(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


شنبه 28 ارديبهشت 1387 - 11 جمادي الاول 1429 - 17 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189087
 

دنياي نوجوانان و جوانان
گواه
گرماي اتاق
شمع فروزان
خصوصيات يك انسان متعادل و منطقي
طي يك فراخوان؛ به همت دانش آموزان ضريح حضرت ابوالفضل(ع) بازسازي مي شود
نكاتي مهم براي والدين نحوه صحيح برنامه ريزي براي دانش آموزان



دنياي نوجوانان و جوانان

شمسي علي عسگري
نوجوان و تحول ارزشها
فطرت را در معني، عبارت از گرايشهاي ذاتي و سرشتي مي دانند كه در نقطه مقابل اكتساب، تاثير محيط و تعليم و تربيت قرار مي گيرد، اگر فطرت را همچون منشوري بدانيم، از هر جنبه كه به آن بنگريم تجلي خاصي در آن مي بينيم. يكي از وجوه مسلم فطرت انسان، گرايش به ارزشها و نفي ضد ارزشهاست.
ارزشها، مفاهيمي مطلوب، يادگرفته شده و سازه هاي نظري هستند كه انتخاب ها براساس آنها صورت مي گيرد و فرد را به عمل وامي دارد، ارزشها سه ويژگي دارند:
1- ارزشها مفاهيم مطلوبي هستند كه فرد مي خواهد آنها را دارا باشد.
2- ا رزشها سازه هايي نظري و تئوريك هستند.
3- ارزشها داراي قدرت انگيزشي هستند و فرد را وادار به عمل مي كنند.
رشد شخصيت نوجوانان تحت تاثير عوامل دروني و بروني قرار دارد و شامل سه جنبه زير است:
1- كشف من يا خود
2- تشكيل تدريجي طرحي براي زندگي
3- ايجاد يك نظام ارزشي شخصي
جوانان شيفته ارزشهاي فرهنگي اعم از سياسي، اجتماعي و ديني هستند، همين امر باعث اختلاف آنان با بزرگسالان مي شود، آنچه كه اصطلاحاً تضاد بين نسل ها يا شكاف بين نسل ها مي نامند، بيانگر تفاوت سيستم ارزشي جوانان يا بزرگسالاني است كه به آداب و رسوم گذشته پاي بندند و هيچ گونه تغييري را نمي پذيرند، و به شدت با آن مقابله مي كنند.
در جامعه دو دسته ارزش جريان دارد، يكي ارزشهاي سنتي و ديگري ارزشهاي پيش بيني نشده اسست. ارزشهاي سنتي بوسيله فرهنگ يك جامعه منتقل مي شود و ارزشهاي پيش بيني نشده قبلاً وجود نداشته و مقتضيات زمان آنها را براي فرد جالب و داراي كشش نموده است، جوانان معمولاً به سمت ارزشهاي پيش بيني نشده گرايش دارند و همين امر باعث برخورد آنان با بزرگسالان و والدين كه نماينده ارزشهاي سنتي هستند مي شود و در برخي موارد به مشاجره مي انجامد و حتي به كناره گيري و فرار از خانه منتهي مي شود.
اگر والدين به تفاوت نظام ارزشي نوجوانان توجه داشته باشند، در برخورد با آنان به تحميل نظر و سيستم ارزشي خود پافشاري نمي كنند. براي تربيت نوجوانان بايد معيارها و قضاوت هاي خود را با نظر انتقادي نگريست و همچنان كه از نوجوان انتقاد مي شود والدين نيز انتقادپذير باشند. زماني مي توان نوجوان را به صورت صحيح تربيت كرد كه خود والدين از عيب مبري باشند، اين به معناي تسليم شدن به عقايد و نظريات نوجوان نيست زيرا در صورت چنين تسليمي هيچ گونه پيشرفتي نخواهد شد، بايد اعتماد نوجوان را جلب كرد و اين در صورتي ميسر است كه والدين با عقايد صحيح فرزندان خود مخالفت نكنند و خود را با تحول زماني آنان هماهنگ كنند، بحث بايد بصورت مبادله عقايد و افكار باشدو نبايد اجازه داد به نزاع تبديل شود، ممكن است عقيده نوجوان كاملاً با عقايد والدين متضاد باشد، اما اگر آن عقيده در يك زمان و مكان صحيح به نظر رسيد بايد آن را قبول كرد، نوجوان زماني قانع مي شود كه عقيده فرد ديگري را منطقي بداند، بنابراين نمي توان به اتكاي مسن تر بودن او را در بحث مغلوب كرد بلكه بايد صحيح و درست استدلال نمود. گاهي جوانان در برخورد با والدين از احساس امنيت خاطر برخوردار نيستند و احساس نوعي نياز رواني به محبت از جانب والدين مي كنند، توجه به نوع نيازمندي هايي كه نوجوانان دارند و تأمين آنها مي تواند باعث امنيت و جلب اعتماد آنان گردد.
نوجوان و اختلال هاي عاطفي- رفتاري
دوره نوجواني و جواني دوران استرس و فشار است. استرس هرنوع محرك يا تغيير در محيط داخلي و خارجي است كه باعث اختلال در تعادل حياتي بدن مي گردد ودر شرايط خاصي بيماري زا است. استرس هاي دوران نوجواني باعث هيجان ها، مشكلات عاطفي و گاهي رواني مي شود، مي توان گفت كه اشكالات عاطفي، نوعي واكنش نسبت به تغييرات و تحولات طبيعي دوران نوجواني است.
