(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 25 خرداد 1387 - 10 جمادي الثاني 1429 - 14 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189107
 

عصر دانش، الزامات و بايدهاي معلمي
رئيس سازمان نوسازي و تجهيز و توسعه مدارس كشور:6 هزار واحد آموزشي تا مهر به بهره برداري مي رسد
خلاقيت و نوآوري در آموزش و پرورش
نوبت پرواز
يا ضامن آهو
دست پگاه خاطرات معلمي



عصر دانش، الزامات و بايدهاي معلمي

محمدعلي اماني، كارشناس ارشد الهيات
دست تواناي معلم است كه چشم انداز آينده ما را ترسيم مي كند.
(مقام معظم رهبري)
تاريخ پيشرفتهاي بشر از عصر كشاورزي (موج اول تغيير) و عصر صنعت (موج دوم تغيير) عبور كرده و به عصر اطلاعات و دانش (موج سوم تغيير) رسيده است. البته بشر در انتظار ظهور عصر جديدي از پيشرفت است كه نهايت توسعه و پيش رفت فناوري اطلاعات در فضاي سه بعدي است كه عصر مجازي (چهارمين موج تغيير) ناميده مي شود. اين عصر در آينده نزديك ظهور خواهد كرد و فضاي سه بعدي را در اختيار بشر قرار خواهد داد. عصر كشاورزي با هدف تهيه و تامين غذا بوقوع پيوست و تقريبا سي هزار سال دوام داشت. عصر صنعت پس از آن شكل گرفت و مشكل ابزار و مواد را كه نياز آن زمان بشر بود، برطرف نمود و حدودا 500 سال دوام داشته و در بعضي از كشورها، همچنان حاكميت دارد. موج سوم مربوط به عصر اطلاعات است، يعني زمان ما كه با حضور رايانه معرفي شده و به سرعت در حال توسعه و گسترش بوده و به پيش مي رود، و حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات را شديدا تحت تاثير خود قرار داده است.
اينترنت، مشخص ترين نماد اين عصر است. هدف از (www-web-worldwide)- شبكه گسترده جهاني وب- رفع نيازهاي اطلاعاتي بشر در اين عصر است كه به كمك رايانه و اينترنت، همراه با بانكهاي اطلاعاتي و شبكه هاي تار عنكبوتي جهاني، اين نياز تا حدودي مرتفع شده است و در آينده نزديك تاثير خود را با انتقال فضاي يك بعدي (متن، پست الكترونيكي و اتاقهاي گفتگو) به دو بعدي (فيلم، تصوير و آدمكهاي شبيه سازي شده) كه مشخصه اين عصر است، بيشتر نمايان خواهد نمود. (سايت: danaeecom) در عصر اطلاعات، توسعه دانش از طريق شبكه هاي اينترنت، بشدت در حال گسترش است، سرعت و ميزان توليد اطلاعات، به حدي است كه در هر هفت سال، توليد علم، دو برابر مي شود. براساس گزارش اتحاديه جهاني يونسكو، 09% دانش بشري، طي 03 سال اخير، توليد شده است. براساس تحقيقي كه در سال 3020 ميلادي انجام گرفته است، هر روز 3.7 ميليون صفحه وب به شبكه جهاني اينترنت، افزوده مي شود و به يقين اين رقم در حال حاضر، بيش از ده ميليون صفحه است. كتابخانه هاي ديجيتالي و روزنامه هاي الكترونيكي، هم اكنون بيش از صدها ميليون مقاله تمام متن و تمام تصوير را به سرعت در اختيار كاربران قرار مي دهد. بانكهاي اطلاعاتي به منزله قلب كتابخانه هاي ديجيتالي، تمام نيازهاي اطلاعاتي و تحقيقاتي را در اختيار متقاضيان قرار مي دهد. بزرگترين بانك اطلاعاتي (webofscince) امكان دسترسي به منابع و مراجع يك مقاله را در يك زنجيره نامتناهي، فراهم نموده و همه مقالات مرتبط با موضوع را با تاريخچه تحقيق در اختيار محقق قرار مي دهد. بانكهاي اطلاعاتي فوق تخصصي هم ايجاد شده است كه در زمينه هاي روان شناسي، روان پزشكي، علوم اقتصادي، علوم تربيتي، مهندسي عمران و معدن و ديگر رشته هاي علوم انساني و فني مهندسي و پزشكي، ميليونها كتاب و مقاله را در اختيار علاقمندان و پژوهشگران قرار مي دهد. «مارشال مك لوهان» انديشمند كانادائي، دنيايي را ترسيم مي كند كه بواسطه رسانه هاي الكترونيكي به شكل «دهكده جهاني واحد» درمي آيد. اينها كه گفته شد، گوشه اي از حقايق جهان اطراف ماست. لذا مي خواهيم در اين شرايط و در اين اوضاع و احوال جهاني، رسالت و مسئوليت دبيران، معلمان و مربيان آموزش و پرورش را مورد بازبيني و بازشناسي قرار داده و وظايف و تكاليف آنان را در قبال تحولات فزاينده علمي و دانش هاي نوين، گوش زد نماييم. بديهي است كه توفيق انجام رسالت و مسئوليت حرفه و فن معلمي در دنياي جديد و در آموزش و پرورش رو به جلو، به يك سلسله عوامل پايه، وابسته است كه بايد با برنامه ريزي و تلاش و مجاهدت دائمي آنها را محقق كرد.
