(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 27 خرداد 1387 - 12 جمادي الثاني 1429 - 16 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189109
 

منتقد ليبرال دمكراسي مدافع حكومت ديني يادمان سي و يكمين سال درگذشت مرحوم دكتر علي شريعتي
خيزش يكپارچه دانشگاه و حوزه در اعتراض به هتاكي عليه آيت الله مصباح يزدي
دانشگاه مخاطب رهبري
آيت الله محمد تقي مصباح يزدي: اگر هويت علمي خود را اثبات كنيم غربيان نظرات ما را خواهند پذيرفت
دستاورد مهم پژوهشگران ايراني ايران در توليد علم رتبه سي ام جهاني را كسب كرد
استاد دانشگاه كمبريج: اجازه آيت الله خامنه اي در تحقيقات جنين شناسي زمينه ساز پيشرفت علمي ايران است



منتقد ليبرال دمكراسي مدافع حكومت ديني يادمان سي و يكمين سال درگذشت مرحوم دكتر علي شريعتي

زندگي و مرگ:
دكتر علي شريعتي در سال 1312 در خانواده اي مذهبي چشم به جهان گشود. علي شريعتي پس از گذراندن دوران كودكي وارد دبستان شد و پس از شش سال وارد دانشسراي مقدماتي در مشهد شد. علاوه بر خواندن دروس دانشسرا در كلاسهاي پدرش به كسب علم مي پرداخت. شريعتي پس از پايان تحصيلات در دانشسرا به آموزگاري پرداخت و كاري را شروع كرد كه در تمامي دوران زندگي كوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ايماني خالص با تمامي وجود آنرا دنبال كرد. شريعتي در سال 1334 به دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه مشهد وارد گشت و رشته ادبيات فارسي را برگزيد. در همين سال علي با يكي از همكلاسان خود به نام پوران شريعت رضوي ازدواج مي كند. وجود تفكر خلاق باعث شد كه وي در طول دوران تحصيل در دانشكده ادبيات به انتشار آثاري چون: ترجمه ابوذر غفاري، ترجمه نيايش اثر الكسيس كارل و يك رشته مقاله هاي تحقيقي در اين زمينه همت گمارد.شريعتي در سال 1337 پس از دريافت ليسانس در رشته ادبيات فارسي بعلت شاگرد اول شدنش براي ادامه تحصيل به فرانسه فرستاده شد. وي در آنجا به تحصيل علومي چون جامعه شناسي، مباني علم تاريخ و تاريخ و فرهنگ اسلامي پرداخت و با اساتيد بزرگي چون ماسينيون، گورويچ و ساتر و ... آشنا شد و از علم آنان بهره هاي بسيار برد.وي در سال 1343 به ايران باز مي گردد و در مرز تركيه و ايران توقيف و به زندان قزل قلعه تحويل داده مي شود و بعد از چند ماه آزاد و به خراسان زادگاهش مي رود. در سال 1344 مدتي پس از بيكاري، اداره فرهنگ مشهد، استاد جامعه شناسي و فارغ التحصيل دانشگاه سوربن را بعنوان دبير انشاء كلاس چهارم دبيرستان در يكي از روستاهاي مشهد استخدام مي كند، و سپس در دبيرستان بتدريس مي پردازد و بالاخره به عنوان استاديار تاريخ وارد دانشگاه مشهد مي شود. در سال 1348 به حسينيه ارشاد دعوت مي شود و بزودي مسئوليت امور فرهنگي حسينيه را بعهده گرفته و به تدريس جامعه شناسي مذهبي، تاريخ شيعه و معارف اسلامي مي پردازد. در اين محل است كه دكتر شريعتي با قدرت و نيروي كم نظير و با كنجكاوي و تجزيه و تحليل تاريخ، چهره هاي مقدس و شخصيتهاي بزرگ اسلام را معرفي نمود. استحكام كلام، بافت منطقي جملات با اتكاء به پشتوانه فني و عميق فكري اش هر شنونده اي را در كوتاهترين مدت
سرا پا گوش مي ساخت و در نيم راه گفتار تحت تاثير قرار مي داد و سپس به هيجان مي آورد. در سال 1352، رژيم ستمشاهي ، حسينيه ارشاد كه پايگاه هدايت و ارشاد مردم بود را تعطيل نمود، و معلم مبارز را بمدت 18 ماه روانه زندان مي كند و در خلوت و تنها ئي است كه علي نگاهي به گذشته خويش مي افكند و استراتژي مبارزه را بار ديگر ورق زده و با خداي خويش خلوت مي كند. دكتر شريعتي در 25 ارديبهشت ماه 1356 تهران را بسوي اروپا ترك گفت تا دوراني جديد را با مطالعه و مبارزه آغاز كند. سر انجام در روز يكشنبه 29 خرداد ماه 1356 با قلبي عاشق، انديشه اي پاك، ايماني محكم، زباني قاطع، قلمي توانا، رواني آگاه و سيمايي آرام بسوي معبود خود شتافت .
نقد ليبرال دمكراسي، دفاع از حكومت ديني
