(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 30 ارديبهشت 1387 - 13 جمادي الاول 1429 - 19 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189089
 

بنياد شمس و مونالا
در همايش «كودك و شاهنامه» عنوان شد: نويسندگان قصه هاي فردوسي را به كودكان منتقل كنند
زندگي نوشت محمودفرشچيان نقاش ومينياتوريست



بنياد شمس و مونالا

بنياد شمس و مولانا با هدف توسعه فعاليتها و پژوهش هاي مولانا و شمس شناسي روز جمعه 27 ارديبهشت با حضور استاندار آذربايجان غربي، معاون امور اجتماعي و شوراهاي وزارت كشور در شهرستان خوي آغاز به كار كرد.
استاندار آذربايجان غربي درمراسم گشايش اين بنياد با اشاره به تاريخچه منار شمس درخوي به ايرنا گفت: منار شمس بدون مزار شمس درخوي نمي توانست موجوديت داشته باشد.
رحيم قرباني افزود: تمدن موجود در كنار مزار شمس در خوي، تمدني بسيار غني و جهاني است و بدون حضور مزار شمس درمحل، پديد آمدن اين تمدن ممكن نبود.
وي با تقبيح عمل برخي كشورها براي سندسازي و ايجاد تاريخ دروغين اظهار داشت: اين كشورها براي سوء استفاده، به جعل تاريخ روي آورده اند.
قرباني با تشريح اهداف تاسيس بنياد شمس و مولانا در خوي افزود: اين بنياد براي معرفي مفاخر و توسعه فعاليت هاي فرهنگي و پژوهشي ايجاد شده و اميد مي رود بعد از اين شهرستان خوي، ميعادگاه عاشقان شمس و مولانا باشد.
معاون فرهنگي و امور شوراهاي وزارت كشور نيز دراين همايش گفت: تلاش يك ساله اخير بزرگان به ثمر نشست و اين بنياد توانست فعاليت هاي علمي و فرهنگي خود را آغاز كند.
حجت الله ايوبي افزود: اين بنياد نه تنها در ايران بلكه درتمام نقاط جهان، شمس و مولانا را معرفي خواهد كرد.
وي يادآور شد: اولين اقدام از سوي مردم خوي اين است كه اين بنياد را به يونسكو معرفي كنند.
ايوبي اظهار داشت: اسناد و مداركي كه به دست آمده نشان مي دهد بدون شك و ترديد مزار شمس دركنار منار شمس درخوي قرار دارد و تمام بزرگان نيز آن را تاييد كرده اند.
نماينده مردم خوي درمجلس شوراي اسلامي نيز با حمايت كامل از وجود مزار شمس در شهرستان خوي گفت: در كميسيون فرهنگي مجلس پنج ميليارد ريال براي ساماندهي و توسعه مزار شمس وفعاليتهاي بنياد شمس و مولانا منظور شده است.
هاشم حجازي فر با بيان اينكه مزار «پورياي ولي» نيز درخوي قراردارد، برلزوم معرفي و رونمايي مزار پورياي ولي تاكيد كرد.
دراين آيين ازكتاب «باغ سبز» اثر استاد «محمد علي موحد» كه تحقيق و پژوهش هاي چندين ساله استاد موحد در آن جمع آوري شده است، رونمايي شد.

 



در همايش «كودك و شاهنامه» عنوان شد: نويسندگان قصه هاي فردوسي را به كودكان منتقل كنند

