(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 9 خرداد 1387 - 23 جمادي الاول 1429 - 29 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189098
 

نقش بيگانگان در پيدايش احزاب

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




نقش بيگانگان در پيدايش احزاب

ايجاد احزاب در ايران توسط قدرتهاي بيگانه
اصل اين احزابي كه در ايران از صدر مشروطيت پيدا شده است، آنكه انسان مي فهمد اين است كه اين احزاب ندانسته به دست ديگران پيدا شده است؛ و خدمت به ديگران بعضي از آنها كرده اند. من اينطور احتمال مي دهم كه در ساير ممالك- كه آن وقت مهم انگلستان بوده است- آنها يك احزابي درست كردند براي به دام انداختن ممالك عقب افتاده و ممالكي كه از آنها استفاده مي خواستند بكنند. احزاب در آنجا اينطور نبوده است كه دو حزب مثلاً با هم به حسب واقع يك اختلافي بكنند و يكي از آنها به نفع دولتشان يا مملكتشان، يكي آنها به خلاف او يك چيزي بگويد. لكن احزاب را به نظر مي رسد كه درست كرده اند براي اينكه ديگران هم به آنها اقتدا كنند در درست كردن احزاب. 57.10.3
دستهاي اجانب در ايجاد گروهها
گروه گروه مي شويد و هر گروهي مخالف گروه ديگر. اگر همه در يك مسير مي رفتيد، باز مضايقه نبود كه گروه هايي همه در مسير واحد. لكن دستهاي خبيث اجانب در كار است كه شما را ندانسته گروه گروه كند و مخالف باهم. آنهايي كه مي خواهند ما را بچاپند و ذخاير ما را ببرند و ما را به اسارت بكشند، مشاهده عيني كردند كه دو چيز پيروزي براي ما آورده است و به اين دو چيز حمله كردند: يكي ايمان، اسلام، يكي وحدت كلمه. با دست عمال خودشان اين رمز پيروزي، كه داراي دو جهت بود، به هر دو حمله كردند. در سطح وسيعي در ايران مشغول تفرقه افكندن شدند. تفرقه در همه اطراف ايران. احزاب مختلفه، گروه هاي مختلف، جبهه هاي مختلفه و مع الأسف همه با هم مخالف. اين وحدت كلمه را دارند از ما مي گيرند.
58.4.15
جنگ ميان احزاب وارداتي و زيان هاي آنها
احزاب مختلفه بعد از اين انقلاب، از قراري كه مي گويند، حدود دويست گروه پيدا شده. دويست گروه معنايش اين است كه يك جمعيتي كه بايد منسجم بشوند دويست گروه شدند كه از هم جدا بكنند همه را. در تهران اگر بنا باشد دويست تا حزب و گروه و امثال اينها باشد و ]دائماً [ اظهار وجود، هر روز تو روزنامه فلان گروه هم اظهار وجود كرد، اين معنايش اين است كه 35ميليون جمعيت مي خواهد از هم منفصل بشود. جدا جدا بشود يعني آن انسجامي كه باعث پيروزي شما شد، آن كارشناسهايي كه ملتها را شناختند و راه ملتها را مطالعه كردند، راه شكست آنها را مطالعه كردند و طرح دادند براي آن، بهتر از اين چه بكنند، بدون اينكه محتاج باشد كه يك قدرتي و قوايي بيايد، خودشان را به جان هم مي اندازند. احزاب را دستشان قلم بدهند. اين او را چيز بكند؛ تهمت به او بزند. او تهمت به او بزند او، او را تضعيف كند. من گمان مي كنم كه از اول كه احزاب پيدا شده است در امثال ايران، اين يك طرحي بوده است از خارج. آنها احزاب دارند، آن مملكتهاي ديگر، لكن احزابي كه آنها دارند فرمش يك جور ديگر است. اينطور نيست كه يك كاري بكنند كه براي كشورشان مضر باشد. لكن وقتي صادر شد به اين مملكتها براي اينكه توجه به عمق مسائل ندارند، احزابي درست مي شوند كه به حال كشورشان مضر است. آنها يك چيزي درست مي كنند كه اينها خيال مي كنند بايد ما احزاب داشته باشيم. عمق اين مطلب كه احزاب آنجا، وضعشان چه جور است و احزاب اينجا بايد چه جور باشد، اين را درست ادراك نكردند. احزاب درست كردند، لكن هر حزبي براي ديگري كارشكني مي كند، آن حزب هم براي آن.
