(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 17 ارديبهشت 1387 - 29 ربيع الثاني 1429 - 6 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189078
 

انشا
به مناسبت هفته معلم معلمي شغل نيست، هنر است
پاسخ رئيس جمهور به نامه يك دانش آموز
شمعي كه خاموش نخواهد شد
اجاره خانه خاطرات معلمي
روشهاي نوين ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ارزشيابي توصيفي ؛ الگويي جديد
مهر مادر
معلم آفريدگار فرهنگ كشور



انشا

سلام، باز چه داريم؟ بچه ها! انشا
كلاس انشا در خاك ريزهاي خدا

چه با كلاس كلاسي! چه با صفا درسي!
تفنگ و شوق و نيايش، نماز و شور و دعا

ولي چه دير مي آيد، كجاست، نامش چيست؟
پريد در حرفم گام هاي سبز صدا

كه ناگهان مبصر گفت: بچه ها، ساكت!
معلم است مي آيد، معلم انشا

ولي صداي تفنگ است يا... كه مبصر گفت:
صداي پاي شهيد است، بچه ها برپا!
كيومرث مرادي

 



به مناسبت هفته معلم معلمي شغل نيست، هنر است

معلمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلمي عشقي است الهي و آسماني كه پروردگار مهربان به انسان اعطا كرد تا با همت بلند خويش روشنائي شب هاي تار جهالت و ناداني باشد. معلمي، مهري است كه از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي، رهنمون شوند. براستي كه معلمي شغل نيست، عشق است.
روز معلم
تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاك خويش ارزاني كرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد كه تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. انسان نيز با پذيرش اين مسئوليت، نام خويش را در اين گروه و در قالب واژه مقدس «معلم» ثبت كرده است. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاك حك مي كند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.
دغدغه معلم هميشه اين است كه حيات بشر، بر مدار ارزش ها و كرامت انساني بچرخد و شناخت خدا و مكتب و دين، همت اساسي آدمي باشد و هيچ بيگانه اي را مجال تجاوز به فرهنگ ارزشي دين و ميهن فراهم نيايد. در اين مسير خطير، بزرگاني گام نهاده اند كه نامشان بر تارك زمان مي درخشد. علامه شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمه الله) از همين طايفه مقدس است كه در سنگر تعليم و تعلم، به قله هاي رفيعي دست يافت تا آنجا كه معمار انقلاب اسلامي- كه خود معلمي بزرگ است- همه آثارش را مفيد مي داند و بهره برداري از آنها را سفارش مي كند...
ارزش و مقام معلم
شرافت و مرتبت معلم زماني اهميت دارد كه بتواند شأن خداوند و پيامبران را در وجود خود محقق سازد و پيوند انسان به هدف متعالي خلقت يعني عبادت را برقرار سازد. لذا در اين تعريف شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه اولا با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند و ثانيا تمامي تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و در اين راه به مرحله سوم دينداري راه مي يابد و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد. به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه(12 ارديبهشت) را روز معلم ناميدند.
هنر معلمي
معلمي شغل و حرفه نيست، بلكه ذوق و هنر توانمندي است معلمي در قرآن به عنوان جلوه اي از قدرت لايزال الهي نخست ويژه ذات مقدس خداوند تبارك و تعالي است. در نخستين آيات قرآن كه بر قلب مبارك پيغمبر اكرم(ص) نازل شد، به اين هنر خداوند اشاره شده است:
اقراءباسم ربك الذي خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربك الاكرم، الذي علم بالقلم، علم الانسان مالم يعلم. (علق:1-5)
بخوان به نام پروردگارت كه جهانيان را آفريد. انسان را از خون بسته سرشت. بخوان! و پروردگارت كريمترين است همان كه آموخت با قلم، آموخت به انسان آنچه را كه نمي دانست. در اين آيات خداوند، خود را «معلم» مي خواند و جالب اين كه معلم بودن خود را بعد از آفرينش پيچيده ترين و بهترين شاهكار خلقت، يعني انسان آورده است. مقام معلم بودن خدا، بعد از آفرينش قرارداد. نوعي انساني را كه هيچ نمي دانست، به وسيله قلم آموزش داد كه اين از اوج خلاقيت و هنر شگفت خداوند در امر آفرينش حكايت دارد:
چو قاف قدرتش دم بر قلم زد
هزاران نقش بر لوح عدم زد
از اين رو، مي توان گفت كه هنر شگفت معلمي از آن خداوند عالم است.
شهيد ثاني رحمت الله درباره هنر معلمي خداوند مي فرمايد:
خداوند از آن جهت به وصف (اكرميت) و نامحدود بودن كرامتش، توصيف شد كه علم و دانش را به بشر ارزاني داشته است. اگر هر مزيت ديگري، جز علم و دانش، معيار فضيلت به شمار مي رفت، شايسته بود همان مزيت با وصف (اكرميت) در ضمن اين آيات همراه و هم پا گردد و آن مزيت به عنوان معيار كرامت نامحدود خداوند به شمار آيد. كرامت الهي در اين آيات با تعبير «الاكرام» بيان شده است.
چنين تعبيري مي فهماند كه عالي ترين نوع كرامت پروردگار نسبت به انسان با والاترين مقام و جايگاه او، يعني علم و دانش هم طراز است. به همين جهت امام خميني(ره) مي فرمود: معلم اول خداي تبارك و تعالي است... به وسيله وحي؛ مردم را دعوت مي كند و به نورانيت؛ دعوت مي كند به محبت؛ دعوت مي كند به مراتب كمالي كه از براي انسان است.
