(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 4 خرداد 1387 - 18 جمادي الاول 1429 - 24 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189093
 

در انتظار يك حق
ضرورتي هجوآلود كاركردهاي پيامك در جامعه ما
ماشين دودي87



در انتظار يك حق

آسمان بغض آلود است، اما همراهي ام نمي كند. در خود مي شكنم. از انبوه درد و رنج تو. در سكوتي با طعم شوكران. گويي يلداي من و ترا ساحلي نيست و من بر خلاف تو كه مدتي است كتابچه اميد را بسته اي در جست وجوي روزنه اي، گم مي شوم در ميان روزنامه هاي عصر يكشنبه، صبح دوشنبه، عصر سه شنبه و صبح چهارشنبه. اما بدون كوچكترين نتيجه اي، هجمه و توجيهات فضلاي خانه ملت كه با تصويب يك فوريت طرح ارث بري زن از زمين در زمستان سرد 86 وعده امروز را داده بودند احاطه ام مي كنند، رهايم نمي كنند. و نمي دانم نمايندگان منتخب من و تو در مجلس هفتم به چه علت در آخرين روزهاي وكالتشان اين حق زنان را در آرزوي قانون شدن به انتظار واگذاشتند؟ آيا استدلال آنان توهمي بيش نبود؟ نفس هاي مجلس هفتم به شماره افتاده است و در اين روزها عده اي از وكلاي خانه مردم وظيفه خود را به فراموشي سپرده، با بهانه و بي بهانه در محل كار خود حاضر نمي شوند تا كارهاي ناتمام را به اتمام برسانند. با اين وجود امروز هم پدراني در مرز بودن و رفتن با مرگ دست و پنجه نرم مي كنند و تا دقايقي ديگر زنانشان تنها تكيه گاه خود را از دست خواهند داد و با طلوعي ديگر غم سنگين هزاران ساله مادرانشان را بر دوش كشيده و بي سرپناه خواهند شد.
با فرارسيدن هفتم خرداد آرزوي موافقان اين طرح در مجلس پوچ مي شود (يا شد) و قانون ارث بري زنان از زمين، حتي با شكفتن شكوفه هاي رنگارنگ بهاري هم به تصويب نرسيد. هم اكنون زنان شاليزار مشغولند بدون توجه به تركيدن بغض آسمان. آخر روزي خانواده هايشان در گرو تلاش آنان است. پس آنها را به حماسه بخوان فقط منتظر بمان و اميدوار باش كه فتواي سرنوشت ساز ولي فقيه ات در آينده اي نه چندان دور در مجلس هشتم براي اجرايي شدن در محكمه هاي عدالت قانون شود.
عاطفه تلقاني

 