58.10.9
¤¤¤
جنگ ميان احزاب و غفلت از گرفتاريهاي مسلمين
اين حزبهايي كه درست مي شد، و آن دستهاي مرموز اين حزبها را درست مي كردند، و حزبها با هم اختلاف پيدا مي كردند، همه شان شيعه بودند؛ همه شان مسلمان بودند، يا همه شان سني بودند احزاب مختلف در بين شيعه چند حزب درست مي كردند. فرض كنيد در تهران، احزاب مختلفه همه با هم دشمن، همه با هم بد. جاهاي ديگر هم همين طور. اين هم يك راهي بود كه احزاب مختلفه درست مي كردند، و اين احزاب با هم جنگ سياسي مي كردند. تمام اينها اسباب اين شد كه از آن گرفتاريهاي اصلي كه ما داريم، كه آن گرفتاري مسلمين است به دست قدرتهاي بزرگ، از او غفلت بكنيم. چه بهتر براي آنها از اينكه ما صبح كه بلند مي شويم همه اش مشغول حزب بازي باشيم؛ يا مشغول مخالفت خودمان با هم باشيم. مخالفت دانشگاه با روحانيون، روحانيون با دانشگاه، اين مذهب با آن مذهب؛ آن مذهب با آن مذهب، اين حزب با آن حزب، در يك مذهب، اين حزب با آن حزب. و همين طور تا آخر. 1360.6.7
¤¤¤
دشمني احزاب در كشورهاي اسلامي با يكديگر
ما ديديم آنچه كه در اين قرنهاي آخر واقع شد خصوصاً در اين پنجاه سال، از آن طرف با تبليغات وسيع بين برادرهاي اهل سنت و برادرهاي اهل تشيع كوشش كردند كه تفرقه ايجاد كنند. با همه وسايل كوشش كردند و اين دوجناح بزرگ را از هم جدا كردند، بطوري كه آن طايفه اين طايفه را حتي تكفير مي كردند و اين طايفه آن طايفه را، احزاب درست مي كردند در كشور. اين اختصاص به كشور ما ندارد، همه كشورها احزابي كه درست مي كردند دو طايفه را به جان هم مي انداختند. حزبها غافل بودند، رؤساي احزاب غافل بودند كه اينها دارند چه مي كنند. هر حزبي دشمن حزب ديگري بود و هر قشري دشمن قشر ديگر.
60.10.20
¤ ¤ ¤
ايجاد تفرقه و اختلاف در جامعه
در ممالك ما، و خصوصا در مملكت ايران، از اول كه احزاب درست شده است، اينها- هر جمعيتي يك حزبي درست كردند دشمن با احزاب ديگر. يك صحنه مبارزه بين احزاب. و اين از باب اين بوده است كه چون خارجيها مي خواستند از اختلاف ملتها، از اختلاف توده هاي مردم استفاده كنند، يكي از راههايي كه موجب اين مي شود كه اختلاف پيدا بشود و مردم با هم در يك مسائلي مجتمع نشوند، قضيه احزاب بوده است. حزب درست مي كردند. اين حزب حزب مثلا «دموكرات»، اين حزب حزب «توده»، آن حزب حزب چه «عدالت»- نمي دانم چه. در آن وقتها يك اسماي ديگر داشت، كم كم اسما هم اروپايي شد! اينها در ممالك خودشان يك چيزي درست مي كنند، صورت است، واقعيت ندارد؛ به واسطه آن صورت ممالك ديگر را به دام مي اندازند، كه آنها وقتي كه احزاب درست مي كنند واقعا با هم دشمن مي شوند. حزب كذا با حزب كذا، اينها با هم دشمن هستند و تمام عمر خودشان را صرف مي كنند در دشمني كردن با هم. وقتي بنا شد كه آن اشخاصي كه مؤثر هستند، آن اشخاصي كه اميد اين است كه مملكت به واسطه آنها اصلاح بشود، اينها تمام قوايشان را صرف كنند در اينكه خودشان به جان هم بيفتند، دعوا كنند خودشان با هم، تمام نوشته هايشان بر ضد هم، هر كدام ديگري را رد كند، هر كدام ديگري را طرد كند و اينها، يا بعضي آنها دانسته اين كارها را مي كردند، و از عمال ابتدايي خارجيها بودند، و ]يا[ بعضي آنها هم ملتفت قضيه نبودند كه دارند آنها را مي كشند به يك راهي كه مخالف با مصلحت كشور خودشان است.
