(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 26 ارديبهشت 1387 - 9 جمادي الاول 1429 - 15 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189086
 

اشتباهات رايج در باره مصرف دارو
بگوئيد: دوستت دارم
بهترين دوران براي بارداري



اشتباهات رايج در باره مصرف دارو

مريم سادات كاظمي
در اكثر موارد، مهم ترين علت مسموميت هاي دارويي، خود درماني است. عده زيادي از بيماران هنگامي كه مريض مي شوند، خودسرانه نوعي از داروها را براي خود تجويز مي كنند و بسيار هم راضي و خوشحال، اين داروها را ميل مي كنند. عده اي ديگر كه مدت طولاني مجبور هستند درمان دارويي خود را ادامه دهند، علاوه بر داروهاي تجويز پزشك، انواعي از داروهايي را كه در داروخانه منزل نگهداري كرده اند، دراين مدت مصرف مي كنند. به عنوان مثال، شخصي كه داروهاي ضد انعقاد خون مصرف مي كند، خودسرانه مصرف داروي ضد التهاب را نيز شروع مي كند كه نتيجه تداخل اين دو نوع دارو، خونريزي شديد است. يا اينكه مثلا بسياري از بيماراني كه از بي خوابي رنج مي برند، دوز بالايي از داروهاي خواب آور يا آرام بخش را مصرف مي كنند. اين داروها براي افراد مسن، باعث خواب آلودگي مي شود كه زمين خوردگي يا اتفاقاتي ديگر را در پي دارد. از ديگر نمونه هاي اين قبيل گرفتاري ها، مي توان به كساني اشاره كرد كه پزشك براي آنها مسكن (از مشتقات مورفين) تجويز مي كند و در حالي كه دچار يبوست شده اند، براي رفع مشكل خود اقدام به خوردن مقدار بالايي از قرص هاي ملين انرژي زا مي كنند. در نتيجه حجم بالايي از مواد معدني بدن را از دست داده كه منجر به ضعف و اتفاقات ناگوار ديگر مي شود. همچنين بايد گفت كه تداخل بين داروهاي ضدافسردگي با داروهاي خانواده بنزوديازپين (كليه داروهاي آرام بخش ضعيف مانند ديازپام، كلر ازپات و...) بسيار خطرناك بوده و نبايد از آن غفلت كرد.
افراد آسيب پذير در برابر مسموميت هاي دارويي
سالمنداني كه چند نوع دارو مصرف مي كنند و يا دچار نارسايي كبد يا كليه هستند، در اين باره بسيار حساس هستند. مي دانيم كه وقتي كبد سالم باشد، متابوليسم دارو به خوبي انجام مي گيرد اما وقتي كبد دچار ناراحتي و نارسايي باشد، همين دارو ممكن است براي بدن سم محسوب شود. در مورد كليه ها نيز بايد گفت كه بسياري از داروها در كليه ها تصفيه مي شوند كه در صورت نارسايي كليه، اين عمل به خوبي صورت نمي گيرد و در نتيجه مقدار بالايي از دارو در پلاسماي خون باقي مي ماند. همچنين افراد مبتلا به بيماري هاي مزمن مانند ديابت، صرع، آسم و ... را نيز جز گروه آسيب پذير به شمار آورد. احتمال تداخل دارويي در اين اشخاص كه مجبور هستند هميشه دارو مصرف كنند، رايج است.
بيشترين داروهايي كه بدون نسخه ، در سطح بالايي به فروش مي رسد و عوارض عدم رعايت دستورات لازم در مصرف آنها
مسكن ها، ملين ها، داروهاي ضدسرفه، دهان شويه ها و داروهاي ضدجوش بيشترين داروهايي هستند كه مردم براي درمان درد و بيماري هاي ساده و معمول استفاده مي كنند. در مورد احتمال عوارض اين داروها بايد به اين نكته اشاره كرد كه احتمال خطر براي كساني كه طولاني مدت دارو مصرف مي كنند، به علت تاثير متقابل داروها بسيار شديدتر از كساني است كه بيماري خاصي ندارند. داروهاي ضدسرفه اگر درست مصرف نشود موجب تشديد برونشيت شده و مصرف زياد اين داروها خواب آلودگي را در پي دارد. استفاده مكرر داروهاي ملين باعث كاهش آب بدن و اختلالات بيولوژيك در مقدار كلسيم و پتاسيم شده كه زمينه بروز بيماري فشار خون را به دنبال دارد . بعضي از مسكن هاي معمول از گروه آسپرين ها مي توانند خونريزي هاي روده اي را در پي داشته باشد. محلول هاي شستشوي چشم كه وارد خون مي شوند اغلب حاوي موادي هستند كه با ديگر داروها تداخل پيدا مي كنند. ويتامين د كه در دوز خيلي بالا تجويز مي شود احتمال تشكيل رسوب كلسيم و... را در پي دارد.
كساني كه خودسرانه دارو مصرف مي كنند، چه نكاتي را بايد قبل از مصرف رعايت كنند؟
اولين نكته اين كه اگر بدون نسخه دارو مي خرند، حتما با داروساز در مورد دارو مشورت كنند. قبل از اينكه دارويي را كه در منزل داريد، مصرف كنيد، مجددا بروشور آن را بخوانيد چون ممكن است در اين مدت جز افرادي قرار گرفته باشيد كه دارو براي آنها مضر است.
نكات مهم پيش از مصرف داروهايي كه پزشك تجويز مي كند:
ابتدا بايد از پزشك پرسيد كه چه داروهايي تجويز كرده است تا اگر سؤالي وجود دارد بتوان آن را از پزشك يا داروساز پرسيد. حتما بايد داروها را مطابق با دستور پزشك مصرف كرد و خودسرانه نبايد بعضي از آنها را حذف كرد. دوره درمان بايد كامل طي شود. در مورد درمان هاي طولاني مدت، مرتبا بايد درمان را ارزيابي كرد. در صورت بروز علائم غيرمنتظره پس از مصرف دارو، بايد بلافاصله با پزشك يا داروساز مشورت كرد. و نكته آخر اينكه بدون نظر پزشك، مصرف دارو را ناگهان قطع نكنيد.
ادامه دارد

