(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 11 خرداد 1387 - 25 جمادي الاول 1429 - اول ژوئن 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189099
 

تفرقه براي ملت سم قاتل است



تفرقه براي ملت سم قاتل است

توطئه براي ايجاد تفرقه و گروه گرايي
توطئه ها براي همين است كه شماها را از هم جدا كنند، دشمن كنند، قشرهاي مختلف درست كنند، گروه هاي مختلف درست كنند- همه باهم دشمن؛ و آنها نتيجه اش را ببرند. نبايد ما بيدار بشويم؟ تا كي ما بايد غافل باشيم؟ ما را سالهاي طولاني غافل كردند و كلاهمان را برداشتند، باز نبايد بيدار بشويم؟ شما دانشگاهيها نبايد بيدار بشويد؟ شما علما نبايد بيدار بشويد؟ با همين تفرقه افكني ها مارا چاپيدند و بردند، و بر ما حكومت كردند و جوانهاي ما را در حبس آنقدر زجر دادند و با روحانيون ما آنطور كه ديديد كردند و ساير اقشار هم آنطور، باز ما نبايد بيدار بشويم؟ باز ما بايد سر يك امور جزئي، كه هيچ نيست، باهم اختلاف كنيم، به جان هم بيفتيم؟ منبر را، محراب و دانشگاه ]را[، و اينها همه بريزند به جان هم؟ نبايد ما توجه كنيم كه اين دست ديگري است كه آمده و دارد اين كار را نجام مي دهد؟ نبايد اين ملت بيدار بشود كه در ظرف دو ماه، صد گروه اظهار وجود كردند؟ اين هم همچو من باب اتفاق نيست، اين يك دست حساب كرده در كار است كه اين رمزي كه دست شما بود، و آن رمز پيروزي بود، ازتان بگيرد. آنها فهميدند كه با وحدت شكست خوردند، وحدت را از شما دارند مي گيرند. با عمل آنها و با تبليغات آنها و با طرحهاي آنها، اين كي است؟ حزب كذا، آن كي است؟ حزب كذا، صدتا، يك همچو عددي من به چشمم خورد، در ظرف اين چند هفته، صد گروه اظهار وجود كردند! و مع الأسف وضع اين است كه گروه ها وقتي اظهار وجود مي كنند، همه با هم بد مي شوند! اينطور نيست كه همه به نفع ملت و به نفع اسلام كار بكنند. اينها با هم مختلف مي شوند، گروههاي مختلف، و به واسطه اين اختلافات كه حاصل مي شود، آن وحدت كلمه گرفته مي شود؛ آن قدرت گرفته مي شود. آحاد، كار ازشان نمي آيد، گروه گروه كار ازشان نمي آيد، ملت كار ازش مي آيد، ملت وقتي گروه گروه شد ازش كار نمي آيد.
تكليف ما و تكليف شما اين است كه توجه بكنيم به اين توطئه هايي كه براي تفرقه است الان؛ و آنها را خنثي كنيم.(1)
58.4.14
¤¤¤
ايجاد گروه ها و احزاب مختلف براي شكستن وحدت كلمه
همه ديديد در پناه وحدت كلمه و در پناه قدرت اسلام اين پيروزي را تحصيل كرديد و رمز پيروزي شما ايمان و وحدت كلمه بود، در ظرف يكي- دو ماه قريب صد گروه با اسمهاي مختلف اظهار وجود كردند. يعني آن انسجامي كه ملت به هم پيدا كرد و آن وحدتي كه ملت پيدا كرد، و اجانب احساس كردند كه با وحدت كلمه ملت و با قدرت ايمان، هيچ قدرتي نمي تواند مقابله كند با اين قدرت، درصدد برآمدند اين قدرت را تضعيف كنند؛ هم قدرت اسلامي را؛ و هم وحدت كلمه را. زحمتهاي چندين ساله اي كه براي انسجام گروههاي مختلف و براي وحدت كلمه بود، اجانب درصدد برآمدند كه به هدر بدهند اين زحمتها را و با دستهاي ناپاك خودشان و با بي توجهي به بسياري از اشخاصي كه ادعاي همه چيز مي كنند، اين زحمتها نزديك است به هدر برود. ما گروه هاي مختلف را مجتمع كرديم و اين سد را شكستيم و الان گروه هاي مختلف، حدود صد گروه، تاكنون اظهار وجود كرده اند! و اين اظهار وجود منتهي به معدوميت همه خواهد شد.
