(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 28 خرداد 1387 - 13 جمادي الثاني 1429 - 17 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189110
 

اسلام؛خاربزرگي درچشم دشمنان

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




اسلام؛خاربزرگي درچشم دشمنان

مخالفت با اسلام و جمهوري اسلامي
تحريم رفراندم جمهوري اسلامي از سوي برخي گروهها
اينهايي كه براي ملت ما دارند دلسوزي مي كنند! رفراندم برخلاف مشي ملت ما بود؟! اين رفراندمي كه همه ملت با جان و دل دنبالش بودند، اين برخلاف مصلحت ملت بود كه اينها بعضي از صندوقها را آتش زدند؟! بعضي جاها - عرض مي كنم - با تفنگ رفتند جلو مردم را گرفتند كه رفراندم نشود؟! تحريم كردند رفراندم را؟! چرا اين كار را كردند؟ اين براي اين بود كه ملت را اينها مي خواهند! و مي خواهند كه مملكت ايران يك مملكت خوبي باشد؟! خوب، ملت همين است و هميني است كه همه ديدند كه با شوق و شعف و با وظيفه و با احساس وظيفه شرعي رفتند و رأي دادند و مشت آنها را هم كه پنج - شش تا گروه بودند كه همه هم مخالف بودند، جمعيتشان روي هم رفته به قدر نيم درصد نشد -] باز كردند[. اينها مي بينند كه در رفراندم شكست خوردند، در بين مردم هم كه جايگاهي ندارند، و اربابها هم اگر اينها جديت در كارها بكنند و آشوب در اينجا بكنند و نگذارند آرامش پيدا بشود، منافعشان را تأمين مي كنند از اين جهت جلوي رفراندم را مي خواستند بگيرند.(128)
29.1.58
¤¤¤
تلاش برخي گروهكها براي جلوگيري از برگزاري رفراندم
اينها بساطشان و اساس مسائلشان اين است، يعني تزشان اين است كه بكوبند هر چيزي را، هر نقطه اي را كه مي خواهد براي اين ملت يك كاري بكند. من عرض كردم شاهد بزرگي بر اينكه اينها حسن نظر ندارند و سوءنيت دارند جلوگيري از رفراندم بود. رفراندم را مي توانند بگويند ملي نبود؟! مي توانند بگويند كه دست داشت، دولتي در كار بود كه دستي رويش داشته باشد؟! مي توانند بگويند. . . عناصري در اينجا مخرب بوده اند؟! نمي توانند اين را بگويند. اينكه ديگر حرفي نبود كه. كسي نمي تواند اين حرف را بزند؛ لكن آنها با تمام قوا كوشيدند به اينكه جلوگيري بكنند. هر جا توانستند بعضي از صندوقها را آتش زدند، بعضي مردم را اذيت كردند مانع شدند از اينكه ]رأي داده [بشود. تحريم كردند. خب، اين دليل بر اين است كه اينها نمي خواهند ما يك وضع خاص و يك وضعي - نمي خواهند اين انقلاب به ثمر برسد؛ اينها مي دانند، خارجيها لمس كردند مطلب را.(129)
29.1.58
¤¤¤
مخالفت گروههاي ملي گرا با اسلام
مسير غير مسير ماست. مسير ما اسلام است؛ ما اسلام مي خواهيم. ما آزادي كه اسلام تو]ي [ آن نباشد نمي خواهيم. ما استقلالي كه اسلام تو]ي [ آن نباشد نمي خواهيم. ما اسلام مي خواهيم. آزادي كه در پناه اسلام است، استقلالي كه در پناه اسلام است ما مي خواهيم. ما آزادي و استقلال بي اسلام به چه دردمان مي خورد؟ وقتي اسلام نباشد، وقتي پيغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتي قرآن اسلام مطرح نباشد، هزار تا آزادي باشد. ممالك ديگر هم آزادي دارند. ما آن را نمي خواهيم.
