(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 5 تير 1387 - 21 جمادي الثاني 1429 - 25 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189117
 

استمرار اصولگرايي نشانگر تداوم انقلاب حسين احمدي امين
مشاركت بسيج سازندگي در 7 عرصه و 200 فعاليت جهادي
گفت وگوي كيهان با سردار خراساني رئيس سازمان بسيج سازندگي:
افشاي دخالت رژيم صهيونيستي در اركان مملكت رويارويي اسلام و صهيونيسم پهلوي (6)



استمرار اصولگرايي نشانگر تداوم انقلاب حسين احمدي امين

قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در غياب استعمار انگلستان، آمريكا كه حاكميت هژمونيك خود را بر منطقه خاورميانه خصوصاً ايران كه از مناطق استراتژيك و حساس منطقه بود و در بعد ژئوپولتيك نقطه ثقل كنترل حياتي ترين گذرگاه انرژي جهان بود مستولي كرده بود و ايران را جزيره باثبات خود در منطقه مي دانست (به تعبير رئيس جمهور وقت آمريكا جيمي كارتر) ولي با وقوع انقلاب اسلامي در بهمن 57توازن منطقه اي متحول گرديد چرا كه انقلاب ايران گذشته از وزن ژئوپولتيك و موقعيت ژئواستراتژيكش ماهيتي اعتقادي و مبارزاتي مبتني بر اصول و مباني اسلامي داشت و منتقد و مخالف رژيم هاي توتاليتر و سفاك و وابسته چون اسرائيل بود چرا كه جوهره آن نفي سلطه و استعمار و استثمار ملت ها و بازگشت به انديشه توحيدي بود انقلابي كه ادبيات سياسي آن با عرف نظام حاكم بر مناسبات ظالمانه بين الملل عميقا فاصله داشت، شعار نه شرقي و نه غربي و حذف آمريت از اصول بنيادين سياست خارجي آن بود و رژيم مجعول صهيونيسم را برنمي تابيد و فلسطين را با الهام از رهبر روشن ضمير پاره تن اسلام مي دانست. دارا بودن چنين شاخصه هايي در انقلاب ايران چندان مطبوع مكاتب مادي گرايانه آن روز چون سوسياليسم، ليبراليسم و كاپيتاليسم نبود.
آمريكا كه خود را ناباورانه در مقابل جنبشي فكري كه عقبه در طلوع اسلام و نهضت عاشورا داشت مي ديد بر اين اعتقاد بود كه چنانچه تشعشع چنين انقلابي فراگير شود پاشنه آشيل حاكميت سلطه آن خواهد بود لذا در ابتدا با هدايت و حمايت از عناصر اپوزوسيون تصميم به ترور رهبران فكري و سياسي انقلاب گرفت كه منجر به شهادت استوانه هاي عظيمي چون دكتر بهشتي و آيت الله مطهري و شهيدان رجايي و باهنر گرديد. جنگ نامتقارن و نابرابر 8ساله را با تحريك عراق جهت تضعيف و به انسداد كشاندن شعاع فكري آن در جهان اسلام بر اين كشور تحميل نمود و با حمايت همه جانبه غرب انواع و اقسام سلاح هاي نامتعارف و ممنوعه كشتار جمعي و ميكروبي را در اختيار دست نشانده مرعوب خويش چون شخص صدام گذاشت ولي نه تنها انقلاب دچار بحران مشروعيت و ريزش مبنايي و محتوايي نگرديد بلكه مباني آرماني آن قويتر و رساتر از گذشته، مرزهاي فكري منطقه را در نورديد، انتفاضه فلسطين فعال تر و پرنشاط تر، استراتژي مقاومت فعال را اصل «لايتجزي» مبارزاتي خويش قرارداد و اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز قدس و پيروي بعضي از كشورهاي اسلامي از چنين ابتكاري نشانگر عمق استراتژيك اين انقلاب بود.
آمريكا كه نگران صدور انقلاب بود به يك دام اكتفا نكرد و با خاتمه جنگ سياست تحريم را جهت متوقف نمودن و خشكاندن اصول آن در پيش گرفت، ملت ايران كه از عصر مشروطيت مبارزات آنان جهت تحقق و حاكميت ارزش هاي اسلامي ادامه داشت نه تنها از ادامه راه خسته و افسرده نشد، بلكه با حضور در ميادين مختلف حمايت خويش را از نظام اعلام و ابراز كردند. با رحلت حضرت امام(ره) در خرداد 68نظام سلطه بر اين اعتقاد بود كه نظام دچار خلأ رهبري شده و پايان ايدئولوژي آن فرارسيده است ولي انتخاب آيت الله خامنه اي توسط خبرگان رهبري به عنوان رهبر انقلاب آمريكا و غرب را دچار استيصال كرد.
نظام جمهوري اسلامي كه نقطه اميد آزادي خواهان و اصول و مباني آن نقطه خشم آمريكا و همراهان فكري آن در داخل كشور بود مورد انواع تهاجم و تخاصم قرار گرفت.