اولين عكس العملي كه نوجوانان در برابر استرس ها از خود نشان مي دهند واكنش هاي سازشي است، اين واكنش ها غالباً به صورت مكانيزم هاي دفاعي بروز مي كند و به سازگاري فرد با عوامل استرس زا كمك مي كند و باعث كاهش تنش و فشار در آنان مي گردد و درواقع نوعي تسكين موقت است. مكانيزم هاي دفاعي وسائلي است كه براي حفظ شخصيت و ايجاد هماهنگي بين تمايلات و براي كاهش فشار و استرس به كار گرفته مي شود. مكانيزم هاي دفاعي متعدد است. در نوجوانان بيشتر مكانيزم هاي دفاعي زير ديده مي شود:
1-عقب نشيني و بازگشت:نوجوان رفتار كودكانه از خود بروز مي دهد و بهانه گير مي شود.
2-همانند سازي: نوجوان خود را مانند سايرين جلوه مي دهد.
3-برون فكني: نوجوان تمايلات ناپسند خود را به ديگران نسبت مي دهد.
4-جبران: نوجوان به رفتارهاي موردقبول جامعه مي پردازد.
5-دليل تراشي: گاهي نوجوان براي رفتار خود به توجيه مي پردازد.
6-سركوبي: در اين واكنش آرزوها و تمايلات مزاحم را از قسمت آگاه به عقب مي راند.
گاهي واكنش جوانان در مقابل استرس ها و فشارها از حد عكس العمل هاي دفاعي تجاوز مي كند و به صورت حالات هيجاني بروز مي نمايد.
حالات هيجاني در دوران نوجواني معمولاً به صورت زير است:
الف) نگراني: نگراني يك حالت هيجاني متداول در بين نوجوانان است، معمولاً نوجوانان نگران زندگي آينده، وضع تحصيل، شغل، روابط خود با همسالان و جنس مخالف هستند.
ب) ترس: ترس ممكن است عادي باشد يا غيرمنطقي. ترس عادي پاسخي است كه نسبت به تهديد واقعي داده مي شود. ترس هاي غيرمنطقي يا فوبيا ممكن است متوجه خصوصيات بدني باشد و فرد از ابتلاي به يك بيماري بترسد.
ج) احساس حقارت: احساس حقارت از ارزيابي نادرست خويش سرچشمه مي گيرد و برعدم كارآيي خيالي يا واقعي مبتني است، اين احساس وقتي براي نوجوان پيش مي آيد كه خود را پايين تر از سطح مطلوب ببيند. خجالت نشانه اي از احساس حقارت است.
د) احساس گناه: وقتي نوجوان كار خود را برخلاف موازين و معيارهاي اخلاقي و اجتماعي بداند، احساس گناه مي كند. احساس گناه با افسردگي و اضطراب همراه است.
5) خصومت و پرخاشگري: دسته اي دليل پرخاشگري را ناكامي و تعارض دانسته اند. وقتي نوجوان نتواند خواسته هاي خود را عملي كند يا در انتخاب ها، دچار تعارض شود عكس العمل پرخاشگري را بروز مي دهد.
هرگاه فشار رواني و استرس ها زياد باشد بيم آن مي رود كه روال زندگي طبيعي و معمول يك جوان ازهم پاشيده شود و دچار نوعي اختلال عاطفي يا رواني بشود. اختلال هاي عاطفي و رواني در دوره نوجواني معمولاً به صورت زير است:
1-اختلال هاي رواني-تني يا سيكوسوماتيك: اختلال هاي روان-تني شامل اختلالهايي است كه در آن اشكالات عاطفي به ناراحتي هاي بدني مي انجامد، در اين ناراحتي ها، اعضايي مورد حمله قرار ميگيرند كه بوسيله سيستم خود كار عصبي كنترل مي شود كه شامل اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك است و اثر هر كدام مخالف ديگري است و اعمال حياتي را چون تنفس، جريان خون و هضم غذا را به عهده دارند، اين سيستم زير فرمان تالاموس قرار دارد. اگر فشار رواني ادامه يابد اين سيستم تحت تأثير قرار گرفته و عضوي آسيب مي بيند مانند زخم معده.
2-اختلالهاي نوروتيك يا نورزها و حالات عصبي: نورزها يا حالات عصبي به آن دسته از اختلال هاي عاطفي- رواني اطلاق مي شود كه علت عضوي نداشته و در آن بيمار نسبت به وضع خود آگاهي دارد، در تجربيات ذهني و خيال پردازي هاي خود را با واقعيات محيط اطراف درنمي آميزد، رفتار فرد نوروتيك ممكن است شديداً مختل شود ولي از هم گسيختگي شخصيت ندارد. علائم نورز ممكن است نظير واكنش به استرس باشد ولي مدت آن زيادتر است و پس از موقعيت استرس زا نيز دوام مي يابد، در جوانان معمولا نورزهاي اضطراب، افسردگي، وسواس و هيستري (تبديلي) مشاهده مي شود.
الف) اضطراب: عبارت است از پاسخي عاطفي و فيزيولوژيكي به احساس خطر همه جانبه دروني است كه به سادگي كنار نمي رود.
علائم اضطراب: تنش، لرزش، سراسيمگي، درد عضلاني، طپش قلب، عرق كردن، خشكي دهان، سرگيجه، ناراحتي معده، كشش در عضلات.
علائم اداركي: نگراني، ترس، حواس پرتي، بي خوابي، بي حوصلگي و تحريك پذيري.
ب) افسردگي: افسردگي با تغييراتي در خلق و خوي نوجوان شروع مي شود و او دچار غم و اندوه مي گردد و براي روزها و هفته ها و حتي ماهها ادامه مي يابد. در هنگام افسردگي جوان تمام امور را زير ذره بين ميگذارد و از پشت شيشه مات و كدر بدبيني به آنها مي نگرد، حوادث خوب و موفقيت هاي زندگي خود را ناديده ميگيرد و به آنها توجهي ندارد.
