(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 28 فروردين 1387 - 9 ربيع الثاني 1429 - 16 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189061
 

آنچه از دل برآيد پيكر زنده ياد قيصر امين پور در كارگاه مجسمه سازي اصغر يوز باشي
طلوع آفتاب نگاهي به شيوه نقاشي امپرسيونيست ها
هنر آثار عطاردستمايه آفرينش هاي نو
ويژه نامه فرهنگ نويسي
تاجيكستان در ترديد بين انتخاب دو خط فارسي و كريلي
اي. ال دكتروف جايزه سنت لويي را دريافت مي كند
عصر شعر «شكوفه هاي ارديبهشت» ميزبان شاعران آييني اردبيل
عطار؛ فشرده عرفان ايراني- اسلامي
برگزاري اختتاميه جشنواره ادبي «ماه و مهر» با موضوع وحدت ملي و ديني
دبير پنجمين دوره جشنواره مطبوعات در حوزه شهري منصوب شد



آنچه از دل برآيد پيكر زنده ياد قيصر امين پور در كارگاه مجسمه سازي اصغر يوز باشي

آزاده مجدالدين
اتاق كارش گوشه دنجي است در حياط حوزه هنري، در مي زنيم و جز خاموشي صدايي نمي شنويم. فكر مي كنيم كسي نيست. عقب گرد مي كنيم به سمت آمده كه صداي در برمان گرداند. اصغر يوزباشي آرام و مهربان در مي گشايد. به او مي گوييم كه براي ديدن پيكره اي كه از زنده ياد قيصر امين پور ساخته، آمده ايم تا گزارشي در اين باره تهيه كنيم. ميزباني مي كند و ما وارد كارگاه كوچك او مي شويم. دو پيكره، گرم و تپنده، رو به رويمان ايستاده اند: زنده ياد مرحوم دكتر سيدحسن حسيني و شادروان مرحوم دكتر قيصر امين پور.
روي زمين مي نشينم و به فضاي اطراف زل مي زنيم. من گرم تماشا مي شوم و يادم مي رود براي چه آمده بودم. سطل موم تيره رنگ مجسمه سازي زير پيكره هاست و ابزار كار يوزباشي اين طرف و آن طرف كارگاه پراكنده اند.
چه كارگاه عجيبي داريد! جاي ثابت شما همين جاست؟
جواب مي دهد: «بله، البته قرار است يك كارگاه جديد مجسمه سازي احداث شود، اما فعلاً كه بنده اينجا هستم.»
چشمم مي افتد به تنه درختي كه از وسط كارگاه رو به آسمان رفته، با تنه درخت بالا مي روم و مي بينم سقف كارگاه ايرانيت است. فكر مي كنم روزها و شب هاي باراني، چه ضربي مي گيرد باران روي اين سقف نازك كه درختي سر از گريبانش برزده است.
صداي راديو از گوشه اي بلند شده است. گفتم: چرا راديو؟جواب شنيديم: «هميشه با راديو كار مي كنم. بچه هم كه بودم وقتي مي خواستم درس بخوانم راديو گوش مي دادم.»
چرا قيصر؟ و مي دانستم اين سؤال پرسيدن ندارد. قيصر را همه دوست داشتند و همه نگران رفتنش بودند.
«مدتي قبل از مرگ آقاي امين پور قرار بود اين كار را شروع كنم كه به دلايلي به تعويق افتاد. اما از شب درگذشت او كار را شروع كردم تا شب چهلم، الان هم كار تقريبا تمام شده و منتظرم همسر مرحوم امين پور بيايند و كار را ببينند و نظر نهايي شان را درباره اين مجسمه بگويند.»
چرا بعد از ساخت مجسمه قيصر، دست به خلق پيكره مرحوم دكتر حسيني زديد؟
در توضيح پرتره اي گچي از زنده ياد حسيني به ما نشان داد و گفت: «اين پرتره مربوط به زماني است كه حسيني را از دست داده بوديم و قيصر را هنوز نه. از آنجا كه اين دو تن، دو يار جدانشدني بودند. پس از شروع كار قيصر، تصميم گرفتم مجسمه حسيني را نيز در قطع پيكره قيصر بسازم.»
با خود مي گويم لابد اين دو نفر را به يك اندازه دوست داشته و با اين كار مي خواسته برابري و برادري اين دو تن را در شعر و عشق و دوستي نشان بدهد.
همكارم از اصغر يوزباشي كه خودش هم مثل اتاقش عجيب است و ترجيح مي دهد كمتر حرف بزند، مي پرسد: كار اين مجسمه ها را به سفارش كدام مؤسسه شروع كرده ايد؟
گفت و با گفتنش بيشتر باعث تعجبمان شد: «هيچ مؤسسه اي. جز دوستان و همكاراني كه هرازگاهي به من سري مي زنند، كسي خبر چنداني از اين دو پيكره ندارد.من كارم را به سفارش كسي يا جايي انجام نمي دهم. كار من كار دل است. با اين نيت كه اگر مجسمه اي مي سازم كجا مورد استفاده قرار مي گيرد و چه كساني آن را مي بينند، كار نمي كنم. كارم را انجام مي دهم و بعد خود كار هر جا كه بايد برود، مي رود و هرجا كه بايد ديده بشود، ديده مي شود. مثل مجسمه ابوالفضل عالي كه دو سال بعد از ساخته شدن ديده شد.»
اصغر يوزباشي از قديمي هاي حوزه است. حدود دوازده سال مسئول كتابخانه حوزه بوده است. جبهه رفته و جانباز جنگ است. كار مجسمه سازي را بدون استاد شروع كرده و هر چه دارد از مطالعه و تجربه شخصي دارد. بيشتر اين ها را از ديگران درباره اش شنيده ايم.
با اينكه شاعران هميشه زنده اي چون حسيني و امين پور، فضاي كارگاه را زنده تر و بهاري تر مي كند، بايد برويم و اصغر يوزباشي را دوباره با خلوت كارگاهش تنها بگذاريم.
رو مي كنم به او: نكته خاصي براي كامل شدن گزارش ما نداريد؟
«نه، فقط دعا كنيد ما را!»
با او خداحافظي مي كنيم. براي حسيني و امين پور دست تكان مي دهيم و رو مي سپاريم به باد كه در حياط حوزه هنري سر مي گرداند.
فكر مي كنم اگر مجسمه هاي آقاي يوزباشي با برنز ساخته شوند...
به گوشه گوشه حياط حوزه نگاه مي كنم و توي ذهنم به دنبال جاي مناسبي براي پيكره آن دو بزرگوار مي گردم.