با واقعه دوم خرداد 76 گرچه حضور مردمي در انتخابات پايه هاي دموكراتيك انقلاب را تقويت نمود ولي به علت نفوذ عناصر ليبرال و سكولار در بدنه هرم تصميم ساز قدرت چند صباحي اصول بنيادين نظام و خطوط اعتقادي و سياسي امام امت به چالش كشيده شد و موجب اميد و سرور دشمنان گرديد استراتژي «فروپاشي از درون» و پروسه ترويج ليبراليسم و تخصيص بودجه هاي كلان در كنگره آمريكا با حاكميت اصلاح طلبان تندرو تقويت گرديد، بيانات مقام معظم رهبري در جمع كارگزاران نظام و تشريح مباني اصلاح و اصلاحات و تأكيد معظم له بر ضابطه مند شدن خط كش اصلاحات مؤثر واقع نيفتاد، آقاي خاتمي كه ميانه روي را مشي سياست ورزي خويش قرار داده بود مورد انتقاد عناصر تندرو و نامتجانس فكري اصلاحات قرار گرفت كه ايشان صراحتاً اعلام كرد كه «مردم فريب رانده شدگان از انقلاب را نخوريد كساني كه مي خواهند براي شما سوغات آزادي و دموكراسي را بياورند»!
اصلاح طلبان تندرو با در پيش گرفتن تصميمات نسنجيده و خارج از عرف حاكم بر نظام سياسي چون آبستراكسيون، روزه سياسي، تحريم انتخابات، هجوم به شوراي نگهبان و برخورد ساختارشكنانه با اصول نظام مشي به استحاله كشاندن انقلاب را خواسته يا ناخواسته دنبال كردند اصلاح طلبان كه از درون دچار تضاد و تناقض شده بودند به تدريج صداي انشقاق مرزهاي فكري و سياسي آنان شنيده گرديد.
ليبرال دموكراسي كه بعد از پيروزي جمهوري خواهان در سال 2000 ميلادي در آمريكا به طور مضاعف تبليغ و ترويج مي گرديد نيز هواداران و هواخواهان آن با تبليغات فراوان از طريق مجاري قدرتمند مطبوعاتي سعي در حاكميت بخشيدن آموزه هاي آن را در كشور داشتند كه مورد عكس العمل نيروهاي وفادار به انقلاب در مقابل چنين جرياني گرديد كه نگذاشت جريان مزبور ماشين سياسي خود را تا انتها از جاده انقلاب عبور دهد، غناي محتوايي آموزه هاي ديني در ميان توده مردم و اقشار تحصيلكرده جامعه عمق فقر ليبراليسم در ايران را به وفور نشان داد انتخابات شوراها با وجود آنكه نظارت شوراي نگهبان نبود و عناصر اپوزيسيون نظام كه در آن شركت داشتند ولي نتيجه انتخابات عدم توفيق نگهبانان ليبرال دموكراسي جهت ورود به عرصه مديريت شهري را نشان داد ولي با وجود آن آنان هنوز خود را داراي پشتوانه مردمي مي دانستند و يك نوع خوشحالي تصنعي و صوري را براي خود متصور بودند ولي هرچه زمان سپري مي شد كم رنگي حمايت مردمي آنان بيشتر فضاي سياسي جامعه را تحت تأثير خويش قرار مي داد با نزديك شدن به انتخابات هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي و جان گرفتن تفكر اصول گرايي عرصه بر ميدان داري ايدئولوژي دموكراسي مبتني بر ليبرال تنگ تر گرديد.
اصول و اصولگرايي و توجه به مباني انقلاب كه ريشه در عمق انديشه هاي امام(ره) داشت غلبه يافت چنانچه حوادث پاياني دوران اصلاحات با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري پايان گفتمان اصلاحي ليبرال بود، غرب خصوصاً آمريكا و عناصر اپوزيسيون انقلاب در خارج از كشور كه سال ها مترصد شكسته شدن ساختار ارگانيك نظام و كمرنگ شدن شور انقلابي ملت ايران بودند با تحليل ها و تفسيرهاي غيرواقعي كه حكايت از عدم شناخت صحيح و واقع بينانه از خط و مشي اعتقادي و سياسي مردم ايران بود با غوغاسالاري منتظر نتيجه انتخابات حساس و تعيين كننده رياست جمهوري تير 84 بودند ولي آگاهي ملت و اقشار تحصيل كرده و فرهيخته انقلابي مانع از بروز و حدوث نتيجه مورد طبع بيگانگان شد.
تهاجمات متمادي كه مدت ها مباني و اساس انقلاب را در تيررس خود قرار داده بود نتوانست بر استمرار اصولگرايي سايه ترديد افكند امروز بعد از گذشت 29 سال از تولد آن شجره مبارك و تأكيد بر حفظ و ادامه جوهره اعتقادي انقلاب، آمريكا را با توجه به پيشرفت هاي علمي و تكنولوژيك بيش از پيش نگران ساخته است. توسعه صنايع دفاعي موشكي و در نورديدن مرزهاي دانش پزشكي كه از نمونه هاي مثال زدني آن پژوهشكده رويان و توليد سلول هاي بنيادي و دستيابي دانشمندان بومي به توليد سوخت هسته اي در مقياس صنعتي و پرتاب موشك ماهواره بر موسوم به «سفير» به فضا و ده ها ابتكار و اختراع علمي در كنار حفظ اصول انقلاب نويد بخش تثبيت و تعالي بستر معرفتي و فكري نظام است و نشانگر پايان استراتژي «براندازي نرم» و پروسه «فتح سنگر به سنگر است.»

