(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 12 خرداد 1387 - 26 جمادي الاول 1429 - 2 ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189100
 

گفت وگوي كيهان با سرهنگ حسين بهشتي، فرمانده ناحيه مقاومت بسيج ابوذر تهران
اصلي ترين برنامه بسيج در سال 87 سرمايه گذاري در بخش انساني است
غرب و فريبكاري مقايسه زمينه هاي فرهنگي سياسي بسته هاي پيشنهادي ايران و غرب



گفت وگوي كيهان با سرهنگ حسين بهشتي، فرمانده ناحيه مقاومت بسيج ابوذر تهران
اصلي ترين برنامه بسيج در سال 87 سرمايه گذاري در بخش انساني است

¤ به عنوان اولين سوال درخصوص برنامه ها و فعاليت هاي بسيج توضيح بفرماييد؟
در سال هاي اخير بسيج همچون انقلاب در حال رشد و شكوفايي است و از آنجائيكه بسيج از جنس تفكر امام راحل و انقلاب است همراه با ضرورت هاي جامعه فعاليت هايش را دنبال مي كند و در تمامي عرصه هاي اجتماعي، سياسي، دفاعي، امنيتي، سازندگي و حوزه هاي مختلف حتي كمك به مردم يا حضور در صحنه هايي همچون بلاياي طبيعي حضور جدي داشته و خواهد داشت. بنابراين براي همه عرصه ها ما سازماندهي داريم.
¤ برنامه كلان بسيج در سال 87 چيست؟
همه ساله سرفصل برنامه ها در بسيج ارزشيابي مي شود و اگر قرار باشد برنامه اي حذف بشود يا فعاليت جديدي اضافه شود متناسب با سياست ها و خط مشي هاي بسيج اين تغييرات صورت مي گيرد لذا اين ويژگي در اجراي فعاليت هاي بسيج وجود دارد؛ از همين رو براساس تدابير فرماندهي كل سپاه پاسداران اقدامات و فعاليت هاي گسترده اي با هدف توسعه كمي و كيفي و تعميق تفكر بسيج در دستور كار سال 87 قرار دارد كه رده هاي مقاومت، پايگاه ها، حوزه ها و نواحي بسيج آن را دريافت كرده اند و آموزش هاي لازم را ديده اند.
¤ مهمترين برنامه بسيج در سال 87 چيست؟
برنامه هاي بسيج را بايد در شاخه هاي مختلف ديد، چرا كه در بخش هاي فرهنگي، عقيدتي، سياسي، علمي، ورزشي و آمادگي هاي دفاعي برنامه ريزي هاي خوبي شده است اما مي توان گفت كه اصلي ترين كار و برنامه بسيج در سال نوآوري و شكوفايي، سرمايه گذاري در بخش انساني است و اين بخاطر اين است كه عنصر اصلي انقلاب در تمام زمينه ها و عرصه ها مردم بودند؛ آن چيزي كه جنگ را اداره كرد ايمان مردم بود و امروز هم مي بايست فرهنگ جهاد را به دست جوانان نهادينه كنيم و در عمق بخشي نيروي انساني دقت بيشتري صورت بگيرد.
¤ برنامه بسيج درخصوص تهديدات فرهنگي يا به تعبير صحيح تر ناتوي فرهنگي كه رهبر معظم انقلاب نيز بر آن تأكيد داشتند چيست؟
دشمنان نظام در تلاش هستند تا درخشش انقلاب اسلامي را با افول مواجه كنند، بنابر اين از جمله اقدامات آنها تهاجم فرهنگي يا به عبارت روشن تر ناتوي فرهنگي است.
ما در بسيج از اواخر سال گذشته كانون هاي تفكر را در سطح پايگاه ها تشكيل داديم كه اين كانون هاي تفكر متشكل از بسيجيان نخبه و صاحب نظر است كه گردهم جمع مي شوند و درخصوص مسايل فرهنگي و آسيب هاي اجتماعي و در واقع فرمايشات رهبري در راستاي ناتوي فرهنگي فعال هستند و ما در اين خصوص سازماندهي هاي لازم را انجام مي دهيم و خوشبختانه همانطور كه در سال هاي دفاع مقدس خود بسيجي ها آمدند و در عرصه جهاد و دفاع جانفشاني كردند امروز هم در عرصه فرهنگي خود بسيجي ها كه از ظرفيت بالاي علمي و فرهنگي برخوردار هستند به صحنه مي آيند و تفكر بسيجي و آگاهي و بصيرت را در ميان جوانان تزريق مي كنند.
