(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 10 ارديبهشت 1387 - 22 ربيع الثاني 1429 - 29 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189072
 

ورود تكنولوژي بكر!
ديوارهاي شهر از چه مي گويند نقاشي ديواري، رسانه اي در حد تلويزيون



ورود تكنولوژي بكر!

خبر را كه توي روزنامه خودمان خواندم، اولش باورم نمي شد كه مسئولان عزيز چنين كاري كرده باشند. به خاطر همين چند روزي صبر كردم تا بلكه تكذيبيه خبر را بخوانم، ولي چشممان به چيزي نخورد. پريشب كه فكرم مشغول اين خبر كذايي بود، ماجراي يكي از هم اتاقي هاي دوره تحصيل به يادم آمد كه علاقه عجيبي به آشپزي داشت و از ميان غذاها، ارادت خاصي به جناب كوكو مي ورزيد. تا جايي كه حتي شب امتحان هم، عوض كتاب و جزوه استاد، تابه و كفگير اختصاصي اش را برمي داشت و به فكر شام بچه هايش- كه ما بوديم- مي افتاد. البته كوكو فقط اسمش كوكو بود و هيچ شباهتي به دست پخت كدبانوهاي رده پايين هم نداشت. يك روز غروب كه با كفگير داشت ته ماهي تابه را خراش مي داد، پرسيدم: امشب چي داريم؟ طبق معمول گفت: كوكو! گفتم: برگردان بعداً بگو! في الواقع مشكل اصلي آشپزباشي ما، اين رو به آن رو كردن كوكو بود. يعني هر وقت مي آمد تا طرف ديگرش را سرخ كند، كوكوي آقاي آشـپز، از ريخت و مزه مي افتاد و مي شد اشكنه! كه البته آقا از رو نمي رفت. سبزي سرخ شده و سرخ نشده را به هم مي زد و مي گفت:«امشب تره بخوريد تا فردا نهار برايتان كوكو درست كنم! يك بار كه هزينه خرابكاريهايش را حساب كرديم، ديديم اگر برويم از يك رستوران معمولي غذا بگيريم به صرفه تر است. ولي چه فايده كه آقاي شهردار، دست از آشپزي برنمي داشت و تهيه كوكوي بيچاره را رها نمي كرد. نمي دانستيم چرا؟ يا قصدش هنرنمايي بود يا مي خواست يك جوري خودش را با آشپزي سرگرم كند.حالا اين ماجرا با آن خبري كه توي روزنامه خوانده بودم چقدر شباهت دارد، قضاوتش با شما:
درخبرها به نقل از اداره كل روابط عمومي و امور بين الملل سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري آمده بود: «1000 سرويس بهداشتي بين راهي، توسط يك شركت اسپانيايي احداث مي شود» بعدش توضيح داده بودند:«اين هزار تا مجتمع خدماتي هر كدام درمتراژ 260مترمربع ساخته مي شود كه 180مترمربع آن به احداث سوپر ماركت و فروشگاه غذاي آماده و 70مترمربع براي ساخت سرويس بهداشتي و نمازخانه اختصاص مي يابد.» اين بود كه به ياد آن نا آشپز افتادم و بعد از خودم پرسيدم:«ما كه چندين هزار سانتريفوژ را با دستهاي خودمان ساخته ايم، قادر به ساختن سرويسهاي بهداشتي بين راهي نيستيم؟ يعني كارمان به جايي رسيده كه بايد بيت الخلا و محل عبادت اهل اسلام را، جماعت غربي بسازد؟»
با يك حساب سرانگشتي وقتي عدد 1000و 260مترمربع را ضربدر حداقل 300هزار تومان(هزينه احداث هرمترمربع آن) كردم، ديدم عجب عدد دهان پركني مي شود 780.000.000.000 ريال ناقابل! راستي اگر بنا و كارگر و مهندس هاي خودمان از ما بپرسند؛ چرا پيمانكاري اين پروژه عظيم را به ما نداده ايد، چه داريم بگوييم؟
تازه آخرهاي خبر آمده بود كه:«ساخت اين ها بايد متناسب با فضاي طبيعي و معماري هر منطقه انجام بگيرد» ولابد مهندسين خارجي، فضاي طبيعي و معماري مناطق ايران را، بهتر از بنا و كارگرهاي خودمان مي شناسند كه ساختار اين هزار تا مجتمع خدماتي را سپرده ايم دستشان؟ شايد هم درآمد حاصل از افزايش قيمت نفت، روي دستمان مانده و مي خواهيم يك جوري از شر اين همه دلار و آثار تورمي آن خلاص شويم؟!»