 



مشاركت بسيج سازندگي در 7 عرصه و 200 فعاليت جهادي
گفت وگوي كيهان با سردار خراساني رئيس سازمان بسيج سازندگي:

به مناسبت آغاز فعاليت هاي طرح هجرت 3 و اردوهاي بسيج سازندگي مصاحبه اي را با سردار مجيد خراساني، رئيس سازمان بسيج سازندگي در خصوص اين سازمان و گستره فعاليت هاي آن انجام داده ايم كه اينك درپي مي آيد:
¤ به عنوان اولين سؤال درخصوص پيشينه و علت تشكيل بسيج سازندگي توضيح بفرماييد؟
- با مراجعه به ابتداي انقلاب اسلامي مي بينيم كه بنا بود دو اتفاق بيفتد؛ يكي آنكه كشورمان كشوري امن و مستقل باشد آنهم از زواياي مختلف، دوم اينكه كشورمان به عنوان يك الگوي اسلامي يك كشور آباد و مورد انتظار باشد. چراكه اعتقاد داريم دين اسلام توانايي اداره كردن جامعه در بعد مادي و معنوي را دارد.
از همين رو، سپاه و بسيج عمدتاً براي حفظ و پاسداري انقلاب تشكيل شد كه خوشبختانه تا امروز شاهد اقتدار آنها و انجام وظيفه شان به نحو احسن بوديم.
درمورد آباداني كشور هم لازم بود به علت عملكرد بد رژيم هاي قبلي در سالهاي بسيار طولاني كه كشور را به ويرانه اي تبديل كرده بودند يك نهاد انقلابي وارد عمل شود و برنامه ريزي كند تا اين عقب ماندگي ها در كشور به نحوي جبران شود.
خاطرات ابتداي انقلاب كاملاً گويا است كه خيل عظيم جوانان وارد جهاد سازندگي شدند و براي اينكه به آباداني كشور كمك كنند بنابر فرمايش حضرت امام راحل رفتند به روستاها و حركت هاي ارزشمندي انجام دادند.
بعد جنگ تحميل شد و اكثر ظرفيت ها را به خودش مشغول كرد و هدف دشمن هم اين بود اما جهادسازندگي در جنگ، نقش مؤثر و تعيين كننده اي داشت. بعد از پايان جنگ انتظار بود اين نهاد تقويت شود اما متأسفانه بنا بر كارشناسي هاي غلط اين نهاد در عمل ادغام شد لذا به نظر مي رسيد كه نياز بود دستاوردهاي ارزشي جهاد كه عمده آن فرهنگ جهادي بود از بين نرود در همين راستا در سال 79، بنابر تدبير مقام معظم رهبري و تأكيداتي كه ايشان داشتند مأموريتي به بسيج و جهاد سازندگي دادند (چند ماه قبل از ادغام وزارت جهاد سازندگي با وزارت كشاورزي) تا بسيج سازندگي در بسيج احياء بشود كه بنابر نظر صريح رهبر معظم انقلاب، اولاً زمينه حضور جوانان در عرصه هاي سازندگي كشور را فراهم كند ثانياً به دولت براي ساختن مناطق محروم كمك كند لذا در سال79، سازمان بسيج سازندگي تشكيل شد زيرنظر نيروي مقاومت بسيج و با اينكه فرصتي دو ماهه به تابستان باقي نمانده بود مقام معظم رهبري به وزير جهادسازندگي و فرمانده نيروي مقاومت فرمودند كه امسال (يعني سال79) برنامه ريزي كنيد كه اوقات فراغت جوانان براي كمك به مناطق محروم عملياتي شود و بحمدالله اين اتفاق در همان سال با هماهنگي جهاد سازندگي و بسيج انجام شد.
چند ماه بعد وزارت جهادسازندگي با وزارت كشاورزي ادغام شد.
به نظر مي رسد يكي از اهداف رهبر معظم انقلاب در تأسيس بسيج سازندگي حفظ ارزش ها و دستاوردهاي انقلاب بود كه عمدتاً با روحيه جهادي بوده است.
9ماه بعد ابتداي سال 80 رهبر معظم انقلاب طي سخناني در صحن حضرت ثامن الحجج(ع) بدين مضمون فرمودند كه من سال گذشته به جهاد و بسيج گفتم كه برنامه ريزي كنيد كه جوانان در آباداني مناطق محروم كمك كنند، نخواستيم تبليغاتي شود ولي كاري كردند بسيار چشمگير، انتظار رهبري اين بود كه در سال هاي بعد اين طرح و اين سازمان تقويت بشود؛ با اين مدل كه واگذاري عرصه، واگذاري اعتبارات و موارد مشابه و بطور كلي پشتيباني با دولت، مديريت و بكارگيري جوانان در عرصه سازندگي برعهده بسيج باشد.
در چند سال ابتداي تشكيل سازمان بسيج سازندگي به دليل ضعف پشتيباني دولت وقت در حمايت از اين طرح، متأسفانه فعاليت ها با يك ميزان يك نواختي انجام مي شد؛ يعني عملكرد، عملكرد خطي بود بدون افزايش سقف آن و حداكثر فعاليت ها در 2 عرصه يكي منابع طبيعي و يكي هم بحث هاي محدود عمراني انجام شد و انتظار رهبري خيلي بيش از اين اقدامات بود.
