(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 5 تير 1387 - 21 جمادي الثاني 1429 - 25 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189117
 

2تفاله هاي آمريكاالان هم هستند

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




2تفاله هاي آمريكاالان هم هستند

خرابكاري گروهكها در امور كشاورزان
آنها از هر راهي مي خواهند نگذارند كه اين نهضت به ثمر برسد. بتوانند از اين شلوغ كاريهايي كه در مرز و در جاهاي ديگر الآن يك جمعيتي آمده اند اينجا كه خرمنهاي ما را آتش زدند، و مشغول آتش زدن خرمن هستند. اين فرض كنيد كه يك دسته اي هستند كه اينهايي كه آتش مي زنند خرمنها را و اولاً نمي گذاشتند كشت بكنند، بعد نمي گذاشتند برداشت كنند. حالا هم كه خرمن كردند، آتش مي زنند، اين همان گروهي هستند كه مي گويند ما طرفدار مردم هستيم؛ طرفدار خلق هستيم. طرفداري از خلق را اينطور مي دانند كه نگذارند اينها زراعت كنند؛ بعد هم نگذارند اينها زراعتشان را بردارند؛ بعد هم اگر خرمن كردند، خرمنها را آتش بزنند. اين طرفداري آنهاست! مثل «تمدن بزرگ» شاه است. طرفداري آنها اين است كه اين ملت را بخواهند ضعيف نگاه دارند؛ اين ملت را بخواهند فقير نگه دارند؛ اين ملت را مختلف ]و[ متشتت قرار بدهند، تا اينكه آنهايي كه اينها را فرستادند براي اين كار، آنها بيايند قبضه كنند همه چيز ما را.(207) 12.4.58
¤¤¤
لزوم هوشياري در برابر گروهكهاي مدعي خلق
بايد همه بنشينيد، با هم فكر كنيد، توجه كنيد؛ گول اين حرفهايي كه اينها مي آيند مي زنند نخوريد. اينهائي هستند، همينهايي كه هي مي گويند خلق، خلق، براي خلق عرض مي كنم كه دارند نوحه سرايي مي كنند، خوب، همينهايند كه خرمنها را آتش مي زنند! همينهايند كه يك كشاورز يك عمر براي خودش يك سال زحمت مي كشد يك خرمن درست مي كند كه نان بچه هايش را بدهد، يك كبريت مي زنند آتشش مي زنند. همينها مي گويند ما براي خلق داريم چه مي كنيم و چه مي كنيم! گول اينها را نخوريد.(208)
29.7.58
¤¤¤
نوكري گروهكها براي امريكا
اين اشخاصي كه خودشان را معرفي مي كنند كه ما «فدايي خلق» هستيم، با يك كبريت آتش مي زنند حاصل عمر چندين نفر كشاورز را كه اين خرمن را تهيه كرده است. اين «فدايي خلق» يك كبريت مي زند اين را، آتشش مي زند. اين «فدايي خلق» يك تفنگ مي زند، آن لوله نفت را سوراخ مي كند كه حاصل زحمت اين ملت از بين برود. اينها و امريكا اگر كار مي كند اينطوري كار مي كند. امريكا، نظامي اينجا نمي فرستد. امريكا، بدتر از نظامي اينجا مي فرستد. اينها بدتر از نظامي اند. انسان با نظامي حال خودش را مي داند. نظامي مي آيد جلو، ما هم مي رويم جلو. نظامي امريكا اگر بيايد اينجا، ما هم مي رويم جلو. من هم مي روم جلو. همه شما مي آئيد جلو. نظامي نمي فرستد او، خاطرجمع باشيد. از اين امريكا هيچ نترسيد، از اين توطئه هايش بترسيد. اينها را هم بايد خنثي كنيد. اين هم خود شما جوانها بايد در دانشگاه كه هستيد، اگر آمدند توي دانشگاه خواستند اخلال بكنند، جلوشان را بگيريد. در كارخانه ها هستيد، اگر آمدند آنجا جلوشان را بگيريد. در جهاد سازندگي هستيد، اگر آمدند آنجا خواستند اخلال كنند جلوشان را بگيريد. هر جا هستيد جلوشان را بگيريد. نگذاريد اينها رشد پيدا بكنند. اينها الآن نوكر شماره يك آن كسي هستند كه ما] او را[ دشمن شماره يك حساب مي كنيم.(209) 16.8.58