همايش كودك و شاهنامه (جمعه 27ارديبهشت) در كاخ موزه نياوران برگزار شد.
به گزارش ايسنا در اين مراسم، سيدعلي كاشفي- دبير جشنواره- گفت: شاهنامه بزرگترين ميراث فرهنگي ما و آكنده از حكمت و آموزه هاي مختلف تربيتي و آرايه هاي سترگ است.
او درادامه تاكيد كرد: كودكان ما براي افتخار به آن چه هستند، آن چه بودند و آن چه مي توانند باشند، نيازمند پيوند با شاهنامه فردوسي اند.
همچنين مريم كريمي زاد در موضوعي با عنوان «بازنويسي و بازآفريني شاهنامه فردوسي براي كودكان و نوجوانان» گفت: شاهنامه مهم ترين اثر حماسي زبان فارسي و يكي از بزرگ ترين آثار ادبي جهان است و حكيم ابوالقاسم فردوسي چنان اين اثر بزرگ را به زيبايي آفريده كه منتقدان و سخن سنجان ساليان درازي است كه دركار كشف راز ماندگاري اثر جاودان اويند.
او در ادامه با بيان تاريخ بازنويسي هاي شاهنامه در طول سال هاي گذشته، با اشاره به سال هاي 1358 تا 1368 گفت: اين سال ها سال هاي پرآشوب به لحاظ فرهنگي و اقتصادي است و اين آشفتگي در حوزه كتاب كودك نيز مؤثر بوده است؛ به طوري كه در طول زمان مورد بحث، تنها 10عنوان بازنويسي شاهنامه براي كودكان منتشر شد.
وي تصريح كرد: با نگاهي به آثار منتشرشده در اين سال مي توان دريافت كه تا سال 1360 هيچ كتابي با موضوع بازنويسي شاهنامه به چاپ نرسيده و بيش تر آثار منتشرشده در اين دوره زماني، مجموعه داستان هاي شاهنامه به صورت ساده نويسي به نظم و نثر هستند.
كريمي زاد افزود: تعداد كتاب هاي منتشر شده در زمينه شاهنامه از فاصله سال هاي 76 تا 1384، 109 عنوان بازنويسي و بازآفريني بود كه رشد قابل توجهي را نشان مي داد و در ميان اين 109 عنوان، آثار قابل توجهي ديده مي شود.
او همچنين گفت: بازآفريني داستان هاي شاهنامه فردوسي براي كودكان و نوجوانان بحث تازه اي است كه پيشينه آن شايد به 10سال برسد. به هر حال، از ميان 150 اثري كه تا سال 1384 در حوزه شاهنامه بازنويسي شده اند، تنها سه اثر به بازآفريني اختصاص دارند. به طور كلي بايد گفت، براي رسيدن به بازنويسي ها و بازآفريني هاي موفق در شاهنامه راه درازي در پيش است.
سپس منوچهر اكبرلو به بررسي زمينه هاي نمايشي شاهنامه پرداخت و با اشاره به ضرورت پرداختن به اسطوره ها در تمامي اعصار گفت: پرداختن به شاهنامه در قالب نمايشنامه نبايد به كپي برداري از اصل اثر منتهي شود؛ همان طور كه اين مسأله نبايد به ساده كردن واژه ها در متون ختم شود.
وي يادآور شد: متأسفانه ما در پرداختن به شخصيت هاي شاهنامه به گونه اي عمل كرده ايم كه بيشتر به ويژگي هاي بدني و فيزيكي آنها پرداخته شده و همين مسأله سبب شده است كه با ورود رستم به صحنه در بسياري از نمايش ها، كودك ايراني به خنده بيافتد؛ در صورتي كه او در مواجهه با شخصيتي همچون بتمن چنين ارتباطي را نگرفته و نمي گيرد؛ چرا كه ويژگي هاي دروني بتمن مورد تأكيد هنرمندان غربي است.
اكبرلو تاكيد كرد: ما موظفيم روح شاهنامه را به كودكان منتقل كنيم؛ چرا كه اسطوره ها از يك سو با قديمي ترين لحظات زندگي و از سوي ديگر در ارتباط تنگاتنگ با جهان كنوني اند. اگر قرار است اقتباسي از شاهنامه صورت گيرد، اين اقتباس بايد به بهترين شكل انجام شود.
وي در ادامه به برخي از مشكلات اقتباس نمايشي از داستان هاي شاهنامه پرداخت و گفت: حضور نيروهاي مافوق الطبيعه، تكيه بر قدرت جسماني، قابليت هاي رمزگونه برخي از شخصيت ها و ارتباط بيش از اندازه با شاهان، از جمله مشكلاتي است كه اقتباس از شاهنامه را با سختي مواجه مي كند.
اين نويسنده درباره ارتباط زياد شاهنامه با شاهان گفت: اگرچه شاهنامه اثري مردمي است، ولي در آن، شاهان به گونه اي ترسيم شده اند كه براي كودك امروز قابل فهم نيست.
وي حاكميت تقدير و سرنوشت را از ديگر ويژگي هاي شاهنامه عنوان كرد و گفت: اين مقوله در دنياي امروز مركزيت ندارد؛ چرا كه انسان امروز انتخاب گر است و در تعيين سرنوشت خود نقش انكارناپذيري دارد.
