(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 28 ارديبهشت 1387 - 11 جمادي الاول 1429 - 17 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189087
 

پرروترين دروغگويان
مردمداري و حاكميت دين



پرروترين دروغگويان

كريم حسيني
تجاهل يا ساده انگاري
در زندگي با موارد بسياري برخورد كرده ايد كه شخص جلوي روي شما با پررويي تمام دروغ مي گويد و به سخني يا شما را ساده فرض كرده، و يا خودش را به تجاهل زده است. بسياري را ديده ايد كه عملي را انجام مي دهند و همگان و يا دست كم شنونده از آن آگاه است و خود شخص نيز مي داند كه شنونده نه تنها از آن آگاه است بلكه به شكل مراقب و ناظر همه رفتارها را زير نظر داشته است. با اين همه در برابر شنونده مدعي مي شود كه چنين نكرده و رفتار و عملي را انجام نداده بلكه حتي مدعي مي شود كه اصلا كاري انجام نداده و يا خلافي صورت نگرفته است. كودكان در برخي از سنين اين گونه عمل مي كنند. در حقيقت خود را به تجاهل مي زنند و يا ديگران را ناديده فرض مي كنند.
اين مسئله در دنيا امري است كه به جهاتي طبيعي مي نمايد؛ زيرا شخص احتمال مي دهد كه ديگري يا متوجه نبوده و يا اگر بوده مي توان با بيانات شيوا و شيرين آن را گونه اي ديگر جلوه داد و چون شنونده از باطن اعمال و رفتار وي آگاه نيست مي شود او را به سمت و سوي ديگر كشاند.
اما شگفت كه چنين حالتي از سوي برخي از انسانها و آن هم در پيشگاه خداوند اتفاق مي افتد و افرادي دروغگو با پررويي تمام در حالي كه همه حقايق و باطن ها و نهايتا آشكار شده است با اين همه دروغ مي گويند و براين دروغ خويش به خداوند نيز سوگند مي خورند. خداوند در سوره انعام به اين مسئله به عنوان آخرين آزمون اشاره مي كند.
آخرين آزمون خطاكاران
خداوند در آيات21 تا 24 انعام گروهي از مشركان را در صحنه قيامت به تصوير مي كشد كه در آخرين آزمون در پيشگاه خداوند نيز مردود مي شوند و با كمال پررويي در پيشگاه آن آگاه به سر و نهان، دروغ مي گويند.
خداوند مي فرمايد: در روز قيامت گروهي از كساني را كه به خداوند شرك مي ورزند در برابر خداوند قرار دهند. خداوند به آنان مي فرمايد: آن شريكاني كه براي خداوند قرار داده بوديد كجايند؟
آنان كه دوباره در آزمون الهي قرار گرفتند و نمي دانند خداوند باز هم در روز قيامت ايشان را مي آزمايد مي گويند: به خدا سوگند كه تو پروردگار ما هستي ما در دنيا مشرك نبوديم و كسي را شريك تو قرار نداده بوديم.
خداوند به پيامبر خويش رو مي كند و مي فرمايد: نگاه كن چگونه اين افراد به خودشان هم دروغ مي گويند.
در حقيقت چون دروغ، ذات و شاكله وجودي ايشان شده است در روز قيامت هم در پيشگاه خداوند با سوگندهاي دروغ مي كوشند تا دروغ بگويند. افرادي اين چنيني حتي به خودشان هم رحم نمي كنند و به خويشتن هم دروغ مي گويند.
شاكله دروغ
كسي كه در دنيا در طول چهل تا هفتاد سال كم و بيش از سن خود را به دروغ گذرانده است نمي تواند در قيامت از اين شخصيت دروغين خودش هم دست بردارد.
در حقيقت قرآن با بيان اين صحنه به دو نكته اشاره مي كند يكي آن كه اين دروغگويي جزو شاكله ايشان شده است و اينان حتي در قيام و در پيشگاه خداوند عليم و خبير نيز دروغ مي گويند و دوم اين كه در آخرت هم نمي توانند از آزمون الهي موفق و سربلند بيرون آيند و با اين دروغ گويي خويش، خود را رسوا مي كنند و اتمام حجت در محشر نيز بر ايشان تمام مي شود.
باشد در دنيا رفتاري را در پيش نگيريم كه در قيامت اين گونه با كمال پررويي در برابر خداوند به دروغ بگوييم كه ما اينگونه نكرديم.

