(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 - 21 ربيع الثاني 1429 - 28 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189071
 

انتخابات پرهزينه پارلماني در كويت
آوارگان فلسطيني در آرزوي بازگشت
آناپوليس 2 در روسيه
نامزد نامحبوب صهيونيست ها در آمريكا
جشن بي رمق براي موجوديت پوشالي اسرائيل



انتخابات پرهزينه پارلماني در كويت

منبع: خبرگزاري ها
كمتر از يك ماه ديگر زنان و مردان كويتي براي انتخاب نمايندگان پارلمان جديد خود به پاي صندوق هاي راي مي روند. اصرار بر برگزاري انتخابات پارلماني پس از آن صورت گرفت كه به دستور امير كويت، پارلمان قبلي منحل و قرار شد انتخابات مجلس «الامه» در 17 ماه مه (28 ارديبهشت) برگزار شود.
علت انحلال مجلس كويت نيز بر اثر استعفاي دولت بود با اين بهانه كه قادر به همكاري با نهاد قانونگذاري نيست.
در حال حاضر همه چشم ها به انتخابات آينده مجلس الامه دوخته شده است كه براي نخستين بار به جاي اينكه در 25 حوزه ثبت نام از كانديداها انجام شود فقط در 5 حوزه از آنها ثبت نام به عمل مي آيد. اپوزيسيون كويت، اين امر را مانعي بر سر راه دموكراسي و اصلاحات در آن كشور كه بخاطر آن مبارزه كرده به شمار مي آورد.
گرچه افزايش حوزه هاي انتخابيه بر توانايي گروه ها يا احزاب براي سيطره بر كرسي ها مي افزايد اما در مقابل، محدود شدن تعداد آنها فرصت بيشتري به گروه هاي كوچك و زنان براي دستيابي به جايگاهي در پارلمان فراهم مي كند.
به هر حال اگر محدود شدن حوزه هاي انتخابيه مانعي در اصلاحات و دموكراسي در كويت به شمار مي آيد، بايد گفت كه اين موضوع به تنهايي براي ايجاد تغييرات و دستيابي به دموكراسي كافي نيست.
همين موضوع بود كه تركيب پارلمان كويت را در گذشته رقم زد و باعث شد كه جريان هاي قوم گرا، ليبرالي فمنيست ها و مانند آنها در دستيابي به صندلي هاي «مجلس الامه» شكست بخورند.
همچنين در اين راستا، اخيراً شاهد درگيري هايي بين نيروهاي امنيتي و اعضاي برخي قبايل بوديم كه بر برگزاري انتخابات فرعي كه قانون آن را منع كرده است اصرار داشتند.
به هر حال لازم است كه چند هفته اي صبر كنيم، تا ببينيم نتايج انتخابات آينده مجلس الامه چه خواهد بود.
هزينه هاي تبليغاتي كانديداها
اوضاع و احوال كانديداهاي نمايندگي مجلس كويت صبح و عصر با يكديگر تفاوت دارد، چرا كه آنها صبح بايد فاكتور تبليغات انتخاباتي خود را پرداخت كنند و عصر نيز در مقابل مردم از گراني كه مردم را نقره داغ كرده است، شكايت كنند.
«خالد حسن» مديرعامل يك شركت تبليغاتي در گفت وگو با خبرگزاري كويت گفت: براساس اوضاع و احوال، نمي توان رقم مشخصي براي هزينه هاي تبليغاتي كانديداها تعيين كرد، اما از طريق بررسي قيمت ها در وسايل ارتباط جمعي مي توان بر روي نيم ميليون دينار (17 ميليارد ريال) هزينه تبليغاتي توافق كرد كه هر كانديدايي با توجه به افزايش مهار گسيخته هزينه هاي تبليغاتي در اين مورد مي تواند هزينه كند.
