(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 27 خرداد 1387 - 12 جمادي الثاني 1429 - 16 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189109
 

گسترش روابط اجتماعي احساس خوش كاميابي ديدارهاي خانوادگي را پررنگ تر كنيم



گسترش روابط اجتماعي احساس خوش كاميابي ديدارهاي خانوادگي را پررنگ تر كنيم

بخش دوم
نمي توان حافظه تاريخي خود را از ديد و بازديدهاي خانوادگي و حضور در جمع دوستان و آشنايان در پستوي غفلت ها و فراموشكاري ها پاك كرد. اما مي توان با برنامه ريزي مناسب، فرصت تجديد ديدارها و خاطرات را فراهم آورد. واقعيت اين است كه برخي از افراد چنان مفتون زرق و برق هاي پررنگ حواشي زندگي شده اند كه كمتر فرصت توجه به اصول يك زندگي متعارف را پديد مي آورند. فقط كافي است با گذر از هاي و هوهاي روزمره در محيط آرام به رفتار و گفتار روزانه خود بينديشيم كه چگونه خود محوري ها مانع از شكل گيري جمع صميمانه خانواده ها، دوستان و آشنايان شده است؟
اگر در محيطي منصفانه و آرام مسائل اطراف خود را بنگريم به راحتي درمي يابيم كه چگونه برخي كاستي ها و اهمال كاري ها از يكسو و شتاب فزاينده پديده هاي ارتباطاتي، وضعيت «جمع گرايي» و روابط انساني شايسته و صميمي ميان اقشار مختلف جامعه را متغير كرده است.
روحيه و رفتار ايرانيان در تمامي جوامع بشري مثال زدني است. ايرانيان از ديرباز تاكنون هرگز فرهنگ خود و انسجام پيوند و روابط بين يكديگر و عطوفت انساني را از انديشه و ضمير خود نزدوده اند اما حالا برخي كاستي ها و معضلات زماني بهانه هاي قصور را فراهم كرده است.
هر كه به فكر خويش است
موي سر و محاسنش يكدست سفيد است، وارد دكان يا كارگاه نه چندان وسيعش مي شوم بوي خوش چوب و خاك اره حس مانوسي انسان با طبيعت را تداعي مي كند. در كارگاه كسي جز استاد نجار (معماريان) نيست و او مشغول بريدن يك تكه چارچوب در است. دست از كار مي كشد. درباره چگونگي روابط خانواده ها با يكديگر و اقوام و آشنايان مي پرسم. اندكي به كف كارگاهش كه انبوهي از خرده چوب و خاك چوب اره شده است، زل مي زند. بعد آرام و شمرده مي گويد: «مردم درگذشته بيشتر از حالا به يكديگر سر مي زدند و ديدار مي كردند. در آن زمان ها مردم رفاقتي بهتر از حالا داشتند. امروزه محبت ها در خانواده ها كم شده است.» كمي سكوت مي كند و طوري به نقطه اي نامعلوم نگاه مي كند كه پنداري دلش نمي آيد حرف دل و ديدن هاي خود را ادامه دهد:
«براي پاسخ به سوالتان درباره روابط حال حاضر مردم با يكديگر بايد گفت جمعيت قابل توجهي از مردم از نظر اقتصادي و معيشتي با مشكلات دست و پنجه نرم مي كنند. اين مشكلات از علت هاي كمرنگ شدن رفت و آمدها و ديد و بازديدهاست. البته زرق و برق هاي حاشيه زندگي هم مانع مي تراشد.»
وي ادامه مي دهد:«حقوق كارگر و كارمند متناسب با تورم، افزايش نيافته است. اگر خداي ناكرده كسي مريض شود، مشكلات اقتصادي او بيشتر مي شود.» گويي رفتار و گفتارهاي مردم امروزي را به خاطر آورده است: «امروز هركس به فكر مشكلات و كار خود است. برخي آن قدر گرفتار حال و كار خود هستند كه حتي فرصت گفت وگوي چهره به چهره در خيابان را هم ندارند؛ سلامي و پس آن خداحافظي.هر خانواده به طور متوسط 4 نفر هستند و جوان آن ها حتي اگر شاغل باشد، توان مالي اجاره خانه براي شروع زندگي مستقل را ندارد. پدر و مادر خانواده هم كه وسعشان نمي رسد كمك مالي كنند. الان وضعيت طوري است كه اگر از برخي افراد تقاضاي پول دستي يا قرض موقت كني طرف به سود پولش فكر مي كند.