معلمي برتر از شهادت
حضرت امام جعفر صادق(ع) مي فرمايند: «هنگامي كه روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي كند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مركب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مركب آنان برخون شهيدان فزوني خواهد داشت.» اين ارزش بدان جهت است كه شهيدان در سايه علم و تربيت معلمان و تعليم شايسته آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است.
توصيه امام سجاد(ع) به دانش آموزان
امام سجاد(ع) در زمينه حفظ حقوق معلم مي فرمايد: «حق معلم بر تو آن است كه همواره، با ديده تعظيم و تكريم به او بنگري، مجلس او را گرامي بداري و به سخنانش با دقت گوش دهي، رو به جانب او بنشيني و صدايت را در حضورش بلند نكني.»
لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد
مرحوم شهيد ثاني در مورد لزوم دلسوزي معلم نسبت به شاگرد مي نويسد: «معلم بايد درباره شاگردان، خواهان اموري باشد كه نسبت به آنها، در خود احساس علاقه و دوستي كند. و از هرگونه شر و بدي كه براي خويش نمي پسندد براي شاگردانش نيز نپسندد، زيرا اين گونه دلسوزي و برابرانديشي نسبت به شاگردان، حاكي از كمال ايمان معلم و حسن رفتار و برادري، نمايانگر روح تعاون و همبستگي معلم نسبت به آنان مي باشد.»
حقوق معلم در آينه فرمايشات حضرت سجاد(ع)
حضرت سجاد(ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد: «حق كسي كه عهده دار تعليم توست آن است كه او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيكو به وي گوش فرادهي و روي خود را بر او كني و با او بلند سخن نگويي و كسي را كه از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري كه خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ كس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از كسي نكني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع كني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشكار كني و با دشمنش همنشيني نكني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين كردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد كه مقصد و مقصود تو از او و فراگرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم.»
داستاني زيبا
از رابطه شاگرد و معلم
بهترين نوع اين رابطه كه سرشار از ادب و فروتني است، در داستان حضرت موسي(ع) به عنوان شاگرد و حضرت خضر(ع) در مقام معلم- نمود دارد. موسي(ع) مامور شد تا از بنده اي صالح به نام خضر(ع) كسب علم كند. قرآن آغاز گفت و گوي اين معلم و شاگرد را اين چنين بيان مي كند:
قال له موسي هل اتبعك علي ان تعلمن مما علمت رشدا¤ قال انك لن تستطيع معي صبرا¤ و كيف تصبرعلي مالم تحط به خبرا¤ قال ستجدني ان شاءالله صابرا و لا اعصي لك امرا¤ قال فان اتبعتني فلا تسئلني عن شيء حتي احداث لك منه ذكرا. (كهف: 66-70)
موسي به او گفت: «آيا از تو پيروي كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شده كه مايه رشد است به من بياموزي؟ گفت: «تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر كني و چگونه در مورد چيزهايي كه از آن شناخت نداري، شكيبايي مي كني؟» گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا شكيبا خواهي يافت و در هيچ كاري نافرماني تو نمي كنم». اگر به دنبال من آمدي، چيزي از من مپرس تا خودم از آن با تو سخن بگويم.»
معلمي در كلام امام خميني(ره):
نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.
معلم در سخنان مقام معظم رهبري:
دست تواناي معلم است كه چشم انداز آينده ما را ترسيم مي كند. اگر مي بينيد كه اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي(ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛ هركس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش كرده است.» اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند كه چقدر، وجود آنها در سرنوشت يك ملت مؤثر است.
معلم در كلام استاد مطهري:
معلم بايد نيروي فكري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتكار او را زنده كند؛ يعني در واقع، كار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري كه شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ كنيد و تنوري كه در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آ ن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد كه اينها كم كم مشتعل شود.
معلم در كلام شهيد رجايي:
معلمي شغلي نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش كرده اي، رهايش كن و اگر عشق توست مباركت باد.
برتري حق معلم بر پدر
آورده اند كه اسكندر به معلم خويش احترام بسياري مي گذاشت. از او پرسيدند: چرا معلم خود را بيش از پدر تعظيم و احترام مي كني؟ گفت: به سبب آن كه پدرم، مرا از عالم ملكوت به زمين آورده و استاد، مرا از زمين به آسمان برده است.
شهلا مظلومي
آموزگار پايه اول