به گفته اين دست اندر كار تبليغات، كانديداها را از طريق هزينه هاي تبليغاتي شان به سه گروه مي توان تقسيم كرد 1- گروه كم هزينه كه كل هزينه تبليغاتي آنها از 50 هزار دينار ميليارد (يك ميليارد و 700 ميليون ريال) تجاوز نمي كند و اكثراً به سمت تبليغات روزنامه اي مي روند به نظر آنها كه ارزان تر است.
گروه دوم گروهي هستند كه هزينه تبليغاتي آنها بين 50 تا 500 هزار دينار است و اكثر كانديداها به اين قشر تعلق دارند.
اما گروه سوم، گروهي هستند كه سرمايه تبليغاتي آنها از 500 هزار دينار بيشتر است و در واقع هزينه تبليغاتي آنها محدود نيست و به بيشتر از يك ميليون دينار نيز مي رسد. براي اينكه خواننده با هزينه هاي تبليغاتي كانديداها در كويت آشنا شود ذكر ارقام زير لازم و ضروري است: در حال حاضر چاپ آگهي در صفحه اول در اندازه يك چهارم صفحه 6000 دينار (204 ميليون ريال) و در صفحات داخلي 100 دينار هزينه در بردارد.
اما با توجه به نزديك شدن انتخابات در اواخر ارديبهشت ماه، روزنامه ها نيز قيمت آگهي هاي خود را حتي تا 50 درصد افزايش داده اند.
در مورد تبليغات راديو تلويزيوني بايد گفت: هزينه هاي گران آگهي هاي تلويزيوني همانند آتشي است كه كانديداها را مي سوزاند. مثلاً براي يك آگهي 15 ثانيه اي كه 410 مرتبه طي يك ماه پخش خواهد شد حدود 40 هزار دينار درخواست شده است.
كانال هاي ماهواره اي كويت نيز مبلغي نزديك به 100 هزار دينار (340 ميليون ريال) مطالبه مي كنند و به قول معروف هر كس بيشتر بپردازد، بيشتر ديده خواهد شد.
حال اگر يك كانديداي پارلمان كويت بخواهد از طريق ارسال پيامك تلفن همراه براي خود تبليغ كند بايد هزينه اي معادل 6 تا 10 هزار دينار بپردازد.
راديو نيز از اين مسئله دور نمانده است و براي هر وعده تبليغاتي ده ثانيه اي 120 دينار و ماهيانه رقمي 6 تا 48 هزار دينار مطالبه كرده است.
به گفته كارشناسان دست اندر كار تبليغات هزينه تبليغاتي كانديداها در سال 2006 نزديك به 2.2 ميليون دينار معادل 8 ميليون دلار بود.
اما با توجه گراني روز افزون و لجام گسيخته در كويت، پيش بيني ده ها ميليون دلار هزينه تبليغات انتخاباتي كانديداها، دور از ذهن نيست.
ثبت نام 380 كانديد
با پايان ثبت نام از كانديداهاي نمايندگي پارلمان كويت 380 نامزد در مهلت قانوني اقدام به ثبت نام در حوزه هاي پنجگانه كردند.
در حوزه اول 84 نفر (80 مرد و 4 زن) در حوزه دوم 59 نفر (56 مرد و 3زن) در حوزه سوم 65 نفر (54 مرد و 11زن) در حوزه چهارم 98 نفر (93 مرد و 5زن) و در حوزه پنجم 74 نفر (70 مرد و 4زن) اقدام به ثبت نام براي انتخابات پارلماني كردند.
جالب توجه اينكه نام 11 نماينده سابق مجلس الامه دراين ليست ديده نمي شود كه احتمالا رأي قبيله خود را در مرحله انتخابات فرعي كسب نكرده يا اينكه از ثبت نام براي نمايندگي پارلمان منصرف شده اند. مجلس الامه كويت داراي 50 نماينده است كه در انتخابات اين دوره با تغيير قانون انتخابات نامزدها در حوزه هاي پنجگانه ثبت نام و پس از آن در رقابتهاي انتخاباتي شركت خواهندكرد.

