(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه اول تیر 1387 - 17 جمادي الثاني 1429 - 21 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189113
 

دانشگاه محل تحصيل علم است نه مركزفساد

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




دانشگاه محل تحصيل علم است نه مركزفساد

مخالفت گروهكها با اصلاح دانشگاه
اينهايي كه در كنار جمهوري اسلامي هستند و مي خواهند به اسم جمهوري اسلامي، به اسم اسلام، به اسم خلق، به اسم ملت كار بكنند، اينها را ببينيد چه مي كنند. ممكن است من هي بگويم »اسلام« و هي بگويم »فدايي اسلام« و »فدايي خلق« و هي بگويم »مجاهد اسلام« و »مجاهد خلق« اين حرفها را بزنم، لكن وقتي به اعمال من شما ملاحظه كنيد، ببينيد كه از اول، من مخالفت كرده ام. در هرجا تفنگ كشيده ام و مخالفت كرده ام؛ هرجا بنا بود كه يك اصلاحي بشود، شما ديديد كه من آمدم و مقابلش ايستادم و مشتم را گره كردم و تفنگم را هم كشيدم. مي خواستند كه دانشگاههايي كه در خدمت استعمار بود - و جزء مهمات اين مملكت است كه بايد دانشگاهش اصلاح بشود - همچو كه طرح اصلاح دانشگاه شد، سنگربندي شد در دانشگاه كه نگذارند اين كار بشود. حالا هم باز پشت همان سنگرها، نه آنجا در دانشگاه، اما در خارج دنبال اينند كه نگذارند اين اصلاح فرهنگي بشود؛ انقلاب فرهنگي بشود. اينها مي خواهند كه فرهنگ، همان فرهنگ باشد كه از تويش امثال اين اشخاصي كه وزير و وكيل سابق بودند، از تويش اينها درآيند و همينها اين كشور ما را به باد فنا بدهند، چنانكه دادند همان وكلايي كه در سابق بودند و همان وزرايي كه در سابق بودند و همان سردمدارهاي سابق؛ همان تحصيلكرده ها و روشنفكرهاي دانشگاه داخل و خارج بودند و همان مصيبتهايي كه به اين ملت وارد شد، به دست همين اشخاصي ] بود[ كه با اسم »ملت« و با اسم »مجاهدت« و با اسم »فدايي« و با اسم چه وارد شدند و نگذاشتند كه اين ملت به حال خودش باشد و هر چه شما داشتيد به جيب ديگران كردند و يك قدري اش ] را[ هم خوردند دارودسته شاه مخلوع. همين جمعيتها بودند كه الآن برخلاف اين نهضت دارند فعاليت مي كنند.(160)
4.4.59
¤¤¤
جلوگيري از ورود گروهكها به محيط دانشگاه
يك نكته است كه بايد به آن توجه بشود و آن اينكه الآن كه شما بخواهيد دانشگاه را براي پذيرفتن معلم، پذيرفتن شاگرد، مهيا كنيد، يك عده زيادي چهره هايشان را از آني كه هستند بر مي گردانند به يك چهره هاي اسلامي، و خودشان را در دانشگاه به عنوان معلم، به عنوان - مثلاً - شاگرد، جا مي زنند. اين را بايد يك فكري برايش بكنيد. همه مسلمانند و همه متقي، همه با اين نهضت اسلامي موافق، لكن سوابقشان را بايد الآن ملاحظه كرد؛ يعني، بنابراين باشد كه يك گروههايي ]باشند[ براي رسيدگي به سوابق معلمها، به سوابق اينهايي كه مي خواهند مثلاً وارد بشوند، تا دوباره اين مركز تجمع افرادي ]نشود[ كه آنجا بيايند و قضيه تحصيل نباشد و قضيه جهات سياسي باشد و اينطور چيزها. و يك جهت هم اينكه در دانشگاه اين مسائلي كه قبلاً موجب شد دانشگاه به اين فسادي كه ديديد كشانده شود، اين را يك فكري بكنيد برايش كه مركز اشخاص يا گروههايي كه مي خواهند فعاليت گروهي بكنند