آگاهي و تفكر بسيجي مثل «دوربين ديد در شب» است كه اگر شخص در تاريكي هم وارد شد مي تواند موقعيت خودش را بشناسد، اطراف خودش را بشناسد.
بنابر اين اگر بسيجي آگاهي فرهنگي و سياسي از مسايل نداشته باشد قطعا در صحنه اجتماع به خطا مي افتد.
¤ درخصوص ساختار و رويكرد جديد بسيج با توجه به ديدگاه ها و فرمايشات سرلشگر جعفري توضيح بفرماييد؟
سرلشگر جعفري رويكردشان توسعه تفكر بسيج است و در اين راستا ساز وكارهاي آن پيش بيني شده است. قريب به 300 برنامه در سال داريم كه غالبا در تمامي برنامه ها بايد نگاه، نگاه فرهنگي و اثرگذار باشد، البته در بخش ها و شاخه هاي ديگر هم انتظارات فرمانده محترم كل سپاه جدي است.
¤ در آستانه نوزدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني هستيم، برنامه هاي بسيج در اين خصوص چيست؟
بسيج امسال به مانند سال هاي گذشته برنامه هاي متعددي را پيش بيني كرده است. ما ضمن اينكه تلاش خواهيم كرد به تبيين تفكر امام(ره) بپردازيم، فعاليت هاي فرهنگي هم خواهيم داشت مثلا طراحي يك مسابقه بزرگ درخصوص وصيت امام راحل، نشست و سخنراني هايي با موضوعيت شناخت انديشه امام خميني و مكتب ايشان در سطح پايگاه هاي بسيج و همچنين برنامه هاي ورزشي ويژه خواهران و برادران ضمن آنكه بسيج نسبت به ميزباني زائران امام از سراسر كشور توجه دارد و در اين زمينه برنامه ريزي هاي لازم انجام شده است.
مثلا در ناحيه بسيج مقاومت ابوذر تهران ما ميزبان 42 هزار نفر زوار امام(ره) از استان بوشهر و كرمان هستيم و درخصوص پذيرايي، اسكان و احيانا رسيدگي به مسايل درماني اين عزيزان آمادگي كامل داريم.
همچنين بسيجيان عزيز حضوري جدي در مراسم سالگرد امام خواهند داشت، در ناحيه ابوذر نيز پايگاه هاي تحت پوشش ما با جمعيتي بالغ بر 35 هزار نفر در مراسم سالگرد امام شركت خواهند كرد.
¤ لطفا درخصوص برنامه هاي تابستاني بسيج هم توضيح بفرماييد؟
ما در تابستان طرح نشاط و تعالي را با هدف غني سازي اوقات فراغت جوانان براي كودكان و نوجوانان داريم لذا در برنامه هاي ورزشي، اردويي و مسايل اعتقادي و فرهنگي سازماندهي هاي لازم را انجام داده ايم.
رشد قابل توجهي در برنامه اوقات فراغت داشته ايم بطوريكه در كميت 30درصد رشد داريم و در كيفيت هم اهداف بسياري محقق شده است.
افتتاحيه اجراي طرح نشاط و تعالي در 30 خرداد انجام مي شود و در ناحيه ابوذر سال گذشته بيش از 60 هزار نفر در پايگاه هاي تابستاني شركت كردند كه اميدواريم امسال به يكصد هزار نفر برسد.
¤ و نكته پاياني؟
درسي امين سال تولد بسيج هستيم و مي بينيم كه امروز يك نسل نو و جوان بسيج را اداره مي كند هرچند كه پيشكسوتان سهم تأثيرگذار و خوبي در بسيج دارند اما اداره اين ارتش 20 ميليوني با فرمانده ها و مديران جوان بسيج است كه در دوران انقلاب به علت كمي سن حضور نداشتند اما همين عزيزان امروز راه امام راحل و شهدا را دنبال مي كنند و اكثر اين افراد تحصيل كرده و از انگيزه اي بالا برخوردار هستند. اميدواريم كه در اين مسير كماكان ادامه دهنده راه امام(ره) و شهدا باشند.

