|
دوشنبه 16 ارديبهشت 1387 - 28
ربيع الثاني 1429 - 5 مه 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189077
چرخه انرژي كشور در انتظارانقلاب سبز منابع طبيعي تجديدناپذيرند
|
 |
 |
چرخه انرژي كشور در انتظارانقلاب سبز منابع طبيعي تجديدناپذيرند
حسن آقايي بخش پاياني دولت لزوما براي مسئله پرشتاب مصرف به شيوه سنتي، بايد گزينه اي در قالب يك انقلاب سبز انتخاب كند. مردم نيز وادار به تفكر شوند و در اين باره كه زياده روي در مصارف انرژي و تمام شدن منابع انرژي چه سرنوشتي براي كل جامعه و كشورمان رقم خواهد زد؟... اين تراژدي تلخ را تصويرسازي كنيد كه يك صبح از خواب برمي خيزيم و صداي آژير در سراسر شهرمان و كشورمان مي شنويم و سر از پنجره اتاق بيرون مي بريم. همه همسايه ها و آن طرف تر عابران در گذرگاه ها مات و متحير مي پرسند علت آژير پرطنين و ممتد چيست؟! شيرهاي آب قطره چكان شده است. خبر ديگر اين كه چاه هاي نفت رسوب كرده اند. يا منابع گاز خشك شده است. علت چه بوده است؟ واقعا آن زمان و لحظه را كمي در ذهن مان تجسم كنيم... اساس زندگي فرو ريخته شده است. ما كه عموما طاقت يك روز قطع برق را نداريم... به علت نقص دو سه روزه در سيستم لوله هاي پوسيده و نشت كننده آب، زندگيمان مختل مي شود و... چه حال و روزي گريبانگيرمان مي شود... حال سراغ مديريت ها را مي گيريم كه چه تعريفي از مديريت و مسئوليت پذيري خود دارند كه اجازه دادند چنان اوضاعي به سراغ مان بيايد!.... امواج مكرر توصيه، هشدار حتي تهديد به جريمه از طريق رسانه هاي عمومي تلويزيون، راديو، روزنامه ها و از سوي دستگاه هاي مسئول ذيربط منابع انرژي جبران ناپذير به مردم براي جدي گرفتن الزام صرفه جويي در مصرف بي رويه برق، آب، گاز و ساير مواد سوختي چرا تاثير لازم و مثبت و فراگير نداشته است؟! بسياري از مخاطبان در امر بهينه مصرف كردن و آينده انديشي براي نسل هاي آينده- حتي نسل بعد- همكاري نكرده اند زيرا هنوز واقعيت افت ذخاير، محدوديت توليد و تامين به معناي «شعار» تلقي مي شود. همچنان غيرمسئولانه در شرايط بحراني، اسراف در بهره مندي از انرژي رايج است... لزوم هماهنگي اطلاع رساني براي متقاعد كردن مردم «بهمن امامي» پژوهشگر علوم ارتباطات، با اشاره به علل بي تاثيري پيام هاي مختلف از طريق رسانه هاي تصويري و شنيداري و بنر و پوستر و...، راهكارهاي تاثيرگذاري توصيه ها و مصرف استاندارد، مسئوليت پذيري جامعه، نقش و نقص در روش اجرايي مديريت بحران و... بر لزوم بازنگري در مديريت شهري و برنامه ريزي ها تاكيد مي كند. وي بنا به تخصص علمي خود، صحبتش را از محتواي «پيام رساني» به مخاطبان شروع مي كند. او مي گويد: اصولا ما وقتي با مخاطبان ارتباط برقرار مي كنيم اين پيام ارتباطي بايد چند ويژگي داشته باشد تا بر ذهن مخاطبان تاثيرگذار باشد: «پيام به نحوي تنظيم و ارائه شود كه توجه پيامگير را به خود جلب كند. در پيام بايد از نشان هايي استفاده شود كه با تجربه هاي مشترك پيام رسان و پيامگير مرتبط باشد تا بتواند معني پيام را برساند. همچنين پيام بايد نيازهاي شخص پيام گيرنده را