¤¤¤
به اسمهاي مختلف مانع كشاورزي هستند
آنهايي كه شلوغكاري مي كنند در كشاورزي و خرابكاري مي كنند، آنها بايد كنار بروند. به اسمهاي مختلف مي روند نمي گذارند كشاورزها مشغول كارشان بشوند. آنها را بايد خود مردم كنار بزنند، و قواي انتظامي هم كنارشان بزنند. مردم با آسوده خاطر بودن مشغول زراعت بشوند.(210)
3.10.58
آتش زدن خرمنها با ادعاي خدمت
الآن وقت خرمن است، وقت برداشت محصول اين خلق مستمند است، و همينها كه ادعاي اين را دارند كه ما «فدايي خلق» هستيم، همينهايي كه ادعاي اين را دارند كه ما براي مستمندان خدمت مي كنيم، مشغول آتش زدن خرمنها شده اند. و در يك روزنامه اي خواندم كه صد خرمن در يك ناحيه اي آتش زده اند. اينها اگر قدرت پيدا بكنند، همه چيز را آتش مي زنند. مقصد آنها و اساس تفكر آنها تفكري است كه با تفكر اسلامي نمي سازد.(211)
29.2.59
¤¤¤
تلاش گروهكهاي ضد انقلاب براي ادامه وابستگي كشور
شما آقايان كارگر، كه عضو مؤثر اين كشور هستيد، براي اينكه دست ديگران را از آن كوتاه بكنيد، ديديد كه در اين يك سال و چند ماه آمدند هي در بين شماها هي يا نطق كردند يا وسوسه كردند، يا يك دسته اي را وادار كردند به اعتصاب و امثال ذلك، به اسم اينكه ما طرفدار شما هستيم. اگر كارگر در يك كشوري كار نكند و اعتصاب كند، اين كشور به هلاكت مي رسد. اينها كه با اسم اينكه ما با شما موافقيم و مثلاً، ]مي گويند[ شما چه جور و آنها چه جور، نمي خواهند براي شما دلسوزي - به حسب - واقع داشته باشند. با اسم دلسوزي مي آيند و فلج مي كنند كارخانه هاي مملكت را و با اسم دلسوزي مي روند و فلج مي كنند كشاورزي را. همينها هستند كه وقتي كشاورزها خرمنهايشان را جمع مي كنند، آتش مي زنند. الآن هم باز دارند آتش مي زنند و اگر محافظت نشود، محافظت صحيح نشود، همه اش را آتش مي زنند.
ما دشمن نهضت و انقلاب را از اين مي فهميم كه آنهايي كه با اين انقلاب راه دارند مي روند، با اين ملت راه دارند مي روند، با اين كشاورز و كارگر دارند راه مي روند و مي خواهند كشور را از قيدوبند خارجيها آزاد كنند. آزاد كردن هم به كار كردن است و كشاورزي كردن است و كار در كارخانه ها كردن است و كار در ساير جاها كردن. كشور ما اگر بخواهد آزاد باشد، اگر بخواهد مستقل باشد، وابسته به خارج نباشد، بايد خودش كار كند. آنهايي كه مي آيند در بين شماها و مانع از كارتان مي شوند يا يك دسته اي درست مي كنند مانع از كارتان مي شود يا اينكه پولها را از خارج به ايشان مي دهند كه بيايند بدهند به بعضي از اين كارگرهاي غافل تا اعتصاب بكنند و آنهايي كه در كشاورزي مي روند ايجاد زحمت مي كنند يا آنهايي كه مي افتند در كشور، سر تا ته كشور و شلوغ مي كنند.(212) 4.4.59
¤¤¤
تلاش براي خروج مردم از صحنه
بي فايده بودن اقدامات تروريستي گروهكها
حالا شما مي توانيد با يك بمب و با كشتن يك شخصيت - ولو هر چه شخصيت بزرگي باشد - مي توانيد ملت را هم از صحنه خارج كنيد؟ يا اينكه ملت فريادش بيشتر مي شود و مشتش گره بيشتر پيدا مي كند و عزمش جزمتر مي شود؟ شما بايد اين «اللّه اكبر»ها را از مردم بگيريد!