 



طلوع آفتاب نگاهي به شيوه نقاشي امپرسيونيست ها

هامون قاپچي
آيا مي توان گفت «درود بر دوربين عكاسي يا نفرين بر او» فعاليت امپرسيونيست ها از همين جا آغاز مي شود. ديگر رئاليسم و طبيعت گرايي به نمود واقعي رسيده است و در انتهايي ترين شكل، كارش را دوربين عكاسي انجام مي دهد. عين گرايي با حضور يك وسيله مكانيكي محكوم به نيستي مي شود. مگر نه اين است كه دوربين هزاران بار در شباهت سازي موفق تر عمل مي كند؟ پس در اين جا با يك گسست معنايي مواجه مي شويم. دوربين نه تنها نقاشي را رو به زوال نمي برد، بلكه ناجي آن مي شود و نقاش را به دنيايي فرا واقعي سوق مي دهد. جواب اين سوال كه امپرسيونيست ها از كجا و چگونه آغاز كردند هم همين جاست.
فعاليت امپرسيونيسم با مانه آغاز مي شود. از اولين نقاشاني كه به مانه پيوست، كلودومونه بود. (1926-1840). مونه دوستانش را ترغيب مي كرد كه آتليه را به طور كلي ترك كنند و هرگز جز در برابر نقش مايه چيزي نكشند. در اين روش نقاش مي بايست رنگ ها را مستقيما روي خود بوم، با حركتهاي سريع قلم تلفيق كند و به كاربرد، و بيشتر به فكر اثربرانگيزي كلي تابلو باشد تا جزئيات و ريزه كاري ها، همين فقدان پرداخت يا تمام كاري و روش كار ظاهرا سرسري بود كه اغلب خون منتقدان را به جوش مي آورد. حتي بعد از آنكه خود مانه از رهگذر پرتره ها و شكل پردازي هايش، شهرت و اعتباري نزد عموم به دست آورد، نقاشان منظره پرداز جوانتر پيرو مونه، هم چنان براي عرضه آثار نوآورانه خود در نمايشگاه رسمي آثار هنري (يا سالن) با موانع فوق العاده دشواري روبه رو بودند. از اين رو آنها در سال 1874 اتحادي را با يكديگر تشكيل دادند و نمايشگاهي را در آتليه يك عكاس برپا كردند.
در اين نمايشگاه يكي از تابلوهاي مونه عرضه شد كه در كاتالوگ آثار به نمايش درآمده با عنوان امپرسيون: طلوع آفتاب، مشخص شده بود. اين تابلو بندرگاهي را بازنمايي مي كرد كه در مه رقيق صبحگاهي ديده مي شد. يكي از منتقدان، اين عنوان به نظرش فوق العاده احمقانه آمد و تمامي گروه نقاشان آن نمايشگاه را امپرسيونيست ناميد. او به نوعي مي خواست بگويد كه اين نقاشان درك درستي از هنر نقاشي ندارند و فكر مي كنند كه امپرسيون يا برداشت لحظه اي مي تواند به يك تابلو تبديل شود. اما اين برچسب ماندگار شد.
مطالعه عميق طبيعت، امپرسيونيست ها را به سوي روشي نو در رنگ آميزي رهنمون گرديد. مطالعه نور خورشيد، كه رنگ واقعي اشيا را تغيير مي داد و مطالعه نور در جو طبيعت، امپرسيونيست ها را با خصوصيات جديد و اساسي روبه رو ساخت. مونه آگاهانه به جستجوي اين پديده پرداخت و در هر تابلويي منظره اي را در ساعت به خصوصي از روز نشان مي داد تا بتواند حركت خورشيد و نتيجه رنگ نور و انعكاس ها را دقيقا مورد مطالعه قرار دهد. بهترين نمونه از اين گونه فعاليت ها تابلوهايي از كليسا است كه اكنون در موزه ژودوپوم پاريس قرار دارد.
امپرسيونيست ها جزو اولين گروه هايي بودند كه فيزيك نور و تاثير آن بر رنگ را تشخيص دادند آنها درباره ذرات موجود در پديده نور و منشأهاي مختلف پديده رنگ نظر تجزيه نور سفيد و رنگدانه ها را مورد مطالعه قرار مي دادند. آنها را در مورد تركيب نورهاي رنگي، طيف عناصر، فركانس ها و طول موج پرتوهاي رنگي بررسي مي كردند.
همان طور كه مي دانيم نمودهاي كنتراست و دسته بندي آنها نقطه شروع خوبي براي مطالعه زيبايي شناسي رنگ است. كشف روابط بين نمود و ذات رنگ كه با مغز و چشم انجام مي شود، از موضوعات مورد علاقه نقاش است. پديده بعدي ذهني و رواني در قلمرو رنگ و فن رنگ بسيار به هم مربوطند.
امپرسيونيست ها در ابتداي كار بسيار فراوان از سوي منتقدان مورد تحقير قرار گرفتند. كما اينكه در آغاز هر مكتب اين گونه بود، اما حقانيت امپرسيونيست ها پس از گذشت زماني به منتقدان ثابت گرديد.