دشمن خودتان را بشناسيد؛ من حالا دارم معرفي مي كنم. و اين نواري كه من مي گويم، امروز، امشب - يا هر وقت كه مي شود - بايد در راديو، بي يك كلمه اين طرف و آن طرف، اگر يك حرف اهل روزنامه يا راديو اين ور و آن ور بكنند من خراب مي كنم آن روزنامه را، براي اينكه برخلاف مسير ملت است؛ آزادي نيست، توطئه است. ما توطئه را مي شكنيم. بشناسيد آنها را! من حجت را دارم تمام مي كنم براي ملت ايران. من مي بينم بدبختيهايي كه از دست همين اشخاصي كه فرياد آزادي مي كشند براي ملت ايران، من بدبختي را دارم مي بينم. بدبختي ملت ما آن وقتي است كه ملت ما از قرآن جدا باشند، از احكام خدا جدا باشند، از امام زمان جدا باشند. ما آزادي در پناه اسلام مي خواهيم، استقلال در پناه اسلام مي خواهيم، اساس مطلب اسلام است.
معرفي كردم من به شما اين اشخاصي را كه كاري به اسلام ندارند، روحانيت را هم هيچ كاري به آن ندارند، مي خواهند يك مملكت غربي درست كنند براي شما. آنهايي كه حسن نيت دارند، نيت سوء ندارند، نمي خواهند دوباره رژيم برگردد، با او هم بد هستند.
اينها مي خواهند يك مملكت غربي براي شما درست كنند آزاد هم باشيد، مستقل هم باشيد اما نه خدايي در كار باشد و نه پيغمبري و نه امام زماني و نه قرآني و نه احكام خدا - نه نمازي و نه هيچ چيز. شما شهادت را براي خودتان فوز مي دانيد براي اينكه مثل - مثلاً - سوئيس بشويد يا شما قرآن را مي خواهيد؟ شما براي اسلام قيام كرديد. اين همه رنج و زحمت كه روحانيت برد و مي برد براي اسلام است. هر جا كه گفتند جمهوري بدانيد كه توطئه تو كار است. اسم اسلام را نياوردند هر جا، گفتند جمهوري دمكراتيك، بدانيد توطئه تو كار است؛ بدانيد منهاي اسلام است؛ آزادي منهاي اسلام است، استقلال منهاي اسلام است.(130)
2.3.58
¤¤¤
مخالفت برخي گروهها با جمهوري اسلامي
همچو تبليغات كرده بودند كه ما را از خودمان به خودمان بدبين كرده بودند. محتواي ما را بيرون كشيده بودند. ما يك آدمهايي بوديم كه همه اش توجهمان به غرب بود. الآن هم كه ملاحظه مي كنيد، الآن هم همين طور است. الآن هم كه ما مي گوييم اسلام، شما مي گوييد: »اسلام، اسلام« يك گروههايي هم دور هم نشسته اند و مي گويند: دمكراتيك، دمكراتيك. چرا؟ براي اينكه اينها همچو غربي شده اند، همچو غربزده شده اند، نمي توانند تصور بكنند كه يك كشور با برنامه اسلامي مي تواند اداره بشود. اينها غفلت از اين مي كنند، يا خودشان را به غفلت مي زنند، كه هفتصد - هشتصد سال اين اسلام بر همه ممالك حكومت كرد. حالا مي گويند نه! جمهوري اسلامي نه؛ جمهوري دمكراتيك! اين براي اين است كه محتوا ندارند اينها. اينها را ]با[ تبليغات همه جانبه اي كه كردند همه را از آن باطنشان بيرون آورده اند؛ مغزهايشان را به اصطلاح شستند و به جاي آن غرب را نشانده اند. استقلال فكري را از ما گرفته اند، استقلال خودمان را، شخصيتمان را، از ما گرفته اند.(131)
20.3.58
¤¤¤
مخالفت احزاب غيراسلامي با رفراندم