¤ مأموريت هاي بسيج سازندگي را بطور مشخص توضيح بفرماييد؟
-اولين مأموريت بسيج سازندگي بكارگيري جوانان اعم از دختران و پسران در عرصه هاي سازندگي كشور است كه البته ما سازندگي را فقط عمراني نمي دانيم.
مأموريت دوم كمك به دولت براي ساختن كشور است. درصورتي كه دولت تمايل داشته باشد و از بسيج درخواست كند.
سومين مأموريت بسيج سازندگي كمك به ايجاد زمينه هاي اشتغال براي جوانان كشور است.
ما براي مأموريت اول كه غني سازي اوقات فراغت جوانان در عرصه هاي سازندگي كشور است طرحي را به نام «طرح هجرت3» و نيز آئين نامه آنرا به تصويب رسانديم و هم قانون آن را در سه سال اخير به تصويب مجلس رسانديم كه امروز در حقيقت عمده به اصطلاح مديريت ما توسعه اين مأموريت است كه بحمدالله توفيقات زيادي در دو، سه سال اخير داشته ايم.
¤ لطفاً درمورد فعاليت هاي چشمگيري كه فرموديد در دو، سه سال اخير بسيج سازندگي انجام داده است بيشتر توضيح دهيد؟
-اولاً ؛در سه سال اخير ما از 2 عرصه به حداقل 7عرصه به شكل كلان و بيش از 200نوع فعاليت سازندگي در اجرا رسيده ايم.
تنوع فعاليت در عرصه هاي مختلف اجازه حضور افكار متفاوت از جوانان را در سازندگي زمينه سازي مي كند كه هم پسران و دختران شركت كنند.
دوما؛ توسعه كمي طرح هجرت بوده كه در دو سه سال اخير از نزديك به 3ميليون نفر روز به حدود 71ميليون نفر روز به سال جاري رسيديم البته اين توسعه كمي با انتظارات رهبري و آماري كه ما از جوانان دراختيار داريم هنوز فاصله دارد.
برنامه ما در بسيج سازندگي عمدتاً جواناني هستند كه از مقطع دبيرستان تا سن 03سال را دربر مي گيرد؛
ضمن اينكه مخاطبين ما در بسيج سازندگي عامه جوانان است و اختصاصي به بسيجيان ندارد.
هدف ما فرهنگي- سازندگي است و صرفاً سازندگي نيست. فرهنگي بودن حركت براي ما مهم است؛ براي اينكه اين مسئله محقق شود طوري برنامه ريزي كرديم كه جوانان با حضورشان در اردوي هجرت و بسيج سازندگي «فرهنگ كار» را تجربه كنند چون يكي از آسيب ها كه از رژيم گذشته به ما ارث رسيده بود اين بود كه «ما نمي توانيم» لذا امروز با برنامه ريزي كه ما انجام داده ايم جوانان در يك زمان محدود رشته هاي مختلف را تجربه مي كنند تا اين فرصت را داشته باشند هنگام انتخاب شغل شان ترديد نداشته باشند.
¤ برنامه هاي پيش بيني شده اردوهاي هجرت چگونه است؟ و مدت زماني اجراي اين طرح در تابستان به چه شكل است؟
- اردوهاي هجرت يا جهادي از دو سال گذشته به عنوان طرح جديدي براي به كارگيري جوانان در عرصه هاي سازندگي اجرا شده است ما در اردوهاي هجرت، حدود 07درصد زمان را به آموزش و اجراي طرح هاي سازندگي اختصاص مي دهيم و حدود 03درصد را به كار ورزشي و فرهنگي؛ ضمن آنكه فعاليت هاي فرهنگي پيش بيني شده هم فعاليت هاي بانشاط است.
البته ما معتقديم كه اصل آن 07 درصد نيز كار فرهنگي است. برنامه هاي بسيج سازندگي در اردوهاي هجرت به شكلي است كه جوانان با «كار گروهي» آشنا مي شوند چون در فرهنگ جامعه بيشتر ميل و رغبت به كارهاي فردي است بنابراين ما كوشيده ايم تا در 2 سال اخير اردوهاي هجرت تمريني براي كار گروهي باشد. به طوركلي فرهنگ سازي براي حضور جوانان در صحنه هاي تلاش و سازندگي، كسب مهارت هاي لازم براي آشنايي جوانان با شغل آينده در زماني محدود، آشنايي با فضاي تيمي و ترويج جمع گرايي و مشاركت در فعاليت ها از مهم ترين اهداف برگزاري اردوهاي جهادي است.
امسال بنا داريم در اردوهاي هجرت تا 01ميليون نفر روز در تابستان و حداقل 02ميليون نفر روز را در كل سال مشاركت دهيم كه در مجموع از دو ميليون جوان در اين طرح استفاده مي شود. درخصوص زمان اردوهاي هجرت هم بايد بگويم كه طرح تابستاني اين اردوها از ابتداي تيرماه تا 51 شهريورماه انجام خواهد شد.
