(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 29 فروردين 1387 - 10 ربيع الثاني 1429 - 17 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189062
 

لاغري به چه قيمت
حجاب به زن حرمت مي بخشد
جاروبرقي مي تواند باعث بروز آسم و آلرژي شود
استفاده از لنز به جاي عينك خطرناك است
استامينوفن را ممتد استفاده نكنيد
چقدر خرج فرزندان مي كنيد؟
سكسكه كودك



لاغري به چه قيمت

به نظر مي رسد كه بي اشتهايي ذهني در ماجرايي مربوط به وزن خلاصه مي شود، با اين حال يك بيماري واقعي محسوب مي شود و با ناهنجاري شديد رواني بروز مي كند. هرچه اين بيماري در مراحل ابتدايي تر شناخته شود، درمان آن نيز بهتر صورت مي گيرد.
بسياري از دختران نوجوان تصور مي كنند كه مشكلاتي راجع به وزن دارند. اين مشكل در برخي از آنها به وسواس شديد فكري منجر مي شود و آنها را به سمت بيماري بي اشتهايي مي كشاند.
بي اشتهايي ذهني معمولا نتيجه نزاع خانوادگي است كه مادر خانواده در اين باره نقش بسيار مهمي دارد. امتناع دلخواه و ارادي موادغذايي، در واقع پاسخي به اين نبرد رواني است. روانكاوي بيمار دلايل اساسي در مورد رابطه مادر و فرزند و دوگانگي عشق غذا را روشن مي كند. از ابتداي تولد، كودك از طريق شيرخوردن با مادر ارتباط برقرار مي كند. گاه مادر عشق را با تغذيه كودك اشتباه مي گيرد و با بي اعتنايي به او شير مي دهد. همچنين ممكن است اگر مادر زياد به كودك شير دهد با اين تصور اشتباه كه او را بهتر دوست داشته باشد، كودك از شير خوردن امتناع مي كند. اين تئوري روانكاوانه بي اشتهايي، نشانه اي مستقيم و بي واسطه از بي اشتهايي ذهني كودك است كه با درمان مادر، مشكل نوزاد نيز برطرف مي شود.
لاغرشدن به هر قيمتي
بيماران متبلا به بي اشتهايي براي لاغرشدن و كاهش وزن خود را از خوردن بسياري غذاها محروم مي كنند و اين در حالي است كه در واقع لاغر و حتي ضعيف هستند. مقدار غذاي آنها به طور غيرطبيعي كم مي شود و بسياري از موادغذايي، خصوصاً چربي و شيريني ها مطلقاً از برنامه غذايي آنها حذف مي شود. اين محروميت هاي غذايي ممكن است با نوشيدن بسيار زياد آب و مصرف داروهاي ملين به خاطر كنترل وزن نيز همراه باشد. برخي از اين بيماران همچنين از مشكلات بيماري جوع رنج مي برند كه در مدت ابتلا به اين مشكل در زمان كوتاه و بدون اشتها مقدار زيادي غذا مي خورند. سپس در اغلب موارد به عمد خود را مجبور به برگرداندن غذاي خورده شده مي كنند.
عوارض بي اشتهايي ذهني
لاغرشدن بيش از حد شديد كه منجر به سوءتغذيه و از بين رفتن ماهيچه ها مي شود، عمده ترين نتيجه اين بيماري است. اين مسئله مي تواند بر عملكرد قلب نيز تأثير بگذارد (قلب نيز بافت ماهيچه اي است) و اختلالات ضربان و فشار خون پايين را به همراه داشته باشد.
در مورد گوارش نيز، فعاليت روده ها و عمل دفع كاهش مي يابد كه همين امر، بي اشتهايي را تشديد مي كند. سيستم ايمني بدن تضعيف مي شود و احتمال ابتلا به عفونت ها افزايش مي يابد. نمايه توده بدن در اين بيماران، به كمتر از 13 و حتي كمتر از 11 مي رسد و دچار سوءتغذيه شديد مي شوند (نمايه توده بدن از حاصل تقسيم وزن بر حسب كيلوگرم، بر قد بر حسب سانتي متر به توان دو به دست مي آيد كه كمترين مقدار آن براي نشان دادن لاغري 17 است.)
درمان بي اشتهايي ذهني
برخلاف عرف، درمان بيماري بي اشتهايي با جدايي و انزوا بيمار از اعضاي خانواده صورت مي گيرد تا موقعيت جديد برايش بزرگ جلوه كند و اين رابطه عشق- نفرت را بشكند. اگر امكان داشته باشد بيرون رفتن از منزل نيز لازم است. با اين حال، به رغم وانمود كردن نياز به استقلال و تنهايي، بيمار جوان از جداشدن از مادر مي ترسد و خواستار توجه مكرر و انتظار خدمت هميشگي است. در يك درجه خاص از بيماري، بيمار حتماً بايد در بيمارستان بستري شود، زيرا اين بيماري در هفت تا 10 درصد موارد به خاطر خودكشي يا سوءتغذيه منجر به مرگ مي شود. حداقل يك سوم بيماران مبتلا به بي اشتهايي ذهني، به خوبي اين مشكل را پشت سر مي گذارند، به وزن طبيعي مي رسند و مشكلات روانشناسي آنها برطرف مي شود. يك سوم ديگر از اين گروه كه رفتارهاي غيرطبيعي تغذيه، محروميت هاي شديد غذايي يا حملات جوع را دارند، از وضعيت مداوم بيماري رنج مي برند و از لحاظ عاطفي، شرايط دشواري را پشت سر مي گذارند. بقيه افراد مبتلا نيز گرفتار مشكلات شديد مي شوند و به سمت سوءتغذيه شديد و افسردگي مزمن پيش مي روند.
با گذشت 10 سال از پيشرفت بيماري پنج تا 15 درصد بيماران فوت مي كنند و اين رقم پس از 20 سال به 20 درصد مي رسد كه در واقع آمار نگران كننده اي است. اما خوشبختانه طي چند سال اخير، علائم اين بيماري براي پزشكان، روانشناسان و متخصصان تغذيه به خوبي شناخته شده است. به هر حال هر كدام از ما بايد به اطرافيان توجه داشته باشيم و اين نكته را بدانيم كه هرچه بيماري زودتر تشخيص داده شود، درمان مؤثرتر خواهد بود.
نقش خانواده
والدين در بروز بي اشتهايي ذهني نقش دارند و مشاركت آنها در درمان لازم است. عملكرد نادرست خانواده مقدم بر بي اشتهايي است و يا عامل به وجود آمدن مشكل است. آنها بايد به طور مداوم در تمام مراحل بيماري شركت داشته باشند. دوره درمان با كمك والدين، روانشناسان، روانپزشكان و متخصصان تغذيه انجام مي گيرد. درمان خصوصاً شامل مشورت هاي مكرر والدين و پزشكان و مقايسه و بررسي روي فرزند است. روان درماني بيمار بي اشتها، در مراحل اوليه مشكل است، زيرا بيمار از هر اقدامي در جهت درمان امتناع مي كند.
مريم سادات كاظمي

