(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(10(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 7 خرداد 1387 - 21 جمادي الاول 1429 - 27 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189096
 

پرواز
پيشبرد رشد اخلاقي در دانش آموزان
تغذيه مناسب در زمان امتحانات
نامه اي براي خواهر و برادر فلسطيني ام!
شعر جوان آشنايي با حميدرضا نظري شاعر جوان طبسي
تجربه مديريت
مرا سرودي در كلاس انشايت به ياد استاد قيصر امين پور



پرواز

چه رازي است
درناها شعر پرواز را نمي خوانند
پهناي خاك را
معيار نياز
رقم ميزند
و
دانه هاي پاشيده بر زمين
شكوه حضور را
از انبوه ستارگان حيرت زده ربوده اند
دستان خالي آسمان
حقيرانه
بر آستان خاك به انتظار نشسته اند
تا در لحظه عنايت
عشق را باز پس گيرند
دلم فراخي آسمان را مي خواهد
تا حقارت زمين را فراموش كند
فرهاد عربي

 



پيشبرد رشد اخلاقي در دانش آموزان

خود پنداره ديد كلي فرد درباره خودش است. اين تصور باتجربه شكل مي گيرد و سپس تجربه را شكل مي دهد.
پرورش خودپنداره همراه با آگاهي از خود در حدود سن هشت ماهگي آغاز مي شود. «من» در خودپنداره فاعلي است كه فكر را انجام مي دهد در حالي كه «مرا» مفعولي است. چهار جنبه براي «مرا» وجود دارد كه در طول پرورش از نظر تأكيد تغيير مي كند. خودمادي، خودفعال، خوداجتماعي و خودرواني. در سالهاي نخست زندگي، درك كودك از خود در سيطره خودمادي است. در دوران مدرسه ابتدايي اين تأكيد به خودفعال منتقل مي شود. در دوران راهنمايي، خوداجتماعي در درك فرد از خودش نقش حياتي مي يابد در حالي كه بيشتر دانش آموزان دوران دبيرستان در درك از خويش بر خودرواني تأكيد دارند. معلمان مي توانند در جهت تسهيل رشد خودپنداره دانش آموزان نقش مهمي را ايفا كنند به ويژه از طريق انجام دادن تمرينهايي در كلاس كه امكان كسب موفقيت را براي دانش آموزان فراهم و در ايشان ديد مثبتي درباره خودشان پديد آورد. بخش مهمي از ديد ما درباره خودمان به ارزشهاي اخلاقي ما وابسته است. كولبرگ نظريه مهم رشداخلاقي را طراحي كرد. از ديد او رشد اخلاقي پنج مرحله دارد. اين مراحل به سن افراد وابسته نيست و همه افراد از كليه مراحل آن عبور نمي كنند. مرحله اول نظر كولبرگ اخلاق دگر پيروي است. در اين مرحله رفتار اخلاقي رفتاري است كه به تنبيه منجر نشود. در مرحله دوم رفتار اخلاقي فردگرايي و مبادله است. فرد كارهايي را انجام مي دهد كه علايق او را به پيش برد، در حالي كه به ديگران نيز اجازه مي دهد كه چنين هدفي را دنبال كنند. در مراحل سه و چهار «اخلاق قراردادي» حاكم است. افراد در مرحله سه خود را اخلاقي مي پندارند. زيرا خالصانه به ديگران اهميت مي دهند و مي خواهند ديگران آنها را آدمهاي