اساسا باب احزاب، از اول كه پيدا شده است و اينها با هم جنگ و نزاع كردند، به نظر مي رسد كه با دست ديگران ]بوده[ براي اينكه اينها با هم مجتمع نشوند. و آنها از اجتماع يك توده اي مي ترسند، از اين جهت به واسطه اينكه اينها مجتمع با هم نشوند و مربوط با هم نباشند، اين امر را كردند و خودشان هم يك چيزي، صورتي آنجا درست كردند كه اينها ببينند كه مثلا در مجلس انگلستان حزب كارگر داريم و حزب مثلا كذا؛ خوب ما هم خوب است داشته باشيم! اما آنها يكجور ديگر فكر مي كنند، اينهايي كه از آنها اخذ مي كنند يك جور ديگري فكر مي كنند. اينها وقتي كه با هم دو حزب تشكيل دادند، دو جبهه مخالف و دو جبهه دشمن تشكيل مي دهند! اين دشمن اوست، او هم دشمن اوست، و آنها استفاده اش را مي كنند! آنها بازي مي دهند اينها را كه البته مملكت متمدن بايد حزب داشته باشد، احزاب داشته باشد؛ خوب پس ما هم بايد احزاب داشته باشيم! اما احزابي كه ما درست مي كنيم اينطوري است كه اين حزب با آن حزب تمام عمرش را صرف مي كند در اينكه اين او را بكوبد و او اين را بكوبد.
از اول اينطوري زاييده شد احزاب در ايران- به حسب نظر من. حالا هم كه به صورتهاي ديگري درآمده است؛ حالا هم انسان مي بيند كه اينها باز با هم همين طور دشمني مي كنند و مخالفت مي كنند. و اين را هم من احتمال مي دهم كه يك دستي از خارج در كار باشد.
1357.10.3
¤ ¤ ¤
ايجاد تفرقه ميان مسلمين به وسيله احزاب
ايجاد احزاب مختلفه، از صدر مشروطيت به اين طرف، تمام براي تفرقه بود؛ و تمام براي اين بود كه مسلمين با هم مجتمع نباشند. ايجاد تفرقه بين مذاهب- مذاهب مسلمين- براي همين مقصد بود كه اينها از هم جدا باشند و نتوانند براي اسلام و به نفع اسلام كاري بكنند. اين كارها در طول مدت بيش از سيصد سال انجام گرفته است.
57.12.16
¤ ¤ ¤
ايجاد تفرقه با درست كردن گروههاي مختلف
بايد شما خانمها، شما برادران، شما خواهران، بيدار باشيد! بايد ملت ايران بيدار باشد! نگذاريد خون شهداي ما هدر برود. نگذاريد خون جوانان ما پايمال شود، پايمال اغراض شخصيه؛ اغراض شخصيه را به دور بريزيد. دستهاي خيانتكار، گروههاي مختلف درست نكند. گروههاي مختلف اسباب تفرقه مي شود؛ رشد سياسي نيست. در صدر مشروطيت هم با ايجاد گروههاي مختلف نگذاشتند كه مشروطه به ثمر خودش برسد. آن را برخلاف مسير خودش راندند. امروز هم همان شياطين، همانها كه مخالف با اين نهضت بودند، مي خواهند نگذارند.
مردم ايران! بيدار باشيد، مسلمين! بيدار باشيد، اگر خداي نخواسته خللي واقع بشود در اين صف فشرده مسلمين، در اين صف ملت ايران، خطر در پيش است. تفرقه افكنها را از بين خودتان بيرون كنيد. ما نخواهيم گذاشت كه اين تفرقه افكنها رشد كنند، آنها را در نطفه خفه مي كنيم. آزادي غير از توطئه است. آزادي، آزادي بيان است؛ هرچه مي خواهند بگويند، توطئه نكنند، آدمكشي نكنند. اين آدمكشها و توطئه گرها را دفن خواهيم كرد.
برادران من! بيدار باشيد، هوشيار باشيد، شياطين در مخفيگاهها توطئه مي كنند. بايد ما با هم- يكصدا با هم- به پيش برويم و اين نهضت را و اين جمهوري اسلامي را به ثمر برسانيم.