¤ اظهار داشتيد عرصه فعاليت هاي بسيج سازندگي از 2 عرصه به 7 عرصه در سال 78 افزايش يافته است لطفاً اين عرصه ها را نام ببريد؟
1-بهسازي، مرمت و زيباسازي مدارس با حجم 51هزار مدرسه 2-خدمات آموزشي، بهداشتي و درماني با حجم اعزام 656 تيم پزشكي و 812 نوبت ويزيت رايگان 3-خدمات عمران و آباداني روستايي با حجم 3هزار پروژه 4-كلاس هاي تقويتي و جبراني و خدمات مشاور، تحصيلي با حجم 2هزار و 050كلاس 5-آموزش فني و حرفه اي به منظور ايجاد زمينه اشتغال با حجم آموزش 08هزار نفر
6-خدمات حمايتي از جمله تهيه و توزيع بسته هاي غذايي و بهداشتي با حجم 05 هزار بسته و همچنين مشاركت در جمع آوري هداياي مردمي 7-منابع طبيعي كشاورزي و آبخيزداري كه فعاليت در اين عرصه با حجم 2ميليون نفر روز است.
¤ آيا درخصوص اثربخشي طرح هاي بسيج سازندگي و اردوهاي هجرت نظرسنجي انجام داده ايد؟
-بله ما از دانشجوياني كه در اردوهاي سال قبل شركت كرده بودند نظرسنجي به عمل آورديم و نظرسنجي ها حاكي از آن است كه اردوهاي هجرت بسيار اثربخش و نشاط آور بوده است و در مجموع تأثير مثبت داشته است. البته بحث مهمي كه وجود دارد و بايد به آن پرداخت اثربخشي طرح هاي بسيج سازندگي در حوزه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي است كه در يك فرصت ديگر ما آمادگي داريم به آن بپردازيم.
¤ اگر در پايان نكته خاصي داريد بفرماييد؟
-يكي از علت هاي موفقيت طرح هاي بسيج سازندگي و طرح اردوهاي جهادي مشاركت دستگاه هاي دولتي و تصويب قانون در اين زمينه بوده است ضمن آنكه مردم بعد از مساجد، بسيج را امن ترين جا براي اوقات فراغت جوانانشان مي دانند لذا به اين طرح اعتماد كردند و اگر ان شاءالله استمرار حمايت دولت را در آينده داشته باشيم فاصله خودمان را در طرح هاي بسيج سازندگي با انتظارات رهبري كم مي كنيم.

 



افشاي دخالت رژيم صهيونيستي در اركان مملكت رويارويي اسلام و صهيونيسم پهلوي (6)

سعيد متين
اعزام طلاب علوم دينيه
به خدمت سربازي
رژيم شاه كه در نهضت نوپاي اسلامي حضرت امام خميني(ره) با مقاومت و مبارزه سرسختانه طلاب علوم دينيه مواجه شده بود و حتي با سركوبي و دستگيري و ضرب و شتم آنان نيز نتوانسته بود، از عزم و اراده شان جهت ادامه مبارزه بكاهد، چرا كه مرجع و استادي شجاع و آگاه در پيشاپيش آنان، رهبري را برعهده داشت، تصميم گرفت از دري ديگر وارد شود و اين بار برخلاف قانون رايج، طلاب و روحانيون پيرو امام خميني را دستگير و به سربازي اعزام نمايد. اگرچه طبق سندي از ساواك اين نقشه را از پيش از فاجعه فيضيه و پس از اعتراضات جمعي طلاب مبارز عليه انجمن هاي ايالتي و ولايتي و همچنين رفراندوم لوايح ششگانه، در سرداشت و دستور اجراي آن را صادر كرده بود. اما آنچه در اين سند بيش از دستور فوق قابل توجه به نظر مي رسد، روحيه حضرت امام در برخورد با اين توطئه است كه به بهترين وجه از آن به نفع نهضت اسلامي برداشت مي كنند. در بخشي از سند ساواك به تاريخ 1341.12.15 آمده است:
«... طبق دستور مركز، به شهرباني قم دستور داده شد كه صورت اسامي طلاب مشمول را تهيه و به مركز ارسال نمايند. شهرباني قم هم صورت افراد مزبور را از مدرسه هاي حوزه علميه خواستار شده، به همين جهت روز 41.12.13 آيت الله خميني در مجلس درس خود اظهار داشته:
سپاه دانش خوب است و اگر از من بخواهند به سربازي بروم، استقبال مي كنم و مردم را در آنجا نيز ارشاد و راهنمايي مي كنم. از اين محدوديت ها نبايستي ترسيد. دشمنان حضرت امام حسين(عليه السلام) هرچه بيشتر مي شد، شهامت و پايداري آن حضرت نيز زيادتر مي شد...»(1)
امام همچنين در پاسخ به نامه آيت الله حكيم كه به نجف دعوتشان كرده بود، با بيان اصل فروزان اسلامي «احدي الحسنيين» (پيروزي يا شهادت)، قاطعانه دعوت ايشان را رد كردند.(2)
اما در چنين شرايطي بود كه همكاري امنيتي- نظامي رژيم شاه با اسرائيل در زمينه دريافت سلاح و آموزش سركوب مخالفان و مبارزان به مرحله تازه اي وارد گرديد. مئير عزري اولين سفير اسرائيل در ايران در خاطراتش ذكر مي كند:
«...نخستين پيمان خريد و فروش جنگ افزار ميان ايران و اسرائيل، هنگامي انجام شد كه ژنرال نعمت الله نصيري به رياست شهرباني كل كشور رسيد (آذر ماه 1339). روزي در يكي از ديدارهايمان، نامبرده درخواست چهل هزار قبضه مسلسل سبك يوزي را با من پيش كشيد... سرانجام سيل يوزي به ايران روانه شد. بر شانه هر پليس ورزيده ايراني يك يوزي اسرائيلي ديده مي شد...»(3)
و با همين يوزي هاي اسرائيلي بود كه در هنگام به خاك و خون كشيدن مدرسه فيضيه در فروردين 1342 و يا قيام 15 خرداد همان سال، هزاران تن از مردم مسلمان اين كشور به رگبار گلوله بسته شدند. مئير عزري اضافه مي كند:
قابل خواندن نيست
خرابكار كه رو به فزوني بودند، آماده شوند... سروان زماني نيز به نام افسر رابط برگزيده شد...»(4)
به اين ترتيب مشخص مي شود كه صهيونيست ها در شرايطي كه التهاب و آمادگي جامعه روحانيت ايران و مردم مسلمان را براي رويارويي با رژيم دست نشانده شان احساس كرده بودند، برنامه هاي وسيعي براي برخورد با جنبش و نهضت احتمالي برآمده از چنين شرايطي را تدارك مي ديدند، به شكلي كه حتي در مورد آموزش سركوب مبارزان و نيروهاي انقلابي به پليس امنيتي ايران و مأموران ساواك (كه تحت امر سروان زماني بودند) نيز حساسيت ويژه به كار مي بردند تا آنچه مي خواهند نتيجه گرفته شود.
شايد از همين رو بود كه امام با روشن بيني در اطلاعيه اي كه به مناسبت چهلم شهداي فيضيه صادر كردند، مجدداً بر خطر نفوذ صهيونيست ها و اسرائيل در اركان مملكت تأكيد نمودند. ايشان در قسمتي از اعلاميه ياد شده مي نويسند:
«... من نمي دانم اين همه بي فرهنگي و جنايات براي نفت قم است، و حوزه علميه بايد فداي نفت شود؟ يا براي اسرائيل است و ما را مزاحم پيمان با اسرائيل در مقابل دول اسلامي مي دانند؟... ما از سربازي فرزندان اسلام هراسي نداريم، بگذار جوانان ما به سربازخانه ها بروند و سربازان را تربيت كنند و سطح افكار آنها را بالا ببرند، بگذار در بين سربازان، افراد روشن ضمير و آزادمنشي باشند تا بلكه به خواست خداوند متعال ايران به آزادي و سربلندي نايل شود. ما مي دانيم صاحب منصبان معظم ايران، درجه داران محترم، افراد نجيب ارتش با ما در اين مقاصد همراه و براي سرافرازي ايران فداكار هستند.
اول ارديبهشت 1342 دستور اعزام روحانيون و طلاب حوزه علميه قم به سربازي صادر شد و مأموران رژيم شاه به طرز وحشيانه اي طلاب علوم دينيه را در كوچه ها و خيابانهاي قم دستگير كرده و به سربازخانه ها گسيل مي داشتند كه از آن جمله آيت الله هاشمي رفسنجاني بود كه البته پس از دو ماه به نحوه جالبي توانست از چنگ مزدوران رژيم شاه بگريزد.
در چنين شرايطي حضرت امام خميني(ره) بي درنگ پيكي به سربازخانه ها روانه ساختند و پيامي براي شاگردان خويش فرستادند:
«... نگران نباشيد، تزلزل به خود راه ندهيد و با كمال رشادت و سربلندي و روحي قوي بايستيد. شما هر كجا كه باشيد، سربازان امام زمان(عج) مي باشيد و بايد به وظيفه سربازي خود عمل نماييد. رسالت سنگيني كه اكنون به عهده داريد، روشن ساختن و آگاه كردن سربازان و درجه داراني است كه با آنان سر و كار داريد كه لازم است از انجام اين رسالت مقدس اسلامي غفلت نورزيد، تعليمات نظامي را با كمال جديت و پشتكار دنبال كنيد، از نظر روحي و هم از نظر جسمي خود را قوي سازيد...»(5)
طلاب و روحانيون مبارز براساس رهنمودهاي امامشان، در سربازخانه ها به روشنگري و افشاگري ميان سربازان پرداختند و در پادگان ها حماسه آفريني و انقلاب فكري خلق نمودند.
از سوي ديگر، براي چهلم شهداي فيضيه، مجالس و مراسم پرتعدادي در تهران و قم و بسياري از شهرستان ها برقرار گرديد. سخنگويان و واعظان بر فراز منبرها عليه دستگاه حاكم مي خروشيدند و افكار مردم را روشن مي ساختند. آنگاه كه بر روي منبر، نام امام خميني برده مي شد، مردم با صلوات بلند و دشمن شكن نسبت به مرجعيت خود ابراز احساسات مي كردند و پشتيباني خويش را از ايشان تجديد مي نمودند. رژيم شاه آنگاه كه دريافت اين مجالس سخنراني و وعظ و خطابه به صورت كلاس هاي انقلاب درآمده است، ابتدا به بازداشت گويندگان دست زد و سپس از ادامه برگزاري مجالس جلوگيري نمود.
