(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 8 تير 1387 - 24 جمادي الثاني 1429 - 28 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189119
 

دومين جشنواره داستان انقلاب
افتتاح نمايشگاه كتاب امام خميني در كنار حرم حضرت زينب(س)
هشت جلد تاريخ شفاهي ادبيات كودك ايران مكتوب شد
گفتگو با سيد محمد سادات اخوي، نويسنده خودم بلند شدم
پري بهانه ها؛ غزل هايي با قالب مثنوي
«دريا به دريا» با مولانا
غزليات حافظ در ارمنستان منتشر شد
«لوبليانا» پايتخت جهاني كتاب شد



دومين جشنواره داستان انقلاب

مدير مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري از برگزاري دومين جشنواره داستان انقلاب در آذر يا دي ماه سال جاري خبر داد و گفت: قرار است بودجه امسال جشنواره به 30 ميليون تومان افزايش يابد.
محسن مؤمني شريف نويسنده و مدير مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري در گفت وگو با فارس گفت: قرار است بودجه امسال جشنواره داستان انقلاب به 30 ميليون تومان افزايش يابد. در دوره اول بودجه كمتر از اين بود و ما هم به همان ميزان براي خودمان كار تعريف كرده بوديم اما وقتي دوستان وزارت ارشاد اعلام كردند آنها هم مايلند در اين امر فرهنگي شراكت داشته باشند، گستره كار را افزايش داديم ولي عملا چنين اتفاقي نيفتاد. لذا امسال سعي مي كنيم روي دارايي و توانايي اندك خودمان حساب كنيم تا اگر كسي هم كمكمان نكرد، بعداً شرمنده دوستان و شركت كنندگان نشويم.
وي تصريح كرد: قطعاً هزينه اين دست كارها و اصولا جشنواره ها در ايران بيش از اين رقم هاست اما در حوزه هنري به خاطر انگيزه غيرمادي مجموعه، معمولا كارها ارزانتر تمام مي شود.
مدير مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري گفت :جشنواره داستان انقلاب، جشن مهم و معناداري است كه اميدواريم هر سال برگزار شود. دبيرخانه دومين دوره اين جشنواره فعاليتش را آغاز كرده و ما اميدواريم تمامي مراحل آن پيش از بهمن به پايان برسد تا فرصت مناسبي براي پرداختن به آن باشد.
وي در پاسخ به اين پرسش كه چرا قرار است دومين جشنواره داستان انقلاب قبل از بهمن ماه برگزار شود بيان داشت: بهمن اوج شلوغي كارهاي فرهنگي پرطمطراق و تراكم اخبار سياسي است معمولا در اين ميان كارهاي بي ادعايي مانند جشنواره داستان انقلاب فدا مي شوند به همين دليل جشنواره دوم در اواخر آذر و يا دي ماه سال جاري برگزار خواهد شود تا فرصتي براي نقد اين جشنواره فراهم شود.
مؤمني درباره دستاوردهاي جشنواره نخستين اظهار داشت: نخستين وظيفه اي كه دوره اول برعهده داشت ايجاد دغدغه در ميان نويسندگان براي پرداختن به موضوع انقلاب اسلامي بود كه گمان مي كنم تقريباً به اين مهم رسيديم. ديگر آنكه ما با گروه زيادي از نويسندگان جوان مواجه شديم كه مستعد هستند و مي توان با آنها ارتباط داشت و از انرژي و استعداد آنان در اين جهت كمك گرفت. شايد در ميان همه دستاوردهاي جشنواره نخستين، اين از همه مهمتر باشد. علاوه بر همه اينها از جشنواره اول ما صاحب سه رمان انقلاب شديم كه ان شاءالله منتشر خواهند شد.
نويسنده رمان «ماه و بلوط» در مورد فرمايشي شدن جشنواره هاي اين چنيني عنوان كرد:جشنواره داستان انقلاب نمي تواند فرمايشي باشد زيرا ما نه آنقدر قدرت داريم كه به كسي فرمان برانيم و نه آنقدر وضعمان خوب است كه كسي را تطميع كنيم! بلكه ما با برگزاري چنين برنامه هايي يك وظيفه مغفول مانده اي را به نويسندگان و هنرمندانمان يادآوري مي كنيم و آن اين كه در همين عمر خودمان اتفاقي در اين سوي آب افتاد كه دنيايي را تحت تأثير خود قرارداد و طرحي ديگر در جهان انداخت؛ به گمان ما آيندگان در اين باره از ما انتظاراتي خواهند داشت و اگر در اين باره كوتاهي كنيم، ما را نخواهند بخشيد.
وي با اشاره به حمايتي كه شايع است مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري چند سالي است از داستان انقلاب مي كند، تصريح كرد: به عنوان يك نويسنده نمي توانم ادعا كنم حمايتي در كار است بلكه فرقي كه ما با ناشران ديگر داريم اين است كه، علاوه بر كمك هاي فكري و ارائه اطلاعات تاريخي به مؤلفان، حق التأليف چاپ هاي اول را زودتر از معمول به آنان مي پردازيم.
مؤمني با اشاره به بحث انگ سفارشي نويسي كه گاهي به نويسندگان ارزشي زده مي شود، گفت: اين نوع انگ زدن ها هم از ديگر هنرهاي روشنفكري بيمار ماست كه معمولا تقصير خودش را با متهم كردن ديگران جبران مي كند! اولا سفارش نويس يعني كسي كه براي پول مي نويسد نه براي عقيده. خوشبختانه براي كساني كه به خاطر اعتقاداتشان جان خود را به دست گرفته اند و با مهاجمان به وطن جنگيده اند، چنين چيزهايي نمي چسبد!
ثانياً، در عالم حرفه اي اصلا بحث كار سفارشي و غيرسفارشي نداريم و اگر نويسندگان ما حرفه اي شوند اين بحث ها بي معني خواهد بود. در دنيايي كه نويسندگان بزرگش براي خاندان هاي بزرگ و سياستمداران نه خيلي خوشنام زندگينامه داستاني مي نويسند و يا كارگردانان بزرگ براي تجليل گردانندگان سرمايه دار كمپاني هاي اقتصادي فيلم هاي آنچناني مي سازند، نوشتن از انقلاب اسلامي و شهيدان سرافراز ما، افتخار بزرگي است كه نصيب هر كسي نمي شود.