58.2.5
¤ ¤ ¤
احزاب مختلف اسباب تشنج
ما با اين رمز پيش آمديم؛ اگر اين رمز از دست ما گرفته بشود و اختلافات حاصل بشود؛ ]...[ كه الان يك قشرهاي مختلفي... ]پيوسته[ خودنمايي مي كنند؛ و اين جزء اشتباهاتي است كه مي كنند؛ اگر چنانچه مثلا مردم ملي باشند و حزبي باشند. اشتباه مي كنند كه يك جبهه هايي، يك حزبهاي مختلفي درست مي كنند. اين حزبهاي مختلف هيچ وقت از آنها كار نمي آيد. جز اينكه يك تشتتي ايجاد بكنند و يك اختلافي ايجاد بكنند و موجب تشتت و اختلاف بشنوند، كاري از اينها نمي آيد. و اگر- خداي نخواسته- نظر سوء دارند، حساب شده آمده اند براي اينكه ايجاد اختلاف بكنند؛ بايد ما بيدار باشيم و توجه داشته باشيم به اينكه نگذاريم اينها كارشان به ثمر برسد. (11)
58.2.23
¤¤¤
تشكيل گروهها و جبهه هاي مختلف، عامل تفرقه
همان نقشه الآن هست؛ همان نقشه. الآن هم همان مطالب هست و همان حرفها هست. گروه گروه با هم مي نشينند، هي گروه درست مي كنند؛ گروه! ما زحمت كشيديم، روحانيون زحمت كشيدند، اين قشرهاي مختلف را جوش دادند به هم تا اين كار را انجام دادند، تا اين سد را شكستند، الان جمعيتهاي زيادي پيدا شده اند. شما در روزنامه ها بخوانيد ببينيد، هر روز مي بينيد كه گروه كذا، گروه كذا، گروه كذا. هي تكه تكه. چيزي نيستند اما خوب، هي تكه تكه مي شوند. وقتي گروه گروه كنار رفتند يعني آنكه اسلام مي خواست با هم جوششان بدهد و روحانيون زحمت كشيدند و جوششان دادند به هم، حالا همينهايي كه دعوي اين را مي كنند كه ماملت را مي خواهيم، ما خلق را مي خواهيم، همينهايي كه دعوي روشنفكري دارند اينقدر، اگر چنانچه خائن باشند كه خوب معلوم است كه از روي فهم مي گويند و اگر نباشند، اينقدر فهم ندارند كه اين گروه ها كه به هم متصل شد، اين سيل عظيم پيدا شد و اين سد بزرگ را شكست، حالا دوباره؛ تا حالا با هم منسجم شده بودند؛ حالا جديت دارد مي شود كه گروه گروهشان كنند. هي اين گروه برود كنار آن گروه برود كنار، آن گروه برود كنار، همه از هم جدا، تا باز راه باز بشود براي آنهايي كه مي خواهند استفاده بكنند.
متوجه باشيد گروه گروه نكنيد. اين مملكت با وحدت كلمه پيش برد، متفرقشان نكنيد. و اعتصموا بحبل الله جميعاً ولاتفرقوا اين آيه قرآن را بپذيريد. همه بچسبيد به ريسماني كه بين شما و خداست، و آن اسلام است. متفرق نشويد از هم. جدا جدا نشويد. هي حساب را جدا نكنيد. آن حساب جبهه كذا، آن حساب نهضت كذا، آن حساب حزب كذا، آن حساب گروه كذا، آن حساب حزب چه، كذا، جدا نكنيد همه را. همه با هم باشيد، همه دوست باشيد.
حزب سازي دشمن درست كردن است. هي اين يكي از آن طرف بكشد؛ آن از آن طرف بكشد، آن از آن طرف بكشد.
58.4.5
¤¤¤
نقشه دشمنان براي گروه گرايي و اختلاف افكني
الآن تمام اين اشخاصي كه براي اجنبيها دارند كارمي كنند، و آن اشخاصي كه سوءنيت ندارند لكن توجه به واقعيات ندارند، همه آمده اند دارند گروه گروه مي شوند. زحمت تا حالا اين بود كه اين گروه هاي مختلف با هم باشند تا اين كار را انجام بدهند، و از اينجا به بعد هم هر كاري بخواهد بشود بايد با اجتماع بشود، اينها آمدند حالا با نقشه هايي كه دارند، دارند گروه گروه درست مي كنند. ديشب بود در روزنامه ديدم كه تا حالا صد گروه،...، يا صد و پنج گروه يك همچو چيزي- يك همچو قلمي بود- اظهار وجود كرده اند! يعني صد تا طايفه ايجاد اختلاف دارند مي كنند. نتيجه اين خواهد شد كه اگر اين صد طايفه هركدام توانستند يك عده زيادي دور خودشان جمع بكنند، نتيجه اين مي شود كه از آن طرف مرزها و از داخل و خارج، بعد از اينكه ديدند اين قوا از هم جدا شد، راه خودشان را بازببينند براي اينكه يا يك كودتايي بكنند، يا يك حمله اي بكنند، يا لااقل شلوغكاريها را زياد بكنند؛ فلج بكنند مملكت را.
