(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 31 ارديبهشت 1387 - 14 جمادي الاول 1429 - 20 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189090
 

احياي معاونت پرورشي و چالش هاي پيش رو
دنياي نوجوانان وجوانان
يك نامه و چهار هديه
چگونه در امتحان موفق شويم؟
بانوي ياس هاي كبود



احياي معاونت پرورشي و چالش هاي پيش رو

ابتدا بر خود لازم مي دانم كه تلاشهاي خالصانه، مجدانه و بي وقفه همه عزيزان در عرصه تربيت فرزندان اين مرز و بوم را سپاس گفته از ايزد منان توفيق براي تمامي خدمتگزاران به فرهنگ ناب اسلامي را خواستار باشم.
هرگاه به واژه هاي پرورش، مربي و معاون پرورشي و مقوله هايي از اين دست فكر مي كنم احساس غربت، تنهايي و تاسفي به من دست مي دهد كه همچون عقده اي آزارم مي دهد برايم پرسشي بزرگ به وجود مي آورد و آن پرسش اين است كه:
چرا مربيان و معاونين پرورشي و تمامي كساني كه با امر پرورش سرو كار دارند نبايد از تيزهوشترين، معتقدترين، جدي ترين، باحوصله ترين و با انگيزه ترين و در يك كلام گل سرسبد نيروهاي آموزش و پرورش باشند؟
براي اينكه درد دلم را كه در قالب يك سوال عجيب مطرح شده بيان كنم لازم است چند نكته را متذكر شوم:
1- مگر نه اين است كه خداوند در قرآن بر تقدم تزكيه بر تعليم تاكيد فراوان دارد؟
2-مگر نه اين است كه رسالت انبياء بر محور تعالي بشر از عالم ناسوت به عالم ملكوت و مسائلي همچون عدالت، سياست واقتصاد همگي ابزارهاي اين هدف مهم
مي باشدكه همانا رسيدن انسان به قرب حق است؟
3-مگر نه اين است كه در بين ملتها، دولتها و حكومتهاي دنيا ما داعيه دار حكومت اسلامي برپايه عزت و كرامت انساني و اجراي احكام اسلامي هستيم؟
4-مگر نه اين است كه در كشور اسلاميمان از بين نهادهاي دولتي و غيردولتي كه در عرصه فرهنگ فعاليت مي كنند عريض و طويلترين، منسجم ترين و حساس ترين نهادي كه متولي اين امر خطير است آموزش و پرورش است؟
5-مگر نه اين است كه با تلاش شهيدان رجايي و باهنر در اين مجموعه وسيع آموزش و پرورش نهادي به نام امور تربيتي سكان دار امر تربيت كودكان و نوجوانان اين كشور اسلامي را برعهده گرفته است و جزء وظايف و آرمانهاي اصلي خود مي داند؟
6-مگر نه اين است كه عده اي بدون كارشناسي طرحي را به نام تلفيق با هدف برداشتن خط كش ميان امر آموزش و پرورش اجرا نمودند اما در مقام عمل تيشه به ريشه امور تربيتي زدند و تا حذف امور تربيتي نيز پيش رفتند؟
7-مگر نه اين است كه در بين مشكلات دانش آموزان ما در مدارس بزرگترين مشكل نبود سواد كافي رياضي و فيزيك نيست بلكه به دليل هجوم و ناتوي فرهنگي دشمن بزرگترين مشكل نوجوانان و جوانان ما هويت از دست رفته ايراني، اسلامي اصيلشان است كه بايد فكري براي آن كرد؟
8-مگر نه اين است كه هميشه ساختن مشكلتر و هزينه بردارتر از خراب كردن بوده است؟
9-مگر نه اين است كه شيطان با تمام قواي جني و انسي براي خراب كردن مرزهاي عقيدتي ما لحظه اي را فروگزار نمي كند و فرهنگ پوچ غرب با تمام ادعايش و توانش كمر همت بسته است تا جوانانمان را كه بسياريشان در صحراي حيرت و كابوس پرزرق و برق دنياي مدرن مبهوت مانده اند و بر سر چند راهه گيج و منگند را به اسفل السافلين رهنمون شود؟
10-مگر نه اين است كه هزينه اي كه صرف اين تخريب مي شود هزاران برابر هزينه اي است كه ما براي ساختن فرهنگ ايراني اسلامي مان مي كنيم؟
11-مگر نه اين است آن زمان كه مسئولين فرهنگيمان خاصه عمده مربيان و مشاورين در مدارس و حتي والدين در خانواده ها به خاطر عدم آگاهي از وضع موجود بر روي ابرها سير مي كنند و از آن بالا به امور نوجوان و جوانان نگاه مي كنند و همه جا را آرام و بدون مشكل مي بينند، فرزندان و دانش آموزان ما در زير پوسته شهر اسير حيله هاي شياطين انسي و جني هستند و به خاطر كنجكاوي و تلاش براي كسب تجربه از علوم روز بهره مند شده و به ناآگاهي اولياء خود خاصه علوم روز ريشخند مي زنند. به عنوان مثال زماني پدر و مادري با كلماتي همچون قرص اكس و كراك و غيره آشنا مي شوند كه فرزند خودشان به اصطلاح آنها را كهنه كرده اند.
12-مگر نه اين است كه با توجه به تحقيقات به عمل آمده از روند مسابقات فرهنگي و هنري، ميزان مشاركت مدارسي كه معاونين جديد در آنها منسوب شده اند به خاطر اينكه بسياري از آنها خود را در درجه نخست يك مربي نمي دانند و بيشتر در نقش يك ناظم مدرسه ظاهر شده اند بسيار پايين بوده است؟
13- و صدها اگر و مگرهاي ديگر...