راحت اندر مقابل رنج است
اژدها در مقابل گنج است
در غير اين صورت، مسئوليت معلمي زير علامت سؤال رفته و با چالشهاي جدي و جديدي مواجه خواهد شد، حتي ادامه كار- با توجه به شرايط و مقتضيات زمان- ناممكن و يا دشوار خواهد شد. كسوت معلمي در عصر جديد، شبيه حضور ورزشكاران و تيم هاي شركت كننده در يك تورنمنت ورزشي است. همانطور كه اگر ورزشكاران و تيم ها، بدون برنامه ريزي و بدون آمادگي هاي حداكثري، در مسابقات شركت كنند، قطعا، از ادامه مسابقات بازمانده، در كسب مدال و رتبه برتر، ناكام شده و از گردونه مسابقات حذف مي شوند و سرانجام راهي، جز، راهي خانه و كشورشان شدن، ندارند!
آري وضع و حال معلمان و مربيان اين عصر، نيز چنين است. در عصر دانايي محوري، معلم بايد اين تحولات را درك كند، تا آنجا كه ميسور است، پا به پاي آنها، پيش رود، و با تمام وجود و تمام توان، فكر و انديشه خويش را در معرض آنها قرار داده و لحظه به لحظه به بازسازي و نوسازي مهارتهاي معلمي اش بپردازد و خود را بروز كند. بر اين اساس، اهم بايدها و الزاماتي كه معلمان و مربيان عصر جديد، سزاوار است بدانها ملتزم باشند، مورد اشاره قرار مي دهيم.
1- زمان شناسي:
در فرهنگ و معارف اسلامي، زمان و زمان شناسي از جايگاه ممتاز و ويژه اي برخوردار است. خداوند در قرآن كريم به زمان سوگند ياد كرده است (عصر- آيه يك) پيامبر(ص) در بياني حكيمانه آثار شناخت زمان را مورد تاكيد قرار داده اند: «انساني كه به زمان و عصر خويش عالم و آگاه باشد، آسيبها و مشكلات پيش آمده، او را احاطه نكرده و از پاي در نمي آورد» (بحارالانوار ج 87- چاپ بيروت- ص 962) امام علي(ع) در بياني حكيمانه، زمان را به مثابه مام انسان و مربي او دانسته و او را وليده زمان محسوب كرده اند: «انسان، فرزند زمان و وقت خويش است». (غررالحكم- ج 1- انتشارات دانشگاه تهران- ص 221) و نيز فرمودند: «داناترين مردم به شرايط زمان، كسي است كه از تحولات آن دچار شگفتي نشود و خويشتن را نبازد». (همان منبع- ص 944) امام خميني(ره) بزرگ فقيه نوانديش عصر ما، توجه به عنصر زمان و مكان را در استنباط احكام مورد تاكيد قرار دادند. لذا معلم موفق در عصر فن آوري اطلاعات و ارتباطات، كسي است كه زمان شناسي را جزئي از مهارت معلمي اش، قرار داده و با احاطه و اشراف علمي و آگاهي كامل از تحولات پيش رو، بهتر مي تواند مسئوليتها و وظايف محوله را به سامان برساند.
هر كه قدر نقد وقت خود شناخت
بر فراز آسمان، مركب بتاخت
و آنكه غافل زيست از ادراك وقت
غافل جاهل بود، برگشته بخت
2-مخاطب شناسي:
در دنياي امروز اطلاع رساني و مخاطب شناسي، يك رشته تخصصي است. هم اكنون رشته علوم ارتباطات در كشور ما طيفي از دانشجويان نخبه را به خود جلب كرده است. امروزه مخاطب شناسي يك علم است، يك هنر است. لذا كسي كه دانش و هنر مخاطب شناسي ندارد، در فرآيند اطلاع رساني و پيام رساني با چالش هاي جدي مواجه مي شود. پيامبر اكرم(ص) بزرگ معلم تاريخ بشريت، انتقال صحيح پيام را به مخاطب، منوط به شناخت و درك درست از او دانستند: «با مردم به اندازه عقل و فهم آنان سخن بگوئيد». (اصول كافي- ج 1- كتاب العقل و الجهل- ص 32) و نيز فرمودند: «به ما پيامبران امر شده است كه با مردمي كه مخاطب ما هستند، به اندازه عقل و دركشان سخن بگوييم». (بحارالانوار ج 52- باب 31-ص 383)
چون كه با كودك سروكارت فتاد
پس زبان كودكي بايد گشاد!
مولوي
به قدر عقل هركس، گوي با وي
اگر اهلي، مده ديوانه را مي!
ناصر خسرو