 



بگوئيد: دوستت دارم

احتياج كودك به محبت از نظر علمي قابل انكار نيست و طفل از مورد محبت قرار گرفتن احساس خوشحالي و صميميت مي كند و نيازهاي روحي اش برآورده مي شود.
كودك و به طور كلي انسانها ميل دارد از ديگران محبت ببيند و حتي در مواردي ممكن است براي جلب محبت ديگران به خود صدمه وارد آورند. هم چنين او نياز دارد احساس كند كه مورد توجه و علاقه والدين و مورد تأييد و حمايت آنهاست. كودك تشنه محبت و توجه پدر و مادرش است و به دنبال و جستجوي مركز محبت است و از اين راه مي كوشد خود را تسكين بخشد.
محروم كردن كودك از محبت والدين در دوره نوزادي تأثير نامناسبي در رشد شخصيت بر جاي مي گذارد. كودك در سالهاي اوليه زندگي رفتار والدين را بررسي مي كند و از طريق كوشش و خطا فرا مي گيرد كه كدام رفتارش موجب جلب توجه والدين مي شود. محبت نياز اساسي و طبيعي كودك و هر انسان ديگر است و اساس رشد و سعادت او بدان بستگي دارد.
محبت براي كودك يك نياز مهم است از آن بابت كه رشد جسمي و رواني او در سايه آن شكل مي گيرد. طفلي كه محبت نبيند هرگز رشد نخواهد كرد.
محبت در رشد قوه تكلم بچه ها و جنبه اجتماعي حيات آنان تأثير فراواني دارد. در بعضي موارد ديده شده بچه هايي كه نسبت به والدين خود محبت دارند در زندگي شخصي بيشتر به اصول پاي بند هستند. محبت به بچه ها بايد بصورت احترام به آنها و رعايت استقلال و آزادي ايشان ابراز گردد.
به گفته روان شناسان احتياج به محبت امري دائمي است. در دوره بلوغ نيز بچه ها نياز به محبت دارند. بچه هايي كه از محبت والدين يا بزرگسالان محروم هستند اغلب حالت طغيان، بي اعتنايي و خصومت نسبت به ديگران در آنها ظاهر مي گردد. كودك بايد محبت را درك و لمس كند. بنابراين محبتهاي قلبي پدر و مادر كافي نيست. وقتي كه محبت قلبي در قالب رفتار محبت آميز مثل تشكر، بوسيدن، نوازش، اهداي جايزه و امثال آن بروز و ظهور كند براي كودك مفيد است.
درك محبت از طرف كودكان در سنين مختلف متفاوت است. در هفت سال اول زندگي، محبت بيشتر تكيه بر لذات حسي دارد و در دوره هاي بعدي حفظ شخصيت از نظر نوجوانان و جوانان مهم است. بنابراين در هفت سال اول بايد بصورت بوسيدن، نوازش كردن، اهداي خوراكيهاي خوشمزه واسباب بازيهاي جالب ابراز گردد، ولي در نوجواني محبت به صورت تشكر، تعظيم و تكريم شخصيت، حسن لباس، پذيرفته شدن از طرف ديگران و امثال آن موجبات رضايت آنان را فراهم مي كند.
با اين كه سخن درباره محبت بسيار است در عين حال محبت نبايد مانعي براي امر و نهي باشد يعني والدين و ساير پرورشكاران به خاطر رعايت اصل محبت مجاز نيستند كه از امر و نهي به موقع كودك خودداري كنند. محبت اگر جنبه افراطي پيدا كند موجبات پرتوقعي، متكي شدن، زبوني و... كودك را فراهم كند. بنابراين از افراط در محبت بايد پرهيز كرد. ازطرفي عدم ارضاي اين نياز موجب انحراف كودك از مسير عادي زندگي است.
محبتي كه به كودك ابراز مي شود
نوع محبتي كه به كودك اعمال مي شود بايد داراي خصايصي باشد:
- محبت به كودك خواه از سوي والدين و خواه از طرف معلم يا ديگران بايد راستين باشد.
- محبت بايد به گونه اي باشد كه او مزه آن را بچشد و اين به هنگامي امكان پذير است كه ما عملاً محبت خود را به او نشان دهيم. بدين سان فقط دوست داشتن فرزند در دل و علاقمندي قلبي به او كافي نيست.