 



حجاب به زن حرمت مي بخشد

زهرا حسن طاولي
پوشيدگي بدن انسان ها در برابر يكديگر از مباحث بسيار مهم و اساسي است كه از ديرباز مورد توجه بوده است. پاسخ به اين پرسش كه برهنگي خلاف طبيعت و فطرت انسان است يا خير، از مسائل مهم و تعيين كننده در حوزه تنظيم روابط اجتماعي زن و مرد است. قرآن كريم در اين زمينه آن گاه كه داستان آفرينش حضرت آدم و همسرش حوا را به تصوير مي كشد، به موضوع نياز دروني آدم و حوا نسبت به پوشيدگي اشاره كرده است كه نشان مي دهد قرآن تمايل به پوشيدگي را ناشي از عمق جان انسان مي داند.
قرآن كريم پس از بيان مسئله جاي گرفتن حضرت آدم و همسرش در بهشت (اعراف، 19) و تأكيد خداوند بر خودداري آن دو از نزديك شدن به درخت ممنوعه، ماجراي وسوسه و فريب شيطان را چنين شرح مي دهد:
شيطان آن دو را وسوسه كرد تا زشتي هايشان آشكار شود و آن دو نيز به سبب اين فريب از ميوه درخت ممنوعه چشيدند و در اين هنگام اندام هايشان (عورت هايشان) بر آنها آشكار شد و آنان بر آن شدند تا با برگ هاي (درختان) بهشت خود را بپوشانند. (اعراف- 22)
در ادامه، خداوند خطاب به همه انسان ها مي گويد: «اي فرزندان آدم به راستي براي شما لباس فرو فرستاديم كه زشتي هاي شما را مي پوشاند و زينت شماست، اما لباس پرهيزگاري بهتر است.»(اعراف 26)
«عفاف» يا «عفت» يكي ديگر از فضايل اخلاقي است كه همواره در تعاليم اسلامي جايگاه والايي داشته و توجه خاصي بدان شده است. در روايات متعددي عفاف بهترين عبادت شمرده شده است.
اميرالمومنين علي(ع) آن را بهترين خوي و خصلت و سرمنشاء هر خير و نيكي خوانده و مقام و منزلت عفيف را با مقام شهيد در راه خدا مقايسه كرده است.
تمايز مفهومي
«عفاف و حجاب»
«حجاب» يك امر ظاهر و بيروني است؛ يعني درحقيقت پوشش ظاهري افراد، به ويژه زنان راحجاب مي گويند. اما «عفاف» يك حالت دروني است كه انسان را از گناه و حرام بازمي دارد و آثار آن در گفتار و كردار انسان نمود پيدا مي كند.
از مقايسه معناي حجاب و عفاف به اين نتيجه مي رسيم كه عفاف يك حالت نفساني و دروني است كه نمودهاي گوناگون دارد ازجمله عفت در نگاه، عفت در گفتار، عفت در راه رفتن، عفت در زينت، عفت در پوشش، عفت در خوردن، عفت در بعد مادي و...
حجاب در حقيقت همان نمود «عفاف» در نوع پوشش است
عفاف در آموزه هاي اسلامي از جايگاه بسيار والايي برخوردار است و همواره از آن به عنوان قوي ترين نيروي تعديل غرايز و شهوات انساني ياد مي شود آنچه كه تاكنون از مفهوم واژه «عفاف» به ذهن متبادر مي شده و براساس تعاليم اخلاق مذهبي شكل گرفته است. استعمال اين واژه در معناي خاص «حجاب» مي باشد كه اين طريق استعمال از قبيل استعمال كل در جزء است.
بايد دانست معنا و مفهوم عفاف بسيار فراتر و گسترده تر از حصر آن در معناي پوشش و حجاب است، عفاف حالتي نفساني و فطري است كه انسان را از حرام بازمي دارد اختصاص به جنسيت خاصي ندارد و نمودهاي گوناگوني دارد؛ درحالي كه حجاب امري ظاهري و بيروني است. در هر حال بايد دانست كه رعايت عفاف مي تواند تعيين كننده ترين نقش را در حفظ مسير اعتدال انساني ايفا كند و آدمي را به كمال و سعادت حقيقي خويش نايل گرداند.
مهمترين اثرات فردي و اجتماعي حجاب و عفاف
¤ حرمت بخشيدن به زن:
زن مسلمان، تجسم حرمت و عفت در جامعه است، حفظ پوشش به نوعي احترام گذاردن به زن و محفوظ نگه داشتن وي از نگاه هاي شهواني و حيواني است چنانچه زن، حدود را رعايت ننمايد هر بيماردلي به او طمع نموده و با نگاه آلوده اش حريم زن را مي شكند، آن شخصيتي كه بايد سالم بماند و نسل سالم تربيت كند، تحت تأثير ديدهاي آلوده به گناه به طرف شهوات سوق داده شده و درنتيجه هويت واقعي اش را فراموش كرده در چنگال بيماردلان و هوسبازان، گرفتار مي آيد و از منش انسانيش سقوط كرده و به غرقاب حيوانيت مي رود. كلام گوهربار فاطمه زهرا(س) نشانگر لزوم تحفظ بر جايگاه والاي زن است كه فرمود: بهترين زنان، زني است كه مردي را نبيند و مردي هم او را نبيند.
¤ايجاد آرامش رواني در افراد جامعه:
نفس آدمي دريايي از خواستني ها و تمايلات است. زماني كه به چيزي رغبت پيدا كند همانند دريا، توفاني مي شود و تنها راه آرام شدن جزر و مد اين دريا، رسيدن او به خواسته خويش است. لذا براي جلوگيري از چنين موقعيت مهلك و درد طاقت فرسايي، حجاب داروي درمان كننده و موجد امنيت و صفاي روحي است.