فكر خودكشي يا اقدام به آن بيشتر ناشي از احساس افسردگي و وجود خلأ رواني است. فكر خودكشي ندايي است كه بيانگر احساس تنهايي و بي پناهي شديد است، فريادي است كه از يك طوفان شديد هيجاني و عاطفي كه نوجوان را سرگردان ساخته است برمي خيزد.
ج) وسواس: در اين حالت، نوجوان اضطراب خويش را كه ناشي از محروميت ها، ناكامي ها و تضادهاست با تكرار مداوم يك عمل يا يك فكر تسكين مي بخشد. افراد وسواسي معمولا يك عمل مذهبي را برمي گزينند و آنرا تكرار ميكنند.
پدران و مادراني كه سخت گير و بسيار دقيق هستند و مي خواهند كه تمام كارها سر ساعت معين پايان يابد و با شرايط سختي كودك خود را بزرگ مي كنند به احتمال قوي باعث ايجاد شخصيت وسواس در فرزندان خود مي شوند.
د) حالات هيستريك: هيستري نوعي اختلال تبديلي است كه در آن علائم بيماري براي حصول يك نفع واقعي يا خيالي بوجود مي آيد و بيمار آگاهي كامل از انگيزه اصلي آن ندارد. در هيستري انگيزه هاي فرد كه معمولا ناشي از يك تضاد دروني است محدوديت هايي را در كنش حسي، حركتي و ادراكي فرد ايجاد ميكند و به صورت فلج، كوري، دردهاي مختلف، اختلال هاي جنسي و بيهوشي بروز ميكند، علائم هيستري در نوجوانان غالباً به صورت لرزش، بي اشتهايي، فلج و تيك و گاهي ضعف بينايي بروز ميكند.
3-اختلال هاي شخصيت: اختلال شخصيت در صورتي پيش مي آيد كه ادراكات، افكار و نحوه ارتباط فرد ناسازگارانه و انعطاف ناپذير باشد و باعث اشكال عمده اي در روابط اجتماعي و عملكرد حرفه اي يا باعث تنش ذهني و دروني گردد. اختلال هاي شخصيت در دوران بلوغ كاملا مشهود است. اين اختلال ها بين نورزها و سايكوزها قرار دارد، افرادي كه داراي اين اختلال ها هستند در زمينه شغل و تشكيل خانواده دچار اشكال مي شوند. در نوجوانان و جوانان معمولا اختلال هاي شخصيت پارانوئيد، اسكينروئيد و سيكوپاتي به چشم مي خورد.
الف) شخصيت پارانوئيد: از مشخصات اصلي شخصيت پارانوئيد بدگماني و و عدم اعتماد گسترده و بي حد و حصر نسبت به مردم است و حداقل چهار خصوصيت از خصوصيات زير را دارد:
1- نگراني نسبت به آسيب ديدن و فريب خوردن از ديگران 2-حساسيت بيش از حد نسبت به تهديدهاي خيالي 3-حالت فوق العاده دفاعي 4-نپذيرفتن انتقاد 5-ترديد دائم در مورد وفاداري ديگران 6-زودانگيختگي 7-منازعه طلبي 8-از كاهي كوهي ساختن 9-طبيعت سرد و بي هيجان 10-فقدان احساسات لطيف و ملايم.
ب) شخصيت اسكيزوئيد: افراد اسكيزوئيد، كناره گير، مردم گريز، درون گرا و غيراجتماعي هستند، اين افراد تمايلي به برخورد اجتماعي ندارند و ترجيح مي دهند كه تنها باشند.
ج) شخصيت سيكوپات: ويژگي اين افراد عبارت است از ناپختگي، خودخواهي، احترام نگذاشتن به حقوق و آسايش ديگران. افراد سيكوپات خصوصيات زير را دارند: 1-قدرت مواجهه با مشكلات محيطي را ندارند و سازگاري اجتماعي براي آنان دشوار است.
2- روابط آنان بامردم سطحي و فاقد صميميت است.
3- تجربه نمي اندوزند و براي آينده خود طرح و هدف مشخصي ندارند.
4- اختلالات رفتاري دارند به نوعي كه ساير افراد اجتماع را به زحمت مي اندازند.
سيكوپات ها خواستار برآورده شدن اميال خود هستند و چنانچه چنين نشود به خشونت متوسل مي شوند و احساس گناه نمي كنند، آنان افرادي خودبين، بدون صداقت و بدون احساسند، اينان به انحرافات اخلاقي و جنسي و انواع بزهكاري مي پردازند.
4- بيماري هاي رواني ياسيكوزها: سيكوزها مشكل ترين اختلال هاي رواني هستند، بيماران رواني به سختي با محيط خود سازگار مي شوند خصوصيات بارز آنان عبارتند از:
الف) در سيكوزها سازمان شخصيت فرد به كلي مختل مي گردد، بدين معني كه شعور فرد زائل مي شود و داد و ستد او با محيط مختل مي گردد.
ب) بيمار رواني با واقعيت قطع رابطه نموده و براي خود دنيايي خيالي مي سازد.
ج) بيمار سيكوتيك در حالت ترس و اضطراب شديد قرار دارد و از انواع رفتارهاي دفاعي استفاده مي كند، مخصوصا از فرافكني و سوء تعبير و سوءظن نسبت به ديگران.
د) بيمار رواني داراي اوهام يعني درك اشتباه و هذيان يعني اعتقاد اشتباه است.
هـ- بيمار رواني مسئوليت فردي و اجتماعي را نمي پذيرد و مسئول اعمال و گفتار خود نيست، گاهي به ضرب و جرح ديگران مي پردازد و رفتار و كرداري به دور از شئون اجتماعي و شرايط محيطي دارد.
