(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 29 خرداد 1387 - 14 جمادي الثاني 1429 - 18 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189111
 

نگاهي به كتاب« مصرف »نوشته رابرت باكاك مصرف گرايي يك مرام فرهنگي
حذف يا هدفمند سازي يارانه ها!جيب ملت يا كيسه دولت؟
قرآن كريم و خشكسالي؛ برنامه ريزي، مديريت آب و ذخيره سازي توليد



نگاهي به كتاب« مصرف »نوشته رابرت باكاك مصرف گرايي يك مرام فرهنگي

بشري شايگان
پيشينه مطالعه مقوله مصرف به عنوان مقوله اي جامعه شناختي به اواخر قرن نوزدهم ميلادي و آغاز قرن بيستم بازمي گردد. پيش از اين، مصرف مقوله اي صرفا اقتصادي شمرده مي شد و فقط از همين منظر مورد توجه قرار مي گرفت. در اين دوره است كه براي اولين بار مصرف يا به عبارت دقيق تر شيوه مصرف كردن به منزله پديده اي مرتبط با فرهنگ و جهان بيني اي خاص توسط ماكس وبر مورد توجه قرار مي گيرد. مي دانيم كه وبر بر اين نظر بود كه پارسايي پروتستان ها و پرهيز آنان از مصرف تجملي، آن عاملي بود كه علاوه بر دانش فني و امكانات ساماندهي عقلاني توليد موجبات انباشت سرمايه هايي را فراهم كرد كه توليد سرمايه دارانه را در بخشي از اروپا ممكن كرد. برشمردن تأثير يك عامل فرهنگي بر نظم اقتصادي و اجتماعي، خود چشم انداز جديدي را در مطالعات جامعه شناسي گشود. مقارن با همين دوره است كه دو مطالعه مهم ديگر در زمينه شيوه مصرف، يكي درباره جايگاه مصرف نزد مصرف كنندگان كلان شهرها (زيمل) و ديگري در ارتباط با نحوه استفاده نوكيسه گان آمريكايي از مصرف براي تعيين هويت اجتماعي خويش (وبلن) منتشر شد.
رابرت باكاك، نويسنده كتاب «مصرف» بر اين نظر است كه درگير شدن كشورهاي اروپايي در دو جنگ جهاني پياپي و تجربه ركود اقتصادي پايان دهه 1920 و آغاز دهه 1930، مانع از آن شد كه جامعه شناسان به پديده مصرف به قدر كافي توجه كنند. با پايان گرفتن جنگ دوم جهاني بود كه اهميت مصرف ناگهان به چشم آمد و جامعه شناسان، فرهنگ شناسان، مردم شناسان و حتي فلاسفه در توجه به اين پديده گوي سبقت را از اقتصاددانان ربودند. انجام اين مطالعات كه در سال هاي دو دهه 1970 و 1980 به اوج خود رسيد، در عين حال از تغييري اساسي در ارتباط مصرف و اقتصاد و جامعه حكايت مي كرد. به نظر باكاك، در پايان قرن بيستم ديگر مصرف فقط يك روند اجتماعي- فرهنگي نبوده و به مرامي تبديل شده است كه مي توان از خلال تأثيرات آن بر جامعه و جماعت هاي كوچك تر تشكيل دهنده آن، به برآمدن دوران جديدي در تاريخ كشورهاي غربي پي برد. دوراني كه به دليل پايان دادن به دوره پيشين كه مدرنيسم نام داشت توسط رابرت باكاك، پسامدرنيسم خوانده مي شود.
استدلال نويسنده كتاب براي يك چنين نامگذاري آن است كه او دوران مدرن را دوراني مي داند كه تفوق و جهاني شدنش با عقلاني شدن و محدود ماندن مصرف همراه بود، حال آنكه امروز هر چند مصرف همچنان نقش محوري خويش را در شكل دهي به تمدن غرب ايفا مي كند، اما اين ديگر آن مصرف عقلاني و محدود نيست، بلكه مصرف بي حد و مرزي است كه با نيازهاي روزمره و خواست هاي بنيادين افراد بي ارتباط بوده و در واقع بازگوي تمامي آمال و آرزوهاي سركوفته بشر است.
پي گرفتن اين استدلال از خلال مباحث فلسفي، جامعه شناسي و روانشناسي، نويسنده كتاب را به اين نتيجه مي رساند كه ارزش ها و ابزارهاي فكري و اخلاقي براي پايان دادن به يك چنين وضعي نمي تواند مگر در خارج از خود اين منظومه به دست آيد. او در اين زمينه نقش ارزش هاي برآمده از حفاظت از محيط زيست و نيز باورهاي ديني را به شرط آن كه خود در ورطه مصرف گرايي نيفتد به عنوان مثال هايي كارساز ارائه مي دهد.
اولين فصل اين كتاب ويژگي هاي عمده راه هايي را مورد بحث قرار مي دهد كه جامعه شناسان از طريق آن مصرف مورد بررسي قرار داده اند و به اين مي پردازد كه جامعه شناسان نقش مصرف را در سده بيستم چگونه ديده اند، به طور خاص به الگوهاي مصرف در بريتانيا از پايان جنگ دوم جهاني به بعد توجه شده است. در اين فصل بر ويژگي هاي تجربي عمده مصرف مدرن در بريتانيا مروري مقدماتي خواهد شد اما به بعضي ديگر از شكل بندي هاي غربي نيز اشاره خواهم كرد.
