(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 20 خرداد 1387 - 5 جمادي الثاني 1429 - 9 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189103
 

معيارپذيرش احزاب وگروه ها

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




معيارپذيرش احزاب وگروه ها

تدوين : محمد هاشمي تروجني
پذيرش«جمهوري اسلامي» معيار پذيرش تشكلها
برنامه قليل المدت و عاجل - كه حالا ما برايش مكلف هستيم - اين است كه با توجه به اينكه ما پيروزي كه پيدا كرديم در اثر وحدت كلمه و اينكه همه اقشار با هم دست به دست هم و با فرياد واحد و آن اينكه ما اين سلطنت كثيف را نمي خواهيم و ما يك سلطنت الهي، يك جمهوري الهي مي خواهيم، مي خواهيم احكام الهي در خارج تحقق پيدا كند، همه گفتيم جمهوري اسلامي، بايد همين معنا را حفظ كنيم و در خلال اين معنا يك توجه خاصي همه ملت ايران به جمعيتهايي كه در شرف تشكيل هستند، يا تشكيل شدند و دارند تشكيلات خودشان را بيشتر مي كنند، يك توجهي به اينها بكنيم ببينيم كه اينها مسيرشان مسير ملت است يا مسيرشان با ملت فرق دارد. علامت اينكه مسير همان مسير ملت باشد اين است كه در صحبتهايي كه مي كنند، در مقالاتي كه مي نويسند، در ميتينگهايي كه مي دهند، همان طوري كه ملت هر جا با هم مجتمع بشود و هر جا ميتينگ بخواهد بدهد و هر وقت قلم دست نويسندگان ملت مي افتد - ملي افتد، اينها همه فرياد مي زنند و مي نويسند «جمهوري اسلامي»، اگر اين جمعيتهايي كه حالا در شرف تكوين است يا تكوين شده است و دارند تقويت مي كنند خودشان را، و مردم را از اطراف جذب مي كنند، اگر اينها هم همين مطلب را بگويند جمهوري اسلامي، مضايقه اي نيست از اينكه اينها . ... هر كدام يك اجتماعي داشته باشند؛ ملت هم با آنها، آنها هم با ملتند. اما اگر ديديد كه در حرفهايشان از خدا خبري نيست، از اسلام هم خبري نيست، هيچ به جمهوري اسلام فكر نمي كنند، هيچ دمي نمي زنند از جمهوري اسلامي، از آنكه ملت همه با هم رأي دادند به اتفاق كلمه كه ما جمهوري اسلامي مي خواهيم، اگر شما ديديد كه اين جمعيتهايي كه الآن مشغول فعاليت هستند، جمهوري كه مي گويند، يا «جمهوري» مي گويند يا «جمهوري دمكراتيك» مي گويند يا «جمهوري دمكراتيك اسلامي»، اگر اينها جمهوري گفتند، اين همان معنايي است كه دشمنهاي ما مي خواهند، دشمنهاي ما از جمهوري نمي ترسند، از اسلام مي ترسند. از جمهوري صدمه نديدند، از اسلام صدمه ديدند. آنكه تودهني به آنها زد جمهوري نبود، جمهوري دمكراتيك هم نبود، جمهوري دمكراتيك اسلامي هم نبود؛ جمهوري اسلامي بود. علامت اينكه شما بفهميد كه مسير اين جمعيت - هر كه مي خواهد باشد - اگر چنانچه جمعيتي باشد كه در پيشاني او از نماز خواندن پينه بسته - نظير «خوارج» كه پينه بسته بود پيشاني شان از شدت طول سجده لكن حق را كشتند - اگر اشخاصي باشند كه صد در صد ملي به خيال شما يا به خيال خودشان هستند، اگر اشخاصي باشند كه دم از آزادي مي زنند، دم از استقلال مي زنند لكن در نوشته هاشان از خدا خبري نيست، از اسلام خبري نيست، از جمهوري اسلامي خبري نيست، اينها همان طوري كه شيطان از بسم اللّه مي ترسد اينها از اسلام مي ترسند! علامت اينكه شما بشناسيد اشخاصي كه از مسير شما خارج است، از مسير اين ملتي كه خونش را داد در راه اسلام، اينهايي كه خون دادند، جوانهاي ما كه به خيابان ريختند، بانوان ما كه به خيابان ريختند، و تظاهر كردند و با مشت گره كرده اين دشمن بزرگ را از بين بردند، بايد ديد كه اينها اشخاصي بودند كه دمكراتيك بودند؟ مذاقشان و مسلكشان دمكراتيك بود؟ اينها جمهوري مي خواستند مثل جمهوري كه شوروي مي خواهد؟ شوروي هم جمهوري است مثل جمهوري كه ساير ممالك دشمن ما مي خواهد؛ امريكا هم جمهوري است. ملت ما كه خون خودش را ريخت و فرياد كرد «اللّه اكبر» و فرياد كرد «جمهوري اسلامي»، اسلام اينها را وادار كرد به يك همچو جانبازي و خونريزي و فدايي دادن يا آن معنايي كه شوروي ها مي خواهند؟ يا آن معنايي كه امريكايي ها مي خواهند؟ يا آن معنايي كه اسرائيل مي خواهد؟ آنها هم جمهوري اند. اينهايي كه مي گويند جمهوري، «اسلامي» را دنبال آن نمي گذارند - و فقط اين دو كلمه، كه من از اول فرياد زدم كه ما همين دو كلمه را مي خواهيم: «جمهوري اسلامي» اگر ديديد يك كلمه اي اضافه شد، بدانيد مسيرشان با شما مختلف است.