فراگيران و دانش آموزان عصر حاضر، ديگر حاضر نيستند، در كلاس درس، صرفا شنونده و پذيرنده باشند؛ ديگر نمي خواهند ذهنشان، انبار معلومات و اطلاعات باشد. بلكه مي خواهند در فرايند تدريس و اداره كلاس، عنصري فعال، نقاد و پرسش گر باشند. آنان نوگرا و تحول خواهند، دوست دار هرچيز تازه و نو هستند! آنان را آنگونه كه مي خواهند باشند، بايد شناخت و درك كرد. در اين صورت باب مفاهمه، مكالمه و هم زباني با آنان، باز مي شود و گفتگو، معني پيدا مي كند.
معلم موفق كسي است كه با زبان و نياز مخاطب آشناست. فاصله هاي ذهني و فكري بين خودش و فراگيرانش را بسرعت كوتاه مي كند. خواسته و مطلوب آنان را مي فهمد خود را آنگونه مي سازد و مي آرايد كه مخاطبانش از او توقع و انتظار دارند. هر آنچه را كه رنگ و بوي كهنگي و پوسيدگي و عقب ماندگي و تاريخ گذشتگي مي دهد، از انديشه و رفتارش دور مي سازد. هماني مي شود كه دانش آموز دوست دارد؛ معلمي شاداب، جوانگرا، نوانديش و محبوب القلوب نسل نوجوان و جوان كشور.
نفس خود ناكرده تسخير اي فلان
چون كني تسخير نفس ديگران
منبري بگذار، بهر خود نخست
و آنگهي بر جه به منبر، تندو جست
(ملااحمد نراقي- مثنوي طاقديس)
3-انتقادپذيري:
در آموزش و پرورش عصر جديد، جزم انديشي، دگماتيسم، تصلب، خود رائي و انعطاف ناپذيري محلي از اعراب ندارد. فضايي كه در آن انتقاد و اشكال و حتي اعتراض، كم رنگ باشد، فضائي مرده، بي روح و بي احساس است. رواج فرهنگ نقد و اشكال، از شاخصه هاي مهم يك جامعه و مجموعه زنده و سازنده است. اساسا حيات علم و دانش با نقد و اشكال است (حياه العلم بالنقد و الرد). از نظر قرآن كريم، نگاه تعصب آميز و رويكرد بسته، نسبت به يك انديشه و سخن، مردود است (زمر، آيه 81) امام علي(ع)، انسان ناصح و منتقدي كه از سر احساس مسئوليت آسيبها و كاستيهاي ما را گوشزد مي كند، دوست واقعي ما، به حساب آوردند. (ميزان الحكمه- محمدي ري شهري- ج 7-ص 146). حضرت امام خميني(ره) انتقاد و اشكال را هديه اي الهي براي رشد انسانها مي دانند (صحيفه نور- ج 2، ص 154) زنده ياد مرحوم دكتر علي شريعتي، انتقادپذيري را نشانه پيشرفت انسان و جامعه مي داند. «علامت اينكه جامعه و فردي از لحاظ فكري، پيشرفته و باز است، اين است كه قدرت تحمل عقيده مخالف را زياد دارد».
معلمي كه در اين روزگار رسالت خويش را در بالابردن ظرفيتهاي فكري و رفتاري فراگيرانش تعريف كرده است. بايد قبل از آنان، ظرفيتهاي ذهني و وجودي خويش را بالا برده، شرح صدور روحيه تحمل پذيري و شنيدن صداي مخالف را بخشي از مهارتهاي معلمي بداند. از اين رو، نه تنها نسبت به اعتراض و انتقاد دانش آموزان، نمي رنجد، بلكه با تمام وجود از آن استقبال مي كند و حاكميت فرهنگ و فضاي نقد را بر كلاس درس لازمه پويائي و شادابي كلاس مي داند. در پرتو كلاس زنده، پويا و شاداب است كه نيروي فكري دانش آموزان پرورش يافته، استقلال پيدا مي كند و قوه ابتكار و خلاقيت در آنان شكوفا مي گردد. انسان صاحب نظر، مستقل و خردورز، خروجي چنين كلاسي است. (تعليم و تربيت دراسلام- استاد مطهري- ص 61)
4-نوگرائي:
معلماني كه خود را در چنبره روشهاي كليشه اي و سنتي اداره كلاس، گرفتار كرده و نيز تاريخ مصرف بسياري از اطلاعات و معلوماتشان بسر آمده است، و حاضر نيستند در نگرشها و روشهايشان، تغييري به وجود آيد، هرگز در جهان امروز و آموزش و پرورش پيش تاز، جايگاهي ندارند. نوگرايي و نوانديشي و حركت رو به جلو امريست كه مورد تاييد و تاكيد پيامبراكرم(ص) قرار دارد. «هركس كه دو روزش، مساوي و يكسان و يكنواخت باشد، مغبون و زيان ديده است».
(بحار الانوار - ج86 - باب 66-ص230)
گفت احمد، هر كه دو روزش يك است
هست مغبون و گرفتار شكست!
در كشور كانادا، دانشگاهي وجود دارد كه علامت و نشانه آن تصوير «دايناسور!» است. وقتي علت اين امر، از مسئولان دانشگاه پرسيده شد گفتند: «مفهوم و پيام آن، اين است كه در اين دانشگاه اگر استاد و معلم، دانش خود را به روز نكند، خيلي زود منقرض شده و به سرنوشت دايناسورها مبتلا خواهدشد!» (ماهنامه پرسمان دانشجويي- شماره74)