قضاوت هايي كه درباره مشابهت ها و تفاوت هاي مصرف در دهه هاي پنجاه و شصت و مصرف در دهه هشتاد، انجام مي شود بر همين مبنا خواهد بود.
فصل دوم مفاهيم نظري عمده اي را بررسي مي كند كه با تحليل مصرف مدرن مرتبط است. اين بررسي شامل مفاهيم كالا، ارزش هاي فرهنگي و بيگانگي است.
آثار آن عده از دانشمندان علوم اجتماعي كه تحت تأثير آثار ساختارگرايان درباره زبان و نمادها بوده اند براي تحليل مصرف مهم است. آثار لوي- استرس- داراي اهميت خاصي است، زيرا اين آثار مبنايي را به وجود آورد كه براساس آن آثاري بعدي درباره مصرف مدرن به وجود آمدند (همچنان نوشته هاي بورديو و بودريار، كه آثار آنان در اين متن مورد بررسي قرار مي گيرد)... اين ايده ها درباره مصرف در فصل سوم به طور كلي طرح و درباره آنها بحث خواهد شد.
فصل چهارم مفاهيم مطرح درباره هويت و ارتباط آن با مطالعه مصرف را مورد بحث قرار خواهد داد. در اين فصل سعي شده است كه مفيد بودن اين رويكرد در فهم مدرن و يا پسامدرن مصرف، به ويژه ارتباط آن با خواست ها و تغييرات در ساختار اجتماعي و فرهنگي هويت بررسي شود.
در فصل نتيجه گيري رشته هاي بحث به هم پيوند داده شده است. در اين فصل چند تأمل نهايي درباره اين كه مصرف گرايي مدرن در كجا ممكن است مهم باشد بررسي مي شود. تأثير مصرف بر ساير نهادهاي اجتماعي همچون مذهب نيز در اين فصل گنجانده شده است، زيرا به واسطه اينهاست كه مصرف گرايي در غرب مورد چالش قرار گرفته است، اما اين چالش چندان از طرف سياستمداران نيست بلكه از طرف شخصيت هاي مذهبي و نيز طرفداران حفظ محيط زيست مطرح شده است.
كتاب مصرف توسط خسرو صبوري ترجمه و نشر شيرازه آن را در 180 صفحه به چاپ رسانده است.

 



كيهان طرح تحول اقتصادي دولت را بررسي مي كند؛حذف يا هدفمند سازي يارانه ها!جيب ملت يا كيسه دولت؟

گزارش :محسن مهديان چاوگاني
حسب آنچه گفته مي شود و در رسانه ها منتشر شده است. يكي از اركان مهم طرح تحول اقتصادي، هدفمندسازي يا به تعبيري حذف يارانه ها است.
هدفمندسازي يارانه كه سالها مورد توجه دولتها و سفارش كارشناسان و دغدغه مسئولين بود، قرار است به حكم الزام برنامه چهارم توسعه طي يك سال و نيم تا 2سال آينده محقق شود.
پرداخت يارانه، بدين خاطر است كه فاصله موجود بين تصميم هاي اقتصادي پيش بيني شده و واقعيت ها و رفتارهاي اقتصادي بوقوع پيوسته را پوشش دهد.
براساس يك تعريف بين المللي (OECD)، هر معياري كه كه قيمت مصرف كننده را كم تر از قيمت بازار كند، يا آن را براي توليد كننده بالاتر از قيمت بازار قراردهد يا هزينه توليد و مصرف را كاهش دهد، يارانه نام دارد.
براين اساس دولتها چه در كشورهاي در حال توسعه و چه صنعتي و توسعه يافته پرداخت يارانه حكم يك ابزار دخالتي مؤثر دولت براي تنظيم بازار، رفاه اجتماعي و قدرت رقابت توليدكننده داخلي در قبال رقباي خارجي را دارد كه نقش پررنگ در اقتصاد كشورها را بازي مي كند.
اما اين پرداخت يارانه در كشور ما همواره از يك اشكال عمده رنج برده است زيرا اجراي سياست هاي يارانه اي اهداف مدنظر را تحقق نبخشيده است. كه دليل عمده آن نيز نبود و فقدان نهادها و بسترهاي لازم در اجراي پرداخت يارانه هدفمند بوده است.
در خصوص اين نهادها و بسترهاي لازم براي هدفمندسازي يارانه ها، به يك نظام جامع اطلاعاتي اشاره مي شود.
از اين رو برخي كارشناسان معتقدند با معلوم شدن نقاط هدف در پرداخت يارانه، حجم يارانه ها چندين بار كاهش مي يابد.
اين اتفاق براي اقتصاد ايران يك امر لازم و اجتناب ناپذير است چرا كه مردم چندين برابر آنچه ماليات مي پردازند، يارانه مي گيرند و دولت مجبور است اين حجم وسيع يارانه ها را از چاه هاي نفت جبران كند.