در دوران نوجواني بيماري اسيكزوفرني بيش از ساير بيماري هاي رواني ديده مي شود، از علائم بارز بيماران اسكيزوفرني وجود توهمات و هذيان هاي مختلف است، نوجوان بيمار از يك سو بي تفاوت و از سوي ديگر حساس و هيجاني است، جريان فكر او مختل مي شود و افكارش جنبه ابتدايي دارد، ارتباط عاطفي او با محيط و اجتماع مختل مي شود و از عالم واقع دور شده و به جهان درون خويش پناه مي برد.
اسكيزوفرن ها در خانواده اي آشفته با مادراني هيجاني، پرخاشگر و سخت گير و پدراني بي كفايت و بي تفاوت گاهي سخت گير و با اعمال خشونت و رفتار وحشيانه بزرگ شده اند.
درمان اختلال هاي عاطفي و رواني
براي درمان اينگونه بيماران از تيم درماني شامل: روان پزشك، روان شناس، مددكار اجتماعي و مشاور استفاده مي شود. سير درمان با معاينه روانپزشكي شروع شده و شامل مراحل درماني زير مي گيردد.
1-دارو درماني: تجويز دارو به وسيله روانپزشك صورت مي گيرد.
2- روان درماني: از روان درماني كه عبارت از كاربرد اصول و يافته هاي روانشناسي براي كمك به حل مشكلات عاطفي و رواني است، در درمان اختلال هاي عاطفي و رفتاري استفاده مي شود.
3- رفتار درماني: رفتار درماني بر يافته ها و تحقيقات روانشناسي يادگيري مبتني است و از اصول يادگيري در تغيير رفتار بهره مي برد.
4- گروه درماني: گروه درماني فضاي ايمني را براي افراد، جهت ارائه مشكلات ايجاد مي كند، در گروه نظريه ها و راه حل هايي پيشنهاد مي شود، فرد در گروه مي فهمد كه وجود اشكالات اختصاص به او ندارد و سايرين هم در برخي از اين اشكالها سهيم هستند.
5- خانواده درماني: از خانواده درماني براي تصحيح ارتباطات در درون خانواده ها استفاده مي شود، همه اعضاي خانواده شركت مي كنند و سعي مي شود تا ارتباطات مبهم و نامفهوم كم شود و رابطه باز و صادقانه ايجاد گردد و اعضاي خانواده به تفاهم مشترك برسند.
6- كار درماني: در كار درماني مهارت هاي لازم به فرد آموزش داده ميشود تا ضمن كسب مهارت ها به ارزش خود پي ببرد و به صورت مثبتي خود را ببيند.
نوجوان و بزهكاري
بزه عبارت از اقدام به عملي است كه بر خلاف موازين، مقررات، قوانين و معيارهاي ارزشي و فرهنگي جامعه است. دوره نوجواني به دليل تحولات بلوغ و ارزشها و بحران هويت، مرحله اي است كه در آن بزه بيشتر اتفاق مي افتد.
بيقراري و اضطراب، ولگردي، پرخاشگري و حالتهاي تهاجمي، فرار از مدرسه، دزدي و افسردگي از انواع بزهكاري به حساب مي آيند و بزه هايي از قبيل خريد و فروش مواد مخدر، قتل، مشروب خوري، اعتياد، زنا و ولگردي را نيز ذكر كرده اند. گاهي بزهكاريها براي نوجوانان نفع مادي ندارد مانند شكستن شيشه مغازه ها، مسخره كردن افراد در خيابان و...
ازنظر اجتماعي بزهكاري را به سه دسته تقسيم كرده اند:
1- بزهكاري بر عليه اشخاص عادي جامعه مانند ضرب و جرح، تجاوز به عنف، كشتن عمد يا غيرعمد.
2- بزهكاري بر عليه دارايي و مالكيت ديگران مانند دزدي، جعل اسناد.
3- بزهكاري بر عليه نظم عمومي مانند فحشا و خريد و فروش موادمخدر.
باتوجه به معيارهاي تشخيصي مي توان يك نوجوان بزهكار را باز شناخت درمورد بزه لازم است به 1- انگيزه ها 2- علل 3- شرائط نيز توجه نمود. انگيزه ها متوجه كشش دروني فرد و علل متوجه عوامل خارجي است، تقارن علل خارجي با انگيزه دروني شرط و موقعيت را براي وقوع بزه ايجاد مي كند. بزه ساده اي، مانند حريق عمدي ممكن است انگيزه هاي مختلفي داشته باشد. در يك فرد ممكن است انتقامجويي از كسي باشد در فرد ديگر انگيزه تظاهر به قدرت نمايي و نشان دادن اقتدار فردي است و در شخص ديگر نشاني از سرخوردگي و از يك حالت عدم تعادل دروني نشات گيرد و يا حتي ممكن است در اثر يك شوخي ناسنجيده باشد.
شرايط در بروز جرم و بزه تأثير فراوان دارد، جامعه شناسان علل ارتكاب بزه را وضع نابسامان اجتماعي و اقتصادي دانسته اند و ضعف كنترل اجتماعي را باعث آن مي شمارند، بزهكاري مانند بيماري بدني مسري است و اگر به فكر اصلاح آن نباشند به ديگران سرايت ميكند.
اولين محيطي كه زمينه بزهكاري را در فرد ايجاد ميكند خانواده است، معمولاً بزهكاران از خانواده هاي آشفته و پاشيده برمي خيزند، جدايي و طلاق، الكليسم، اعتياد و بزهكاري در خانواده آنان شايع است.