نظر برخي از روزنامه نگاران درباره نخستين نمايشگاه هاي امپرسيونيست ها جالب توجه و نكته آموز است. يكي از هفته نامه هاي فكاهي در سال 1876 چنين مي نويسد: خيابان پليتر، خيابان فاجعه هاست. هنوز از آتش سوزي اپرا چيزي نگذشته است، كه فاجعه ديگري دراين خيابان رخ داده است. به تازگي نمايشگاهي در دوران روئل گشايش يافته است كه بنابر ادعا تابلوهاي نقاشي را عرضه مي كند. هنگامي كه آدمي وارد اين نمايشگاه مي شود، چشمان وحشت زده اش به چيزهاي عجيب و غريبي مي افتند. پنج شش ديوانه دور هم جمع شده اند و كارهايشان را به نمايش گذاشته اند. من به چشم خود ديدم كه مردم در برابر اين تابلوها از خنده روده بر شده بودند، ولي وقتي من آنها يعني تابلوها را ديدم قلبم به درد آمد. اين آقايان «نقاش بعداز اين» خود را انقلابي يا امپرسيونيست مي نامند.
تنها تكنيك نقاشي نبود كه منتقدان را برآشفته مي ساخت، بلكه نقش مايه هايي هم كه نقاشان انتخاب مي كردند آنها را آزار مي داد. درگذشته از نقاشان انتظار مي رفت كه گوشه اي از طبيعت را بجويند كه بنا به نظر عموم تابلويي باشد. كمتر كسي چنين انتظاري را نامعقول مي دانست. ما آن نقش مايه هايي تابلويي مي ناميم كه درتابلوهاي قبل ديده ايم. اگر قرار مي بود كه نقاشان به همان نقش مايه ها وفادار بمانند، مي بايست تا به آخر كار يكديگر را تكرار كنند.
نقاشان اين گروه جوان امپرسيونيست، اصول جديد خودرا نه تنها درباره نقاشي مناظر، بلكه در مورد هر صحنه اي از زندگي واقعي به كار بستند.
امپرسيونيست ها هنگامي كه كشف كردند كه سايه هاي تيره رنگ، از نوعي كه داوينچي براي حجم نمايي انتخاب مي كرد، در آفتاب و فضاي باز ايجاد نمي شود، به كل از به كارگيري اين شگرد سنتي چشم پوشيدند. درنتيجه ناچار شدند كه براي محو كردن خط ومرزها، كاري بيش از آنچه پيشينيان كرده بودند، انجام دهند. آنان مي دانستند قوه بينايي انسان يك دستگاه فوق العاده است. كافي است كه اشارت درستي به آن بدهيد تا تمامي شكل را، به گونه اي كه از هستي آن شناخت دارد براي شما ايجاد كند.
مدتي طول كشيد تا تماشاگران آموختند كه براي درك يك تابلوي امپرسيونيستي، بايد چند قدم با آن فاصله بگيرند، تا از اين معجزه كه آن لكه رنگ هاي گيج كننده، ناگهان مفهوم پيدا مي كنند و در برابر چشمانشان جان مي گيرند، لذت ببرند. نيل به اين معجزه و انتقال تجربه بعدي نقاش تنها در گرو تلاش امپرسيونيستها بود. جرياني كه از عقب تر آغاز شده بود و آن برخورد علمي و نگاهي كاوشگرانه به طبيعت و پيرامون بود. بي گمان عدم حمايت دولت وقت از امپرسيونيست ها، آنان را بر سر زبان ها انداخت و برخي از نقاشان اين مكتب آن قدري زيستند كه افتخارات آثار خود را ببينند.
در واقع اختراع دوربين عكاسي علاوه بر انقلاب در پرتره، سنت نقاشي را از مسير اصلي كه سفارش فرد به نقاشي براي ثبت چهره و بقاي آن به نسل بعد بود ديگر جاي خود را به عكاسي داد. انسان حاضر بود در عكاسي هاي اوليه چندين ساعت به انتظار بنشينند تا عكسش ثبت شود و ثابت و ساكن و بي حركت. انسان اين رنج را برخود هموار مي كرد تا تصويري همزاد خود را بيابد. در واقع در اين زمان رنج از نقاش و ثبت او بر روي بومش به مخاطب و آبستره منتقل مي شود.
جايي كه نقاشي سيري ديگر را آغاز مي كند و در كمي جلوتر با نئوامپرسيونيستها شعار هنر براي هنر را سر مي دهند. نقاشي ديگر براي شباهت سازي نيست. براي خلق مفاهيمي ديگر است. تكنيكهاي ديگر و ساخت هويتي متفاوت كه تا قبل از اكتشاف دوربين، آن گونه نبوده است. ديگر شايد مثال اين كه يك نقاشي عين بيروني يك جسم و شيء طبيعت باشد، بيهوده به نظر بيايد زيرا دوربين ها با وضوح فراوان مي تواند اين كار را انجام دهد. چيزي كه روح اين دو را متفاوت مي كند تنها رد قلم نقاش است.
امپرسيونيست ها در شگفتي از هنر شرق دور بودند و الهام بخش يك سري آثارشان باسمه هايي بود كه در ژاپن ساخته مي شد و مضمون آن زندگي عادي مردم است.
آثار امپرسيونيستها مدتهاست كه با تامل و احترام فراواني نگريسته مي شود. مانه، مونه، رنوار دگا، پميارو و... نقاشاني بودند كه با سماجت و البته با شايستگي فراوان نام خود را در تاريخ هنر ثبت كردند.
منابع: تاريخ هنر ارنست گامبريج- هنر رنگ يوهانس ايتن