نقض غرض
«در كشور ما چندين برابر كل ماليات ها خرج مردم مي شود و البته الباقي بودجه از محل درآمدهاي نفتي و درآمد شركتهاي دولتي تأمين مي شود. بنابراين اگر مردم چند برابر مقداري كه ماليات مي دهند، باز هم ماليات بپردازند باز هم به بودجه تأمين اجتماعي و يارانه هاي اختصاص يافته به آنها نمي رسد.»
اين نظر محمدحسين قديري ابيانه استاد دانشگاه است. به نظر وي اساسا پرداخت يارانه خود نقض غرض است. چرا كه هم هزينه براست و هم ضدعدالت.
اما برخي ديگر از كارشناسان معتقدند كه يارانه به عنوان يك سياست حمايتي از سوي دولت امري بي بديل و اجتناب ناپذير است و برخلاف آنچه صنعتي ها و نهادهاي بين المللي توصيه مي كنند، در كشورهاي توسعه يافته اين سياست با جديت دنبال مي شود. به گفته بيژن عبدي استاد دانشگاه و كارشناس اقتصادي مبلغي كه 5كشور صنعتي تنها روي تعداد معدودي كالا مي پردازند روزانه يك ميليارد دلار است.
وي كه با كيهان گفت وگو مي كرد حذف يارانه ها را سياست توصيه شده اجماع واشنگتني مي داند: «حذف يارانه ها توصيه بانك جهاني است كه متأسفانه در سند برنامه چهارم ذكر شده است. اما آنچه مهم است اين كه بانك جهاني به فكر رشد اقتصادي ايران نيست بلكه به دنبال حذف رقيب از صحنه تجارت بين المللي است.»
عبدي به كتاب «كوچك زيباست» شوماخر اشاره مي كند و بر نقش سياست هاي حمايتي فردريك ليست در آلمان تأكيد مي كند، راز و رمز توسعه يافتگي را حضور مقتدرانه و مدبرانه و حمايتي دولتي در اقتصاد مي داند نه دست نامرئي آدم اسميتي: «نظريات اقتصاد نئوكلاسيك پاسخگوي نيازهاي امروز اقتصاد جهاني نيست و امروز در حالي در كشور ما از سياست هاي بازار دم زده مي شود كه اين رهنمودها در كشورهاي مبدأ مورد بي توجهي قرار گرفته و كنار گذاشته شده است.»
احمد نريماني كارشناس بيمه اي در اقتصاد نيز در گفت وگو با كيهان ضمن تائيد نظريات بيژن عبدي بر آثار اجتماعي سياست پرداخت يارانه بيش از آثار اقتصاد آن تأكيد مي كند: «تجربه نشان مي دهد كه جمعيت بسياري از كشورهايي كه از زير خط فقر رهايي يافتند از مكانيسم هاي نظام يارانه اي و حمايتي دولتي استفاده كرده اند و اساساً بيش از آنكه هزينه كرده باشند از مزاياي اجتماعي پرداخت يارانه نفع بردند.»
وي معتقد است كه در اين كشورها بيش از يك سوم ارزش توليد ملي آنها از مسير نظام تأمين اجتماعي و يارانه ها جريان يافته است.
طرح تحول دنبال چيست؟
اما براستي طرح تحول اقتصادي يا به تعبيري طرح هدفمندسازي يارانه ها به دنبال چيست؟ قرار است كدام مشكل را مرتفع كند و بر چه اساسي هدف گذاري شده است؟ ارتباط اين سياست با ديگر سياست هاي دولت نهم به چه نحو است؟ عدالت و الزامات سياستي آن در كجاي اين سياست جاي دارد؟ تشابه و تفاوت طرح دولت با آنچه كه به نام توصيه بانك جهاني و بطور كلي تر اجماع واشنگتن در چيست؟ اين طرح چه آثار اقتصادي و اجتماعي دارد؟ و دهها سؤال ديگر از اين دست وجود دارد كه متأسفانه بدليل عدم انتشار طرح دولت، زواياي پنهان و روشن اين طرح قابل بازخواني نيست.
اما آنچه كه در همين سايه و روشن موجود است سابقه ذهني است كه پيش از اين در تجربه تاريخ و در معرض ديد كارشناسان بوده است.
انگيزه چيست؟
طرفداران بحث حذف يارانه ها كه احتمالا دولت هم بدان معتقد است يكي از دلايل اجراي اين سياست را واقعي شدن قيمت ها براي جذب نقدينگي و افزايش سرمايه گذاري بخش خصوصي مي دانند.
داود دانش جعفري كه از او به عنوان طراح اصلي سياست حذف يارانه در دولت نام مي برند در همين رابطه مي گويد: «وقتي قيمت كمتر از قيمت واقعي است، بطور طبيعي بخش خصوصي آمادگي حضور در فعاليت ها را نخواهد داشت.
به زعم وي حضور دولت در اقتصاد يارانه اي، به فعاليت انحصارگري در بازارهاي انحصاري شبيه است كه براي بيرون راندن رقباي خود اقدام به كاهش قيمت مي كند.