همانطور كه يك بانوي تازه مسلمان آمريكايي مي گويد: در سلامت روح مرد و جامعه با نوع و كيفيت پوشش زنان، رابطه مستقيم و غيرقابل انكار دارد.
¤حفظ و استيفاي نيروي كار: اسلام با التفات ويژه به مسئله حجاب و پوشش زنان در محيط كار مي خواهد كه محيط اجتماع از لذت هاي ناهنجار جنسي، پاك شده و راه جهت حفظ نيروي قدرتمند روحي و جسمي با حضوري معنوي در محل كار بگشايد. در مقابل، بي حجابي و بدحجابي باعث سوق دادن لذت هاي جنسي از محيط كار و خانواده به اجتماع و در نتيجه، تضعيف نيروي كار افراد جامعه و برهم زدن امنيت اجتماعي آنان مي گردد.
قرآن كريم التزام زنان مؤمن به پوشش اسلامي را موجب سعادت و خير آنان بيان كرده است چنانكه چنين التزامي را موجب پاكيزه شدن نفس فلاح و رستگاري مسلمانان، خير و سعادت و طهارت و پاكيزگي قلب ها مي داند.
بنابراين ضدحجاب و پوشش اسلامي، يعني بدحجابي، مفسد اين خير، فلاح و صلاح است بي حجابي، جامعه و زن مسلمان را از خير صلاح و رستگاري دور مي سازد و به ورطه نيستي و محروميت سوق مي دهد. هر يك از جوامع بشري در طول تاريخ حيات خود به شكل هاي مختلف، فتنه انگيزي و فسادگري پديده بي حجابي را تجربه كرده و كم و بيش حقانيت توصيه اديان ابراهيمي را درك كرده است. وضوح اين تجربه به حدي است كه جايي براي پرسش از حقانيت توصيه هاي قرآني و ساير كتب آسماني مبني بر مفسده انگيزي بي حجاب باقي نمي گذارد. به ويژه در دنياي مدرن سوداگري كه فقط در فكر انباشت ثروت و قدرت و ترويج فرهنگ اباحه گري و اصالت لذت است، كاملاً بر كاركردها و آثار تخريبي و انحرافي بي حجابي و بدحجابي آشناست. رواج فرهنگ برهنگي برنده ترين تيغ در دست هر فرد يا گروه مفسده جو است. هرگز كسي يافت نمي شود كه عليرغم اخلال گرايي نيست كه فتنه انگيزي و فسادآوري بي حجابي را انكار كند. در مجموع خيربودن حجاب به نوعي فلسفه حجاب است. حجاب فرد و جامعه را از لبه پرتگاه تباهي و انحطاط، از افتادن در گردونه نيستي دور ساخته و نجات مي دهد.
¤كاهش تقاضاي مدپرستي بانوان: استفاده از حجاب و پوشش به ويژه در شكل چادر مشكي به دليل سادگي و ايجاد يكدستي در پوشش بانوان در بيرون منزل، مي تواند در بعد اقتصادي نيز تاثير مثبت در كاهش تقاضاي مدپرستي بانوان داشته باشد البته به شرط اينكه خود چادر مشكي دست خوش اين تقاضاها نگردد. متاسفانه بعضاً مظاهر مدپرستي در چادرهاي مشكي نيز مشاهده مي گردد. به گونه اي كه برخي از بانوان به جاي استفاده از چادرهاي مشكي متين و باوقار به چادرهاي مشكي، توري، نازك و داراي طرح هاي جلف و سبك كه با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبي ندارد روي مي آورند.
¤مبارزه با نفس: ميل به خودنمايي و جلوه گري به مصالحي در سرشت زن، نهفته است كه بايد در مسير درست و هدف والا به كار گرفته شود. بي گمان اين گرايش در وجود زن اگر همچون ميل ها به درستي به كار گرفته شود، ثمرات زندگيش، سودمند خواهد شد. چرا كه هيچ گرايش دروني بدون جهت در جان انسان به وديعت نهاده نشده است. اما اگر اين گرايش، مرزي نداشته باشد و خودنمائي و جلوه گري همواره و در همه جا نمود داشته باشد، قطعاً فسادآفرين خواهد بود و در ايجاد زمينه هاي ناهنجاري در جامعه تاثير خواهد كرد، پوشش را مي توان مهمترين عامل تعديل اين ميل دانست. اشاره لطيفي به اين مطلب در كلام علي(ع) است «زكات الجمال، العفاف» زكات زيبايي، عفاف است.6
زيبايي براي زن، سرمايه است اما بايد به جا مصرف شود و زكات جمال زن، حفظ عفاف و پوشش است. جواز كشف حجاب در مقابل محارم از جمله شوهر اين غريزه را جهت مي دهد كه خودآرائي زن مختص به شوهر باشد و منع آن در برابر نامحرم، اين گامي در جهت مبارزه با ساير خواهشهاي نفساني باشد.
وقتي زن در جهت كنترل اين خواهش، اقدام نمود آمادگي غلبه بر ساير خواهشها را تحصيل كرده و در جهت رشد و تعالي خود حركت مي كند و به انساني وارسته تبديل مي شود كه مي تواند جامعه خود را بسازد.