 



افتتاح نمايشگاه كتاب امام خميني در كنار حرم حضرت زينب(س)

در راستاي فعاليت هاي ويژه نوزدهمين سالگرد ارتحال امام خميني(ره) رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در دمشق، نمايشگاه بزرگ كتاب امام خميني(ره) در كنار حرم مطهر حضرت زينب(س) برپا شد.
در اين نمايشگاه بيش از سه هزار عنوان كتاب از آثار امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري، شهيد مطهري و كتاب هاي ديني، فكري، اجتماعي، سياسي و فرهنگي به علاقمندان ارائه شده است.
نمايشگاه ياد شده از خرداد ماه تا نيمه اول شهريور ماه سالجاري داير خواهد بود تا پاسخگوي نياز زائران حضرت زينب(س) از كشورهاي مختلف اسلامي باشد.

 



هشت جلد تاريخ شفاهي ادبيات كودك ايران مكتوب شد

نگارش هشت كتاب از مجموعه 10 جلدي «تاريخ شفاهي ادبيات كودك و نوجوان ايران» به كوشش مهدي كاموس به پايان رسيد.
مهدي كاموس- محقق و دبير مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات كودك و نوجوان- در گفتگو با مهر گفت: با برگزاري آخرين جلسات گفتگوي حضوري با غلامرضا امامي، هشتمين راوي تاريخ ادبيات كودك و نوجوان نيز به روايت خود پايان داد. گفتگو با محمدرضا سرشار، مصطفي رحماندوست و فريدون عموزاده خليلي در 30 ساعت، گفتگو با مهدي حجواني در 60 ساعت، گفتگو با محمود حكيمي در 40 ساعت، گفتگو با اميرحسين فردي، گفتگو با محمد ميركياني و غلامرضا امامي در 20 ساعت، مجموع گزارش هاي تاريخ شفاهي را تشكيل مي دهد.
وي افزود: اين هشت جلد در حال حاضر در مرحله آماده سازي و تنظيم گفتگوها، تصويرسازي عكس ها و اسناد، ويراستاري و نمايه سازي است و بعد از ويراستاري نهايي و برگزاري جلسات تكميلي احتمالي با برخي راويان، اين آثار دوباره براي بازخواني نهايي و امضاي آزادسازي سند به راويان تحويل مي شود و بعد از آن به چاپ خواهد رسيد.
كاموس ادامه داد: دو جلد ديگر اين مجموعه به گفتگو با سيدمهدي شجاعي و نوش آفرين انصاري اختصاص دارد كه فعلا در مراحل مقدماتي قرار دارد. راويان در اين مجموعه صرف نظر از توضيح پيرامون زمينه هاي شكل گيري ادبيات كودك و نوجوان در ايران به تبيين وقايع اين حيطه و خاطرات شخصي خود نيز مي پردازند.
دبير مجموعه تاريخ شفاهي ادبيات كودك و نوجوان ايران خاطرنشان كرد: تلاش كرده ايم در اين 10 جلد به گفتگو با افرادي بپردازيم كه در چهار عرصه شعر، داستان، مديريت فرهنگي و مطبوعات بيش از 25 سال سابقه دارند.
به احتمال زياد انتشار اين مجموعه توسط وزارت ارشاد يا مؤسسه خانه كتاب انجام خواهد شد.

 



