(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 12 خرداد 1387 - 26 جمادي الاول 1429 - 2 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189100
 

هدف از ايجاد گروه هاي مختلف شكست نهضت اسلامي است

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




هدف از ايجاد گروه هاي مختلف شكست نهضت اسلامي است

تدوين : محمد هاشمي تروجني
ايجاد گروههاي مختلف براي شكست نهضت اسلامي
حالا دنبال اين آمده اند كه باز آن مسائل را برگردانند؛ جدا كنند ملت را از هم؛ همه را از هم جدا كنند. و مع الأسف روشنفكرهاي ما هم غافلند از اين معنا؛ غير از آنهاشان كه خائنند. يك دسته خائنند كه با حساب كار مي كنند و براي غير كار مي كنند؛ و بيشتر غافلند از مطلب. گروه گروه، صد گروه- صدبيشتر- مثل اينكه بود صد گروه تا حالا درست شده است! در اين دو ماهي كه شما به پيروزي رسيديد، كه با اتحاد به پيروزي رسيديد. حالا آن انسجام دارد باز مي شود؛ دارد از هم باز مي شود. گروه گروه مي شوند؛ هر گروهي جداي از هم؛ حسابشان جداي از هم؛ قلمشان مخالف با هم؛ قدمشان مخالف با هم. نتيجه چه مي شود؟ نتيجه ]اين[ مي شود كه همان طوري كه سابقا، و در اين پنجاه و چند سال، به واسطه اين اختلافات ما نتيجه برده اند، دوباره همان مسائل پيش بيايد و همان اختلافات موجب اين بشود كه آنها باز بيايند و برگردند به حال اول؛ و لااقل يك رژيمي دست نشانده آمريكا بيايد، ولو اسمش رژيم سلطنتي نباشد؛ يك رژيمي بيايد دمكراتيك باشد، اما نوكر آمريكا.
الآن نقشه اين است، و شروع شده به اين تكه تكه كردن. صدتا در اين دو ماه، دو-سه ماه، صد تا گروه اظهار وجود كرده است! ولو چيزي نيستند اينها؛ اينها چيزي نيستند، يك عده معدودي هستند؛ لكن فساد ايجاد مي كنند. اين اسباب فساد مي شود در اين مملكت. اين كم كم زياد مي شود، يك وقت ما باز بر مي گرديم به اينكه قشر متجدد و متفكر و -عرض بكنم كه- دانشگاهي جدا شده است از قشر روحاني. روحاني رفت آن طرف شروع كرد باز آن حرفهاي سابق را زدن؛ دانشگاهي هم رفت آن طرف شروع كرد آن حرفهاي سابق را زدن. اين دو تا با هم مخالف. بازاري هم به تبع اينها يك دسته با اين موافق و با آن مخالف؛ يك دسته با آن مخالف؛ يا همه هم با هم ]مخالف[ همه نتيجه اين مي شود. ما اينقدر خون جوانهايمان از بين رفت براي اينكه يك مملكتي داشته باشيم مال خودمان، اينقدر مردم جانفشاني كردند و زنها جوانهاشان را دادند براي اينكه يك مملكت عدل اسلامي پيدا بشود؛ مخالفين اسلام نمي توانند ببينند اين مطلب را. مي بينند با قدرت اسلام است كه مي شود جلوي آنها را بگيرد، نمي توانند اين معنا را ببينند، حالا درصدد اين برآمده اند كه باز از هم جدا كنند اينها را. وقتي جدا كردند اينها را از هم، باز همان مسائل پيش مي آيد.