 



آوارگان فلسطيني در آرزوي بازگشت

منبع: wwwmeforumorg
ترجمه و تنظيم: فريده شريفي
مردم فلسطين جنگ سال 8419 را كه منجر به پيدايش رژيم اسرائيل شد يك فاجعه بزرگ مي دانند و از اين روز به نام «روز نكبت» ياد مي كنند. روزي كه يك دولت يهودي به وجود آمد و منشا تمامي شرارت ها و پليدي ها شد. دولتي كوچك كه با زورگويي و جاه طلبي خود سرزمين ملتي بزرگ به نام فلسطين را غصب كرد.
نابرابري، بي عدالتي و تظلمي كه اكنون فلسطيني ها با آن روبه رو هستند از همين زمان يعني پيدايش رژيم صهيونيستي آغاز شد. تمامي تلاش هاي فلسطينيان پس از اين زمان اين بوده كه به خواست بر حق خود يعني پس گرفتن سرزمين خود برسند و براي اين منظور به سازمان ملل و هر مرجع بين المللي ديگر هم شكايت كرده اند. سازمان ملل متحد هم در اين زمينه قطعنامه هايي صادر كرده و خواستار بازگشت فلسطيني هاي آواره به سرزمين شان شده است در حالي كه رژيم صهيونيستي توجهي به اين قطعنامه ها ندارد و همچنان به خواسته هاي نامشروع خود اصرار مي ورزد.
پس از پايان جنگ جهاني دوم حدود 041 ميليون نفر به كشورهاي مختلف پناهنده شدند كه همزمان با اين مهاجرت ها فلسطيني ها نيز پس از اشغال سرزمين شان از سوي رژيم صهيونيستي به مناطق ديگر مهاجرت كردند و آواره شهرهاي جهان شدند.
در واقع از همان زمان كه مشكل آوارگي فلسطينيان به وجود آمد اختلاف اسرائيل و فلسطين هم به وجود آمد و تا زمان حال ادامه دارد.
برگزاري مراسم شصتمين سالگرد پيدايش رژيم صهيونيستي براي فلسطينيان يادآور رنج و مرارتي است كه اين مردم طي 06سال آوارگي و دربه دري كشيده اند.
مردم فلسطين خواستار اعاده حقوق پايمال شده خود هستند و تا زماني كه حقوق مشروع آنان كه همانا بازگشت به سرزمين اصلي شان است محقق نشود همچنان به مبارزه و ايستادگي ادامه خواهند داد.
در حال حاضر گروه هاي فلسطيني تمام تلاششان معطوف به بازگشت آوارگان فلسطيني به خانه ها و سرزمين مادري شان است و در اين مسئله همگي اشتراك نظر دارند، به همين دليل سعي مي كنند به هر راه و هر وسيله ممكن اين خواسته مردم را برآورده سازند.
بند11 قطعنامه سازمان ملل بر اين نكته تأكيد دارد كه پناهندگان مي خواهند به خانه هاي خود بازگردند و در صلح و آرامش زندگي كنند و اگر چنين نشد بايد غرامت آنها پرداخت شود. در هر صورت در نظر نگرفتن اين چنين اصولي (رعايت حقوق پناهندگان فلسطيني) از سوي سازمان ملل يا هر نهاد و ارگان بين المللي براي فلسطيني ها به عنوان يك راهكار مناسب مطرح است و بايد از سوي اسرائيلي ها رعايت شود.
در حالي كه رژيم صهيونيستي آنچه را كه درنظر نمي گيرد همين حقوق مشروع فلسطيني ها است، چرا كه در صورت بازگشت مردم فلسطين به سرزمين شان كه حدود پنج ميليون نفر هستند و اسكان در اين منطقه، شرايط زندگي براي اسرائيلي ها دشوار مي شود و آنان مجبور به ترك اين سرزمين هاي اشغالي و مهاجرت به سرزمين هاي ديگر هستند كه خود اين مسئله باعث به وجود آمدن مشكلات زيادي براي مهاجران اسرائيلي مي شود، از سوي ديگر، اقليت به جا مانده در سرزمين هاي اشغالي نمي توانند در كنار مردم فلسطين زندگي كنند و همچنان در اختلاف، درگيري و تنش به سرخواهند برد.
در اين صورت اگر چنين اقدامي انجام شود مي توان انتظار داشت كه دولت نامشروع اسرائيل از هم بپاشد و ديگر جامعه اي يهودي به نام اسرائيل وجود نداشته باشد.
رهبران اسرائيل از اين مسئله واهمه دارند كه با بازگشت فلسطيني ها به سرزمين شان در واقع يك نوع پاكسازي قومي صورت بگيرد و صهيونيسم نابود شود.
همين مسئله باعث مي شود كه اسرائيلي ها به جاي جست وجوي مسيرهاي صلح، مسيرهاي ويراني، خشونت، ارعاب و تجاوز را نسبت به مردم فلسطين ادامه دهند و مسئله اعراب و اسرائيل همچنان در پروسه تاريخي اش لاينحل باقي بماند.