 



هنر آثار عطاردستمايه آفرينش هاي نو

محمدحسين صفار هرندي به مناسبت 25 فروردين روز ملي بزرگداشت عطار نيشابوري پيامي را براي همايش عطار در نيشابور صادر كرد.
در اين پيام آمده است: امروز ملت شريف و نجيب ايران اسلامي بيش از هر زمان ديگري حق مسلم خويش مي داند كه در قلمروهاي وسيع و گوناگون علم و ادب و معرفت اصيل انساني گلبانگ سربلندي و افتخار بر آسمان زند و بر توانمنديها و قابليتهاي سرشار خويش ببالد. اين بزرگي و عظمت حاصل همت هاي والا، جانهاي پاك و ذهنهاي فرهيخته و تواناي آحاد اين ملت سرافراز به خصوص قشر جوان آن است كه با تكيه بر پيشينه و پشتوانه هاي استوار علمي، فرهنگي و تاريخي خود، باب نوآوري را در گستره هاي گوناگون گشوده، قدم در راه قله هاي رفيع رشد و اعتلاي انساني نهاده اند.
بدون شك آثار و مفاخر فرهنگي ايران اسلامي ريشه هاي عميق اين ملت اصيل و با هويت هستند كه آن را در عقبه هاي سخت و نفسگير روزگاران و در برابر تندبادهاي شديد فتنه و تباهي مصون و استوار نگاه داشته است.
شيخ فريدالدين عطار نيشابوري يكي از مفاخر پر آوازه اين سرزمين پرافتخار است كه صيت سخن روحاني اش اقصي نقاط جهان انساني را آكنده و بسياري از بزرگان سراسر جهان و از جمله مولانا جلال الدين محمد بلخي از زبور پارسي كلامش كه منطق الطير عالم جان است، اسرار معرفت و معنويت الهي دريافته اند.
عطار عارف كامل، شاعر درست گفتار و انديشمند ژرف نگري است كه اوج انديشه و معرفت ناب ايراني و اسلامي را در قالب آثار نغز و پرمغز خويش فرا روي مشتاقان و شيفتگان معارف الهي و انساني قرار داده و از اين نظر حقي بزرگ و غيرقابل انكار بر گردن بشريت دارد.
بر همين اساس، تجليل و پاسداشت ياد و نام و آثار او وظيفه هر ايراني مسلمان و فرهنگ دوست و بلكه هر انسان آگاه و صاحب شعوري است و در اين راه خطير رسالت اصحاب فرهنگ و هنر و دستگاه ها و متوليان فرهنگي بسيار سنگين و خطير است.
اينجانب ضمن عرض تبريك به مناسبت 25 فروردين ماه، روز ملي بزرگداشت عطار نيشابوري و ارج گزاري تلاشهاي انجام شده در بزرگداشت اين بزرگمرد عالم ادب و معرفت در داخل و خارج از كشور و به ويژه خراسان پر افتخار، به تمام اهالي ادب و هنر در سال نوآوري و شكوفايي توصيه مي نمايم آثار پر بار وي را كه سرشار از تعاليم و آموزه هاي ناب اسلامي و قرآني است، دستمايه آفرينشهاي نو در عرصه فرهنگ و هنر و ادب قرار دهند و آثاري متناسب با روح ايراني و اسلامي جامعه مسلمان خلق نمايند. بي ترديد اين گامي اساسي در راه شكوفايي بيش از پيش فرهنگ و ادب سرزمين ما خواهد بود.

 