الان خيلي از مردم صبح كه از خانه بيرون مي آيند فكرشان آن است كه چگونه خرج و مخارج روزانه زندگيشان را سر كنند. زمانه براي قشرهاي پايين مناسب نيست.» نگاهش را از چهره ام مي گيرد به دور دست خيره مي شود: «غبطه به حال افرادي كه وسعشان خوب است و در رفاه زندگي مي كنند، نمي خورم. غبطه از آن مي خورم كه چرا چنان افراد مرفه به يك جوان درمانده و نيازمند در جهت سامان دادن به زندگيش كمك و رسيدگي نمي كنند.»
رسوم قديمي، طراوت بخش زندگاني
آيا تاكنون به اين نكته انديشيده ايم كه چرا پاره اي از فرهنگ ها و رسوم قديمي و سنتي كه به نفس زندگي طراوت مي بخشند، دستخوش تغيير مي شوند؟ شايد بتوان نوشت چون ناخواسته و بعضاً با غفلت برخي از ما در سايه پديده هاي زندگي مدرنيته قرار مي گيرند. در حالي كه سنت نيكو و قابل احترام روابط متعارف و مستمر خانوادگي، دوستانه و گروهي مغايرتي با پيشرفت هاي فناوري نوين ندارند اما غفلت هاي تدريجي ما زمينه كمرنگ شدن آن ها را ايجاد مي كند.
بسياري از جامعه شناسان در مبحث «عامليت هاي اثرگذار در روابط فرهنگي» افراد و شرايط اقتصادي و فرهنگي آنان را مورد توجه قرار مي دهند. اما با مروري بر خاطرات گذشته خود مي توان اين سؤال را مطرح كرد كه مگر در گذشته با چنين فراز و فرودهاي اقتصادي، فرهنگي و... مواجه نبوده ايم؟ بلكه براساس شواهد تاريخي هرگز تسليم حوادث گوناگون نشده و روحيه و عاطفه بسيار زياد ايرانيان به مثالي جهاني تبديل شده است.
البته در عصر حاضر و به عنوان يك واقعيت، مهمترين فاكتورهاي پايداري انسجام روابط خانوادگي - مردمي جدي گرفتن مؤلفه هاي آن است. با درك نيازهاي روز جامعه و بن مايه هاي طراوت بخش زندگي از سوي متوليان امور بدون ترديد رسوم قديمي، روحيه بخش و نشاط افزا نيز در محيط خانواده و اجتماع پررنگ تر از حال خواهد شد.
بدون ترديد با تقويت مادي و معنوي روحيه ايراني زيستن به گونه اي كه روابط و موقعيت رونق زندگي ما به ابزار تكنولوژي مدرن تبديل نشوند، احساس خوش كاميابي را در متن جامعه تزريق مي كند.
شايد شما نيز در جمع خانوادگي، فاميلي و دوستان خود حديث تكراري مشكلات كاري، كمبود وقت و مشكلات معيشتي را شنيده و مي شنويد اما بايد براي استحكام روابط اجتماعي به عنوان يك ميراث كهن ملي - ديني تلاش كنيم.
فراتر از مقابله به مثل
اتوبوس مملو از جمعيت است. تلفن همراهش با زنگي خاص به صدا درمي آيد. به نظر نمي آيد بيشتر از 20 سال داشته باشد. سلام و عليكي متعارف مي كند و بلافاصله به تندي مي گويد: «كجايي؟ چي؟ چرا من تماس نگرفتم؟ چون ديدم تو تماس نداري. مي دوني من هم گرفتارم.» مدتي سكوت مي كند و مي شنود و باز پاسخ مي دهد: «حالا كه نه تو و نه من فرصت ديدار نداريم. تو زنگ بزن منتظر زنگ من نباش. نه نگو.» برخي از افراد روابط اجتماعي- فرهنگي خود را به گونه اي محدود كرده و مي كنند كه از آن جز عبارت «فراتر از مقابله به مثل» نمي توان گفت. آيا اين رفتار يا گفتار كه «چون تو نمي تواني بيايي ما هم نمي آئيم» در قاموس كهن رفتار ايرانيان جايي دارد؟
بايد در رفتار و گفتارمان تجديد نظر كنيم. فاصله ها با نخواستن و نيامدن ايجاد مي شود بايد فاصله ها را حذف كرد.