 



آناپوليس 2 در روسيه

همزمان با پايان يافتن بزرگترين مانور نظامي اسراييل درتاريخ چندين ساله اسراييل، اين سؤال مطرح مي شود كه دشواري انتخاب راه نظامي ميان اسراييل و لبنان تا چه زمان ادامه مي يابد؟ آيا دشواري در انتخاب مسير ناشي از اوضاع موقت موجود در خاورميانه وسايه جنگ بر روي لبنان است؟
منابع ديپلماتيك غرب در بيروت اعلام كرده اند كه نگراني از مانورهاي انجام شده كه احتمال شروع جنگي ديگر ازسوي اسراييل عليه لبنان و سوريه را مطرح مي كرد درست نبوده است.
اين منابع مي گويند براي اسراييل آسان نيست كه جنگ ديگري همانند جنگ سال 2006 را آغاز كند. همچنانكه براي حزب الله نيز عملياتي مانند عمليات آن سال چندان آسان نيست. اين موضوع البته درنتيجه تحولات پيش آمده در جنگ 2006 لبنان و پس از آن بود كه تعداد زيادي از نيروهاي بين المللي به لبنان وارد شدند و ارتش لبنان نيز بهمراه آن نيروها حضور بالايي در مناطق جنوبي رود ليتاني يافت.
اين حضور به اين معنا نيز نيست كه احتمال وقوع جنگ محال است. به گفته منابع ديپلماتيك اوضاع لبنان به ويژه جنوب اين كشور ارتباط تنگاتنگي با موضوع غزه دارد. بهمين دليل ارتباط جنگ ژوئيه سال 2006 را با حادثه اسارت «گلعاد شاليت» سرباز اسراييلي مي توان مرتبط دانست. همچنانكه با افزايش درگيري ها در غزه در دوماه گذشته نيز رسانه ها توقع داشتند حادثه اي در لبنان رخ دهد كه نشان دهد اوضاع اين دو منطقه كاملا با يكديگر مرتبط است. با توجه به اين امر كه نمي توان اين دو منطقه را جداي از هم تجزيه وتحليل كرد.
پايين بودن احتمال آغاز جنگ در ماه هاي آينده منطقي است ولي ضرورتي ندارد كه پس از اين تاريخ احتمال جنگ در صورت اقدام حزب الله به گرفتن انتقام ترور «عماد مغنيه» همچنان پايين باشد.
موضوع انتقال سلاح و افزايش ذخيره نظامي حزب الله، همچنين مجهزشدن موشك هاي سنگين موضوعي نيست كه بتوان به سادگي از آن گذشت. بحران منطقه بايد ازطريق يافتن راه حل ديپلماتيك هرچه سريعتر حل شود.
به گفته برخي منابع ديپلماتيك، كنفرانس «آناپوليس2» كه قرار است در مسكو برگزار شود شايد ماموريت حل بحران را برعهده بگيرد. روسيه يكي ازطرف هاي حاضر در كميته چهارجانبه است كه به موضوع مذاكرات صلح در منطقه، در كنار ايالات متحده، اتحاديه اروپا و سازمان ملل اهميت مي دهد. روسيه همچنين با طرف هايي كه ميانه خوبي با حضور ايالات متحده در خاورميانه ندارند، روابط خوبي دارد و قادر به تاثيرگذاشتن بر اين طرف ها است.
«سرگئي لاوروف» مدتي است كه ديدارهايي براي برگزاري كنفرانس براه انداخته است. كنفرانس صلح روسيه براي جلب رضايت ايالات متحده و تداوم كنفرانس آناپوليس برگزار مي شود. ولي همچنان با مانع تراشي آمريكا روبرو مي شود. آمريكا پس از آنكه سوريه از انجام خواسته هاي خود در خاورميانه امتناع كرد خواستار حضور دمشق در مذاكرات صلح نيست.
دليل عمده مانع تراشي ايالات متحده مذاكرات صلح ميان فلسطين و اسراييل بود كه ايالات متحده اميد زيادي به موفقيت تلاش هاي خود بسته بود. مذاكرات به طور عملي نتيجه اي دربرنداشت. گزارش ها حاكي از آن است كه نه صهيونيست ها و نه فلسطيني ها اميد زيادي به نتيجه مذاكرات ندارند و مذاكرات آنها ميان چكش به وقوع نپيوستن تحولات اساسي و سندان فشارهاي موفقيت انتخاباتي در آمريكا كه ممكن است موقتي باشد، قرار دارد. ولي ممكن است براي فرار از اين فشارها اوضاع درغزه منفجر شود.
شرايط براي «ايهود اولمرت» نيز چندان آسان نيست. وي از احتمال خروج برخي وزرا از ائتلاف حكومتي خود تحت فشار است.بدين جهت تغيير و تحولات منطقه بيش از هرعامل ديگري به پاسخ حزب الله به عمليات ترور «عماد مغنيه» بازمي گردد.
النهار