بيشتر آنها در صدر هستند كه بشكنند اين نهضت را. راه شكستنش هم همين است كه شماها را از هم جدا كنند؛ هر كدام را به ديگري بدبين بكنند؛ هر كدام را براي ديگري در يك جبهه مخالف قراربدهند؛ و آنها نتيجه ببرند. متفكرهاي ما، روشنفكرهاي ما، همه دانشجويان و دانشگاهيان، بدانند كه نقشه اين است و آثارش را ما داريم مي بينيم. اين گروه گروه شدنها براي همين است كه نگذارند اين انسجامي كه بوده حفظ شود. مي خواهند نگذارند مردم بيدار بشوند و راه خودشان را پيدا كنند؛ همان راهي را كه اسلام دستور داده كه همه با هم باشيد. خداوند واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا را بر مردم واجب كرده. همه با هم باشيد و تفرق در كار نباشد. با تفرق همه فسادها هست. و با تمسك به خداوند همه صلاح و سعادتها هست.(25)
58.4.6
¤ ¤ ¤
ايجاد گروهها براي مخالفت با اسلام و انقلاب
شما گمان نكنيد كه همين طوري الان صد تا گروه پيدا شده، صدتا گروه اظهار وجود كردند، صدتا بيشتر مي گويند هست! اظهار وجود كرده اند، اين همين طوري نيست صد گروه در يك مملكتي اظهار وجود كنند؛ يعني صدگروه با هم اختلاف پيدا بكنند؛ يعني صدگروه با اسلام مخالف باشند بيشترشان. اين همين طوري نيست كه من باب اتفاق هر گروهي دلشان خواسته؛ ]تشكيل بدهند[ خير، يك دستي در كار است، كه يا اينها دانسته هستند كه خيانتكارند، چنانكه بسياريشان اينطورند؛ يا ملتفت نيستند و توجه به مسائل سياسي ندارند.
در يك موقعي كه همه قدرتها جمع شد با هم و ملت را با هم منسجم كرد، ]و[ الان كه وقت اين است كه نتيجه گرفته بشود و سازندگي بشود، در اين موقع آمدند گروههاي مختلف؛ دستجات مختلف؛ احزاب مختلف؛ هر كسي يك طرفي يك گروهي درست كرد؛ بسياريشان در مقابل نهضت و در مقابل اسلام، و بسياريش هم اسم اين را نمي برند، لكن واقعش همين طور است. اينها يك مسائلي است كه حساب كردند رويش خارجيها. حساب كردند رويش آنهايي كه مطالعه كردند در افكار ما، در عادات ما، در جمعيتهاي ما.(26)
58.4.12
¤ ¤ ¤
گروه گروه درست كردنها، يعني ايجاد دشمني
الان شما ملاحظه مي كنيد صدگروه در تهران اظهار وجود كرده اند! يعني صدگروه مخالفت با اسلام... ولو خودشان نفهمند. ولو خودشان براي اسلام مي گويند ما اين كار را مي كنيم. اما وقتي بنا شد كه ما با انسجام اين جمعيتها با هم پيش برديم؛ تا اينجا رسانديم؛ انسجام گروهها با هم؛ همه با هم فشرده شدند. يعني دانشگاهي نگفت من جدا هستم از روحاني؛ روحاني هم نگفت من جدا هستم از دانشگاهي؛ آن هم نگفت من از حزب و حزب از جبهه و جبهه از كذا. اين حرفها آن وقت مطرح نبود. چون مطرح نبود و امر هم الهي بود و همه هم اسلام را مي خواستند، همه هم متنفر از اين ظلمها و اين ظلمه بودند، از اين جهت پيش برديم. حالا كه به اينجا رسيديم، اين خطر آمده است در كار كه حالا هي اظهار وجود! يك گروهي به يك اسمي اظهار وجود؛ يك گروه ديگر آنجا به اسمي. همين طور گروه گروه دارند مي شوند و آن انسجام را دارند از دست مي دهند. اگر اين انسجامي كه بود ما از دست بدهيم، اگر دانشگاه جدا بشود از روحانيت، روحانيت جدا بشود از دانشگاه، هر دو جدا بشوند از مردم ديگر، احزاب احزاب مختلف متشتت- كه مع الاسف هر كدام با ديگري بدند، اگر اين معنا بشود ما خوف اين معنا را داريم كه نهضت ما نرسد به آن ثمره اي كه بايد برسد؛ و دانشگاه شما هم نرسد به معنايي كه دلتان مي خواهد؛ و مدارس ما هم نرسد به آن معنايي كه دلمان مي خواهد.