¤ حفظ امنيت اجتماعي: فريضه حجاب در اسلام بر اين نكته دلالت دارد كه عرض و ناموس جزئي از حريم شخصي است و همواره بايد دغدغه حفظ و حراست آن راداشته باشيم و چنين نگراني براي دينداران جا دارد. وقتي يك مؤمن مالي را از دست بدهد يا ورشكسته شود احساس تحقير و تعرض شخصيتي نمي كند اما هنگامي كه تهديدي عليه عرض و آبروي او پيش آيد به شدت احساس تحقير شخصيتي مي كند. از اين رو حجاب سپري در برابر هرگونه تعرض و تجاوز به حريم ناموسي شخص مسلمان است. حجاب اسلامي به زن مسلمان احساس امنيت و آرامش مي بخشد زيرا مانع از دست دادن عرض و ناموس او مي شود. به همين خاطر است كه نبايد حجاب اسلامي را محدوديت تلقي كرد، بلكه مصونيت دانست؛ صيانت در حريم شخصيتي كه با هيچ چيز نمي توان آن را معامله كرد.
¤ مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب:
مبارزه با تهاجم فرهنگي، پديده جديدي نيست. در طول تاريخ بشر، جنگ فرهنگي، هميشه وجود داشته است به عنوان نمونه فرعون در برابر موسي عليه السلام به جنگ فرهنگي متوسل شده اند، گفت: «مي ترسم آيين شما را دگرگون سازد و يا در اين سرزمين فساد برپا نمايد!».
حفظ حجاب و امنيت اجتماعي و درك روابطه مستقيم و عميق اين دو مقوله، راهكارها و فوايد بسيار ارزشمندي را جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب ارائه مي دهند:
باعث تبليغ فرهنگ ناب اسلامي و تشويق جوانان به ازدواج موفق اسلامي مي گردند.
جوانان را جهت تقويت روحيه و حفظ آرامش دروني به جاي سوق دادن به محيط فحشا و اعمال مبتذل به شركت در فعاليتهاي هنري، ورزشي، فرهنگي و مذهبي رهنمون مي كنند.
حفظ حجاب نه تنها باعث ايجاد امنيت اجتماعي فراگير مي شود، بلكه جهت مبارزه با تهاجم فرهنگي مسئولان را از واردات كالاي تجملاتي، لوازم بهداشتي و آرايشي مبتذل نهي مي كند.
¤ حفظ استحكام نظام خانواده: يكي از فوايد مهم حجاب در بعد خانوادگي، اختصاص يافتن التذاذهاي جنسي به محيط خانواده و در كادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذكور، باعث پيوند و اتصال قوي تر زن و شوهر و در نتيجه استحكام بيش تر كانون خانواده مي گردد و برعكس فقدان حجاب باعث انهدام خانواده است.
غلامعلي حداد عادل تأثير برهنگي را در اضمحلال و خشكيدن درخت تنومند خانواده را اين گونه بيان كرده است: در جامعه اي كه برهنگي بر آن حاكم است، هر زن و مردي همواره در حال مقايسه است مقايسه آنچه دارد با آنچه ندارد و آنچه ريشه خانواده را مي سوزاند اين است كه اين مقايسه آتش هوس را در زن و شوهر مخصوصاً در وجود شوهر دامن مي زند، زني كه بيست يا سي سال در كنار شوهر زندگي كرده و با مشكلات زندگي جنگيده و در غم و شادي او شريك بوده است، پيداست كه اندك اندك بهار چهره اش شكفتگي خود را از دست مي دهد و روي در خزان مي گذارد، در چنين حالي كه سخت محتاج عشق و مهرباني وفاداري همسر خويش است، ناگهان زن جوانتري از راه مي رسد و در كوچه و بازار، اداره و مدرسه با پوشش نامناسب خود به همسر او فرصت مقايسه اي مي دهد؛ و اين مقدمه اي مي شود براي ويراني اساس خانواده و بر باد رفتن اميد زني كه جواني خود را نيز بر باد داده است؛ و همه خواهران جوان لابد مي دانند كه هيچ جواني نيست كه به ميانسالي و پيري نرسد و لابد مي دانند كه اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فرداي بي طراوتي آنان، باز هم جواناني هستند كه بتوانند براي خانواده فرداي آنها، همان خطري را ايجاد كنند كه خود آنان امروز براي خانواده ها ايجاد مي كنند.
از ديگر آثار فردي و اجتماعي حجاب و عفاف به موارد ديگري چون:
- جلوگيري از تهييج و تحريك جنسي و خنثي نمودن لذايذ نفساني
- حضور معنوي گرايانه زن و مردان در جامعه
- مصونيت زنان در همه زمان ها و مكان ها
- هدايت كنترل و بهره مندي صحيح از اميال و غرايز انساني
- از بين بردن فشارهاي اجتماعي نامشروع و نابهنجار، نيز ميتوان اشاره نمود.
رعايت حجاب و پوشش اسلامي عفاف براي زنان و مردان مؤمن و مسلمان تكليف الهي است. رعايت آن علاوه بر اين كه موجب عمل به دستورات الهي مي شود شخصيت فردي اجتماعي و معنوي انسان محبوب و پاكدامن، سير صعودي پيدا كرده و نردبان تعالي و تكامل را يكي پس از ديگري طي خواهد كرد و از سوي ديگر در تأمين بهداشت روحي و رواني و آرامش خانواده ها و صفا، نورانيت و امنيت در جامعه نقش به سزايي ايفا مي كند.
به اميد روزي كه جوامع اسلامي و انساني از تمامي آلودگي ها تصفيه شود و زمينه حضور زنان و دختران بدون دغدغه و دلواپسي، در اجتماعات فراهم شود.