اينها مي خواهند شما را بكشانند به آن مطالبي كه برخلاف اسلام است. بر فرض اينكه مخالف با رژيم سابق هم باشند - و بسياري شان هستند - لكن ما فقط مطلبمان اين نبود كه رژيم سابق از بين برود؛ . . . مطلب مسلمان اين نيست كه فلان طايفه از بين بروند. از باب اينكه رژيم مانع بود از اينكه اسلام در خارج تحقق پيدا بكند، احكام اسلام تحقق پيدا بكند، به قرآن عمل بشود، از اين جهت ما با رژيم مخالفت كرديم. اگر رژيم هم احكام اسلام را به آن عمل مي كرد، هماني كه ما مي گفتيم او هم مي گفت، كه با او دعوا نداشتيم! .. . اين خونها ريخته شده است نه براي اينكه رژيم از بين برود، براي اينكه اسلام تحقق پيدا كند. مقصود] از[ رفتن رژيمهاي فاسد، مقصود] از [قطع ايادي دشمنها اين است كه ايران بشود يك مملكت اسلامي؛ حكومت اسلامي باشد، برنامه ها برنامه هاي اسلامي باشند. اگر بنا باشد كه حكومت و رژيم سابق از بين رفت لكن يك رژيم غير اسلامي ديگري آمد، خونهاي بچه ها و جوانهاي ما هدر رفت. ما زحمت كشيديم و اين سد را از بين برديم، و ديگران آمدند و همان مطالب سابق و همان حرفهاي غير اسلامي را در خارج تحقق دادند به آن!
برنامه ملت ما - آن هم برنامه قليل المدت - اين است كه دشمن را شناختند و از ميدان رد كردند؛ حالا هم بشناسند دشمن را و از ميدان ردش كنند. دشمن ما فقط محمدرضاخان نبود؛ هركس كه مسيرش مسير اسلام نباشد دشمن ماست، با هر اسم مي خواهد باشد. هركس جمهوري را بخواهد دشمن ماست، براي اينكه دشمن اسلام است. هركس پهلوي جمهوري اسلامي «دمكراتيك» بگذارد اين دشمن ماست، هركس «جمهوري دمكراتيك» بگويد، اين دشمن ماست، براي اينكه اين اسلام را نمي خواهد. ما اسلام را مي خواهيم. ما اين همه فداكاري كرديم، جوانهاي ما اين همه در مبارزات وارد شدند و زحمت كشيدند و رنج كشيدند و خون دادند، براي اين بود كه اسلام را مي خواستند. آني كه اين نهضت را پيش برد آني بود كه مي گفت من شهادت را فوز مي دانم. شهادت را براي «دمكراتيك» فوز مي داند؟ شهادت را براي مسير چپ يا راست فوز مي داند انسان؟ بچه هاي ما براي اينكه همان جمهوري كه در شوروي هست، همان جمهوري كه كمونيستها مي خواهند، فرياد بزنيم دنبالش؟! ما خون داديم براي آن جمهوري؟! ما خون داديم براي جمهوري غرب؟! ما براي اسلام خون داديم. جوانهاي ما براي اسلام خون دادند. شما جوانان ما كه از راه دور آمديد، زحمت كشيديد و آمديد، شما آمديد يك نفر آدمي كه دمكراتي است ببينيد؟! يك نفر آدمي كه مايل به شوروي است ببينيد؟! يك نفر آدمي كه امريكايي است ببينيد؟! انگليسي است ببينيد؟! يا آمديد يك نفر آدم مسلمان ببينيد؟ يك نفري كه دعوت به اسلام مي كند ببينيد؟ اين همه زحمت كشيديد كه يك نفر روسي را ببينيد؟! يك نفر انگليسي را ببينيد؟! يك نفر آلماني را ببينيد؟! شما كه براي اين جهت نيامديد؛ شما آمديد پيش يك نفري كه با شما همدرد است، همه اسلام را مي خواهيم، همان كه شما مي خواهيد،
مي خواهد. بايد بشناسيد؛ علامتش هم همين است كه من عرض مي كنم.