گفتگو با سيد محمد سادات اخوي، نويسنده خودم بلند شدم

ليلا كريمي
«سيدمحمد سادات اخوي» از نويسندگان نام آشنا و اهل ذوق در عرصه شعر و ادبيات به خصوص ادبيات نوجوانان است كه داراي تأليفات متعددي است، در سال 1365 كارش را با هفته نامه كيهان بچه ها آغاز كرد و از آن پس بيشتر در زمينه داستان قلم زده است. هم اكنون از وي مجموعه شعر جديدي باعنوان «بي نام» چاپ شده است كه در زمينه مدح و منقبت اهل بيت (ع) است. در حقيقت او در بيشتر آثارش به دين و عرفان پرداخته و اين موهبت را مديون ارادت به اين خاندان مي داند و درحال حاضر نيز مجموعه يازده جلدي در زمينه عرفان باعنوان «در مكتب عشق» با موضوع زندگي نامه عارفان معاصر را در دست تأليف دار د . به بهانه چاپ اين كتاب ها با وي گفتگويي را ترتيب داده ايم كه مي خوانيد.
-با توجه به اينكه مجموعه يازده جلدي زندگي عارفان معاصر چون «كيمياي سعادت» امام محمد غزالي، «يك عمر مسلماني»، بازآفريني كتاب معراج السعاده نراقي، «دور دنيا در 71 سال» زندگي نامه شيخ جعفر مجتهدي، «مردي كه زياد مي فهميد» زندگي نامه قاضي تبريزي و نيز «اسرار كيمياگري» زندگي نامه محمدعلي كهرميان را در حال بازآفريني داريد؛ چه نياز و دغدغه اي احساس كرديد كه رو به بازآفريني كتاب هاي عارفان آورديد؟
در حقيقت مطالعه در مورد مسائل ديني ، معمولا در يك مثلث محدود مي شود بدين صورت كه يا در مورد اهل بيت(ع) يا خداوند و يا درباره شخصيت هاي ماندگار و جذاب است كه ايده آل هاي ما در زندگي آنهاست؛ در واقع با مطالعه زندگي عارفان، زندگي كساني را مطالعه مي كنيم كه دوست داشتيم مثل اين افراد مي بوديم. به خاطر همين وقتي وارد جامعه شدم و از سن نوجواني در اجتماع حضور و فعاليت كردم، به اين نتيجه رسيدم كه در زندگي همه حلقه اتصالشان با خداوند و اهل بيت، به رغم ظاهري كه در زندگي افراد ديده مي شود و به نظر مي رسد با خدا ارتباط داريم، اين حلقه اتصال مفقود است.
نزديك ترين نمونه اي كه پيدا كردم، شايد پدربزرگ خودم است كه زندگي نامه ايشان را با عنوان «اسرار كيمياگري» نوشته ام؛ ارتباط پدربزرگ با اهل بيت براي من خيلي جذاب و ويژه بود و بعد آرام آرام وقتي در زمينه زندگي عرفاي شيعه و اهل سنت بيشتر مطالعه كردم، احساسم اين بود كه نكته هايي كه دوست داشتم در زندگي ام نمود پيدا كند، در زندگي عرفاي اهل تشيع بيشتر بوده است اما به هر حال واقعيت و حقيقت اين است كه روح عرفان، خداشناسي است و اين خداشناسي از خودشناسي شروع مي شود. بنابراين شروع به شناخت كاستي هاي وجود خود كردم و هر چقدر به آنها بيشتر واقف شدم، در حقيقت شروع به شناخت و پركردن اين خلع بيشتر احساس مي شد، به دنبال همين موضوع نيازم به شناخت آدمهاي بزرگ بيشتر شد، در اين راه وقتي پيش مي رفتم، احساس كردم تازه يك وظيفه و تكليف شخصي به عنوان يك نويسنده برعهده ام است؛ كه مي توانستم دغدغه هاي فردي و جمعي ام را بنويسم؛ در حقيقت دغدغه هاي جمعي براي من در اولويت قرار داشت حتي در زندگي شخصي ام همين طور است. اين دسته از دغدغه ها (جمعي) باعث شد كه شروع به بازآفريني زندگي عارفان بكنم، در حقيقت بهانه اصلي اين كار انتشارات اميركبير بود كه مجموعه اي را پيشنهاد كردند و اما اسامي عارفان را خودم انتخاب كردم و تصميم گرفتيم اين كار را در قالب يك مجموعه ده جلدي با عنوان «در مكتب عشق» به چاپ برسد؛ البته اسم كتاب به انتخاب اكبر نبوي صورت گرفته است، تا الان 5عنوان در 6جلد منتشر شده است در جلد اول كيمياي سعادت، جلد دوم؛ معراج السعاده نراقي كه در واقع از شيعه و سني را در خود گنجانده است؛ منتهي چون ما برخاسته از بستري اعتقادي در فرهنگ شيعي هستيم؛ خواه ناخواه رويكردم به كتاب، شيعي بوده است همچنين زندگي نامه شيخ جعفر مجتهدي كه در قالب كتابي با عنوان «دور دنيا در 17 سال» منتشر شد و «مردي كه زياد مي فهميد» مربوط به زندگي مرحوم قاضي تبريزي است. در كل كساني كه اين كتابها و مجموعه را مطالعه مي كنند، به اين نتيجه خواهند رسيد كه علت انتخاب اين عارفان چه بوده است؛ در كل تاكيدم بر اين بود كه سراغ شخصيت هايي بروم و بخش هايي از زندگي شان انتخاب كنم كه به درد آدم هاي امروز بخورد. تمام تلاشم اين بوده است كه اين اثر به ادبيات نزديك تر و انتخاب ها كاربردي باشد. در حقيقت كسي كه از نسل امروز چه نوجوان، ميانسال و... اين كتاب را مطالعه مي كند كاملا دريافتش از كتاب، با زمان امروز همخواني داشته باشد و به درد زندگي افراد بخورد.
- يعني با نگاه امروزي اين اثر را نوشته ايد:
بازنويسي با بازآفريني متفاوت است؛ اين كتابها بازآفريني است يعني اصل واقعه همان است كه در تاريخ رخ داده اما نگاه نويسنده و ادبيات و نوع نگارش به گونه اي است كه نسل متعلق به دنياي معاصر احساس كند همان رفتار را با زندگي امروز مي تواند انجام دهد. در حقيقت اين مجموعه پاسخي است به پرسش خودم كه فكر مي كردم حلقه مفقوده آدمي با خوشبختي و آرامش چيست؟ «اخلاق» است. براي رسيدن به اخلاق، نمونه هايي كه مي توان اشاره كرد، قطعاً در زندگي اهل بيت(ع) است كه با ما فاصله زماني زيادي دارند يا در زندگي كسانيكه منسوب به اهل بيت(ع) هستند و جزو معاصران محسوب مي شوند و در زمان ما زندگي كرده اند.
- اين طور عنوان شده بود كه اين مجموعه را براي گروه سني نوجوانان منتشر كرده ايد؛ آيا گروه هاي سني ديگري هم دربرمي گيرد؟
اين مجموعه گروه سني خاصي را دربرنمي گيرد. تقريباً يك دهه است ،آثاري را كه مي نويسم تلاشم بر اين است كه محدود به گروه سني ويژه اي نباشد. يادم هست مرحوم آذر يزدي كه «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» را نوشته بود؛ نكته اي را گفته بودند كه سالهاي سال به شوخي بدل شده بود. يعني مي گفتند اين كتاب براي اطفال هفت تا 77 ساله است. در حال حاضر هم اين كتاب جزو همين دسته است؛ به نظرم اگر اثر، يك اثر ادبي باشد و برخاسته از نياز اجتماع باشد، به گروه سني خاصي معطوف نمي شود. يعني در طول زمان، انسانهاي گوناگون با هر گروه سني ويژه اي مي توانند مطالعه و استفاده كنند.
- مجموعه از نوشته هاي شما مربوط به زندگاني حضرت فاطمه زهرا(س)، واقعه عاشورا و... است و جوايزي هم راجع به اين كتاب ها با اين موضوعات دريافت كرده ايد چرا دوباره روي به نگارش اين دسته از آثار نمي آوريد؟
سعدي بزرگ مي گويد: «هرچه گفتيم جز حكايت دوست، در همه عمر از آن پشيمانيم» يك نكته مهم است؛ خيلي زود به اين واقف شدم كه سعدي گفته، احساس مي كنم غير از نوشتن براي دوست هر نوشتأ ديگري نه خود انسان و نه مخاطب را راضي مي كند و نه به اثري ماندگار بدل مي شود. با تجربه شخصي و مطالعه زندگي بزرگان ادبي به اين نتيجه رسيده ام؛ كه هيچ كس براي ماندگار شدن ننوشته اما ماندگار شده است. در هر زماني دغدغه هر هنرمندي جاودان شدن اثرش است اين را همه مي دانند اما هيچ اثري اين طور خلق نمي شود كه من بنويسم تا جاودان شود. نويسندگان در حقيقت دغدغه هاي خودشان را مي نويسند.
دغدغه و نياز هميشگي ام نوشتن براي نسل حاضر و برقرار كردن ارتباط بين زندگي امروز با فرهنگ اهل بيت بوده است. گاهي با نوشتن زندگي اهل بيت(ع)، گاهي از زاويه زندگي بزرگان و عارفان معاصر اين دغدغه ها را مطرح كرده ام در حقيقت نه تغيير جهتي دادم و نه مي خواهم جهتم را عوض كنم؛ البته انسان جامدي نيستم و در طول زمان تغييرات فراواني در روح و رفتار و زندگي (شخصي و هنري ام) داشته ام؛ اما احساس مي كنم در اين عالم هر كسي به جز اهل بيت(ع)، براي مفهوم ديگري و شخص ديگري نوشته، جواب نگرفته است. به هر حال بحث ما فرهنگ غربي، اروپا و امريكا نيست ما متولد اين سرزمين هستيم. در اين سرزمين اسلام دين بزرگي و مكتب شيعه، مذهب مهمي است. بر همين اساس؛ اين قاعده و قانون كه اسلام و تشيع است براي ما اين طور تعريف كرده اند و در كل به اين تجربه و نتيجه رسيده ام كه ماندگار شدن آثار، نوشتن براي اين خاندان است و در طول زمان هم اگر آموختم به عشق نوشتن بهتر براي اهل بيت(ع) بوده.
هنوز آثاري را كه براي اهل بيت(ع) نوشته ام، باعث مباهات و افتخارم است شايد در روزگار ديگري هم، دوباره رويكردي به اين آثار داشته باشم ولي در سير ادبي ام قدم به قدم، پيش مي روم به سمت مطرح كردن جلوه هاي گوناگون زندگي اهل بيت(ع).
اين مجموعه تأثير اهل بيت در زندگي آدم هايي از جنس خودمان كه در دوران يك صد سال اخير زندگي كرده اند. شايد در مطرح كردن دغدغه ام، به اين نتيجه رسيدم راهي نيست جز مستقيم نوشتن؛ اين گونه نوشتن هنري نيست اما ترجيح دادم با چاشني ادبيات حرفم را به صورت رك بزنم كه مجموعه عنوانش شد؛ «ما، خدا و اهل بيت(ع)»
متأسفانه نشر همشهري نه اين مجموعه را تجديد چاپ كرد و نه قصد منتشر كردن جلد دوم آن را دارد.
- در كتابهايي كه به عارفان معاصر از جمله مرحوم مجتهدي و.. پرداختيد؛ بيشتر به چه نكاتي توجه كرديد و چه موضوعاتي را برجسته تر نشان داديد.
يك اشتباه تاريخي بين همه مردم در مورد عارفان رخ داده است، احساس بسياري از افراد اين است كه كسي كه صاحب كرامت نباشد و يا دو دو تا را نتواند بكند 5 تا، اين شخص، اگر كار خارق العاده اي نكند (در فرهنگ شيعه «كرامت» تعبير مي شود) حتماً كارش داراي نقص و اشكال است. به اين صورت كه خيلي از عرفاي تاريخ ما، به خاطر همين اتهام متأسفانه كنار گذاشته شده اند، در حاليكه رفتارهاي اخلاقي آنها با مردم و زندگي شان و ارتباط شان با فرهنگ اهل بيت(ع) در بستر زمان؛ آنقدر زيبا بوده است كه اگر كسي مراجعه كند و آن منابع غني را مطالعه كند؛ متوجه مي شود كه كرامت اين بزرگان ، همان رفتارشان است. در حقيقت تحمل دشواري زندگي در دنياي معاصر و دين داري است كه بعضي ها از اين زندگي دشوار جدا شدند و اسم آن را معنويت گذاشتند و به معناي اسم معنويت، شريعت از عرفان خودشان منها مي كنند.