خوبي بدانند. مرحله چهار، شامل درك مجرد از جامعه به طول كلي و تمسك به مقررات جامعه است. «اخلاق فراسوي قرارداد» در مرحله پنجم ظهور مي كند. افراد در مرحله پنجم قادرند جامعه را غيراخلاقي ببينند. ولي رفتار خود را براساس بيشترين نيكي براي بيشترين تعداد تنظيم كنند. براساس نظريه ساير نظريه پردازان ارزشهاي اخلاقي از طريق تقليد از پدر، مادر، همسالان و معلمان فراگرفته مي شود. بنابراين رشد اخلاقي بخشي اجتناب ناپذير از فرآيند آموزشگاهي است. وقتي معلمان درباره رشد اخلاقي بيشتر بدانند، توانايي بيشتري براي گرفتن تصميمات آموزشي خوب در زمينه مسائل اخلاقي خواهند داشت. دستورالعملهاي زير براساس مطالعات كولبرگ و وايز تهيه شده است.
1- از مسائل اخلاقي پرهيز نكنيد.
دانش آموزان را بايد تشويق كرد تا مسائل اخلاقي را كه در مدرسه و در جاي ديگر در زندگي ايشان رخ مي دهد به بحث بگذراند معلمان بايد در اين گونه بحثها با طرح سؤال به دانش آموزان كمك كنند تا تضادهاي اخلاقي موجود را كشف كنند.
2-براستدلال اخلاقي تأكيد كنيد.
وقتي از معضلات اخلاقي بحث مي شود ممكن است دانش آموزان محور بحث جلسه را به بحثهاي غيراخلاقي تغيير دهند وقتي آنها از مسير خارج مي شوند آنها را به سمت جنبه هاي اخلاقي مسئله راهنمايي كنيد هم چنين عقايد دانش آموزان را با طرح «سؤالات چرا» كه باعث فكر كردن ايشان درباره استدلالهاي خويش و توضيح آنها مي شود دنبال كنيد.
3-برانتخاب ديدگاه اصرار ورزيد. دانش آموزان را تشويق كنيد كه مسائل را از ديدگاه افراد مختلف موجود نگاه كنند.
4-كنش متقابل دانش آموز- دانش آموز را برانگيزيد. دانش آموزان را تشويق كنيد كه با يكديگر و نه با شما كنش متقابل داشته باشند.
5-مرجع نباشيد. بعد از اينكه بحث را به راه انداختيد سعي كنيد خارج از بحث قراربگيريد و فقط تلاش كنيد كودكان را درباره موضوعهاي اخلاقي متمركز نگهداريد و ايشان را واداريد كه دلايل آراي خويش را عرضه كنند.
6-سطح رشد اخلاقي دانش آموزان را درنظر بگيريد.
معلمان با درك سطح استدلال اخلاقي دانش آموزان و طرح پرسش بهتر مي توانند آنان را به سمت سطوح پيچيده تر استدلال اخلاقي رهنمون شوند.
7-فضاي حمايت كننده به وجود آوريد:
هرگاه مسائل اخلاقي در يك گروه مورد بحث قرارمي گيرد اختلاف رخ مي دهد. دانش آموزان ممكن است درباره افكار قبلي خود شك كنند و ياحتي آنها را كنار بگذارند چنين جدال ذهني براي رشد اخلاقي مهم است ولي بايد در فضاي آكنده از همكاري و اعتماد پديد آيد. به دانش آموزان خود كمك كنيد تا دريابند كه برهم خوردن تعادل موجود به رشد بيشتر مي انجامد و اينكه شك كردن درباره استدلال فرد ديگر مساوي با شك كردن درباره ارزشهاي شخصي او نيست.
اعظم ترابي- كارشناس علوم تربيتي

 