امام در آن روزهاي حساس و بحراني همچنين با نوشتن نامه هاي سرگشاده و پرمحتوا به اطراف و اكناف كشور، مردم را از برنامه ها و نقشه هاي استعماري و اسارت بار رژيم آگاه ساخته و به حركت و خروش و شركت در نهضت مقدس روحانيت دعوت كردند.
همچنين در نطق تاريخي پس از چهلم شهداي فيضيه، امام انگشت بر روي مفاسد و زيان هاي جبران ناپذير طرح استعماري انقلاب به اصطلاح سفيد گذارده و برنامه هاي خانمانسوزي كه در پشت پرده در دست اجرا بود، برملا ساختند.
ماه محرم 1342، ماه قيام و انقلاب
با فرا رسيدن ماه محرم 1383 هجري قمري (1342 هجري شمسي)، ماه قيام سرور آزادگان، حضرت حسين بن علي(ع)، حضرت امام خميني(ره) طرح نهايي خودشان را جهت گسترش آرمان هاي نهضت اسلامي در سراسر سرزمين ايران، به مرحله اجرا درآوردند. ايشان با صدور اطلاعيه اي خطاب به روحانيون و وعاظ، رهنمودهاي لازم را براي منبرها و مراسم سوگواري ماه محرم ارائه كردند. در بخشي از اعلاميه فوق آمده بود:
«... حضرات مبلغين عظام هيئات محترم و سران دسته جات عزادار، لازم است فريضه ديني خود را در اين ايام در اجتماعات مسلمين ادا كنند و از سيد مظلومان، فداكاري در راه احياء شريعت را فراگيرند و از توهم چند روز حبس و زجر نترسند. آقايان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر بني اميه نيست. دستگاه جبار با تمام قوا به اسراييل و عمال آنها همراهي مي كند... خطر اسراييل و عمال آن را به مردم تذكر دهيد و در نوحه هاي سينه زني از مصيبت هاي وارده بر اسلام و مراكز فقه و ديانت و انصار شريعت يادآور شويد... سكوت در اين ايام، تاييد دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است. از عواقب اين امر بترسيد. از سخط خداي تعالي بهراسيد... از اخافه و ارعاب سازمان ها و دستگاه شهرباني، هراسي به خود راه ندهيد...»(6)
با اين رهنمودها، حضرت امام خميني(ره) براي نخستين بار، سنت هاي انقلابي شيعه را پس از قرن ها احياء كرد و اسلام انقلابي را در صحنه هاي اجتماع و مراسم سوگواري سالار شهيدان بازيافته و به طور علني در تاريخ انقلاب مطرح كردند. سياست و مسائل اجتماعي را در عينيت و در متن فرايض ديني نمايانده و نشان دادند كه بزرگداشت واقعي حضرت
اباعبدالله الحسين(ع) چگونه است.
حضرت آيت الله خامنه اي در مورد ديدگاه امام خميني(ره) راجع به ماه محرم و تأثير آن در مبارزات اسلامي گفته اند:
«... امام، چنانكه در اواخر دوران مبارزه مشخص شد، به محرم يك اعتقاد غريبي داشت و واقعاً ماه محرم را ماه پيروزي خون بر شمشير مي دانست. لذا از اول، محرم را هدف گرفت، يعني بلافاصله بعد از حادثه مدرسه فيضيه، امام تصميم گرفت كه از اين حادثه در ماه محرم استفاده كند و آن برنامه اي كه در ماه محرم آن سال طرح كرد و اجرا شد، يك برنامه دفعي و آني نبود، برنامه اي بود كه اقلا دو ماه روي آن فكر و كار شده بود...»(7)
امام براي ماه محرم 1342 با رهنمودهاي علني و مخفي به شاگردان مبارزش، روحانيون و طلاب حوزه علميه قم، طرح انقلابي و حركت آفريني را به مرحله اجرا درآوردند به اين صورت كه:
روحانيون مبارز را به شهرهاي مختلف ايران اعزام كردند و قرار براين گذاشتند كه روحانيون اعزامي، بر روي منابر از اول تا ششم محرم، مطالب كلي و اصولي را بيان نمايند و از روز هفتم محرم، مطالب اساسي و حقايق و وقايع را با نهايت صراحت براي مردم بيان كنند تا چهره خيانت بار رژيم شاه به اسلام و ايران از پس پرده براي مردم آشكار شود.