منصور ايماني

 



ديوارهاي شهر از چه مي گويند نقاشي ديواري، رسانه اي در حد تلويزيون

ناهيد جعفرپوركامي
در تعريف نقاشي ديواري مي گويند هنري است عمومي كه در ارتباط با فضا، معماري و شهروند قرار مي گيرد. نقاشي هاي ديواري مي توانند دلبستگي ايجاد كنند، مي توانند خاطره هاي جديدي را براي ساكنان از دنياي فراموش شده در پس همه گذشته ها رقم بزنند. اين كاركرد اجتماعي نقاشي ديواري شايد مهمترين كاركرد آن باشد كه قطعا تاثيرات آن در درازمدت شناخته خواهد شد. يكي از مواردي كه بايد مسئولان زيباسازي به آن توجه كنند تدوين شناسنامه هايي براي نقاشي هاي ديواري است. شناسنامه هايي كه بتواند به عنوان يك سند هويت، مخاطب را با نقاشي بيشتر درگير كند. در بعضي مواقع ذكر يك شرح كوتاه يا يك شعر، متناسب با فضاي نقاشي نيز موثر خواهد بود. چرا كه مخاطبان نقاشي ديواري، مخاطبان تخصصي آثار هنري نيستند. نقاشي ديواري از اين جهت كاري سهل ممتنع است. هم بايد بتواند نظر مخاطب عام را به خود جلب كند و هم درتاييد نظر مخاطب خاص توفيق داشته باشد.
اولين نقاشي ديواري
شروع هنر ديوارنگاري يا همان نقاشي ديواري را مي توان به كنده كاري هاي انسان هاي نخستين روي ديواره غارها نسبت داد، به زماني كه بشر تمايل داشت روي درخت ها، سنگ ها و ديوارها، علامت بگذارد. البته در آن زمان همه چيز به يك امضاي ساده ختم مي شد، اما امروزه ديوارنگاري با رنگ و قلم مو و سطوح وسيع سيماني تعريف مي شود. و ضمنا طرح ها هم ديگر آن ديوار نوشته هاي ساده پيشين نيستند بلكه به طرح ها و تصويرهاي انتزاعي خاص دوران معاصر بدل شده اند. حضور و تنوع رنگ در آنها نيز مولفه اي اساسي است كه براي هر چه شاداب تر نشان دادن محيط و ايجاد نشاط بصري در ذهن رهگذران تصوير مي شود. در دنياي امروز به نقاشي ديواري بايد به عنوان يك هنر چند وجهي نگريست. هنر چند وجهي و همگاني كه توانسته گرايش هاي ديگر هنرها را در خود تجربه كند و قابليت هاي ديداري محيط را به كار گيرد. اين نوع از نقاشي، ضمن آراستن فضاي شهري، خلأ موجود ميان عناصر ديداري در طبيعت و ساخته هاي بشر را تلطيف مي كند. به هر شكل حضور ديوارنگاري هايي از اين دست سابقه چنداني ندارند به طوري كه از پيدايش اولين نقاشي ديواري به سبك جديد حدود يك سال بيشتر نمي گذرد.
نقاشي هايي براي نديدن
تكليف نقاشي هاي ديواري مشخص نيست. معلوم نيست كه اثر هنري هستند يا ابزار اطلاع رساني و تبليغي كه مي توان آنها را ناديده گرفت و جايشان را با چيز ديگري پر كرد. جانمايي نقاشي هاي ديواري خيلي مهم است، پديده اي كه گويا در تمام مناطق ما خيلي به آن توجه نشده است. بعضي از نقاشي ها را جايي كشيده اند كه انگار براي ديده نشدن كشيده شده اند. بعضي از اين نقاشي ها آنقدر تماشايي هستند كه اگر خوب از آنها نگهداري شود مي توانند سال ها زيبايي خودشان را حفظ كنند.
