(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 22 ارديبهشت 1387 - 5 جمادي الاول 1429 - 11 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189082
 

نوآوري وشكوفايي ضرورت ها، ابعاد و شاخصه ها



نوآوري وشكوفايي ضرورت ها، ابعاد و شاخصه ها

نوآوري مي تواند در ابعاد مختلف بروز و ظهور داشته باشد هر چند در زمينه هاي علمي و فناوري به شكل مرسوم تحت عناوين اختراعات و ابتكارات صورت ميگيرد. اين روند در حوزه انديشه وفلسفه با سرعت كندتري تبلور داشته است. در بعد اجتماعي نيز نوآوري از ديرباز مورد توجه جامعه شناسان قرار داشته و دارد . نوآوري در خصوص مسائل فرهنگي نيز بويژه در جوامع ارزشي و ديني همواره به عنوان يك ضرورت مطرح مي شود؛ اما آنچه در سال جاري بيش از هر چيز مد نظر است نوآوري و خلاقيت در بعد اقتصادي در جهت حل مشكلات معيشتي مردم و گشايش در بن بست ها بوده و ملموس بودن و عينيت بخشيدن به نوآوري ها ، به عنوان يك ضرورت مطرح مي شود. از همين رو بر شكوفا شدن نوآوري هاي قبلي و زحمات گذشته از سوي رهبر معظم انقلاب تأكيد شده است لذا به نظر مي رسد ضمن آنكه همه خواص و عوام بايد جهت فراگيركردن فضاي نوآوري در جامعه بكوشند اما بايد اين نوآوري ها تبلور عيني در عرصه جامعه داشته باشد.
ضرورت هاي طرح نوآوري
الف) وضعيت داخلي
1- از جهت تكوين انقلاب اسلامي، امروز كشورمان با توجه به برتري گفتمان اصولگرايي در شرايط مطلوبي براي عبور از مرحله سخت و دشوار تشكيل دولت اسلامي قراردارد. بويژه آنكه اين اتفاق در آستانه ورود به دهه چهارم حيات طيبه انقلاب اسلامي شكل مي گيرد.
ترسيم نقشه راه اين دهه توسط مقام معظم رهبري تحت عنوان پيشرفت و عدالت به استناد تجارب سه دهه گذشته صورت مي پذيرد. در دهه اول انقلاب، اقتصاد بسته و دولتي حاكم بود و تلاش هايي در جهت توزيع عادلانه امكانات و مايحتاج عمومي صورت گرفت كه مقتضاي شرايط جنگي همان دهه بود و البته پيشرفتي در پي نداشت.
پيشرفت ها و توسعه اقتصادي دهه دوم اگرچه شرايط اقتصادي كشور را متحول ساخت و بسياري از نابسامانيهاي ناشي از جنگ را ترميم كرد اما به قيمت ناديده انگاشتن عدالت تمام شد. دهه سوم اما عصر توسعه سياسي نام گرفت كه در آن نه از پيشرفت اقتصادي و توسعه چشمگير خبري بود و نه از عدالت در زمينه هاي مختلف و از جمله سياسي. البته در سايه اين بي عدالتي سياسي و اجتماعي بود كه كفه احزاب و تشكل ها و نيروهاي لائيك و سكولار در مقابل جريان مذهبي سنگين شد.
بدين ترتيب توسعه عدالت محور در دستوركار قرار گرفت و به عنوان نسخه علاج كشور براي دهه چهارم در نظر گرفته شد. ضمن آنكه عدم شكوفايي و باروري كشور پس از سه دهه صرف نظر از علل و عوامل آن مي بايست نتايج و دستاوردهاي ملموسي داشته باشد.
از اين رو، تئوريسين راهبردهاي كلان نظام در حرم شريف رضوي پيرامون ضرورت نوآوري و شكوفايي در مقطع كنوني انقلاب اسلامي مي فرمايند:
«خب ، ما مي خواهيم وارد دهه چهارم بشويم براي دهه چهارم جمهوري اسلامي ، ما بايد نگاه كنيم به عرصه زندگي خود وببينيم كمبودهاي ما كجاست ، ما كمبودهاي زيادي داريم.... بايد شتابمان و نوع حركتمان را جوري تنظيم بكنيم كه بتوانيم به صفوف مقدم برسيم.»