نباشد. دانشگاه مركز تحصيل است و مركز آموزش است و آموختن است؛ نه مركز اينكه يك گروهي بيايند براي خودشان يك كاري انجام بدهند. بعد از شش ماه ديگر باز همان مسائل برگردد؛ همان فساد در كار باشد. آن وقت هم باز بخواهيد از سر بگيريد، مشكلات زيادتري پيدا بشود. از اولي كه بناست دانشگاه باز بشود و بناست معلم پذيرفته بشود، مهم اين است اين معلم ]هايي [كه الآن مي آيند و اظهار چه مي كنند و شهادت مي دهند و مي گويند ما مسلمان و چه و چه هستيم، به اين اكتفا نشود؛ سوابق اين ديده بشود كه اين چطور آدمي بوده است؛ چكاره بوده است؛ در دانشگاه كه بوده چه مي كرده، چه درس مي داده؛ چه جور برخورد مي كرده با جوانها و چه توطئه ها داشته يا نداشته. اين مسائل خيلي بايد بررسي بشود كه دانشگاه وقتي باز مي شود، يك دانشگاهي باشد كه حالا صد در صد نشد،] طوري [باشد كه اشخاصش اشخاص صحيح باشند و بعد هم كه باز مي شود، يك بازرسيهايي لازم است به اينكه در همه جا حاضر باشند؛ براي اينكه معلمين با دانشجوها چه جور برخورد دارند و غير برنامه درسي شان چه حرفها آنجا هست؛ چه چيزها آنجا مطرح مي كنند. اگر ديدند چيزهايي انحرافي است، اطلاع بدهند. و يك سازماني باشد براي اينكه اگر هر يك از معلمين يك همچو كاري بخواهند بكنند، ]بررسي [بشود. اگر - مثلاً - گروهها بخواهند در دانشگاه باز اين بساط را درست كنند، حاضر باشند يك اشخاصي براي اينكه مانع از اين امور بشوند. شما هر چه اصلاح بكنيد، وقتي افراد غير صالح آمدند اصلاحات را به هم مي زنند. اصلاحات در يك محيطي كه افراد غير سالم نباشند ]... [گروههايي نمي خواهند درس بخوانند؛ اصلاً مي خواهند به هم بزنند. يك اشخاصي هستند كه واقعاً مطلع بر مسائل نيستند؛ درست ملتفت به مصالح و مفاسد نيستند، اينها را وقتي آوردند براي تعليم و تربيت مي شود تربيت كرد. اما يك گروههايي هستند كه اصلاً مصالحشان اينها نيست؛ مصالحشان اين است كه دانشگاه را به يك صورتي در آورند كه هم آنهايي كه دانشجو هستند درست ]كسب [دانش نكنند و وارد بشوند در يك گروههاي انحرافي و به هم بزنند اوضاع را.(161)
16.4.59
¤¤¤
تبليغات و توطئه عليه انقلاب
تلاش برخي گروهكها براي برگرداندن طاغوت
عزيزان من! بيدار بشويد اينها كه در بين طبقات مردم افتاده اند بشناسيد. اينها اگر چنانچه غمخوار ملت هستند، چرا نمي گذارند ملت آرام باشد؟ چرا نمي گذارند كه رفراندم انجام بگيرد؟ رفراندم كه امر ملي بود؛ چرا صندوقها را آتش مي زدند؟ چرا مردم را منع مي كردند؟ رفراندم را تحريم مي كردند؟ رفراندم كه مال ملت بود؛ آنكه ديگر مربوط به طاغوت نبود، مربوط به اجانب نبود، مربوط به ملت بود. چرا اين كار را مي كردند؟ كشاورزي را چرا نمي گذارند به جريان بيفتد؟ دور دهات افتادند و فساد مي كنند و نمي گذارند كه به جريان بيفتد. كارخانه هاي ايران را چرا نمي گذارند. . . به جريان بيفتد؟ براي اينكه اگر اينها به جريان بيفتد آرامش پيدا مي شود؛ اگر آرامش پيدا شد دست اربابها قطع خواهد شد. اينها مي خواهند دست آنها باز باشد. اينها مي خواهند باز برگردانند به همان زمان ولو با يك فرم ديگر، البته شاهنشاهي ديگر قابل عود نيست لكن به صورتهاي شيطاني ديگر. بيدار بشويد! توجه داشته باشيد؛ هر كس در هر جا هست توجه داشته باشد به اينكه اين عناصر را طرد كند.(162)
