر درباره تحولات آينده گفت: در موضوع باقي نگاه داشتن وضعيت به صورت نه جنگ و نه صلح، ما بارها عنوان كرده ايم كه هم اكنون شاهد شكست طرح آمريكا هستيم و در مقابل جريان مقاومت در حال پيروزي است رژيم صهيونيستي هم اكنون با بحران داخلي و خارجي زيادي مواجه است. ملت فلسطين همچنان به مقاومت ادامه مي دهد. با پايان سال جاري ميلادي جغرافياي سياسي منطقه و جهان تغيير خواهد كرد نخستين اولويت ما تا پايان سال 2008 م. احياي وحدت ملي، پايان محاصره و حمايت از ملت فلسطين و مقاومت است. منتظر تحولات بعدي تا پايان سال هستيم واقعيت اين است كه جهان بدون بوش امن تر خواهد بود.
وي درباره زمزمه هائي پيرامون اعزام نيرو از سوي كشورهاي عربي به فلسطين نيز گفت: اولا موضوع ارسال نيروهاي عربي به نوارغزه در حد يك خبر و تنها در سطح رسانه هاي جمعي منتشر شد و هيچ سخن يا موضع گيري رسمي در اين زمينه اعلام نگرديد و بنده گمان نمي كنم كه هيچ يك از كشورهاي عربي نيروهاي خود را به نوارغزه گسيل دارد. گذشته از اين، ما هرگز نمي پذيريم كه نيروهاي عربي به طور مستقل و جدا از نيروهاي فلسطيني در نوارغزه فعاليت كنند اما اگر اين نيروها براي كمك به نيروهاي ما براي آزادسازي سرزمين مقدس فلسطين نزد ما بيايند از آنان استقبال خواهيم كرد. فرق است ميان عدم تعامل ما با طرح اعزام نيروهاي عربي و ميان استفاده از تجربيات كشورهاي عربي در ساماندهي و اصلاح ساختار موسسه امنيتي.
نخست وزير منتخب ملت فلسطين درباره روي آوردن اروپائي ها براي مذاكره با حماس نيز گفت: درباره موضوع رايزني با مقامات اروپايي بايد بگويم كه آري، اخيراً دامنه گفت وگو و رايزني ما با اروپا افزايش يافته است و تاكنون مقامات اروپايي بسياري براي ديدار با رهبران حماس وارد نوار غزه شده اند از جمله مشاور توني بلر در كميته بين المللي چهارجانبه، به اعتقاد بنده اروپا در احياي نقش خود در فلسطين با مشكلات عديده اي مواجه است؛ نخست آن كه اسرائيلي ها تلاش مي كنند كه اروپا را از صحنه سياسي دور كنند و نقش اين قاره را تنها به اوضاع انساني و كمك رساني و غيره خلاصه كنند. مشكل ديگر اروپا اين است كه از آمريكا بيش از حد حرف شنوي دارد و در تصميم گيري هاي خود مستقل نيست. چند روز پيش بنده يك نامه طولاني و مفصل را براي ساركوزي رئيس جمهوري فرانسه ارسال داشتم و در آن اوضاع فلسطين را تشريح كردم و ما اميدواريم كه فرانسه به عنوان رئيس آتي اتحاديه اروپا براي رفع محاصره تحميلي عليه ملت فلسطين اقدامي انجام دهد اگر فرانسه براي حل اختلافات داخلي فلسطين اقدامي انجام دهد ما از اين تلاش ها و اقدامات استقبال مي كنيم ما از اروپايي ها به طور شفاهي و نه مكتوب پاسخ دريافت مي كنيم برخي هيئت هاي پارلماني اروپا تاكنون با ما چندين بار ديدار كرده اند. ما حتي با برخي مقامات آمريكايي كه براي اولين بار وارد نوار غزه شده بودند ديدار كرديم. يك چنين ديدارهايي در چند ماه اخير هرگز وجود نداشت. جهانيان ارتباط خود را با نوار غزه به طور كامل قطع كرده بودند و با آن هيچ ارتباطي نداشتند اما پايداري و مقاومت ملت ما در نهايت خواسته خود را به طرف هاي جهاني تحميل كرد تا در سياست هاي خود در قبال اين ملت بازنگري كنند. امروزه همه طرف هاي جهاني دريافته اند كه در منطقه هيچ اقدام مثبتي بدون درنظر گرفتن حماس رخ نخواهد داد و نيز به اين باور رسيده اند كه بدون استيفاي حقوق حقه ملت فلسطين، منطقه رنگ آرامش و امنيت را نخواهد ديد. ما از اروپايي ها مي خواهيم كه درخصوص ايجاد روابط گسترده تر با ما و نيز رفع محاصره و محنت هاي تحميلي عليه فلسطينيان و نيز توقف جنايت هاي اشغالگران جرأت و شهامت بيشتري از خود نشان دهند و خود را از آمريكا كه تمام و كمال در خدمت و حمايت از اسرائيل گام برمي دارد جدا سازند و نيز خود را از نقشي كه تنها در بخش كمك رساني خلاصه مي شود برهانند و به مسئوليت ها و وظايف شان حتي در بعد سياسي عمل كنند و در اين عرصه به طور بارز و برجسته فعال باشند.