روزنامه ها را بخوانيد: اينهايي كه فرياد مي زدند كه بايد دمكراتي باشد، اينها مسيرشان غير از ماست؛ اينهايي كه اسم از اسلام نمي آورند و اجتناب مي كنند از اينكه اسمي از اسلام بياورند، در عمرشان «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را نمي خواهند بگويند، اينهايي كه نوشته هاشان را بخوانيد ببينيد كه از جمهوري اسلامي اصلش صحبتي نيست، اينهايي كه از اين فداكاري كه روحانيين كردند و قدم اول را روحانيين برداشتند، 15 خرداد، 15 خرداد روحاني است و بايد تعطيل بشود براي روحاني، نهضت روحانيت. اينهايي كه مي بينيد كه اجتناب از اين دارند، حتماً بايد اسم ديگري روي آن باشد، اسلام نباشد هرچه مي خواهد باشد، اينها سرپوش مي خواهند بگذارند روي مقاصد خودشان؛ آن مقاصدي كه برخلاف مسير ماست، با اسم يك نفري كه ملي است. مسير ما مسير نفت نيست؛ نفت پيش ما مطرح نيست. ملي كردن نفت پيش ما مطرح نيست. اين اشتباه است. ما اسلام را مي خواهيم اسلام كه آمد نفت هم مال خودمان مي شود. مقصد ما اسلام است. مقصد ما نفت نيست.(37)
2.3.58
¤¤¤
لزوم شناخت سوابق گروهكها
توطئه ها را با وحدت كلمه خنثي كنند. آنهايي كه در بين مردم، كارگرها، دهقانها، دانشكده ها، دانشگاهها، مي روند و تخم فساد مي كارند، آنها را بشناسند؛ ببينند كه اينها كي هستند، و از كجا تأييد مي شوند و كي آنها را تأييد مي كند. قلمهاي مسموم را بشناسند. اشخاصي كه قلم دست مي گيرند بر ضد اسلام، بر ضد روحانيت، بر ضد مسير ملت، قلمفرسايي مي كنند، بشناسند اينها را. سوابق اينها را به دست بياورند. مطالعه در احوال اينها و در سوابق اينها بكنند.(38)
9.3.58
¤¤¤
شناخت گروهها از طريق گفتار و كردار
ما بايد آن اشخاصي كه، گروههايي كه در مسير اسلام نيستند، در مسير نهضت اسلامي نيستند، در مسير ملت نيستند، آنها را از مقالاتشان، از گفتارشان، از كردارشان، بشناسيم. (39)
30.7.58
¤¤¤
شناخت گروهها از طريق عملكرد آنان
بايد متوجه باشيد. بايد شما دشمنتان را بشناسيد. اگر نشناسيد،
نمي توانيد دفعش بكنيد. دشمن شما آنهايند كه از روز اوّلي كه جمهوري اسلامي آمد توي كار يا تحريم كردند رأي دادن را يا رفتند صندوقها را آتش زدند؛ بعضي از صندوقها را كه توانستند، آتش زدند يا شكستند. آنهايي كه تحريم كردند جمهوري اسلامي را، حالا آمده اند جمهوري اسلامي شده اند. آنهايي كه آتش مي زدند صندوقهاي آراي مردم را، براي جمهوري اسلامي حالا آمده اند طرفدار شده اند. اين طرفداري نيست، اين يك حقه بازي است به صورت طرفداري. اگر بخواهند بگويند من به اسلام كار ندارم و من ضد اسلامم، خوب، مي دانند كه مملكت ايران اسلام است و
نمي گذارد كه اينها يك كاري بكنند. چاره ندارند، جز اينكه بگويند كه ما هم اسلامي هستيم. لكن ما اعمالشان را بايد ببينيم چطوري است. غائله هايي كه بپا مي كنند بايد ببينيم چه جوري است. از اول تا حالا غائله بپاكردند، اين گروههاي مخالفي كه هر كدام يك اسمي براي خودشان درست كرده اند هي غائله بپا كردند كه نگذارند شما آن مسيري را كه بايد، برويد، آن صراط مستقيمي را كه بايد، برويد، آن چيزي را كه خداي تبارك و تعالي پيش پاي شما گذاشته است، بايد، برويد؛ نگذارند اين كار بشود.