درست الآن آن نقشه اي كه اول بود به يكجور ديگر]دنبال مي شود[. اولي كه رضاخان آمد، آن نقشه اي كه آن وقت بود براي جداكردن اين قوا از هم، دانشگاه را از مدارس ديني، بازار را از اينها هر دو، كشاورزها را از همه، همه را علي حده علي حده، احزاب سياسي زياد درست مي كردند، جبهه هاي مختلف درست مي كردند، همه براي اين بود كه نبادا يكوقت اينها با هم مجتمع بشوند. آن وقت احساس نكرده بودند، لمس نكرده بودند مطلب را؛ لكن به طوركلي مي دانستند، مي فهميدند اين مطلب را، مي خواستند اين كار بشود. بعد كه اين نهضت الهي پيدا شد، اين گروه هاي مختلف با هم جمع شدند و يك گروه پيدا شد. ديگر صحبت از اين گروه هاي ديگر نبود. همه يك گروه اسلامي بودند.
58.4.6
¤¤¤
ايجاد گروه هاي مختلف توسط دشمنان براي ايجاد تفرقه و اختلاف
گروههايي كه با جمهوري اسلامي و با اسلام روي خوشي نداشتند. يا به حسب مكتب انحرافي شان مخالف بودند، و يا ترس داشتند از اسلام و گمانهاي باطلي درباره اسلام مي بردند، اين گروهها هم شروع كردند عرض وجود كردن. اين عرض وجود اين گروههاي بسيار فراوان، كه در روزنامه ها تا صدتا- يك قدري هم بيشتر يا همان حدود صد تا- گفته مي شود كه تاكنون گروههاي مختلف تا اينقدر با اسماي مختلف پيدا شده است، اين گروههاي مختلفي كه پيدا شده است به نظر آدم مي آيد كه علاوه بر اينكه يك گروههايي با اسلام مخالفند، و يك گروههايي هم از اسلام مي ترسند، ولو اينكه يك مكتب مخالفي ندارند لكن از اسلام ترسيده اند، و بي جهت هم ترسيده اند لكن خوب، ترسيده اند؛ علاوه بر اين، يك دستهاي زير پرده در كار هست براي درست كردن اين گروه هاي مختلف و ايجاد اختلاف كردن، كه الان در ايران اين عوامل هست. يكي احساس پيروزي؛ كه دنبال احساس پيروزي، برگشت به اين است كه حالا ما بعد از پيروزي مي خواهيم ثمراتي داشته باشد؛ و همچو گمان كردند كه فوراً تا پيروز شدند همه چيز درست مي شود؛ يك مملكتي كه همه چيزش به باد رفته، يكدفعه همه چيزش درست مي شود؟! اين يك عامل بود.
يك عامل ديگر هم آن گروه بنديهايي كه شده است و دستهايي كه در كار است. آنهايي كه مي خواهند منافع ماها را ببرند و خوف اين را دارند كه اگر اسلام تحقق پيدا بكند و رژيم جمهوري اسلامي درست پابرجا بشود ديگر براي آنها جايي نيست، آنها شروع كردند به ايجاد اينطور گروهها براي ايجاد اختلافات. دستجات مختلفي، چه باقيمانده آن رژيم سابق و تفاله آن و چه آن قدرتهاي بزرگي كه طمع به ايران دارند و باز هم نمي توانند دست بردارند و چه اين گروه هايي كه هركدام براي مقصد خاص خودشان و خوف از اسلام يا مخالفت با اسلام درست شده اند، اينها همه اسباب اين شده است كه الان يك اختلافاتي در سطح كشور وجود دارد؛ و دستجات مختلفي هم فعاليتهاي- به قول خودشان- سياسي دارند؛ و يك دسته هايي هم هستند كه اينها فعاليتهاي تخريبي دارند كه خرابكاري مي كنند از اين جهت، مسئله اي است كه بعد از هر انقلابي اجتناب ناپذير است و در ايران، كه يكي از انقلابهاست، به واسطه اين جهات مختلفه- و شايد بعضي جهات ديگر اين- اختلافات پيش آمده است.
58.4.11

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14