 



مردمداري و حاكميت دين

در بخش نخست اين نوشتار كه در تاريخ شنبه 14 ارديبهشت ماه به چاپ رسيده است رويكرد شهيد مرتضي مطهري(ره) به حكومت ديني و خاستگاه قرآني آن شامل: تعريف حكومت، اهداف حكومت ديني شامل اقامه واجبات، گسترش عدالت، برقراري امنيت، اصلاحات، برقراري رفاه، حفاظت از مرزها، ضرورت حكومت، مبناي مشروعيت ولايت فقيه، شرايط رهبر و حاكم مورد بحث و بررسي قرار گرفت اينك در ادامه بحث بخش پاياني مطلب را پي مي گيريم.
توانايي و حسن تدبير
در آيه 247 بقره كه مربوط به داستان فرماندهي طالوت بر قوم بني اسرائيل است، مي خوانيم: «وقال لهم نبيهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا... قال ان الله اصطفئه عليكم وزاده بسطه في العلم والجسم؛ و پيامبرشان به آنان گفت: در حقيقت، خداوند، طالوت را بر شما به پادشاهي گماشته است... پيامبرشان گفت: در حقيقت خدا او را بر شما برتري داده و او را در دانش و (نيروي) بدن بر شما برتري بخشيده است.» با توجه به اين آيه، توانايي علمي و حسن تدبير از شرايط حاكم مطلوب در فرهنگ قرآن است. شهيد مطهري يكي از شرايط خبرگي در دين را، توانايي دانسته و لذا معتقد است كه علماي اسلام متخصص در اين فرهنگ عظيم و آگاه به زمان هستند كه مي توانند و هم بايد نهضت را رهبري نمايند. 20
عدالت
يكي از مهمترين شاخصه هاي جامعه مطلوب قرآني، عدالت محوري است كه هدف اجتماعي بعثت پيامبران نيز همين اقامه قسط و عدل بوده است از اين رو تحقق بخشيدن به اين هدف محوري بايد سرلوحه جامعه ايده آل قرآني قرار بگيرد. قرآن برعدالت محوري انبياء تاكيد كرده، مي فرمايد: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتب والميزان ليقوم الناس بالقسط، ما رسولان خودرا با دلايل روشن فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم به عدالت قيام كنند.» (حديد59)
و به تحقيق رهبر اين گونه جوامعي بايد به زيور چنين خصوصيتي مزين باشد و به همين جهت بعد از آن كه حضرت ابراهيم(ع)با پشت سرگذاشتن آزمايشهاي متعدد به مقام امامت رسيد، از خداوند خواست تا فرزندان او نيز داراي اين مقام شوند. خداوند براي روشن شدن جايگاه امامت، به جاي آن كه بفرمايد مقام امامت به افراد ظالم نمي رسد فرمود: «لاينال عهدي الظالمين» عهد من به ستمگران نمي رسد.» 21 ازاين آيه استفاده مي كنيم كه اولا امامت عهد الهي و به جعل و نصب اوست و ثانيا خداوند آن را براي ستمگران معتبر نساخته؛ بنابراين ظالم نمي تواند رهبر جامعه اسلامي باشد.
استاد شهيد مطهري نيز عدالت را شرط مهم رهبري مي داند و اعتقاد دارد «عدم عدالت در رهبر منجر به عدم اجراي اسلام و تبديل حكومت ديني به استبدادي مي شود.»
و در مورد عدالت مي گويد: «اسلام به عدالت، تنها توصيه نكرد و يا تنها به اجراء آن قناعت نكرد، بلكه عمده اين است كه ارزش آن را بالا برد.» 22 و براي تاييد مطلب خود به حضرت علي(ع) استناد مي كند. آن گاه كه از امام سؤال مي شود عدل بهتر است يا جود؟ در جواب عدل را بهتر دانسته، مي فرمايد: «العدل يضع الامور مواضع ها و الجود يخرجها من جهتها»23 عدل، امور را در مجراي طبيعي خود قرار مي دهد اما جود آن را از مجراي طبيعي خود خارج مي كند.» 24
و در جاي ديگر اين نقل را مي آورد كه عثمان بن عفان قسمتي از اموال عمومي مسلمين را در دوره خلافتش تيول خويشاوندان و نزديكانش قرار داد، بعد از عثمان، علي(ع) زمام امور را در دست گرفت. از آن حضرت خواستند كه عطف به ماسبق نكند و كاري به گذشته نداشته باشد. كوشش خود را محدود كند به حوادثي كه از اين به بعد در زمان خلافت خودش پيش مي آيد، اما او جواب مي دهد كه: «الحق القديم لايبطله شيء؛ حق كهن به هيچ وجه باطل نمي شود. فرمود به خدا قسم اگر با آن اموال براي خود زن گرفته باشند و يا كنيزكان خريده باشند بازهم آن را به