 



جاروبرقي مي تواند باعث بروز آسم و آلرژي شود

اگرچه جاروبرقي ها تاثير به سزايي در تميز كردن منزل و كاهش زمان مصرفي براي پاكيزگي خانه هستند، اما استفاده بيش از حد از آنها مي تواند باعث كاهش ظرفيت هوايي شش ها شود.
براساس بررسي هاي صورت گرفته توسط پژوهشگران، مشخص شد كه اگر مخزن جاروبرقي ها صورت تعبيه نشده باشند كه نتواند گرد و غبار را به خوبي جذب كند و اكثر اين مواد را دوباره به محيط خانه برگرداند، مي تواند باعث ايجاد آلرژي، آسم و حتي رينيت شود.
بهتر است در هنگام خريد جاروبرقي مدل هايي كه داراي مخزن مطمئني براي جذب مواد و گرد و غبار هستند، انتخاب شوند. همچنين بهتر است هر از چند گاهي هواي منزل به وسيله تميزكننده ها و يا شست وشو دهنده هاي محيطي پاكيزه شود.

 



استفاده از لنز به جاي عينك خطرناك است

لنزها به دليل تماس مستقيم با سطح قرنيه باعث ورود ميكروب و انتشار عفونت در سطح چشم، زخم قرنيه و در نهايت منجر به كوري مي شود.
چشم پزشكان عينك را همچنان بهترين راه تصحيح عيوب انكساري چشم معرفي و استفاده از لنز را به جاي عينك به هيچ عنوان توصيه نمي كنند.
لنزها به دليل تماس مستقيم با سطح قرنيه، باعث ورود ميكروب به سطح چشم و انتشار عفونت و ايجاد اختلال اشك بر روي چشم مي شوند.جلوگيري از ورود اكسيژن به قرنيه يكي از عوارض شايع استفاده از لنز است و در بسياري از مواقع استفاده از لنز سبب زخم قرنيه و در نهايت منجر به كوري چشم مي شود.اگرچه لنزهاي رنگي طرفدار زيادي در بين جوانان براي زيبا كردن چشم ها دارد ولي به هيچ وجه نبايد از لنزهاي رنگي مشترك استفاده كرد

 



استامينوفن را ممتد استفاده نكنيد

مصرف متوالي استامينوفن بيش از 10 روز عوارض و اثرات مضري بر بدن مي گذارد، لذا بهتر است در صورت نياز فاصله يك يا دو هفته اي بعد از يك دوره مداوم مصرف استامينوفن ايجاد شود.
استامينوفن به تنهايي نسبت به ساير داروهاي هم رده خود سالم تر است اما مصرف خودسرانه نوع كدئين دار آن با توجه به اين تصور اشتباه كه مي تواند تسكين دهنده درد باشد، اصلا توصيه نمي شود.
ارائه استامينوفن كدئين دار بدون نسخه مجاز نيست؛ يعني جزو داروهاي OTC (بدون نسخه) محسوب نمي شود.
براي تسكين درد بهتر است از استامينوفن به تنهايي يا داروهاي مشابه نظير ايبوبروفن و مفناميك اسيد استفاده شود.

 