نخست وزير فلسطين درباره اوضاع كرانه باختري گفت: بدون شك اوضاع كرانه باختري بسيار بحراني است و اطلاع از اين اوضاع قلب همگان را به درد مي آورد. قدس درحال يهودي شدن است، ساخت ديوار حايل و شهرك هاي يهودي و ايست هاي بازرسي و جنايت هاي روزمره اشغالگران صهيونيست ادامه دارد. اينها تنها بخشي از محنت هاي اهالي فلسطين در كرانه باختري و قدس است. متأسفانه طرف هاي داخلي نيز بر اين محنت ها دامن مي زنند؛ بازداشت ها به رغم كليه درخواست ها براي از سرگيري گفت وگو ادامه دارد و مؤسسات خيريه و مردمي همچنان تعطيل مي شوند، دانشجويان اسلام گرا تحت پيگرد قرار دارند، براي سركوب مقاومت در كرانه باختري تلاش مي شود و ده ها تن از اعضاي گردان هاي شهداي الاقصي به علت اعمال قوانين ظالمانه در حقشان در شرايط بسيار بدي به سر مي برند و خواستار آزادي از زندان هاي تشكيلات خودگردان هستند ما نيز همصدا با اين مبارزان خواستار آزادي كليه اسرا هستيم. هرگز نبايد در زندان هاي فلسطيني به اتهام فعاليت هاي سياسي يا مقاومت اسيري به بند كشيده شوند.
درباره وقوع انقلاب در كرانه باختري ذكر اين نكته را ضروري مي دانم كه ما خواستار آزادسازي كرانه باختري هستيم و نه وقوع انقلاب و تشديد بحران در آن. خواسته ما اين است كه آحاد ملت فلسطين با يكديگر عليه اشغالگران صهيونيست متحد شوند. امروزه وضعيت به گونه اي است كه افق ها براي دستيابي به يك راه حل سياسي نامشخص و مي توان گفت كه تقريباً بسته است.
هنيه درباره گفت وگوها با فتح افزود: ما اميدواريم اين مهم تحقق يابد اما تا اين لحظه هيچ موضع رسمي اتخاد نشده و هيچ گونه دعوت رسمي براي گفت وگو مطرح نگرديده است. در زمينه تحقق آشتي ملي پيش از پايان دوران رياست محمود عباس نيز بايد بگويم كه ما نيز همين آرزو را داريم و براي تحقق آن تلاش مي كنيم اما اگر آشتي صورت نگيرد و دوران رياست عباس نيز پايان يابد ما موضع خاص خود را خواهيم داشت و اين موضع را شش ماه ديگر اعلام خواهيم كرد.
وي درباره گفت وگوي دوجانبه با فتح نيز يادآور شد:
ما بيش از اين كه خواهان انجام گفت وگوي دوجانبه باشيم خواهان فراهم شدن زمينه و ارائه راهكاري مناسب براي موفقيت اين گفت وگو هستيم. گفت وگوي مستقيم بين رهبران فتح وحماس يكي از اين راهكارهاست؛ چرا كه مشكل بين اين دو طرف رخ داده است، اما اشكالي هم ندارد كه گفت وگو در دايره گسترده تري انجام شود به اين معناكه همه گروه هاي فلسطين كه در نشست سال 2005 م. قاهره شركت كرده بودند اين بار نيز مشاركت كنند. اين گونه نيست كه حماس يك طرف باشد و سازمان آزاديبخش فلسطين طرفي ديگر. ما بر مبناي مساوات و مشاركت البته از موضع مسئوليت ملي خواستار گفت وگوي فراگير بين همه گروه هاي فلسطيني هستيم اما در آغاز بايد رهبران فتح و حماس با يكديگر ديدار كنند و راهكارها را مورد بحث و بررسي قرار دهند و سپس گفت وگو در سطح گسترده تري انجام شود حال اگر گفت وگو از آغاز به طور گسترده و فراگير انجام شود باز اعلام مي كنيم كه ما مشكلي نداريم.