دكتر سعيد اسماعيل علي- از صاحب نظران مصري- در جمله اي كوتاه و گويا، ضرورت تحول خواهي و نوگرايي را بيان كرده است «من لم يتغير، يتأخر» يعني: كسي كه همگام با تحولات و تغييرات زمان، بينش و نگرش، دانش و روش خويش را عوض نكند، عقب مي ماند!» (همان منبع، شماره 83-ص20) به نظرم اين جمله زيبا و گويا بايد نماد و علامت به روز بودن معلمان و مربيان و شاخص رشد و ارزيابي آنان قرارگيرد. لذا، تحول گرائي و نوخواهي در جهان كنوني، ديگر انتخاب نيست، بلكه يك تحميل! و ضرورتست؛كه از رهگذر آن، كارآمدي، اثرگذاري و توفيق در انجام وظايف معلمي، حاصل مي شود. معلم بايد دائما، مهارتهاي شغلي خويش را افزايش داده، به روشهاي نوين تدريس روي آورد، از علم ودانش نو بهره مند گردد، دراين صورت است كه عنصر سازنده و آفريننده زمان خويش مي شود و مورد پذيرش و قبول فراگيران و دانش آموزان واقع مي گردد.
5- برنامه ريزي:
برنامه ريزي، آن چيزي است كه به صفحه فعاليتهاي زندگي روزمره، كادر مي دهد؛ روح نظم و انضباط و تقيد به وقت را در انسان، زنده و تقويت مي كند. با برنامه ريزي صحيح، قادر خواهيم بود، از حداكثر وقتمان، استفاده كنيم. اكثر مردم از كمبود وقت! مي نالند اندكند كساني كه وقت كافي دراختيار دارند! طبق تخمين ها و برآوردهاي انجام شده، حدود (03 الي04) درصد توان انسانها بكارگرفته مي شود و محاسبات نشان مي دهد كه افراد (06%) از زندگي كاري خويش را به هدر مي دهند. چرا؟! چون شناخت كافي از ارزش وقت و عمر وجود ندارد، هدفها روشن نيست؛ برنامه ريزي و اولويت سنجي ها، دقيق نيست. امروزه در مسئله بهره وري بحث مديريت منابع مطرح است. مشابه همين بحث مي تواند در موضوع بهره وري حداكثري از زمان و وقت، مطرح شود، يعني مديريت عمر وفرصت ها كه همان برنامه ريزي است، كه با هدف كنترل فرصتها و جهت دادن به فعاليتها، بايد صورت بگيرد. ما بايد عمر و زمان خويش را در قالب دقيقه ها و ثانيه ها، ريز كنيم، تا بفهميم چه فرصتهايي را داريم از دست مي دهيم و چه فرصتهايي پيش رو داريم كه بايد حساب شده و كامل از آنها بهره ببريم. در دنياي امروزديگر، روزمرگي، بي نظمي و بي برنامگي جايي ندارد. سپردن زمام زمان به دست قضا و قدر انسان را فرسنگها از اهداف ومقاصدش دور مي سازد، او را از قافله تحولات نوين عقب مي راند، و ثمري جز اتلاف منابع تجديدناپذير خدادادي، يعني عمر انسان ندارد.
مطالعه در زندگي و احوالات دانشمندان و انسانهاي بزرگ تاريخ، نشان مي دهد كه مهمترين عامل موفقيت آنان در پيشبرد امور و مقاصدشان، نظم و انضباط در كارها وبرنامه ريزي هدفمند بوده است. بعداز شهادت دكتر بهشتي، وقتي كه به تقويم كاري شان نگاه كردند، ديدند كه آن معلم شهيد، براي 6 ماه آينده خود، برنامه ريزي كرده و تقويم اجرايي آن را نوشته است.
هركه را شد همت عالي پديد
هرچه جست آن چيز شد حالي پديد
6- هدف مندي:
اولين نكته مهم و حياتي در فرآيند برنامه ريزي، تعيين هدف است. هدف، عنصر اساسي برنامه ريزي و هسته اصلي تمام وظايف و مسئوليتهاست. هدف، به فعاليتها و تلاشهاي ما در زندگي جهت مي دهد و آنها را در مسير مشخص و معيني، هدايت مي كند. اهداف از پيش تعيين شده، مقرر مي سازند كه ما در زندگي و كارهايمان بدنبال چه هستيم ومي خواهيم به كجا برويم. انتخاب هدف مشخص و قابل اندازه گيري براي معلم و مربي اين عصر، ضرورتي اجتناب ناپذير است زيرا اولا: قادر است مسير حركت آموزش و تربيتي خويش را مشخص كرده و انگيزه شغلي اش را افزايش دهد. ثانيا تلاشها، متمركز و يكپارچه شده و همه امكانات و ظرفيتها- با اولويت بندي- به سمت اهداف از پيش تعيين شده، بسيج مي شوند.
ثالثا: مبناي مشخص براي تصميم گيريها پديد مي آيد و از دوباره كاريها و ندانم كاريها و بي راه رفتنها، جلوگيري مي شود.