تغذيه مناسب در زمان امتحانات

باز ماه خرداد فرا رسيد و جمله آشناي «امتحان دارم، اشتها ندارم» را از زبان فرزندانمان زياد مي شنويم.
اضطراب امتحان، حالت تشويش، نگراني و هيجان ناخوشايندي به وجود مي آورد كه بيشتر دانش آموزان به آن دچار مي شوند.
گاهي اين اضطراب با سردرد، سرگيجه، دل درد، حالت تهوع، تپش قلب و تنگي نفس همراه است و ديگر هيچ اشتها و انگيزه اي براي غذا خوردن باقي نمي گذارد.
اما نبايد فراموش كرد كه تغذيه مناسب تأثير مستقيم بر عملكرد تحصيلي دانش آموزان دارد.
رژيم هاي غذايي ناسالم و نادرست قابليت فراگيري، تمركز حواس و هوشياري دانش آموزان را كم مي كند. تغذيه دانش آموزان مخصوصا در دوران امتحاناتشان بايد موجب تقويت قدرت فكري، افزايش قدرت ايمني بدن و آرامش اعصاب و روان شود.
1) صبحانه (عنصر مهم روزهاي امتحان)
با تهيه صبحانه اي اشتهابرانگيز و خوش قيافه مي توان بر اين بي ميلي فايق آمد.
نان روغني كه يكي از نان هاي خوشمزه و انرژي زا است و خوردن مقدار كمي از آن، حداقل تا 40 دقيقه، انرژي مورد نياز بدن را كاملا تأمين مي كند.
- چند تكه نان روغني به همراه پنير و گردو
- يك ليوان شير گرم به همراه دو قاشق عسل يا چند حلقه موز
- سيب و جوانه گندم كه به تنهايي صبحانه كاملي است كه براي جلوگيري از ايجاد حالت تهوع، بهتر است چند تكه نان و پنير و گردو نيز در كنار آن مصرف شود.
- يك كاسه عدسي به همراه كمي كره يا سرشير در آن
- خامه يا عسل به همراه كمي چاي يا يك ليوان شير
- تخم مرغ را هم نبايد فراموش كرد كه منبع كاملي از پروتئين مورد نياز بدن است.
بهتر است صبحانه سنگين آماده نكنيم چون حجم معده را افزايش مي دهد و احساس سنگيني و خواب آلودگي ايجاد مي كند.
2) ميان وعده
ميان وعده ها نبايد اشتهاي فرزندانمان را براي ناهار از بين ببرند بهترين اين خوراكي ها عبارتند از:
انواع ميوه، ساندويچ هاي كوچك مثل: نان و پنير و گردو و و خشكبار و ميوه هاي خشك
3) ناهار
در زمان امتحانات بهتر است به علاقه غذايي بچه ها بيشتر از قبل بها داد و غذاهايي را تهيه كرد كه آن ها دوست دارند و اگر غذايي برايشان لازم و مفيد است و آن ها را دوست ندارند با تزئين و افزودن چاشني ها غذا را دوست داشتني كرد. اين باعث مي شود بچه ها براي خوردن غذا انگيزه پيدا كنند و بر بي اشتهايي احتمالي حاصل از اضطراب ايام امتحانات غلبه كنند.
انواع غذاهاي دريايي مخصوصا ماهي، انتخاب بسيار خوبي براي ناهار زمان امتحانات است.
فسفر موجود در ماهي بهترين ماده مغذي براي مغز است.
غذاهاي سبزي دار، مثل خورش كرفس، قرمه سبزي و خوراك مرغ به همراه هويج، كلم و نخود فرنگي غذاهاي خوبي براي روزهاي امتحان هستند.
سالاد، سبزي خوردن و ماست و انواع دسرها هم براي تشويق بچه ها به غذا خوردن خوب هستند.
پس از صرف ناهار و كمي استراحت، بيشتر افراد نياز به تجديد نيرو دارند اين مسأله در بچه ها، مخصوصا در دوران برگزاري امتحانات نمود بيشتر دارد.
مغز به عنوان فرمانده بدن، هرچند ساعت يك بار نياز به تجديد قوا دارد. اين نياز در زماني كه از مغز فعاليت بيشتري مي خواهيم جدي تر مي شود.
4) عصرانه
يك عصرانه خوب مي تواند پاسخگوي اين نياز در ساعات بين ناهار و شام باشد. خوراكي هاي مفيدي چون انواع آجيل هاي شيرين و شور، انواع ميوه، شير با طعم هاي مختلف، انواع مغزها، نان و پنير و گردو، كره و عسل، كيك ساده عصرانه به همراه چاي، شير يا آب ميوه عصرانه خوبي مي توانند باشند.
5) شام (مفيد و مختصر)
اگر بنابه هر دليل شام از برنامه غذايي خانواده حذف شده و يا معمولا شام بسيار سبكي صرف مي شود در زمان امتحانات اين برنامه كمي بايد تغيير كند. اگر بچه ها عصرانه كافي خورده و به شام بي ميل باشند لازم نيست به آن ها اصرار كنيم چون معده سنگين باعث بدخوابي و مشكلات بعدي در سر جلسه امتحان مي شود، جگر، دل و قلوه، يك كاسه سوپ و غذاهايي از اين دست، اگرچه كم حجم اند، اما مفيد و مقوي اند.
رژيم هاي غذايي ناسالم و نادرست، قابليت فراگيري، تمركز حواس و هوشياري دانش آموزان را كم مي كند.
مريم اولايي
مربي بهداشت

 



نامه اي براي خواهر و برادر فلسطيني ام!