 



نامزد نامحبوب صهيونيست ها در آمريكا

برخلاف نگراني كه يهوديان و صهيونيست ها از پيروزي احتمالي اوباما دارند، آمريكايي هاي عرب تبار و بسياري از محافل عربي و آفريقايي تمايل دارند كه اوباما پيروز ميدان انتخابات آمريكا شود.
انتخابات رياست جمهوري آبان ماه آينده آمريكا جداي از افكار عمومي داخل اين كشور در سطح محيط بين المللي نيز بسياري از محافل و مراكز سياسي را به خود معطوف نموده است.
اين ادعا غيرمنطقي و به دور از واقعيت هاي موجود نيست. زيرا هركس كه در پايان سال ميلادي جاري وارد كاخ سفيد شود با مواضع، سياست ها و راهبردهاي خود جهان را تحت تأثير قرار مي دهد. در دو دوره رياست جمهوري جرج بوش، محيط بين المللي به شدت امنيتي شد و بسياري از كشورها ،سازمان ها و نهادهاي بين المللي تحت فشارها و تهديدات مستقيم و غيرمستقيم كاخ سفيد قرار گرفتند. در همين دوره به دو كشور افغانستان و عراق لشكركشي شد و بسياري ديگر از كشورها در آسياي مركزي ، قفقاز، شرق اروپا، آفريقا و به خصوص خاورميانه در معرض تهاجمات رواني و فشارها و تهديدات سياسي آمريكا قرار گرفتند. از اين رو باتوجه به تأثيرگذاري سياست هاي خارجي آمريكا در محيط بين المللي و به خصوص خاورميانه، بسياري از مراكز سياسي و حكومتي به انتخابات آتي آمريكا چشم دوخته اند. باتوجه به ناكامي هاي آمريكا در عراق و افغانستان و نيز شكست جريان نومحافظه كار اين كشور در بسياري از تحولات منطقه و به خصوص انزواي چين، روسيه و تسليم ساير كشورهاي ناهمسو در جنوب شرق آسيا و... اين انتظار وجود دارد كه مردم آمريكا در آراي انتخاباتي خود تأمل بيشتري داشته باشند.
در اين ميان هريك از سه كانديداي مرحله مقدماتي رياست جمهوري باتوجه به مواضع انتخاباتي آنها مي توان سياست خارجي آينده آمريكا را نسبت به خاورميانه درصورت پيروزي هركدام تا اندازه اي ترسيم كرد. اگر «جان مك كين»، كانديداي جمهوري خواهان در انتخابات آينده وارد كاخ سفيد شود بدون ترديد سياست خارجي بوش در عرصه بين المللي و در قبال خاورميانه، آسيا و آفريقا و حتي اتحاديه اروپا به شدت تشديد مي شود و ابزارهاي نظامي امنيتي و نيز فشارهاي اقتصادي هم چنان در خدمت دستگاه ديپلماسي آمريكا قرار خواهد گرفت و چه بسا اوضاع سياسي جهان از وضعيت جاري متشنج تر گردد. اگر «هيلاري كلينتون» از حزب دموكرات بتواند ظرف چند هفته آينده «باراك اوباما» را شكست بدهد و در انتخابات آبان ماه نيز با شكست دادن «جان مك كين» بتواند ساكن كاخ سفيد شود وي بدون ترديد سياست هاي هشت ساله شوهرش بيل كلينتون را در سياست خارجي پي گيري مي كند. دراين چارچوب، بهره گيري او از اهرم هاي اقتصادي در رابطه با سياست خارجي در اولويت قرار مي گيرد و سياست وي با دوره هشت ساله كلينتون تغييرات محسوسي نخواهد داشت و اما اگر «حسين باراك اوباما» سناتور سياه پوست، رئيس جمهور آينده آمريكا شود امكان تغييرات در سياست خارجي آمريكا اجتناب ناپذير است. اگرچه اين تغييرات ممكن است آرام و تدريجي باشد اما بيش از دو كانديداي ديگر، منافع آمريكا را با استفاده از قدرت نرم تأمين مي كند و شكي نيست كه ادامه سياست هاي جرج بوش در سياست خارجي بيش از گذشته امنيت و منافع آمريكا را به مخاطره مي اندازد. مخصوصا اينكه آمريكا در تصحيح روابطش با جهان اسلام و به ويژه خاورميانه به يك بازنگري كلي نياز دارد.