ويژه نامه فرهنگ نويسي

نخستين شماره ويژه نامه فرهنگ نويسي، از مجموعه نامه هاي نامه فرهنگستان، منتشر شد. اين مجموعه ويژه شامل پنج بخش كلي است.
در قسمت مقاله اين شماره، عناوين زير به چشم مي خورد: «فرهنگ جامع زبان فارسي، پيكره در فرهنگ نويسي فارسي و پيكره زباني رايانه اي»، ابوالفضل خطيبي؛ «نقش زبان شناسي در فرهنگ نويسي امروز»، فريبا قطره؛ «نكاتي در آسيب شناسي فرهنگ هاي فارسي»، علاءالدين طباطبايي؛ «مدخل گزيني در فرهنگ عمومي يك زبانه»، ساغر شريفي و پروانه فخام زاده؛ «زايايي ساختواژي و مدخل گزيني فرهنگ هاي عمومي يك زبانه»، آزيتا عباسي؛ «اهميت و كاركرد مثال در فرهنگ هاي عمومي يك زبانه»، زهرا جعفري؛ «تاريخچه فرهنگ نويسي عاميانه فارسي»، مهرداد نغزگوي كهن؛ «ضرورت توجه به صورت هاي شكسته در فرهنگ هاي فارسي»، سعيد ليان؛ «بررسي انواع بندهاي متممي در زبان فارسي و شيوه نمايش آن ها در فرهنگ ها»، اميد طبيب زاده؛ «توصيف افعال مركب پي بستي در زبان فارسي و شيوه ضبط آن ها در فرهنگ ها»، محمد راسخ مهند؛ «طرح تدوين فرهنگ واژه هاي متضاد در زبان فارسي»، ثريا پناهي.
در بخش «نقد و بررسي» نيز فرهنگ فارسي اعلام، در نوشته اي با عنوان «فرهنگ فارسي اعلام؛ اثري تازه با ويژگي هاي نو» توسط حميد حسني بررسي شده است.
در قسمت «يادداشت ها»ي اين شماره از ويژه نامه فرهنگ نويسي، سه مطلب ديده مي شود:«واژه اي فراموش شده از شاهنامه در فرهنگ ها»، سجاد آيدنلو؛ «يازگار يا يادگار؟»، ابوالفضل خطيبي؛ «درباره يازگار»، علي اشرف صادقي.
در بخش تازه هاي نشر نيز تعدادي كتاب و نشريه معرفي شده است كه از آن جمله است: زبان فارسي فرارودي ]تاجيكي[، فرهنگ اصطلاحات اديان جهان، فرهنگ جامع ضرب المثل هاي فارسي، فرهنگ كنايات سخن، فرهنگ كودكان سخن، فرهنگ واژه هاي مصوب فرهنگستان، دفتر سوم، نخستين درس هاي فرهنگ نگاري، فرهنگ فارسي تاجيكي، مجله بين المللي فرهنگ نويسي.
در بخش اخبار اين ويژه نامه نيز خبرهاي مرتبط با فرهنگ نويسي درج شده است. شماره نخست ويژه نامه فرهنگ نويسي، به سردبيري استاد احمد سميعي (گيلاني) و دبيري دكتر علي اشرف صادقي در 328 صفحه و به بهاي 30000 ريال منتشر شده است.