 



گواه

گفتم: به اميد كرمت غرق گناهم
گفتا: كه چرا شرم نكردي ز نگاهم
گفتم: كه گنهكارم و شرمنده رويت
گفتا: كه تو را با همه شرم پناهم
گفتم: كه به نزدت كه گواه دل زار است؟
گفتا: كه دل زار تو را خويش گواهم
گفتم: كه اگر اذن دهي سوي تو آيم
گفتا: كه بيا من ز ازل چشم به راهم
عبدالرضا پاليزدار

 



گرماي اتاق

با توفان امتحان
مي خواهم چيزي بنويسم، اما نمي دانم چه...
از گرماي اتاق...
از شعله ي اجاق...
هيچ چيز باب ميلم نيست، از بادنجان نهار تا بي نمكي اين خيار.
نمي دانم چه بنويسم. وقتي دست به قلم مي گيرم، رنگها قاطي مي شوند، آسمان سبز و درختان قرمز مي شوند: زمين زير پايم آبي و حال اين ورق سفيد دفترم سياه شده از نوشته هاي بي خودي. خودكارم روي ورق مي رقصد و با ردپاهايش گرماي اتاق را از يادم مي برد و از ميان جنبش كلمات نسيمي خنك موهايم را مي لرزاند.
ناگهان وقتي فكرم به سمت خردادماه و امتحان و درس منحرف شد، توفاني ورق هاي دفترم را به لرزه درآورد و هر چه مي خواستم بنويسم از يادم برد. حالا روز امتحان را براي خودم تصور مي كنم:
امروز غوغايي بود توي كلاس
اينجا يكي سر به هواس
توي دهان او آدامس
دست يكي رو به كجاس
دستش پر از نوشته اس
مراقب هم فرشته اس
نديده او كتاب را
كه باز شده روي پا
خودكارش قطع و وصل ميشه
وقت هم داره تموم ميشه
«رخشاد»، سؤال سه بگو
گزينه ي چند ميشه دو؟
«مدني» داد ورقه اش
راحت شد او خيالش
«مقيمي» نااميد شد
وقت هم ديگه تموم شد
باز نمرمون ميشه تك
مراقب هم كرده شك
گرفت كتاب «ديني»
زد تو سرش مي بيني!
مهديس بيات 87.2.14
دانش آموز سال سوم راهنمايي
مدرسه نفيسه- منطقه17