اما اگر اصلي:
14-مگر نه اين است كه دربين نيروهاي آموزش و پرورش، مربيان و معاونين پرورشي و تربيت بدني بايد جلودار اين قافله باشند، كساني كه با بردن نامشان بايد ياد خوبي، صفا، صداقت و تمامي فضايل اخلاقي افتاد؟اما بايد پرسيد آيا اينگونه است؟آيا اگر پرس و جويي از دانش آموزان شود كه وقتي نام مربي پرورشي را مي بريد به ياد چه مي افتيد؟
آيا ياد شخصي كه گاهي اوقات تنها امر و نهي مي كند به اصطلاح «نق» مي زند، كاري كه نوجوان و جوانان از آن متنفرند يا خداي ناكرده به ياد كلماتي همچون بيكاري، پا بر روي پاگذاشتن، چرت زدن، بي انگيزگي و تداعي گر شخصي است كه از قافله علم چند صد كيلومتري عقب است و تنها هنرش چسباندن چند تراكت بر روي تابلوي آموزشگاه است و يا در حال تهيه گزارشي از فعاليت و مراسمي كه يا انجامش نداده است يا در صورت انجام هدف صرف ارائه يك گزارش بوده است؟
اما با تمام احترامي كه براي همه مربيان و معاونين پرورشي و همه دست اندركاران نظام تعليم و تربيت قائليم كه بسياري از اين سربازان گمنام امام عصر(عج) با تمامي وجود درتلاشند كه وظيفه خود را به نحو مطلوب انجام دهند و به كارشان قبل از اينكه به عنوان شغل بنگرند به عنوان يك فريضه الهي و عشق مي نگرند، آيا وقت آن نرسيده كه اين سوال را از خود كنيم كه:
چرا نبايد مربيان و معاونين پرورشي و تربيت بدني از بين باهوش ترين، جوان ترين، معتقدترين و با انگيزه ترين نيروهاي آموزش و پرورش گلچين شوند؟
هنگامي كه با روي كار آمدن دولت اصولگراي دولت نهم به رياست جناب آقاي دكتر احمدي نژاد كه خود يك انسان فرهيخته، زحمتكش و دلسوز اين نظام است و با شروع به كار مجلس هفتم كه مجلسي فرهنگي و همگام با دولت و همچنين انتخاب آقاي پيشنمازي به عنوان معاونت پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش كه ابتداي امر در وزارت بي يار و ياور بود و با سفرهاي استاني متعددي كه داشت با شور و حرارت وصف ناشدني و اعتقاد و التزامي كه در ايشان نسبت به عملي كردن فرمايشاتشان داشت بارقه اميد در دل كساني كه نقايص را مي ديدند و كاري از دستشان در سطح كلان بر نمي آمد، درخشيده و خصوصا با افزايش ساعات نيروهاي اختصاصي به مدارس در حوزه پرورشي اين نوراميد تبديل به گرمايي از جنس همدلي و بشارت به آينده اي كه بسياري آن را تيره و تار مي بينند و آن را از دست رفته مي دانند گرديد.
اما با تمامي تلاش هايي كه در دولت و مجلس و با وجود دستور مجلس براي كاهش نيروهاي دولت شد متاسفانه بكارگيري نيروها به عنوان مربي و معاون پرورشي و تربيت بدني با كم مهري مواجه شد و بعضا اين فكر كه هر نيرويي كه توانايي و انگيزه انجام كار آموزشي را ندارد يا آموزش نمي تواند او را به كارگيري نمايد (نيروي مازاد) و يا حتي به خاطر تبديل وضعيت از ابتدايي به راهنمايي و دبيرستان و گاهي هم به خاطر گرفتن پستي به نام معاونت مدرسه به مربيگري يا معاونت گمارده شده اند و حتي در برخي موارد وقتي از عدم كارايي آنها سخن به ميان مي آيد مي گويند: پرورشي است ديگر، آموزشي كه نيست كه بايد جوابگوي درس و بحث و نگران پايين آمدن نمودار درصد قبولي باشند.
اين جملات شايد دل هر دلسوزي را برنجاند اما حقيقتي است كه در برخي از مناطق مشاهده مي شود و حتي موارد را انسان مي شنود كه به خاطر عدم مطالعه سوابق نيروهايي كه حتي لياقت ندارد كه راننده يك مجموعه غيرفرهنگي باشد، متاسفانه به عنوان معاون پرورشي و تربيت بدني به كارگيري شده است!
اما مشكلات:
1-كمبود نيروهاي متخصص، متعهد، جوان و با انگيزه
2-عدم رغبت نيروهاي باتجربه و خبره براي قبول پست معاونت پرورشي به خاطر پايين بودن حق مسئوليت در مقايسه با داشتن حتي يك روز اضافه كاري.
3- كمبود نيروهاي كارشناس در چارت مديريت آموزش و پرورش كه متاسفانه با وجود اينكه در بخش پرورشي مناطق با 2الي 3 و يا بعضا 4 نيروي انساني بايد دو وظيفه بزرگ و پرمشغله، يكي مديريت و برنامه ريزي كليه فعاليتهاي مربيان و معاونين پرورشي و ديگري كارهاي اجرايي كه در سه بخش يعني:
الف) يك مافوق در سازمان با حجم وسيع بخشنامه و دستورالعمل
ب) در بخش خود مديريت شهرستان، برگزاري مناسبتها، مراسم ملي مذهبي، زنگها و همايش هاي متعدد