برانگيزاند و راهي براي ارضاء آن نشان بدهد.» وي ادامه مي دهد: «بنابراين بايد دريافت كه چرا اين همه پيام از طرف رسانه هاي جمعي مبني بر اين كه مردم صرفه جويي كنيد زيرا منابع انرژي كشورمان شامل آب، نفت، گاز، برق، بنزين و... كم است، تاثير منفي داشته و دارد و مردم هيچگونه همكاري موثر نكرده و نمي كنند؟» وي خود مواردي به عنوان راهكار ارائه مي دهد: «ما براي اين كه بتوانيم از طريق پيام ها، تبليغات و آموزه هايمان مردم را به همكاري مثبت متقاعد و متمايل كنيم چند نكته را بايد مورد تاكيد قرار بدهيم: بايد اطلاعات درست به آنها داده شود. ارتباط درست در جامعه ايجاد و نظام مند كنيم. لذا براي تحقق اين موارد بايد اطلاع رساني يا خبر، آموزش و مشاوره با هم هماهنگ باشند. يعني اين كه ما از مدارس، دانشگاه ها، مساجد و جاهاي ديگر، اين بحث را به صورت آموزشي با مردم در ميان بگذاريم و مردم بدانند كه آب و سوخت سرمايه ملي مان هستند. چرا اين را مي گوييم؟ زيرا كشور ما از نظر اقليمي وجغرافيايي به عنوان نمونه آب كم دارد و اين موضوع را بايد در جامعه و افكار عمومي دروني كنيم كه اين ثروت ملي شما به زندگي شما ارتباط حياتي دارد. از طرف ديگر، مديريت براي مصرف خانواده ها استاندارد تعيين كند. از نظر آماري بيلان به طور دقيق مشخص شود يك خانواده مثلا 4نفره در روز و ماه چقدر مصرف انرژي دارد. در صورت بالا رفتن مصرف از سقف معين شده، نرخ مصرف متناسب آن، افزايش يابد. درجريان اين تعادل و شفاف سازي، سطح مسئوليت اجتماعي به ويژه قشر مرفه نسبت به جامعه را بالا ببريم.» صرفه جويي حتي در مصارف اندك «خراساني» كه خود را برقكار معرفي مي كند، در ادامه صحبت هاي قبلي خود مبني بر مصرف بي رويه آب و نبود مسئوليت پذيري اقشار جامعه در صرفه جويي واستفاده بهينه از آب، با تاكيد ديگر بار بر واقعي كردن نرخ مصرف آب، برق، گاز و احراز همسان سازي كردن ميزان حقوق كاركنان متناسب با نرخ انرژي و در نتيجه جلوگيري از اسراف در مصرف به بيان يك نمونه مي پردازد كه روايتش چنين است:« دريك رستوران 4ستاره يك كشور آسيايي عده اي از كاركنان يك سازمان به دعوت مدير متبوع خود در قسمتي از رستوران گردهم آمده اند و مشغول صرف غذا هستند. مدير ميزبان درحالي كه بشقاب در دست دارد درحال قدم زدن درسالن يك يك دانه هاي نخود درون بشقابش را به دهان مي گذارد. لحظه اي بعد نزد آشپز مي رود و تعداد نخود ديگركه خود تعيين مي كند و مي گويد، سفارش مي دهد. باز درحالت راه رفتن، نخودها را ميل مي كند ... براي چندمين دفعه اين شيوه غذا گرفتن و صرف كردن را ادامه مي دهدطوري كه موقعي كه سير مي شود و بشقابش را روي ميز مي گذارد هيچ دانه نخودي در بشقاب او نمانده است. در سوي ديگر سالن رستوران از ميان مردم حاضر در رستوران كه اكثراً چيني هستند و چند نفري غريبه -غير شهروند -كه شاهد اين نحوه غذا گرفتن و خوردن مدير موصوف مي باشند و تعجب كرده اند، يكي كنجكاو موضوع مي شود و در نتيجه از مدير مذكور علت اندك اندك گرفتن غذا پرسيده مي شود. او با خوشرويي توضيح مي دهد كه خلاصه اش اين است؛ غذا به