 



پاسخ رئيس جمهور به نامه يك دانش آموز

محمود احمدي نژاد به نامه يك دانش آموز دبستاني در تهران پاسخ داد.
در پي نامه يك دختر دانش آموز تهراني خطاب به رئيس جمهور، محمود احمدي نژاد به نامه اين دانش آموز پاسخ داد.
زهرا ابوترابي دانش آموز دبستان انديشه سبز تهران در نامه خود خطاب به رئيس جمهور نوشته بود:
آقاي رئيس جمهوري عزيز سلام
خدا شما را حفظ كند تا به بچه هاي ايران خدمت بكنيد ما همه شما را دوست داريم. آن شب كه شما را ديدم فكر كردم خواب مي بينم.
خدا را شكر مي كنم كه توانستم آقاي احمدي نژاد را ببينم. هميشه دوست داشتم شما را ببينم و برايتان صلوات بفرستم تا دشمن را شكست بدهيد و ايران را سربلند كنيد.
از شما كه به بچه ها اهميت مي دهيد، خيلي ممنونم. حالا براي دوستانم اين خاطره را تعريف مي كنم.
خداحافظ كساني كه شما را دوست دارند.
زهرا سادات و خانواده ابوترابي
محمود احمدي نژاد رئيس جمهور هم در پاسخي كه به منزل اين دانش آموز ارسال كرد، نوشت:
دختر عزيزم زهرا خانم ابوترابي
سلام عليكم
نامه سرشار از محبت شما را دريافت كردم و بسيار خوشحال شدم از اينكه آن شب شما از خواب بيدار شديد و به ديدن من آمديد. از يك طرف شاد شدم كه شما را ديدم و از يك طرف ناراحت كه آرامش شما بر هم خورد.
من همواره پروردگار مهربان را به خاطر وجود شما كودكان پاك و مومن و خداپرست شكر مي كنم و از او مي خواهم كه به ملت ايران و همه خداپرستان ياري كند.
اميدوارم شما نيز با ايمان به خدا و تلاش و كوشش بتوانيد ياوري وفادار براي مولايمان امام زمان(عج) و انساني شايسته براي جامعه اسلامي و پشتيبان خط ولايت باشيد.
از خدا مي خواهم كه شما را نورچشم پدر و مادر قرار دهد و آنها را براي شما و ساير اعضاي خانواده نگه دارد.
از اينكه اين بنده خدا، ملت ايران و رهبري عزيز را دعا مي كنيد، متشكرم.
احمدي نژاد
اين نامه رئيس جمهور ابتدا فقط به منزل اين دانش آموز ارسال شده بود اما با پيگيري مدير دبستان و مدير آموزش و پرورش منطقه، به عنوان نماد اهميت همه اقشار جامعه براي رئيس جمهور، انعكاس خبري پيدا كرد.
منبع: خبرگزاري فارس

 