دكترشريعتي، در نقد دمكراسي ليبرال و دفاع از نظام ديني «امامت و امت» و رهبري انقلابي، نظريه مهّم و مشهوري را سال هاي پيش از انقلاب مطرح نمود و بسياري از دگم هاي فضاي روشن فكري آن زمان را- كه تحت تأثير ليبراليسم يا ماركسيسم بود- در هم ريخت و با مقاومت هاي افراطي در حد فحاشي از سوي محافل روشن فكري لائيك و حتي حلقه هاي موسوم به روشن فكري ديني مواجه شد. آن عكس العمل ها هم چنان در محافل روشن فكري ليبرال و غرب گرا(اعم از حلقه هاي صريحاً لائيك يا حلقه هاي روشن فكري تلفيقي ليبرال مذهبي) عليه شريعتي و نظريات او كه مدافع نظريه انقلاب و حكومت ايدئولوژيك و رهبري ديني است، به شدت ادامه دارد. يكي ديگر از نقاطي كه مرحوم شريعتي در برابر نظريه دمكراسي ليبرال و روشن فكري سكولار، مرزبندي قاطع و دقيق رسم مي كند، مسئله تفكيك «دين،امامت و روحانيت» از «سياست، خلافت و حكومت» است. او اين نظريه را يك توطئه استعماري برخلاف مسلمات اسلام، مي خواند:
«من نظريه تفكيك امامت از خلافت را نمي پذيرم. اين نظريه تعبير ديگري است از نظريه تفكيك سياست از روحانيت كه فكر نمي كنم كسي با روح اسلام آشنايي داشته باشد و از دنيا هم با خبر باشد و نداند كه اولاً اين نظر از اسلام نيست و نداند كه از آنجاست؟ و چرا طرح شده است و چرا گروهي هم آنرا پذيرفته اند! اساساً اين نظريه كه پيغمبر دو جنبه را در خود جمع داشت يكي جنبه نبوت و يكي جنبه حكومت، تعبيري است بيشتر مسيحي تا اسلامي. اين دوگانگي ميان معنويت و ماديت، اخلاق و اقتصاد، رسالت و سياست، دنيا و آخرت، طبيعت و ماوراء طبيعت و ... در بينش اسلامي وجود ندارد و اين از خصائص اسلام است...پيغمبر وقتي راه بر كاروان قريش مي بندد همان مسئوليتي را انجام مي دهد كه وقتي در مسجد با مردم نماز مي گزارد. اينكه علما طبقه اي شدند و امرا طبقه اي، كار تاريخ اسلام است نه مذهب اسلام. وانگهي اين نظريه، تصويري از سيماي امام به دست مي دهد كه با سيماي «روحاني»« يا «عالم ديني» يا «مرجع مذهبي»، بدان گونه كه در جامعه مسلمين وجود داشت و دارد شبيه است، در صورتي كه، امام بايد با شخص پيغمبر شبيه باشد. علي، حسن، حسين، به همان سادگي و چيرگي و نيز به همان معني چكمه مي پوشيدند و اسب مي تاختند و شمشير مي زدند و به كار نظام و اداره امور و تشكيلات و گزارش هاي سياسي و مسائل اجتماعي مي پرداختند كه به تعليم دين و هدايت خلق و اخلاق و عبادت...»
در اين تقرير كوتاه، به اختصار، نظرات مرحوم دكترعلي شريعتي در نقد دموكراسي ليبرال و فراخوان او به رهبري عقيدتي و انقلابي در امت اسلامي، حتي الامكان با نقل قول مستقيم و نيز با اشاره غيرمستقيم به استدلال ها و حتي تعابير وي پرداختيم. چنانچه ملاحظه شد غالب زواياي نگاه شريعتي در اين حوزه، تعابيري روشن فكري از همان نظريه فقهاي شيعه در توضيح مردم سالاري ديني يا جمهوري اسلامي در ذيل ولايت فقيه است و اگر اصطلاحات فقهي معادل نظريات دكترشريعتي را ذكر كنيم، تفاوت ديدگاه بسيار ناچيز و در حد صفراست. و بدين ترتيب اشتراك ديدگاه روشن فكري حقيقي ديني با تئوري اصلي انقلاب اسلامي كه پس از مرگ وي در گرفت بوضوح پيدا است. هم چنين تفاوت شديد- در حد تناقض- ميان ديدگاه روشنفكري ديني از نوع شريعتي با روشنفكري هاي ليبرال كه امروز در كشور زير لواي مذهب مترقي! ترويج مي شود نسبت به دهه پيشين واضح تر شده است.
گوشه اي از وصيتنامه:
«خيلي مي ترسم از پوكي و پوچي موج نويي ها وارزان فروشي وحرص و نوكرمابي اين خواجه، تا شان نسل جوان معاصر و عقده ها وحسدها و باد و بروت هاي بيخودي اين روشنفكران سياسي، كه تا نيمه هاي شب منزل رفقا يا پشت ميز آبجوفروشيها، از كساني كه به هرحال كاري مي كنند بد
مي گويند، و آنهارا با فيدل كاسترو ومائوتسه تونگ وچه گوارا مي سنجند و طبيعتا« محكوم مي كنند، و پس از هفت هشت ساعت در گوشيهاي انقلابي و كارتند و عقده گشاييهاي سياسي، با دلي پر از رضايت از خوب تحليل كردن قضاياي اجتماعي كه قرن حاضر با آن درگير است، و طرح درست مسائل، آن چنان كه به عقل هيچ كس ديگر نمي رسد، به منزل بر مي گردند و با حالتي شبيه به چه گوارا ودرقالبي شبيه لنين زيركرسي مي خوابند.»