ج) در بخش مدارس مسئول پاسخگويي تعداد زيادي از مربيان، معاونين، مشاورين، مديران مدارس و ارسال بخشنامه هاي متعدد، برگزاري مسابقات مختلف ازجمله فرهنگي و هنري و بررسي و باز خورد فعاليتهاي آنها و ارتباط، همكاري و تعامل با ارگانهاي دولتي ديگر از قبيل: بسيج، انجمن اسلامي، فرمانداري، هلال احمر، صدا و سيما، بهداشت و درمان، سازمان تبليغات و ديگر ارگانهاي دولتي و بعضا غيردولتي و صدها فعاليت ديگر كه از حوصله اين مقال خارج است. آيا به نظر مي رسد 2 الي 3 نفر در سطح مديريت يك شهرستان از پس اين همه فعاليت به نحو احسن برمي آيند؟
آيا وقت آن نشده است كه فكري به حال افزايش كارشناسان فرهنگي و هنري مديريت هاي آموزش و پرورش كرد؟ در حالي كه ما براي يك مدرسه با 150 دانش آموز يك نيروي 6روزه اختصاص مي دهيم كه انصافا نياز است. آيا براي انجام كليه فعاليتهاي ياد شده در سطح يك شهرستان با داشتن حداقل 200 مدرسه اختصاص 2 الي 3 نيرو كافي است؟
چاره چيست؟
1-با نگاهي اميدبخش و مثبت نگر به فعاليتهاي مجموعه جديد و با آگاهي از برنامه هاي مدون و راهبردي كوتاه مدت و ميان مدت و بلندمدت مي توان اين تلنگر را نيز به خودمان بزنيم كه آيا وقت آن نرسيده كه به پالايش بخشي از نيروهاي بي انگيزه و ناكارآمد موجود و انتخاب و انتصاب نيروهاي جديد وسواس بيشتري به خرج داد، چه نيروهايي كه از بخش آموزش هستند و چه نيروهايي كه به تازگي و با پشت سرگذاشتن آزمون و در مرحله بعد مصاحبه قصد آمدن به اين حوزه را دارند از اين رو پيشنهاد مي شود:
1-امر احياء پرورشي بايد دقيق، با حوصله و بدون شتابزدگي باشد و در مدارسي كه با وجود استحقاق معاونت از نيروهايي به عنوان مربي استفاده نمود تا در صورت صلاحيت داشتن در آينده به عنوان معاون پرورشي و تربيت بدني به كارگيري گردد.
2- در انتخاب معاون پرورشي و تربيت بدني مناطق و استانها كمال وسواس و دقت به عمل آيد چرا كه موتور حركت اين تفكر در استانها و شهرستانها معاونين هستند.
3-تيمي واقعي، دلسوز و كارآمد مسئوليت پالايش و گزينش نيروهاي موجود و جديد را برعهده گيرند.
4- در خصوص ارتقاء سطح علمي و هنري مربيان و معاونين نيز بايد چاره اي انديشيد و با علوم روز آشنا نمود و آنها را به روز كرد.
5-تعامل و استفاده از تجربيات و تحقيقات و منابع علمي نهادهاي فرهنگي ديگر مانند حوزه علميه قم و صدا و سيما و آيا:
نمي توان با ايجاد انگيزه هاي مختلف مادي و معنوي، نيروهايي را جذب اين حوزه كرد كه با هوشترين، فعالترين، با انگيزه ترين و مقتدرترين باشند. تا براي دانش آموزان، مربي و معاون پرورشي و تربيت بدني تداعي گر شخصيتي باشد كه هميشه آرزو داشته اند همانند او باشند. كسي كه بتوان به او تكيه كرد چرا كه اگر به جاي دانش آموز از من بپرسند دوست داري مربي و معاون پرورشي شما چه خصوصيتي داشته باشد؟ مي گويم: كسي كه صفات انبياء را به معناي واقعي در خود داشته باشد، كسي كه مهرباني را خجل كرده است و تواضع در مقابلش زانو مي زند، ايثار فدايش مي شود. او در ميان معلمانم عالمترين است در ورزش سرآمد است، از مسائل روز آگاهي دارد، براي تمامي سوالاتم جوابي دارد و براي تشويقم به اداي نماز نياز نيست كه فلسفه آن را توضيح دهد، او آن قدر دوست داشتني است كه هنگامي كه آستينهايش را براي وضو گرفتن بالا مي زند، مرا به دنبال خود مي كشد، او گمشده من است، رازهايم را با او در ميان مي گذارم، مشاور خوبي براي من است، هرگاه دلتنگش شوم حتي اگر ساعت 2 نصف شب باشد به او زنگ مي زنم و واگويه هايم را با او مي گويم. اصلا براي ديدنش به مدرسه مي روم، اگر بگويند مدرسه كجاست؟ مي گويم جايي كه من او را ببينم.
اين جملات شايد كمي اغراق آميز باشد اما بسيارند مربياني كه اين چنين هستند.
ما در عرصه بحران هويت نيازمند مسئوليني دلسوز هستيم كه براي رفع مشكلات چاره انديشي مي كنند و براي اعتلاي فرهنگ اسلامي نگرانند و خواب از چشمانشان ربوده است، نيمه شبها در عروج عارفانه شان (نماز شب) درهاي غلطان از گوشه چشمهايشان سرازير است، لحظه اي نمي توانند بي تفاوت باشند.
مگر مي شود ديد كه دشمن گرگ صفت در ميان نوجوانان و جوانان ما افتاده است و يكي يكي آنها را مي درد و بي تفاوت بود و گفت همه چيز بر وفق مراد است؟ ما در نظام تعليم و تربيت نيازمند افرادي هستيم كه براي آمادگي و مقدمه چيني ظهور امام زمان(عج) تمامي تلاش خود را صرف مي نمايند.
انشاءالله شاهد روزي باشيم كه حضرت با مشاهده كارنامه اعمالمان چه در حيطه فردي و چه در حيطه اجتماعي گل لبخند بر لبانش بنشيند.
به اميد روز ظهورش انشاءالله
علي رضا حسني
كارشناس مسئول فرهنگي وهنري
آموزش و پرورش شهرستان آق قلا