شمعي كه خاموش نخواهد شد

معلمي هنر است، معلمي عشقي است الهي و آسماني، تا خدا بوده و هست، معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است. از ميان روابط انساني، آنچه والاترين است، رابطه بين معلم و شاگرد است، يكي از برترين نوع اين رابطه را كه سرشار از ادب و فروتني است، در حكايت موسي و خضر مي يابيم كه در آن حكايت، موسي در مقام شاگرد و خضر در جايگاه رفيع معلم جاي دارد و چه شيرين نقل مي كند اين حكايت را كتاب خدا، آنجا كه موسي به خضر مي گويد: «از تو پيروي مي كنم تا از آنچه به تو تعليم داده شد و مايه رشد انسان است به من بياموزي.» و خضر در جواب مي گويد: «تو هرگز هم پاي من نمي تواني صبر كني، چگونه شكيبايي خواهي كرد؟» موسي بي درنگ مي گويد: «اگر خدا بخواهد مرا شكيبا خواهي يافت و در هيچ كاري از تو نافرماني نمي كنم.» و از اين روست كه نقش معلم را در جامعه، همچون نقش انبيا مي دانيم؛ چرا كه معلم ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاك حك مي كند و نداي فطرت را به گوش همگان مي رساند، سياهي جهل را از دلها مي زدايد، و زلال دانايي را در روان آدمي جاري مي سازد. كيست كه نداند دغدغه معلم، چرخش حيات بشر، بر مدار ارزش و كرامت انساني است آري معلمي هنر است، معلمي عشقي است الهي و آسماني.
معصومه ديهيم - سمنان

 



اجاره خانه خاطرات معلمي

مدتي بود كه صاحبخانه ام به خاطر عدم پرداخت اجاره خانه تذكرات پي درپي مي داد نمي دانستم چكار كنم كسي را نداشتم تا از او پول قرض كنم و اجاره خانه ام را بپردازم. حقوق معلمي نيز بيشتر از خرجي خانه ام نمي شد اضافه كار مقداري هم طلب داشتم كه پرداخت نشده بود تنها فكري كه به نظرم رسيده بود اينكه با موتورسيكلتي كه داشتم بعدازظهرها بعداز اينكه از سر كلاس درس آمدم به مسافركشي با موتور بپردازم چندروزي گذشت مقداري كار كردم ولي يكي از روزها درحال عبور از خيابان خلوتي در ساعت 2 بعدازظهر بودم پاكتي را روي زمين ديدم موتورم را نگه داشتم پاكت را از روي زمين برداشتم داخلش را نگاه كردم مبلغي پول نقد به اندازه يكسال كرايه خانه ام در داخل پاكت بود. خوشحال شدم و با خودم گفتم: خوب شد پول نقد بدون دردسر... ولي خوشحالي ام طولي نكشيد كه وجدانم بيدار شد با خودم فكري كردم و به خانه برگشتم پاكت پول را بازكردم داخل آن دفترچه صاحب پول كه آن پول را از بانك گرفته بود در داخلش بود. اول اسمش پيشوند سيد را داشت ايام ايام فاطميه بود با خودم گفتم: خدا مي خواهد مرا امتحان كند در ايام فاطميه پولي را پيدا كرده ام كه مربوط به يكي از احفاد و نوادگان حضرت فاطمه(س) است با آدرسي كه روي دفترچه ثبت شده بود از 118 شماره تلفن را گرفتم. بعداً معلوم شد صاحب پول فرزند شهيد هم هست، پولش را از بانك گرفته و درحال آمدن به خانه اش گم كرده. بعد از تماس تلفني باورش نمي شد كه پول نقد را كسي پيدا كند و بعد هم تلفن بزند كه بيا و پولت را بگير.
بعد از چندي در خانه ما آمد تا پولش را تحويل بگيرد از من پرسيد شما چه كاره ايد گفتم خودت بگو. به نظرت چه كاره باشم بهتر است، گفت: ظاهرت به معلم مي خورد گفتم:آ ري درست حدس زدي معلمم. خواست مژدگاني بدهد گفتم تو هم سيد هستي و هم فرزند شهيد به جاي مژدگاني دعاي خيري بكن!
غلامحسين بابايي

 



روشهاي نوين ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ارزشيابي توصيفي ؛ الگويي جديد