در اين ميان، صهيونيست ها بيش از ساير كشورهاي خاورميانه با حساسيت مواضع كانديداهاي رياست جمهوري آمريكا و رويكرد سياست خارجي هر يك از آنها و ميزان استقبال مردم آمريكا از آنها را دنبال مي كنند. رژيم صهيونيستي كه متحد استراتژيك آمريكا در قلب جهان اسلام محسوب مي شود و به تعبيري ايالت پنجاه و يكم ايالات متحده است به صورت روزانه تحولات مربوط به انتخابات رياست جمهوري آمريكا را پي گيري مي كند. «هاآرتص» و «اورشليم پست» دو روزنامه چپ گرا و راست گراي اين رژيم هر روز بخش هايي از مطالب صفحات خود را به انتخابات آمريكا و ميزان اقبال هر يك از نامزدهاي
سه گانه آن اختصاص مي دهند. آنها دائما از صاحب نظران دعوت مي كنند تا به نامزدهاي رياست جمهوري آمريكا نمره بدهند.
اين نمره گذاري ارقام بين صفر تا 10 را شامل مي شود. براساس اين نظرسنجي تاكنون «جان مك كين» نامزد جريان محافظه كار آمريكا بيشترين نمره را از سوي صهيونيست هاي اشغالگر و «باراك اوباما» كمترين نمره را به خود اختصاص داده است. از نظر آنها اوباما چون يك سياه پوست است تلاش خواهد داشت تا روابط آمريكا را با كشورهاي عربي و آفريقايي بهبود بخشد و اين به نفع منافع رژيم صهيونيستي نيست. هم چنين آنها بر اين باورند كه اوباما توجه چنداني به جنگ عليه ترور و مقوله تروريسم از خود نشان نخواهد داد و به همين جهت نتيجه مي گيرند كه اوباما دوست خوبي براي رژيم صهيونيستي نيست. از اين رو محافل صهيونيستي تلاش مي كنند تا از طريق لابي قدرتمند يهود در آمريكا افكار عمومي اين كشور را عليه اوباما تحريك كنند تا وي ميدان رقابت را به سود هيلاري كلينتون ديگر كانديداي حزب دموكرات آمريكا كه پس از جان مك كين روابط دوستانه اي با رژيم صهيونيستي دارد رها كند.
براساس تازه ترين نظرسنجي هاي موسسه تحقيقاتي «كيوون» در سرزمين هاي اشغالي فلسطين، بيش از 61درصد يهوديان رژيم صهيونيستي كلينتون را بر اوباما ترجيح مي دهند و تنها 12درصد نسبت به اوباما نظر مساعدي دارند. در داخل آمريكا نيز يهوديان از پيروزي احتمالي اوباما نگران هستند. براساس نظرسنجي مردم «موسسه گالوب» ميزان حمايت يهوديان آمريكايي از كلينتون 48درصد است و اين رقم در مورد اوباما 43 درصد است. برخلاف نگراني كه يهوديان و صهيونيست ها از پيروزي احتمالي اوباما دارند، آمريكايي هاي عرب تبار و بسياري از محافل عربي و آفريقايي تمايل دارند كه اوباما پيروز ميدان انتخابات آمريكا شود. تمايل وي براي گفت وگو با كشورهايي در خاورميانه كه آمريكا دشمن آنهاست مويد اين نكته مهم است كه وي برخلاف اسلاف خود تمايل كمتري به مواضع تهاجمي دارد و تامين منافع آمريكا را در گفت وگو و نه تهديد و فشار و تهاجم جست و جو مي كند و اين چيزي نيست كه مدنظر صهيونيست هاي اشغالگر باشد به اين ترتيب اوباما نامزد محبوب صهيونيست ها در آمريكا نخواهد بود.
خبرگزاري فارس