 



غرب و فريبكاري مقايسه زمينه هاي فرهنگي سياسي بسته هاي پيشنهادي ايران و غرب

دكترمصطفي ملكوتيان
واژه غرب هر چند معناي جغرافيائي- گروهي از كشورها كه در اروپا و آمريكاي شمالي قرار گرفته اند- نيز دارد، اما بيشتر بيان گر نوعي تاريخ، فرهنگ، فلسفه، سياست و اقتصاد است و انسان هائي را نشان مي دهد كه از زمان رنسانس به بعد زندگي خود را بر مبناي اومانيسم شكل داده و به مادي گرائي و عقل ابزاري و اقتصادي گرويده است.
حاصل اين تفكر، يعني انسان غربي، با انسان در معناي واقعي و كامل آن- يعني انسان هائي كه فطرتاً خداجو و حقيقت طلب و عدالت جو هستند و در آن تبعاً نيازهاي مادي بشري نيز ملحوظ شده است- تفاوت هاي آشكاري دارد. تفكرات غربي انسان ها را از درون مايه هاي ارزشي و حقيقت جوئي تهي نموده و تنها به توسعه مادي و برآورده كردن نيازهاي مادي معطوف كرده است. اين انديشه ها انسان هائي ساخته است كه تنها قدرت طلب و ثروت طلب هستند و افكارشان از عمق ارزشي و معنويت گرائي به دور است. بدين ترتيب نفع پرستي شخصي و بي توجهي به همنوع به جزء جدائي ناپذير زندگي و جامعه غربي تبديل شده است. جامعه اي كه عناصر تشكيل دهنده آن افرادي بر اين ويژگي ها باشند، بر پايه سلطه جوئي بر ديگران عمل خواهد كرد و اين به معني نابودي انسانيت و افكار عالي و ماورائي است.
نتيجه اين تفكر و انديشه نوع ويژه اي از سياست است كه امروزه در غرب ديده مي شود. اين سياست بر مبناي اين ديدگاه هابزي كه انسان گرگ انسان است شكل گرفته و بر اين اساس ساختار سياسي خاصي را به وجود آورده است كه به شكل گيري نوع ويژه اي از روابط بين المللي انجاميده است. روابطي كه نتيجه آن اشغال و استعمار مستقيم صدها ساله كشورهاي آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين و پس از آن تداوم سلطه بر اين كشورها توسط دولت هاي غربي با استفاده از روش هاي نو بوده است.
بنابراين سياست در غرب بر مبناي اصالت قدرت شكل گرفته است و رئاليسم غربي مي گويد كه اگر كشوري قدرت و زور كافي دارد، دليلي وجود ندارد كه از آن در راستاي سيطره بر ملتهاي ديگر و دستيابي به اهدافش استفاده نكند. غرب در اين عمل از واژه منافع ملي بهره مي گيرد و اين گونه بيان مي دارد كه هرچه منافع ملي اش كه عبارت است از به دست آوردن تمام و كمال منافع امنيتي، اقتصادي، سياسي و غيره در سطوح منطقه اي و جهاني اقتضا كند حق اوست؛ هرچند حق ديگر ملت ها زير پا گذارده شود. مثلا آمريكا مي گويد منافع ملي اش اقتضا دارد كه از رژيم صهيونيستي دفاع كند و يا در عراق و افغانستان و يا در هر جاي ديگري از جهان مداخله نظامي نمايد، هرچند به كشتار صدها هزار انسان بي گناه بيانجامد.
غرب براي دست يابي به منافع ملي خود در مقياس گسترده اي از فريب كاري، نيرنگ و دروغگوئي نيز بهره مي گيرد و اين تصور ماكياولي را دارد كه دادن وعده هاي فريبكارانه به نفع اوست. براي آشكار شدن اين امر به درخواستهاي دولت هاي درگير در مسئله هسته اي ايران نگاه كنيد: آنها در ابتدا براي اين كه ايران را به كنار نهادن برنامه هاي صلح آميز هسته اي اش ترغيب كنند، درخواست تعليق اين فعاليت ها جهت اعتمادسازي سريع و در نتيجه آغاز مجدد آن توسط ايران را مطرح نمودند، اما سپس به جاي اجراي عهد خود به خريد زمان و وقت كشي پرداختند. زماني كه ايران با پي بردن به هدف واقعي آنها كه عبارت بود از تعطيلي دائمي فعاليت هاي هسته اي كشورمان، اين فعاليت ها را مجدداً از سر گرفت، با دستپاچگي به تشديد فشارها برعليه كشور ما پرداختند و از جمله چند قطعنامه غيرقانوني در شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب رساندند. اما با گذشت زمان ثابت شد كه جمهوري اسلامي ايران با آغاز دوباره فعاليت هاي هسته اي خود بسيار هوشمندانه عمل نموده و از اتلاف بيشتر وقت جلوگيري نموده است.