 



تاجيكستان در ترديد بين انتخاب دو خط فارسي و كريلي

با وجود بحث هاي داغ درباره روي آوردن به خط فارسي در تاجيكستان، وزير آموزش اين كشور گفت: ما ضرورتي براي روي آوردن به خط عربي نمي بينيم.
مدتي است كه در تاجيكستان درباره روي آوردن به خط عربي بحث مي شود و زبان شناسان، كارشناسان سياسي و رسانه ها در اين زمينه اظهارنظر مي كنند.
عبدالجبار رحمانوف، وزير آموزش تاجيكستان اعلام كرد: زبان تاجيكي به الفباي كريلي باقي خواهد ماند و ضرورتي براي روي آوردن به خط عربي نمي بينيم.
امامعلي رحمان، رئيس جمهور تاجيكستان نيز پيش از اين اعلام كرده بود اين كشور طي 10 سال آينده به خط عربي روي نخواهد آورد.
با اين حال وزير آموزش تاجيكستان گفت: ايران براي يادگيري خط عربي كتاب هايي را براي مدارس تاجيكستان ارسال مي كند كه دانش آموزان براساس آن ها زبان عربي را ياد مي گيرند.
خط فارسي يا عربي در كشورهاي ايران و افغانستان خط رسمي است و در تاجيكستان تا سال 1928 خط رسمي بود.
تاجيكستان بعد از اين تاريخ به خط لاتين و سپس به خط سيريليك يا كريلي روي آورد. امروزه در تاجيكستان خط فارسي را خط نياكان مي نامند.
ريشه بحث هايي كه در ماه هاي اخير درباره روي آوردن تاجيكي ها به خط فارسي در گرفته به اواخر همان دهه 1920 برمي گردد.
جنبش تغيير الفباي عربي در آغاز قرن 20 در بسياري از كشورهاي شرقي از جمله قفقاز و آسياي ميانه و حتي ايران شدت گرفت.
پس از پيروزي انقلاب سوسياليستي در روسيه، سال 1919 دولت اتحاد جماهير شوروي مصوبه اي را به نام مبارزه براي محو بي سوادي تصويب كرد.
پس از اين تاريخ اكثر جمهوري هاي آسياي ميانه با اجبار به الفباي لاتيني روي آوردند.
روزنامه تاجيكستان سرخ، سال 1933 در گزارشي نوشت: هدف اساسي تغيير الفبا در آن بود كه بين عامه محنت كشان مليت هاي جمهوري سوسياليستي شوروي تاجيكستان كه پيش از اين خط و سواد عربي داشتند يا عموما سواد نداشتند الفباي نو را همچون سلاح پرقوت انقلاب مدني جاري و مستحكم نمايد.
اما هنوز تمام مردم خط لاتين را ياد نگرفته بودند كه دولت شوروي سال 1940 اصلاحات جديد الفباي مردمان آسياي مركزي را به راه انداخت.
اين بار مردم بايد خط سيريليك را مي آموختند تا باسواد شوند و مردم زمان خود خوانده شوند.
مبارزه براي از بين بردن خط فارسي پيامدهاي سنگيني براي ميراث ادبي چند صدساله ادبيات فارسي در تاجيكستان داشت.
با اين حال هنوز هم بسياري از مردم اين كشور با ميراث مكتوب فارسي مأنوس هستند و اين ميراث را در حافظه خود دارند.

 



اي. ال دكتروف جايزه سنت لويي را دريافت مي كند

«ادگار لارنس دكتروف» نويسنده مطرح آمريكايي به عنوان چهل و يكمين برنده جايزه ادبي سنت لويي معرفي شد.
به گزارش ديلي نيوز، اين جايزه كه از سوي دانشگاه سنت لويي آمريكابرگزار مي شود، نام دكتروف را به عنوان برنده امسال خود اعلام كرد.
اين جايزه 23 اكتبر (دوم آبان) در مراسمي ويژه در تالار كتابخانه دانشگاه سنت لويي به وي اعطا مي شود. دكتروف در اين روز كتابهاي امضا شده خود را به علاقه مندانش هديه خواهد داد.
«هاف لاو» رئيس انجمن كتابخانه دانشگاه گفت: ما بسيار مفتخريم كه دكتروف در فهرست نويسندگاني قرار گرفت كه پيش از اين جايزه سنت لويي را دريافت كرده اند. او يكي از بهترين و معتبرترين نويسندگان حال حاضر جهان است كه حضورش در اين دانشگاه بزرگترين افتخار براي ماست.
جايزه سنت لويي اولين بار در سال 1967 اهدا شد. از برندگان سابق آن مي توان آرتور ميلر، جان آپدايك، سال بلو، جويس كرول اوتس، جوان ديديون، ادوارد آلبي، تنسي ويليامز، دابل اچ اودن و... را نام برد.
اي ال دكتروف سال 1931 در نيويورك متولد شد و در طول زندگي خود آثار زيادي را منتشر كرد. «رگتايم» معروف ترين كتاب اوست كه به فارسي برگردانده شده است. او جوايز مختلفي را از آن خود كرده كه از ميان آنها مي توان به كسب جايزه ويليام فالكنر در سالهاي 1990 و 2006 اشاره كرد.