اندازه اي صرف مي كنم كه چيزي مازاد در آن به جاي نماند كه دور ريخته شود.» «خراساني» از روي صندلي بلند مي شود و با ماشين حساب روي ميز با محاسبه حدود يك ميليارد و 300ميليون نفر جمعيت كشور چين مي گويد اگر هر يك نفر در سه نوبت وعده غذاشان از نخود هم استفاده كنند و هر يك 2تا نخود اضافه در ظرف غذا را در سطل ضايعات مواد غذايي بيندازد و هردانه نخود هم يك گرم باشد، در نتيجه هر روز نزديك به 4ميليون كيلوگرم نخود دور ريخته خواهد شد. وي مي افزايد: «در صورتي كه چنين اسرافي در فرهنگ آن مردم نيست. اما دركشور ما به اين ريزه كاري توجه نمي شود. بسياري از مردم (خانواده ها) حتي درخصوص مصرف غذا شبانه روز يك چهارم غذاي مازاد بر مصرف شان را در كيسه زباله مي ريزند. در نهايت مي شود گفت روزانه صدها كاميون در سطح كشور به ويژه تهران پس مانده غذاها را حمل و نقل مي كنند و دورريخته مي شوند.» برگ هاي درخت زندگي زرد مي شوند؟! جزيره اي انديشيدن و ناهماهنگ بودن در بخشي از سازمانها و مديريت ها از يك سو، تندروي بدون حس مسئوليت در مصارف انرژي از ديگر سو و حقيقت و واقعيت كاهش ذخاير انرژي زيرزميني و فرآورده هاي آن از طرف ديگر، يك مثلث زرد بر گستره زندگي ترسيم مي كند. به راستي اين هشدارهاي كمبود انرژي و تاكيد بر بهينه مصرف كردن تاكنون چقدر روي مردم مؤثر بوده اند؟ كه همچنان در برهه كنوني، سوزن بر صفحه كهنه پيام و هشدار و تاكيدها نيز گذاشته مي شود و آنچه به گوش مي آيد رسوب نمي كند و همانا افراط آسان در مصارف منابع انرژي را ادامه مي دهيم. در اين ميان نقش فرهنگ سازي چه بوده و آيا همه جمعيت كشور در يك سطح از تلاش هاي فرهنگ سازي و مسئوليت پذيري برخوردار بوده اند؟ از تجارب كشورهاي بدون نفت و گاز و كمبود آب شرب و اين كه چطور با كاستيها كنار آمده و زندگيشان را بر مبناي شرايط حاكم خود، استوار كرده و برنامه ريزي مي كنند، استفاده مي شود؟ سياستگذاريها در اداره و مديريت بهينه سازي چقدر توانسته عمر و توليد چاه هاي نفت و آب و فرآورده هاي گاز و گازوئيل و بنزين را طولاني كنند؟ آيا ما مردم نيز سهمي در حفظ هرآنچه از منابع انرژي داريم داشته ايم؟ گزينه انقلاب سبز بهترين شاهكار «رضواني» فارغ التحصيل رشته اقتصاد، در اين باره كه چگونه مي شود صرفه جويي در مصارف انرژي رو به اتمام به طور ريشه اي عمل كرد و نقش مسئولان و مردم در اين خصوص را چطور ارزيابي مي كند، لحظاتي مكث مي كند. بعد مي گويد: «به طور كلي در برابر پرسش هاي شما دو گزينه را جواب مي دهم. واقعيت اين است كه منابع انرژي كشور مثل نفت آب و گاز محدود است اما با اين حال دولت لزوما براي مسئله پرشتاب مصرف به شيوه سنتي، بايد گزينه اي در حد و قالب يك انقلاب كه اسمش را بگذاريم انقلاب سبز انتخاب كند. و با صميميت هرچه قاطعتر با مردم در ميان بگذارد كه چاه هاي نفت و آب و و تا نسل ديگر خشك مي شوند. بنابر اين از هم اكنون طرحي مثل سهميه بندي سوخت خودرو و يا نظام مند كردن دقيق ميزان مصرف بايد جايگزين بي ضابطگي هاي مصرف عامه شود.» وي ادامه مي دهد: «مصرف انرژي در كشورمان آزادترين