 



خيزش يكپارچه دانشگاه و حوزه در اعتراض به هتاكي عليه آيت الله مصباح يزدي

پس از هتاكي هاي علي اكبر محتشمي پور نسبت به شخصيت علمي و انقلابي آيت الله استاد محمد تقي مصباح يزدي ، موجي عظيم از اعتراضات دانشجويان و طلاب حوزه هاي علميه فضاي كشور را فرا گرفت كه در اينجا گوشه هايي از اين اعتراضات را مرور مي كنيم:
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور:
دشمني با استاد مصباح يزدي، تيزبيني و بصيرت ايشان در عدم تأييد منافقين است
جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي سراسر كشور با صدور بيانيه اي پيرامون هتاكي اخير در خصوص استاد مصباح يزدي تأكيد كرد: از علماي راستين حوزه هاي علميه انتظار مي رود در مقابل اهانت به اين فقيه مجاهد سكوت ننمايند.
به گزارش خبرگزاري فارس متن بيانيه جامعه اسلامي دانشجويان پيرامون سخنان محتشمي پور درباره استاد مصباح يزدي آمده است: شايد براي نسل جوان، دليل دشمني برخي از جريانات سياسي با عالم مجاهد و حكيم فرزانه اي چون استاد مصباح يزدي، روشن نباشد، لذا براي روشن شدن اين موضوع دو مقطع مهم از تاريخ معاصر كشورمان بازخواني مي گردد.
مقطع اول، مقطعي است كه بسياري از نيروهاي مبارز در رژيم پهلوي، از جمله برخي روحانيون به تأييد سازمان منافقين كه هنوز نفاق آن براي همگان روشن نشده بود، اقدام نمودند. در ميان شخصيت هاي مبارز، سه روحاني با صراحت از تأييد اين گروه خودداري نمودند: امام خميني(ره)، شهيد مطهري و مصباح يزدي. لذا يكي از دلايل دشمني با استاد مصباح يزدي، تيزبيني و بصيرت ايشان در عدم تأييد منافقين است كه بازماندگان و سمپات هاي آنها به زيست سياسي خود در جريانات سياسي كشور ادامه مي دهند.
دومين دليل دشمني با استاد مصباح يزدي، خروش بيدارگرانه ايشان در سال هاي اخير در دفاع از اسلام و ارزش هاي انقلابي است. جريان اسلام آمريكايي در كشور، حادثه دوم خرداد را رفراندومي مانند رفراندوم شاه پيرامون اصلاحات آمريكايي خود مي دانست و بر آن بود تا با بهره گيري از موج ايجاد شده و فرصت بدست آمده، اهداف خود را به سرعت محقق نمايد.
مردم كه در سال هاي آستانه دوم خرداد، جسارت به ارزشهاي اسلامي و تورم50-40 درصدي را با روح و جسم خود لمس مي كردند، با هدف تغيير وضع موجود به پاي صندوق هاي رأي آمدند؛ اما نه تنها تيم اقتصادي دولت دوم خرداد، همان تيم اقتصادي دولت موسوم به سازندگي بود، بلكه آقاي عطاء الله مهاجراني - از پايه گذاران حزب كارگزاران كه صراحتاً خود را ليبرال دموكرات دانسته اند - نيز سكاندار عرصه فرهنگ كشور شد تا ليبراليزه كردن و لائيك كردن كشور در دو بعد فرهنگ و اقتصاد با قدرت هرچه تمام انجام پذيرفته و خائنان به خط امام، حق نوكري شان به آمريكا را به نحو احسن ادا نمايند.
در چنين شرايطي بود كه استاد مصباح يزدي با تمسك به سيره انبياء و اولياي الهي و مراد خود - امام خميني(ره)- كه آنگونه بر اصلاحات آمريكايي شاه خروشيد، بپاخاست و از هيچ كوششي براي روشنگري در ميان مردم و جوانان فروگذار نكرد. سيره مردان الهي نيز چيزي جز اين نيست.
انتخابات بيست و هفت خرداد -و به تبع آن - سوم تير نيز مانند حماسه پانزده خرداد، خيزشي مردمي بود كه با هدف دفاع اسلام و برقراري عدالت اجتماعي صورت گرفت و محاسبات دشمن و دنباله هاي داخلي او را براي اصلاحات آمريكايي و استحاله و براندازي نظام به هم ريخت.
لذا دومين دليل دشمني با استاد مصباح، روشنگري هاي ايشان عليه خط نفاقي است كه بر آن بود به نام خط امام و يار امام، انقلاب اسلامي را از مسيري كه امام در وصيت نامه سياسي-الهي خود تعيين فرموده بودند، منحرف كند.
از علماي راستين حوزه هاي علميه انتظار مي رود در مقابل اهانت به اين فقيه مجاهد سكوت ننمايند. اهانت به شيخ فضل الله نوري به آنجا رسيد كه وي را با حكم يك روحاني نما در ملأ عام به دار آويختند. آيا نبايد از آن حادثه عبرت گرفت؟!
آيا اعضاي محترم جامعه مدرسين فراموش كرده اند استاد مصباح پس از آنكه اساسنامه جامعه مدرسين (كه به دست خط ايشان بود)، به دست ساواك افتاد، دست خط خود را عوض كرد؟! اگر آخوند خراساني و ميرزاي ناييني هم به مانند شيخ محمد كاظم يزدي از شيخ فضل الله حمايت كرده بودند، سرنوشت مشروطه به آن هرج ومرج و استبداد نينجاميده بود. آيت الله مصباح سرباز فداكار اسلام و انقلاب است. آقايان مرتكب اشتباه برادران يوسف نشوند.