 



عصر شعر «شكوفه هاي ارديبهشت» ميزبان شاعران آييني اردبيل

مراسم شعرخواني «شكوفه هاي ارديبهشت» همزمان با روز گراميداشت «سعدي»، يكم ارديبهشت، با حضور شاعران آييني استان اردبيل، در حوزه هنري اردبيل برگزار خواهد شد.
در اين برنامه كه عصر نخستين روز ارديبهشت، در محوطه حوزه هنري اردبيل برگزار مي شود، جمعي از شاعران اردبيلي به شعرخواني خواهند پرداختند.
مسئول واحد آفرينش هاي ادبي حوزه هنري اردبيل، با بيان اينكه عصر شعر «شكوفه هاي ارديبهشت» نخستين فعاليت ادبي حوزه هنري در سال جديد به حساب مي آيد، گام بعدي اين واحد را برگزاري جشنواره ادبي «بخوان» در سطح دانش آموزان و دانشجويان استان اردبيل اعلام كرد.

 



عطار؛ فشرده عرفان ايراني- اسلامي

25 فروردين ماه روز بزرگداشت عطار نيشابوري شاعر و عارف معروف قرن هفتم هجري نام گرفته است.
با توجه به اهميت انديشه هاي عرفاني عطار در شكل دهي به عرفان اسلامي و مقام والايي كه وي در غزل و شعر پارسي دارد و همچنين گمنامي نسبي او در مقايسه با قله هاي ديگر شعر ايراني و عرفان اسلامي نكاتي در باب اين چهره ماندگار، اعجاب برانگيز و تأثيرگذار در تاريخ تفكر ايراني- اسلامي اشاره مي شوند.
نيوتن بود كه مي گفت بر شاخ غولان انديشه ايستاده است و اگر اين غولان نبودند وي مجالي براي رسيدن به دستاوردهاي علمي خويش نداشت. به نظر ما اين نكته در باب بزرگان انديشه ايراني- اسلامي چون: مولوي، سعدي، حافظ، ملاصدرا و خواجه نصيرالدين توسي هم صدق مي كند. افرادي چون: فارابي، غزالي، رودكي، فردوسي و ابن سينا بودند كه باعث شدند چنين بزرگاني در تمدن ما برويند و معارفي را از انديشه هاي خود متأثر كنند.
به صورت خاص در حوزه عرفان ايراني- اسلامي اگر افرادي چون سنايي و بخصوص عطار نبودند امكان آنكه بزرگي چون مولوي فرصت بروز و نمود پيدا كند اندك بود. ما بسي از مولوي ياد مي كنيم، اشعار او را مي خوانيم و شاهديم كه انديشه و اشعار وي حتي در مغرب زمين مورد توجه قرار گرفته اند اما هم براي فهم انديشه هاي ژرف و غني مولوي و هم براي پي بردن به سير تكامل اين انديشه ها، احاطه به افكار افرادي چون عطار ضروري است. چرا كه رگه هاي بسياري از اين افكار در انديشه ها و اشعار فردي مانند عطار موجودند.
اگر معارف فرهنگ ايراني- اسلامي سه ضلع داشته باشند يكي فقه، ديگري فلسفه و در آخر عرفان است. طرفه و عجب آنكه اين سه ضلع در طول تاريخ علاوه بر نسبت هايي كه با يكديگر برقرار مي كردند در پاره اي مواقع تعارض هم داشتند. چه عارفان و چه فلاسفه اختلاف نظرهايي را با فقها داشته اند و چه خود عارفان و فلاسفه هميشه رويكرد و منظر واحدي را اتخاذ نمي كرده اند و يكديگر را بر نمي تافتند. در اين ميان اگر حتي افرادي چون مولوي با وجود مخالفت هايي كه با فلسفه داشته اند خود فلسفه ورزي نموده اند عطار نماد و نمود كاملي از جريان عرفاني در تمدن و فرهنگ ايراني- اسلامي است.
شناخت يكي از سه ضلع فرهنگ ايراني يعني عرفان بدون تضلع و تسلط به انديشه هاي عطار ممكن نيست. از سوي ديگر او چهره اي است كه عرفان چند سده اول جهان اسلام و جهان ايراني را از عرفان چند سده متأخر آن جدا مي كند و از اين لحاظ پل ميان اين دو قسم عرفان به حساب مي آيد. اين نكته نيز اهميت وي را در عنوان چهره برجسته عرفان اسلامي بيش از پيش نشان مي دهد.
زبان پارسي اگر زبان دوم علمي جهان اسلام است زبان اول عرفان اسلامي است. اين نكته اي است كه حتي مورد تأييد عرب زبانان نيز واقع شده است. ارتباط ميان اين دو چنان نزديك است كه پاره اي از زبان شناسان را بدان سمت سوق داده است كه تصريح كنند زبان پارسي در اساس خود مستعد ترويج شعر و بخصوص شعر عرفاني است. در اين ميان نقش عطار نه تنها به عنوان ترويج دهنده عرفان اسلامي و آشنايي دادن مخاطبان با قله هاي اين جريان چون: حلاج، ابراهيم ادهم و ابوسعيد ابوالخير برجسته است كه در ترويج دهنده زبان غني و ژرف پارسي نيز نقشي مهم بازي مي كند.
پاره اي از زبان شناسان به درستي تصريح كرده اند كه راهي براي غني كردن زبان جز وجود نخبگاني كه در عرصه هاي گوناگون به تفكر و تأمل مي پردازند وجود ندارد و به جهت نسبت نزديك فكر و زبان هر تحولي در عرصه فكر تأثير خود را به وفور بر زبان مي گذارد. نقش عطار در پيشبرد تفكر عرفاني از اين جنبه نيز قابل توجيه است. او نه تنها تفكري را به يكي از مراحل مهم خود رسانده كه امكانات زباني جديدي نيز براي انتقال مفاهيم عرفاني ارائه كرده است.
منبع: مهر