معظم له در تبيين افق مطلوب ملت ايران در چهارمين دهه انقلاب اسلامي به پيشرفت توأم باعدالت اشاره فرموده و تأكيد فرمودند:
«وقتي نگاه مي كنيم براي دهه چهارم - براي اين ده سالي كه پيش روي ماست - دو شاخص عمده وجود دارد كه بايد اين دو را حتما بدست بياوريم: يكي پيشرفت است، يكي عدالت.»
از منظر رهبر معظم انقلاب نوآوري از آن جهت براي دستيابي به پيشرفت مقرون عدالت ضرورت دارد كه برخي از تئوريسين هاي اقتصادي و نسخه هاي اقتصاد غربي فاصله طبقاتي و تبعيض و بي عدالتي را از الزامات توسعه مي دانند؛ لذا براي كسب اين دو مقوله به ظاهر متضاد نيازمند نوآوري و ابتكار مي باشيم.
2- سال پاياني دولت نهم به عنوان نماد حضور تفكر اصولگرايي در عرصه مديريتي كشور وضرورت تبلور محصول و بركات اين حضور در رفع مشكلات مردم به گونه اي ديگر لزوم طرح اين شعار را براي سال جاري گوشزد مي سازد.
از يك طرف زحمات و طرح هاي ابتكاري دولت اصولگراي نهم بايد پيش از به سر رسيدن دوره چهار ساله رياست جمهوري احمدي نژاد بصورت عيني و ملموس در منظر عمومي آشكار گردد و آحاد ملت بويژه طبقات محروم جامعه از ثمرات شيرين آن بهره مند گردند و از طرف ديگر جريان اصولگرا به عنوان يك انديشه ناب و مدافع ارزشهاي انقلاب اسلامي بايد بتواند با خلاقيت و نوآوري موانع بزرگ رشد و تعالي كشور را از پيش رو برداشته و بقاي نظام اسلامي و حاكميت ديني را با نمايش توانمندي ها و كارآمدي آن تضمين نمايد. بويژه آنكه نتايج انتخابات مجلس هشتم و اقبال مجدد ملت ايران به گفتمان اصولگرايي تداوم آن را در عرصه حاكميت استمرار مي بخشد و اينك نوبت مجلس و دولت اصولگراست كه نيازهاي مردم را با تدبير و كارآيي پاسخ دهند.
ب) موقعيت بين المللي
ضرورت ديگر طرح راهبرد نوآوري و شكوفايي در سال جاري به موقعيت حساس كشورمان در مواجهه باسلطه گري غرب و فشارهاي آمريكا در موارد مختلف بويژه پرونده هسته اي باز مي گردد كه باتوجه به ماههاي پاياني حضور نومحافظه كاران تندرو در كاخ سفيد احتمال افزايش زور گويي اين كشور به جمهوري اسلامي ايران متصور است. از اين رو، رهبر معظم انقلاب در تشريح ضرورت طرح شعار سال، به اين علت مهم اشاره فرمودند كه در مقابل زياده خواهي هاي دشمنان ، راه نجات تسليم شدن و عقب نشيني كردن نيست، اگر دشمن زورگويي و زورگيري مي كند ، بايد در مقابل دشمن ايستاد و پيشرفت كرد، علاج ملت ايران در كسب اقتدار است. اين اقتدار فقط به معناي اقتدار نظامي نيست، بايد اقتدار علمي و اقتصادي ، قدرت اخلاقي و اجتماعي و بالاتر از همه اينها اقتدار معنوي و روحي را هم كسب كنيم.
معظم له در نخستين روز سال هم در جمع مردم مشهد و در جوار حرم رضوي به فلسفه اين نامگذاري اشاره نموده و در پاسخ به اين سئوال كه چرا امسال شعار نوآوري و شكوفايي را مطرح مي كنيم؟فرمودند: « انقلاب اسلامي خود يك نوآوري بزرگ تاريخي بود در دوره اي كه دنيا به دو بخش سلطه گر و سلطه پذير تقسيم مي شدند جمهوري اسلامي آمد اين خط كشي باطل و نظام غلط را درهم شكست».
رهبر معظم انقلاب تأكيد كردند :«تقريبا سي سال است جمهوري اسلامي با اين موضعگيري شاخص تاريخي خود در مقابل سلطه گرايي كه همه دنيا را در واقع متعلق به خود مي دانند ايستاد.... امروز شما نگاه كنيد خاورميانه نمايشگاه ناكامي آمريكا وشكست هاي آمريكاست.»