- محبت به كودك نبايد بستگي به موقعيت او داشته باشد. به عبارت ديگر نبايد به طفل ابراز محبت كرد از آن بابت كه او زيباست، چشم و موي قشنگي دارد، رشدش خوب است و يا در منزل كارهايي انجام مي دهد، و...
محبتي كه جان و تن انسان را شكوفا مي كند، محبتي است معتدل و راستين و به دور از تكلف و تصنع و متناسب با سن و سال و وضع و حال كودك. چنين محبتي نبايد به تبعيض آلوده شود، زيرا تبعيض در محبت ميان فرزندان مانند آن است كه نسبت به برخي فرزندان افراط و نسبت به برخي تفريط در محبت شده باشد.
راههايي براي ابراز محبت
براي مهرورزي نسبت به كودكان راههاي بسياري وجود دارد:
- به كودك سلام كنيد، در ميان جمع او را به بازي بگيريد، او را ببوسيد، درباره خواسته هايش توجه نشان دهيد، سخنان و شكاياتش را بشنويد، اگر داستاني نقل مي كند گوش دهيد، آنجا كه او مي خندد شما هم بخنديد، به او نشان دهيد كه از تأثر او متأثر مي شويد با او آنچنان رفتار كنيد كه احساس ستم نكند و خود را مظلوم نپندارد، گمان نكند كه مقررات فقط درباره او اجرا مي شود، فكر نكند كه والدين آزادند و او در بند است و...
- گاهي مهرورزي بصورت رسيدن به او و به شكم اوست، زماني خريد اسباب بازي و وسايلي كه مورد علاقه اوست، گاهي دادن پول، خرج كردن در راه او، بيدارماندن در بالاي سرش به هنگام بيماري اوست و...
ارضاي مهرطلبي كودك ضروري است ولي اگر با مراعاتهايي انجام نشود زيانهايي به همراه خواهد داشت. در زير به اهم آنها اشاره مي كنيم.
- طفل به همان ميزان كه محبت مي بيند بايد وادار شود كه محبت را ابراز كند.
- اگر خواهان محبت والدين است بايد نسبت به خواهر يا برادر كوچكتر علاقه نشان دهد. اين امر را والدين با زبان كودكانه مي توانند به او تفهيم كنند و رعايت آن را خواستار شوند.
- مهرورزي ها عملي باشد و كمتر زباني، و به همين طريق در جنبه مهرخواهي از كودك بايد زمينه ملاطفت را ايجاد كنيم. كمتر بگوييم مهربان باش و بيشتر زمينه مهربان بودن او را فراهم سازيم.
- ابراز محبت والدين نسبت به كودكان در حضورشان بايد يكسان باشد. زيرا گاهي محبت بيشتر از حد والدين درباره يك طفل باعث رنجش ديگر كودكان خانواده مي گردد.
- مهرورزي والدين به كودكي در خانواده به گونه اي نباشد كه او را جيره خوار كودك بزرگتر سازد. چه بسيار والديني كه براي طفل كوچك خود هرگز اسباب بازي نو و تازه نمي خرند.
- بلكه او را وادار مي سازند كه با اسباب بازي كهنه و قراضه فرزند بزرگتر بازي كند و اين موجب تأثر و كدورتهايي براي طفل خواهد بود. و وضع به همين گونه است در زمينه لباس كودك خردسال.
- هيچيك از پدر يا مادر نكوشد كه محبت و مهر كودك را انحصاري خود كنند و طفل را به سوي خود جلب كنند. اين امر براي كودك بسيار خطرناك است بخصوص كه اگر خطري متوجه فرد مورد علاقه انحصاري او گردد، ميزان مهر و محبت كودك و دلبستگي او به پدر و مادر بايد بميزان مساوي و با توزيع متعادل باشد.
- مهرورزي والدين نبايد مانعي براي مصونيت كودك از امرها و نهي ها شود. آنجا كه جاي مهر است بايد مهربان بود و آنجا كه جاي امر و نهي است بايد همان را انجام داد.
ميترا مسيبي