ضرورتي هجوآلود كاركردهاي پيامك در جامعه ما

ناهيد جعفرپوركامي
ورود انواع فناوري هاي نوين و محصولات آن به زندگي، بدون وجود بسترهاي فرهنگي لازم مسأله تازه اي نيست و ديگر تقريبا به اين موضوع و هنجارهاي حاصل از آن عادت كرده ايم. با اين حال برخي ابزارهاي نوين، آنچنان در شئون زندگي نفوذ مي كند كه نبود فرهنگسازي مناسب براي كاربردهاي آن معضلات فرهنگي گسترده اي مي آفريند، به گونه اي كه ديگر نمي توان و نبايد در برابر آن بي اعتنا بود.
بدتر آنكه بعضي افراد به دلايل مختلف به اين ناهنجاري هاي تازه وارد دامن مي زنند، يكي از اين ابزارها، تلفن همراه است كه با در اختيار گذاشتن سرويس پيام كوتاه (SMS) فكر و ذكر عده اي از جوانان و نوجوانان را به خود مشغول كرده است و از آنجا كه افراد در اين سنين بسيار تاثيرپذيرند، زنگ خطر را براي جامعه به صدا درآورده است. به ويژه در بعضي مناطق كه به دليل رفاه نسبي، تلفن همراه از جيب كودكان خردسال هم در مي آيد تا از ديدگاه والدين شان، چشم حسود را بتركاند. بررسي علت استقبال گسترده از اين نوع ارتباط كتبي و آسيب شناسي آن در نوع رفتارها و هنجارها و نيز دريافتن ديدگاه جوانان درباره كاربردهاي درست و نادرست پيام هاي كوتاه، موضوع پيش روي شماست.
وسيله بيهودگي يا پويايي
بي گمان در حال حاضر ارسال لطيفه و موضوعات طنز، بيشترين تعداد پيام هاي كوتاه را به خود اختصاص داده است. همين جنبه مفرح پيام، پديده نويني را ميان جوانان به وجود آورده كه به «اس ام اس بازي» معروف است و همين نام به تنهايي گوياي جايگاه نادرست پيام هاي كوتاه در بين آنهاست. زيرا پيام هايي كه فلسفه وجودي آنها برقراري ارتباط نوشتاري كم هزينه براي انجام كارهاي ضروري و اطلاع رساني سريع است به وسيله اي براي انجام كارهاي بيهوده و هجوپراكني تبديل شده.
در حقيقت كاربران سرويس پيام كوتاه، به ويژه جوانان از آن بهره نمي برند، بلكه صرفا در حد يك مصرف كننده باقي مي مانند، آن هم مصرف كننده هايي اسير و دست و پا بسته كه ممكن است حتي در نقش يك قرباني ظاهر شوند.
يك مثال در اين باره موجي است كه از لحظه تولد يك جوك داغ و دست اول ايجاد مي شود و بدون توجه به ارزش هاي اخلاقي و بي هيچ فيلتر فيگي در محتوايش براي گروه هاي بزرگي از كاربران ارسال مي شود و...
البته استفاده از پيام كوتاه مزيت هايي دارد كه انكارناپذيرند. «بابك رزاقي» جواني 19ساله در اين باره مي گويد: «من بيشتر كارهايم را با پيام كوتاه هماهنگ مي كنم. روزي 50 تا 60 پيام مي فرستم و بيشتر از اين تعداد دريافت مي كنم. سؤال مي پرسم، تبريك و تسليت مي گويم و حتي اطلاع رساني مي كنم. با اين حال حدود 40درصد پيام هاي دريافتي ام جوك و لطيفه است، اما خودم جوك نمي فرستم. پيام هاي سركاري و تكراري هم آنقدر آزاردهنده هستند كه بهتر است درباره اش حرف نزنم و اينكه كسي پيام كوتاه را وسيله اي براي بازي تلقي مي كند، حسابي دلخورم مي كند.»
نوعي اعتياد مخرب
«فاطمه زماني» نيز در اين باره مي گويد: «مدتي پيش سازمان بهزيستي براي جمع آوري كمك هاي مردمي شيوه اي ابتكاري به كاربرد، به گونه اي كه افراد مي توانند با ارسال يك شماره مخصوص، در قالب پيام كوتاه به نيازمندان زير پوشش اين سازمان كمك نقدي كنند، ولي برخي افراد كه بدشان نمي آيد با همه چيز شوخي كنند، با ارسال پيام هاي سر كاري و منحرف كننده به ديگران باعث مي شوند مقدار زيادي كمك هاي ناخواسته به بهزيستي منتقل شود كه در نهايت با شكايت عده اي و اعتراض آنها قضيه فيصله يابد. در نتيجه فرهنگ نادرست از پيام كوتاه اين كار مفيد را به راحتي لوث كرد و باعث شد كاربران درباره هر ابتكاري بدبين شوند.»