چند نفر عزيز كه بسيار خاطرشان عزيز است، گرفتن از ملت، ملت را عقب نمي نشاند، صفها فشرده تر مي شود، فريادها بيشتر مي شود و مشتها گرهش محكمتر مي شود. شما نمي توانيد با ترور بعضي شخصيتها، با بمب گذاشتن در بعضي جاها - هر جا باشد - نمي توانيد اين ملت را از صحنه خارج كنيد. اين ملت سرتاسر كشور الآن در ]صحنه اند.[ الآن در تمام كشور در صحنه، مردم موجودند و با مشتهاي گره كرده ايستاده اند در مقابل شما. ملتي كه جوانش هر دو پايش را از دست داده و او را خواباندند و آوردند پيش من، مع ذلك، مي گويد كه دعا كنيد كه من شهيد بشوم، ملتي كه مادر شهيد مي آيد و مي گويد من اولاد ديگري هم دارم و براي شهادت حاضرم بدهم، ملتي كه جوانهاي او در جبهه ها نماز شب مي خواند و جهاد في سبيل اللّه مي كند و اين جهاد را براي خودش فخر مي داند و زندگي ننگين فرصت طلبي و راحت طلبي را به كنار زده است و شب و روز خودش را در سنگر با آن هواي گرم و با آن بي آبي و با آن شدت مي گذراند و پيشروي مي كند، با كشتن من و امثال من كنار مي رود اين ملت؟! اشتباه داريد شماها؛ شمايي كه دعوت مي كنيد به ايستادن در مقابل مردم. در مقابل اين ملت، مي خواهد كسي بايستد؟
اينهايي كه دم از خلق مي زنند و دم از شجاعت مي زنند و دم از جنگجويي مي زنند، چطور در كنار خانه ها خزيده اند و بچه ها را وادار مي كنند كه بروند بمب بگذارند؟ اين كار ابلهانه براي چيست؟ براي اين است كه شما خيال
مي كنيد كه حالا كه اين كار را كرديد، ديگر ملت ما همه كنار مي روند و صحنه را مي گذارند براي شما؟ اين اشتباه است.(213)
8.4.60
¤¤¤
ملت يك درياي بزرگي است
اگر بنا بود كه به مجرد اينكه يك امري واقع مي شد ناگوار، ما كنار مي رفتيم و ملت كنار مي رفت، اين از اول نمي آمد در صحنه. ملتي كه بچه چند ساله اش با موتور سيكلت مي زند به تانك و زير تانك مي رود، اين به كشته شدن يك نفر يا دو نفر يا صد نفر يا هزار نفر كنار مي نشيند؟! اينها بايد به عدد افراد اين ملت، به عدد افراد جوان و رزمنده اين ملت بمب تهيه كنند، و الّا يك بمبي دزدكي زير يك منزل گذاشتن و يك نفر، چند نفر ابرار را، چند نفر اشخاص متعهد به اسلام را، فداكار را از بين بردن، كه ملت را از بين نمي برد. ملت يك درياي بزرگي است و اين درياي بزرگ هست و به جاي اشخاصي كه از صحنه آنها با شهادت بيرون مي روند و جنايتكاران آنها را از صحنه بيرون مي كنند، به جاي آنها باز افراد مي آيند و اين سيل خروشان هست تا اينكه امريكا را و ساير كشورهايي كه مي خواهند ما را طعمه كنند، قطع طمع همه آنها را بكنند.