دانش جعفري طي پژوهشي كه در همين رابطه در وزارت اقتصاد انجام داده است ميزان تأثيرگذاري قيمت در حضور بخش خصوصي را با مثالي اينطور بيان مي كند: «امروزه مصرف روزانه بنزين حدود 63 ميليون ليتر است كه علي الظاهر دو سوم توليد داخل و يك سوم از خارج وارد مي شود. آيا باتوجه به حجم اقتصادي بالائي كه اين كار دارد انجام آن توسط بخش خصوصي ممكن نيست.»
وي در ادامه قيمت پائين بنزين و يارانه آن را عامل عدم استقبال بخش خصوصي در ورود به اين بخش مي داند.
اما در همين رابطه احمد نريماني معتقد است كه عدم حضور بخش خصوصي تنها انگيزه قيمت ندارد و عقبه اين مشكل را بايد در ساختار، رابطه و تركيب طبقاتي بخش خصوصي جستجو كرد.
به گفته وي در حال حاضر توليد براي بخش خصوصي جذابيت ندارد اما اين جاذبه منحصر به بازدهي فعاليت هاي اقتصادي نيست. ابراهيم رزاقي نيز در گفت وگو با كيهان دلال محوري بخش خصوصي را تنها عامل بي توجهي آن به توليد مي داند.
«يك بررسي در وزارت بازرگاني نشان مي دهد كه بازدهي دلالي در اقتصاد ايران 8برابر بخش كشاورزي و 5برابر بخش صنعت است و با اين توضيح روشن است كه بخش خصوصي به حضور در توليد بي ميل است.»
برخي ديگر از موافقان نيز طرح، خدمت يارانه را عامل كاهش مصرف و باعث كاهش واردات و افزايش صادرات مي دانند.
يك بررسي رسمي نشان مي دهد كه مصرف انرژي در صنايع سيمان 35 درصد بالاتر از نرم جهاني است. يا در صنايع فولاد مصرف انرژي 58 درصد بيشتر از مصرف كارخانه هاي مشابه ژاپني است. همينطور مصرف خودروهاي داخلي 37 درصد نسبت به خودروهاي مشابه بالاتر است.
موافقان طرح حذف يارانه مي گويند كه اين ناكارايي ناشي از قيمت گذاري انرژي است.
اما بيژن عبدي معتقد است اگر اين ادعا هم درست باشد سؤال اين است؛ صنعتي كه با اين ساختار مصرف انرژي شكل گرفته است و در اين شرايط مزيت نسبي رقابت با توليدكنندگان خارجي يافته است، چطور مي تواند با حذف يارانه انرژي همچنان قدرت رقابت داشته باشد.
به گفته وي در شرايطي كه يارانه در تاروپود توليد داخلي نهفته است خدمت يارانه نه تنها واردات را كاهش نمي دهد بلكه صادرات را نيز به شدت تحت تاثير قرار داده و كاهش مي دهد.
هزينه سنگين يارانه
موافقان حذف يارانه براي طرح دعوي خود به هزينه سنگين يارانه ها در مقايسه با اثربخشي ضعيف آن در كمك به افراد كم درآمد اشاره مي كنند.
قديري ابيانه در همين رابطه تأكيد مي كند كه 10درصد از فقيرترين مردم كشور تنها 4.2 درصد از مجموع يارانه ها را دريافت مي كنند حال آنكه دولت بيش از 100 ميليارد دلار يارانه مي دهد.
اما عباس شاكري استاد دانشگاه علامه طباطبائي اين استدلال را براي خدمت يارانه ها كافي نمي داند: «صرف اينكه گروه هاي پردرآمد بيشتر از گرو ه هاي كم درآمد از يارانه فعلي استفاده مي كنند، نمي تواند استدلال محكمي براي تغيير نظام پرداخت يارانه باشد.
به نظر وي هدفمند كردن يارانه ضروري است اما اين ضرورت نبايد ما را از بسترسازي غافل كند: «شهامت و پرهيز از عوامفريبي آن است كه پيش از اجراي هدفمندكردن يارانه ها، مقدمات آن فراهم شود.»
جمشيد پژويان نيز كه معتقد بر اجراي سياست حذف يارانه ها است، شناسايي گروه هاي هدف در اين طرح را داراي پيگيري اساسي مي داند.
به نظر وي دو نوع خطا در شناسايي گروه هاي هدف وجود دارد. خطاي اول اين است كه يارانه به افراد غيرفقير داده شود و خطاي دوم آن است كه افراد فقير به طور كامل شناسايي و تحت پوشش يارانه هدفمند قرار نگيرند.
اما عبدي كارشناس اقتصادي كاملا متفاوت فكر مي كند به نظر وي هدفمندكردن يارانه علي رغم ظاهر زيباي آن اساسا شدني نيست:
«آنچه كه نوعا از اين واژه اراده مي شود، تبعيض ميان اقشار مختلف جامعه در بهره مندي از يارانه ها است. غافل از اينكه رفع تبعيض ميان اقشار مختلف مصرف كننده يك كالاي يارانه اي نه پشتوانه علمي محكمي دارد و نه داراي يك راهكار عملياتي است.»
استدلال مخالفان
مخالفين حذف يارانه ها نظرات خود را بدين ترتيب دسته بندي مي كنند.