اي احزاب مختلف، اي گروه هاي مختلف! اگر شما براي كشور خودتان دلسوز هستيد و براي ملتتان دلسوز هستيد، بايد بدانيد كه اين ايجاد گروه هاي مختلف براي ملت سم قاتل است و كشور شما را باز به حال اول خداي نخواسته برمي گرداند. اي اشخاصي كه داد از مليت مي زنيد، داد از دوستي با ملت مي زنيد، داد از دوستي با مستضعفين مي زنيد، اين اظهار وجودها، اين گروه گروه كردن ملت، موجب اين مي شود كه ملت شما باز به حال اول برگردند. شما داريد رمز پيروزي ملت را از دست مي دهيد. شماها كه حسن نيت داريد در تحت تأثير شياطيني كه سوءنيت دارند واقع شده ايد. خداي تبارك و تعالي مي فرمايد واعتصموا بحبل الله جمعيا و لاتفرقوا امر به اجتماع و نهي از تفرق. شماها اجتماع مسلمين را به هم مي زنيد و موجب تفرقه مي شويد. هواهاي نفس را كنار بگذاريد! با ملت در يك مسير برويد. اين ملت جوانهاي خودش را از دست داد، اين دانشگاه زحمت كشيد، اين مدرسه ها زحمت كشيدند، اين مدرسه فيضيه كشته داد، قرآنها را در اين مدرسه فيضيه بي احترامي كردند، بلكه گفته شد آتش زدند! ما زحمت كشيديم و روحانيون را با دانشگاه آشتي داديم، و تبليغات سوء اجانب را خنثي كرديم، و شما در اين وقت، در وقتي كه ما احتياجمان به وحدت كلمه بيشتر است، موجب تفرق داريد مي شويد. اين خدمت به خلق است؟ اين خدمت به كشور است؟ اين گروه گروه شدن خدمت به انسانيت است؟ خدمت به مستضعفين است؟ يك قدري تأمل كنيد. و يك قدري در كارهاي خودتان تجديدنظر كنيد. گروه گروه مي شويد و هر گروهي مخالف گروه ديگر. اگر همه در يك مسير مي رفتيد، باز مضايقه نبود كه گروه هايي همه در مسير واحد. لكن دستهاي خبيث اجانب در كار است كه شما را ندانسته گروه گروه كند و مخالف با هم. آنهايي كه مي خواهند ما را بچاپند و دخاير ما را ببرند و ما را به اسارت بكشند، مشاهده عيني كردند كه دو چيز پيروزي براي ما آورده است و به اين دو چيز حمله كردند: يكي ايمان، اسلام؛ يك وحدت كلمه. با دست عمال خودشان اين رمز پيروزي، كه داراي دو جهت بود، به هر دو حمله كردند. در سطح وسيعي در ايران مشغول تفرقه افكندن شدند. تفرقه در همه اطراف ايران. احزاب مختلفه؛ گروه هاي مختلف؛ جبهه هاي مختلفه و مع الأسف همه با هم مخالف. اين وحدت كلمه را دارند از ما مي گيرند. قدرت ايمان بود كه شما را به اين پيروزي رساند. و آنها مشاهده عيني كردند كه ايمان منشأ شكست آنها شده است، اين را هم دارند در آن خدشه مي كنند. آنهايي كه با اسلام مخالفند، امروز اگر چنانچه عقل دارند، مخالفت نكنند، كه اسلام پيروز مي كند آنها را. آنها كه نوكر اجنبي هستند حسابشان معلوم است. اين يك نگراني است براي من كه زحمتهاي چندين ساله اشخاصي كه دنبال اين بودند بين قشرهاي مختلف آشتي بيندازند و تبليغات باطل اجانب را خنثي كنند، و بحمدالله كردند و پيروز شدند، اين اجتماع به هم بخورد و تفرقه حاصل بشود. (2)
58.4.15
¤¤¤
گروه گرايي، نقشه براي شكستن وحدت