آن چيزي كه الان همه ما بايد دنبال آن باشيم و جديت داشته باشيم اين است كه شما در دانشگاه و ما در مدرسه ها و آقايان در شهرها و همه در همه جا مردم را دعوت كنند به وحدت كلمه و اينكه از اين تشتت دست بردارند. با وحدت كلمه و توجه به اينكه ما همه يك جمهوري اسلامي عدل مي خواهيم، يك حكومت اسلامي عدل مي خواهيم، يك حكومتي كه همه آزاد فكر كنند، آزاد نظر بدهند- عرض مي كنم- آزاد عمل بكنند، استقلال داشته باشند در همه چيز. ما يك همچو ]حكومتي[ را مي خواهيم درست بكنيم. تا اين وحدت كلمه نباشد، تا اينكه همين معنايي كه اين سد را شكست محفوظ نگه نداشته باشيم، نمي توانيم به آن مطلب برسيم. و من الان خوف اين معنا را دارم كه اين تشتتهايي كه گمان هم ندارم كه همين طور بيخودي شده باشد، من خوف اين را دارم كه يك دستهايي در كار باشد براي همين ايجاد اين تشتتها، گروه گروه درست كردنها، و هي اظهار وجود در روزنامه! صد تا گفته اند بيشتر است- يا همين حدود- صد تا گروه است كه در همين دو ماه اظهار وجود كرده اند! يعني صد گروه با هم دشمن! صد گروه بي توجه به مصالح كشور. به خيال خودشان توجه دارند لكن اينطور نيست. خيال مي كنند! اين مخالف با مسيري است كه اين نهضت داشت و پيروز شد.
اگر اين ]وحدت[ حفظ نشود، نه شما ديگر اميد داشته باشيد كه يك دانشگاه مستقل داشته باشيد؛ و نه ما اميد داشته باشيم كه يك مسجد و محراب مستقل داشته باشيم. و اگر ان شاءالله، اميدوار بشود، همه ما مجتمع باشيم، همه ما نظر صحيحي داشته باشيم، فكر نكنيم كه شما از ما جدا و ما از شما جدا، همه مسلم، همه داراي- عرض مي كنم- عقيده اسلامي، همه توجه به اينكه كشورمان مستقل باشد، مال خودمان باشد، منافعش مال خودمان باشد، زحمت مردم مال خودشان باشد، معنوياتش درست بشود، مادياتش درست بشود، همه اين چيزها، اگر اين مطلب محفوظ بماند و همه با هم باشيم، همان طوري كه تا حالا بوديم، پيروز هستيم ان شاءالله. و تا آخر مي رسيم.(27)
58.4.13
¤ ¤ ¤
خطرات گروه گرايي براي ادامه نهضت
و الان دستهايي در كار است كه مي خواهند اين رمز را از دست ما بگيرند، دستهاي زياد، دستهايي كه مع الاسف اغفال كرده اند دوستان ما را؛ نه همان دشمنها، دوستان را هم اغفال كرده اند؛ و دارند بذر نفاق و جدايي را در اين مملكت پخش مي كنند. اين مملكتي كه از مركز تا سرحدات همه جا يك كلمه مي گفتند، مي گفتند: «جمهوري اسلامي». يك كلمه مقدمه اوبود؛ مي گفتند كه اين رژيم نه، از مركز اين بود تا سرحدات، از هر طرف بروي، هر جا مي رفتي، همين كلمه بود. فهميدند آنهايي كه مي خواهند غارت كنند ما را كه رمز پيروزي ما اين وحدت كلمه بود و مقصد، يك مقصد بودن، هركس يك طرف نمي كشيد، همه يك چيز مي گفتند، همه مي گفتند «جمهوري اسلامي». حالايي كه ما رسيده ايم به اينجا، الآن آنهايي كه اين معنا را لمس كردند كه اين وحدت كلمه و وحدت مقصد، همه با هم و همه با هم اسلام، اين پيروز كرده ما را، مي خواهند اين را از ما بگيرند، همه با هم را بگيرند؛ اسلامش را هم بگيرند. اين دو تا كلمه اي كه اساس پيروزي شما بود. الآن شياطين درصددند كه از شما اين رمز را بگيرند و اگر اين رمز را حفظش نكنيد و شياطين خداي نخواسته غلبه كنند بر شما و رمز را بگيرند، مملكت ما مي شود مثل همان قضيه هيتلر، در نيمه راه برش مي گردانند، مي زنند توي دهنش بيرونش مي كنند! ما بايد اين را حفظش كنيم.