1-حذف يارانه به شدت به عدالت اجتماعي و توزيع عادلانه درآمد آسيب مي رساند.
يك پژوهش كه آثار اجتماعي و اقتصادي پرداخت يارانه در ايران را بررسي كرده است تاكيد مي كند كه يارانه تنها اثر اقتصادي ندارد و حذف آن در شرايط فعلي داراي آثار اجتماعي بسيار بالايي است و بيشترين صدمه را به اقشار كم درآمد وارد مي كند.
در همين خصوص يك پژوهش ديگر در وزارت بازرگاني نشان مي دهد كه دهك هاي اول تا پنجم درآمدي داراي مصرف سرانه بسيار كمتري از مقدار نياز كالاهاي اساسي را دارند و حذف يارانه به شدت اين دهكها را مورد آسيب قرار مي دهد.
به طور نمونه در حالي كه مقدار برنج مورد نياز براي هر فرد در دوره اي مشخص 39 كيلو است مجموع برنج مصرفي يك نفر در دهك اول با يك نفر در دهك دوم كمتر از اين مقدار است.
استدلال دوم منتقدان اين است كه آثار تورمي اين سياست باعث مي شود كه در ميان مدت اثر هر نوع پرداخت يارانه اي هدفمندي نيز كاهش يابد.
در اين خصوص بانك جهاني در نظر مشورتي كه در رابطه با آثار حذف يارانه بنزين بر تورم به ايران مي دهد تصريح مي كند افزايش قيمت حامل هاي انرژي تا سطح بين المللي نرخ تورم را 30.5 درصد افزايش مي دهد.
گزارش وزارت بازرگاني نيز حاكي از آن است كه اگر تنها قيمت اقلام نان، روغن نباتي و قند و شكر نسبت به قيمت يارانه اي آن 50 درصد افزايش يابد، نرخ تورم بدون لحاظ آثار تورم انتظاري، 10 درصد افزايش مي يابد.
بيژن عبدي در اين رابطه مي گويد: «حتي اگر آثار رواني چنين تورمي نيز ناديده گرفته شود، حذف يارانه، كشور را در آستانه يك بحران عظيم قرار مي دهد و آثار تورمي اين سياست بيش از 100 درصد است»
واعظ مهدوي كارشناس اقتصادي و استاد دانشگاه نيز با اشاره به آثار تورمي حذف يارانه ها، موضوع را تنها مختص در آثار اقتصادي نمي بيند و مي گويد: «دولت بايد به آثار اجتماعي تورم به شدت حساس باشد.»
وي ادامه مي دهد: «آثار اجتماعي تورم باعث از دست رفتن اعتماد عمومي به آينده، افزايش تشويش و اضطراب اجتماعي مي شود كه اين استرس اجتماعي باعث افزايش ارتشا، فساد مالي و اداري و ناامني اجتماعي مي شود.»
به نظر مهدوي حذف يارانه به منظور هدفمندي كران يارانه ها تنها يك روي سكه است و روي ديگر آن افزايش قيمت براي افراد متمول و غيرفقير است.»
ميزان يارانه ها؟
اما حجم يارانه در اقتصاد ايران چه مقدار است يك گزارش رسمي در وزارت اقتصاد كه توسط دانش جعفري وزير وقت تهيه شده است، حجم يارانه را 140 هزار ميليارد تومان مي داند. اما دكتر بيژن عبدي معتقد است ميزان يارانه در اقتصاد ايران به شدت مبهم است.
به نظر وي اولا براي محاسبه يارانه نبايد قيمت توليد يك كالاي داخلي را با قيمت هاي بين المللي مقايسه كرد.
چرا كه قيمت وابسته به عوامل توليد است نه كالاهاي مشابه.
به نظر وي هزينه فرصت، يارانه نيست. بنابراين هرگونه يارانه اي در بخش انرژي مبهم است.
وي از سويي ديگر به محاسبه حجم يارانه ها براساس دلار 950 توماني اشاره مي كند و مي گويد: «ملاك و رقم درست نرخ ارز بايستي براساس قدرت خريد پول كشور محاسبه شود كه به اين ترتيب نرخ ارز حدود 400 تومان است نه 950 تومان.
از اين رو عبدي معتقد است كه حجم يارانه هايي كه مدام بر سر مردم چماق مي شود به شدت مبهم است.
وي همچنين تأكيد مي كند درحال حاضر اين تنها مردم نيستند كه از يارانه ها استفاده مي كنند بلكه اين خود دولت هم هست كه به انرژي ارزان و زمين ارزان و نيروي كار ارزان وابسته است.
عبدي مي گويد ميزان يارانه ها را نبايد در حجم ريالي آن ديد بلكه بايد ديد اين ميزان يارانه چه سهمي از هزينه هاي اصلي يك خانوار را پوشش مي دهد.
به تعبير ديگر در مقايسه قيمت كالاهاي داخلي با خارجي بايد درآمد سرانه اين دو جامعه نيز مورد توجه قرار گيرد.
در همين خصوص فيروزه خلعتبري در گزارشي يادآور مي شود: علي رغم اينكه قيمت بنزين در آمريكا 7 برابر قيمت بنزين در ايران است اما مصرف آن در اين كشور به دليل درآمد بالاي سرانه، 4 برابر ايران است.