شما ببينيد ما رفراندم مي خواستيم بكنيم و همه، همه ملت همراه بودند، كي مخالف بود؟ چرا؟ بعضيها، آنهايي كه به اسلام اعتقاد نداشتند، آنهايي كه به اسلام اعتنا نداشتند، آنهايي كه مي خواستند كه اسلامي توي كار نباشد، تحريم كردند. بعضي شان در كردستان تحريم كردند. يك اشخاصي كه كمونيست بودند و متصل به آنها در تهران هم شركت نكردند. چند طبقه و چند حزب. ولو جمعيت كم بود وليكن خوب، در بعضي از شهرستانها هم صندوقها را سوزاندند و در بعضي جاها هم با تفنگ مانع شدند از اينكه بيايند رأي بدهند. همين اشخاصي كه براي رأي به جمهوريت اسلامي كوشش مي كردند كه نشود، از جمهوري اش حرفي نداشتند، از اسلامي اش حرف داشتند! و الّا جمهوري را اگر شرقي بودند، جمهوري هست؛ اگر غربي هم بودند، جمهوري هست. از اينش هيچ حرفي نداشتند. كلمه اسلامي اش را برداريد، جمهوري جايش بگذاريد، همه مان «رفيقيم»! . . . يعني ما اسلام را كنار بگذاريم تا آنها هم با ما رفيق بشوند كه اسلام را كنار گذاشتند!(132)
27.3.58
¤¤¤
توطئه هاي گروهكها عليه استقرار نظام جمهوري اسلامي
در مملكت ما هم وقتي كه اين فتح بزرگ به دست شما زنها و مردهاي محترم انجام گرفت، همه چيز را آزاد گذاشتند: تبليغات را آزاد گذاشتند، مكتبها را آزاد گذاشتند به طوري كه در اين چند ماه تقريباً حدود دويست تا شايد گروههاي مختلف اظهار وجود كردند! حتي كمونيستهايي كه فاسد و مفسدند اظهار وجود كردند. لكن بعد از آن كه ما احساس بكنيم كه اينها اظهار وجودشان فقط براي تبليغ نيست، فقط براي اين نيست كه مي خواهند مكتب خودشان را عرضه كنند، بلكه مسئله، مسئله توطئه است. عرضه مكتب غير سوزاندن خرمنهاست! غير ريختن به دانشگاه و جلوگيري از اينكه دانشگاهيان مشغول كار باشند. غير از ريختن به كارخانه هاست و مانع شدن از اينكه كارخانه ها عمل بكنند. غير از اين است كه با رفراندمي كه مردم و مردمي است و مربوط به مصلحت مردم است مخالفت كنند و تحريم كنند يا آتش بزنند صندوقها را، يا با اسلحه جلو بگيرند از اينكه مردم رأي بدهند. يا در راهپيمايي كه كرده اند خودشان غائله درست كردند و عده كثيري از جوانهاي ما را زخمي كردند، كه قريب سيصد نفر زخمي شد كه اكثرشان شايد مربوط به ما بود. خودشان غائله درست مي كردند. و حالا كه مي بينند كه نزديك است كه مجلس خبرگان تحقق پيدا بكند، حالا افتادند به دست و پا كه در هر جا يك غائله اي ايجاد كنند. و ما تا حالا كه صبر كرديم و صبر انقلابي كرديم، تا حالا براي اين بود كه به مردم معلوم بشود كه اينها چه هستند؛ اينها چه مرامي دارند. اينها نمي خواهند مكتب خودشان را عرضه كنند، اينها نمي خواهند با منطق صحبت كنند. اينها مي خواهند كه همه مكتبها را سركوب كنند. اينها براي سركوبي مكتب اسلام است. اينها از اسلام مي ترسند. اينها از قوانين اسلام مي ترسند. اينها مي خواهند كه اسلام نباشد، ولو هر چه باشد، و لهذا توطئه است. الآن وقتي كه توطئه شد، ديگر نمي توانيم ما تا آخر تحمل كنيم و توطئه ها را بپذيريم. مسئله، مسئله اسلام و مسئله مصالح مسلمين است. با مصالح مسلمين و اسلام ما نمي توانيم مسامحه كنيم. بنابراين، من اعلام كردم كه اگر چنانچه اينها باز يك همچو كارهايي بكنند، ما تمام ملت را بسيج مي كنيم، ما تمام پاسداراني كه هستند بسيج مي كنيم، ما تمام زن و مرد ايران را بسيج مي كنيم، و ريشه آنها را در مي آوريم. اينها بايد برگردند به ملت.(133)