29.1.58
¤¤¤
تلاش گروهكهاي مزدور براي شكست نهضت
در هر صورت، الآن يك قشرهايي هستند كه نمي خواهند كه اين نهضت به آخر برسد. يك دسته شان - كه بيشتر و عمده است - همين تتمه رژيم و اينهاست، كه با صورتهاي مختلف مي خواهند نگذارند، و مي خواهند همان مسائل سابق را برگردانند؛ و نمي توانند ان شاءاللّه. اما اين را مي خواهند كه اين كار بشود. اين شلوغيها و اينها را مي خواهند بكنند كه آرامش در مملكت نباشد، و كم كم وقتي آرامش نشد، راهي باز بشود، براي اينكه يك كودتاي مشروعي - به قول خودشان - درست بشود، خداي نخواسته به حال اول برگردد؛ و اين ان شاءاللّه نمي شود. لكن ما بايد بيدار باشيم؛ بايد توجه داشته باشيم اينهايي كه مي آيند توي كارخانه ها تبليغ مي كنند كه كم كاري و بيكاري و ترك كار، اينها دلشان براي كارگر نسوخته؛ اينها دلشان براي امريكا سوخته يا براي شوروي؛ براي آنها دلشان سوخته؛ يعني براي خودشان كه منافعشان تابع منافع آنهاست. اينها اجيرند از غير؛ به واسطه اينكه مزدور آنها هستند. اينها مي آيند، نمي گذارند كه كارها انجام بگيرد. اينها را راه ندهند در كارخانه هايشان. شما برويد سراغشان و بگوييد كه اينها را...، توي كارخانه ها راه ندهيد. اينها مي خواهند شما را دوباره برگردانند به همان حال اول.(163)
23.2.58
¤¤¤
تبليغات سوء گروهكها در بين مردم
گروههايي كه در بين مردم دارند مفسده مي كنند، كارخانه ها مي روند تبليغات سوء مي كنند، كشاورزي را نمي خواهند تحقق صحيح پيدا بكند. مدارس دولتي را نمي خواهند باز باشد، مي خواهند اين آشفتگيها سر جاي خودش باشد تا فرصت پيدا بشود كه خارجيها تبليغ كنند كه ايران نمي تواند خودش را حفظ كند، يك زمينه فسادي ايجاد كنند و خداي نخواسته كودتايي درست كنند كه در دنيا هم موجه نشان بدهند؛ اين اشخاص و گروههايي كه در بين مردم افساد مي كنند، تبليغات سوء مي كنند.(164)
29.1.58
¤¤¤
غائله هاي مختلف گروهكها عليه انقلاب
اين گروههايي كه بعد از انقلاب هي جوشيدند و بيرون آمدند و گاهي ادعاي اسلاميت مي كنند و از شما مسلمانتر مي شوند و گاهي ادعاي انقلابي بودن مي كنند و از شما انقلابي تر مي شوند و گاهي خودشان را مؤسّس انقلاب مي دانند و انقلاب را كه اين توده محروم ملت ما از كارگر و كشاورز و دانشجو و شما، همه انقلاب را به پايان رسانديد - يعني، تا اينجا - و آنها يا در خارج بودند و تماشاگر و يا در داخل بودند و تماشا مي كردند كه ببينند كي غالب مي شود، اگر شاه - شاه مخلوع - و آن تيپ غالب شدند، اينها بروند آنجا و از آنها طلبكاري كنند و اگر شما غالب شديد و ملت، اينها بيايند و با اسمهاي مختلف طلبكار بشوند و بخواهند خودشان همه چيزها را داشته باشند، حتي با اسم شما، با اسم كارگر. كارگر را به حساب نياورند، با اسمهاي مختلف مشغول بشوند به اينكه نگذارند اين انقلاب به ثمر برسد؛ يعني، اين ثمر آخري كه اسلام مي خواهد و پيغمبر اسلام مي خواسته است. اينها چون از اسلام لطمه ديده اند و اربابهاي اينها از اسلام سيلي خورده اند، با اسلام اگر سابق كم مخالف بودند، حالا ديگر صددرصد مخالفند.