در فرهنگ شيعه يك سؤال مهم را همه ناديده گرفته اند؛ به اين صورت كه ؛ چه طور شده آدمهايي مثل علامه طباطبايي، صاحب كرامت هستند اما در عمل به شريعت در اوج هستند. به هر حال عمل كردن به شريعت، يك نوع قيد است.
در روايت ديني آمده است؛ خداوند برخي از پاداش ها را در همين عالم به بندگانش مي دهد اما بخشي از پاداش ها را به خاطر دوستي بندگانش مي گويد، بخشي را در اين عالم، و قسمتي را در برزخ و قيامت مي دهم؛ واحد پول آخرت، در حقيقت پول رايج امروز ما نيست.
زماني مطالعه زندگي عارفان را شروع كردم، سعي ام بر اين بود كه بخش هايي از زندگي اين بزرگان انتخاب كنم كه اگر كسي از دنياي امروز خواند، متوجه شوند آنها هم سختي هايي را تحمل، براي حفظ شريعت مداري شان كرده اند. يعني با اتكا به شريعت و اهل بيت(ع) رشد كرده اند و هرگز در زندگي هيچ عارف شيعه اي نمي توان يافت كه به صاحب كرامت بودن خودش يا استادش افتخار كند. در حقيقت عنوان مي كنند كه استادم، انسان شريف و عظيم الشأن بود.
وقتي به هر كدام از اين بزرگواران نگاه مي كنيد يا از طريق الهي يا مكتب، درس دين خوانده اند. حتي مرحوم قاضي گفته اند؛ «اگر خواستيد به عرفان حقيقي برسيد اول مجتهد در امور دين شويد و بعد عارف بشويد كه اگر خداوند تصويري به شما نشان داد، بتوانيد تشخيص بدهيد اين تصوير شيطاني يا رحماني است.»
در تاريخ شيعه اصلاً نمي بينيد كه يك نفر، به دنبال مريد باشد هميشه مريدان به دنبال استاد بودند و استاد از دست مريدان فرار مي كرد. مرحوم سيدهاشم موسوي حداد كه شاگرد ارشد قاضي است و زمانيكه ايشان رشد مي كند و به شاگردش به خاطر حجم تنگ نظري ها مي گويد؛ شما از نجف به كربلا برو و بين خودش و او فاصله مي اندازد و به مريدانش مي گويد شما مرا دوست خطاب كنيد.
مهم تر از آن، در كتابها به دنبال اين موضوع بودم كه در دوران حاضر با نسل گذشته مشكلي نداشتيم اگر پدر يا پدربزرگم نوجواني مثل من را مي خواست به سمت اسلام و اهل بيت هدايت كند شخصيتي را نشانم مي داد. الگوي مجسم و ملموس براي دنياي دين داري امروز وجود داشت اما در دوران حاضر نمونه هاي حقيقي كم تر به ديد چشم نسل امروز مي آيد. و متأسفانه در غياب حضور نمونه هاي حقيقي دچار ميدان داري دكان داران معنوي شده ايم.
- به نظر شما نويسندگان از چه موضوعاتي غافل شده اند و به آن در حوزه ادبيات نمي پردازند؟
اين پرسش از حد من بالاتر است و هنر من اين باشد كه دغدغه هايم را بنويسم، مشكل بزرگ در كشور مشكل نشر است. معلوم نيست هرچه نوشتيم كتاب شود و يا هر اثري كه كتاب شد، به خوبي به دست مردم برسد.از 46 عنوان كتابي كه منتشر كردم، دست كم طرح جلد 35 عنوان كتابم، به صورتي است كه حتي خودم شرمنده مي شوم وقتي جلد كتاب را نگاه مي كنم يا تقريباً 17 عنوان از كتابهايم در بازار نشر تمام شده است و تجديد چاپ نشده اند.
كتاب «ما، خدا و اهل بيت» را كه نوشته ام ، مورد استقبال عموم هم قرار گرفته اما نشر همشهري كه تجربه تلخي از همكاري با آنها دارم، اين كتاب را تجديد چاپ نمي كند حتي جلد دوم كتاب، «مرد خندان» را هم منتشر نمي كنند و مثل اين است كه يك كار نصفه اي انجام داده باشيد.
- چرا منتشر نمي كنند؟
توضيح خاصي نمي دهند و مي گويند رسم نشر همشهري اين است كه تجديد چاپ نمي كنيم و براي چاپ جلد دوم هم جواب مشخصي نمي دهند.
با توجه به اين موارد كه گفتم؛ پرسش شما از حد من بيشتر است. ولي به طور كلي احساس مي كنم نويسندگان نسل امروز با نيازهاي واقعي و حقيقي جامعه فاصله گرفته اند؛ در كل همه مشكلات نشر را نمي توانيم به گرده ناشر و مخاطب بگذاريم؛ آيا ما كتابي را كه نوشته ايم و درست عرضه شده و مخاطب نخريده باشد؛ شايد مخاطب مي خرد و پشيمان از خريد آن مي شود.
متأسفانه به دليل نبودن آثار دقيق و اصولي فاصله اي بين مفاهيم عميق ديني با مفاهيم سطحي دين ايجاد شده. حضرت علي(ع) مي گويند: «مفلوك و بدبخت است امتي كه مسايل فرعي بر اصلي اش غلبه پيدا كند.»
درحال حاضر ببينيد؛ ديدن اجنه و احضار روح و... اولويت دارد و چقدر مهم است كه به نماز و اصل روزه و محتواي حجاب فكر كنيم.