 



قرآن كريم و خشكسالي؛ برنامه ريزي، مديريت آب و ذخيره سازي توليد

منصور كريم خاني
قرآن به عنوان كتاب هدايت آدمي به سوي كمالات شايسته بشري، دربرگيرندگي دو دسته از گزاره هاي شناختي و آموزه هاي دستوري است. اين گزاره هاي شناختي و دستوري، موقعيت بشر را در هستي تبيين مي كند و راه هاي دست يابي به موفقيت و كمالات را به وي مي نماياند.
در تحليل قرآن ارتباط تنگاتنگي ميان عمل انسان و وقايع طبيعي ديده مي شود و اين گونه نيست كه هر يك راهي مستقل و جدا از هم را مي پيمايند و رفتارها و كردارهاي وي تأثيري در هستي و امور خلقي و تكويني به جا نمي گذارد. بلكه در تحليل قرآن نه تنها كردارهاي انسان موجبات رشد و بهبودي وضعيت زيست گياهان و جانوران را سبب مي شود و يا آن ها را در موقعيت هاي خطرناكي چون نيستي گونه هاي مختلف گياهي و جانوري قرار مي دهد بلكه حتي در تحليل قرآن بينش ها و باورهاي آدمي مي تواند در بهبودي و يا نابودي محيط زيست گياهي وج انواري موثر باشد. از سويي سخن از تأثير زيانبار رفتارها و كردارهاي بشري به ميان مي آورد و مي فرمايد: ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس؛ به سبب كردارهاي آدمي فساد و تباهي در خشكي ها و درياها ظهور كرده است و محيط زيست گياهي و جانوري دريا و خشكي در معرض خطر و نابودي قرار گرفته است و از سويي ديگر مي فرمايد كه اگر مردمان ايمان مي آوردند بركات زمين و آسمان ها بر ايشان فرو فرستاده مي شد و آدميان از محيط زيستي برخوردار همراه با آسايش و آرامش سود مي بردند و يا با اشاره به مسئله استغفار و توبه كردن به درگاه خداوند سخن از ريزش باران ها و افزايش توانمندي به ميان مي آيد و مي فرمايد: و يا قوم استغفروا ربكم ثم توبوا اليه يرسل السماء عليكم مدرارا و يزدكم قوه الي قوتكم؛ اي ملتم به درگاه پروردگارتان استفغار كرده و به سوي او بازگرديد و توبه كنيد تا آسمان باران هاي بسيارش را بر شما فرو فرستد و بر نيرو و توان شما بيافزايد.
در نگرش قرآن ربوبيت الهي و مقام پروردگاري خداوند عامل مهمي در افزايش و يا كاهش بارندگي شمرده شده است و هرگونه باور و كردار آدمي را با عوامل تكويني مرتبط مي سازد. بر اين اساس نمي توان گفت كه هر يك از عوامل تكويني و تشريعي راه جداگانه اي را مي پيمايند و ارتباطي ميان باورها و ايمان ها و يا رفتارها و كردارهاي آدمي از يك سو و مسئله خشكسالي و سيل و يا زلزله و ديگر بلاياي طبيعي نيست؛ زيرا اگر به مسئله ربوبيت آفريدگار توانا و فرزانه توجه شود به روشني دانسته مي شود كه خداوند براي هدايت بشر هر چند با تازيانه بلا و ابتلا و امتحان و ترساندن از دوزخ و مانند آن مي كوشد تا آدمي را به تفكر و تدبر اندازد و از بيراهه به راه آورده و از كژي انديشي و كژرفتاري باز دارد. از اين روست كه در تحليل قرآني مقام ربوبيت الهي است كه آدمي را دچار امتحانات و ابتلائات متعدد مي سازد تا يا به راه آيد و يا ظرفيت ها و استعدادهاي سرشته در ذات خويش را به فعليت رساند و خود را به سوي كمالات بكشاند. مقام پروردگاري هر چند كه گاه موجب مي شود تا شخص در رفاه و به تعبير قرآني در سراء (نعمت ها و آسايش) قرار گيرد ولي گاه به ضراء (زيان و ضرر) مي گيرد. از اين رو نه وجود آسايش و نعمت نشان از كرامت و شرافت شخص است و نه ضرر و زيان دليل بر دوري از خداوند و خوارسازي الهي مي باشد.
خداوند در سوره فجر و چندين آيه ديگر ديدگاهي كه افزايش رفاه در شخص و يا جامعه اي را دليل بر هدايت بودن و كرامت ايشان و يا قرار گرفتن در سختي و يا كمبود را دليل بر اهانت و خواري او در نزد خداوند تلقي مي شود را به نقد مي كشد و مي فرمايد كه هيچ يك از افزايش و يا كاهش رفاه و آسايش و يا سختي و رنج و بلا دليلي بر خواري شخص و يا كرامت و شرافت وي در نزد خداوند ندارد؛ زيرا بسياري از اين علل و عوامل از باب آزمون و امتحان است و خداوند شخص و يا جامعه اي را به هر يك از دوگانه هاي متضاد مي آزمايد تا ظرفيت هاي خويش را آشكار و يا از بيراهه بيرون آمده و در مسير كمالي قرار گيرند. از اين رو برخي از اين امور مي تواند از باب تنبيه و يا تبصره و آگاهي بخشي و تذكر باشد.