وقتي به تاريخچه روابط كشورهاي غربي با جهان سوم بنگريم نيز اين فريب كاري ها را به وضوح مي بينيم: به عنوان نمونه انگليسي ها بعد از صدور اعلاميه بالفور در سال 1917 در زمينه دادن سرزمين مقدس فلسطين به صهيونيستها هرگاه سران عربي يا مردم در سرزمين هاي عربي از جمله ملت فلسطين عليه تلاش هاي آنان در فراهم نمودن شرايط براي سلطه صهيونيسم اعتراض مي كردند- باتوجه به اين كه به سران عربي نيز وعده واگذاري اين سرزمين ها را داده بودند- فريب كارانه در اعلان هائي به نام اعلاميه سفيد مي گفتند اينكه مي گويند انگليس مي خواهد يك كشور صهيونيستي در فلسطين ايجاد كند شايعه است. اما بعداً جهانيان ديدند كه در سال 1945 به پرچم داري انگليس و آمريكا غده سرطاني اسرائيل در سرزمين فلسطين ايجاد شد.
از اين بحث يك نتيجه فوري به دست مي آيد: باتوجه به جهان بيني و ايدئولوژي حاكم بر جهان غرب- كه بر مبناي اومانيسم، فردگرائي، عقل ابزاري، نفع طلبي و سلطه جوئي استوار گرديده است- هميشه بايد نسبت به بسته هاي پيشنهادي غربيان به ديده ترديد نگريست و بايد دانست كه:
1- اين بسته ها در زمان ناچاري و براي منحرف كردن مسير قضايائي كه تداوم آنها به نفع غرب نيست تنظيم و پيشنهاد مي شوند.
2- غرب در زماني كه بتواند يك مسئله را به مسيري كه خود مي خواهد بيندازد، هيچ يك از تعهداتش در اجراي مفاد بسته پيشنهادي خود را اجرا نخواهد كرد.
3- غرب حتي در حين مذاكرات نيز به تعهداتش عمل نمي كند و ميان آنچه در تبليغات جهاني اش مي گويد و آنچه بدان عمل مي كند فاصله بسياري هستند. مثلا نمايندگان غربي گاهي در مذاكره با نمايندگان ايران مي گفتند ما اصلا مايل نيستيم شما دانش و تكنولوژي غني سازي اورانيوم داشته باشيد.
در مقابل اين فلسفه و سياست غربيان، انديشه اسلامي قرار مي گيرد كه توجه به معنويت و انسانيت و حقوق ديگران را جزء جدائي ناپذير انديشه خود مي داند. بر اين اساس است كه مي بينيم بسته پيشنهادي جمهوري اسلامي ايران كه در ارديبهشت و خرداد امسال (1387) به كشورهاي غربي، دبيركل سازمان ملل متحد و... ارائه شد، دربرگيرنده مسائل مختلف سياسي امنيتي (احترام به فرهنگ ها و حق حاكميت ملي كشورها و تحكيم صلح و امنيت جهاني)، اقتصادي (امنيت انرژي، رفع فقر از كشورهاي ضعيف و...) و موضوع هسته اي (كمك به حصول اطمينان بيشتر از عدم انحراف فعاليت هسته اي كشورها، ايجاد كنسرسيوم غني سازي و توليد سوخت هسته اي در نقاط مختلف دنيا و از جمله در ايران، تحقق خلع سلاح هسته اي و...) مي باشد كه منافع جامعه بين المللي را نيز مورد توجه قرار داده است. در اين جا، برخلاف ديدگاه غربيان، پيش برد منافع ملي برابر با انجام اقدام عليه حقوق اعضاي ديگر جامعه جهاني نيست، بلكه بر مبناي اين بسته پيشنهادي حقوق همه كشورها بر مبناي اصول عدالت و روابط منصفانه مورد توجه قرار گرفته است.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14