 



برگزاري اختتاميه جشنواره ادبي «ماه و مهر» با موضوع وحدت ملي و ديني

مراسم اختتاميه چهارمين جشنواره ادبي «ماه و مهر» با موضوعاتي چون وحدت ملي و ديني 30 فروردين در شيراز برگزار مي شود.
به گزارش واحد خبر حوزه هنري، تعداد 725 اثر از 442 شاعر و نويسنده استان هاي فارس و كرمان به دبيرخانه اين جشنواره رسيده است كه 80 نويسنده و 112 شاعر توانستند به مرحله نهايي راه يابند.
اين جشنواره در دو بخش داستان و شعر با موضوعات آزاد، وحدت ملي و ديني برگزار مي شود.
صابر امامي، كيوان نريماني و مهدي صمداني در بخش شعر و محمدرضا بايرامي، محمدعلي علومي و احمد اكبرپور در بخش داستان آثار را داوري مي كنند.
برگزاري كارگاه شعر و داستان توسط داوران اين جشنواره از بخش هاي ديگر اين جشنواره است.
اين جشنواره به كوشش حوزه هنري استان فارس از ساعت 8 صبح روز ياد شده در تالار حافظ شيراز برگزار مي شود.

 



دبير پنجمين دوره جشنواره مطبوعات در حوزه شهري منصوب شد

طي حكمي از سوي رئيس سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، مهدي توكليان به عنوان دبير پنجمين دوره جشنواره مطبوعات در حوزه شهري منصوب شد.
به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در اين حكم احمد نوريان ضمن تصريح اينكه رسانه ها به عنوان مهم ترين وسيله ارتباط بين شهر، مديران شهري و شهروندان نقش بي بديلي را در دستيابي به توسعه پايدار شهري ايفا مي كنند، يادآور شده است: ايجاد بستري مناسب جهت تعامل و بهره مندي مستمر از نقطه نظرات و نقدهاي اهالي مطبوعات و صاحب نظران از اين حوزه، يكي از اساسي ترين وظايف بخش هاي فرهنگي اجتماعي شهرداري محسوب مي شود.
نوريان در اين حكم ضمن توجه به سوابق، تجارب و توانمندي هاي مهدي توكليان، وي را به عنوان دبير پنجمين دوره جشنواره مطبوعات در حوزه شهري منصوب كرده است.
توكليان، مشاور رئيس و مدير كل روابط عمومي سازمان فرهنگي هنري شهرداري، دوره پيش نيز دبير اين جشنواره بوده است.
پنجمين دوره جشنواره مطبوعات در حوزه شهري مردادماه امسال با رويكردي نو و با بخشهاي جنبي برگزار مي شود.

 

(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14