روياي كودكانه يك شهر
امروزه نقاشي ديواري از نظر ايجاد تاثيرات قدرتمند بصري در آفرينش زيبايي و هماهنگي در فرم و ريتم جايگاه ارزشمندي در زيباسازي شهري براي خود دست و پا كرده است. اين رشته هنري اگر به خوبي شناخته شود و به درستي به اجرا درآيد با توجه به فضاهاي زيبا و با شكوهي كه خلق مي كند، مي تواند نقش بسزايي در تلطيف شرايط رواني شهروندان و فراتر از آن آرامش فضاي شهري ايفا كند. نقاشي ديواري در شهر ما از به تصوير درآوردن تمثال شهيدان آغاز شد كه پديده مباركي بود و در ادامه سازمان هاي مرتبط با امر زيباسازي شهري نيز با نگاه تازه اي كه به اين شكل از هنر دارد براي گسترش هر چه بيشتر آن در معابر شهري تلاش كرده اند به طوري كه روزانه شاهد رويش آثار جديدي بر بوم هاي سيماني شهر و محله مان هستيم.
نقاشي با نور
اين تكنيك براي نقاشي ديواري از آن تكنيك هايي است كه همه نقاشان تاريخ را مقهور خودش مي كند.
نقاشي كه فقط شب ها مي توان تماشايش كرد. توي تاريكي تازه جان مي گيرد و صبح كه مي شود يواش يواش محو مي شود. شايد اين را نقاشي ندانيد، اما زيبايي اي كه رنگ ها خلق مي كنند اگر اسمش نقاشي نيست، پس چيست؟ استفاده از نور در زيباسازي سازه هاي شهري، آلودگي بصري كمتري ايجاد مي كند و از آنجا كه تشكيلات آن ثابت نيست و مي توان تنوع زيادي در آن ايجاد كرد هرگز كهنه نمي شود و چشم ها به آن عادت نمي كنند. از آن گذشته نور زمختي سازه ها را مي گيرد و به آنها نوعي از شكوه و ابهت تاريخي مي دهد.
خودمان دست به كار شويم
نقاشي هاي ممنوعه كه بدون ضابطه روي ديوارها كشيده مي شوند و خارج از حيطه عملكرد مسئولان امر به تصوير در مي آيند نوع ديگر از نقاشي ديواري است. اين نقاشي ها معمولا ديدگاهي در خود دارند كه فقط نشانه دهن كجي نقاشان غير حرفه اي شان هستند كه با قلم مو و اسپري به جان ديوارها افتاده اند. كافي است گشتي توي محله ها بزنيد و ببينيد كه خيلي از اين نقاشي ها اتفاقا قابل تامل هستند. بعضي ها هم فقط جاي كمبود رنگ و تنوع در شهرك را پر كرده اند. اگر فكري به حال اين ديوارهاي ساكت نشود به زودي از ساختمان ها تنهامجسمه هايي پيچيده در تكه هاي روزنامه ها و كاغذهاي كادوها به جا خواهد ماند.