مركز اطلاع رساني فلسطين

 



جنگ سايه ها

رژيم صهيونيستي، پس از پايان عمليات فداييان فلسطيني در المپيك مونيخ، وعده داد كه «جنگ انتقام جويانه اي در همه جبهه ها آغاز خواهد شد.» متعاقب اين وعده، ميان اعضاي «ساف» و واحدهاي تروريستي رژيم صهيونيستي در كشورهاي اروپايي، جنگي خونين آغاز شد كه مطبوعات به آن لقب «جنگ سايه ها» را دادند. اين جنگ سرانجام در خاك لبنان به پايان رسيد.
48ساعت پس از پايان «عمليات مونيخ»، رژيم صهيونيستي اولين واكنش خود را به اين حادثه نشان داد و 75 بمب افكن را براي انهدام آنچه كه پايگاه هاي فدائيان در سوريه و لبنان توصيف مي كرد به آسمان فرستاد. اين تهاجم كه سنگين ترين حمله هوايي ارتش صهيونيستي از «جنگ شش روزه» به اين سو محسوب مي شد بيش از 200 غيرنظامي را در اردوگاه هاي آوارگان فلسطيني كشته و زخمي كرد. اكثريت شهداي اين حمله هوايي زنان و كودكاني بودند كه فرصتي براي گريز نداشتند.
در مرحله بعد «گلداماير» نخست وزير 70 ساله رژيم صهيونيستي، در مجلس سوگواري صهيونيست هاي كشته شده در مونيخ، قول داد كه «جنگ انتقام جويانه اي در همه جبهه ها آغاز خواهد شد»، اما مبارزه با «سازمان سپتامبر سياه» حتي براي سرويس هاي امنيتي مغرور صهيونيستي هم كار آساني نبود. اين گروه، از سري ترين سازمان هاي فلسطيني بود كه اسراييل از وابستگي آن به «سازمان فتح» اطمينان داشت، اما «عرفات» مصرانه چنين ارتباطي را تكذيب مي كرد. با اين حال نخست وزير رژيم صهيونيستي، فرمان قتل 35 تن از رهبران شناخته شده «ساف» و «فتح» را صادر كرد.
رويارويي در اروپا
عوامل «موساد» (سازمان اطلاعاتي و امنيتي «رژيم صهيونيستي») در 16 اكتبر سال1972، «عبدالوائل عادل زعيتر» كارمند سفارت ليبي و نماينده «ساف» در شهر «رم» را در منزل مسكوني اش ترور كردند. هدف بعدي، «محمود همشهري» نماينده «ساف» در شهر «پاريس» بود كه در روز 8دسامبر بر اثر انفجار بمبي در تلفن منزل مسكوني اش، زخمي عميق برداشت و يك ماه بعد جان سپرد.
روز 24ژانويه سال 1973، «حسين البشير ابوالخير» نماينده «ساف» در «قبرس» نيز، زماني كه چراغ اتاقش را در طبقه دوم هتلي در شهر «نيكوزيا» خاموش مي كرد، با انفجاري مهيب قطعه قطعه شد.
در 6آوريل پرفسور «باسل الكبيسي» از اعضاي عراقي «ساف» و استاد دانشگاه آمريكايي بيروت، در پاريس به ضرب گلوله از پا درآمد و شش روز بعد «موسي ابوزياد»، يكي ديگر از نمايندگان مؤثر «ساف» در قبرس، توسط بمبي كه در شهر آتن منفجر شد كشته شد. همچنين، «محمد بعوديا» كه از فعالين سياسي «ساف» در اروپا بود بر اثر انفجار اتومبيلش در پاريس جان سپرد. نماينده «ساف» در الجزاير طي سوءقصدي به شدت مجروح شد، نماينده «ساف» در ليبي بر اثر انفجار بسته اي انفجاري فلج و نابينا شد. همچنين «فاروق قدومي» و «هايل عبدالحميد»، كه از اعضاي شوراي رهبري «فتح» بودند، از يك عمليات تروريستي «موساد» جان سالم
به در بردند. علاوه بر اين، رژيم صهيونيستي موفق شد با ارسال بسته هاي حامل بمب به دفاتر و مراكز متعلق به فلسطينيان در اروپا تعداد ديگري از فعالان فلسطيني را كه برخي از آنان هيچ وابستگي تشكيلاتي به «ساف» يا «فتح» نداشتند، بر ليست قربانيان عمليات انتقام جويانه خود بيفزايد.