رابعا: ميزان و محك مناسبي براي عملكرد آموزش و تربيت معلم و مربي درآمده و اين امكان را فراهم مي سازد كه اندازه پيشرفت كار خويش را ارزيابي نموده و نقاط قوت و ضعف برنامه هاي خود را بشناسد. از اين رو، اهداف كمي و اندازه پذير كه تحقق و رسيدن به آن، مهلت معيني دارد، بخش اصلي فرآيند كنترل محسوب مي شوند، يعني همان فرآيندي كه به ما اطمينان مي دهد كه برنامه ها و فعاليتها در مسير هدف قراردارند يا نه؟
7- آينده نگري:
انسان دورانديش، نسبت به آينده هيچ ابهامي ندارد، افق فردا و فرداها، برايش روشن است درمقايسه با ديگران، تصويري شفاف تر از رويدادها و اتفاقات در حال رخ دادن دارد، ديد و نگرشش نسبت به حوادث و مسائل محيط اطرافش، محدود و معطوف به امروز و زمان حال نيست. به وضع موجود قانع نيست، فرداها را در امروز به تصوير مي كشد و آينده را در قالب زمان حال تماشا مي كند و امام علي(ع) فرمودند: «توفيق و بهروزي و كاميابي در زندگي، درپرتو آينده نگري و دورانديشي، حاصل مي شود.» (غرور الحكم -ج5- ص188) درپرتو آينده نگري، افق ديد انسان باز و روشن مي شود، اصطلاحا وسعت ديد پيدا مي كند و نگاهش تيزبين مي شود.
در نتيجه، نياز آينده و انتظاري كه جامعه فرد از او دارند را بهتر مي شناسد؛ و از همين حالا براي رسيدن به آن آماده مي شود. انسان آينده نگر، با انگيزه، با نشاط، اميدوار و روحيه خستگي ناپذير دارد. از ناكامي ها، تلخ كاميها، نمي هراسد! بلكه از آنها پلي براي پيروزي هاي بعدي فراهم مي سازد. به فردايي زيباتر و بهتر ازامروز مي انديشد. چشم انداز زندگي فردايش را با محاسبه و مطالعه و نيازسنجي، تنظيم مي كند، يعني از حالا براي ورود به فردايي كه قطعا، شرايطش متفاوت تر از امروزاست، برنامه ريزي كرده و مهيا شده است. روشن بيني، پيش بيني، توسعه ميدان ديد و تمهيدات مقدمات جهت ارتقا سطح كارآمدي ضرورت هاي غيرقابل انكار براي معلم هزاره سوم است.
8- نگاه تخصصي
درگذشته بودند كساني كه در بسياري از رشته ها و حوزه هاي دانش، خودرا صاحب نظر و كارشناس مي دانستند. وبه اصطلاح، همه فن حريف بودند! گذشته، گذشته است! دنياي جديد، اين رويكرد را نسبت به دانش و مهارت، برنمي تابد. در جهان امروز، علوم، دانشها و رشته هاي تخصصي تر، جزيي تر و دقيق تر مي شوند. مرزهاي علوم باريك تر مي شوند؛ لذا ما شاهد ايجاد مرزبنديهاي جديد درعلوم و رشته هاي دانشگاهي هستيم. بسياري از رشته هاي جديدالتأسيس دانشگاهها، رشته هاي ميان رشته اي اند؛ مثلا: فلسفه اخلاق كه دانش و رشته جديديست بين رشته هاي فلسفه و رشته تعليم و تربيت اسلامي. معاونت فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري چندي پيش اعلام كردند كه بيش از دويست رشته ميان رشته اي براي رشته هاي علوم انساني برنامه ريزي شده است. جهان امروز ما را ملزم مي كند كه «حريم تخصص» را رعايت كرده و تنها در يك رشته و يك مهارت، صاحب نظر و متخصص باشيم و از اظهارنظر درباره مطالب و دانشهايي كه مربوط به ما نيست و درآن خبرگي نداريم، خودداري كنيم. روشن است كه موفقيت يك معلم و مربي، دراين شرايط، منوط به داشتن بينش عميق و دانش دقيق در زمينه حرفه و مهارت خويش است. لذا معلمي درعصر دانش و فن آوري ارتباطات و اطلاعات يك حرفه و تخصص است كه با نگاه علمي و فني بايد نگريست. كار معلم در جهت جديد شبيه كار پزشك متخصص است، نه پزشك عمومي!! پزشك متخصص تنها در زمينه يك آسيب و بيماري، حق اظهارنظر و طبابت دارد و اگر هم بخواهد درباره بيماريهاي ديگري كه تخصصي ندارد، اظهارنظر كند، جامعه پزشكي و مردم برنمي تابند و مانع او مي شوند. معلم و مربي هم در اين روزگار دقيقا- اين گونه بايد باشد. يعني نسبت به حوزه مسئوليت آموزشي و يا پرورشي خويش، عالمانه، حكيمانه و كارشناسانه مواجه شده و حريم تخصص را پاس بدارد كه اين، عين تعهد است!