رمز پيروزي، يعني يك رمزش را و او وحدت كلمه و آن اجتماع،اجتماع را دارند از ما مي گيرند؛ گروه گروهش مي كنند. آقا، اين بي جهت نيست كه صد گروه يك وقت، در حدود يك ماه يا يك خرده بيشتر در تهران پيدا بشود! اين يك مسئله عادي نيست كه يك دسته اي دلشان خواسته، دلشان خواسته! اين يك نقشه اي است، يك چيزي است كه زير پرده يك دستي پشت سر اينهاست، آنهايي كه آدمهاي صحيح و حسن نيت دارند، غفلت مي كنند، بايد بيدار بشوند؛ آنهايي كه شياطين هستند روي نقشه كار مي كنند. اگر اين دسته هايي كه علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به كشور خودشان، علاقه دارند به ملت خودشان، اين دسته ها از اين تفرقها دست بردارند، براي آنها چيزي خيلي نمي ماند؛ ديگر آنها صدگروه نيستند. از آن طرف دارد آن ها مجتمع مي شود، از اين طرف گسسته. نتيجه اين مي شود كه خداي نخواسته اگر ما سستي كنيم، اگر ما غفلت كنيم، شياطين هم با هم مجتمع بشوند، يك وقت چشممان را باز كرديم كه يك كودتا شد و همه بساط را به هم ريخت! همه بساطي كه تا حالا همه خونهايي كه تا حالا داديد هدر مي رود؛ همه زحمتهايي كه كشيديد باطل شد.(3)
58.4.16
¤¤¤
ايجاد اختلاف از طريق حزب
و الان توطئه ها زياد در كار هست كه برادرها را از هم جدا كنند، هرجا به يك صورت. آنجاهايي كه مراكز مثلا شهرهاي بزرگ است، به صورت حزب و- نمي دانم- كذا. و در جاهايي كه مرز است و برادرهاي اهل سنت ما آنجا هستند، به اينكه سنيها و شيعه ها چه مي خواهند؛ اين دو تا طايفه را كه هر دو مسلم اند به جان هم بريزند. (4)
58.6.20
¤¤¤
تأثير تبليغات سوء غربيها در ايجاد جبهه هاي مختلف
و آني كه براي ما همه چيز را آورد، اين دو مطلب بود: اسلام، وحدت كلمه. مع الأسف بعداز اينكه اين انقلاب اين قدم اول را برداشت و پيروز شد و اين سد را شكست، اين اشخاصي كه آن وقت هم مخالف بودند، لكن حرف نمي زدند و آن اشخاصي كه تحت تأثير تبليغات سوء غربيها و اينها واقع شدند، اينها شروع كردند يك جبهه ها درست كردن؛ جبهه هاي مختلف، در صورتي كه صلاح نبود. صلاح اين بود كه جبهه ها همه با هم باشند. تا اينكه مااين مسئله را وقتي به آخر رسانديم، آن وقت هر جبهه اي دلش بخواهد علي حده، هر ] گروهي[ علي حده. اما به اين زودي كه ما ]هنوز[ در بين راه هستيم. بياييم متفرق بشويم، اين صحيح نبوده است. لكن خوب، شده است. و دنباله اين مسائل كه از آن وحدت كلمه دست برداشتند و آن وحدت مقصد كه عبارت از اسلام بود. باز يك مقداري دست برداشته شد. يك عده اي دست برداشتند. دنبال آن اين فجايعي بود كه يكي بعداز ديگري ] پي درپي[ واقع شد، غائله كردستان، غائله آذربايجان، كه الان ما درآن وارد هستيم. (5)
58.9.18
¤¤¤
حزبهاي مختلف، جمعيت هاي مختلف] در برابر هم قرار بگيرند[ در عرض چند ماه قريب دويست تا جمعيت مي گويند هست؛ افزايش اختلافات از راه ايجاد احزاب
جمعيت مختلف. اين جمعيتهاي مختلف اگر همه وجهه شان يك طرف بود، همه براي خدا بود، خوب، هر كسي مي خواهد يك راهي، مثل يك كسي بقال است و توجه به خدا دارد، يك كسي فرض كنيد ملاست و توجهي به خدا دارد، اما احزابي كه در ايران پيدا مي شود، و جمعيتهايي كه در اين طرفها پيدا مي شود، اينها «كل يلعن صاحبه»(1) همه مخالفند با هم. آنها هم همين را مي خواهند كه از راه زياد شدن احزاب، زياد شدن اختلاف درست كنند. اين راه، راه احزاب كه از آن راه پيش مي آيد، در قضاياي ديگر هم همين حرفها را پيش مي آورند، اين زبانش چيست، آن زبانش چيست، اين بايد چه جور باشد، آن بايد چه جور باشد. تمام اينها نقشه است. اين غائله هايي كه يكي بعد از ديگري پيش مي آورند، اين يك نقشه هايي است كه طرح ريزي شده است و به دست خود ماها انجام مي گيرد كه بين خود ماها را از هم جدا كنند، آنها نتيجه اش را ببرند.(6)