چقدر خرج فرزندان مي كنيد؟

بديهي است كه سرپرستي و مراقبت از فرزندان تا زماني كه بتوانند از عهده مسئوليتها و امور خود برآيند بر عهده والدين است.
والدين تمام سعي خود را مي كنند تا در حد توان خود چيزي براي بچه ها كم نگذارند. البته ناگفته نماند كه درچند سال گذشته اكثر خانواده ها توجه ويژه اي نسبت به امور فرزندان نشان مي دهند در صورتي كه در گذشته چنين نبود.
البته اين كه اين امر خوب است و فوايدي براي بچه ها دارد يا خير در موضوع بحث ما نيست. اما هستند والديني كه بيش از حد خرج فرزندان مي كنند و به عبارتي هر چه فرزندان مي خواهند در اختيارشان قرار مي دهند.
ما در ابتداي بحث هفت سوال از شما مي پرسيم تا مشخص شود آيا شما هم جزو آن دسته از والديني هستيد كه بيش از حد خرج مي كنيد يا خير؟
1) اگر فرزند شما چيزي بخواهد همين امروز برايش مي خريد يا منتظر مي شويد تا آخر هفته يا مناسبتي مانند جشن تولدش برسد و در آن روز آنرا به او مي دهيد؟
2) اگر فرزندي بالاي 7 سال داريد آيا خودتان آنچه را كه فكر مي كنيد به دردش مي خورد برايش مي خريد يا اينكه از او مي پرسيد به چه چيزي نياز دارد؟
3) آيا اگر از دستگاههايي مانند تلفن همراه يا رايانه استفاده مي كند هزينه كارت و يا اشتراك آن را بدون هيچ سوالي مي پردازيد يا اينكه براي استفاده از آن سقف و حدي در نظر مي گيريد؟
4) آيا به دليل اينكه همسايگان و دوستانتان جشن تولد مفصلي براي فرزندشان گرفته اند شما هم يك جشن حسابي براي فرزندتان مي گيريد يا خير؟
5) آيا در اتاق فرزندتان آنقدر اسباب بازي و وسايل شخصي وجود دارد كه ديگر در اتاق فضاي خالي وجود ندارد؟
6) آيا وقتي به خريد مي رويد فرزندتان اجازه دارد هر چه مي خواهد بردارد بدون اينكه به قيمتش توجهي كند يا اينكه اولويت و حدي براي خريد وجود دارد؟
7) آيا شما بسيار بيش از آنچه براي خود هزينه مي كنيد خرج فرزندنتان مي كنيد؟
اگر به بيش از 2 سوال بالا پاسخ «بله» داده ايد بايد بگوييم كه شما جزو آن دسته از والديني هستيد كه بيش از حد خرج فرزندانتان مي-كنيد.
شما اختيار درآمد و خرج كردن خود را داريد اما بايد به نكاتي نيز توجه داشته باشيد:
چنانچه بيش از حد براي فرزندتان خرج كنيد به نفع او نيست. زيرا نهايتاً حدي براي خرج كردن وجود دارد و هرگز نمي توانيد تمام خواسته هاي فرزندتان را در تمام مراحل زندگي بر آورده سازيد و در آن زمان هر دوي شما احساس نامطلوبي خواهيد داشت.
در ضمن از آنجايي كه شما از احتياجات خود براي او مي زنيد هرگز به اندازه كافي احساس رضايت و شادي نخواهيد كرد زيرا همواره تحت فشار هستيد.
البته از نظر بسياري افراد خرج كردن زياد يك ارزش محسوب مي شود اما موضوع اين است كه رقم دقيقي براي اين خرج كردن وجود ندارد و هر كس با توجه به درآمد خود خرج مي-كند.
در ضمن بسياري از هزينه هاي ضروري هستند كه بدون اطلاع قبلي پيش مي آيند و اگر افراد بيش از حد خرج كنند ديگر پس اندازي براي اين گونه هزينه ها نمي ماند و فرد از نظر فكري هرگز آرامش ندارد و همين عدم آرامش موجب مي شود به اندازه كافي شاد نباشد.
يكي ديگر از راههايي كه وجود دارد تا ببينيد آيا بيش از حد خرج مي كنيد يا خير اين است كه از خود بپرسيد: اگر حالا در دهه سي سالگي عمرم هستم آيا يك دهم از درآمدم را براي بازنشستگي كنار گذاشته ام يا خير؟