بيت المال برمي گردانم. «فان في العدل سعه و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق»؛ (يعني) همانا در عدالت گنجايش خاصي است عدالت مي تواند همه را دربرگيرد و در خود جاي دهد و آنكس كه بيمار است اندامش آماس كرده در عدالت نمي گنجد بايد بداند كه جايگاه ظلم و جور تنگتر است يعني عدالت چيزي است كه مي توان به آن به عنوان يك مرز ايمان داشت و به حدود آن راضي و قانع بود، اما اگر اين مرز شكسته و اين ايمان گرفته شود و پاي بشر به آن طرف مرز برسد ديگر حدي براي خود نمي شناسد. به هر حدي كه برسد به مقتضاي طبيعت و شهوت سيري ناپذير خود تشنه حد ديگر مي گردد و بيشتر احساس نارضائي مي نمايد.
مردم مداري و حاكميت دين
استاد شهيد مطهري مردم را از اركان حاكميت ديني مي داند و هيچ گونه منافاتي بين دين و حاكميت مردم نمي بيند و به صاحبان كليسا مي تازد كه چرا انديشه ديني را با حاكميت مردم ناسازگار مي دانند. به طوري كه مي نويسد: درست در مرحله اي كه استبدادها و اختناق ها در اروپا به اوج خود رسيده بود و مردم تشنه اين انديشه بودند كه حق حاكميت از آن مردم است، كليسا يا طرفداران كليسا و يا با اتكا به افكار كليسا اين فكر عرضه شد كه مردم در زمينه حكومت فقط تكليف و وظيفه دارند نه حق. همين كافي بود كه تشنگان آزادي و دموكراسي و حكومت را بر ضد كليسا بلكه بر ضد دين و خدا و مردم به طور ملي برانگيزد. 25
بدين ترتيب استاد شهيد مطهري با تفكر كليسايي در مورد مردم به شدت مخالفت ورزيد و اين ادعا را كه حكمران درمقابل مردم مسئول نيست بلكه او فقط در برابر خدا مسئول است ولي مردم در مقابل حكمران مسئول اند و وظيفه دارند، كاملا ناسازگار با دين اسلام حتي همه اديان دانسته اند و معتقدند در پرتو دين مداري مي توان مردم دار بود و به خاطر ترس از خدا و عقوبت او كاملا حقوق مردم را رعايت كرد. ايشان با استناد به آيه رد امانت در قرآن كه مي فرمايد: «ان الله يامركم ان تودوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان الله نعما يعظكم به ان الله كان سميعا بصيرا؛ خدا فرمان مي دهد كه امانت ها را به صاحبانشان برگردانيد و هنگامي كه ميان مردم حكم مي كنيد، به عدالت حكم كنيد. درحقيقت نيكو چيزي است كه خدا شما را به آن پند مي دهد. خدا شنواي بيناست. (نساء 58)
و نيز با الهام از كلام نوراني اميرالمؤمنين(ع) دراين زمينه كه به عامل آذربايجان فرمود: «و ان عملك ليس لك بطعمه و لكنه في عنقك امانه و انت مسترعي لمن فوقك ليس لك ان تفتات في رعيته؛ مبادا گمان كني حكومتي كه به تو سپرده شده است يك شكار است كه به چنگ تو افتاده، خير، امانتي برگردنت گذاشته شده است و مافوق تو از رعايت و نگهباني و حفظ حقوق مردم را مي خواهد. تو را نرسد كه با خودكامگي و دلخواه درميان مردم عمل كني. (نهج البلاغه .نامه35)
نتيجه مي گيرد: «قرآن كريم، حاكم و سرپرست اجتماع را به عنوان امين و نگهبان اجتماع مي شناسد؛ حكومت عادلانه را نوعي امانت كه به او سپرده شده است و بايد آن را ادا نمايد تلقي مي كند. برداشت ائمه دين و بالخصوص شخص اميرالمؤمنين علي(ع) عينا همان چيزي است كه از قرآن كريم استنباط مي شود.» (سيري در نهج البلاغه 129) بنابراين استاد شهيد مطهري با استناد به متون اسلامي حاكميت مردم را به دين مداري درتضاد نمي بيند بلكه درسايه تعاليم ديني حاكمان اسلامي را در برابر مردم مسئول مي داند و از آنان به عنوان امين و نگهبان مردم ياد مي كند و درمقابل براي مردم حق بازخواست از حكمران را قائل است. (مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم)

20-همان، ص.75
21-تفسير نور، ج6، ص.213
22-سيري درنهج البلاغه، ص.110
23-نهج البلاغه- حكمت .437
24-سيري در نهج البلاغه، ص.111
25- همان ص.85

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14