 



شمع فروزان

اي معلم چون كنم توصيف تو
چون خدا مشكل توان تعريف تو
اي تو كشتي نجات روح ما
اي به توفان جهالت نوح ما
يك پدر بخشنده آب و گل است
يك پدر روشنگر جان و دل است
ليك اگر پرسي كدامين برترين
آن كه دين آموزد و علم يقين
«شهريار»
معلم شمع سوزان و فروزاني است كه نورش را براساس حديث مشهور «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء» از منبع اصلي نور يعني خدا كه نورالسموات والارض است دريافت داشته و براي نورافشاني قلوب و بينا نمودن آنها به منظور هدايت در طريق مستقيم و رسيدن به قرب الهي كه مقصد نهايي انسان است، تلاش مي كند، معلم راهبر دلها به سوي قله كمال و ناخدايي است كه كشتي
شكسته گان را به ساحل سكينه مي رساند.(1)
درخت صبر و استقامت و معرفت و كمال است كه در اول معلم هستي ريشه داشته و تشنگان كمال و رستگاري را با وصل به اصل و مبدأ خود سيراب مي نمايد.
امانت داري است كه مشمول آيه شريفه «والذين هم لأ ماناتهم و عهدهم راعون»(2) «مؤمنان كساني هستند كه در امانت ها خيانت نكرده و به عهد و پيمان خود وفادارند.» و به شايسته ترين شكل، بزرگترين امانت آفرينش (انسان) را با جان و دل حفظ نموده و با تدريس صحيح و پرورش استعدادهاي نهفته در وجود متعلمين و هدايت آنها به طريق مستقيم اين مسئوليت مهم را به نحو احسن به انجام مي رساند.
خلاقي كه با پرورش عنصر خلاقيت اين موهبت الهي كه در فكر و انديشه بشر به وديعه گذاشته شده(3) و رمز اصلي و اساسي پيشرفت و مانع وابستگي يك جامعه پوياست و مايه آسايش و رفاه بيشتر انسان در زندگي فردي و اجتماعي حال و آينده را فراهم مي نمايد، دگرگوني عظيم در زندگي انسان ها ايجا دمي كند.
عاشقي كه با شور و شوق و عشق برگرفته از درون به پيامبران الهي اقتدا مي كند كه براي هدايت انسان ها هم تعليم داشتند و هم تزكيه.
از ديدگاه قرآن كريم، كار معلم ابعاد جهاني و بشري دارد، آنجا كه مي فرمايد «هركه يك تن را زنده كند، گويي تمامي انسان ها را حيات بخشيده است» و در جايي ديگر معلم را مظهر خداوندي مي داند آنجا كه در آيات آغازين سوره الرحمن مي فرمايد، خلق الانسان علمه البيان يعني خدا انسان را خلق كرد و سپس بيان را به او آموخت، كه در حقيقت اولين معلم، خداوند است و ديگر معلمان همه جلوه حق هستند و كار آنان، كار خدايي و الهي است.(4)
پس اي چهل چراغ جهان آفرينش به خود ببال و به قدر و منزلت خود واقف باش و به شأن و مقام والاي خود افتخار كن و به دور از وسوسه همه شياطين جن و انس اكنون كه براي تعليم و تربيت فرزندان اسلام و ايران عزيز و ساختن جامعه اي سالم پويا، كارآمد و خلاق و نوآور و در يك كلمه سربلندي و عزت اسلام و فرزندان مسلمين در برابر كفر جهاني كه بيش از هر زمان ديگري براي لگدمال كردن عزت و غرور و شرفمان متحد شده اند، به وجود مقدس تو بيشتر از هر زماني نياز است، پرتلاش تر و عاشقانه تر و آگاهانه تر، ارزش و مقام والاي خود را به عنوان فردي كه در سرنوشت يك ملت و بلكه جامعه بشري مؤثر است(5)، بر جهانيان بنمايان، همانطور كه مقام معظم رهبري در سخنان خود درباره ارزش و مقام معلم فرمودند: «دست تواناي معلم است كه چشم انداز آينده ما را ترسيم مي كند.»
گردآورنده: سكينه حسن پور
كارشناس الهيات و معارف اسلامي

1-جايگاه و مقام معلم از ابوالفضل فخر الاسلام (باوفا)
2-قرآن كريم سوره مؤمنون آيه 8
3-راهبردهايي براي پرورش خلاقيت در معلمان
4-مجله پيشگامان شماره 35 ص 9
5-هفته نامه نگاه، هفته چهارم فروردين ص 8

 