نقاشي ديواري؛ چيزي مثل تلويزيون
كمتر كسي اين كار را به عنوان هنر تلقي مي كند. اين عده با به تصوير كشيدن اشكال و فرم هايي كه حتي اصول و قاعده اصلي طراحي يا نقاشي را ندارند چشم بيننده و مخاطباني را كه حتي به صورت گذري از كنار اين ديوار نگاره ها مي گذرند، آزار داده و كليت اين هنر را زير سوال مي برد و بعضي وقت ها انتقادات زيادي را از همان مخاطبان مي شنويم كه البته بايد در اين مورد به آنها حق داد. اگر شهرداري ها اين هنر را به صورت مسابقه در سطح تمامي شهرهاي بزرگ و كوچك به اجرا بگذارند و تمامي هنرمنداني كه در اين عرصه فعاليت دارند را شناسايي و فرصت معرفي به آنها بدهند شايد اين هنر بيشتر شناخته شود و از حضور آن عده از افرادي كه بدون هيچ اصولي اين كار را انجام مي دهند جلوگيري شود، چون تجربه ثابت كرده اين هنر در زيباسازي شهرها بسيار پاسخگو بوده و هنري است كه اگر نتوان آن را از رسانه اي چون تلويزيون بالاتر دانست مي توان به جرات آن را هم رديف اين رسانه ملي خواند، چه از لحاظ طيف تبليغي و چه از لحاظ فهم اجتماعي و اخلاقي در كنار زيبايي و زيباپسندي جامعه. بنابراين توجه به آن به عنوان يك ژانر خاص هنر نقاشي مي تواند به شناخت جايگاه ويژه اين هنر قديمي و به كارگيري صحيح آن در شهر كمك كند.
وقتي از نقاشي ديواري صحبت مي شود افكار ناخودآگاه به سمت و سوي نقاشي هاي شعارگونه و تصويرهاي كليشه اي سوق داده مي شود، در صورتي كه تاريخچه نقاشي ديواري يا همان ديوارنگاري از قديمي ترين آثار هنري به دست آمده از دوران گذشته تا به امروز موجود است. عده اي فكر مي كنند كه نقاشي ديواري فقط براي مفاهيمي خاص انتخاب اجرا مي شود، در صورتي كه نقاشي ديواري تمام ترين، مردمي ترين و صميمي ترين هنرها به شمار مي رود. هنري كه در طول شبانه روز و يا ماه ها و سال ها در معرض ديد و نقد و بررسي عامه مردم جامعه قرار مي گيرد. اگر بزرگ بيني نباشد هر روز
بيش از پيش چه از لحاظ تكامل هنرمند و چه از لحاظ تكامل خود هنر ديوارنگاري رو به تكامل و ترقي مي رود.
به سراغ «سيدمحمود شيعي» مدير اداره نقاشي ديواري، سازمان زيباسازي شهرداري تهران رفتم تا اطلاعاتي را در اين خصوص جويا شوم.
از او پرسيدم نقاشي هاي ديواري چه تاثيري در زيباسازي شهري دارد، پاسخ داد: «اگر براي زيباسازي شهر به تعريفي مشخص دست يابيم بي ترديد يكي از اركان مهم اين تعريف حضور هنرهاي شهري براي تحقق آن تعريف خواهد بود. طبعا نقاشي ديواري نيز به عنوان شاخه اي از هنرهاي تجسمي كه اساساً تعريف خود را در ارتباط با ديوار، معماري و شهر مي يابد نقش مهمي در زيباسازي شهر خواهد داشت. با اين توصيف نقاشي ديواري يكي از عناصر فاخر و قابل توجه در آرايه شهري است كه فضاي مرتبط با خود را به فضاي مثبت، داراي خاطره و توان بصري (آرامش، زيبايي و فرهنگ سازي با محيط) مبدل مي كند.
او در پاسخ به اين سؤال كه معمولاً چه نوع نقاشي هايي براي ديوار شهر مناسب است. مي گويد: «مناسب بودن نقاشي هاي ديواري براي يك شهر بايد داراي دو ويژگي محوري باشد: الف- مفهوم اثر ب- تكنولوژي اجرايي
اين مفاهيم قابل تقسيم بندي هاي بيشتري است اما به شكلي كلي مفهوم اثر در حقيقت نگاه و رويكرد به موضوع است و تكنولوژي اجرايي شامل رعايت اصول فني تجسمي و اصول فني اجرايي لازم مي شود. بنابراين نقاشي هايي در شهر مناسب خواهند بود كه ضمن رعايت اصول تجسمي و هماهنگي با معماري ديوار و ميدان ديد مخاطب و تاثيرات عناصر محيطي بر اثري كه روي ديوار كار مي شود بايد رويكرد و نگاه خالق اثر نيز رويكردي منطبق بر فرهنگ و آداب اجتماعي-ملي و اعتقادي يك شهر باشد و اين عنصر نسبي در فضاها و محيط هاي مختلف شهري و حتي در مناطق مختلف يك كلان شهر نيز نسبت هاي متفاوتي مي يابد كه مستقيماً با همان موارد مرتبط مي باشد. البته برخي آداب و فرهنگ ها نيز هست كه در تمام مناطق شهر عموميت دارد مانند تصوير يك شهيد، گل، مادر و از اين قبيل.