 



بهترين دوران براي بارداري

سحر كمالي نفر
بهترين زمان براي باردار شدن بين بيست تا سي سالگي است. در اين زمان بدن بيشتر از هر زمان ديگري انرژي و آمادگي لازم براي بارداري را دارد. البته بارداري در هر سني مزايا و سختي هاي خاص خود را دارد اما بين بيست تا سي سالگي بدن از نظر آمادگي باروري در بهترين و مناسبترين وضعيت قرار دارد.
محققان تحقيقات زيادي در مورد زمان هاي متفاوت بارداري انجام داده اند و نتيجه اينكه بالاترين نقطه و اوج توانايي باروري در زنان در 24 سالگي است.
تمامي خانم ها در هنگام تولد بالاترين ميزان تخمك ها را جهت باروري دارند. يعني در حدود يك ميليون تخمك. اما وقتي به سن بلوغ مي رسند اين ميزان به حدود 300 هزار عدد مي رسد و مسئله اينجاست كه از اين تعداد فقط در حدود 300 تخمك در دوره فعاليت تخمدانها آزاد مي شود و امكان باروري مي يابد.
هم چنان كه سن افزايش مي يابد تخمدانها هم پيرتر مي شوند و تخمكها آمادگي كمتري براي باروري خواهند داشت. به همين دليل است كه امكان بروز مشكلات و اختلالات كروموزومي و ناهنجاري هاي ژنتيكي مانند سندروم داون در سنين پايين تر به مراتب كمتر از سنين بالا مي باشد.
در عين حال احتمال بروز سقط جنين نيز در سنين بالا بيشتر است. اين احتمال در زناني كه بين 20 تا 24 سال سن دارند احتمال سقط جنين 10 درصد است در حالي كه اين رقم در زنان 35 تا 39 ساله 18 درصد و زنان 40 تا 44 ساله به 34 درصد مي رسد.
در عين حال در دهه بيست سالگي احتمال ابتلا به انواع مشكلات رحم و اندومتر به مراتب كمتر است و بيماري هاي مقاربتي نيز در اين سنين كمتر ايجاد مي شود.
از طرف ديگر در دهه بيست سالگي بدن از نظر فيزيكي سالم تر است و فرد مبتلا به بيماري ها و ناراحتي هاي گوناگون نمي باشد. از اين رو احتمال زايمان زودتر از موعد و تولد نوزاد نارس در سن كمتر از 36 سال پايين مي باشد.
لازم به ذكر است كه بررسي ها نشان داده اينكه شما در اوايل دهه بيست سالگي اقدام به بارداري نماييد يا در اواخر آن تغيير چنداني نمي كند و تفاوت باروري در اين محدوده سني ناچيز و قابل چشم پوشي است.
در ضمن نكته قابل ملاحظه اين است كه فقط بارداري مهم نيست و پس از زايمان مراقبت هاي مربوط به نوزاد و اينكه مادر بتواند با بيداريهاي كودك بيدار بماند و با خوابيدنهاي او استراحت نمايد در دهه بيست سالگي راحت تر است و پس از آن از نظر بدني و فيزيكي فشار بيشتري را متحمل مي شود.
به عقيده بسياري از متخصصان سن 25سالگي بهترين سن براي فرزند اول است. زيرا هم مادر سن مناسبي دارد و هم اينكه در بازيها و مراحل گوناگون رشدي كودك بهتر مي تواند در كنارش باشد.
علاوه بر وضعيت جسمي افراد در دهه بيست سالگي از نظر ذهني و عاطفي نيز انعطاف پذيري بيشتري دارند و ظرفيت بيشتري براي تحمل و پذيرش مسئوليت ها و تعهدات مربوط به فرزندان دارند.