 



جشن بي رمق براي موجوديت پوشالي اسرائيل

امسال نيز صهيونيست ها همچون سال هاي قبل به بهانه تشكيل رژيم نامشروع اسرائيل جشن مي گيرند. اما، به نظر مي رسد كه جشن امسال تنها يك تشريفات و انجام وظيفه است و شرايط جاري براي اسرائيلي ها به گونه اي است كه آنها اصولاً نبايد حوصله برگزاري جشن را داشته باشند.
اكنون پس از گذشت 60سال، اسرائيلي ها نه تنها بر سر موجوديت نظام پوشالي خود همچنان مي جنگند، بلكه مقاومت عليه خود را نيز بيش از پيش توانمندتر و شديدتر مي بينند. به همين خاطر، مجبورند علي رغم ضعف اقتصادي بر حجم بودهاي جنگي و امنيتي خود بيفزايند و ارتش را مجهزتر و قدرتمندتر كنند.
حجم تهديدات در سال جاري ميلادي به گونه اي است كه ناظران اين سال (2008) را خطرناك ترين سال براي اسرائيل در تاريخ 60ساله آن مي دانند.
از جمله نكات درخور توجه اينكه اكنون افكار عمومي جامعه صهيونيستي و نخبگان سياسي رژيم تل آويو نسبت به تداوم بقاي اسرائيل به ترديد افتاده اند و نشانه هاي آن را مي توان در توصيه هايي ديد كه ژنرال هاي بازنشسته اسرائيل به سياستمداران كنوني اين رژيم مي كنند. آنها مي گويند اگر اسرائيل نتواند پرونده مناقشه با اعراب را ببندد، با خطر نابودي مواجه مي گردد.
اكنون ديگر اهداف اوليه صهيونيسم به فراموشي سپرده شده است و حتي آژانس بين المللي يهود كه كار ويژه اش، انتقال يهوديان از كشورهاي مختلف دنيا به اسرائيل بود، فعاليت خود را متوقف كرده است. يهودياني كه قبلاً به اصطلاح وارد سرزمين موعود (فلسطين اشغالي) شده بودند نيز راه بازگشت به موطن اصلي خود را در پيش گرفتند، به طوري كه 700هزار يهودي مناطق اشغالي را ترك كرده اند و به هيچ وجه حاضر به بازگشت به سرزمين هاي اشغالي نيستند.
جامعه اسرائيل از درون نيز سست بنياد و پرمخاصمه شده است و ما اين وضع را حتي در رده هاي سياسي رژيم صهيونيستي نيز مي بينيم. بدين ترتيب، عملاً ثابت شد كه يهوديان جهان يك ملت همگوني نيستند و پس از گذشت 60سال، جامعه اسرائيلي مملو از شكاف و درگيري است و هرگز نمي تواند يك ملت محسوب شود. دين و زبان مشترك هم نتوانسته گرهي از مشكلات كور اسرائيلي ها بگشايد و حتي اربابان پروژه صهيونيسم نتوانستند زبان عبري را به عنوان يك زبان رايج در اسرائيل جا بيندازند و اكنون بسياري از يهوديان به زبان غير عبري سخن مي گويند. دموكراسي ادعايي موجود در اسرائيل هم اكنون ديگر كاملاً رنگ باخته است و رژيم صهيونيستي با طيف هاي مختلف جامعه به صورت متفاوت عمل مي كند، و معيار اصلي اين رژيم در نوع برخورد با مردم، نوع نژاد آنها است. بهترين مثال در مورد، رنج ها و ستم هايي است كه فالاشه ها (يهوديان اتيوپي تبار و سياهپوست) در جامعه صهيونيستي با آن مواجه هستند.
در شرايط فعلي ديگر كسي نمي پذيرد كه اسرائيل قرباني تجاوزات اعراب بوده است.
براساس يك نظرسنجي كه توسط شبكه «سي ان ان» صورت گرفت، مشخص شد كه مردم جهان معتقد هستند كه اسرائيل دومين نظامي است كه اقداماتش بر اوضاع كره خاكي (زمين) تأثير منفي دارد.
بالاخره اينكه، بحران هويت و مشروعيت هيچگاه گريبان رژيم اسرائيل را رها نخواهد كرد، زيرا اين رژيم در سرزميني شكل گرفته كه متعلق به ديگران است.
به هر حال، اگر حساسيت كليت جهان را نسبت به اقدامات صهيونيست ها عليه زنان، كودكان و مردم بي دفاع فلسطين را نيز در نظر بگيريم، مي بينيم كه اسرائيل به خاطر رفتار غيرانساني و نژادپرستانه خود، از همه طرف تحت فشار است و اين فشار در زمان حاضر به اوج خود رسيده است.