رئيس مجلس خبرگان چندي پيش در يكي از خطبه هاي نماز جمعه به جرياني اشاره نمودند كه «روحانيت» را نشانه رفته است. آيا معرفي اين جريان نمي تواند گامي در دفاع از روحانيت و مقابله با تندروي ها باشد؟ آيا رئيس مجلس خبرگان در مقابل جسارت به يكي از اعضاي اين مجلس سكوت خواهد كرد؟! آيا ايشان همكاري با مصباح در نشريه «بعثت» و تهيه آن گزارش براي امام (ره) را فراموش كرده اند؟! اختلاف نظرها نبايد باعث كتمان حقايق شود.
به محضر مراجع معظم نيز عرض مي شود اگر در مقابل اهانت به شخصيت هايي مانند مصباح يزدي سكوت اختيار شود، اهانت ها دامان مرجعيت را هم خواهد گرفت.
جامعه اسلامي دانشجويان ضمن محكوميت اهانت به مصباح يزدي، از علما و متدينين مي خواهد در مقابل اين حادثه سكوت نكنند؛ چراكه هتاكان، اسلام و علماي راستين را نشانه رفته اند نه مصباح يزدي را. به قول شيخ شهيد، شيخ فضل الله نوري: «از سرمن اين عمامه را برداشتند؛ از سر همه برخواهند داشت».
بسيج دانشجويي دانشگاههاي تهران:
هتاكي بي سابقه اخير نسبت به علامه مصباح يزدي ياد آور هجمه منافقين عليه شهيد بهشتي است
بسيج دانشجويي دانشگاه هاي تهران ، علوم پزشكي تهران صنعتي شريف ،امير كبير، علم و صنعت و علامه طباطبائي در خصوص هتاكي به آيت الله مصباح يزدي بيانيه مشتركي صادر كردند.
بسيج دانشجويي دانشگاه هاي تهران با صدور بيانيه اي مشترك ضمن انتقاد شديد از سخنان اخير عليه آيت الله مصباح يزدي، تصريح كردند: هتاكي بي سابقه اخير نسبت به مصباح يزدي، يادآور حجم گسترده اي از هجمه هاي منافقين داخلي و دشمنان خارجي عليه شخصيت شهيد بهشتي است.
به گزارش خبرگزاري فارس، در بيانيه بسيج دانشجويي دانشگاه هاي تهران و علوم پزشكي تهران، صنعتي شريف، صنعتي اميركبير و علم و صنعت و علامه طباطبائي در خصوص سخنان اخير يكي از اعضاي مجمع روحانيون مبارز عليه مصباح يزدي تصريح شده است: هتاكي بي سابقه اخير نسبت به استاد مصباح يزدي، بيش از هر چيز يادآور حجم گسترده اي هجمه هاي داخلي و خارجي عليه شخصيت شهيد بهشتي در سال هاي آغازين انقلاب است كه تلخي آن با گذشت سه دهه در كام ياران انقلاب باقي و نام آن مجاهد كبير كماكان با واژه مظلوم قرين است. البته امروز نيز ورقي ديگر به پيوست حافظه تاريخ ضميمه گشته است.نويسندگان اين بيانيه تأكيد كرده اند: هنوز افكار عمومي هتاكي هاي دوران سياه اصلاحات عليه مباني ارزشي، ديني و بسياري از شخصيت هاي علمي از جمله استاد مصباح را از ياد نبرده است كه اين بار نيز يكي از مدعيان اصلاح به صورت غيرمنتظره هر آنچه را كه خويش تصور كرده به مطهري زمان نسبت داده و «ويل للمكذبين.»
بسيج دانشجويي
دانشگاه هاي تهران با طرح اين پرسش كه براستي گناه عظيم استاد مصباح يزدي و امثالهم چيست كه هر از چندگاهي مورد حمله هاي كينه توزانه و سراسر متعصبانه عده اي خاص
مي گيرند؟، تصريح كرده اند: آيا پرده افكندن از اسلام آمريكايي و نفاق جز همان چيزي است كه روزگاري خميني كبير آن را فرياد مي زد؟ آيا تبيين انديشه هاي ناب اسلامي و آنچه كه مورد خواست اسلام عزيز است جز همان چيزي مي باشد كه روزگاري منجر به وقوع انقلاب اسلامي توسط مردمان ايران زمين گشت؟
نويسندگان اين بيانيه تأكيد كرده اند: در اين شرايط سخت و سهمگين كه مرز بين اسلام ناب و اسلام آمريكايي در ميان بسياري از مدعيان پيروي از خط امام روح الله مشخص نگشته و همچنين هجمه هاي ناجوانمردانه اي كه به صورت سازمان يافته و هر از چندگاهي دامان يكي از مخلصان مظلوم اسلام را در برمي گيرد، حداقل انتظار ما دانشجويان بسيجي از ياران حقيقي و صديق حضرت امام خميني و وفاداران به نظام مقدس جمهوري اسلامي، عكس العمل و اقدام مناسب در پاسخ به چنين رفتارهايي است. اعمالي كه در صورت عدم واكنش درخور به زودي دامان ديگر بزرگان را نيز خواهد گرفت و ترس ما از آن است كه در «يوم تبلي السرائر» برخي از مدعيان خط امام و رهبري سرافكنده در پيشگاه حق تعالي حاضر شوند چرا كه امروز ميدان نبرد جبهه حق عليه باطل به لبيك گويان به نداي هل من ناصر ينصرني مظلومان تاريخ، بيش از هر زمان ديگري نيازمند است.