الآن شما ببينيد در تهران از قراري كه روزنامه ها مي نويسند قريب صدگروه پيدا شده اند! اظهار وجود كرده اند. گروه، گروه ولو چيزي نيستند اينها، در مقابل ملت اينها چيزي نيستند، لكن اين زنگ خطر براي اينكه آن رمز پيروزي را كه اجتماع بود -از ما بگيرند. آن وقت ما گروه گروه ها را به هم پيوند داديم، ملت، گروه ها را به هم پيوند داد، حالا در مقابل او، بعد از اينكه به اين حد رسيديد، دارد پيوندها از هم گسسته مي شود و گروه گروه مي شوند. اين كيست؟ حزب چه، اين كيست؟ جبهه چه، بسياريشان هم اسم اسلام رويش هست، اما غفلت از اينكه حالا تكه تكه كردن صحيح نيست؛ محله محله كردن، گروه گروه كردن، الآن صحيح نيست. ما در يك حالي الآن هستيم كه بايد اين مراحل را طي كنيم تا بتوانيم بگوييم ما حالا پيروز شده ايم. آن وقت هم بايد حفظش بكنيم. هميشه بايد حفظش بكنيم، اما حالا نيمه پيروزي است، نه پيروزي. الآن ما يك مقدار جلو رفتيم، مقدار ديگرش مانده است. اگر در اين نيمه راه كه ما هستيم غلبه كنند بر ما، ما از هم جدا بشويم. كم كم آنها از زير پيوند كنند، مثل همان فاتحي كه قلعه را فتح كرده و لشكرش رو به سستي و رو به افتراق گذاشته است و اهالي قلعه اي كه شكست خورده بودند رو به اجتماع و روي دسته بندي... يكي بشوند، نتيجه اش اين مي شود كه بعد از چندي اين گروه فاتح، شكست خورده مي شوند و از قلعه بيرونشان مي كنند. اگر ما اين رمز را حفظ نكنيم -«ما» مقصودم همه ايران است، همه مملكت، طبقه روحاني، طبقه دانشگاهي، پاسداران، بازاري، كارمند، كارگر، دهقان، همه مكلفيم- اگر ما نگه نداريم اين پيروزي كه براي ما پيدا شده و اين فتح عظيمي كه براي شما پيدا شده است، اگر حفظش نكنيم، در حالي كه بين راه هستيم، آنها دارند با هم مجتمع مي شوند؛ ما داريم گروه گروه مي شويم الآن بسياري از اين منحرفين زيرزميني با هم مجتمع دارند مي شوند؛ با هم پيوند مي كنند. اضافه كنيد كه دستهايي هم از خارج هست، كه آن دستها و كمكهاي خارجي هم اين مطلب را به آن دامن مي زنند، كمك مي كند. از مرزها الآن باز اشخاص وارد مي شوند، اسلحه وارد مي شود! از اين چيزها. در داخل باز اين طور روابط دارد درست مي شود. گروهها با هم مجتمع مي شوند. آنها دارند مجتمع مي شوند؛ ماها داريم متفرق مي شويم! ما خودمان را فاتح ديديم به سستي گراييديم و جدا داريم از هم مي شويم؛ آنها خودشان را مغلوب ديدند و عقده پيدا كردند و دارند با هم پيوند مي كنند و ما را متفرق مي كنند؛ رمزها را از ما مي گيرند و خودشان رفتار مي كنند. رمز پيروزي، يعني يك رمزش را و او وحدت كلمه و آن اجتماع،اجتماع را دارند از ما مي گيرند؛ گروه گروهش مي كنند. آقا، اين بي جهت نيست كه صد گروه يك وقت، در حدود يك ماه يا يك خرده بيشتر در تهران پيدا بشود! اين يك مسئله عادي نيست كه يك دسته اي دلشان خواسته. دلشان خواسته! اين يك نقشه اي است، يك چيزي است كه زير پرده يك دستي پشت سر اينهاست، آنهايي كه آدم هاي صحيح و حسن نيت دارند، غفلت مي كنند، بايد بيدار بشوند؛ آنهايي كه شياطين هستند روي نقشه كار مي كنند. اگر اين دسته هايي كه علاقه دارندبه اسلام، علاقه دارند به كشور خودشان، علاقه دارند به ملت خودشان، اين دسته ها از اين تفرق ها دست بردارند، براي آنها چيزي خيلي نمي ماند؛ ديگر آنها صد گروه نيستند. از آن طرف دارد آنها مجتمع مي شود، از اين طرف گسسته. نتيجه اين مي شود كه خداي نخواسته اگر ما سستي كنيم، اگر ما غفلت كنيم، شياطين هم با هم مجتمع بشوند، يك وقت چشممان را باز كرديم كه يك كودتا شد و همه بساط را به هم ريخت! همه بساطي كه تا حالا همه خون هايي كه تا حالا داديد هدر مي رود؛ همه زحمت هايي كه كشيديد باطل شد.