و دلبخواه ترين نحوه ريخت و پاش ها است. هر كس هر طور مي خواهد مصرف مي كند. بديهي است چنين بي مسئوليتي كه هنوز مديريت نشده است زندگي ها را تهديد مي كند. از طرفي، مردم هم فكر كنند بهاي زياده روي در مصارف انرژي و محدوديت و نهايت تمام شدن آن، چه سرنوشتي براي كل جامعه و كشورمان رقم خواهد زد. به نظر من جدا بايد مردم را با عوارض آن آشنا كرد. رسانه ها خاصه تلويزيون به لحاظ تصويري نقش مهم ساماندهي دارند.» بازنگري نو در شيوه هاي مديريت اما سويه ديگر نظرات «امامي» پژوهشگر علوم ارتباطات، متوجه اقتدار و ضعف هاي مديريتي، بلااستفاده ماندن تجارب مديران كاردان در پي پايان خدمات رسمي اداري - سازماني شان است كه همچنان سرمايه هايي گرانسنگ با انبوهي از اندوخته هاي علمي - تجربي كاربردي كه از متن امور و فعاليت هاي مفيد برنامه ريزي و برنامه سازي هاي جامعه و كشور دارند، به حاشيه مي روند. همچنين وي به موضوع نقش مديريت شهري در برنامه ريزي و فرايندنگري عرضه و تقاضاي به موقع و متناسب با تحولات توسعه و جمعيت مي پردازد و لزوم بازنگري جديد مديريت براي پيشرفت كشور و نياز اجتماعي را بر مي تاباند. وي معتقد است: «نقش مديريت همچون نقش ليدر يك گروه است كه در شرايط بحراني نيز بتواند تصميمات درست بگيرد. يكي از ضعف هاي مديريت در ايران اين است كه مديران - اغلب - به صورت مقطعي هستند و در عين حال، آموزش در سطح مديران كم است. وقتي موقعيت مديريت در برخي كشورهاي پيشرفته را نگاه و مرور مي كنيم، آنها به حقيقت از اولين نقطه كار و مسئوليت شان را شروع و سير صعودي را به مرور طي مي كنند و به مرتبت بالا مي روند. هرقدر اين مسير را پيش مي روند، نظارت بر حيطه مديريت مجرب تر بيشتر مي شود و يك نوع ديدگاه مشاوره اي پيدا مي كنند. فرآيند سلسله تغيير و تحولات در بدنه مديريتي به اين نتيجه مي رسد كه نسل به نسل چنين آموزه هاي هماهنگ شده مديران به نسل هاي بعد سپرده مي شود. ليكن در كشور ما مديري كه خدمت رسمي اش تمام مي شود، معمولاً به كار ديگر مي پردازد. بنابراين، از تجربه هاي گرانبهايي كه در رشته و تخصص و كاربري سيستم سازمان خود اعمال مي كرد و مورد بهره سازمان تابعه قرار مي گرفت ديگر استفاده نمي شود و هر آنچه آموخته و همه آموزندگي هايش به بوته فراموشي سپرده مي شود. لذا تجاربش متوقف و هزينه هاي زياد كه جامعه صرف او كرده است، بدون ثمره راكد مي ماند. در صورتي كه اين افراد چه بسا همچنان مي توانند در خدمت جامعه و عامل نوآوري و خلاقيت و در ارائه طرحهاي مناسب و مفيد، سهيم در حل يا مهار بحران ها باشند. «امامي» درباره شيوه مديريت شهري بر وفق توسعه جغرافيايي، جمعيت و نيازهاي اجتماعي، معتقد است مديريت شهري به ويژه تهران در توسعه و سازندگي الزاماً مي بايد ضمن پيش بيني تحولات در ابعاد جغرافيايي اين كلان شهر و نيازهاي متنوع مردمي (شهروندان) برنامه ريزيهاي مناسب طراحي، تدوين و به مرحله اجرا بگذارد. معمولاً بحرانهاي پروسه ارائه خدمات و نيازهاي مقتضي گسترش شهرسازي و جمعيت به لحاظ عدم و يا نارسايي موارد مذكور خودنمايي مي كنند.
|
|

|