ارزشيابي پيشرفت تحصيلي يكي از عناصر مهم و اساسي برنامه هاي درسي و نظام هاي آموزش و پرورش جهان محسوب مي شود. لذا با عنايت به اهميت اين عنصر در روند فعاليت ياددهي- يادگيري، ارائه شيوه نوين در اين زمينه و ارتقا سطح دانش معلمان و ساير دست اندركاران تعليم و تربيت، ضرورتي اجتناب ناپذير مي باشد. از طرفي رويكرد يكسان موجود براي ارزشيابي تحصيلي از سال 1303 تاكنون، به صورت امتحان كتبي- شفاهي نمود پيدا كرده و در اين رابطه ملاك ثابت (20-0) همواره پايدار بوده است. در اكثر كشورهاي جهان نيز، توجه به ابعاد شخصيت فراگير ذهن علماي تعليم و تربيت را به استفاده از شيوه هاي نوين ارزشيابي سوق داده است و تجارب موفقي در اين زمينه موجود مي باشد.
امروزه نيازمند سيستم هايي از سنجش و ارزيابي هستيم كه به هر دانش آموز به ديده حرمت نگاه كند. موهبت هاي طبيعي و انساني او را بسيار بيشتر از آزمونهاي سنتي نشان دهد.
پس آن نوع سنجش كه بتواند تصويري واضح و سه بعدي از رشد مهارت ها، تواناييها و دانش و نگرش دانش آموز بدهد قابل دفاع مي باشد. برخلاف ارزشيابي كمي كه با داده هاي كمي و رياضي و عدد و ارقام سر و كار دارد و از قضاوت برخوردار است. بايد دانست كه كيفيت اين امر نسبي است و انعطاف پذير مي باشد و به طور كلي مي توان گفت كه كيفيت مقطعي نيست بلكه انديشه اي مستمر است و براساس تلاش و فعاليت فرد انجام مي گيرد. ارزشيابي توصيفي را مي توان آموزش بدون نمره دانست و به جاي تأكيد بر ارزشيابي هاي پاياني بايد بر ارزشيابي تكويني (مستمر) تأكيد داشت در واقع ارزشيابي توصيفي به توصيف ارزشيابي هاي گوناگون كه به شيوه هاي متنوع از دانش آموز به عمل آورده ايم مي پردازد.
ارزشيابي تحصيلي، فعاليتي است كه معلم، در جريان تدريس خود انجام مي دهد. اين فعاليت، شامل جمع آوري اطلاعات و داوري درباره وضعيت يادگيري و پيشرفت دانش آموز است. جمع آوري اين اطلاعات از طريق شيوه هاي مختلف صورت مي پذيرد و نيازمند كسب مهارت و دانش كافي در اين زمينه است. معلم بايد با استفاده از نتايج حاصل از سنجش و ملاحظه اهداف و انتظارات آموزشي درباره وضعيت فرد، داوري كرده، ضعفها و قوتهاي دانش آموز را مشخص كند و براي بهبود فعاليتهاي يادگيري به او توصيه هايي را ارائه دهد.
اين طرح، الگويي كيفي است كه تلاش مي كند برخلاف الگوهاي رايج ارزشيابي، به جاي كمي نگري از طريق توجه به معيارهاي برنامه درسي و آموزشي به عمق و كيفيت يادگيري دانش آموزان توجه كند و توصيفي از وضعيت آنها ارائه دهد و ارزشيابي را در خدمت آموزش و يادگيري قرار دهد.
مهمترين ويژگيهاي الگوي ارزشيابي توصيفي
- توجه به تنوع و تغيير مقياس سنجش
- توجه به يادگيري دانش آموز
- توجه به تنوع و تغيير ابزارهاي ارزشيابي
- توجه به انتظارات برنامه درسي
- توجه به اهميت سازگاري اجتماعي در كنار پيشرفت تحصيلي
- توجه به اهميت بهداشتي رواني در فرآيند ياددهي- يادگيري
- توجه به حيطه هاي مختلف يادگيري
اين طرح (ارزشيابي توصيفي) با مدنظر قرار دادن ويژگيهاي فوق، همراه با ايجاد تغييرات بنيادي در نظام موجود ارزشيابي تحصيلي تهيه شد. اين تغييرات عبارتند از:
الف- تغيير مقياس فاصله اي (20-0) به مقياس ترتيبي (در حد انتظار- نزديك به انتظار- نيازمند به تلاش بيشتر)
ب- تغيير تأكيد از ارزشيابي پاياني به ارزشيابي تكويني
ج- تنوع بخشي به ابزارهاي جمع آوري اطلاعات
د- تغيير در ساختار كارنامه
ه- تغيير در مرجع تصميم گيرند درباره ارتقاء دانش آموزان
و- توجه همه جانبه به تمامي جنبه هاي رشد
در الگوي ارزشيابي توصيفي، علاوه بر رشد بعد عقلاني دانش آموز، به جنبه هاي ديگر رشد، از جمله بعد اجتماعي، عاطفي و جسماني نيز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملكرد دانش آموز گزارشي را از وضعيت او در حيطه هاي ذكر شده به شكل توصيفي، ارائه مي دهد. اين گزارش بايد دقيق و حساب شده باشد و به دور از اغراق، از الفاظ و كلمات مثبت استفاده شود.
دقت در رعايت نكات بهداشتي- كسب عادتهاي مطلوب جسماني- همكاري با ديگران- عمل به قوانين مدرسه- احترام گذاشتن به ديگران- شركت در مباحث و گفتگوها و... از جمله انتظاراتي است كه در الگوي ارزشيابي توصيفي در زمينه توجه به حيطه هاي گوناگون رشد شخصيتي دانش آموز، مطرح شده است. انتظاراتي كه در نظام سنتي، كاملا ناديده انگاشته شده.
كاربرد ارزشيابي توصيفي:
1- بهبود يادگيري
2- ايجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه
3- افزايش بهداشت رواني كلاس
4- اعتماد به نفس
5- افزايش روحيه انتقادپذيري در كودكان
6- افزايش مشاركت در يادگيري
7- رشد مهارت خود اصلاحي و خود تنظيمي
8- رشد و توانايي نقد خود
9- بهبود عملكردها
10- خارج شدن از برنامه هاي كليشه اي و چارچوبي
11- آرامش در آموزش
زهره بروسان- آموزگار منطقه 7 تهران