ضعف فرهنگي، تكنولوژي
و مسامحه در تقابل
در گفت وگو با «رضا نباتي» كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي درباره علل كاهش رفت و آمدها و ديدارهاي خانوادگي، اقوام و دوستان صميمي و ديرآشنا و نيز اثرگذاري تكنولوژي و به اصطلاح مدرنيته در روابط انساني و اجتماعي سؤال مي كنم. وي معتقد است: «يك موضوع بسيار مهم در روابط بين خانواده ها و جامعه، بحث تأكيد بر تعامل و تقابل فرد با سنت و مدرنيته است. متأسفانه به خاطر وجود مشكلات و ضعف فرهنگي در جامعه باعث شده ما در اين تقابل و مسامحه دچار اشكال شويم و از طرف ديگر سرعت زياد تغيير و تحولات در زمينه تكنولوژي مزيد بر علت شده است.»
وي با اشاره به اين كه رسانه هاي عمومي و جمعي شامل تلويزيون، اينترنت، مجلات و خبرگزاري ها نقش بسيار مهم و كليدي در انتقال فرهنگ در جامعه دارند مي گويد: «متأسفانه به ويژه از طريق اينترنت و تصاوير ماهواره اي، مشكلات افزوده تر شده و سبب ترويج فرهنگ غلط در جامعه مي شود.» وي بر اين باور است كه برخي افراد روزانه به مدت 6 ساعت تلويزيون تماشا مي كنند. بعضي از خانواده ها بيش از يك دستگاه تلويزيون دارند، هر عضو خانواده نيز يك شبكه را نگاه مي كند. در چنين شرايطي رفتار اعضاي خانواده به گونه اي محدود شده كه آنان با يكديگر ارتباطي بسيار اندك دارند.
خانواده هسته اي؛ نگاه غرب به مردم
بازخواني يك تئوري مطرح غربي درباره وضعيت تغيير يافته و چينش هر يك از اعضاي خانواده ها در پازل جامعه خالي از لطف نيست. براساس اين تئوري خانواده به «خانواده هسته اي» نامگذاري شده است. در اين حالت وظايف هر عضو خانواده در دو دوره پيش از انقلاب صنعتي و بعد از آن تعريف مي شود. در دوره پيش از انقلاب صنعتي خانواده و اعضاي آن مسئوليت هاي متعدد و متنوعي داشته اند كه ما در دوره پس از انقلاب صنعتي در غرب جايگاه هاي هر يك از افراد خانواده به ترتيب بچه ها در مدرسه، سالمندان در بيمارستان يا مراكز نگهداري و والدين در محيط كار تعريف شده است. نتيجه اين تعريف حذف كاركردهاي سابق خانواده و سوق دادن آن به جدازيستي مي شود.
عدم درك باورها و شكاف بين نسل ها
رضا نباتي به محور علت و معلول هاي كاهش روابط اجتماعي اشاره مي كند و مي گويد: «روابط خانوادگي در جامعه به لحاظ دستاوردهاي دنياي صنعتي، از حالت سنتي درآمده است. اين به خاطر كمرنگ شدن تعصبات- علاقه- خانوادگي است. همين عامل ها نيز سبب شده كودكان در چرخه آسيب هاي اجتماعي قرار بگيرند و همچنين دليل ايجاد تزلزل در انسجام كانون زندگي مشترك- برخي خانواده ها- شوند چون كه روابط خانوادگي مورد دلخواه نيستند.»
باور اين كارشناس، حاكي از آن است كه آسيب هاي مختلف والدين زاده و پرداخته بيگانگي ها، ناآشنايي و فرهنگ هاي گوناگون كه در روند زندگيشان پيش مي آيند، هستند. به گفته وي وجود اختلاط فرهنگ هاي مختلف در جامعه شهري صنعتي نيز موجب آن خواهد شد كه سنت هاي موجود كم كم دچار استحاله شوند و از بين بروند. همچنين سبب مي شوند افراد مثل قديم- دهه هاي پيشين- نسبت به خانواده تعصب نداشته و بين فرزند و پدر و مادر فاصله و شكاف بين نسلي ايجاد شود. «نباتي» يك مشكل ديگر امروز جامعه را عدم درك باورها و عقايدكه باعث ضعف فرهنگي مي شود از سوي برخي افراد مي داند.