سعيد فلاح پور
(وقتي 16 ساله بودم!)
دوست من! سلام
نه سن و سال من اقتضا مي كند كه شصت سال آوارگي و مقاومت تو را مرور كنم و نه سن و سال تو مي تواند بازگوكننده تمام رنج و درد شصت ساله باشد.
پدرت حتما به ياد دارد، آن روزها كه دوره نوجواني اش را تجربه مي كرد، عده اي يهودي به سرزمين شما وارد شدند و در جاي جاي سرزمين شما سكونت كردند و به همين سادگي اعلام تشكيل كشوري جديد را دادند كه همان سالها «اسراييل» ناميدند. و حتما پدرت اين قصه شصت ساله را بارها و بارها براي تو و خواهران و برادران بزرگترت بازگو كرده است.
و حتما پدرت از خراب كردن خانه هاي شما و همسايه هايتان و خراب كردن و ويراني مدارس و كوچه و شهرهايتان برايتان گفته است.
من كه بارها از تلويزيون اين صحنه ها را ديده ام. و ديده ام كه بولدوزرها و تانكهاي اسرائيل چگونه روستاهايتان را با خاك يكسان كرده است. پدرم هم براي من تعريف كرده كه چگونه اين اشغالگران غاصب به بهانه اسكان يهودي ها، خانه و كاشانه شما را خراب كرده اند و شهركهاي جديد ساخته اند. و هر بار كه اين صحنه ها را از تلويزيون ديده ام، زيرچشمي به پدرم نگاه مي كردم. اشك از چشمانش سرازير مي شد. چندين بار از زبان رهبر عزيزم و امام خميني آن پدر و پير و راهبر از تلويزيون ديدم و شنيدم كه مي گفت، اسرائيل غده سرطاني ست و اگر مسلمانان با هم متحد شوند و هر كدام يك سطل آب بريزند، اسرائيل از بين خواهد رفت.
بارها به خيابان ها آمده ام و با دوستان و همكلاسي هايم در خيابان هاي شهر عليه اشغالگرها تظاهرات كرده ايم و شعار «مرگ بر اسرائيل» گفته ايم و براي مظلوميت شما در نمازها دعا كرده ايم.
بارها ديده ام كه مادرم در سجاده نمازش براي پيروزي شما و براي آزادي قدس دعا كرده است. مادرم مي گفت مسجدالاقصي قبله اول مسلمانان بوده و در اين شصت سال چه بي رحمانه مورد هجوم سربازان بيرحم اسرائيل قرار گرفته است.
خواهرم، برادرم، نوجوان و جوان فلسطيني!
خيلي وقتها آرزو مي كردم كه كنار شما باشم و يكي از آن سنگ ها را با شما به طرف اسرائيلي ها پرتاب كنم. اصلا فكر كردنش هم سخت است.
«سنگ در مقابل تانك» و اين عادت اين سال هاي شماست.
و ديده ام كه با سنگ در مقابل تانكها و سربازان اسرائيل مقاومت مي كنيد.
اولين بار كه نام كرانه باختري و نوار غزه را شنيدم، شايد بيش از ده سال مي گذرد و آن روزها هم مي گفتند كه دشمن به روستاهاي شما حمله كرده و خانه و كاشانه شما را خراب كرده و شما از سرزمينهاي خود آواره شده ايد و تشييع پيكر برادران و خواهران تو را بارها از تلويزيون ديده ام. اما انگار اين هجوم وحشيانه و اين مقاومت هنوز ادامه دارد.
ديشب از تلويزيون خبرش را شنيدم كه اشغالگران جشن شصت سالگي تشكيل «اسرائيل» را برپا كرده اند و شنيدم كه خيلي از رؤساي كشورهاي غربي در جشن آنها شريك بودند و باز هم صحنه هايي را ديدم كه برادران و خواهران تو و حتما خود تو در خيابان ها و شهرها ريخته بوديد و به اين جشن كه در واقع ظلم و مظلوميت شصت ساله تو و دوستان و خانواده ات است، اعتراض داشتيد. ما هم به آن اعتراض داريم و مانند پدران و مادران و برادران بزرگتر خودم كه در اين شصت سال هميشه از مظلوميت تو و سرزمين تو دفاع كرده اند، باز هم دفاع خواهند كرد و امشب نيز در كنار همه خواهران و برادرانم و همه مردم سرزمينم براي نابودي دشمن تو كه دشمن اسلام است دعا مي كنيم و براي آزادي مسجدالاقصي دعا مي كنيم و براي پيروزي نهايي شما هم دعا مي كنيم.
برادر و خواهر فلسطيني ام!
باور كن كه زمان زيادي طول نخواهد كشيد در كنار شما در بيت المقدس نماز خواهيم خواند. باور كن خيلي دوستتان داريم. پرچم شما، سنگ و زيتون براي ما يك نوع احترام خاصي دارد.
قربان صفا و وفا و پايداري و مقاومت شما.
اصلا قلب هاي ما هديه به شما!