اين گروههاي مختلفي كه مثل قارچ از زمين جوشيدند و آمدند و از اطراف كشورهاي ديگري كه متفرق در آنجا بودند و منتظر فرصت بودند، حالا آمدند به ايران و مي خواهند نگذارند اين انقلاب تحقق پيدا بكند.
اين يك خطري است از براي انقلاب ما. نه به آن معنا كه اينها عرضه اين را داشته باشند كه يك كار مثبتي بكنند و اين انقلاب را برگردانند، لكن به آن معنا كه ايجاد زحمت بكنند. شما ملاحظه كرديد كه در كردستان ايجاد زحمت كردند، نه اينكه توانستند غلبه بكنند، لكن مدتها ايجاد زحمت كردند. در تهران ايجاد زحمت كردند. نمي توانند كاري بكنند، لكن غائله مي توانند درست بكنند. در هر موقعي كه يك اساسي مي خواهد روي كار بيايد، اين جمعيتهاي مختلفي كه الآن در ايران هستند، در همان موقع، يك غائله اي درست مي كنند.
از اولي كه جمهوري اسلامي را بنا بود كه شماها و ملت ما رأي به آن بدهند، آن وقت يك غائله هايي در اطراف درست كردند. اين قدم كه برداشته شد، در هر مرحله اي كه شما يك قدم پيش رفتيد، آنها هم در همان جا باز غائله درست كردند. در همان وقتي كه مجلس شوراي اسلامي تأسيس شد و مشغول به كار شدند، باز غائله درست كردند. غائله درست مي كنند، خودشان غائله درست مي كنند و فرياد مي زنند. خودشان ديگران را كتك مي زنند، باز خودشان فرياد مي كنند. اين يك جهتي است كه در اينها هست.(165)
4.4.59
¤¤¤
تبليغات سوء عليه انقلاب اسلامي
و اكيداً از شما جوانان عزيز خواستارم كه عناصر ناپاك را از خود دور كنيد. كه عمل خلاف يك نفر ممكن است گروهي را بدنام كند. ما امروز مواجه هستيم با گروههايي كه در كمين نشسته و مي خواهند اسلام و انقلاب شكوهمند اسلام را برخلاف آنچه هست معرفي كنند و به قشرهاي مختلف اسلامي خرده گيرند؛ و آنچه در افراد غير مسئول مي گذرد به حساب نهضت و اسلام بياورند. لهذا لازم است علماي اعلام، كه راهنماي جامعه هستند، و كميته ها و دادگاهها و پاسداران انقلاب كوشش كنند و نگذارند كساني از روي شيطنت و توطئه يا از روي جهالت و بي اطلاعي از مباني اسلام، رفتاري كنند كه نهضت پاك اسلامي را واژگونه و مكتب مقدس اسلام و جمهوري اسلامي را لكه دار كنند.(166)
6.4.58
¤¤¤
تبليغات سوء گروهك فدايي خلق
در يكي از نوشته هايشان نوشته اند كه حبسهاي سياسي در زمان محمدرضا بوده است، لكن حالا همان طور است يا بيشتر، حبسي سياسي. اينها فكر اين را نكردند كه آخر حبسي سياسي كه الآن شما اسمش را مي گذاريد، حبسيهاي سياسي بوده است كه در زمان محمدرضا خان آن كارها را مي كرده است؟ دزدها را شما؛ حبسي سياسي حساب مي كنيد؟ آنهايي كه بر ضد اين مملكت و بر ضد اين ملت قيام كرده بودند و آن همه خيانت كرده بودند، آنها را جزء رجال سياسي شما حساب مي كنيد؟ نصيري جزء رجال سياسي است؟ هويدا جزء رجال سياسي است، يا جزء دزدها هستند اينها؟ شما چرا رجال سياسي را بدنام مي كنيد به اينكه اينها را اسمشان را »رجال سياسي« مي گذاريد؟ ساواكيها جزء رجال سياسي هستند؟ آني كه الآن در حبس فعلي دادگاههاي ما هست، همين ساواكيها هستند و همين خيانتكارها و همين اشخاصي كه يا كشته اند يا امر به كشتن كرده اند و يا زجر كرده اند جوانهاي ما را، آنطور كارها را با همه طبقات كردند. زمان رضا، محمدرضا كي حبس بود؟ چه طبقه اي حبس بودند؟ علما، دانشگاهيها، رجال ملي، اينها حبس بودند. حالا كي حبس است؟ ساواكيها. خوب، شما اگر ساواكي نيستيد، چطور اينها را رجال سياسي مي دانيد؟ شما چطور ساواكيها را جزء رجال سياسي حساب مي كنيد؟ اگر شماها پيوندي با رژيم سابق نداريد، اگر شما جزء اجزاي ساواك نيستيد، اگر شما فعاليت براي ساواكيها نمي كنيد، چطور ساواكيها كه الآن در حبس اند، در مقاله تان مي نويسيد كه رجال سياسي؟ حالا بيشتر از آنجا از زمان ]سابق [حبس اند؟ شما دزدها را جزء رجال سياسي مي آوريد؟ معلوم شد سياست شما غير آن سياستي است كه در نظر ملت ماست و مردم اصيل ماست. اگر شما با آنها پيوند نداريد، چطور مي گوييد كه آن وقت و حالا هر دو دسته رجال سياسي بودند كه اينها محبوس بودند. آن وقت وقتي كه ما حبس داشتيم، حبسي داشتيم مثل مرحوم طالقاني، مثل آقاي منتظري، مثل آقاي لاهوتي. از اهل علم، كثيري از اينها در حبس بودند و زجر كشيدند. يكي از ملّاهاي محترم ما را پايش را در آنجا اره كرده بودند - از قراري كه براي ما گفتند - از رجال سياسي طبقه غيرملّاها هم خوب، اشخاص محترمي بودند كه سالهاي طولاني در حبس بودند و سالهاي طولاني در زير شكنجه و زجر بودند، براي اينكه مخالف بودند با اين رژيم. آن وقت اينها حبس بودند، حالا ساواكيها حبس هستند. اين آقاياني كه اسم خودشان را ]فدايي [ خلق گذاشتند، مي گويند فرقي نكرده. خيال مي كنند حبس - خيال نمي كنند، مي خواهند اغفال كنند، خيال نمي كنند - كه نخير، حبس ميزان است، چه دزد را حبس بكنند و چه يك شخص امين را، فرقي ندارد. فرقي ندارد كه دزدها را حبس بكنند يا اشخاص امين را حبس بكنند. فرقي ندارد كه چپاولگرها و آدمكشها را حبس بكنند يا اشخاصي كه مي خواهند جلوگيري از چپاولگري بكنند حبس بكنند. اينها منطقشان اين است. بايد در مقابلشان جوانهاي ما گول نخورند از اين تبليغات(167)
16.8.58
¤¤¤
تبليغات منفي گروهكها در ميان ملت از راههاي مختلف
يك مملكتي را بايد خود شما اداره كنيد. بايد خود ملت اداره كنند، و مع الأسف الآن گروههاي مختلفي با عقايد مختلفي كه بسيارشان خدمتگزاران همان رژيم سابق بودند يا خدمتگزارهاي خارجيها هستند - اجنبيها هستند - بين مردم در تمام قشر مملكت افتادند به طريقهاي مختلف، به راههاي مختلف سمپاشي مي كنند.