«موساد» براي افزايش رعب و وحشت در ميان فعالان سياسي فلسطيني، حكم اعدام برخي از آنان را آشكارا به صورت آگهي در روزنامه هاي محلي عرب زبان چاپ مي كرد. مطبوعات و رسانه هاي غربي نيز با افسانه پردازي و گزارش هاي اغراق آميز خود، تهاجم «رژيم صهيونيستي» را عليه فلسطينيان پوشش مي دادند و از تيم هاي تروريستي اين رژيم با عناوين مرموز و ترس آوري چون «ژوئن سياه»، «خشم خدا»، «واحد انتقام» و «گروهان101» ياد مي كردند. به رغم تمامي اين بزرگنمايي تبليغاتي، تمامي كساني كه توسط تروريست هاي «موساد» به قتل رسيدند، از رهبران معروف فلسطيني بودند كه زندگي و فعاليت سياسي علني داشتند و به همين دليل از هيچ گونه محافظت يا پوشش امنيتي برخوردار نبودند، مضاف بر اين كه تاكنون هيچ مدرك و دليل قابل اعتنايي مبني بر ارتباط آنان با «سازمان سپتامبر سياه» از سوي «دولت يهودي» ارائه نشده است. در حقيقت، رژيم صهيونيستي به هيچ عنوان نمي توانست ثابت كند كه توانسته است ضربات سختي بر مجريان «عمليات مونيخ» وارد كند، اما به كمك رسانه هاي گروهي، با نسبت دادن عناويني چون «مسئول ايستگاه سپتامبر سياه» يا «از طراحان حمله به مونيخ» به قربانيان عمليات تروريستي خود، سعي كرد كه اقدام به ترور آنان را در افكار عمومي جهان موجه كند.
در جريان اين كشاكش مرگبار، طرف فلسطيني هم بيكار ننشست. روز 10 سپتامبر سال 1972، تلاش براي كشتن يك ديپلمات سفارت رژيم صهيونيستي در «بروكسل» كه عضو «موساد» و نيز مأمور نفوذ به درون «سازمان سپتامبر سياه» بود ناكام ماند.
در 19 سپتامبر عضو سفارت «رژيم صهيونيستي» در لندن «آرمي شاشوري» بر اثر انفجار بمبي به هلاكت رسيد. اما موفق ترين پاسخ فلسطينيان به ترورهاي رژيم صهيونيستي در «اسپانيا» عملي شد.
تنها سه روز پس از قتل «محمود همشهري» نماينده «ساف» در فرانسه، شخصي به نام «باروخ كوهن» در رستوراني واقع در مركز شهر «مادريد» هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد. بعدها منابع امنيتي «رژيم صهيونيستي» افشا كردند كه وي با نام اصلي «موشه حنان ايشاي» رئيس ايستگاه موساد در اسپانيا بوده است. او كه مأموريت داشت در ميان فعالان فلسطيني در اسپانيا نفوذ كند، در حين عمليات جاسوسي خود، توسط اعضاي «سپتامبر سياه» شناسايي شد و در حالي كه فكر مي كرد موفق به نفوذ در اين سازمان شده است به قتل رسيد. طرح كشتن «كوهن» با چنان دقت و پيچيدگي طراحي شده بود كه «موساد» مجبور شد تمامي شبكه خود را در اسپانيا منحل كند.
يك ماه و نيم بعد، صهيونيست ديگري به نام «سيمياگلازر» در قبرس به ضرب گلوله از پا درآمد. هويت او نيز توسط خود صهيونيست ها مشخص شد: افسر ارشد موساد در قبرس و از اعضاي قديمي سازمان تروريستي «ايرگون».