بر اين اساس، شناخت اين كه كدام يك از ضراء يا سراء از باب تنبيه و يا تذكره و يا رحمت و نعمت بخشي است و كدام نيست نيازمند تامل و تدبر است. با اين همه آن چنان كه از آيات قرآني به دست مي آيد گرفتاري جوامع به هر يك از بلاياي طبيعي و غيرطبيعي مي تواند مرتبط با عمل كرد جمعي جامعه باشد.
يكي از بلاياي طبيعي كه مي تواند متاثر از عمل كرد و يا باورها و اعتقادات بشري باشد بلاي خشكسالي است كه در اين نوشتار به آن پرداخته مي شود و تحليل خداوند از اين مساله را بر اساس آيات وحياني قرآن به دست داده مي شود.
امتحان به خشكسالي
يكي از تحليل هاي قرآن نسبت به بلاي خشكسالي آن است كه اين پديده طبيعي از باب آزمون و امتحان مردمان جامعه و يا منطقه اي است. خداوند در آيه 17 سوره قلم بيان مي كند كه خداوند اهل مكه را در عصر پيامبر(ص) به خشكسالي و قحطي مبتلا و آزموده است؛ زيرا چنان كه شيخ طبرسي در مجمع البيان ذيل آيه بيان مي كند مراد از واژه بلوناهم همان آزمودن ايشان به بلاي خشكسالي و قطحي بوده است (مجمع البيان ج 9 و 10ص 505)
خداوند در آيه 155 سوره بقره اصولا يكي از روش هاي آزموني خود را ايجاد خشكسالي و كمبود مواد غذايي و گرسنگي بيان مي كند و مي فرمايد: و لنبلونكم بشي من... والجوع و نقص من الاموال؛ كه بي گمان مراد از جوع و گرسنگي همان قحطي است كه در آيه مسبب به جاي سبب بيان شده است. در حقيقت خداوند مي خواهد بيان كند كه ما مردمان را به چيزي چون قحطي (گرسنگي) مي آزماييم. (روح المعاني ج 2 جزء 2ص 33 و تفسير منير ج 2 ص 38)
علت اين امر در مواردي كه خداوند در قرآن گزارش مي كند دوري مردمان جامعه از خداوند و اوامر و آموزه هاي وحياني او بوده است. خداوند از وضعيتي كه قوم نوح به سبب كفر گرفتار آن شدند و به بلاي طبيعي خشكسالي دچار شده بودند گزارش مي كند و اين مساله را مطرح مي سازد كه آنان چون به خداوند كفر ورزيدند و يا به آموزه هاي وحياني خداوند عمل نكرده و آن را تكذيب كردند گرفتار مشكل خشكسالي شدند. از اين رو از زبان پيامبرشان نوح(ع) از ايشان مي خواهد كه استغفار و توبه كنند و به سوي خداوند بازگردند تا از گرفتاري خشكسالي و گرسنگي و قحطي رهايي يابند (نوح آيات 10 و 11)
در عصر حكومت شاهي در مصر نيز خشكسالي سختي پديد آمد كه مرتبط به اعتمال مردمان بود. اين خشكسالي به سبب داستان معروف يوسف(ع) و تعبير خواب آن حضرت معروف و مشهور است و همگان از آن اطلاع دارند (يوسف آيات 43 تا 48)
پديده خشكسالي به سبب كفر و عناد فرعونيان در عصر موسي(ع) نيز در مصر تكرار مي شود و آيات 130 و 131 سوره اعراف به اين مساله مي پردازد و مي فرمايد: و لقد اخذنا آل فرعون بالسنين و نقص من الثمرات لعلهم يذكرون؛ ما فرعونيان را به گرسنگي و كمبود در محصولات گرفتيم و آنان را دچار قحطي و كمبود موادغذايي كرديم تا شايد آنان پند گيرند و به راه توحيد و عبوديت بازگردند.