 



دنياي نوجوانان وجوانان

شمسي- علي عسكري
علل اجتماعي بزهكاري
1- عامل اقتصادي 2- عامل پس افتادگي فرهنگي و پيشرفت تكنولوژي
3- شهرنشيني 4- تراكم و افزايش جمعيت
5- حوادث غيرمنتظره از قبيل جنگ و زلزله
6- وسائل ارتباط جمعي
7- ضعف بنيه اخلاقي و اعتقادي
پيش گيري و مقابله با بزهكاريها
براي مواجهه با بزهكاري نوجوانان، بايد ابتدا عوامل ايجادكننده آنها را شناسايي كرد. بزهكاريها، مشكلاتي نيستند كه بيست و چهار ساعته ايجاد شده باشند تا براي آنها راه حلهايي كوتاه، آسان و سريع وجود داشته باشد، لوسين لودت مشاور بهداشت رواني سازمان بهداشت جهاني، مخرج مشترك و درمان نوجوانان بزهكار را عبارت از كسب احساس ايمني مجدد آنان مي داند تا در نتيجه اين احساس ايمني، بتوانند روابط قابل اطمينان و محبت آميزي با ديگران داشته باشند.
انحراف رفتاري و بزهكاري حاصل يك سلسله كنش ها و واكنش هاي طولاني و بغرنج است، نوجوان بزهكار بيش از هر نوجواني با مسائل ناگوار و حادي در هويت و موجوديت خويش روبروست، اضطراب او بيشتر و دشمني و عداوتش قوي تر است رفتار بزهكاري در بسياري از موارد راه حلي است كه نوجوان دراختيار دارد. بزهكاري غالبا به منزله بهترين و مهيج ترين اعتراض عليه وضعيت موجود و آينده غيرقابل قبول و ملال انگيز است. وقتي چنين باشد، راه حل عبارت از كمك به بزهكار در شناخت خويش و استفاده درست از محيط است، در كمك به بزهكاري و براي ايجاد تصوير مثبتي از خويش، بايد آنان را آدمهاي غريبه و جداي از ساير انسان ها ندانند، به استثناي رفتار بزهكارانه كه معمولا نوجوان را مطرود مي كند فرد بزهكار، انساني داراي نيازها، احساسات و عواطفي مانند سايرين است. در راه حلها، بايستي بازيابي ارزش شخصي بزهكاران، گنجانده شود.
تحول بلوغ خصوصياتي ازقبيل مخالفت ها، تشخص طلبي ها و خودنمايي ها را دارد، بلوغ دوران برانگيختگي و مزاحمت هاي عاطفي است. دراين زمان نوجوان به محبت، صبر و شكيبايي و تحمل كردن بيش از قبل نياز دارد. والدين بايد شناخت عميقي از تحول بلوغ داشته باشند و هرگونه مخالفت رفتاري نوجوان را حمل بر بزهكاري نكنند؛و رويه تند و خشونت آميزي را درپيش نگيرند. گاهي والدين آنچنان سرگرم شغل و زندگي خود هستند كه نمي دانند فرزندانشان در چه مرحله اي از رشد هستند و از مراقبت صحيح آنان غافلند و آنچه را كه قاعدتا درمقام يك پدر و مادر مي بايد انجام دهند به انجام نمي رسانند.
آشنايي با مراحل رشد و خصوصيات آن، رفتار متناسب والدين را بدنبال خواهد داشت و از رفتار بزهكارانه نوجوانان مي كاهد.
نوجوان و اعتياد
اعتياد عبارت از تعلق يا تمايل غيرطبيعي و مداومي است كه برخي از افراد نسبت به بعضي از موادمخدر پيدا مي كنند. منظور از اعتياد استفاده غيرطبي و مكرر داروست كه به ضرر خود مصرف كننده يا ديگران است.
اعتياد چهار خصوصيت دارد:
1- گرايش به ازدياد مصرف ماده اعتيادآور كه اصطلاحا تحمل دارويي نام دارد كه فرد حالتي سازگارانه نسبت به ماده مخدر پيداكرده و مجبور است بر ميزان ماده مخدر بيفزايد.
2-وابستگي بدني و رواني به اثرات ماده اعتيادآور، وابستگي بدني يك حالت فيزيولوژيك است كه با استعمال مكرر ماده اعتيادآور بوجود مي آيد و باعث ادامه استعمال آن ماده مي شود و قطع آن موجب سندروم محروميت مي گردد.
3- تمايل و احتياج شديد به صورتي كه به هر وسيله اي آن ماده اعتيادآور را به دست مي آورد، احتياج به پول براي تامين موادمخدر فرد معتاد را به ارتكاب اعمال بزهكارانه وامي دارد.
4- ضرر و زيان به مصرف كننده و جامعه، مواد مخدر هم ضرر مادي و رفتاري براي شخص و هم آسيب اقتصادي و اجتماعي براي جامعه دارد.
مواد اعتيادآور را به سه دسته تقسيم كرده اند:
1- تركيبات ترياك، شامل ترياك، هروئين ، مرفين، سوخته و شيره.
2-مواد توهم زا، شامل كوكائين،LSD، حشيش و ماري جوآنا.
3- خواب آورها و مواد ضداضطراب شامل باربيتراتها و الكل.
علت گرايش جوانان به هروئين را مي توان به وضعيت خاص اين دوره كه معمولا با بحران هويت و بلوغ و تحول ارزش ها و مسئله بيكاري و فراغت همراه است نسبت داد.
علل اعتياد
عوامل بوجود آمدن اعتياد بشرح ذيل مي باشد:
1- عوامل دارويي و
فارما كولوژيكي
2- عوامل روانشناختي
3- عوامل خانوادگي
4- عوامل اجتماعي
5- عوامل سياسي
گاهي موادمخدر جهت تسكين درد و بوسيله پزشك تجويز مي گردد و تكرار آن موجب اعتياد فرد مي شود، خصوصيات شخصيتي و روانشناختي شايد علت مهم گرايش افراد به موادمخدر باشد، اضطراب، احساس تنهايي، گرايش به افسردگي، فقر در روابط عاطفي موجب مي شوند كه فرد به اعتياد روي آورد، روابط خانوادگي و الگوهاي رفتاري در خانواده نقش مهمي را درجلب افراد به موادمخدر ايفا مي كند.