خصوصيات يك انسان متعادل و منطقي

اصولاً داشتن يك شخصيت متعادل و منطقي، براي هر انساني امري ايده آل و مطلوب است ولي بايد با خصوصيات آن آشنا شويم تا با آگاهي داشتن از اين خصوصيات، اگر فاقد بعضي از آنها هستيم آنها را درخود ايجاد و كوشش كنيم تا در رفتار وگفتار خود از آنها استفاده كنيم.
1-گفتار و رفتار توام با صداقت و سادگي: يك شخصيت منطقي رفتارش چاپلوسانه نيست و به خاطر ديگران حق كسي را ضايع نكرده و زندگي اش را براساس صداقت و دوري از تشريفات پـايه گذاري مي كند.
2- عدم نياز به محبت و احترام ديگران: اگرچه كسب محبت از ديگران خيلي خوب است ولي فرد منطقي به صورت افراطي و بيمارگونه حاضر نيست به هر قيمتي آبروي خود را ببرد، و به دنبال تاييد و احترام ديگران باشد، بلكه با رفتار منطقي و عاقلانه در زمان مناسب، محبت ديگران را دريافت مي كند.
3- اصل تلاش و كوشش: به جاي تنبلي و سوء استفاده از ديگران براي رسيدن به پست و مقام، هميشه دنبال تلاش بيشتر براي بهتر شدن آينده خود مي باشد.
4-حفظ خونسردي و عدم دعوا: در زندگي به جاي احساساتي عمل كردن با آرامش و خونسردي كامل به رفتار و گفتار ديگران پاسخ مي دهد و به جاي دعوا و درگيري با صبر و حوصله با ديگران گفتگو كرده و به جاي عجله و شتاب تمام جوانب يك كار را مي سنجد تا پشيمان نشود.
5-نداشتن دلواپسي و اضطراب: نگران آينده و اتفاقاتي كه مي خواهد برايش بيافتد نيست و از اتفاقات گذشته نيز تجربه مي آموزد و بعد آنها را فراموش مي كند و فقط از امروز خود به شكل منطقي استفاده مي كند تا آينده خود را بسازد.
6-عدم دخالت درزندگي ديگران: از كارهايي كه به او ربطي ندارد و به زندگي خصوصي ديگران مربوط است وارد نمي شود و متقابلاً از اينكه ديگران وارد زندگي خصوصي او شوند جلوگيري مي كند.
7-تلاش براي كمك به ديگران: اگر در زندگي ديگران مشكلي ديد كه مي تواند درحد توان به حل آن بپردازد، به آنها كمك مي كند تا حل شود و از ارائه كمك خودداري نمي كند و از زندگي چهارده معصوم دراين زمينه الگوبرداري مي كند.
8- عدم احساس عجز و ناتواني: در زماني كه برايش مشكلي پيش مي آيد به جاي داشتن تفكر ناتواني سعي مي كند از عقل و امكانات خود كمال استفاده را برده و آن مشكل را درحد امكان سريعتر حل كند.
9-خوش بين بودن: اصولاً لبخند زدن و خوشبين بودن در زندگي باعث انرژي بيشتري رواني در فرد مي شود و باعث مي شود فرد خود را هميشه از افكار منفي و ناراحت كننده دور كند و بهتر بتواند مسائل را تجزيه و حل كند.
10- يادآوري خوبي هاي ديگران: انسان متعادل سعي مي كند نه تنها حسرت ديگران را نخورده و حسادت نكند بلكه خوبي هايي كه ديگران به او كرده اند را مرتب به آنها گوشزد كرده و با اين كار بيماري حسادت را كه جسم و روحش را نابود مي كند درمان كند.
11- تفكر درمورد كارهاي روزانه خود: يك شخصيت سالم با الگو گرفتن از دستورات امامان كارهاي خوب و بد را ارزيابي مي كند تا هر روز خوبي هايش را زياد كرده و عيبهايش را برطرف نمايد و براي سفر آخرتش با بهترين توشه ها آماده شود.
تهيه كننده: علي رضا رباني كارشناس راهنمايي و مشاوره

 