اين فلاكت را كه حضرت امير فرمودند، الان در نسل امروز مي بينيم، يك نسل بي پهلوان نه قهرمان؛ نسلي كه دليل حضور خود را در جامعه نمي داند و مفهوم كلي و انعطاف پذيري به نام خدا دارد كه در هر شرايطي مثل مايع شكل ظرف را مي گيرد و... به خاطر همين، به سطحي بودن مسايل مي پردازيم. در ادبيات هم رويكرد كلي به اين سمت كه نويسندگان بيشتر گذشته خودشان را براي نسل امروز مي نويسند تا مطلبي بنويسند كه نسل امروز دريافت درستي از آن داشته باشد. براي همين است آثار نويسندگاني چون رضا اميرخاني، مصطفي مستور به اوج استقبال مي رسد چون دغدغه نسل امروز را فهميده اند و با ادبيات آشنا هستند و با پيوند مناسب اين دو، حرفي را مي زنند كه نسل امروز مي طلبد و آثارشان براي نسلهاي بعدي هم ماندگار است.
- باتوجه به اينكه مجموعه شعري باعنوان «بي نام» تازگي منتشر كرديد، وضعيت شعر و شاعري را درحال حاضر چگونه ارزيابي مي كنيد؟
زمانيكه مجموعه شعري از شخصي چاپ مي شود؛ نمي تواند بگويد من شاعر نيستم، اما به معناي دقيق شاعري فكر مي كنم؛ شاعر نيستم ولي با محافل مختلف شعر و شاعري ارتباط داشتم؛ به عقيده من، مشكلي كه در بخش داستان داريم به حيطه شعري هم مربوط مي شود؛ به خصوص در بخش شعر، مذهبي يا آييني يا ادبيات اهل بيتي و... متأسفانه مجموعه آثاري كه منتشر مي شود يا فقط برآمده از محافل اهل بيت(ع) يا ديدگاه و نگاه شاعران از دور به محافل ديني است و نيز بخش سوم اثري كه منتشر مي شود، آثاري كه شاعر فقط براي خلق يك اثر ادبي سروده است.
و در حقيقت براي اين دسته از شاعران مهم نيست، اين اشعار كاربردي داشته باشند.
براي همين داراي دو بخش اثر ادبي در اين حيطه هستيم؛ اشعار خوبي كه در هيچ محفلي خوانده نمي شوند و اشعار معاصر ضعيفي كه در محافل ادبي خوانده مي شوند.
ادبيات اهل بيت (ع) براي اين به وجود آمدند كه بيش از اين كه بخواهيم شعري در باب اين خاندان بسراييم، مي خواهيم عرض ارادت كنيم به مفاهيم بزرگي كه دوستشان داريم.
يعني در واقع توأمان بايد هم مفهوم بزرگ باشد و هم عرض ارادت قوي باشد و هم آن مضمون و مفهوم را دوست داشته باشيم و در انتها شعر بگوييم.
بدين لحاظ اتفاقي كه در طول زمان افتاده است با بعضي از شاعران هنوز در همان مرحله عرض ارادت مانده اند و ...
وقتي به قصيده هاي بزرگان نگاه مي كنيد فصل بزرگي از قصيده ها مدح و منقبت امام و پيامبر اكرم (ص) است و بعد از آن وارد مرثيه مي شوند و همچنين مداحان قديم هم به همين منوال عمل مي كردند. يعني اول مردم را به خودشان برمي گرداندند و قدم بعد با الگوها و اهل بيت (ع) مردم را آشنا مي كردند و در قدم بعدي مرثيه و مصيبت مي خواندند. اما متاسفانه در حال حاضر اين گونه نيست.
يكي از عناصري كه امروز از اشعار كم شده «صداقت» است. به عقيده من اين آفت را مسئله سفارشي سرودن و نوشتن به وجود آورده است.
- مجموعه شعر «بي نام» را با هدف خاصي سروده ايد؛ يعني در واقع در ادامه رويكردتان به عرفان و دين نوشته ايد؟
در حقيقت دلمشغولي و دغدغه اصلي ام در مجموعه «بي نام»، اين است كه هم اهل شعر و مخاطبان جدي شعر خواننده مجموعه باشند و احساس كنند «بي نام» از محدوده عرض شعر عدول نكرده است و هم اهل منبر و محافل از اين مجموعه شعر استفاده كنند و زبان شعر را به گونه اي انتخاب كردم كه در هر دو زمينه شايسته توجه باشند و مهم ترين مسئله اصلي من اين بوده است كه توفيقي برايم باشد كه اين مجموعه را اهل بيت بپذيرند.
- اثر جديدي در دست نگارش داريد؟
5 عنوان دوم، مجموعه «در مكتب عشق» در نشر اميركبير در حال چاپ است. شايد بعد از يك سال ونيم؛ جلد دوم «ما، خدا، اهل بيت» در نشر همشهري منتشر شود.
همچنين دو مجموعه طنز از جمله «شعر و يادداشت هاي طنز» را براي گروه سني مختلف در حال چاپ دارم. از جمله اين اثرها؛ «آخرين دفاعيات كوتوله ها»، «يك بار مصرف»، «بچه مثبتا» (شعر طنز) است.
-و در آخر...
مخاطبان روزنامه دعا كنند؛ به خاطر اينكه من چندين سال در كيهان ستون مذهبي داشته ام و حتي پيش از اينكه بحث هاي در مورد مداحي و مرثيه خواني پاپ مطرح شود؛ در آن زمان پيش بيني كرده بوديم. زمانيكه همه دوستان انتقاد مي كردند؛ مجموعه «پرده عشاق» را منتشر كرديم و اين مجموعه به 28 مداح قديمي و مشهور تهران اشاره دارد كه همراه باتصوير و صدا و گزيده روضه خواني هايشان چاپ شد؛ اين كار تحقيقاتي بود كه حدود يك سال به طول انجاميد.
رمان ديگري هم با عنوان «خودم بلند شدم» در دست نوشتن دارم بدين صورت كه زندگي نوجواني است كه از اول انقلاب حضور دارد؛ در دوران انقلاب، منافقين، دفاع مقدس و ... است تا به زمان حال مي رسد كه انواع و اقسام فرقه ها جريان دارد. در واقع نوعي زندگي سلمان گونه را تجربه كرده است. و در آخر مخاطبان دعا كنند؛ راه خودشان و ما از اهل بيت(ع) جدا نشود.