از طرف ديگر مادر شدن در اين دهه امكان تحصيل و آموزش ديدن را به شما مي دهد. مي توانيد در اين زمان فرزنددار شويد و سپس دوباره به جامعه و پرداختن به شغل و كارهاي مورد علاقه برگرديد. در صورتي كه در سنين بالاتر اگر كار و حرفه خود را به جهت مسئوليتهاي مادري رها كنيد جذب دوباره بازار كار به مراتب سخت تر خواهد بود.
به همين دليل از نظر بسياري از مشاوران اقتصادي بارداري در اين برهه از نظر مالي و اقتصادي نيز لطمه خاصي به خانواده نمي زند.
يعني مادراني كه در سنين بالاتر اقدام به بچه دار شدن مي كنند فرصتهاي بسياري را از نظر موفقيتهاي اجتماعي و شغلي از دست مي دهند.
اما از طرف مقابل فرزند داشتن در سنين كم نيز به دليل تجربه كم والدين سختي هايي دارد و والدين به دليل توجه زياد به فرزند ممكن است از توجه كافي به يكديگر غافل شوند. اين امر در بسياري موارد در مادران جوان منجر به افسردگي هاي پس از زايمان مي شود و در پدران جوان نيز ناراحتي هاي ناشي از كمبود توجه همسرشان مشكل ساز است.
در بسياري از موارد كه ازدواجها در سنين پايين انجام مي گيرد و زوجين خيلي زود تصميم به بچه دارشدن مي گيرند مشكلات زيادي به دليل عدم آمادگي ها و تفاهمات لازم جهت پذيرش مسئوليتهاي جديد ايجاد مي شود.
بررسي ها نشان داده فرزندان زناني كه در سنين بين 15 تا 24 متولد شده اند از نظر رفتاري مشكلات بيشتري دارند و آن هم بيشتر به دليل فقدان مهارتهاي تربيتي لازم در مادران خيلي جوان است.
ارزيابي وضعيت والديني كه در دهه 30-20 و 40 خود فرزنددار شده اند نشانگر ويژگيهاي رفتاري و تربيتي متفاوت در اين فرزندان است.
لازم به ذكر است كه شما در هر سيكل عادت ماهيانه فقط تا 25 درصد شانس بارداري خواهيد داشت و بدين ترتيب يعني در اوايل دهه بيست سالگي در سال در حدود98 درصد و در اواخر اين دوران در حدود 84درصد شانس براي بارداري خواهيد داشت.
در اين دهه فقط 7درصد از خانم ها دچار ناباروري مي شوند و 6 درصد نهايتا بچه دار نمي شوند. اما در دهه40 سالگي احتمال اينكه افراد هرگز نتوانند بچه دار شوند تا 64 درصد هم مي رسد.
اين مسئله در مورد خانم هاي دهه 40سالي كه سقط جنين دارند 3برابر افرادي است كه در دهه بيست سالگي هستند و در مورد 45سالگي به بالا باز هم افزايش مي يابد.
در ضمن در مورد ابتلاي كودك به سندروم داوان در دهه بيست سالگي مادر احتمال يك به 1295 است و در دهه 30 يك در 759 مي باشد.
با توجه به موارد فوق توصيه مي كنيم كه در هر سني حتي در دهه بيست سالگي اگر قصد بچه دار شدن داريد حتما قبل از هرچيز با پزشك متخصص مشورت نماييد تا از جنبه هاي گوناگون از آمادگي شما براي اين موضوع اطمينان حاصل كرده و موارد مورد نياز را به اطلاعتان برساند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14