طي يك فراخوان؛ به همت دانش آموزان ضريح حضرت ابوالفضل(ع) بازسازي مي شود

اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان طي يك فراخوان از عموم مردم مؤمن ايران اسلامي به ويژه دانش آموزان جهت بازسازي ضريح مطهر حضرت ابوالفضل(ع) دعوت به عمل آورد. در اين فراخوان آمده است:
ايران اسلامي مفتخر است به چنگ زدن به دامان شجره طيبه ولايت و امامت. مردمان اين سرزمين پيوسته دل به سفينه نجات داده اند و راه صلاح و سعادت را در پيروي آگاهانه، عالمانه و عاشقانه جستجو كرده اند. از همين روي بزرگ مرداني بوده اند كه با شيره جان تلاش كرده تا يادمان هاي و لايي و الهي را عرضه نمايند و شيفتگان خدمت را به بارگاه ملكوتي ائمه هدي دعوت ويژه نمايند.
اكنون نخبگان اين سرزمين با طراحي ضريح بي مثال عاشق و وفادار امام حسين(ع) يعني قمر بني هاشم ابوالفضل العباس(ع) را به زيبائي و تابناكي عشق مريد به مراد سامان دهند و طرحي نو در اندازند كه با ديدن آن غليان عشق و ايثار در وجود شيفتگان ولايت سامان پذيرد و با آن تا فلك الافلاك عشق راه بپيمايند و به اوج و شكوه انسان ولايي رسند.
دانش آموزان ايراني و مسلمان تجلي اين هنر شيفتگي را در باريك انديشي ها و ظرافت هاي ديني در طراحي ضريح متبرك ابوالفضل العباس(ع) به عينه خواهند ديد و مطمئن هستيم كه شور اين وصال آنان را بي قرار عشق ياور حسين(ع) خواهد كرد و آنچه دارند با همه وجود در آستان يار خواهند داد و به شكوهي ديگر خواهند رسيد. ما گرد آمده ايم تا عشق هنرمندان مسلمان و ظرافت انديشه هاي آنان در كنده كاري ها و هنرورزي هايشان را ببينيم. بارها شاهد بوده ايم كه دانش آموزان در اين عرصه ها مثل هميشه پيشتاز بوده اند. بارها از آنان شنيده ايم و عملا ديده ايم كه علاقه اي جاودانه را در اهداي هر آنچه دارند با كمال خلوص نيت در طبق اخلاص و ايمان گذارده و پيش تاخته اند.
در پايان آمده است: اعضاي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان اين افتخار را دارند كه به اين زيارت شريف نائل شده اند و از همه خانواده ها، دوستان و همكلاسي هاي خود مي خواهند كه در اين شكوه ايماني سهم خود را عرضه دارند و با اهداي سهم انقلابي- اسلامي خود در اين ميراث گرانقدر اسلامي صاحب فضل و برتري بيشتري شوند. ما همه دانش آموزان را به مناسبت آغاز اين ديدار شريف به همكاري مي طلبيم و اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان در خدمت اين نسل خواهد بود. باشد كه با توفيق الهي همه عاشقان ولايت در اين هنر بزرگ اسلامي سهم خود را ادا نموده و در اين حركت بزرگ ايماني- الهي كوشش نمايند.

 



نكاتي مهم براي والدين نحوه صحيح برنامه ريزي براي دانش آموزان

نحوه صحيح برنامه ريزي و استفاده درست از زمان انجام دادن تكاليف مدرسه و چگونگي كمك به كودكان براي بهبود شيوه درس خواندن، در اين مقاله مورد بررسي قرار گرفته است.
ممكن است در بسياري از خانواده ها زمان انجام دادن تكاليف، هم براي فرزندان و هم اوليا پر از اضطراب و نگراني باشد. تحقيقات به وضوح نشان مي دهد كه انجام دادن تكاليف نه تنها در يادگيري فرزندان موثر است، بلكه مهارت هايي را كه آنها براي موفقيت در مدرسه و زندگي لازم دارند، بالا مي برد. مهارت هايي مانند سازمان دهي امور، حل مشكلات، تمركز حافظه، تنظيم هدف و پشتكار در كارها از اين جمله است.
چند راهنمايي براي موفقيت كودكان در زمينه انجام دادن تكاليف
- نقش خود را در مقام يك كمك كننده و نه يك شخص فعال و انجام دهنده تكاليف تشخيص دهيد.
گاهي اوقات ممكن است براي جستجوي راه هايي جهت موفقيت فرزندانمان، زحمت زيادي متحمل مي شويم و به او كمك اضافي برسانيم. اما بايد مطمئن بشويم كه خود او كارش را انجام مي دهد. زيرا يكي از عوامل رشد اعتماد به نفس اين است كه دريابيم كاري را كه باعث سربلندي ما مي شود انجام داده ايم. كمك بيش از حد به كودك باعث مي شود كه او براي هميشه از گفتن اين جمله: من اين كار را كرده ام محروم شود و فقط به جاي آن بگويد: مادر آن را براي من انجام داد؟
به سعي و تلاش كودك خود اهميت بدهيد و فقط نتيجه نهايي را در نظر نگيريد. كودكان بايد اهميت سخت كوشي را ياد بگيرند. انجام دادن تكاليف اين فرصت را براي شما فراهم مي آورد كه پشتكار او را براي انجام دادن كارهايش تقويت كنيد. چند شعار سازنده نظير تسليم نشويد، تا وقتي كه موفق نشده اي آرام نگير يا ما در خانواده كاري را كه شروع كرده ايم به پايان مي رسانيم را در خانواده خود ملاك قرار دهيد. ويژگي مهم براي انجام دادن تكاليف القاي پشتكار به كودكتان است و تنها كاري كه باعث مي شود كه آنها كوشش را با ارزش بشمارند، تأكيد پيوسته ما بر اين است كه: مهم اين نيست كه فقط شروع كني، بلكه بايد كارت را به پايان برساني.
مريم آزادي

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14