شاخصه هاي نوآوري
نوآوري مطلوب و مد نظر رهبر معظم انقلاب از مختصاتي برخوردار است كه به نتايج مفيد وموثري منتهي شده و مانع برداشت هاي غلط مي شود . پاره اي از شاخصه هاي نوآوري مطلوب عبارت است از:
1- نوآوري در عرصه فكري و فلسفي الزاما بايد در طول دين مبين اسلام باشد و در تعارض با بدعت ها ، تحريف ها ، خرافه ها و تحجرگرايي قد علم كند.
2- نوآوري مطلوب نه تنها هنجارشكن و ساختارشكن نبوده بلكه به عنوان يك هنجار مطرح مي شود تا اسلام و انقلاب را زنده و پويا نگه دارد.
3 - نوآوري مطلوب در چارچوب اصول، سنت ها و ارزش ها صورت مي گيرد.
4- نوآوري در روش و شيوه هاي اجرايي براساس تجارب صورت مي گيرد تا راه ميان بر براي رسيدن به مقصود باشد نه بيراهه.
5- نوآوري موثر بايد در راستا و مكمل نوآوري هاي گذشته باشد نه نوآور ستيز و مانع. چنانچه اصل انقلاب و جمهوري اسلامي يك نوآوري به حساب مي آيد و ساير نوآوري ها بايد مكمل آن باشند.
الزامات تحقق
ارائه برنامه هاي نو در قالب شيوه هاي اجرايي نوين در سطح كلان كشور و همچنين تلاش براي شكوفا نمودن تلاش هاي گذشته، نيازمند الزامات و ملزومات بسياري است كه بدون وجود آن بسترها و مقدمات ، امكان تحقق نوآوري و شكوفايي دور از ذهن خواهد بود.
پاره اي از الزامات اوليه تحقق هرگونه نوآوري متناسب با منويات رهبر معظم انقلاب عبارتند از:
1-فضاي آرام رواني در صحنه سياسي و اجتماعي كشور و پرهيز از تنش ها و چالش هاي ساختگي و حاشيه اي.
2- عزم ملي و اراده جمعي كه بتواند در اجزاء مختلف سيستم و تمام سطوح، فضاي نوآوري را حاكم سازد.
3- هماهنگي و همدلي صادقانه مسئولان، مديران و نخبگان جامعه براي اينكه نوآوري مطلوب فضاي جامعه را فرا گيرد.
4- نگاه فراجناحي احزاب و تشكل ها به موضوع نوآوري و اجتناب از مصادره آن به نفع گروه و جناحي خاص.
5- شناسايي نقصان و كاستي ها در سيستم ها و روش ها كه بتواند بن بست ها و كمبودها را در معرض ديد عمومي قرار داده تا نسبت به رفع آن چاره جويي شود.
6- تدبير علمي و عقلي در ارائه نوآوري ها.
7- پرهيز از بلند پروازي ها جهت عملياتي ساختن طرح ها.
8- تناسب نوآوري ها با ظرفيت ها و امكانات موجود.
9- نوآوري بر اساس مطالبات عمومي جامعه به دور از افزايش نيازها و غير واقعي نمودن آنها.
10- زود بازده و موثر بودن نوآوري در رفع مشكلات اجتماعي و معيشتي مردم عاري از هرگونه بزرگنمايي در مشكلات.
11- تكريم و تجليل از افكار و طرحهاي نو كه بويژه ازسوي جوانان ارائه مي گردد.
12- اهتمام نو و همت تازه جهت عملياتي ساختن فكرها و ايده هاي جديد.
13- مخاطب شناسي در نوآوري: يك بحث اساسي در راستاي تحقق راهبرد نوآوري و شكوفايي، پرسش از طيف مخاطبين است؛ چرا كه احاله به ديگران و مبري داشتن خود از مصداق اين امر مي تواند از اثر بخشي و بركات فراگير و گسترده آن بكاهد. از يك نگاه همه آحاد جامعه مشمول خطابه رهبر معظم انقلاب قرار دارند و هركس بايد به اندازه توان خود در جهت رسيدن به نقطه مطلوب تلاش نمايد. اما از جهت ديگر نيز بايد تاكيد كرد مسئولان و نخبگان جامعه به عنوان اخص و بيش از توان روزمره خويش مورد خطاب قرار مي گيرند.