 



پري بهانه ها؛ غزل هايي با قالب مثنوي

كتاب «پري بهانه ها» مجموعه شعري سروده قادر طهماسبي متخلص به (فريد) و توليد مركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري است كه توسط انتشارات سوره مهر ارائه شده است.
به گزارش ستاد خبر انتشارات سوره مهر قادر طهماسبي درباره اين مجموعه گفت: «پري بهانه ها» مجموعه اي از 10 مثنوي است با مضاميني عرفاني، عدالت محور، شهادت طلبانه، اجتماعي و... كه عناوين برخي از آن ها عبارت است از؛ كتيبه بيداد، بهار غمگين (مثنوي گل ها)، آي مردم، قبض و بسط (مثنوي شهادت)، حضور يك وجود، اقامتگاه راز و... وي راجع به زبان شعري «پري بهانه ها» گفت: «اين مثنوي ها، غزل هاي من هستند در قالب مثنوي، در واژه هاي اين اشعار از آن زمختي مثنوي خبري نيست.»
در بخشي از «مثنوي شهادت» اين مجموعه مي خوانيم:
سبك باران خراميدند و رفتند. مرا بيچاره ناميدند و رفتند
سواران، لحظه اي تمكين نكردند. ترحم بر من مسكين نكردند
سواران از سر نعشم گذشتند. فغان ها كردم اما برنگشتند
اسير و زخمي و بي دست و پا من. رفيقان! اين چه سودا بود با من!
...
گفتني است «پري ستاره ها» و «پري شدگان» از جمله كتابهاي قادر طهماسبي است كه پيش از اين توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده و «پري بهانه ها» نيز به تازگي توسط سوره مهر به چاپ رسيده است
چاپ اول «پري بهانه ها» در 87 صفحه و با قيمت 2200 تومان منتشر شده است.