اعتياد نوعي بيماري اجتماعي است، در دوران كنوني كه شرايط مناسب اجتماعي براي يك زندگي انساني و توام با محبت فراهم نيست و دراين عصر كه انسان ها از يكديگر دور شده اند، عواطف انساني تقليل يافته و ناامني، تشويش، ميل به انتقامجويي و اضطراب زياد شده است. دراين اوضاع و احوال، انسان هاي مضطرب و پراز تضاد و كشمكش و محروميت براي تسكين ناراحتي هاي خود به مواد مخدر پناه مي برند.
عامل سياسي را در توسعه اعتياد نبايد ناديده گرفت، استعمارگران از موادمخدر براي توسعه نفوذ خود استفاده برده و مي برند.
روش هاي مبارزه با اعتياد
برنامه مبارزه با اعتياد نبايد محدود به بازتواني معتادان باشد، بازتواني معتادان جزيي از برنامه مبارزه با اعتياد است، مبارزه اي همه جانبه در زمينه شخصيتي، اجتماعي و فرهنگي لازم است تا اعتياد را ريشه كن نمايد، تا زماني كه زمينه اجتماعي اعتياد از بين نرود و افراد از نظر شخصيتي به استقلال فردي و بازيابي ارزش خويش و استقلال اقتصادي دست نيابند، اعتياد از بين نمي رود.
سرلوحه برنامه مبارزه با اعتياد بايد پيشگيري و جلوگيري از به دام افتادن افراد به موادمخدر باشد، مبارزه با اعتياد در صورتي با موفقيت همراه مي گردد كه اولا بر پيشگيري تاكيد نمايد و ثانياً زمينه اقتصادي، اجتماعي و سياسي اعتياد را از بين ببرد و ثالثاً روابط خانوادگي تصحيح شود و رابعاً به بازتواني معتادان بپردازد.
براي پيشگيري از اعتياد بايد به تنوير افكار عمومي پرداخت و خطرات موادمخدر را خاطرنشان نمود از توزيع و پخش موادمخدر جلوگيري كرد و به تامين شغل و درآمد براي جوانان اقدام نمود و زمينه مناسبي را براي سلامت رواني آنان ايجاد نمود. آينده زندگي را براي آنان قابل پيش بيني كرد و روابط آنان را با جامعه و خانواده تصحيح نمود.
مبارزه با اعتياد بايد يك وظيفه سياسي، اجتماعي، ملي و مذهبي قلمداد گردد.
همانطور كه قبلا بيان گرديد، اعتياد يك بيماري مسري است كه بايد بوسيله يك بسيج عمومي از پخش و توزيع آن جلوگيري كرد همراه با مبارزه همه جانبه و عمومي. اعتياد يك بلاي اجتماعي است و اگر ماده مخدر به فرد نرسد يا فرهنگ اعتياد بوسيله دوستان و معتادان به فرد منتقل نشود او به دام اعتياد نمي افتد. ضمناً از خلأ معنوي و احساس پوچي و بي معنايي نيز نبايد غافل بود، اگر جامعه هدف روشني را تعقيب نكند و افراد را به سمت ايده آل انساني و كمال پيش نبرد آنان احساس تهي بودن مي كنند و به عالم خيال و وهم و موادمخدر پناه مي برند.
وظيفه جامعه است كه پيش بيني همه جوانب را بكند و از مسئوليت خطير خود غافل نماند و بداند چه چيزي به جوانان مي دهد و چه چيزي از آنان انتظار دارد.
بدون برنامه ريزي صحيح انتظار پيشرفت و كمال مطلوب از جوانان نمي رود.
خانواده مهمترين مرجع و پناهگاه براي جوانان است، والدين بايد به نوجوانان خود كمك كنند تا احساسات خود را كنترل كنند و آنان را بسوي فعاليت هاي سازنده سوق دهند و آنان بايد رفتار طغيانگرانه نوجوان خود را يكي از نشانه هاي رشد تلقي كنند و عليرغم اين رفتار آنان را دوست بدارند و بدانند كه نوجوان درصدد است راه مستقلي براي خود پيدا كند، والدين نبايد الگوي رفتاري خويش را بر نوجوان خود تحميل كنند، بلكه او را به تناسب استعدادهايش آزاد گذارند و هدايت نمايند تا رشد كند. والدين نبايد ارزش نوجوان را پائين آورند، آنان بايد مشكلات نوجوان خود را درك كنند و به او كمك نمايند تا بتواند بر مشكلات خود فائق آيد و راه حلي براي آنها بيابد. در چنين وضعيتي نوجوان بسوي اين و آن كشانده نمي شود و احياناً به دام اعتياد نمي افتد.مبارزه با اعتياد در صورتي كامل مي شود كه معتادان تحت برنامه ترك اعتياد و بازتواني قرار گيرند.
مراحل بازتواني و نوتواني معتادان بشرح زير است:
مرحله اول: تشخيص و بازگيري معتاد از مواد مخدر.
مرحله دوم: توانبخشي كوتاه مدت از طريق خدمات روانپزشكي
مرحله سوم: توانبخشي بلندمدت كه شامل موارد زير است:
1- آموزش حرفه اي تا بتوانند وارد بازار كار شوند و ارزش شخصي خود را بازيابند.
2- روان درماني تا بتوانند ارزش خويش را پيدا كرده و شخصيت خويش را تجديد سازمان دهند و معنايي براي زندگي خود بيابند.
3- مشاوره خانوادگي، تشكيل مشاوره خانوادگي به تسهيل ارتباطات و تصحيح روابط خانوادگي كمك فراوان مي كند.
4- پيگيري اجتماعي و كاريابي، فرد پس از بازتواني زيرنظر و نظارت دايره مددكاري اجتماعي قرار مي گيرد، مددكاران ضمن كاريابي براي افراد بيكار با خانواده ها در تماس مستقيم هستند، مددكاري اجتماعي تشكيلاتي است كه افراد خود را به آن وابسته مي دانند و كمك روانشناختي، اجتماعي، انساني و اقتصادي درا ختيار آنان قرار مي دهد.
ــــــــــــــــــــــــــــ
منابع: روان شناسي نوجوانان و جوانان تاليف: دكتر سيداحمد احمدي
روان شناسي نوجوانان تاليف: دكتر اسماعيل بيابانگرد
دنياي نوجوان تاليف: دكتر محمدرضا شرفي