آنهايي كه وقتي محمدرضا در اينجا بود در دربارش خدمتگزار بودند، حالا ضد محمدرضا شده اند. اين ضديت نيست، اين ضديت براي اين است كه شما خيال كنيد، بازي بدهند من و شما را كه ما خيال كنيم اينها اسلامي هستند و يا بي طرف بشويم نسبت به آنها يا طرفدار بشويم. توانستند كه جوانهاي پاك وصاف و صحيح ما را گول بزنند با تبليغاتي كه بلدند و خوب هم بلدند. بايد توجه داشته باشد اين ملت كه گول نخورد از اينهايي كه براي اسلام دارند سينه مي زنند. ببينند اعمالشان چيست. ببينند اينهايي كه مي گويند «اسلام» آيا در عمل هم اينطوري هستند يا يك سنگربندهايي هستند كه با اسم «اسلام» مي خواهند از بين ببرند اسلام را. و لعلّ دزدهاي سرگردنه هم اسم اسلام روي خودشان مي گذارند، لكن دزدي مي كنند.
بايد ما با اسم گول نخوريم، ببينيم چه مي كند، ببينيم سابقه اين چيست، ببينيم كتابهايي كه اينها مي نويسند محتوايش چيست، ببينيم تبليغاتي كه اينها مي كنند چه تبليغ مي كنند. مجرد اينكه بگويد من مسلمم كه فايده ندارد با ادعا. الآن همه مي گويند ما مسلميم، همه
مي گويند ما انقلابي ايم، كسي نيست كه بگويد من انقلابي نيستم، هر كه مي گويد من انقلاب را درست كرده ام. اين ملت بيچاره، اين ملت بزرگ ما، اين ملتي كه با دست خالي رفت توي ميدانها و توي خيابانها و مشتش را پر كرد و مخالفت كرد با رژيم سابق و با همه ابرقدرتها و مطلب را به اينجا رساند، حالا من آمده ام، مي نشينم مي گويم من رهبر شما ]هستم [. تو غلط مي كني كه هستي. يا آن مي گويد كه نه، ما اين كار را كرديم. آخر كجا اين كار را كرديد؟ اگر يك دزدي را يك جايي كشتند، از طايفه شما بود، آن وقت شما مي شويد انقلابي؟!
بايد ببينيد چكاره اند اين جمعيتهايي كه افتاده اند توي اين مملكت و دارند خرابكاري مي كنند و مع الأسف، بعض اشخاص هم كه متوجه اين مسائل نيستند، يكوقت آدم مي بيند كه طرفداري از اينها كردند يا يك چيزي گفتند، آنها از آن استفاده طرفداري كردند. اينها گول مي زنند، همه را گول مي زنند.(40)
4.4.59
¤¤¤
اهميت ايده احزاب
اين طور نيست كه حزب بد باشد يا هر حزبي خوب باشد؛ ميزان، ايده حزب است و اگر ايده چيز ديگري باشد اين حزب شيطان است، هر اسمي هم داشته باشد. بنابراين، ما بايد كوشش كنيم كه حزبمان را حزب اللّه كنيم، خودمان را جزء حزب اللّه قرار دهيم.(41)
6.10.61
¤¤¤
تفاوت حزب الهي و حزب غيرالهي
از اول عالم تا حال، دو حزب بوده است: يكي حزب الهي و يكي حزب غير الهي و شيطاني. و آثار هر يك هم جدا بوده است و آني كه مال اللّه بوده، چون مقصد، خداي تبارك و تعالي است، به سوي او و در راه مستقيم است و آن كه بر خلاف اين راه بوده، كه اكثريت هم با اينهاست، حزبهاي شيطاني هستند، از صدر عالم تا حالا، زمان رسول اللّه هم بوده است و در زمان خودمان هم حزب رستاخيز را ديديد كه مقصدشان معلوم بود. حزبهاي الهي، آثارش اين است كه روح خداست؛ يعني، كوشش آن اين است كه دعوت به خود نكند و دعوت به خدا بكند؛ دعوت به طبيعت نكند و دعوت به الوهيت و ملكوت بكند. و اين علامتي است كه انسان خودش مي تواند بفهمد كه كجا مي رود؛ آيا طرف حزب خدايي و خدا مي رود و جزء حزب اللّه است يا طرف حزبهاي ديگر؟ انسان مي تواند تشخيص بدهد كه چه كاره است. البته گاهي حجابها مانع مي شود كه انسان بفهمد چه كاره است. آنها كه در اين راه اند كه راه را پيدا كنند، مي توانند حجابها را پاره كنند و بيايند راه حزب اللّه را، از باب اينكه ح زب اللّه هم الغال بون.(8) و حزبهاي ديگر هم كه فرضاً مدتي بمانند و دست و پا بزنند مغلوب اند.