مصطفي رحماندوست نيز در اين مراسم تأكيد كرد: قصه گويي و قصه خواني مقولاتي هستند كه نبايد آن ها را ناديده بگيريم.
وي با انتقاد از حذف سه برنامه قصه گويي در صدا و سيما گفت: در دنياي امروز، قصه گويي مدرن باب شده است. شاهنامه كتاب قديمي خوبي است و ما بايد آن را براي كودكان مان بخوانيم؛ حتي اگر فكر كنيم كودكان ما نمي توانند مفاهيم آن را بفهمند.
رحماندوست تأكيد كرد: شاهنامه كتاب باليني خانواده هاست و نمي تواند با ورود وسايل ارتباط جمعي كنار گذاشته شود. اگرچه اين خطر احساس مي شود كه برخي از خانواده ها شاهنامه را زينت المجامع خود كرده اند.
اين نويسنده و شاعر كودكان و نوجوانان در پايان ابراز اميدواري كرد، اين كتاب همچون كتاب هاي مقدس ديگر در هر خانواده جاي مناسب خود را داشته باشد.
در ادامه، فرزانه اخوت به شباهت ها و تفاوت هاي مثنوي معنوي مولانا و شاهنامه فردوسي پرداخت و گفت: شاهنامه سند ملي ما ايرانيان است و اگر ما مي خواهيم كودكاني داراي اعتماد به نفس داشته باشيم، بايد بر اين سند ملي تكيه كنيم.
وي با برشمردن برخي از تفاوت هاي شاهنامه و مثنوي همچون تفاوت هاي تاريخي و اجتماعي، به شباهت ها پرداخت و گفت: در هر دو اثر، نگاه شاعران به ناپايداري دنياست و هر دو به مظالم اجتماعي مي پردازند و در عين حال، نسبت به شادي هاي دنيا بي تفاوت نيستند و مخاطب را به شاد زيستن تشويق مي كنند.
اخوت تأكيد كرد: هر دو اثر براي مخاطب بزرگسال نوشته شده و انتخاب آثاري به منظور بازنويسي آن ها براي كودكان بايد با نكته سنجي و دقت نظر توأم باشند و بازنويسان بايد نسبت به كل اثر شاهنامه و مثنوي معنوي اشراف كافي داشته باشند.
محمدرضا يوسفي هم از ديگر سخنرانان اين جلسه در زمينه «كودك در شاهنامه» گفت: ورود فردوسي در حوزه كودكي در جاهايي است كه ايجاب مي كند. در اسطوره رستم و سهراب، ما تنها در بخش تولد سهراب، دوران كودكي را مي بينيم.
وي تأكيد كرد: اين ضرورت نياز يك اثر ادبي است كه دامنه پرداخت شخصيت ها را پديد مي آورد و اين جبري است كه بر فردوسي تحميل شده است.
اين نويسنده در پايان سخنان خود تأكيد كرد: همان گونه كه فردوسي در شاهنامه به ضرورت به بحث كودكي پرداخته است و نقالان داستان هاي او را به كودكان منتقل كرده اند، امروز بر ما نويسندگان است كه قصه هاي اين شاعر نامدار را به كودكان مان منتقل كنيم.
آتوسا صالحي نيز به عنوان آخرين سخنراني اين همايش تأكيد كرد: نوجوانان ما در سنيني هستند كه نيازمند الگوگيري اند و فكر مي كنم شاهنامه فردوسي اين ويژگي را دارد كه بتواند الگوهاي مناسبي را ارائه دهد. ستايشگري، مهرورزي و ايزدطلبي كاملا از واژه هايي هستند كه قهرمانان شاهنامه به شدت به آن ها پايبندند. آن چه ما نيازمند آنيم، شناخت هويت مان است. كودكان ما نيازمند شناخت هويت خود هستند و فارغ از دعواهاي سياسي و اجتماعي، بايد ريشه هاي خود را در ميان ايرانياني همچون فردوسي و آثاري همچون شاهنامه جست وجو كنند.
صالحي گفت: «فانتزي» كه در شاهنامه است، در هيچ اثر ديگري نيست. اين فانتزي مي تواند تخيل كودكان را بارور كند و مي تواند دست مايه خوبي براي توليد انيميشن ها و فيلم هاي قوي باشد.
وي با تأكيد بر اين كه تمام داستان هاي شاهنامه قابليت بازآفريني يا بازنويسي براي كودكان را ندارند، گفت: با اين وجود، بايد كودكان را با شاهنامه آشنا كرد تا آنان بتوانند در آينده از ميان الماس ها و گوهرهاي اين گنجينه عظيم، بهترين ها را داشته باشند.
اين نويسنده در بخش ديگري از سخنان خود گفت: استفاده كردن از فرهنگ ها و ادبيات ساير ملل سبب مي شود تا ما شاهنامه را فقط براي كودكان خود نخواهيم و اين اثر را به عنوان اثر جهاني به كودكان معرفي كنيم.
در پايان اين مراسم كه از سوي ماهنامه شهرزاد برگزار شد، از محمود مشرف آزاد تهراني (م. آزاد)، محمد ميركياني و آتوسا صالحي به عنوان فعال ترين نويسندگان در عرصه بازنويسي و بازآفريني داستان هاي شاهنامه تقدير شد.