در بيانيه مشترك بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق (ع)،اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان اروپا و بسيج مدرسه علميه معصوميه(س) مطرح شد:
آناني كه در سال هاي گذشته تلاش داشتند افكار حضرت امام (ره) را به نابودي بكشانند، تغيير چهره داده اند
سه تشكل دانشجويي و حوزوي بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق (عليه السلام)،اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان اروپا و بسيج مدرسه علميه معصوميه (س) در دفاع از شخصيت آيت الله مصباح يزدي بيانيه اي مشترك صادر كردند. در اين بيانيه با بيان اين كه حقيقت معنايي است كه گويي مظلوميت از ذاتيات آن است و هر آن كس كه به اين معنا متصف شود و از آن دم زند مظلوم خواهد شد، آمده است: در تاريخ بسيارند حق گوياني كه مظلوم آمدند و مظلوم زيستند و مظلوم از اين ديار رخت بربستند. اين سنت هميشه تاريخ بوده كه اهل زمين اهل حقيقت را روزي به آتش نمرودي مي سپارند و روزي به صليب مي كشند و روزي مجنون مي خوانند و روزي خانه نشين
مي كنند و گويي تاريخ تكرار مي شود، امروز نيز پيروان اسلام ناب كه حاملان حقيقتند به مظلوميت خو كرده اند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: باز هم تكرار كژفهمي ها، اهانت به اسلام شناس از جانب اسلام ناشناسان، و از سوي همان فريب خوردگاني كه با تجلي خورشيد ولايت و طلوع فجر انقلاب اسلامي و با شنيدن اسلام ناب محمدي (صلي الله وعليه وآله) در سرزمين علوي خود را مقبول يافتند و براي رهايي از اين اسارت هم صدا با صداي ملت شعار اسلام و دفاع از آن را سر دادند. امروز هم آناني كه مدعي اسلامي شده اند كه هدفي غير از اسلام ظاهري و ساختگي كه ابزاري براي پيشبرد اهداف خصمانه و خبيثانه باشد، ندارند؛ اسلام غربي كه ظاهري اسلامي با باطني غربي همراه با افكار پوچ و غيراسلامي و غيرانساني در آن موج مي زند، اسلامي كه آن را عوامل اسلام ستيز تداعي و تعريف مي كنند و مجريان آن انسان هاي خودباخته اي هستند كه فطرت آنان با مال و منال و مطامع دنيوي براي هميشه خاموش گشته است و به بيان آن پير مراد، اسلام آمريكايي!
در ادامه اين بيانيه با بيان اين كه اين جريان امروز هم پس از مواجهه با بي توجهي مردم به خود، براي ادامه حيات به شيوه نويني روي آورده است، اظهار شده است: هم آناني كه در سال هاي گذشته تلاش داشتند افكار حضرت
امام (ره) را به نابودي بكشانند، تغيير چهره داده و قصد آن دارد تا با پوشش دفاع از انديشه هاي بنيان گذار انقلاب اسلامي به تئوري سازي اسلام آمريكايي بپردازند و چه اكنون كه با لعاب دفاع از حضرت امام (ره) وارد ميدان شده اند. تنها مانع اصلي و جدي در حركت جريان نفاق، سد بزرگ علما و متفكران دين شناس آگاه به زمانه بوده است؛ همان علمايي كه به حق مصداق بارز اين حديث شريف اند كه فرمود: «علما و شيعتنا الثغر الذي يلي الشيطان و افاريته» همانان كه دست جنود ابليس و انسان هاي شيطان صفت را كه در قالب دين بر حريم دين سايه مي اندازند قطع مي كنند. متفكراني چون شهيد مطهري، شهيد بهشتي، و صدها شهيد ديگر كه هركدام مصداق بارز اسلام شناس و عالم ديني در عصر ما بوده اند و حق عظيمي بر گردن ما دارند و اين نبرد در جريان تداوم اين مسير سبز تكرار مي گردد و در اين ميان امروز شاهد مورد هجمه واقع شدن حضرت آيت الله مصباح يزدي (حفظه الله) هستيم. همو كه بي شك خيزش هايش موجبات عقب نشيني منافقان معاند اسلام نما را فراهم ساخته است.