و آن چيزي كه لازم است براي همه افراد بشر، اين است كه توجه كنند كه خودشان را در حزب خدا وارد كنند. انبيا هم براي همين آمدند.(42)
6.10.61
¤¤¤
حدود فعاليت احزاب و گروهها
آزادي بيان براي همه گروهها
سؤال: ]رابطه اين جنبش با احزاب و گروههاي مخالف چگونه است؟[
جواب: همه گروهها در بيان عقايد خود آزادند، و لكن خيانت را اجازه نمي دهيم.(43)
4.8.57
¤¤¤
محدوده آزادي احزاب
هرگونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتي كه مصالح مردم را به خطر نيندازند آزادند و اسلام در تمامي اين شئون حد و مرز آن را تعيين كرده است.(44) 11.8.57
¤¤¤
آزادي فعاليت احزاب
سؤال: ]حضرت آيت اللّه، فرموده ايد كه نظام آينده ايران يك جمهوري اسلامي است. نقش ساير احزاب سياسي مخالف شاه كه غير اسلامي هستند، در اين جمهوري چه خواهد بود؟[
جواب: فعاليتهاي احزاب اگر چنانچه مضر نباشند، آزاد است.(45)
19.8.57
¤¤¤
آزادي اظهار عقيده جناحهاي سياسي
سؤال: ]حضرت آيت اللّه، در صورت پيروزي جنبشتان، شما چه نوع حكومتي برقرار خواهيد كرد؟ در حكومت اسلامي، شركت گروههاي سياسي مختلف چگونه خواهد بود؟[
جواب: حكومت ما جمهوري اسلامي است كه متكي بر آيات قرآني است و قانونش، قانون اسلام است و جناحهاي سياسي در آنجا در اظهار عقايد خود آزادند.(46)
21.9.57
¤¤¤
لزوم احترام احزاب به منافع ملي
كشور اسلامي ايران داراي يك مجلس كه اعضاي آن از طريق آراي عمومي مردم انتخاب خواهند شد، خواهد بود و تنها به احزاب و گروههايي اجازه شركت در انتخابات داده خواهد شد كه به منافع ملي احترام بگذارند.(47) 24.10.57
¤¤¤
محدوده آزادي مخالفت احزاب
احزاب آزادند كه مخالفت با ما يا با هر چيزي بكنند، مادامي كه اقداماتشان مضر به كشور نباشد.(48) 26.10.57
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
73- سخنراني در جمع دانشجويان اهواز
83- سخنراني در جمع روحانيون سبزوار و بانوان قم
93- سخنراني در جمع مردم و عشاير
04- سخنراني درجمع اعضاي شوراي اسلامي كارگران
14- سخنراني درجمع مسئولان حزب جمهوري اسلامي
24- سخنراني در جمع مسئولان حزب جمهوري اسلامي
34- مصاحبه با خبرگزاري رويتر
44- مصاحبه با روزنامه ايتاليايي پائزه سرا درباره دلايل سقوط رژيم شاه
54- مصاحبه با خبرنگاران درباره قانون اساسي 6091 و آينده انقلاب
46- مصاحبه با روزنامه «صداي لوكزامبورگ» درباره نفي همكاري با ماركسيستها
74- مصاحبه با خبرگزاري فرانسه درباره اوضاع ايران
84- مصاحبه با مجله «اشترن» درباره آزادي احزاب در جمهوري اسلامي

 

(صفحه(12(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14