 



يك نامه و چهار هديه

هواي ارديبهشت كه وزيدن مي گيرد بوي امتحانات خرداد هم مي آيد و تمام هم و غم اوليا بر آن مي شود كه نقطه ضعف دانش آموزشان چيست تا در اين مدت باقي مانده آن را به قوت تبديل كنند. خصوصا مادران و پدراني كه فرزندشان در پايه اول تحصيل مي كند و بعضي از حروف و كلمات در آن ها تثبيت نشده است در ذيل برخي از بازي هاي مختص به كودكان ارائه مي شود كه همراه با شور و نشاط بازي كلمات و حروف را به خوبي فراگرفته و در ذهنشان مانا و پايدار مي شود.
¤حروف و كلماتي را كه كودك ياد نگرفته يا فراموش مي كند، روي توپ كوچكي نوشته و با كودكتان يك بازي شبيه «دستش ده» انجام دهيد او به طور خودآگاه يا ناخودآگاه متوجه حروف و كلمات روي آن مي شود در حين بازي از او بخواهيد حروف را بخواند و يا با آن جمله بسازد و توپ را پرتاب كند.
¤ماهيگيري با نخ، قلاب و آهن ربا و ماهي هايي كاغذي كه به آنها يك سنجاق فلزي نصب شده و روي آن كلمات و حروف نوشته شده است. شما كلمه را بخوانيد و كودك ماهي مربوطه را بگيرد يا وقتي او ماهي را گرفت كلمه رويش را روي يك تابلو بنويسد.
¤ يك قايق كاغذي درست كنيد و آن را روي يك ميز قرار دهيد. در دو طرف ميز خودتان و كودك بايستد و دست هايتان را از پشت گره كنيد و قايق كاغذي را كه حامل حروف و كلمات جديد يا مهم است با فوت به طرف ديگر برسانيد و فردي كه قايق به او مي رسد كلمات و حروف را مي خواند و نفر ديگر آن را روي كاغذ به صورت املا مي نويسد.
¤از چاه كلمه و صدا بيرون كشيدن: در سطلي كوچك حروف و كلمات و يا جمله نوشته مي شود و او روي يك صندلي مي ايستد و با طناب متصل به سطل آن را از چاه بيرون مي كشد و محتويات را مي خواند و شما با آن جمله مي سازيد يا روي يك كاغذ مي نويسيد و بار ديگر كودكتان اين كار را انجام مي دهد.
زينب شريفي مطلق (ضحي)
آموزگار ابتدايي

 



چگونه در امتحان موفق شويم؟

تهيه كننده: عليرضا رباني
اصولاً امتحان از قسمت هاي مهم آموزش وپرورش است كه اگر آمادگي براي آن وجود داشته باشد مي توان به خوبي از عهده آن برآمد. در اين مقاله به نكاتي مهم اشاره مي شود كه موفقيت ما را در امتحان چند برابر مي كند.
¤ قبل از شروع امتحان تعداد ساعات و يا روز قبل از شروع امتحان را محاسبه كنيد و تعداد صفحات كتاب را تقسيم بندي كرده و به نوبت به مطالعه و مرور هر قسمت بپردازيد.
¤ برنامه ريزي براي دروس مشكل تر و آنهايي كه از آن نمره كمتري كسب كرده ايم مهمتر است تا كتاب ها و امتحانات آسانتر.
قبل از شروع امتحان:
¤ با خواندن سوره هايي از قرآن كه حفظ مي باشيم و ياد خدا مي توان اضطراب و استرس امتحان را از خود دور كرد.
¤ خوردن خوراكي هايي كه مواد قندي دارد مثل كشمش- خرما- عسل به ما انرژي زياد تري در امتحان مي دهد.
¤ از طرح سؤالات بي مورد از دوستان خود قبل از امتحان كه باعث اضطراب و هدر دادن انرژي ما مي شود خودداري كنيم و به هيچ وجه مطالعه و دوره مطالب قبل از شروع امتحان نداشته باشيم.
در جلسه امتحان:
¤ بعد از گفتن و خواندن سوره هايي از قرآن و توكل بر خدا مشخصات كامل خود را نوشته سؤالات را به دقت خوانده و جواب سؤالات را بي عجله و با دقت مي نويسيم.
¤ از گذاشتن وقت زياد بر روي سؤالات جزئي و با بارم كم خودداري كرده و وقت خود را با امتحان تنظيم مي كنيم.