اين يك دهم چنانچه در دهه چهارم يا پنجم باشيد به 15 درصد مي رسد و چنانچه اين كار را كرده ايد پس براي خانواده و فرزندانتان به اندازه كافي خرج مي كنيد و جاي نگراني نيست.
¤ فرزندان چه مي توانند بكنند
يكي از راههاي كنترل هزينه ها اين است كه مسئوليت بيشتري از نظر مالي به فرزندان بدهيم.
اما اينكه اين مسئوليت دادن از چه سني شروع شود بايد گفت از 6 سالگي و وقتي فرزندان به مدرسه مي روند.
شما يك مقدار معين پول توجيبي به فرزندتان مي دهيد و او براي يك هفته بايد مسئوليت هزينه هاي خارج از منزل و در مدرسه اش را بپذيرد.
در 8 سالگي مي تواند برخي از خريدهاي خود را انجام دهد و در 12 سالگي مي تواند براي پول توجيبي اش برنامه ريزي كند تا چيزهاي مورد علاقه اش را بخرد. حتي اگر قرار باشد چند هفته پولش را پس انداز كند.
در 16 سالگي بايد بتواند با پولي كه به او مي دهيد لباسهايش را خريداري كند. به اين ترتيب او مي آموزد كه چگونه پولش را صرف اولويتها كند و چگونه با قيمتهاي مناسب و نه زياد بالا خريد كند.
پس از اتمام مدرسه نيز فرزندان مي توانند در كنار ادامه تحصيل مشاغل نيمه وقت بگيرند و هزينه هاي اضافي خود را با كار كردن تامين كنند.
اينكه به هر فرزندي چقدر پول توجيبي بدهيد بستگي به سن او و وضعيت فكري و مديريتي او دارد اما آنچه اهميت قابل ملاحظه اي دارد اين است كه اگر پول توجيبي اش تمام شد نبايد دوباره به او پول بدهيد. هيچ ايرادي ندارد اگر چند روزي پول نداشته باشد. بدين ترتيب ياد مي گيرد كه دفعه بعد با مديريت و برنامه ريزي بهتري پولش را خرج كند.
¤ چگونه مي توان هزينه ها را كاهش داد؟
¤ خريد كردن از فروشگاههاي عادي و نه خيلي گران و اجناس معقول و مناسب به كاهش هزينه ها كمك مي كنند. وقتي دو دفتر هر دو قابليت استفاده دارند دليلي ندارد صرفاً به خاطر نوع رنگ آميزي جلد يكي از آنها پول زيادي برايشان داده شود.
¤ هزينه تفريحات را كاهش دهيد. البته منظورمان اين نيست كه تفريحات را كاهش دهيد بلكه مي توان هزينه آنها را كم كرد.
براي مثال اگر براي فرزندتان جشن تولد مي گيريد مي توانيد با ساندويچ هاي كوچك از مهمانان پذيرايي كنيد. اگر ساندويچ ها بزرگ باشند احتمالاً بسياري از آنها نيمه خورده رها مي شوند. مي توانيد به جاي يك كادوي گران قيمت چند وسيله مورد نياز فرزندتان را به او هديه دهيد و مواردي از اين قبيل. وقتي مي توان به پارك رفت و يك بازي دسته جمعي كرد چرا با پرداختن بهاي زياد به يك برنامه اي كه بليط گراني دارد برويد.
¤ هزينه تلفن را كاهش دهيد. دليلي ندارد وقتي فرزندان هر روز در مدرسه دوستانشان را مي بينند در منزل نيز براي مدت طولاني مشغول مكالمات تلفني با آنها باشند.
¤ به موارد غير ضروري توجهي نكنيد. گاهي اوقات با وجود اينكه براي والدين مشكل است لازم است به فرزندان «نه» بگوييم. از اينكه برخي مخارج غير ضروري براي فرزندان را انجام نمي دهيد احساس ناراحتي و گناه نكنيد. زيرا وقتي شما با مديريت خوب و به جاي خود مخارج را تنظيم مي كنيد نتيجه اي بهتر براي همه اعضاي خانواده در پي دارد تا اينكه صرفاً به تمام نيازهاي بعضاً غيرمنطقي يك نفر در خانواده پرداخته شود و نيازهاي سايرين و مصالح كلي خانواده مورد توجه قرار نگيرد.