در اين بيانيه با اشاره به بياناتي از مقام معظم رهبري درباره شخصيت آيت الله مصباح يزدي آمده است: شخصيت انقلابي او در مسير مبارزات فكري، اعتقادي و سياسي در راستاي دين و انقلاب برگ زريني است كه بر تارك كتاب انقلاب اسلامي ثبت شده است و بي شك انسان هاي سليم هيچ گاه مجاهدت ها و رشادت هاي اين كوه عظيم را از ياد نمي برند. اكنون كه همگان دريافته اند نبرد اعتقادي و فكري به مراتب بالاتر از نبرد نظامي است تنها راه حل براي پيروزي اين نبرد شكست اين مرزبانان و سرداران دين كه ياران اسلامند و با خود عهد بسته اند كه تا آخرين نفس از اين پايگاه فكري كه تنها راه كمال و سعادت بشري است پاسباني كنند. تخريب اين جريان سند روشني است بر كوته انديشي انسان هاي به ظاهر انديشمندي كه ماهيت غيراسلامي خود را آشكار كردند و اسلام آمريكايي را كه بنا بر فرموده ي رهبر كبير انقلاب اسلامي از بزرگ ترين خطرها براي حكومت اسلامي است، به منصه ي ظهور گذاشتند و اهانت ها و تخريب ها نسبت به آيت الله مصباح يزدي به عنوان يك اسلام شناس واقعي لكه ننگين ديگري بر صفحات كتاب مروجان اسلام آمريكايي كه بر جهل و تاريكي هاي دل و روح آنان مي افزايد، است.
در تجمع اعتراضي طلاب حوزه علميه قم مطرح شد:
جامعه مدرسين بايد در برابر اهانت به اسلام ،انقلاب و شخصيتهاي نظام بايستد
جمع كثيري از طلاب و فضلاي حوزه علميه قم نسبت به اهانت به آيت الله مصباح يزدي جمعه گذشته مقابل دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم تجمع اعتراض آميز برگزار كردند. به گزارش ايرنا،آنان با سردادن شعارهايي از جمله جامعه مدرسين اقتدار اقتدار، جامعه مدرسين اقدام انقلابي ، جامعه مدرسين از عضو خود دفاع كن خواهان موضع گيري جامعه مدرسين در برابراهانت كنندگان به آيت الله مصباح يزدي شدند. طلاب و فضلاي حوزه علميه كه درميان آنها برخي از اساتيد و دانشجويان نيزحضور داشتند، با شعارهايي از جمله مرگ بر منافق ،مقصود دشمن نه فقط مصباح است بلكه هر عالم مجاهد آگاه است ، رهبر اگر اذن دهد ما كار آخر مي كنيم با دشمنان داخلي تكليف يك سر مي كنيم ،مطهري زمان تنها گناهت حمايت از رهبري است هتك حرمت آيت الله مصباح يزدي توسط محتشمي پور را محكوم كردند. آنان همچنين پلاكارد هايي از سخنان امام راحل (ره ) و مقام معظم رهبري در مورد آيت الله مصباح يزدي و تاثيرگذاري ايشان در حوزه علميه وكشور را با خود حمل مي كردند. تجمع كنندگان از اعضاي جامعه مدرسين خواستند كه باحضور در ميان طلاب و فضلاي معترض براي آنها تعيين تكليف كنند. درپي اين درخواست ، مدير حوزه علميه قم با حضور در ميان تجمع كنندگان از حمايت آنان از روحانيت خصوصا علامه مصباح يزدي تقدير كرد وگفت : شخصيت آيت الله مصباح يزدي براي همگان معلوم و نيازي به تعريف وتمجيد از ايشان وجود ندارد. آيت الله مرتضي مقتدايي خاطرنشان كرد: علامه مصباح ازاعضاي رسمي جامعه مدرسين حوزه علميه قم واز اساتيد بزرگ و تاثيرگذار حوزوي مي باشند كه تاليفات ايشان در سطح مختلف در علم كلام ، فلسفه و جامعه شناسي مفيد و ارزنده مي باشد. وي اظهار داشت : آيت الله مصباح يزدي از شاگردان امام راحل و علامه طباطبايي است وجايگاه علمي ايشان امروز در ميان اساتيد حوزه علميه بي بديل است . آيت الله مقتدايي خاطرنشان كرد: متاسفانه مظاهر اهانت در كشور زياد شده ولي شخصيت علماي بزرگ با اين حرفها خدشه دار نمي شود. وي با اشاره به اينكه در دوران حيات شهيد بهشتي نيز چنين برخوردهايي با ايشان مي شد، گفت : زماني كه شهيد بهشتي در آن انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيد،امام راحل فرمودند، مظلوميت شهيد بهشتي و آنچه به وي نسبت
مي دادند به مراتب سخت تر از اين حادثه بود. عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت : جامعه مدرسين اجتماع طلاب وفضلا حوزه را به مسوولان در ميان گذاشته واقدام شما را نيز پيگيري خواهد كرد. نماينده ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه نيز در جمع تجمع كنندگان گفت :
جامعه مدرسين حوزه علميه قم بايد جلوي اهانت به اسلام ،انقلاب و شخصيتهاي نظام را بگيريد. حجت الاسلام علي شيرازي افزود:اهانت به شخصيتهاي انقلاب خصوصا آيت الله مصباح سالهابا جديت آغاز شده است واگر جلوي اين اقدام گرفته نشود بايد منتظر حرمت شكني هاي بيشتري باشيم . وي با ارايه مدارك و مستنداتي ، گفت : آيت الله مصباح يزدي پيش از انقلاب نيز به عنوان يار و همراه امام به مبارزه با رژيم پرداخت ودر جنگ تحميلي نيز شاگردان و فرزندان وي حضور فعال داشتند. در پايان نيز طلاب با شعار فقط به امر پسر فاطمه مي دهيم به اجتماع خود خاتمه به اين تجمع پايان دادند.