27.5.58
¤¤¤
مخالفت برخي گروهها و تشكلها با اسلام
ما بايد آن اشخاصي كه، گروههايي كه در مسير اسلام نيستند، در مسير نهضت اسلامي نيستند، در مسير ملت نيستند، آنها را از مقالاتشان، از گفتارشان، از كردارشان، بشناسيم. و شما كه بحمداللّه زمام امت اسلامي در دستتان هست، روحانيون كه زمامدار امور اسلامي هستند، وفادار به نهضت هستند، متعهد هستند آنها را به مردم . . . مردم را توجه بدهند به اين تشكلها؛ تشكلهايي كه مشغول اند شياطين در آنها و مجالس درست مي كنند و حرفها مي زنند. اينها از يك مطلب مي ترسند، و آن اسلام است. مخالفين ما از اسلام مي ترسند. هرچه وابسته به اسلام است، اينها اگر از آنها انتقاد مي كنند، آن نقطه اصلي كه آنها مي خواهند حمله كنند خود اسلام است.
همان طوري كه در زمان اين پدر و پسر خبيث، از اسلام چون خارجيها مي ترسيدند، اينها را وادار كردند كه با اسلام مخالفت كنند، لكن در پوشش اينكه با روحانيت مخالفت كنند؛ با منبر مخالفت كنند؛ با محراب مخالفت كنند؛ مجالس را قدغن كنند. در اين پوششها، اسلام نقطه نظر بود. براي اينكه آنها از شما اگر بترسند، براي اينكه شما كارمند اسلام هستيد؛ شما طرفدار اسلام هستيد. از اين جهت، مخالفتشان با شما مخالفت با اسلام است.
تشكلات آنها الآن همان نحوي كه در سابق بوده است، و آنها با قلدري عمل مي كردند، حالا اينها با تشكّل و با قلمهاي زهرآگين و صحبتهاي انحرافي مشغول شده اند. آنها سابق با سرنيزه اهل علم را، اهل تقوا را، مؤمنين را مي كوبيدند؛ با سرنيزه مجالس وعظ و خطابه را، مجالس عزاداري بر شهدا را، مي كوبيدند؛ اينها با قلم. قلم اينها همان سرنيزه سابق است، آن سرنيزه به صورت قلم درآمده. ساواك به منزله، به صورت يك گروههاي ديگر درآمده؛ و مقصد همان مقصد است، بايد بيدار بشود ملت ما.(134)
30.7.58
¤¤¤
بي اطلاعي گروههاي مخالف از اسلام
در هر صورت، ما الآن گرفتار يك مشت اشخاص مختلف السليقه و مختلف العقيده اي كه همه در اين معنا كه نخواهند اين مملكت به سر و سامان برسد شريك اند. در عقايد مختلف اند، بعض گروههاشان با بعض گروههاي ديگر دشمن هم هستند، لكن در يك چيز موافق اند، و آن اينكه مخالفت با اسلام! مخالفت با آن چيزي كه همه ملت ما به آن رأي دادند، در اين اينها موافق اند؛ يعني در باطل خودشان اتفاق دارند. شماها در حق خودتان مجتمع باشيد، اين باطلها نمي توانند كاري بكنند. شماها توجه داشته باشيد كه اسلام براي شما، براي ما، براي همه، براي همه بشر مفيد است. اسلام يك طرحي است كه براي مستضعفين بيشتر از ديگران مفيد است؛ و براي همه مفيد است. از اسلام نترسيد، و نترسانيد مردم را. شماهايي كه قلم دستتان مي گيريد و هر چه دلتان مي خواهد مي نويسيد يا هر چه دلتان مي خواهد صحبت مي كنيد، شماها از اسلام بي اطلاع هستيد. شما يك كلمه