58.10.10
¤¤¤
ايجاد گروههاي مختلف براي شكستن وحدت
آنها باز جديت در آن دارند اين است كه با راههاي مختلف، گروههاي مختلف درست كنند. و اين يك گروهي كه شما داشتيد، همه يك حزب كأنه بوديد همه حزب خدا بوديد، آن را مي خواهند از دستمان بگيرند. اين وحدت را مي خواهند از دستمان بگيرند. يك جمعيتي هرچه افرادش زياد باشد، اگر اين جمعيت با هم منسجم نشوند، يك نحو وحدت پيدا نكند، آسيب برمي دارند. اصلا خودشان آسيب خودشان مي شوند. اگر يك جمعيتي در يك كشوري، در يك استاني، در يك شهري، با هم يك وحدتي نداشته باشند، اينها به جان هم مي ريزند، قهراً خود باطنشان آسيب مي بيند. و اگر وحدت داشته باشند، هرچه وحدت زيادتر باشد، آسيب كمتر مي شود. در راه كه ما بوديم، اين نهضتي كه داشتيم در اول راه، اين وحدت و اين انسجام زياد بود، محكم بود. يعني اصل فكر اينكه «كي دشمن من است» هم نبود تو كار. همه يك نظر بود. اگر هم يك فكري بود خيلي در اقليت بود. يك انسجامي بين ملت حاصل شد، كأنه از يك حلقوم صدا درمي آيد. شما اگر در تهران مي آمديد همان معنا را مي شنيديد. در تظاهرات كه در آخر ايران مي شنيديد همان مطلبي كه... همان فريادي كه از حلقوم تهرانيها درمي آمد از حلقوم آبادانيها هم درمي آمد ]و[ بندرعباسيها هم درمي آمد، مشهد هم همين طور، همه جاي ايران يك صدا داشتند. مثل اينكه يك حلقوم دارد صدا مي كند. اينطور منسجم شده بوديد. يك جامعأ توحيدي ايجاد كرده بوديد كه همه يكي بوديد. آنها هم اين جهت را ديدند كه سيلي كه خوردند از اين حيثيت خوردند، از دو حيثيت بود: يكي اسلامش بود، يكي هم اين حيثيتي كه، انسجامي كه شما با هم داشتيد. اين دو تا هر دو مورد نظر بوده است.(7)
158.10.1
¤¤¤
حزب بازي و عدم آشتي اقشار ملت
و خدا خواست كه در يك برهه از زمان، اين دو قشر با هم شدند. هر دو يك قصد داشتند. هر دو يك مطلب داشتند. و حالا باز همان قضايا مي خواهند پيش بياورند. باز دانشگاهيها را از مدارس قديمه جدا كنند. و حزبها پيش بياورند و گروههاي فراوان كه همه باهم مختلف باشند، و مع الأسف ماها ملتفت نيستيم. عمق مسائل را ما نمي توانيم درك كنيم كه در ظرف يك سال كمتر، دويست تا گروه در يك مملكت پيدا شدن و دويست تا حزب اظهار وجود كردن، اين يعني چه! اين چه بوده، كه چيست كه اين طور مي شود. دويست تا گروه در اينجا پيدا مي شود. هرچه گروهها هم زيادتر مي شوند اختلافات زيادتر مي شود. اصل حزب بازي را، به نظر من كه در صدر مشروطيت حزب را در ايران درست كردند، حزب بازي را براي همين درست كردند كه نگذارند اين ملت با هم آشتي كنند. براي اينكه، حزب را مي ديدند كه اينجا بناي اينها اين است كه وقتي اين حزب شد حزب عدالت و آن حزب شد حزب دموكرات كه در صدر مشروطه بوده، اينها با هم دشمنند. اين براي آن مي زند، اين براي آن مي زند، احزاب در خارج اين جور نيستند. اگر نمايش بدهند كه اين جور هستند براي اينكه كلاه سر ما بگذارند. اگر نمايش بدهند كه اينها اختلاف دارند، اختلاف اساسي ندارند. اينها كلاه سر ما مي خواهند بگذارند تا ما اختلاف پيدا بكنيم. مثل يك بچه اي ما را حساب مي كنند كه يك توپ مي اندازند ميدان كه سرگرم كنند مردم را.(8)