 



رئيس سازمان نوسازي و تجهيز و توسعه مدارس كشور:6 هزار واحد آموزشي تا مهر به بهره برداري مي رسد

رئيس سازمان نوسازي، تجهيز و توسعه مدارس كشور گفت: بر اساس برآوردها 6 هزار طرح آموزشي با بيش از 60 هزار كلاس درس تا مهر امسال به بهره برداري مي رسد.
حبيب الله بوربور ضمن اعلام اين مطلب افزود: البته اتمام اين طرحها و بهره برداري از آن تا موعد مقرر به بودجه تخصيصي وزارت آموزش و پرورش به سازمان نوسازي و تجهيز مدارس بستگي دارد.
وي اضافه كرد: صددرصد بودجه مورد نياز سازمان نوسازي و تجهيز مدارس كشو در سال 85 و 86 از خزانه دريافت مي شد اما امسال بودجه اين سازمان از اعتبار اختصاصي خارج و در بودجه وزارت آموزش و پرورش تلفيق شده است و به ميزان بودجه اي كه به ما اختصاص يابد تا ابتداي مهر طرح افتتاح مي كنيم.
رئيس سازمان نوسازي، تجهيز و توسعه مدارس كشور با اشاره به ميزان طرحهاي اجرايي اين سازمان در سال هاي پيش ابراز داشت: دو سال گذشته 3 هزار و 65 طرح آموزشي با 11 هزار و 432 كلاس درس و پارسال 5 هزار و 67 طرح با 21 هزار و 727 كلاس درس اجرا شد.
وي با اشاره به مشكلات سازمان نوسازي و تجهيز مدارس كشور در اجراي طرح ها گفت: 5 هزار و 754 مدسه استيجاري در كشور وجود دارد كه تهران با داشتن حدود 600 مدرسه استيجاري و نيز استان سيستان و بلوچستان بيشترين شمار و زنجان و قزوين كمترين آمار مدارس استيجاري را دارند.
بوربور با ارائه آمار مدارس دونوبته شهري و روستايي در كشور ابراز داشت: 26 هزار و 371 مدرسه متشكل از 144 هزار و 260 كلاس درس با 3 ميليون و 585 هزار و 518 دانش آموز در كل كشور به شكل دونوبته است كه 15هزار و 591 باب از اين مدارس در شهرها و 10 هزار و 780 مدرسه در روستاها قرار دارد.
رئيس سازمان نوسازي و تجهيز مدارس كشور با بيان اينكه ميزان مدارس دو نوبته كشور در مقايسه با سال پيش كاهش يافته است افزود: ميزان مدارس دونوبته كشور در سال پيش 28 هزار و 208 مدرسه متشكل از 153 هزار و 495 كلاس درس با 3 ميليون و 805 هزار و 428 دانش آموز بود.
وي گفت: تهران با داشتن 2700 مدرسه دونوبته و نيز خراسان رضوي و خوزستان بيشترين آمار اين مدارس و سمنان، خراسان جنوبي و يزد كمترين مدارس دونوبته را دارند.
بوربور با اشاره به مشكلات سازمان نوسازي مدارس در زمينه مقاوم سازي واحدهاي آموزشي ابراز داشت: فقط 113 مشاور حائز صلاحيت مقاوم سازي در كشور وجود دارند كه از آنان در همه استانها براي همكاري در مقاوم سازي مدارس دعوت شده است.
وي افزود: اين مشاوران تا خرداد سال پيش، فقط براي 27 مدرسه نقشه اجرايي مقاوم سازي ارائه كرده اند كه نيمي از اين رقم در سال 85 و نيم ديگر در سال 86 اجرا شده است.
رئيس سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور گفت: همچنين براي آغاز مطالعه مقاوم سازي دوهزار مدرسه با اين مشاوران قرارداد منعقد شده است كه اين رقم در مقايسه با 26 هزار مدرسه كشور كه بايد مقاوم سازي شوند، رقم ناچيزي است.
بوربور اضافه كرد: اين افراد در ابتدا براي مقاوم سازي 2 هزار مدرسه اعلام آمادگي كرده بودند اما اين ميزان درآينده به 870 مدرسه و اكنون به 319 طرح قابل اجرا كاهش يافته است كه 90 طرح آن در تهران اجرا مي شود.
وي با تاكيد بر لزوم مشاركت دانشگاه هاي كشور در آموزش رشته مقاوم سازي و تربيت نيروي انساني متخصص در اين زمينه گفت: به علت تاييد نشدن طرح هاي مشاوران مقاوم سازي در برخي استانها، اجراي مقاوم سازي مدارس در 9 استان ممكن نيست.
رئيس سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور با تاكيد بر لزوم مشاركت دانشگاه ها در مقاوم سازي افزود : براي نيم ميليون متر مربع از فضاهاي آموزشي كشور در تابستان امسال برنامه ريزي شده است.

 