حضرت آيت الله خامنه اي طرح امام خميني(ره) براي ماه محرم سال 1342 را چنين شرح مي دهند:
«... نزديك محرم كه شد، امام براي شهرستان ها برنامه اي طرح كرد. آن برنامه عبارت بود از اينكه طلاب و فضلاي قم را به اطراف و اكناف كشور بفرستد و از آنها و منبري هاي شهرستان ها بخواهد كه دهه محرم، به خصوص از روز هفتم را اختصاص بدهند به بازگوكردن فاجعه فيضيه و آن مصائبي كه در قم گذشته است و از روز نهم نيز دسته هاي سينه زني، اين كار را بكنند و در نوحه خواني ها آنچه را كه در مدرسه فيضيه اتفاق افتاده است، مطرح كنند تا همه مردم ايران بفهمند كه در حادثه فيضيه چه گذشته است، واقعا وقتي انسان فكر مي كند، مي بيند براي اينكه مردم سراسر ايران، فاجعه فيضيه را بفهمند و به مبارزه كشيده شوند و هيجان پيداكنند، هيچ راهي بهتر از برنامه اي كه امام طرح كرد و به اجرا درآورد، وجود نداشت. خود من از كساني بودم كه براي محرم از سوي امام اعزام شدم و تاثيرش را نيز ديدم....» (8)
سندي از ساواك به تاريخ 42.2.28 نشان از هراس و وحشت رژيم شاه نسبت به طرح امام براي ماه محرم دارد:
«... به كليه ساواك ها
نظر به اينكه ازطرف خميني به تمام طلاب و وعاظي كه براي محرم از قم به شهرستانها حركت مي نمايند، دستور شديد براي تبليغ و تحريك داده شده است، لازم است كه در شهرها و قراء مراقبت كامل بشود و عندالزوم عناصر محرك را كه شناخته شده اند، دستگير نمايند و از پخش هرگونه اعلاميه و عكس خميني جدا جلوگيري شود. ضمنا بايد مراقبت نمود كه اگر علاوه بر ساير اشخاص، كسان ديگري دست در كار تحريك شوند از اقدامات آنها ممانعت به عمل آمده و درصورت لزوم دستگير شوند....
سرلشگر پاكروان» (9)
سند ديگر ساواك نيز از جزييات برنامه امام خبر مي دهد و تاييدي است بر آنچه پيش از اين آمد:
«... اخبار واصله از منابع مختلف حاكيست كه روحانيون تصميم گرفته اند تا روز هفتم ماه محرم در مجالس و منابر، مراسم عزاداري را به طور عادي برگزار ولي پس از آن مبادرت به تظاهراتي بنمايند. گزارش مامور نفوذي كه با آيت الله خميني مصاحبه نموده حاكي است كه آيت الله خميني اظهار نموده، دستور داده ام تا هفتم محرم نظم وآرامش را حفظ كنند و چنانچه تا آن تاريخ دولت تسليم نظرات روحانيون نشود، حملات را در مجالس و مجامع عزاداري آغاز نمايند، مخصوصاً تاكيد كرده ام، عزاداري ها مرثيه ها و نوحه خواني ها طوري تنظيم شود كه تجسم كشتار مدرسه فيضيه قم و حادثه مسجد گوهرشاد نمودار باشد...» (01)
حضرت امام همچنين نامه هايي براي آيات عظام و علماي اعلام شهرهاي مختلف ايران فرستادند و از آنها خواستند در عزاداري هاي ماه محرم به فجايعي كه توسط رژيم شاه بر مملكت ايران تحميل مي شود، توجه كنند و از همه مهمتر خطر اسراييل و صهيونيسم را مد نظر داشته باشند.
آيت الله خامنه اي كه خودشان حامل همان پيام امام براي آيت الله ميلاني و آيت الله قمي در مشهد بودند در مورد آن مي گويند:
«... يكي از آن پيغام هاي عمومي، راجع به اسراييل بود. امام فرمودند، شما به علماي مشهد بگوييد كه اسراييل نقشه هاي سلطه اقتصادي را درباره مسايل ايران دارد و سياست اسراييل مي خواهد مملكت را قبضه كند. امروز براي جوانترين شما هم اين مسئله واضح است كه واقعاً آن روز اسراييل، چه اتكايي در رژيم ايران داشت... دور اسراييل را يك حلقه مبارزه عربي گرفته بود... استكبار جهاني مي خواست دور اين حلقه، يك حلقه بزرگتر درست كند كه وابسته به خودش باشند. يكي از اساسي ترين زنجيرهاي اين حلقه بزرگ، ايران بود، ديگري تركيه امروز و سوميش حبشه امروز بود... آن روز، اين پيغام امام بود. شما ببينيد در سال 42، امام با روشن بيني، اين مسئله را مي فهميد. لازم بود حوزه هاي علميه هم بفهمند تا بدانند چون اين رژيم، براي اسراييل و يهودي ها و صهيونيسم تلاش مي كند، بايد حركتي بكنند...»(11)
پانوشتها:
1-پرونده «روحانيون افراطي» ساواك قم- سند شماره 73
2-همان- سند پيوست شماره 28
3-مئير عزري- يادنامه (جلد اول)- ترجمه: ابراهام حاخامي- ويراستار: بزرگ اميد- صفحه 133- اورشليم- سال 2000
4-همان- صفحه 145
5- صحيفه نور- جلد اول- پيشين
6- صحيفه امام- جلد اول- صفحه 229- پيشين
7- مجله آشنا از نشريات مركز فرهنگي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي- پيشين
8-مجله آشنا از نشريات مركز فرهنگي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي- پيشين
9-سير مبارزات امام خميني در آينه اسناد به روايت ساواك (جلد اول) - صفحه 359- موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(س)- موسسه چاپ و نشر عروج- تهران- چاپ اول، 1386
01- همان- صفحه 383
11- آيت الله خامنه اي - 11 شهريور 1364- جلد دوم حوزه و روحانيت- صفحه 204

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14