 



«دريا به دريا» با مولانا

«دريا به دريا» از مجموعه كتابهاي مفاخر ملي- مذهبي، نوشته محمد ناصري و توليد كارگاه قصه و رمان مركز آفرينشهاي ادبي حوزه هنري است كه توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.
به گزارش ستاد خبر انتشارات سوره مهر اين كتاب به طور كوتاه زندگي مولوي؛ عارف و شاعر قرن هفتم را از زمان كودكي و زندگي در بلخ تا مهاجرت از بلخ (افغانستان) و اقامت در قونيه (تركيه) و نهايتا وفات وي در سال 672 (ه.ق) به تصوير مي كشد.
ناصري درباره اين كتاب گفت: «اين كتاب در واقع قدم اول است براي آشنايي با مولانا. سعي كرده ام خيلي خلاصه و مختصر به زندگي مولانا از ابتدا تا انتها پرداخته ضمن اينكه خواننده را نسبت به شخصيتي چون مولوي حساس تر و علاقه مندتر كنم.»
وي همچنين در خصوص ابعاد شخصيتي مولانا در اين كتاب افزود: «اين اثر قطره اي از درياي شخصيت مولاناست. سعي كرده ام كه اهم رويدادهاي زندگي مولانا و همه ابعاد شخصيت وي را بياورم و تلاش نكرده ام در اين متن كوتاه يك جنبه از زندگي مولانا را مدنظر قراردهم.»
ناصري با اشاره به اينكه مولانا از جمله شاعراني است كه تقريبا از زمان خود آثاري درباره او نوشته شده است، كتاب هاي مناقب العارفين (افلاكي)، زندگي نامه مولانا جلال الدين مولوي (احمد سپهسالار)، مولانا و طوفان شمس (عطاءالله تدين)، پله پله تا ملاقات خدا (عبدالحسين زرين كوب) را از جمله منابعي دانست كه در نگارش «دريا به دريا» بيشترين استفاده را از آنها برده است.
گفتني است «دريا به دريا» در 78 صفحه قطع رقعي و با قيمت 8000 ريال منتشر شده است.

 



غزليات حافظ در ارمنستان منتشر شد

كتاب مجموعه اي از غزليات حافظ با عنوان «باغ مصلي» با مساعدت رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در ارمنستان چاپ و منتشر شد.
اين كتاب شامل گزينه اي از رباعيات و غزليات حافظ شيرازي شاعر بلندآوازه ايران توسط انتشارات ايراوونك ارمنستان و با ابتكار «تاطول باداسيان» موسس انتشاراتي به چاپ رسيد.
در مقدمه اين كتابچه آمده است: شمس الدين محمد حافظ (1389- 1325) يكي از بزرگ ترين چهره هاي ادبيات قرون وسطي ايران مي باشد. وي در شهر شيراز به دنيا آمده و زيسته، زبان عربي را خوب مي دانسته است. قرآن را از حفظ بود به همين خاطر لقب ادبي حافظ از واژه حفظ برگرفته شده است. حافظ رباعيات و مثنوي نيز مي سرود، اما قسمت اصلي ميراث ادبي او غزليات هستند كه داراي 1202 بيت مي باشند. غزليات حافظ از بهترين آثار اين سبك و بخشي از گنجينه ادبي جهان محسوب مي شود. گوته آلماني «ديوان غربي شرقي» خود را تحت تأثير حافظ نوشته است.
در اين مجموعه از ترجمه هاي شاعران بزرگ ارمني نظير آوتيك ايساهاكيان، سيلوا كاپوتيكيان، گئورگ امين و... استفاده شده است.
انتشارات ايراوونك چندي پيش با مساعدت رايزني فرهنگي ج.ا. ايران رباعيات حكيم عمر خيام و غزليات مولوي را به زبان ارمني منتشر كرد.
قابل ذكر است انتشارات ايراوونك درصدد است تا بزرگان ادبيات جهان را به ارمني زبانان معرفي كند. اين انتشارات بر همين اساس قصد دارد تا مجموعه اي از آثار 100 شاعر جهاني از جمله شاعران ايراني را به صورت كتاب هاي جيبي چاپ كند.

 



«لوبليانا» پايتخت جهاني كتاب شد

سازمان علمي، فرهنگي و آموزشي سازمان ملل متحد (يونسكو) شهر لوبليانا، پايتخت اسلووني را براي سال 2010 پايتخت جهاني كتاب كرد.
به گزارش خبرگزاري «اينديا پريمير»، سازمان علمي فرهنگي ملل متحد (يونسكو) «لوبليانا» (پايتخت اسلووني) را به عنوان «پايتخت كتاب جهان در سال 2010» به دليل تلاش هاي بي وقفه جهت توسعه كتاب و ادبيات انتخاب و معرفي كرد.
بنابراين گزارش، دليل انتخاب اين شهر، كيفيت بالاي تقاضاهاي فرهنگي؛ برنامه هاي متمايز، كامل، وسيع و جذاب فرهنگي كه تمامي گردانندگان حوزه كتاب اعم از ناشران، كتاب فروشي ها و كتابخانه ها را با خود درگير نموده، ذكر شده است.
كميته انتخاب شامل نمايندگان يونسكو، افراد متخصص حوزه چاپ و نشر، اتحاديه بين المللي كتاب فروشان، نمايندگان نهاد كتاب خانه ها بوده است.
«لوبليانا» دهمين شهري است كه پس از «مادريد»، «اسكندريه»، «دهلي نو»، «آنتورپ»، «مونترال»، «تورين»، «بوگوتا»، «آمستردام» و «بيروت» عنوان «پايتخت كتاب جهان» را از آن خود ساخته است.
از سال 2001 تاكنون شهرهاي بارسلونا، اسكندريه، دهلي نو، آنتورپ، مونترال، تورين، بوگوتا و آمستردام اين عنوان را به خود اختصاص داده اند. بيروت نيز براي سال آينده انتخاب شده است.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14