انتقام بلندپروازانه
عمليات بعدي «سپتامبر سياه» حمله به سفارت «رژيم صهيونيستي» در «بانكوك»(پايتخت تايلند) به تاريخ 28 دسامبر سال 1972 بود. به هنگام اين تهاجم، سفير در سفارت حاضر نبود اما شش صهيونيست عضو سفارت به دست مهاجمان فلسطيني افتادند.
مبارزان فلسطيني پس از به اهتزاز در آوردن پرچم فلسطين بر فراز ساختمان سفارت، اعلام كردند كه اين شش نفر را در برابر آزادي 36 زنداني فلسطيني از بند «رژيم صهيونيستي»، رها خواهند كرد. پس از يك ساعت مذاكره، گروگان گيران، با آزادي گروگان ها در برابر خروج خود از تايلند موافقت كردند. معامله انجام شد و فلسطينيان، صبح روز بعد با هواپيمايي به مصر پرواز كردند. چنين پايان خوشي براي يك عمليات «سازمان سپتامبر سياه» واقعاً حيرت انگيز بود. بعدها «ويكتور استروفسكي» يكي از چهره هاي امنيتي «رژيم صهيونيستي» مدعي شد كه حمله به سفارت اين رژيم در «بانكوك»، در حقيقت يك عمليات انحرافي بوده كه براي پنهان ماندن تحركات وسيع «سپتامبر سياه» از چشم جاسوسان و نفوذيان اسراييلي طراحي شده است. طبق اين ادعا، «سپتامبر سياه» قصد داشت «گلداماير» را در جريان سفرش به «واتيكان» با شليك يك موشك دوشپرتاب «استرلا» به هواپيماي حامل او در فرودگاه «رم»، از بين ببرد. حمله به سفارت رژيم صهيونيستي در بانكوك تنها سه هفته قبل از سفر «گلداماير» انجام شد.
مبارزان فلسطيني با زحمت و پيچيدگي فراوان موفق شدند 12 قبضه موشك انداز «استرلا» تهيه كرده و به ايتاليا ارسال كنند. روز 15 ژانويه سال 1973، پنج فدايي فلسطيني به همراه يازده قبضه موشك انداز در محوطه فرودگاه «رم» توسط پليس ايتاليا دستگير و سه فدايي نيز طي درگيري با پليس و نيروهاي «موساد» كشته شدند و به اين ترتيب بلند پروازانه ترين عمليات ضد صهيونيستي گروه «سپتامبر سياه» ناكام ماند.
در بيست و يكم فوريه (36 روز بعد از شكست عمليات ترور «گلداماير»)؛ جنگنده هاي نيروي هوايي ارتش صهيونيستي، يك هواپيماي مسافربري خطوط هوايي ليبي را در آسمان صحراي سينا، با شليك چندين راكت منهدم كردند. بيش از 100 مسافر و خدمه هواپيما كشته شدند. «صالح مسعود بوبصير»، يكي از وزراي دولت ليبي نيز در ميان كشته شدگان بود. «رژيم صهيونيستي» در توجيه اين جنايت هولناك، مدعي شد كه هواپيماي ليبيايي وارد حريم هوايي اين رژيم در مناطق اشغالي سينا شده بود و به هشدارها پاسخي نداد و ارتش از بيم اين كه اين هواپيما مملو از مواد منفجره باشد و بخواهد به شهرهاي صهيونيست نشين حمله كند مجبور به انهدام آن شده است.
هيچكس اين توضيحات عجيب را باور نكرد. بسياري متوجه شده بودند كه اين جنايت جنگي با هدف تحريك كشورهاي عربي براي «مقابله به مثل» انجام شده است، اما اين بار هيچ پاسخي به «رژيم صهيونيستي» داده نشد. ارتش هاي عربي در سكوتي معنادار، انتظار مي كشيدند. به رغم فضاي تبليغاتي منفي در جهان عليه «تل آويو» به خاطر ارتكاب چنين عملي، «رژيم صهيونيستي» از پيگيري برنامه هاي تلافي جويانه خود منصرف نشد.
«واحد اطلاعات نظامي ارتش صهيونيستي» اين بار تصميم گرفت ضربه مرگباري بر «ساف» وارد كند. در اواخر بهار سال 1973، دو اردوگاه آوارگان فلسطيني در شمال لبنان با نام هاي «نهر البارد» و «البدوي» مورد حمله كماندوهاي رژيم صهيونيستي قرار گرفت و طي نبردي كوچه به كوچه حدود 70 فلسطيني كشته و زخمي شدند. تعداد زيادي زن و كودك نيز در ميان مقتولين ديده مي شد.