¤ در تحويل برگه امتحان عجله نكرده و تمام پاسخ ها را دو مرتبه كنترل مي كنيم.
¤ از سؤالات ساده تر شروع كرده و بعد به سؤالاتي كه نمره بيشتر دارد و بعد به سؤالاتي كه مشكل تر و يا وقت بيشتري مي گيرد و يا نمره كمتري دارد بايد پرداخت.
¤ در امتحانات تشريحي ابتدا نكات مهم هر سؤال را در گوشه برگه مي نويسيم و بعد آنها را تنظيم و پاك نويس مي كنيم.
¤ از پرداختن به حاشيه خودداري و به اصل موضوع مي پردازيم و بر نوشتن موضوع اصلي و تشريح آن موضوع توجه مي كنيم.
¤ در امتحانات بعدي به سؤالات امتحاني قبلي خود نگاه كرده تا اشتباهات خود را تكرار نكنيم و با تمرين درس و يادگيري آشنا مي شويم.
¤ هميشه بعد از اتمام امتحان وقت خود را روي امتحان بعدي مي گذاريم و از ناراحت بودن براي امتحان گرفته شده جداً خودداري مي كنيم.
روش مطالعه مفيد و سودمند
¤ آغاز كار مطالعه با ياد خدا و بجا آوردن نماز واجب و كمي قرآن خواندن تا آرامش در ما ايجاد شود.
¤ انتخاب يك مكان آرام و بي سر و صدا
¤ نوشتن افكار مزاحم روي برگه كه مرتباً فكر ما را از درس دور مي كند.
¤ استفاده از ميز و صندلي مناسب يا حداقل يك ميز كوچك كه از خميده بودن و خستگي ما در درس جلوگيري كند.
¤ استفاده از زنگ تفريح 15 دقيقه اي بعد از هر مطالعه 45دقيقه اي كه خستگي را از بين برده و يك انرژي جديدي در ما ايجاد مي كند.
¤ تكرار مطالب درسي تا قدرت ذهن ما را بيشتر كند.
¤ استفاده از مثال يا توضيح باعث مي شود كه درس بهتر و كامل تر فهميده شود.
¤ خلاصه نويسي مطالب درسي به زبان خودمان باعث مي شود هم براي جلسه درس و هم امتحان پاياني فهم مطالب براي ما آسان شود.
¤ گاهي پيدا نمودن سؤالات امتحاني سالهاي قبل ما را در روش مطالعه درس كمك مي كند.
¤ هميشه به خود تلقين كنيد كه توانسته ايم با مطالعه كافي و مفيد نمرات بيشتري بدست آوريم و خود را مقيد بدانيد به برنامه مطالعه خود حتماً عمل كنيد و در صورت عدم انجام آن از چيزهايي كه دوست داريد خود را محروم كنيد مثل برنامه تلويزيوني يا بازي با همسالان و كامپيوتر، مهماني رفتن.
وظايف والدين در زمان برگزاري امتحانات فرزندان خود
1- محيط امن و آرامي در منزل براي فرزندتان مهيا كنيد.
2- ازنظر تغذيه توجه ويژه اي در برنامه غذايي روزانه آنها اعمال كنيد.
3- در ايام امتحانات از رفت و آمدهاي اضافي و مسافرت و... خودداري كنيد.
4- از هر گونه جر و بحث و برخوردهاي نامناسب كه موجب برهم خوردن آرامش خانواده مي گردد پرهيز نمائيد.
5- با تشويق و دلگرمي فرزند خود را به امتحان بعد اميدوار كنيد.
6- از كنايه و تحقير و كلماتي كه بار منفي دارد خودداري فرمائيد.
7- اگر فرزندتان بعد از امتحان از نتيجه آن ناراضي بوده و از نمره آن نااميد بود به جاي محكوم كردن وي علت را بررسي كنيد.
8- اگر درمورد درس خاصي نگراني دارد قبل از امتحان با دبير مربوطه صحبت نموده تا علت نگراني مشخص گردد.
9- بعد از امتحان براي بررسي نقاط ضعف و قوت دانش آموزان در درسها حتماً به مشاور مدرسه مراجعه تا براي جبران در امتحانات نوبت دوم برنامه ريزي بعمل آيد.
و سخن آخر: فضاي روحاني حاكم بر منزل، توكل، دعا و استعانت از خداوند منان بهترين راه جهت آرامش روحي و رواني فرزند دلبندتان مي باشد.