يكي از چيزهايي كه اينها زياد صحبتش را مي كنند اين است كه »براي مردم هيچ فكري نشده است و هيچ كاري تا حالا انجام نگرفته است« در صورتي كه براي مردم هم خيلي كار شده است، منتها ارائه نشده است.(168)
17.8.58
¤¤¤
رفتار خلاف موازين شرع گروهكها
اينهايي كه نوشتيد و فرموديد، در باب اين گروههايي كه به عناوين مختلف در اطراف شما هستند، مع الأسف اينها در همه ايران هستند، و در بين اينها اينطور كه احساس مي شود اشخاصي هستند كه به اسلام گرايش ندارند، بلكه گاهي اشخاصي هستند كه مي خواهند كاري بكنند كه اين نهضت را در بين خود مردم ايران هم بدجلوه بدهند. همان طوري كه قلمهايي تا كنون و صحبتهايي تا كنون كه واقع مي شده است جوري بوده است كه مي خواستند نهضت را در خارج كشور بد جلوه بدهند. حالا ما مي فهميم كه خير، در اين گروههاي مختلفي كه در اطراف و به اين اسماي مختلف مشغول فعاليت هستند، و به اصطلاح خودشان گروههاي اسلامي هستند، در بين اينها افراد غير اسلامي هست، و بنايشان بر اين است كه در خود كشور هم مردم را به نهضت بدبين بكنند. بايد وقتي كه مجلس درست بنا گذاشته شد، عمل تمام اين گروهها و مسائلي كه دارند و كارهايي را كه مي كنند انعكاس پيدا كند و طرح بكنند، و مجلس آنها را بخواهد و از آنها بازخواست كند. اين منحصر به گنبد و اطراف گنبد نيست، هر جايي كه الآن اينها دارند مشغول فعاليت هستند، يك فعاليتهايي مي كنند كه گاهي برخلاف موازين شرع است.(169)
5.5.59
¤¤¤
شايعه سازي توسط احزاب و گروهكها
اين احزاب مختلفه اي كه الآن در ايران هستند، اين گروهها و گروهكهايي كه در ايران هستند، حالا اگر فرصت مي خواهند به دست بياورند و شايعه سازي كنند و هي تلفن كنند به اين طرف و آن طرف كه چه شده است، چه شده، كودتا شده - نمي دانم - اين حرفها در كار نيست. اين يك دزدي آمده است يك سنگي انداخته و فرار كرده، رفته است سر جايش. ديگر قدرت اينكه تكرار بكند ان شاءاللّه ندارد.(170)
31.6.59
¤¤¤
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
061- سخنراني در جمع اعضاي شوراي اسلامي كارگران و پرسنل ارتش
161- سخنراني در جمع اعضاي ستاد انقلاب فرهنگي
261- سخنراني در جمع فرهنگيان رفسنجان
361- سخنراني در جمع قاضيان اصفهان
461- سخنراني در جمع مسئولان كميته هاي انقلاب
561- سخنراني در جمع اعضاي شوراي اسلامي كارگران و پرسنل ارتش
661-پيام به پاسداران انقلاب اسلامي
761- سخنراني در جمع دانشجويان دانشكده اقتصاد اصفهان
861- سخنراني در جمع كاركنان شهرداري اهواز
961- سخنراني در جمع روحانيون شمال كشور
071- پيام راديو- تلويزيوني به ملت ايران در آغاز سال تحصيلي

 

(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14