 



مهر مادر

در گوشه حياط خالي خانه ما
يك گربه ملوسي چنديست كرده لانه
در جستجوي موشي قبراق و چاق و چله
از كاخ كوچك خود آيد برون شبانه
در صحن خانه گاهي مي ديدم آن دو تا را
اين يك دوان و آن يك دنبال او روانه
چنديست گربه ما غيبش زده به كلي
گويا كه رفته جايي بي اذن و خودسرانه
گشتم حياط و باغ و انبار و كوچه ها را
اما نديدم از او كوچكترين نشانه
شايد كه آن ملوسك از من دلش گرفته
از خانه قهر كرده بي عذر و بي بهانه
يك صبح با طراوت ديدم من آن بلا را
فارغ زهاي و هوي و جنجال اين زمانه
مي رفت و بر لبش بود ذكر «ميوميويي»
مي گفت؛ شكر ايزد در قالب ترانه
بودند بچه هايش اطراف او خرامان
مشغول جست و خيز و بازي كودكانه
سيراب از محبت بودند شاد و خندان
دنبال بچه موشي نزديك آشيانه
ناگاه دست مادر بر روي شانه هايم
يك دم مرا فراخواند از صحن، سوي خانه
آتشفشان مهرش در سرزمين جانم
افكند آتشي كه از دل كشد زبانه
در چشم مهربانش اميد موج مي زد
لبريز از گهر بود آن بحر بيكرانه
بر سينه اش نهادم آرام چون سرم را
درياي پرتلاطم شد رام بي بهانه
احساس با شكوهي پيچيد در وجودم
احساس پاك و نابي يك شور شاعرانه
ذكري زعمق جانم برخاست، كاي خدايا!
اي كاش مادرم بود پاينده، جاودانه
علي اكبر نشوه(نستوه)

 