قوم عاد نيز به سبب كفر و عناد و تكذيب و رفتارهاي دور از تقواي خويش گرفتار خشكسالي و قحطي مي شوند كه آيه 50 و 52 سوره هود بدان پرداخته است. شيخ طبرسي در مجمع البيان مي نويسد: از اين كه حضرت هود(ع) از مردمان و ملت خويش مي خواهد كه از كارهاي خويش استغفار كنند و به سوي خداوند بازگردند و توبه كنند تا باران بر ايشان ببارد مي توان دريافت كه مردم هود به سبب گناهان و كفر خويش گرفتار خشكسالي شدند. از اين روست كه هود مي فرمايد كه اگر توبه كنند خداوند رحمتش را بر آنان نازل مي كند و از آسمان باران بر ايشان فرو مي ريزد تا از خشكسالي و قحطي رهايي يابند.(مجمع البيان ج5 و 6ص 258)
شيخ طبرسي با اشاره به آيه 112 سوره نحل كه درباره گرفتاري مردمان به جامه گرسنگي و ترس مطرح شده است مي نويسد: گفته شده كه مقصود از قريه و آباديي كه به اين گرفتاري دچار شده بودند مردمان مكه بودند كه خداوند آنان را به سبب كفرشان به هفت سال قحطي دچار كرده بود. (همان ص600) زمخشري در كشاف آيه 74و 76 سوره مومنون را نيز به مساله قحطي و خشكسالي مكه نسبت مي دهد و شان نزول آن را همان خشكسالي بر مي شمارد.(كشاف ج 3آيه 197)
بسياري از مفسران با اشاره به آيه 4 سوره قريش مي گويند: مراد از جوع در آيه قحطي و خشكسالي بوده كه مردمان قريش بدان گرفتار شدند به گونه اي كه آنان مردار و استخوان مي خوردند (كشاف ج4، ص803 و نيز تفسير التحرير و التنوير ج 30 جزء 30ص 556)
به هر حال كفر و كردارهاي دور از آموزه هاي وحياني عاملي مهم درباره بسياري از خشكسالي هايي بوده است كه قرآن گزارش كرده است تا مردمان با آگاهي به علل خشكسالي خود را بازيابند و راه درست در پيش گيرند.
بنابراين از نظر قرآن از مهم ترين علل و عوامل خشكسالي مي توان به شرك و دوري از توحيد اشاره كرد كه عامل مهم ابتلاي قوم هاي عاد و نوح و قريش به بلاي خشكسالي بوده است. (هود آيه 50و 52و نوح آيه 10و 11 و قريش آيه 4)
از ديگر علل و عواملي كه خداوند در قرآن به عنوان عامل مهم خشكسالي و قحطي بيان مي كند گناهان و خروج ملت و جامعه اي از آموزه هاي وحياني و تجاوز از حدود الهي است.
خداوند در آيه 52و 53 سوره هود اين علت را مطرح مي سازد. از اين روست كه از زبان پيامبران قوم از ايشان مي خواهد تا از گناهان خويش استغفار كنند و با بازگشت و توبه به سوي خدا از شر بلاي به ظاهر طبيعي خشكسالي برهند.
از ديگر علل و عواملي كه خداوند در قرآن براي خشكسالي و قحطي بيان مي كند كفران نعمت است كه در آيه 112 سوره نحل بدان اشاره شده است.
به هر حال علل و عواملي چند براي خشكسالي بيان شده است كه كفر به خدا و كفران نعمت و گناه از مهم ترين علل و عواملي است كه در آيات قرآن بدان اشاره رفته است. فلسفه آن هر چه باشد نمي توان از پندپذيري و بازگشت به خدا در آن چشم پوشيد به اين معنا كه خداوند مردمان را به خشكسالي مي آزمايد تا از بيراهه به راه آيند و خود را در مسير كمالي قرار دهند.
بنابر اين مي توان علت مهم باران و فراواني روزي را در ايمان و بازگشت به خدا و توبه از گناهان و رفتارها و كردارهاي پسنديده و نيك جست؛ از اين روست كه خداوند جامعه اي بتواند در مسير كمالي قرار گيرد و به خدا ايمان و كردارهاي پسنديده نيكي داشته باشد به عنوان جامعه نمونه ياد مي كند كه به سبب افزايش رزق و روزي آسماني و زميني در امنيت غذايي و آرامش روحي و رواني قرار مي گيرد. (نحل آيه 112)
مبارزه با خشكسالي
با اين كه بر اين باوريم كه در تحليل قرآني كفر و گناه و شرك از مهم ترين علل و عوامل خشكسالي است و مي توان با استغفار و توبه به سوي خدا و انجام كردارهاي نيك و صالح از بلاي خشكسالي گريخت ولي مي توان گفت هر جامعه و نظام سالم حكومتي مي بايست براي مبارزه با خشكسالي افزون بر كارهاي معنوي و فرهنگي كارهاي ديگري را نيز در پيش گيرد. از اين رو است كه آيات چندي به مساله برنامه ريزي مديريت آب و غذا پرداخته است.
از جمله برنامه ريزي براي مصون ماندن از عوارض قحطي و خشكسالي مي توان به مساله برنامه ريزي در توليد و توزيع مواد غذايي (يوسف آيه 46 و 47) و مديريت آب و سدسازي و ذخيره سازي توليدات و صرفه جويي در مصرف و نظارت و دخالت مستقيم دولت در توليد و توزيع مواد غذايي اشاره كرد. (يوسف آيات 46 تا 48)
تحليل قرآن از مساله خشكسالي نشان مي دهد كه نمي بايست تنها به دعا و نيايش و تغيير بينش و نگرش بسنده كرد بلكه افزون بر فعاليت هاي فرهنگي و معنوي بر همگان به ويژه بر دولتمردان به عنوان مسئوليت اجتماعي لازم و ضروري است تا براي مديريت آب و غذا داراي برنامه باشند و هيچ از امور پيش گفته از مسئوليت دولت نمي كاهد و دولت ها نمي توانند با اشاره به مساله كفران نعمت و يا افزايش گناه و مانند آن شانه از مسئوليت هاي خويش بيرون كنند.

 

(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14