 



شعر جوان آشنايي با حميدرضا نظري شاعر جوان طبسي

اشاره :
باغ باطراوت ادبيات ، امروز عرصه شكوفايي قلم هاي سبز است . صاحب يكي از اين قلم هاي جوانه زده ، حميد رضا نظري شاعر جوان طبسي است . با هم مهمان گفته ها و سروده هاي ايشان
مي شويم .
س- لطفاً خودتان را معرفي كنيد
حميدرضا نظري هستم متولد 1364.6.25 روستاي ازميغان طبس- استان يزد در خانواده اي مذهبي به دنيا آمدم كه پدر مادرم اعتقاد شديد به اعياد و روزهاي مذهبي دارند. تا كلاس چهارم ابتدايي در روستا بودم اما از كلاس چهارم به بعد به «طبس» آمديم.
س- از چه سالي شروع به شعر گفتن كرديد؟
اول فروردين 1374 بود كه طي يك حادثه رانندگي برادر بزرگترم مجيد را از دست دادم كه تقريباً دو سال بعد از اين حادثه بود كه احساس كردم علاقه شديدي به شعر و سخن منظوم دارم و در همين روزها بود كه شروع به سرودن كردم و جسته گريخته شعر مي گفتم.
س- لطفاً اگر اولين شعري كه سرودي به يادتان هست براي ما بخوانيد
شعري بود كه در رثاي برادرم سرودم:
ياد آرم بار ديگر قصه را
قصه تشويش و مرگ و غصه را
ياد آن روزي كه بس جانكاه بود
دل غريق و بر لب ما آه بود
زندگي گويي كه معنايي نداشت
جان ما از مرگ پروايي نداشت
عصر بود و آسمان مانند چاه
سرفرو بردم بدان كردم نگاه
در دلش گويي كه رازي خفته بود
بر لبش صد صحبت ناگفته بود
آسمان ناگاه غرق گريه گشت
ضربه هاي اشك بر صحرا نشست
ضربه ها آيا زمين را تر كنند
يا گلي نو رسته را پر پر كنند
آه اي گلچين مست روزگار
اي خزان كردي به فروردين بهار
اي زدي آتش تو بر بستان ما
اي كه پژمردي لب خندان ما
هرچه بود اين بود و اين تقدير بود
رسم دنيا از زمان دير بود
گر هزاران سال هم زاري كني
اشك چشم و خون دل جاري كني
مرده را نتوان به زاري زنده كرد
بخت شوم مرگ را فرخنده كرد
البته دو بيت برتر اين شعر همان بيت هاي 8 و 9 است كه بعضي اوقات آنرا مي خوانم. بعدها در شكايت از مرگ اين رباعي را سرودم:
اي مرگ تمام زندگي در كامت
بر جان شهان فكنده لرزه نامت
اينقدر كه خون مكيده اي از جانها
سيراب نشد وجود خون آشامت
س- آيا پس از دوران دبستان و دبيرستان به دانشگاه هم رفتيد؟
بله، بعد از پايان تحصيلات متوسطه وارد دانشگاه شدم، دانشگاه آزاد اسلامي واحد طبس رشته ديني و عربي اما هيچ گاه علاقه من به ادبيات مرا از دانشجوي ادبيات نبودن منع نكرد و بعد از اخذ كارداني عربي براي كارشناسي رشته ادبيات فارسي دانشگاه آزاد فردوس را برگزيدم و اكنون يك ترم ديگر فارغ التحصيل خواهم شد. اما من از حدود 4 سال پيش به طور جدي به مطالعه اشعار معاصر و قديم پرداختم و نسبتاً اكثر شاعران كشور را مي شناسم و بعد از خواندن يك يا دو بار اشعار زيبا آنها را بلافاصله حفظ مي شوم.