اسلامي شنيديد، گاهي هم يك كتابي خوانديد كه نويسنده اش هم از اسلام اطلاع صحيحي نداشته است، بدون اطلاع از اسلام، بدون اطلاع از فلسفه احكام اسلام، شماها سمپاشي مي كنيد. و معلوم هم نيست كه واقعاً مقصدتان اين باشد كه يك كار صحيحي انجام بدهيد، منتها اشتباه مي كنيد. نخير، من خيلي احتمال مي دهم كه بسياري از اينها - نه همه - بسياري از اينها اشخاصي باشند كه حالا كه ديدند آن رژيم به هم خورده است و آن منافعي كه آنها در آن رژيم مي بردند، و آن قدر فاصله اي كه مابين آنها و مابين مردم بوده است در طرح اسلامي آن طور نمي تواند مطرح باشد، اينها حالا به دست و پا افتادند بلكه نگذارند اين نهضت پيش برود.(135)
9.8.58
¤¤¤
مخالفت گروهكها با اسلام
اسلام يك خار بزرگي شده است در چشم اشخاصي كه از اول نمي توانستند اسلام را ببينند. منتها قبل از انقلاب، از باب اينكه دولت طاغوت بود، قلمها و قدمها و گفتارها به اسلام خيلي توجه نداشت. حالا كه دولت طاغوت منقرض شد و تا آخر برگشت ندارد و رژيم جمهوري اسلامي شد، اينهايي كه اسلام مثل استخواني در گلوي آنهاست در صدد برآمدند كه نگذارند اين حقيقت تحقق پيدا بكند. تمام اين اختلافاتي كه مي بينيد با شماها دارند، با كميته ها دارند، با دادگاههاي انقلاب دارند، با روحانيون دارند، با پاسدارها دارند، اساسش اختلاف با اسلام است. آنهايي كه نمي توانند بشنوند اسم اسلام را، حالا مي بينند كه اسلام پيش آمده است، و ان شاءاللّه با محتواي خودش تحقق پيدا مي كند. آنها را خوف برداشته است كه اگر اين حقيقت تحقق پيدا كند، شياطين طرد خواهند شد. از اين جهت، با تمام قوايي كه دارند، با اسماي مختلف: با اسم اسلام، با اسم خدمتگزاري به مردم، با اسم «فدايي خلق» با اسمهاي مختلف، اينها به ميدان آمدند؛ يعني به ميدان خدا آمده اند. و اينها نمي فهمند به اينكه اگر همه اينها مجتمع بشوند و براي اين ملت خدمت بكنند، زود اين ملت و اين كشور به آن نتيجه اي كه مي خواهد مي رسد. و اگر همه اينها هم مخالفت بكنند، مخالفتشان به جايي نمي رسد؛ لكن مشكلات ايجاد مي كند.
اگر كردستان اين مشكلات را ايجاد نكرده بودند، حالا مثل ساير جاها آرام بود، و مي توانستند مسلمين كه در آنجا هستند، و دولت و ملت آنجا را آباد كنند، لكن آنها كه نمي خواهند اين آرامش پيدا بشود، و حقيقت مطلب اين است كه اسلام را نمي خواهند، در آنجا به يك طور فتنه گري مي كنند و در هر مركزي با يك اسمي. همانها باز اسلام را نمي خواهند. بعضيشان هم، اگر اسلام را بخواهند، يك اسلام وارونه مي خواهند. آن اسلامي كه اسلام پيغمبر اكرم است و آن اسلامي كه به وحي الهي آمده است، وحي را هم در آن تصرف مي كنند و به صورت ديگر درمي آورند!(136)
12.8.58
¤¤¤
مخالفت با اسلاميت نظام