ما به اين طور كارهاي بچگانه؛ كارهايي كه معلوم است از روي ضعف پيش آمده؛ كارهايي كه معلوم است كه نفسهاي آخر را دارند مي كشند، از صحنه خارج نمي شويم ما. ما اگر آمده بوديم براي اينكه يك زندگي مرفهي بكنيم، بله، وقتي مي ديديم كه يك كسي را يا چند كس را كشتند، ترور كردند، خوب، راحت طلبي اين بود كه ديگر نياييم. و شما، صدها نفر شما را، چندين هزار افراد شما را محمدرضا در خيابانها كشت و شما از صحنه خارج نشديد. الآن هم در صحنه هاي جنگ، هر روز برادران ما، برادران متعهد ما، برادراني كه ما بايد از آنها در اين امور عبرت بگيريم، اين برادران كشته مي شوند و جاي آنها را يك صف ديگر مي گيرد. شما اشتباه داريد، احمقانه عمل مي كنيد.(214)
8.4.60
¤¤¤
اقدامات تروريستي گروهكها براي خروج مردم از صحنه
نبايد ما فراموش كنيم كه در جنگ با امريكا هستيم. ما در جنگ با امريكا و تفاله هاي امريكا] هستيم [، اين تفاله هايي كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم، الآن هم هستند. بايد هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاهها معرفي كنيد، ننشينيد كه باز يك جايي را آتش بزنند. اينها مي خواهند خرابي كنند كار ندارند به اين كه كي كشته بشود و كي از بين برود، دشمني خصوصي هم با هيچ كدام ندارند. خوب، هفتاد و چند نفر از بهترين جوانان ما را كه از بين بردند، اينها با افرادشان يك آشنايي نداشتند، نمي شناختند، اما مي خواستند يك شلوغي بشود، يك انفجاري حاصل بشود و مردم از صحنه بيرون بروند و ديدند كه خير، عكس شد مطلب مردم. اين شهادت اسباب اين شد كه همه با هم منسجم بشوند. اين اسباب اين شد كه مشت اين ادعا كن ها كه ما براي آزادي و براي كذا مي خواهيم زحمت بكشيم و بايد اين ملت آزاد باشد و كذا، مشت اينها باز شد.(215) 11.4.60
¤¤¤
سوء استفاده از آزادي
لزوم برخورد انقلابي با احزاب و گروههاي فاسد
و اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد، و دولت انقلابي و ارتش انقلابي و پاسداران انقلابي، هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند. اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم، و رؤساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزبهاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم، و رؤساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم، و چوبه هاي دار را در ميدانهاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمتها پيش نمي آمد. من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز، عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند؛ من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم. يك حزب، و آن «حزب اللّه» حزب مستضعفين.
و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم، و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند، ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم. مولاي ما، اميرالمومنين - سلام اللّه عليه - آن مرد نمونه عالم، آن انسان به تمام معنا انسان، آنكه در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رحم و مروت آنطور و با مستضعفين آنطور بود، با مستكبرين و با كساني كه توطئه مي كنند شمشير را ]مي كشيد و [مي كشت. هفتصد نفر را در يك روز - چنانچه نقل مي كنند - از يهود بني قريضه - كه نظير اسرائيل بود و اينها از نسل آنها شايد باشند - از دم شمشير گذراند! خداي تبارك و تعالي در موضع عفو و رحمت رحيم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمين هم اينطور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام. ما نمي ترسيم از اينكه در روزنامه هاي سابق، در روزنامه هاي خارج از ايران، براي ما چيزي بنويسند. ما نمي خواهيم وجاهت در ايران، در...، در خارج كشور پيدا بكنيم. ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم، و خواهيم كرد.
أش دّاء علي الكفّار رحماء بينهم. اين توطئه گرها در صف كفار واقع هستند. اين توطئه گرها در كردستان و غير آن در صف كفار هستند، با آنها بايد با شدت رفتار كرد. دولت با شدت رفتار كند، ژاندارمري با شدت رفتار كند؛ ارتش با شدت رفتار كند. اگر باشدت رفتار نكنند، ما با آنها با شدت رفتار مي كنيم. ما با خود همينها، با خود همينها كه مسامحه بكنند، اگر مسامحه بكنند، باشدت رفتار مي كنيم. مسامحه حدودي دارد، جلب وجاهت حدودي دارد. مصالح مسلمين را نمي گذارند به اين امور از بين برود. دادستان انقلاب موظف است مجلاتي كه بر ضد مسير ملت است و توطئه گر است تمام را توقيف كند، و نويسندگان آنها را دعوت كند به دادگاه و محاكمه كند. موظف است كساني كه توطئه مي كنند و اسم «حزب» روي خودشان مي گذارند، رؤساي آنها را بخواهد و آنها را محاكمه كند. ما باز تا چندي مهلت مي دهيم به اين قشرهاي فاسد؛ و اين اعلام آخر است و اگر چنانچه در كار خودشان تعديل نكنند و به ملت برنگردند و دست از توطئه ها برندارند، خدا مي داند انقلابي عمل مي كنم. مي آيم تهران و رؤسايي كه مسامحه مي كنند با آنها انقلابي عمل مي كنم. قشرهايي از ارتش كه اطاعت از بالاترها نمي كنند و امر آنها را اطاعت نمي كنند بايد بدانند كه من با آنها اگر آمدم، انقلابي عمل مي كنم. عذرها را كنار بگذاريد! برويد فاسدها را سركوب كنيد، برويد توطئه گرها را سركوبي كنيد؛ مسامحه نكنيد! دولت مسامحه نكند، ارتش مسامحه نكند، ژاندارمري مسامحه نكند؛ پاسداران مسامحه نكنند.