معلم آفريدگار فرهنگ كشور

قدر استاد نكو دانستن
حيف استاد به من ياد نداد
تأكيد بر بزرگداشت مقام معلم، بيانگر اهميت آن از ديدگاه اسلام است.
«مقام معظم رهبري»
با ياد «معلم» سيماي استاد شهيد مطهري بر ديده و دل ما نقش مي بندد. كيست كه نداند هر كس به هر مقامي رسيده به بركت مقام معلم رسيده است؟ دوازدهم ارديبهشت را به عنوان بزرگداشت شهادت استاد متفكر، شهيد مرتضي مطهري و روزارج نهادن به مقام و منزلت «معلم» مي شناسيم.
«معلم» اسطوره صفا، تنديس محبت و عشق، نشانه پاكي و مهر است. سخن از اوست كه مانند دريايي مواج، در دل خويش هزاران قطره را مي پروراند. سخن از گلستان معرفت است و بلبل عاشق، سخن از پروازي ملكوتي در فضاي نامتناهي علم است و بالاخره معلم... «معلم» به ماهي اي مي ماند كه ضمن حركت در رود پرخروش هستي حتي يكدم از مزمزه اين زمزم زلال غافل نيست و براي ثبات زندگي، هوشيارانه دم مي زند.
«معلم» سكاندار كشتي علم، دانش، تمدن و تكامل انسانهاست. معلمان و استادان عاشق، همانند راهبران فرستاده شده از سوي خدا هستند، آري آنان شمع فروزان محفل معشوقان و شب زنده داران هستند! آنان شمع بزم هستي و حديث عشقند! سعادت از اين برتر كه معلمان روشني بخش روز ما چون مهرتابانند؛ برتري بر موجودات خاكي از اين والاتر كه رهرواني چون انبياء داريم و حلاوت جان و شيره جان و هستي خود را به كاممان مي ريزند.
«معلم» اين موجود شريف و خدايي كه وجود آدميان به وجود او وابسته است: «معلمي شغل انبياست». آري آنان نسيم صبايي و شراب ساقي و فرشته خدايي هستند. «معلم»، معماري است كه بنايش ساختار عقل و انديشه انسانهاست.
«معلم»، پاسداري است كه سلامت انديشه هاي سازنده و فكرهاي مبتكر و خلاق محصول شب زنده داريهاي اوست معلم نيازمندي است كه نيازش رسيدن به كمال است «معلم» غني است، زيرا كه طبعش بلند و منيع است «معلم» يعني عامل به گفتار خويش «معلم» ميزان است، زيرا كه سنجش علم بدون او مقدور و ميسور نيست. «معلم» فرقان است زيرا كه تشخيص دهنده آبشاري است كه در سنگهاي سخت جهل و ناداني روزنه اي به سوي علم مي گشايد. «معلم» نوري است كه شعاع آن اعماق ظلمتها را روشن مي نمايد، «معلم» سرچشمه آب زلالي است كه تحت آن مرواريدها نمايان مي گردد. معلم، گل خوشبويي است كه عطرش شفابخش جانهاي خسته و بيمار است. «معلم» هنرمندي است كه هنرش تحمل رنج براي عطاي گنج به ديگران است. «معلم» طبيبي است كه نيازمندان را اميد مي بخشد.
«معلم» خورشيدي است كه از تابش نور او، زندگي و حيات معنا مي يابد. «معلم» ستاره اي است كه در ظلمت شب راهنماي گمشدگان است. «معلم» آفتابي است كه از بركت وجودش ناپاكيها و آلودگيها به طهارت مبدل مي شود. معلم، نسيمي است كه از حركت آرامش، گلها شكوفا و شاداب مي شوند. «معلم» بهار است كه با او زندگي شيرين و اميدبخش مي شود «معلم» عاشقي است كه عشقش معرفت است. «معلم»، حكيمي است كه حكمتش عقل و خرد است «معلم» ناخدايي است كه كشتي سرگردان شده در گرداب را به سوي ساحل نجات هدايت مي نمايد.
«معلم» آينده اي است كه صداقت و راستي در او تجلي مي يابد. «معلم» اقيانوسي است كه هر چه از او برداشت شود، خالي نمي گردد معلم به جهت فرهنگي بودنش الگوي فرهنگ جامعه است. «معلم» آفريدگار فرهنگ كشور است.
«معلم» آموزنده دانش، صفا و عشق است. «معلم» حقيقت است، زيرا كه حقيقت، كهنگي و فرسودگي ندارد. «معلم» الگوي صبر و استقامت است. «معلم» الگوي حلم و علم است. «معلم» راهنمايي است كه خود ايستاده تا ديگران را به مقصد برساند. «معلم» باغباني است كه محصول تلاش و فداكاريش، رشد گلهاي معطر و زيباست. معلم درختي است كه ميوه اش علم است. «معلم» كانوني است كه حلقه اتصالش به الله منتهي مي شود. «معلم» مسافري است كه سيرش به سوي خداست. «معلم» مايه حيات بخش است كه شريانش دانش آموز است.