 



زندگي نوشت محمودفرشچيان نقاش ومينياتوريست

محمود فرشچيان به سال 1308 شمسي در اصفهان، ديده به جهان گشود. پدرش، حاج غلامرضا فرشچيان، از تجار فرش بود و در كار هنر قالي بافي دست داشت.
اين زمينه مساعد براي پرورش ذوق و شوق او در راه آشنايي با هنر موثر افتاد. از سالهاي پيش از مدرسه از روي نقشه هاي قالي طرح مي زد، تا به تدريج دستش در كار نقش پردازي روان گرديد. فرشچيان درطي تحصيلات مقدماتي در محضر استاد ميرزا آقا امامي اصفهاني هنرمند چيره دست و پرآوازه ديار اصفهان، به آموختن نقاشي دلبستگي تمام پيدا كرد و دل در گرو نقشهاي زيبا بست. او از كار هنر احساس رضايت و شادماني داشت. از كلاس هفتم دبيرستان فرشچيان قدم به هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جايگاه عاشقي، زيرنظر استاد عيسي بهادري، استاد نابغه و توانمند نقاشي قالي، مينياتور، نقاشي رنگ و روغن، به فراگيري اصول و مباني طراحي نقوش سنتي (نقشه قالي، تذهيب، مينياتور) پرداخت.
بدون شك نقش استاد عيسي بهادري در پرورش و خلاقيتهاي محمود فرشچيان نقشي فوق العاده ارزشمند بود. استاد در بيان احساس و تجسم شعر گونه عواطف، به شيوه اي كاملا جديد موفق به هماهنگي و همگامي ميان مضمون و محتوا و شكل و فرم نقاشي هايش گرديد و اين مشخصه اصلي كار او در نقاشي شد. فرشچيان درجواني بسيار پرتلاش و خستگي ناپذير به كار و طراحي نقوش مختلف مي پرداخت. او در مطالعه آثار تاريخي شهر اصفهان (چهل ستون، عالي قاپو، مسجد شيخ لطف الله و... طرحهاي اسليمي و ختايي كاشيكاري هاي بي نظير آن آثار سر از پا نمي شناخت و چون محققي موشكافانه اين نقش ها را مطالعه مي كرد. فرشچيان حتي در دوره سربازي نيز دست از قلم و رنگ برنداشت و آثاري ديدني آفريد كه مورد تشويق مقامات قرار گرفت.
سال 1329 بعداز 6 سال فعاليت و كسب هنر در هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان، فرشچيان به كسب ديپلم عالي نائل آمد. آثار سالهاي شاگردي ايشان هنوز در مركز هنرستان، موجود است. او در طراحي و شناخت و بكارگيري رنگها فوق العاده قدرتمند و قوي است. اين قدرت قلم و صلابت و استواري خطوط قلم گيري است كه از او هنرمندي پرآوازه و مشهور ساخته است. از نظر محتوا و مضمون، آثار استاد عمدتا با الهام از ادبيات عرفاني و باورهاي مذهبي ساخته و پرداخته شده اند. سخن آخر اينكه امروز استاد فرشچيان از پس نزديك به پنجاه سال كسب هنر و مهارت در كار نقاشي و خلق نقشهاي دلنشين و چشم نواز، هنرمندي است كه به جرات مي توان او را صاحب سبك جديد در نقاشي ايراني (مينياتور) دانست.

 

(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14