خلاقيت و نوآوري در آموزش و پرورش

بحث تغيير و نوآوري در قرن حاضر بحث دنياي علم است و عصر امروز، عصر تغيير و عصر انفجار علم، عصر پيدايش سازمانهاي متعدد علمي، اجتماعي و اقتصادي و عصر نوآفريني و نوآوري است.
جهان امروز با شتاب فوق العاده در حال تحول و دگرگوني است و دامنه معرفت و دانش و فن آوري به سرعت فزوني مي گيرد و نوآفريني جزو ضروريات هستي نظامهاي مختلف فرهنگ، سياسي، اجتماعي و اقتصادي است.
از سازمانهايي كه امروزه بيش از ساير سازمانها در زمينه پرورش خلاقيت و نوآوري مسئوليت دارند سازمان آموزش و پرورش است. زيرا آموزش و پرورش زيربناي اصلي و عمده شخصيت و ديدگاههاي مردمي و رشد ابعاد وجود آدمي است.
خلاقيت
خلاقيت را شايد بتوان برترين سطح يادگيري بشر به بالاترين توانمندي تفكر و محصول نهايي ذهن و انديشه انسان دانست. افرادي كه خلاقيت بالايي دارند داراي خصوصيات شخصيتي و رفتاري ويژه اي هستند كه به وسيله اين خصوصيات مي توان آن ها را از ساير افرادي كه از خلاقيت كم تري برخوردار هستند تشخيص داد فايده اصلي آشنايي با ويژگي هاي افراد خلاق اين است كه مي توانيد از آن ها به عنوان الگوهاي رفتاري براي ايجاد و پرورش رفتارهاي خلاقانه در كودكان استفاده كنيد.
استقلال
فرد خلاق در افكار و كارهاي خويش از استقلالي بالا برخوردار است. او عقايد و انديشه هايش را وابسته به افكار و عقايد ديگران نمي داند. وي معمولا در ايجاد دگرگوني هاي اساسي در كارها و تغيير مسير در شيوه زندگي خود مستقلانه عمل مي نمايد و فرد خلاق كم تر خود را نيازمند و وابسته به ديگران حس مي كند.
كنجكاوي زياد
فرد خلاق تمايل زيادي به كشف مسائل و پي بردن به اصل پديده ها دارد. وي هميشه علاقمند است كه از سطح ظاهري يك مسئله فراتر رود و درون آن را بيابد.
علاقه به كارهاي پيچيده
فرد خلاق پيچيدگي را دوست دارد به همين دليل او در كارهاي مشكل و پيچيده بيش از هر چيز ديگر انرژي صرف مي كند. او به درگير شدن با امور دشوار كه نياز به تلاش فكري زياد دارد، بيش از حل مسائل ساده و عادي علاقمند است.
اعتماد به نفس بالا
فرد خلاق نسبت به خود و توانمندي هايش آگاهي دارد به همين سبب از اعتماد به نفس زيادي برخوردار است او به خود و افكار خود اطمينان دارد و معتقد است كه ايده ها و نظراتش ارزشمند هستند.
حساسيت و توجه
بسياري از اشياء و پديده ها كه براي اغلب مردم، عادي و پيش پا افتاده جلوه مي كند، مي تواند توجه و حساسيت فرد خلاق را برانگيزد او محيط پيرامون و پديده هاي اطراف را به گونه اي متفاوت از ساير افراد مي نگرد. زاويه ديد او وسيع است، به جزئيات توجه مي كند و تغييرات را زير نظر دارد.
حساسيت فرد خلاق، او را هدايت مي كند تا او را به راه هاي رفع ايرادات افكار و ايده هاي ديگران و تغيير و بهبود اشياي پيرامون خود فكر كند.
اصول پرورش خلاقيت در كلاس درس
در اين قسمت مهم ترين اصول و روش هايي كه در اين مورد وجود دارد و مي تواند در فرايند رشد خلاقيت نقش تسهيل كننده و تسريع كننده داشته باشد بيان مي گردد.
1- دانش آموزان خود را به تناسب رفتارها، فعاليت ها و دستاوردهاي خلاق آن ها مورد تشويق قرار دهيد.
2- به دانش آموزان خود بياموزيد كه نسبت به ايده ها و افكار خود حساس باشند و آن ها را يادداشت كنند.
3- در مورد ماهيت خلاقيت و مفاهيم آن، به دانش آموزان اطلاعات لازم را بدهيد.
4- براي تخيلات و افكار نو دانش آموزان ارزش و احترامي ويژه قائل باشيد.
5- آن ها را عادت دهيد كه براي حل مسائل، همواره راه هاي متعددي را جست وجو كنند.
6- آن ها را به مطالعه و كسب اطلاعات در زمينه هاي مختلف ترغيب نمائيد.
7- دانش آموزان خود را با مسائل حل نشده روبرو كنيد و از آن ها راه حل هاي جديد بخواهيد.
نتيجه گيري
تفكر خلاق، نوعي تيزهوشي است افراد متفكر و خلاق در استنتاج از مسائل، فراتر از افكار منحصر به فرد اصيل رفته و سازمان يافته و مبتكرانه گام برمي دارند اين افراد، احتمالا در خانه و كلاس كه افكار غيرمعمول در آنها از ارزش بيشتري برخوردار است، پيشرفت كرده و مورد تشويق قرار مي گيرند و در محيط هاي خشك يا بي توجه نسبت به تفاوت هاي فردي، اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند.
شيوه هاي نگرش و تفكر خلاق بايد در خانه و كلاس درس آموزش داده شود پرورش و ايجاد ويژگي ها و نگرش هاي خلاق در كودكان، باعث رشد تفكر خلاق در آنها مي شود. افراد خلاق مسائل مبهم را به خوبي تحمل مي كنند و حتي گاهي لذت هم مي برند.
رضا شيرازي
كارشناس امور فرهنگي و هنري
از علي آباد كتول
منابع:
كلاس خلاقيت، تأليف افشين سليماني
كودك تيزهوش دكتر سيلوياريم مترجم ناهيد آزادمنش
مديريت و نوآوري در مدارس تأليف احمد صافي
يادگيري و آموزش مهارت هاي اجتماعي و عاطفي تأليف موريس. جي الياس ترجمه محمد فرهمنديان

 



نوبت پرواز

فردا دوباره نوبت پرواز مي شود
بگشاي پر كه پنجره ها باز مي شود
وقتي قفس شكست و فضا بوي گل گرفت
بلبل به باغ سينه غزلساز مي شود
روزي خيال ساكت و آرام باغها
لبريز از ترانه و آواز مي شود
خوش باد فرصتي كه به يمن بهار سبز
فصل جواني و طرب آغاز مي شود
آري قسم به صبح رهايي كه روز وصل
گوئي دميده محشر و اعجاز مي شود
آنگاه در كنار شقايق به باغ نور
گلهاي سبز عاطفه ابراز مي شود
(فرياد) غم مخور كه پس از شام انتظار
صبحي خجسته با همه دمساز مي شود
صفرعلي شفايي (فرياد اردكاني)
]رتبه اول شعر در مسابقه 12 گلدان [

 