بايد چه كرد؟ نبايد امروز ما هي فرياد كنيم كه ما چنين كرديم؛ ما امروز بايد فرياد كنيم كه بايد اين كار را بكنيم. نبايد يك لشكر فاتح هي بنشيند از فتحش بگويد. اين ثناخواني از فتح، اسباب اين مي شود كه دلگرم مي شوند كه الحمدلله ديگر گذشت، سستي پيدا مي شود. بايد از آن طرف صحبت كنيم كه ما بايد جلو برويم. همان فريادهاي الله اكبري كه كرديد و با قدرت الهي پيش برديد اين پيشبرد عظيم را، همين را بايد حفظش بكنيد.(28)
58.4.16
گروه گروه شدن عامل تأخير حركت نهضت
گروه گروه شدن معنايش اين است كه من مي خواهم براي خودم بكشم؛ آن مي خواهد براي خودش بكشد و اظهار وجود مي كند. آقا، ما نمي توانيم در مقابل اسلام اظهار وجود بكنيم. اشتباه است اين! جز اين معني كه يك تشتتي پيدا بشود و يك اختلافاتي پيدا بشود و يك -عرض مي كنم كه- كه تأخيري نهضت را عقب بيندازد. شما خيال نكنيد اين پيش نمي رود، پيش مي رود ان شاءالله. لكن عقب مي رود با اختلافاتي كه پيدا بشود و اشخاص روشنفكر، اشخاص صاحب قلم، اشخاص صاحب اطلاع و فكر، اينها آدم بعضيشان را مي بيند كه قلم ها را برمي دارند هرچه دلشان مي خواهد مي نويسند، و موجب تشتت مي شوند.(29)
58.4.31
گروه گروه شدن، شكستن قدرت اجتماع
ما اگر رشد سياسي داشته باشيم، حالا يك كشوري كه از خودمان شده و مي توانيم در اين كشور زندگي صحيح بكنيم، زندگي انساني بكنيم، زندگي آزاد و مستقل بكنيم، نبايد همه گروه گروه بشويم، كه در ظرف مثلاً چند ماه، دويست گروه با اسماء مختلف و با حرف هاي مختلف، و باز همان مسائلي كه در صدر مشروطيت براي شكستن آن قدرت هايي كه آن وقت مجتمع شده بودند. باز حالا دوباره مشغول شدند، و آن وقت هم با حزب بازي و احزاب متعدده و اينها. و مع الأسف احزاب هم كه در اين ممالك پيدا مي شود همه مخالف با هم و همه توي سر هم مي زنند! نبايد حالا مردم يك همچو كاري را بكنند.(30)
58.8.6
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
25- سخنراني در جمع اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تربيت معلم
26- سخنراني در جمع كاركنان سازمان مبارزه با اعتياد
27- سخنراني در جمع اساتيد دانشگاه تهران
28- سخنراني در جمع مردم و پاسداران حصارك كرج
29- سخنراني در جمع اعضاي نهضت راديكال ايران
30- سخنراني در جمع مسئولان جهاد سازندگي قم.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14