 



دانشگاه مخاطب رهبري

من در سرنوشت و تاريخ ملتها يك قدري مطالعه
مي كنم. مي بينم كه دو عنصر از مهم ترين عناصر تاثير گذار در پيشرفت هاي ملي براي كشورها عبارت است از «خطر پذيري» و«كار سخت و پيگير و پشتكار»

 



آيت الله محمد تقي مصباح يزدي: اگر هويت علمي خود را اثبات كنيم غربيان نظرات ما را خواهند پذيرفت

رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) گفت: بايد در تطبيق موارد با قرآن كريم يا سنت محتاطانه عمل كنيم.
آيت الله محمد تقي مصباح يزدي طي سخناني در نشست علمي « جمهوري اسلامي ايران و ضرورت بومي سازي جامعه شناسي» ـ كه پنجشنبه گذشته در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) برگزار شد ـ از جامعه شناسي به عنوان گزاره علمي ياد كرد و با اشاره به اين كه «بسياري از تاليفات جامعه شناسي با كتاب و سنت و نظريات اسلامي اصطكاك پيدا مي كند.» خاطرنشان كرد: وظيفه دانشمندان علوم ديني بررسي اين نظرات و تاليفات از ديدگاه اسلامي است؛ چراكه خاستگاه جامعه شناسي مغرب زمين است و خواه يا ناخواه اين گزاره تحت تاثير ادبيات و فرهنگ غربي قرار دارد.
وي افزود: در محافل علمي آن ها چيزي مورد قبول است كه مستند به تجربه يا عقل مستقيم باشد، در حالي كه در جامعه شناسي اسلامي، متدولوژي ما وسيع تر و شامل وحي يا عقل مع الواسطه هم مي شود.
وي تاكيد كرد: اختلاف ما با غرب در علوم اجتماعي، اختلاف مبنايي است.
رييس موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در مورد انتساب مطلبي به قرآن و سنت گفت: بايد در تطبيق موارد با قرآن كريم يا سنت محتاطانه عمل كنيم.
استاد مصباح يزدي با بيان اين كه « نتيجه تحقيقات علمي در موارد نادر به علم قطعي منجر مي شود» گفت: امروز بسياري از مسائل فقهي ما از واضحات است و اين در سايه تحقيقات علمي است.
وي با اشاره به عدم پذيرش برخي نظريات اسلامي در غرب گفت: عدم پذيرش غرب به سبب ضعف در سايه تسلط چند قرن پيش بيگانگان است. اگر سيطره فرهنگي را در جهان گسترش داده و هويت علمي خود را اثبات كنيم، مطمئنا غربيان نظرات ما را خواهند پذيرفت.

 