من باز از همه قشرهاي ملت، از همه روشنفكران، از همه احزاب، از همه دستجات و گروهها - گروهها كه مع الأسف تاكنون شايد دويست گروه پيدا شده باشد! - تقاضا مي كنم كه مسيرتان، مسير ملت و مسير اسلام باشد، به ملت بپيونديد؛ صلاح شما در اين است كه به ملت بپيونديد. اگر خداي نخواسته اين نهضت عقب بزند، شماها هم فداي غلط كاريهاي خودتان خواهيد شد.(216)
26.5.58
¤¤¤
سوء استفاده گروهكها از آزادي
اگر ما الآن ديگر انقلابي رفتار كنيم، نمي توانند بگويند كه شما آزادي نداديد. ما آزادي داديم، سوءاستفاده شد و ديگر آزادي نخواهيم داد. آزادي به آن معنا كه اينها بخواهند، خرابكاري بكنند اين آزادي نخواهد داده شد. آزادي در حدودي كه قوانين اقتضا مي كرد؛ در حدودي كه اسلام به ما اجازه مي دهد. اسلام اجازه نمي دهد كه ما آزاد بگذاريم كه هركس هر غلطي بخواهد بكند؛ هر توطئه اي مي خواهد بكند؛ هر كاري مي خواهد بكند كه بكشد به خاك و خون.(217)
27.5.58
¤¤¤
لزوم رفتار انقلابي با احزاب و گروهكها جهت جلوگيري از سوء استفاده آنها
البته حتي الامكان، حالا هم ما دلمان مي خواهد كه كساني كه قلم دارند، كساني كه عرض مي كنم كه به خيال خودشان «روشنفكر» هستند، كساني كه جبهه ها تشكيل دادند، آنها باز ما ميل داريم كه با ملايمت با آنها رفتار كنيم؛ لكن بايد دست از كار خودشان بردارند. مسير ملت معلوم است، يك چيزي نيست كه مجهول باشد. همه كساني كه بر اوضاع ايران مطلع هستند، همه مي دانند كه اين ملت چه مي خواهد، بر كسي پوشيده نيست. به خارجي ها، داخلي ها، به احزاب، به همه، پوشيده نيست كه اين ملت آني كه مي خواهد ، جمهوري اسلامي مي خواهد، اسلام را مي خواهد اين ملت. چند نفر آدم فاسد بيايند بگويند كه نخير، اسلام نه! همان جمهوري، و بخواهند چند نفر آدم به يك ملت تحميل كنند و بعد بگويند كه ما آزاد نيستيم آزادي اين است كه شمايي كه در اقليت هستيد - نه آن اقليتي كه حزبها بعضيشان اقلّ اند و بعضي اكثر - آن اقليتي كه شما همه گروههايتان را با هم جمع كرديد، و همه كارها را انجام داديد و همه خرابكاريها را هم كرديد و از صد يك و نيم، فوقش دو، همه روي هم رفته دو، مخالف با قضيه بود! يك همچو رفراندمي در دنيا سابقه نداشت كه اين طور رفراندم باشد. يك همچو رفراندم آزادي كه همه مردم را آزاد گذاشتند و با آزادي مردم رأي دادند، ولي بعضي جاها هم جلو گرفتند. بعضي جاها هم خود همين شياطين جلو گرفتند. اينها نمي خواهند كه اين مملكت به حال خودش باقي بماند و اين مملكت و اين نهضت پيش برود، اينها منظورشان اين است كه نگذارند پيش برود، و الّا خرمن سوزي و كارخانه ها را از كار بازداشتن و مردم را از رأي دادن بازداشتن و در وقتي كه مردم، مجلس خبرگان را مي خواهند تهيه كنند اين بساط را درست كردن، و وقت رأي گرفتن آن طور، و وقت تشكيل اين طور - بعدها هم كه خواهد شد - اينها مسير ملت است؟ شمايي كه مي گوييد ما براي ملت و براي توده ها و براي خلق داريم كار مي كنيم، اينها مسير ملت است؟! به نفع خلق است سوزاندن حاصل رنج يك جمعيت؟ يك سال حاصل رنجشان را شما با يك كبريت آتش مي زنيد، اين مسير ملت است؟! اين به نفع توده ها و خلق است؟! مي خواهند توده ها و خلق رأي بدهند، جلو مي گيريد، اين به نفع خلق است؟! به نفع توده هاست؟! كه شما ادعا مي كنيد ما به نفع توده ها هستيم، به نفع خلق هستيم و اين عمامه و نعلين است كه برخلاف است! اين عمّامه و نعلين چه مي كند؟ اين عمّامه و نعلين حالا پنج ماه است به شما مهلت داده در صورتي كه همه قدرت دستش بود. قدرت در همه جا دست عمّامه و نعلين بوده، چه كرده اند اينها؟ شما جز خرابكاري كرده ايد؟ بله، اشكال به عمّامه و نعلين است كه به شما مهلت داد، اين اشكال وارد است به ما. اگر بنا بود كه از اول، مثل ساير انقلاباتي كه در دنيا واقع مي شود، پشت سر انقلاب يك چند هزار از اين فاسدها را در مراكز عام مي آيند دار مي زنند و آتش مي زنند، تمام بشود قضيه؛ نمي گذارند كه يك روزنامه اي ]منتشر[ بشود، الّا آن روزنامه اي كه خودشان مي خواهند. الآن انقلاب اكتبر كه اين قدر وقت از آن گذشته، باز روزنامه مردم ندارند؛ باز حزبي در كار نيست، يك حزب بيشتر نيست. اينها دارند براي آنها سينه مي زنند! اگر در اينجا از يك حزب فاسد جلو بگيرند، مي گويند آي شد يك حزبي؛ شد «رستاخيز». ما مي خواهيم رستاخيز بشود.
ما يك حزب را، يا چند حزب را، كه صحيح عمل مي كنند مي گذاريم عمل بكنند، و باقي همه را ممنوع اعلام مي كنيم، و همه نوشتجاتي كه اينها داشته اند، و برخلاف مسير اسلام و مسير مسلمين است، ما همه اينها را از بين خواهيم برد. ما بعد از اينكه فهمانديم به اينها كه شماها ديكتاتور هستيد، ما آزاديخواه بوديم و شما نگذاشتيد، ما آزادي داديم و شما نگذاشتيد اين آزادي باقي بماند، حالا كه اين طور شد، ما انقلابي با شما رفتار مي كنيم. هرچه مي خواهند روزنامه هاي خارج بنويسند، هرچه مي خواهند توابع صهيونيسم ها و امثال اينها هرچه دلشان مي خواهد فرياد بزنند. اينها هم اگر چنانچه هرچه دلشان مي خواهد توي خانه هايشان بروند و فرياد بزنند؛ لكن بيرون ديگر نمي توانند؛ اينها بايد منزوي بشوند.(218) 27.5.58
پانوشت ها:
702- سخنراني در جمع كاركنان سازمان مبارزه با اعتياد
802- سخنراني در جمع كاركنان صدا و سيما
902- سخنراني در جمع دانشجويان دانشكده اقتصاد اصفهان
012- سخنراني در جمع فرهنگيان محلات
112- سخنراني درجمع اهالي جماران و شميرانات
212- سخنراني درجمع اعضاي شوراي اسلامي كارگران و پرسنل ارتش
312- سخنراني در جمع اعضاي ستاد جهاد سازندگي
412- سخنراني در جمع اعضاي ستاد جهاد سازندگي
512- سخنراني درجمع خانواده هاي شهداي هفتم تير
612- سخنراني در جمع مردم
712- سخنراني در جمع نمايندگان مجلس خبرگان
812- سخنراني در جمع نمايندگان مجلس خبرگان


 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14