«سميرا قربان بيگي» جوان 25 ساله اي است كه روزي حداكثر 5 پيام كوتاه ارسال مي كند، آن هم فقط براي كارهاي ضروري. او مي گويد: «گران بودن هزينه مكالمه و شلوغي شبكه باعث مي شود همين تعداد پيام را هم ارسال كند وگرنه ترجيح مي دهد به جاي آن تماس برقرار كند. »علاوه بر آن از رفتارهاي برخي جوانان هم كه پيام كوتاه را وسيله اي براي بازي مي دانند بسيار گله دارد و مي گويد: «برخي از آنها حتي سر كلاس هم از اين كار دست نمي كشند و حواس همه را پرت مي كنند. از پيام كوتاه براي تقلب هم استفاده مي كنند و تعداد پيام هاي سركاري هم روزبه روز بيشتر مي شود و اين پديده آزاري ميان جوانان شايع شد.»
به سراغ دكتر غلامرضا عليزاده، متخصص علوم رفتاري مي رويم، تا چاره اي براي اين بيماري مدرن بيابيم.
دكتر عليزاده مي گويد: «تولد هر فناوري يا وسيله نوين، همواره آثاري مثبت و منفي دارد كه كارشناسان بايد آن را ارزيابي و آسيب شناسي كنند. ورود هر فناوري به يك جامعه بدون وجود بسترهاي لازم فرهنگي و نيز تلاش براي شكل گيري آن هم تكنولوژي را بد نام مي كند و هم هدف اصلي خالق آن را به انحراف مي كشد. تلفن همراه نيز وسيله اي است كه متأسفانه در جامعه ما بويژه ميان جوانان از آن استفاده هاي نادرستي مي شود. براساس يك پژوهش آماري 87 درصد تلفن هاي همراه در كشور ما به دست كساني است كه براي در اختيار داشتن و استفاده از آن ضرورتي حرفه اي ندارند. پيداست در اين ميان پديده اي همچون اس ام اس بازي شايع مي شود و جا مي افتد.»
89درصد پيامك ها غيرضروري است
وي در ادامه مي افزايد: «در بسياري از كشورهاي دنيا از پيام كوتاه براي تبليغات تجاري و آموزش هاي علمي، فرهنگي، بهداشتي و در مواردي نيز براي تبريك و تسليت يا اطلاع رساني استفاده مي شود، اما گاهي مي بينيم حتي در يك ميهماني خانوادگي و دوستانه، افراد با پيام كوتاه با يكديگر صحبت مي كنند. آمار ديگري حاكي است كه 89درصد از پيامك هاي ارسالي در كشور ما جنبه غيرضروري دارد و بدتر اينكه ايجاد مزاحمت نيز بخشي از پيام ها را تشكيل مي دهند. به نظر مي رسد متوليان فرهنگي و والدين بايد ديدگاه جديدي از اين وسيله ارتباطي و خدمات آن براي خود تعريف كنند و سپس آن را به جوانان و نوجوانان نيز آموزش دهند.» دكتر عليزاده به نقش رسانه ها اشاره مي كند و مي افزايد: «رسانه هاي گروهي در اين زمينه نقش مهمي دارند چون هنوز عزمي جدي براي مقابله با مضرات و ناهنجاري هاي اين فرهنگ نادرست ارتباطي وجود ندارد. به هر صورت هر روز كه مي گذرد براي مقابله فرهنگي ديرتر مي شود و مشكلات عميق تري رخ مي نمايد كه رفع آن نيازمند زمان و هزينه بيشتري است. فرهنگسازي نيازمند انديشه، شناخت درست و تعقل است و اگر تنها به اتكا به آزمون و خطا پيش برويم وضعيت از آنچه هست خطرناك تر مي شود.»
در وضعيت فعلي جوانان و نوجوانان بي هيچ عامل بازدارنده اي به استفاده نامحدود از پيام كوتاه ترغيب مي شوند و فقط خستگي و دلزدگي تدريجي از SMS بازي يا اتفاقي ناخوشايند ممكن است آنها را به مضرات اين كار آگاه كند. تلفن همراه و خدمات آن در كشور ما رو به رشد و گسترش است و بايد همين امروز برايش فرهنگسازي كنيم وگرنه دير مي شود.
ويروسي به نام پيام كوتاه
بازي با پيام كوتاه مانند ويروسي مي ماند كه آدم را گرفتار مي كند و ذهنش را برهم مي زند، متأسفانه كار به جايي رسيده است كه گاهي در جمعي دوستانه نمي توان با كسي حرف زد و فقط بايد با پيام كوتاه يا از طريق گوشي موبايل با يكديگر ارتباط برقرار كنيم، تا وقتي هم كه پيام ها منتقل مي شود نمي توان جلوي اين معضل را گرفت و سرويس پيام هاي تصويري كه اخيراً در دسترس قرار گرفته مشكل را حادتر كرده است. به هر حال از هر تسهيلاتي بايد به جا و مناسب استفاده كرد و پيام كوتاه كه براي انجام كارهاي ضروري است اگر براي انتقال هجويات استفاده شود تنها نشان از يك بيماري و ناهنجاري اجتماعي و فرهنگي دارد.
اين نكته را نيز اضافه كنيم كه تلفن، ارتباط ديداري انسان ها با يكديگر را كاهش داد و حالا پيامك بر رابطه شنيداري مردم سايه افكنده است. بهتر است به جاي ارسال پيامك به ديدار يكديگر برويم.