پيام يك رسانه موثر
«شيعي» درباره پيام اين نقاشي ديواري ها هم نيز مي گويد: «پيام زيبايي، آرامش بصري و ديداري و متناسب و هماهنگي؛ محوري ترين پيام است. آنچه كه در نزد اذهان عمومي در تعريف و كاربرد واژه پيام متبادر است با موضوع اشتباه گرفته مي شود. به عبارتي موضوعات يك مقوله را به عنوان پيام فرض مي كنند و اين در حالي است كه هر موضوعي داراي پيام است كه بايد قالب و چارچوب ارائه خود را تعريف نمايد. نقاشي ديواري عمدتاً در بافت شهري در تناسب و همراهي با فرم و رنگ و عناصر مرتبط با ديوار و با محوريت موضوع خود عمل مي كند. فرضاً چنانچه موضوعي فرهنگي - اعتقادي- آييني- آموزشي- مناسبتي و...- دستمايه قرار گيرد. همه عوامل و روابط بصري دست در دست هم تركيب بندي را تشكيل مي دهند كه ضمن انتقال موضوع تناسب و زيبايي را نيز به شهر هديه مي كند. تجربه نشان داده است چنانچه موضوع، وسيله بيان را تحت الشعاع خود قرار دهد ارزش هاي ماهوي موضوع را نيز از ميان مي برد مانند مفهومي زيبا كه در قالب ادبياتي هجو نمي گنجد بنابراين نقاشي هاي ديواري بايد پيام آور مفاهيم زيبا و متناسب در بياني متين و رسا و متناسب باشند.
اين مسئول در سازمان زيباسازي فضاي تعريف شده نقاشي ديواري را اينگونه تشريح مي كند: «اصولاً بايد فضاي تعريف شده توسط معمار، يك فضاي معماري داشته باشد. ضمن اينكه در كشيدن اين نقاشي ها افكار مردم و مسئولان در نظر گرفته مي شود.هنرمندان و مديران مربوط به موضوع و مشاوران سياستگذار هنري در اين امر خارج از خواسته مردم عمل نمي كنند. آنان طبقه اي از همين مردمند كه در تحصيل و كسب تخصص در جايگاه مخصوص اين موضوع قرار گرفته اند تا مردم براي تامين اين نياز، آنها را وكيل خاسته هاي خود ببينند. خواسته هاي عموم مردم در يك جامعه، خواسته هاي زيرين و بنيادين است و اشكال در آنجا پيدا مي شود كه اين عده متخصص و يا سياستگذاران آنها از جايگاه مردمي و بنيادين خود تا حدي فاصله بگيرند كه تضاد پديد آيد و هيچ يك طرف مقابل را درك نكند. هنرهاي عمومي (Poblic Arts) در حال حاضر يكي از پرطرفدارترين و موثرترين رويكردهاي هنري است كه در دنيا زبان تخصص را براساس خواسته هاي نهادين و بنيادين مردم قرار داده است، لذا منجر به تاملي فاخر، گيرا و تاثيرگذار شده است. بنابراين متخصصين بايد همواره جايگاهي را كه يافته اند با خاستگاه ارزشي و ملي خود انطباق علمي و اصولي دهند تا آن تعامل ارزشمند و تأثيرگذار صورت پذيرد، در غير اين صورت غيرمتخصصين و سلايق مختلفي كه داراي ويژگي هاي مبهم است در جامعه ذوق و ذائقه مردم را تغيير مي دهند و به جايگاهي غيرفاخر و ضدارزش سوق مي دهند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14