س- آيا در جشنواره ها هم شركت كرده ايد؟
بله در جشنواره جوانه هاي شهر رضوي كه سراسري بود.
س-چه سالي؟ در سال 85
س-برگزيده شديد؟ بله، نفر دوم شدم
در جشنواره استاني شعر شهيد (جشنواره شعر خورشيد) نفر اول شدم- در جشنواره دانشجويي شعر آيين در سال 87 جزو 10 نفر اول شدم كه در 87.3.1 به مشهد دعوت شدم. در شب شعرهاي مجتمع صاحب الزمان(ع) در مشهد مقدس شركت مي كنم همچنين در جشنواره خورشيد يزد هم گاهي شركت مي كنم و به بعضي انجمن ها و همايش هاي ادبي دعوت شده ام. هم اكنون هم به شب شعرهاي طبس و مجاور و ديگر شهرها دعوت مي شوم كه باعث شور و شعف من است بسيار علاقه مند به شعر معاصر هستم و اكثر مواقع به تحقيق و بررسي در شعر معاصر مي پردازم.
اكثر شاعران جوان كشور را مي شناسم و با نوع شعر آنها آشنايي جزئي دارم. علاقه شديد به شخصيت هاي ادبي و شاعران دارم و آنها را دوست دارم. به خاطر دوري از شهرهاي بزرگ از انجمن هاي ادبي پربار محرومم.
موفق باشيد
واينك چند نمونه از آثار شاعر پرتلاش طبسي آقاي حميدرضا نظري:
بي شك تو را مولي سيه روها نمي فهمند
نيروي بازوي تو بازوها نمي فهمند
تو مرد عدلي آنقدر عادل كه مولايم
عدل تو را حتي ترازوها نمي فهمند
¤¤¤
قدر تو را آيا كسي اي شاه مي فهمد؟
آنگونه كه شايسته هستي آه مي فهمد؟
قدر تو را مولا نفهميده ست كس اما
قدر تو را در نيمه شب ها چاه مي فهمد
¤¤¤
تقديم به جانبازان شيميايي
اين سرفه چه از سرو زمين مي خواهد؟
پاييز در او كرده كمين مي خواهد
با اين همه خس خس و تلاطم شايد
اكسيژن جنت برين مي خواهد
¤¤¤
«شيميايي سال 66»
تنفس هاي سخت و خش خشت، آه!
كني هي شعله ورتر آتشت، آه
بود اين يادگاري زخم سال
هزار و سيصد و شصت و ششت، آه
¤¤¤
تقديم به مادراني
كه فرزندانشان از
جبهه برگشتند اما بي سر
گفتم: سفرت بخير! چون برگردي
ايمن تو هم از بلا، خطر گردي
برگشتي و وعده ات محقق شد ليك
من كي به تو گفته ام كه بي سرگردي
¤¤¤
چشم من و اميد سواري كه مي رسد
من دل سپرده ام به بهاري كه مي رسد
باغ گل و بنفشه، هزاري كه مي رسد
چشم انتظار جاده فصل رهائيم
چشم من و اميد سواري كه مي رسد
چون غنچه پيرهن به تنم مي درم زشوق
وقتي كه درك مي كنم آري كه مي رسد
زيباتر از عنايت مردم عناي اوست
خارش به از گل است نگاري كه مي رسد
اين جمعه هم حضور تو آبستن ظهور
مولا نشد و شنبه زاري كه مي رسد
¤¤¤
هر وقت نام پاك تو را مي برم خوش است
چون غنچه پيرهن به تنم مي درم خوش است
ناز تو را به قيمت جانم چو كم بهاست
صد بار ناز عشق تو را مي خرم خوش است
شد پخته خامي ام به خدا در تنور عشق
حالا بيا بسوز كه خاكسترم خوش است
هر چند غرق بحر غمم منتها چه باك
هر چند آب عشق گذشت از سرم خوش است