458.10.1
¤ ¤ ¤
مطالعه دشمن براي ايجاد احزاب و درگيري ميان آنها مطالعات دارند، احزاب را چه جوري بايد درستش كرد و چه جوري به جان هم انداخت. مطالعات اينها زياد است. و ما بايد الآن تمام توجهمان را به اين مطلب (بكنيم) كه اينها الآن نقشه اين معنا را دارند طرح مي كنند و مشغول اين معنا هستند كه در خود ايران افراد را، جمعيتها را به جان هم بريزند و بعد منعكس كنند به اينكه اين ايران، يك جمعيتي هستند كه نظمي تو ]ي[ آنها نيست. حكومتي ندارند. الآن اگر ملاحظه كرده باشيد اين روزنامه هاي خارج را- كه ماحصلش پيش من مي آيد هم خود آنها، و روزنامه نويسهاشان، هم اينهايي كه مربوط به آن دستگاه سابق بودند، اين مسائل راهي مي گويند، الآن معلوم نيست كه مركز قدرت كجا هست. الآن معلوم نيست كه ايران چه، كي ايران را دارد تنظيم مي كند امورش را. كي دارد اين قافله را مي برد؟ (9)
058.10.2
¤ ¤ ¤
پيشگيري و شكست نهضت اسلامي ايران
ضررهاي گروه گروه شدن براي مملكت همه قشرها به اسلام توجه بكنند. اين اختلافات و اين مسائلي كه همه ضرر بر كشور ماست، همه مضر بر مليت ما، براسلام ماست، از اينها دست بردارند؛ گروه گروه نشوند. اين گروه، گروه شدن اسباب اين مي شود كه مسائل عقب بيفتد. هر گروهي يك دسته اي جمع مي شوند، يك گروه درست مي كنند. ما اين گروهها را، همه را، الغا كرديم، و دور هم جمع كرديم تا يك قدرت بزرگ شد، كه آن قدرتهاي ابرقدرت را شكستند؛ حالا آقايان دوباره برگشتند گروه، گروه درست كردند. گروه كذا، گروه كذا. هر روز هم يك گروهي پيدا مي شود! ولو عددشان چيزي نيست، ادعايشان زياد است! نه واقعيتي دارند؛ و نه يك برنامه اي دارند؛ هيچ چيزش نيست؛ لكن همين مقدار كه گروه كذا، گروه كذا، حزب كذا! همينها مضر به حال مملكت ما هست. ما مي خواهيم اين گروه ها همه برگردند يك گروه بشوند، و آن گروه گروه اسلامي كه براي اين مملكت مفيد باشند؛ خدمت بكنند به اين كشور اين نابسامانيهايي كه هست، اين خرابهايي كه هست، ترميم بكنند. اين اختلافات و گروه، گروه درست كردن نمي گذارد ترميم بشود؛ نمي گذارد دولت كارش را انجام بدهد؛ نمي گذارد كه مردم به كارشان برسند. همه راهي دعوت به اين گروه و به آن گروه و به آن گروه. اينها يك اشتباهاتي است، كه ممكن هم هست سوءنيت نداشته باشند؛ لكن فهمشان خيلي نيست؛ ادراكشان زياد نيست. فهم سياسي ندارند. خيلي دم مي زنند از اينكه ما كذا هستيم لكن فهم سياسي ندارند! اگر فهم سياسي بود، امروز روز اين نبود كه هي گروههاي مختلف، آن «حزب» درست كند، آن يك «حزب» درست كند، آن يك گروه، آن يك گروه، هركس يك چيزي درست كند و يك عده اي دور خودش جمع بكند. در عين حالي كه عده شان چيزي نيست، لكن مضر هست.(10)
358.4.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
1- سخنراني در جمع دانشجويان مشهد
2- سخنراني در جمع اقشار مختلف مردم
3- سخنراني در جمع مردم و پاسداران حصاركت كرج
4- سخنراني در جمع عشاير و مرزنشينان سرپل ذهاب
7- سخنراني در جمع شوراي پنج نفره صدا و سيما
8- سخنراني در جمع روحانيون اروميه
9- سخنراني در جمع خانواده شهدا و امدادگران
01- سخنراني در جمع استادان دانشگاه تهران

 

(صفحه(6(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14