 



سكسكه كودك

«سكسكه براي كودك مفيد است»، شايد شما هم اين جمله را شنيده باشيد و ممكن است كه واقعا درست باشد. به هر حال، سكسكه حالتي جزئي و بدون درد و عارضه است.
سكسكه به خاطر ورود هوا به معده كودك، در هنگام شيرخوردن به وجود مي آيد. انبساط ناگهاني معده به خاطر حجم زياد هوا، موجب انقباض ديافراگم مي شود و سكسكه را در پي دارد.
اين حالت در نوزادن زياد ديده مي شود و احتمالا به خاطر اين است كه پرده ديافراگم، هنوز به طور كامل رشد نكرده است. اما خود به خود و عموما در دو ماهگي كاهش مي يابد.
شايد اين حالت براي بدن كوچك نوزاد، حالتي عجيب و سخت باشد، اما در واقع اين انقباضات، همراه درد نيست، مشكلي براي او به وجود نمي آورد و باعث گريه اش نمي شود. همچنين بد نيست بدانيد كه كودك در دوران جنيني نيز سكسكه مي كند و اين حالت چندان برايش عجيب نيست، با اين تفاوت كه سكسكه جنين به خاطر هوا نيست، بلكه مايع آمنيون، موجب سكسكه مي شود.
بين سكسكه، باد گلو و سريع شيرخوردن نوزاد هيچ رابطه اي وجود ندارد، زيرا سكسكه اصلا به مشكلات گوارشي بستگي ندارد .
در مواقع سكسكه كودك چه كنيم؟
هيچ كار خاصي لازم نيست انجام دهيد، فقط آرامش خود را حفظ كنيد تا سكسكه برطرف شود. اگر سكسكه طول كشيد، كودك را چند دقيقه به شكم صاف بخوابانيد. همچنين مي توانيد مقداري آب به او بدهيد. توجه داشته باشيد كه اگر كودك در حال سكسكه كردن است، بازهم مي توانيد با خيال راحت او را بخوابانيد.
در هر صورت سكسكه بعد از چند دقيقه متوقف مي شود. پس صبور باشيد!
لبخند فرشته هاي زندگي
از نخستين روزهاي تولد نوزاد، اطرافيان و خصوصا پدر و مادر منتظر شكوفاشدن لبخند نوگل زيبا هستند. اما بهتر است خيلي بي صبر نباشيد؛ چرا كه از پنجمين هفته است كه نوزاد با خنديدن توجه شما را به خود جلب مي كند. علاوه بر شور و شعفي كه ايجاد مي شود، لبخندهاي نوزاد در واقع زبان ارتباط او با ديگران است.
به نظر مي رسد كه نوزاد از 3 يا 4 هفتگي، با شيفتگي به سخنان مادر گوش مي دهد، خيره خيره به او نگاه مي كند، دهانش را باز و بسته مي كند و گويا علاقمند است كه با او هم صحبت شود. با شنيدن كلام و آواز مادر، او هم براي سخن گفتن تقلا مي كند و آغون آغون مي كند.
از شش هفتگي، وقتي به كارهاي كودك رسيدگي مي شود، او هم لبخند مي زند. اين خنده هاي واقعي با افزايش نگاه و بيان آواها، دو برابر مي شود. در واقع خنده هاي كودك به اين دليل واقعي گفته مي شود كه با «لبخندهاي فرشته گونه» كه نمايانگر انگيزش هاي دروني نوزاد است و معمولا زماني كه چشمانش بسته است ديده مي شود، فرق دارد. گفته مي شود كه نيمي از بچه هايي كه به موقع دنيا آمده اند، بين يك تا دو ماهگي به محرك هاي اطراف با لبخند پاسخ مي دهند. لبخندها با ديدن، تماس بدني و احساس تنفس مادر بروز مي كند.
خنده هاي كودك نمايانگر يك سري احساسات از خوشحالي تا نگراني، سلام تا تشكر و ... است. در اين مرحله، رفتارهاي مادر مي تواند تاثيرگذار و تغيير دهنده باشد و مادر خود را با برداشت هاي خاصي كه از كودك خود دارد، وفق مي دهد. به عنوان مثال صداي بلند و تيز، آرام مي شود و حركات صورت جاي خود را به حالاتي پايدارتر مي دهد. در نتيجه كودك نيز رفتار و عكس العمل خود در نگاه كردن، حركات سر و... را تغيير مي دهد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14