 



تجربه مديريت

هفده سال بود كه در منطقه 15مشغول انجام وظيفه در سمت هاي متفاوت بودم. چندسالي بود كه دوري راه را تحمل مي كردم و با معضلاتي چون ترافيك و... مواجه بودم اين بود كه تصميم به انتقال به منطقه 2 كه محل سكونتم بود گرفتم. به دليل سابقه كم نمي توانستم منتقل شوم. به همين دليل ازمأموريت استفاده كردم. خوشبختانه بعداز 2 سال تقاضا با مأموريتم به منطقه 2 موافقت شد.
در آنجا مديريت يكي از مدارس شهرك قدس را به من دادند. در منطقه 15با افراد جوان كه تقريبا هم سن خودم بودند با اختلاف اندكي كار مي كردم و اما در منطقه 2؟
روز معارفه فرارسيد. به اتفاق مسئول منطقه به مدرسه موردنظر رفتيم. وقتي وارد مدرسه شدم سالني بزرگ ديدم كه دور تا دور معلمان و ساير كادر نشسته بودند. معلماني كه بر خلاف منطقه 15 كه همكاران جوان و هم سن و سال خودم بودند افرادي مسن و با اختلاف سني زيادي در مقايسه با من بودند.
سلام و احوالپرسي انجام شد. مسئول منطقه سخناني براي تمامي پرسنل ايراد نمودند. من هم در كنار همه افراد نشسته بودم. تك تك افراد را نگاه مي كردم تا با چهره آنان آشنا شوم. با خود فكر مي كردم در ذهن و فكر آنان چه مي گذرد؟ نگاه ها همه خاص بود. با خود گفتم آنان فكر مي كنند من مي توانم مديريت كنم يا خير و...
نگاه ها كنجكاوانه و خاص بود و من در كانون تمام چشمهاي منتظر آنان با خود به افكاري كه در ذهن آنها مي گذشت فكر مي كردم. آيا مي توانم بر آنها مديريت كنم؟ چطور آدمي هستم؟ با چه سيستم مديريتي؟
مسئول منطقه شرح حالي كوتاه از اعضاي مدرسه و يك معرفي از سابقه شغلي من طرح كردند. تك تك افراد معرفي شدند. اين گونه بود كه مديريت من در آن مدرسه آغاز شد.
با خود انديشيدم كه حالا ديگر با افرادي متفاوت بايد كار كنم؟
با خود مي انديشيدم با افرادي متفاوت از گذشته، سرشار از تفاوتها، نگرشها، ديدگاه ها و.. سر و كار دارم و اينكه چگونه مي توانم آفرينشي از نظم و هماهنگي را توام با محبت و يگانگي داشته باشم. چه بايد كرد؟ چه نوع مديريتي بايد اتخاذ كرد؟
1- در قدم اول چگونه فكر و انديشه آنها را بشناسم؟
2- آموزش صحيح را چگونه جايگزين آموزشهاي سنتي كنم؟
3- چگونه به دل و ذهن آنها راه پيدا كنم؟
4- تغيير را از كجا آغاز كرده و بايد چگونه حركت كنم؟
به هرحال با سعه صدر و با توكل به خدا آغاز كردم. ابتدا با مشاورين و اساتيد فن صحبت كردم و از تجربيات خودم استفاده نمودم و خلاصه به اين نتيجه رسيدم كه گام اول در ايجاد ارتباط موثر و تغيير روش ها محبت و تكريم است كه بايد ايجاد كنم تا از آن بهره لازم را در جهت تكامل ببرم.
اولين قدم
ايجاد ارتباط مؤثر
از طريق همدلي و هم زباني و عشق و محبت با آنان و بكارگيري آموخته هايم و حضور در كلاسهاي معلمان و تقدير و تشكر از زحمات آنان و ابراز محبت و دوستي نسبت به آنان و...كه اثرات عجيب در روحيه آنان مي گذاشت، كم كم توانستم روشهاي سنتي آنان را تغيير دهم و به نتيجه مطلوب دست پيدا كنم و اما درخصوص دانش آموزان نيز ابراز دوستي، لبخند و همدلي ... مرا به آنان نزديك كرد.
درس معلم گر بود زمزمه محبتي
جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را
امروز نيز با اتكا به خداوند متعال و استفاده از منابع تربيتي و سيره نبوي كه برخاسته از محبت و دوستي است و با مهر و صميميت و مشاوره دركارها با اساتيد و متخصصان و... توانسته ام به فعاليت خود ادامه داده در راستاي پيشبرد اهداف آموزشي و پرورشي گام بردارم.
از محبت خارها گل مي شود
عشق و دوستي، برجستگي و شگفتي اين پديده بود كه توانست شوري عظيم در انسان برانگيزد و مبدا قدرت و جسارتي خيره كننده در وي شود.
آمادگي و قابليتي كه عشق و محبت در آدمي پديد مي آورد موجب تغييرات مهمي در وي مي شود. خداوند محبت را در تربيت انسان به عنوان محور اعمال معرفي مي فرمايد.
در آيه 54 سوره مائده «يحبهم قبل ان يحبونه» آمده است ابتدا از ابراز محبت بايد استفاده كرد. اين نشان مي دهد كه محبت يكي از عوامل مهم است كه باعث انجام اعمال نيك و ترقي مادي و معنوي مي شود.
آموزش قوانين و ارزشها در قالب محبت و احترام اثرگذار مي باشد و ساختمان تربيت متعالي بر شانه هاي محبت متعادل بنا مي شود.
زهرا پروين
مدير دبستان ايمان- منطقه 2 تهران