ساف در خون
روز 9 آوريل سال 1973 (57 روز پس از سوء قصد به «گلداماير») واحدهايي از يگان ويژه اطلاعات و عمليات ارتش صهيونيستي موسوم به «سايرت ماتكال» به فرماندهي افسري به نام «ايهود باراك»، با قايق در سواحل بيروت پياده شدند. شب بعد، اين افراد محل اقامت رهبران «ساف» در بيروت را كه قبلاً شناسايي كرده بودند موردهجوم قرار دادند و سه تن از رهبران ارشد «ساف» را در خانه هايشان با صدها گلوله، سوراخ سوراخ كردند. اين سه تن عبارت بودند از «يوسف نجار» (معروف به «ابويوسف») از بنيانگذاران و فرماندهان عملياتي «فتح» (در جريان اين عمليات تروريستي، همسر «يوسف نجار» هم به ضرب گلوله صهيونيست ها به شهادت رسيد)، «كمال عدوان» مسئول تبليغات «ساف» (صهيونيست ها مدعي شدند كه او فرمانده عملياتي «فتح» و نوار غزه و كرانه باختري بوده است) و «كمال ناصر» شاعر فلسطيني و سخنگوي رسمي «ساف»، «كمال ناصر» يك مسيحي بود و مهاجمان صهيونيست در حركتي نمادين و سفاكانه، ابتدا وي را به صورت يك مصلوب روي زمين خواباندند و سپس بدنش را تيرباران كردند و درنهايت نيز دهان سخنگوي رسمي «ساف» را پر از سرب گلوله كردند. تصاويري كه از پيكر «كمال ناصر» منتشر شد براي فلسطينيان و خصوصاً اعراب مسيحي بسيار دردناك بود.
دراين تهاجم، مقر «جبهه دموكراتيك خلق» نيز توسط صهيونيست ها منهدم شد. در تمام مدت سه ساعتي كه كماندوهاي اسراييلي مشغول اجراي عمليات خود بودند، دواير امنيتي و انتظامي لبنان هيچ تحركي از خود نشان ندادند. اين مسئله حاكي از همكاري اين مراكز يا حداقل هماهنگي آنان با مهاجمان صهيونيست بود. (اين حقيقت كه آن روزها در حد ظن و گمان بود، بعدها در جريان جنگ هاي داخلي لبنان به خوبي آشكار شد.)
اسراييلي ها كه عمليات خود را در بيروت «بهار جوانان» نام گذاشته بودند، پيروزي جديد خود را با تفاخر فراوان جشن گرفتند و بعدها مدعي شدند كه كم شدن عمليات هاي «سپتامبر سياه» در ماه هاي بعد، دليلي براي هدف گيري صحيح آنان در ترورهاي بيروت بوده است. اما هم صهيونيست ها و هم فلسطيني ها به خوبي مي دانستند كه عمده ترين رهبران «سپتامبر سياه» در اروپا و خاورميانه هنوز در قيد حياتند و نقشه هاي فراواني درسر دارند. با اينحال شواهد و قرائن نشان مي دهد كه پس از ترورهاي بيروت، تمامي سازمان هاي فدايي فلسطيني گرفتار شوك سختي شده و كندي و انفعال محسوسي از خود نشان دادند. حمله كماندوهاي صهيونيست به بيروت نمايش خيره كننده اي بود از توانمندي هاي «رژيم صهيونيستي» در ضربه زدن به دشمنان خود.
كمتر از يك ماه پس از اين حمله، «دولت يهود» بيست و پنجمين سالگرد پديدآمدن خود را جشن گرفت. در اين جشن كه توسط رسانه هاي گروهي جهان پوشش وسيعي داده شد، ارتش رژيم صهونيستي رژه بزرگي را با حضور نخست وزير و ساير مقامات اين رژيم و درست در كنار ديوار قديمي شهر «بيت المقدس» به انجام رساند. ربع قرن از تأسيس اين دولت در اراضي فلسطين مي گذشت وهنوز هيچ عاملي نتوانسته بود ضربه اي خردكننده به آن وارد كند. تنها پنج ماه پس از برگزاري اين جشن كه دهن كجي آشكاري بود به جهان عرب و اسلام، آتش چهارمين جنگ ميان كشورهاي اسلامي و رژيم صهيونيستي زبانه كشيد.
خبرگزاري فارس

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14