ايجاد بانك آسيب هاي اجتماعي
سويه ديگر نگاه «نباتي» معطوف به جوان بودن جامعه و مشكلات بيكاري، وسع كم و نداشتن امكانات نسبي معيشتي به عنوان فقر اقشاري از مردم كه به دفعات نيز از زبان مسئولان مربوطه و كارشناسان اقتصادي و علوم اجتماعي مطرح شده است از يك سو و از طرف ديگر نبود آموزش بنيادين خانواده و خلأ برنامه ريزي هاي منسجم است.
بنابراين فاكتورها، انجام آن ها رهنمون هاي موثر و لزوم ايجاد بانك اطلاعات آسيب هاي اجتماعي با توجه به حمايت و ارتقاء سطح ادراك افراد و... جامعه را نياز ناگزير مي داند. وي همچنين تاثر و دامنه ريزش هاي ناشي از عدم انسجام پايدار مراودات مودت آميز بين افراد جامعه را به مسئله عدم سازش هاي كانون برخي زندگي هاي مشترك ربط مي دهد و با اشاره به اين كه يك سوم جمعيت كشورمان بين 25-15 سن دارند، 32.6 درصد زير 15 سال و 4.5 درصد از جمعيت كشور بالاي 60 سال هستند، مي افزايد: «بررسي هاي انجام شده نشان مي دهند در هر خانواده ايراني يك تا دو جوان بيكار و در هر سه خانواده يك نفر بين 29-20 سال سن وجود دارد. از سوي ديگر بيش از يك سوم زير خط فقر شديد هستند و متاسفانه سالانه 18 درصد اضافه مي شود. اين شرايط باعث نقش انگيزشي در كاهش روابط خانوادگي خواهد شد.» و در ادامه اين علت و معلول ها، به عنوان يك نكته مهم به منظور ساماندهي اساسي به مشكلات مذكور به ويژه چالش هاي اجتماعي، پيشنهاد چاره را در آن مي بيند كه يك مقام اجرايي ارشد مسئوليت كنترل آسيب هاي اجتماعي را عهده دار شود چرا كه به باور او ناهماهنگي بين مجريان و نبود تعاريف مشخص از آسيب هاي اجتماعي باعث شده است برنامه ريزي ها به صورت تشريفاتي و سليقه اي باشند.
صرف وقت بيشتر براي تربيت فرزندان
كارشناس ارشد تعليم و تربيت اسلامي، در صحبت هاي خود همچنين با توجه دادن موضوعات موصوف و چالش هاي پنهان و آشكار، خانواده ها را مكلف به صرف وقت بيشتر براي امر تربيت فرزندان خود مي كند ضمن آن كه جوان ها و بچه ها به بازي، تفريح و معنويت انساني نياز دارند. در دنياي آنان هم نحوه روابط اجتماعي و حسن رفتار نقش دارد. «نباتي» در مبحث سنت و مدرنيته، مي گويد: «ما در نهج البلاغه - كلام امام علي«ع»- مي خوانيم كه فرزندان تان را براي زمان خودشان تربيت كنيد نه اين كه عقايد خودمان را تحميل كنيم.» حال اگر بخواهيم مفاهيم فكري و عقيدتي خودمان را نسبت به فرزندان انتقال دهيم مي بايد در بيان اين مفاهيم از قالب هاي جديد استفاده كنيم كه مورد علاقه بچه ها است. شهيد باهنر در اين زمينه نكته اي ظريف گفته است: «تربيت را از جايي آغاز كنيم كه دانش آموز (فرزند) مي خواهد و به جايي ختم كنيم كه مكتب مي خواهد.» ما متاسفانه در تقابل فرهنگي به اين نكته توجه نمي كنيم و در بحث روابط اجتماعي مقوله اي خاص نداريم. الان به صورت مقطعي و حاشيه اي انجام مي شود. ساختار منسجم و عزم ملي وجود ندارد.»

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14