آنها يك چنين نقشه هايي دارند كه همان نقطه اي كه نقطه قدرت ملت است. همان را هدف قرار بدهند و از دستش بگيرند. دو چيز نقطه قدرت بود: يكي وحدت كلمه اينها. و يكي هم جمهوري اسلامي مي خواهيم. اسلام - اين قدرت معنوي - تا توانستند راجع به جمهوري اسلامي مخالفت كردند، جمهوري باشد، اسلامش ديگر مي خواهيم چه كنيم! ! جمهوري دمكراتيك باشد، اسلامش نباشد. آخرش كه آن خوب خوبهاشان صحبت مي كرد، جمهوري اسلامي دمكراتيك. ملت ما اين را قبول نكرد. گفتند ما همان، آنكه ما مي فهميم اسلام را مي فهميم. از جمهوري هم مي فهميم چيست؟! اما دمكراتيكي كه در طول تاريخ، پيراهنش عوض كرده، هر وقت يكي را. الآن اين دمكراتيك در غرب يك معنا دارد و در شرق يك معنا دارد و افلاطون يك چيزي مي گفت و ارسطو يك چيزي مي گفته. اين را ما نمي فهميم. ما يك چيزي كه نمي فهميم چه ادعايي داريم كه ذكرش بكنيم و رأي نمي توانيم به آن بدهيم. آني كه مي فهميم، ما اسلام را مي دانيم چي هست. يعني مي دانيم كه يك رژيم عدل است. البته نه اينكه مي دانيم، خوب ما كه اسلام را نمي دانيم واقعاً، رژيم عدل است مي دانيم. اين عدالت است در آن حكامي كه در صدر اسلام بودند. مثل علي بن ابيطالب فهميديم چكاره است، چه مي كند. و جمهوري هم معنايش را مي فهميم كه بايد ملت رأي بدهند. اينها را قبول داريم. اما آن دمكراتيك اش را، حتي پهلوي اسلامش بگذاريد، ما قبول نداريم. علاوه من اين را در يكي از حرفهايم گفتم كه اينكه ما قبول نداريم براي اينكه اين اهانت به اسلام است. شما اين را پهلويش مي گذاريد معنايش اين است كه اسلام دمكراتيك نيست. و حال آنكه از همه دمكراسيها بالاتر است اسلام. از اين جهت ما اين را قبول نمي كنيم. اصلاً شما پهلوي اين بگذاريد، مثل اين است كه بگوييد كه جمهوري اسلامي عدالتي. اين توهين به اسلام است براي اينكه عدالت متن اسلام است. از اين جهت اين را هم ملت ما قبول نكردند.
و اصحاب قلم و روشنفكرها - بعضي از آنها - اينها جديت داشتند به اينكه اين كلمه اسلام نباشد. و ما اينطور فهميديم كه چون از اسلام ضربه ديدند مي خواهند اين نباشد. خوب، همه قدرتها ديدند كه اين نفت اينجا، حالا از دستشان گرفته شده عجالتاً و اين را چه كسي گرفته است؟ اين را اين ملتي كه داد مي زند اسلام، پس اين اسلامش را حذف بكنيم هرچه كه باشد اين دعوا هم ديگر ندارد. ديگر پشتوانه ملت ندارد. مي خواستند پشتوانه را از اين جمهوري بگيرند. پشتوانه يك حكومتي ملت است. اگر يك ملتي پشتوانه حكومتي نباشد اين حكومت نمي تواند درست بشود. اين نمي تواند برقرار باشد. آنها مي خواستند اين مطلب را بگيرند از دست، از اين جهت اصرار به اين داشتند. حالا هم اصرار دارند، چنين از اول ]دائماً[ اصرار، اصرار، حالا هم اصرار دارند. منتها به صورتي ديگر. »قانون اساسي يك قانون ملي نيست، اين قانون اساسي اشكالات دارد«! ! يك مطلبي كه خود ملت، وكلا تعيين كرده و گذراندند و بعد هم خود ملت به آن رأي دادند، يك اقليتي كه ما سرانشان را مي شناسيم و سر و ته شان را اطلاع برايشان داريم؛ اينها مخالفت مي كنند با چيزي كه همه ملت مي گويند. اين جز اين معنا نيست كه مي خواهند همان مسائل سابق عود كند و همان منافع سابق را ببرند. از اسلام ضربه ديدند، مي خواهند نگذارند تحقق پيدا كند.(137)
7.10.58


 

(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14