نام گذاري روز شهادت استاد مطهري به «روز معلم» متعالي ترين معنايي است كه براي تكريم معلم در نظر گرفته شده است. نگاهي كوتاه به زندگي پرافتخار استاد شهيد مطهري و تأملي در آرا و افكارش، پرده از راز شهادت وي برمي دارد و معاندان و مرتجعان را رسوا مي كند. اين است كه استاد شهيد مطهري به احياگر تفكر ديني شهرت مي يابد.
بدون شك راه معلمي، راه «تكاثر اموال» نيست كه نفس اين راه چنين اقتضا نمي كند در جايي كه عده اي در اين زمان مي كوشند تا خودرو شخصي خود را به بالاترين مدل و منزل خود را به بهترين مكان تبديل و تعويض سازند، اين قشر معلم است كه در منزل محقر و يا اجاره اي خود تا نيمه هاي شب بيدار مي ماند تا با آمادگي بيشتري بتواند در كلاس درس حاضر شود و به تعليم و تربيت آينده سازان ميهن اسلامي بپردازد و اما جز «عشق» چه چيزي مي تواند معلم را با تمامي تنگناها و مشكلات مادي موجود، روي پا نگه دارد؟ در پس اين تلاش جز عشق چه چيزي مي تواند كسي را به سمت معلمي بكشاند؟ بدون ترديد آناني كه در اين راه قدم مي گذارند و مقاومت و پايداري مي كنند، عاشقند؛ اگر اين مطلب را بعد معنوي بدانيم از بعد مادي، «معلم» نيز انساني است كه احتياجاتي دارد و نيازهايي را مي طلبد يكي از كارشناسان ارشد امور فرهنگي عنوان مي كند:
مگر مي شود معلم مقروض، مستاجر، مريض دار و مشكل دار را با خيال راحت سر كلاس بفرستيم... بايد آنقدر به زندگي معلم واقع بينانه نگاه كنيم(وآسايش فكري او را فراهم كنيم) كه با خيال راحت سر كلاس برود.
حقيقت نيز اين است كه آرامش و آسايش فكر معلم، ابزار كار و اولين شرط موفقيت در تدريس، تعليم و تربيت دانش آموزان است. دغدغه هاي فكري، ناملايمات روحي و فشارهاي زندگي براي معلم، آثارزيانباري نيز بر كساني مي گذارد كه با وي در ارتباطند. «معلم»، تأثيرگذار مستقيم و جدي در انديشه ها و افكار دانش آموزان است.
شكي نيست كه كارگزاران فرهنگي با درايت كامل به اهميت معلمي و تاثير آن در افكار و انديشه ها و ارتقاي فرهنگ ميهن اسلامي عنايت دارند و مردم نيز بيش از پيش قدر و مقام معلمان را دريافته اند. معلم با «ميم» مهر و محبتش، با «عين» عدالتش، با «لام» لطافتش و با «ميم» مجاهدت و مهربانيش انسانها را راهنمايي مي كند.
«معلم»، ابري است كه همواره مي بارد. ابر رحمت است، معرفت مي باشد و آگاهي مي بخشد، «معلم»، پرورش دهنده مرواريدها و مرجانهاست. «معلم» جهادگري است دانا و طبيبي است توانا كه با جهادش با جهل مي جنگد و با دارويش اخلاق جامعه را بيمه مي كند.
در اين ايام كه به پاس بزرگداشت شهادت استاد مطهري، ارزش و منزلت مقام معلم نيز مورد تكريم واقع مي شود انتظار مي رود. با نگاه واقع بينانه به اين قشر، زمينه ترويج و گسترش معنويت و توجه به زندگي پاك و معنوي در جامعه، فراهم آيد و اين مهم ميسر نمي گردد مگر به دو شرط اول آنكه: معلم عاشق بماند و ارزش خود را به ملاكهاي معنوي حفظ نمايد. دوم آنكه، كارگزاران فرهنگي و مسئولان امر، شرايط رفاه مطلوب تا حد ايجاد آرامش فكري و يك زندگي آبرومند را براي معلمان فراهم آورند.
خداوند ما را در اداي دين استاد بزرگوار شهيد مرتضي مطهري و تماس معلمان دلسوز جامعه توفيق عطا نمايد.
¤ معلمان لطفتان پايدار، وجودتان پر ز مهر و نگاهتان پرنور باد.
شهرام شيركوند
كارشناس ارشد
مديريت اجرايي

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14