يا ضامن آهو

غروب بود وارد حرم شدم. درحرم غوغا بود. صحن هاي مطهر حضرت از جمعيت زائر موج مي زد. من گوشه چادر مادرم را چسبيده بودم. صداي روح پرور موذن از مناره هاي بلند مسجد مقدس گوهرشاد به گوش مي رسيد و آواي ملكوتي دعا فضا را عطرآگين كرده بود. خادمان حرم، فرش هاي پرنقش و نگار و يكدست را درصحن گسترده بودند. مردم دسته دسته خود را براي شركت در نماز جماعت آماده مي كردند. من محو تماشاي آنها بودم و يكمرتبه احساس كردم كه از مادرم جدا افتاده ام. بغضم تركيد و حين گريه فرياد زدم: «مادر! مادر!» اما مادرم را نديدم. خيلي ترسيده بودم. ناگهان به ياد داستان آهو و صياد و آقا افتادم كه مادر بزرگم بارها آنرا براي من تعريف كرده بود. بي اختيار ناله كردم:
يا ضامن آهو، يا ضامن آهو كمكم كن.
لحظه اي بعد چهره مهربان مادرم را ديدم كه از آن سوي صحن به من لبخند مي زند. من هم خنديدم و از ته دل به آقا سلام دادم. السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
فرزانه شفايي- دانشجوي ترم 4 پزشكي يزد

 



دست پگاه خاطرات معلمي

وقتي پگاه 8 ساله را پاي تخته صدا زدم تا تمرين رياضي را حل كند متوجه كبودي زير چشمش شدم. پرسيدم: «پگاه چرا صورتت كبود است؟» گفت: «اجازه خانم مادرم مرا زده»!با تعجب پرسيدم: «چرا؟» پاسخ داد: «برادرم، امروز از مدرسه يك مداد نو جايزه گرفته بود من نوكش را كه شكسته بود برايش تراشيدم و مداد كوچك شد. مادرم آمد و مرا تنبيه كرد.» بچه هاي ديگر گفتند: «خانم دستش هم كبود است.» وقتي آستين مانتوي پگاه را بالا زدم از صحنه اي كه ديدم خشكم زد، اشك در چشمانم حلقه زد؛ دست دخترك به اندازه يك دايره به شعاع 2 سانتي متر كاملا كبود شده بود!
با خودم فكر كردم، يعني مي شود يك مادر تا اين اندازه بي رحم باشد؟ چه طور دلش آمده كودك معصوم و دلبندش را اين گونه تنبيه كند؟ پرسيدم: «با چه وسيله اي تو را زده؟» گفت: «گازم گرفته!»
يعني در سال 2008 كه اين همه روان شناسان و جامعه شناسان و متخصصين در باره اهميت به كودك و چگونگي تربيت آن ها و نحوه برخورد با كودكان و لطافت روح آن ها و حتي نحوه صحيح تغذيه و گذراندن وقت مفيد بچه ها و... مقالات و دستورالعمل ها و راه كارهايي از طرق مختلف و رسانه هاي گوناگون، در اختيار افراد مي گذارند هنوز مادري اين گونه و با چنين شيوه اي كودكي را مورد ضرب و شتم قرار مي دهد؟ يعني او از خدا نمي ترسد؟ جريان را با مدير مدرسه در ميان گذاشتم و از مادر خواستيم تا به مدرسه بيايد و جوابگو شود؛ تا ببينيم از چه راهي مي توان مشكل اين طفل را حل نمود.
ولي حالا كه دو روز از اين ماجرا مي گذرد، لحظه اي از فكر اين كودك خارج نشده و با خود مي گويم يعني چند كودك ديگر در گوشه و كنار اين شهر يا اين كشور درحال شكنجه ديدن و مورد آزار قرار گرفتن، هستند.
آن هم از جانب كساني كه نزديك ترين شخص به او بوده و تنها ياوران و تكيه گاهان او در مقابل ظلم ديگران، بايد باشند!
و چگونه مي توان به اين كودكان كمك كرد؟ چگونه مي توان به والدين آگاهي داد كه اين بچه ها، امانت هاي خدا در دستان ما هستند و ما بايد رسم امانتداري را رعايت كرده و روزي بايد جوابگوي اعمال خود در نزد خداوند متعال باشيم.
به آن ها بفهمانيم كه اگر به فرزند خود ظلم كنيم به او آموخته ايم كه ظلم پذير باشد و در مقابل ستم ديگران نيز، سر تسليم فرو آورد و نتواند از حق خود دفاع نمايد.
چگونه به آن ها بياموزيم كه وقتي روحي آسيب ديد، وقتي دلي شكست، به اين راحتي ترميم نمي شود. وقتي كودكي در خانه و كنار خانواده احساس امنيت و آرامش نكند، به كجا پناه ببرد؟ دست ياري به سوي چه كسي دراز بكند؟ آمال و آرزوهايش را در كجا جستجو نمايد؟
اي پدر، اي مادر! اين كودك تا زماني كه ناتوان است، ظلم تو را مي پذيرد، زماني كه قدرتمند شد آن وقت تلافي خواهد كرد. آن زمان ديگر انگشت به دندان گزيدن بي فايده است و خود كرده را تدبير نيست. پس تا دير نشده به خود بيا و از خواب غفلت بيدار شو به اميد ريشه كن شدن هر نوع ظلمي، در هر جاي جهان.
زهرا رضازاده. آموزگار
پايه دوم دبستان

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14