 



بانوي ياس هاي كبود

اي بانوي ياس ها، اي مادر پيچك هاي آسماني، الگوي عالم بشريت، در غم تو دلم گريه مي كند. در برابر استقامت تو هيچ و هيچيم.
اي سرود زيباي خلقت، اي نور در ظلمت هم نوا با علي در عزاي تو نشسته ايم و نمي دانيم كه مرثيه تو را چگونه بخوانيم زيرا صبر تو بسيار بود.
شمع ها بي التهابند انگار مراد دل را مي دانند. در اين پرواز عاشقانه تو، ما به انتظار نشسته ايم. تو همسفر گل هايي و روح تو هم راه در مسير عروج عشق، نفس ها حبس اند؛ انگار كه بغض آنها را در زندان گلو فشرده است و اشك در روز شهادت تو از چشم ها مي چكد و سينه ها درد تو را درك مي كنند؛ انگار همه درها بازند وقتي از نام خود خجلند.
تو سكوت كردي تو تنها در لحظه هاي آخر ناله ها كردي كه دل هركس را به مرزغم مي برد علي چگونه پهلوي شب رنگ تو ديد و عذاب مي كشيد. خيال بي معنا مي شود وقتي كه سفيد بودن و نور در برابر نورانيت تو مانده اند عطر تو از كجا مي آيد؟ به كجا آرام و بي نشان مانده اي كدام خاك مأواي تو را دارد. اي بانوي هفت آسمان. سبدهاي ياس من خالي است. در كدامين سرزمين در كدامين نور مأواي توست، در كدامين صولت آسماني در كدامين جلوه مهرباني!
قبله ام با نرگسي هاي بلورين ميثاقي دوباره با آفتاب بسته است و آذيني با تلألؤ نور اي مرز ميثاق ها اي زيباترين پرده حجاب آسماني نام تو را وقتي مي شنوم غم بر ديوار قلبم مي كوبد دستانم رو به آسمان مي رود و قلبم روبه تو و صدايم يازهرا را مي خواند:
«اي مادر حسين و حسن!
اي فاطمه؛
سرود هستي...»
فاطمه لشني
از شهرستان دورود لرستان

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14