دستاورد مهم پژوهشگران ايراني ايران در توليد علم رتبه سي ام جهاني را كسب كرد

براساس تازه ترين آمار موسسه اطلاعات علمي(ISI) رتبه علمي جهاني ايران در كل رشته ها در گستره 10 ساله اخير از نظر تعداد مقالات، 30 و از نظر تعداد ارجاعات نمايه شده با چهار رتبه صعود، 39 است.
دكتر يعقوب فتح اللهي، معاون پژوهشي دانشگاه تربيت مدرس اعلام كرد براساس آخرين آمار و اطلاعات شاخص هاي اساسي علم در موسسه اطلاعات علمي (ISI) كه گستره اول ژانويه 1998 تا 29 فوريه 2008 را در بر مي گيرد، در گستره مذكور، 20 نفر از پژوهشگران ايران كه قبلا به عنوان محققان برجسته انتخاب شده بودند، توانستند موقعيت خود را حفظ كنند و تعداد مقالات و ارجاعات آنها افزايش يافت.
پيوستن يك محقق ايراني ديگر به جمع پژوهشگران برجسته جهان با معيارهاي ISI
وي خاطرنشان كرد: همچنين دكتر كشاورز، عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي مالك اشتر با كسب 344 ارجاع توانست از آستانه 239 ارجاع در رشته مهندسي در گستره 10 ساله عبور كرده و به عنوان محقق برجسته انتخاب شود.
همچنين هشت موسسه ايراني كه پيش از اين در ISI نمايه شده بودند، موقعيت خود را حفظ كرده اند.
ارتقاي رتبه ايران از لحاظ تعداد مقالات و ارجاعات
دكتر فتح اللهي تصريح كرد: رتبه ايران در كل رشته ها در گستره ذكر شده از نظر تعداد مقالات 30 و از نظر تعداد ارجاعات نمايه شده با چهار رتبه صعود، 39 مي باشد و از نظر نسبت ارجاعات به مقالات به 135 رسيد.
صعود رتبه علمي ايران در رشته هاي مختلف
وي افزود: در 22 رشته مذكور نمايه شده در ISI، رتبه علمي ايران از نظر تعداد مقالات در علوم كشاورزي، طب باليني، علوم اعصاب و رفتار و رياضيات، يك رتبه، مهندسي، علوم اجتماعي ، اقتصاد و تجارت دو رتبه، فيزيك، علم مواد، محيط و اكولوژي و علم فضا سه رتبه صعود داشتند. از نظر تعداد ارجاعات هم رتبه ايران در رشته هاي طب باليني، علم مواد، بيولوژي مولكولي و ژنتيك، ايمونولوژي، روانشناسي و كامپيوتر، يك رتبه، مهندسي، علوم گياهي، علوم فضا و علوم اجتماعي دو رتبه، علوم اعصاب و رفتار، سه رتبه، ميكروبيولوژي پنج رتبه و اقتصاد و تجارت هشت رتبه صعود داشتند.
از نظر تعداد ارجاعات به مقالات هم رتبه ايران در بيولوژي، بيوشيمي، اقتصاد و تجارت يك رتبه، كامپيوتر سه رتبه و مهندسي پنج رتبه صعود داشتند.
افزايش قابل توجه مقالات پراستناد محققان ايراني
دكتر فتح اللهي خاطرنشان كرد: تعداد مقالات پراستناد (Highly Cited Papers) محققان ايراني هم با 11 عنوان افزايش به 104 عنوان رسيد كه از اين تعداد 81 مقاله به عنوان Research Fronts نمايه شده است.
همچنين تعداد مقالات داغ (HOT PAPERS) نمايه شده از محققان ايراني به شش عنوان رسيد كه تمام كار پژوهشي اين اسناد علمي در داخل كشور انجام شده است.

 



استاد دانشگاه كمبريج: اجازه آيت الله خامنه اي در تحقيقات جنين شناسي زمينه ساز پيشرفت علمي ايران است

استاد دانشگاه كمبريج و رييس افتخاري كنگره بين المللي رويان اعلام كرد: پس از اجازه اي كه آيت الله خامنه اي درخصوص تحقيقات برروي جنين صادر كردند فرصت مناسبي براي پيشرفت هاي علمي ايران در اين حوزه ايجاد شد.
پروفسور پيتر برينزدن ادامه داد : كنگره بين المللي رويان به عنوان يكي از بهترين كنگره هاي بين المللي در حوزه تحقيقات پزشكي و علوم زيستي نقش موثري در توسعه مرزهاي دانش دراين حوزه داشته است .
رييس كلينيك بورن هال انگلستان در ادامه خاطرنشان كرد : فرصت انجام تحقيقات گسترده تحت كدهاي اخلاق پزشكي در ايران ، نه تنها زمينه ساز پيشرفت ايران است ، بلكه به گسترش جهاني علم و فناوري در اين حوزه كمك مي كند .
پروفسور برينزدن يادآور شد : در زمان عزيمت به ايران ، بسياري افراد در رابطه با بروز مشكلات سفر به ايران با من صحبت مي كردند ، اما با حضور در اين كشور خلاف اين گفته ها براي من اثبات شد ، زيرا من براي آشنايي با آخرين دستاوردهاي علمي در حوزه باروري و ناباروري به اين سفر آمدم .
رييس افتخاري جشنواره رويان با اشاره به تحقيقاتي كه در زمينه باروري و ناباروري در برخي كشورهاي جهان انجام مي شود ، تصريح كرد : توجه به اخلاق پزشكي در اين حوزه مي تواند به ايران كمك كند تا رهبري تحقيقات بر روي جنين شناسي را به دست گيرد.
وي در پايان با اشاره به اهميت برگزاري اين كنگره بين المللي گفت : تبادل اطلاعات علمي بين پژوهشگران كشورهاي مختلف دنيا امري مهم است و در بالا بردن سطح علمي دانشمندان در حوزه باروري و ناباروري تاثير بسزايي دارد و من از حضور خود در ايران بسيار خوشحال هستم .

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14