با اين وجود به نظر مي رسد سه طيف مخاطب و مجري راهبرد نوآوري باشند:
1- مسئولان و مديران عالي جامعه؛
2- نخبگان و خواص؛
3- آحاد جامعه؛
هر يك از گروههاي اجتماعي فوق نيز در سه حوزه (حداقل) مي توانند نوآوري داشته باشند:
1- حوزه فردي
2- حوزه مديريتي و تحت امر
3- حوزه اجتماعي و ملي
در هر يك از حوزه هاي مورد اشاره نيز لااقل نوآوري مي تواند در سه رشته و زير شاخه صورت گيرد:
الف؛ حوزه فردي: 1- نوآوري در برقراري ارتباط با خالق و تقرب بدان
2- نوآوري در شيوه هاي تعامل با ساير مخلوقات
3- نوآوري در ارتباط با نفس خويشتن
ب) حوزه مديريتي: 1- نوآوري در برنامه ها و بودجه ريزي
2- نوآوري در ساختار و تشكيلات
3- نوآوري در شيوه ها و روش هاي اجرايي
ج) حوزه اجتماعي و ملي: 1- نوآوري در حيطه زندگي و كاري
2- نوآوري در سطح محلي و منطقه اي
3- نوآوري در سطوح شهري و كشوري
آسيب شناسي و موانع تحقق نوآوري
نوآوري و شكوفايي به معناي واقعي و مورد نظر مقام معظم رهبري با موانعي مواجه است كه عدم توجه به آن موجب عدم تحقق، انحراف و يا سطحي نگري نسبت به آن مي شود.
چنانچه لازم است تا پيش از پايان سال جلوه هايي از راهبرد نوآوري جاي جاي كشور را فراگيرد. بايد در نگاهي آسيب شناسانه موانع پيش رو را شناسايي و نسبت به رفع آنها كوشيد. از اين رو به برخي از اين موانع اشاره مي گردد:
1- جزئي نگري به جاي كلان نگري: مشغول شدن به امور فرعي و اشتغال ذهن به مسائل جزئي سبب مي شود، مسائل اصلي و كلان كشور و بن بست هاي كليدي حل نشود كه در اين صورت نتيجه مطلوب عايد نخواهد شد.
2- بخشي نگري و مصادره به مطلوب: سوق دادن نوآوري ها به حوزه هاي خاص و مصادره آن به يك بخش معين حتي در صورت نتيجه بخش بودن آن سبب رشد ناهمگون مي شود و در نتيجه اثرات معكوس در پي خواهد داشت. اين راهبرد اگر چه بايد از سوي همه مسئولان و نخبگان دنبال شود اما نبايد به رشد كاريكاتوري و يك جانبه جامعه منجر گردد. توسعه مقرون به عدالت يعني توسعه متوازن، فراگير و همه جانبه كه بدون نوآوري همگون محقق نمي گردد.
3- برداشت هاي سياسي و جناحي: برداشتن گام هاي بلند جهت حل مشكلات كلان كشور از عهده و توان جناح ها و گروهها خارج است و معمولا با نگاه بسته گروهي و جناحي در تعارض است. نوآوري با اغراض سياسي و آلوده به منافع جناحي حتي اگر به بار نشيند معلوم نيست كه تا چه اندازه با مطالبات مردم هماهنگ باشد.
4- افراط و تفريط: برخورد افراطي با مقوله نوآوري به معناي بر هم زدن همه ساختار، و برنامه ها و شيوه هاي قبلي و مرسوم، و تعجيل و شتابزدگي در اين راهبرد مي تواند به همان اندازه مخاطره آميز و منفي قلمداد گردد كه تفريط و مقاومت در برابر هرگونه ابتكار و خلاقيت.
با توجه به آنچه در مورد شاخصه ها، الزامات و آسيب هاي نوآوري بيان شد اين نكته روشن مي شود كه براي تحقق راهبرد نوآوري و شكوفايي قبل از هر چيز بايد رفتارهاي شخصي و اخلاق كاري خود را اصلاح نمود. مسلم است كه مسئوليت پذيري، نظم و قانون پذيري، اعتماد به نفس داشتن، دارا بودن روحيه كار و تلاش و هم انديشي با نخبگان از جمله الزامات و مقدماتي است كه ابتدا بايد در روحيات و شخصيت تمامي افراد جامعه بروز كند تا بتوان راهبردهاي اساسي و كلاني را نظير نوآوري و شكوفايي عملي نمود.
منبع: Basiratir

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14