 



مرا سرودي در كلاس انشايت به ياد استاد قيصر امين پور

كلاس انشاي تو، حسن ختام كلاس رياضي من بود. در پايان هر سال تحصيلي و در هنگامه وداع. آن جا كه مي گفتم: بچه ها! من همان معلم اين شعرم كه آرزويش آرزوهاي شماست.
با خودش زير لب چنين مي گفت:
«آرزوهايتان چه رنگين است !
كاش روزي به كام خود برسيد
بچه ها، آرزوي من اين است »
و آن گاه كه آنها در هياهوي آخرين زنگ سال رها مي شدند، من مي ماندم و شعر تو كه گويا واقعاً مرا سروده اي و من هميشه دلم مي خواست كه اين را بداني.
يادم است كه در يكي از روزهاي گرم و تابستاني همين سال، در جايي تو را ديدم، مي خواستم صدايت بزنم، مي خواستم بگويم:
آقاي دكتر! من با كلاس انشاي شما، كلاس رياضي ام را به پايان مي برم. همه احساس و همه عشق من به شاگردانم در دو بيت آخر سروده تان خلاصه شده است. من با هيچ كلام ديگري تا اين اندازه عميق، نمي توانستم حرف دلم را به آنها بگويم.
آقاي دكتر!...
اما دستي كه بر پهلو داشتي و دردي كه در چهره، مانعم شد. با خودم گفتم: فرصتي ديگر انشاالله و اي كاش...
افسوس را هزار مرتبه تكرار مي كنم،
اما
يك بار هم به مقصد نمي رسد.
و تو، هنوز هم هستي، در تمام زنگ هايي كه دل معلمي براي آرزوهاي شاگردانش مي تپد.
زهرا علي عسگري

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(10(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14