با اين اوضاع و احوال، زبينده است كه اسرائيلي ها به جاي جشن گرفتن، اشك ماتم بريزند و براي خلاصي خود از فشارهاي مضاعف مردم جهان، چاره اي بينديشند كه البته، چاره اي جز دست شستن از رژيم نامشروع 60ساله خود ندارند.
فريبكاري صهيونيست ها
فردي كه در افشاي فريبكاري صهيونيست ها بيشترين نقش را دارد، يك ميليونر آمريكايي به نام «گوك» است. وي با انتشار كتابي، دروغ پردازي هاي اين جماعت را مورد بررسي قرار مي دهد و به تحليل ماهيت جنبش صهيونيسم مي پردازد. گوك نشان مي دهد كه صهيونيست ها جهاني را مي فريبند و به همه مي قبولانند كه يهوديان در قدس و فلسطين حقوقي دارند.
كتابي كه شالوده اصلي آن را ميليونر آمريكايي مذكور نهاده و تأليف آن را نيز «جوواني پاپيني»، فيلسوف سرشناس ايتاليايي برعهده گرفته، داستان عجيب ترين ملت دنيا است كه با زيركي، ديگر ملت هاي جهان را به ريشخند گرفته است و بهترين نمود اين امر را مي توان در اقداماتي جستجو كرد كه اشغالگران صهيونيست در جهت تغيير هويت اسلامي قدس و يهودي سازي اين شهر و ديگر اماكن مقدس انجام مي دهند.
«تيدي كوليك»، رئيس شوراي اسرائيلي شهر قدس مي گويد: «نه وزارت خارجه آمريكا و نه واتيكان نمي توانند اسرائيل را از ساخت و سازهاي جديد در اراضي عربي قدس باز دارند، همچنانكه پيش از اين نيز نمي توانستند جلوي اين امر را بگيرند.»
واقعيت آن است كه اظهارات كوليك نشان مي دهد كه صهيونيست ها به روند تخليه مناطق عربي قدس و همچنين آواره كردن اهالي عرب آن ادامه مي دهند در راستاي تداوم روند تبديل شهر قدس به يك شهر صرفاً يهودي تلاش مي كنند.
رژيم صهيونيستي در سال 1948 با غصب 80 درصد املاك عرب هاي ساكن قدس، صاحبان آن را آواره كرد. اين رژيم در سال 1967 طرحي را براي افزايش ساكنان يهودي شهر قدس تا سقف 600 هزارنفر به مرحله اجرا رساند و از راهگذار اجراي اين طرح مقادير گسترده اي از اراضي عربي را در اختيار گرفت و در منطقه عربي جبل الزيتون، شهرك هايي ساخت كه گنجايش 32هزار نفر را داشتند و در بيت صفافا، شرفات، صورباهر و جبل المكبر نيز مجتمع هايي احداث كرد كه 132 هزار صهيونيست را در خود جاي مي دادند. شهرك سازي ها در اطراف شهر قدس آغاز روندي بود كه اشغالگران براي محاصره اين شهر انجام دادند تا از اين طريق، همان شمار اندك ساكنان اصلي منطقه را اخراج كنند. البته، اين صاحبان اصلي قدس تاكنون مقاومت كرده اند و شهرشان را ترك نكرده اند.
امروز ديگر مقامات صهيونيستي از اعلام طرح هاي تجاوزكارانه و توسعه طلبانه خود هيچ ابايي ندارند و از آشكار كردن دسيسه هايي كه قصد اجراي آنها را در سر مي پرورانند، نمي هراسند.
درنظر يك يهودي صهيونيست رياكاري جايز است و نوعي زيركي به شمار مي رود، فريبكاري نيز در نگاه صهيونيست ها، هيچ منعي ندارد و نوعي هوشمندي به حساب مي آيد.
شاگردان مكتب «هرتزل» (بنيانگذار صهيونيسم) معتقدند كه هدف وسيله را توجيه مي كند. اينان در راه رسيدن به اهداف خود، از بيان هيچ مطلبي و انجام هر كاري ابا ندارند، حتي اگر خلاف تعهدات شان باشد.
بي ترديد، همه يهودي ها صهيونيست نيستند و به تفكرات هرتزل و جانشينانش نيز اعتقاد ندارند، ولي خيلي از آنها چه از ترس و چه از روي تمايل- از طرح هاي جنبش صهيونيسم در خصوص يهودي سازي شهر قدس حمايت مي كنند و اين شهر را به عنوان پايتخت ابدي اسرائيل مي دانند.
منبع: مركز اطلاع رساني فلسطين

 

(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14