 



ماشين دودي87

اولين روزي بو دكه جوان مي خواست به سركار جديدش برود با كلي دوندگي، اين را ببين و با آن صحبت كن، توانسته بود از هفت خان استخدامي بگذرد و نام خود را در فهرست كارمندان جديد ثبت كند. مسئولان اداره هم به او گفته بودند قسمتي كه شما در آن مشغول به كار خواهيد شد با مردم ارتباط مستقيم و تنگاتنگي دارد. لازمه كار در چنين قسمتي آن است كه وضعيت ظاهر انسان مرتب و تميز باشد و اين يكي از نكاتي است كه بايد همواره مورد توجه كارمندان باشد.
جوان بهترين لباس هايش را پوشيده و صبح زود از خانه بيرون زده بود تا به موقع در اداره حاضرشود. خيلي خوشحال بود كه بالاخره توانسته كاري آبرومندانه پيدا كند. لطافت هوايي صبح گاهي احساس شادي و رضايت او را دو چندان مي كرد. احساس مي كرد واقعاً مستقل شده و توانايي اداره زندگي جديدي را دارد. درهمين فكرها بود كه ديد به ميدان اصلي شهر رسيده است. به ساعتش نگاه كرد نيم ساعتي فرصت داشت تا به اداره برسد و اداره هم يكي و دو ايستگاه بالاتر قرار داشت پيش خود گفت: بهتر است با اتوبوس شركت واحد بروم تا به موقع به اداره برسم. نهايت اش اين است يك ربع زودتر مي رسم... اشكالي ندارد.
اتوبوس كه آمد خيلي شلوغ بود.
جايي كه جوان توانست براي خود پيدا كند ميان دو كابين دركنار ميله عمودي بود. دستش را به ميله سياه گرفت تكان هاي شديد اتوبوس كه با موجي از فشارهاي ناخواسته مردم همراه بود سينه جوان را با ميله بيشتر آشنا مي كرد. بالاخره اتوبوس به ايستگاه موردنظر رسيد و جوان خود را با زحمت از ميان جمعيت به بيرون كشيد. همين كه نگاهي به دستش كرد ديد كاملاً سياه شده چشمش به پيراهنش افتاد چندين جاي لوله به رنگ سياه روي لباسش مانده بود.
مات و مبهوت شد كه چه كند. تنها چيزي كه به ذهنش رسيد اين بود كه به راننده اعتراض بكند.
- آقاي راننده ببين آلودگي اتوبوس چه وضعيتي براي من به وجود آورده است.
¤ من چه كار كنم... شيشه پـنجره ها باز است و دود توي ماشين مي نشيند.
-حداقل اتوبوس را هفته اي يكبار به كارواش شركت واحد ببريد تا اين وضعيت براي مردم به وجود نبايد.
¤ فايده اي ندارد آقا باز هم ماشين كثيف مي شود.
راننده گاز اتوبوس را گرفت و رفت و جوان همچنان مات و مبهوت با كوهي از سوال و نگراني و عصبانيت مانده بود چه كار كند؟!
عباس سيدميرجمكراني

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14