(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


چهارشنبه 28 فروردين 1387 - 9 ربيع الثاني 1429 - 16 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189061
 

بازخواني توانمندي هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران
نقش نيروي زميني ارتش درجنگ تحميلي
نوآوري، مطالبه حقوق مردم از متن انقلاب
دكتر كوچك زاده درمسجد اعظم تجريش:ترك امر به معروف و نهي از منكر ريشه بسياري ازمشكلات است



بازخواني توانمندي هاي ارتش جمهوري اسلامي ايران

بيست و نه فروردين مصادف با سالروز ارتش جمهوري اسلامي ايران و بزرگداشت حماسه آفريني هاي دلاورمردان نيروي زميني ارتش است. همزمان با به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، ارتش كه پيكره اصلي آن را جوانان برومند خانواده هاي مسلمان و اغلب مستضعف ايراني تشكيل مي داد به نداي رهبر انقلاب لبيك گفت و در نتيجه همصدا و همراه با امت در براندازي نهايي رژيم ستمشاهي تلاش هاي خستگي ناپذيري را آغاز كرد به همين مناسبت از سوي امام امت روز بيست و نه فروردين به نام ارتش نامگذاري شد.
اين روز فرخنده موهبتي است تا هر سال به ياد فداكاري ها و از خودگذشتگي هاي ارتش مظلوم جمهوري اسلامي ايران، تاريخ سرافرازي ايران اسلامي را مرور كنيم، آنچه در ذيل خواهد آمد، خلاصه اي از مهمترين اقدامات ارتش سرافراز ايران اسلامي از ابتداي تاسيس تاكنون است.
¤¤¤
ارتش، انقلاب
و تحولات پس از آن
پيوستن نيروهاي ارتشي به صف مردم انقلابي و رهبري نهضت اسلامي ايران، در پيروزي آن نقش اساسي و تعيين كننده داشت. نيروهاي مسلح در سايه رهنمودهاي داهيانه رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني(ره) به معني وجودي خود پي بردند و همين امر منجر به پيوستن آنان به رهبري انقلاب و همگام شدن با مردم بود.
شاه كه در برابر مخالفت وسيع مردمي و تظاهرات و راهپيمايي هاي خياباني ديگر قادر نبود به سازمان هايي چون ساواك و شهرباني تكيه كند، به ناچار به ارتش روي آورد و آن را به خيابان ها كشاند تا در برابر مردم بايستند. اما روند انقلاب اسلامي، عكس آن را به اثبات رساند. هرچه از حضور نيروهاي ارتش در خيابان ها و تماس آنها با مردم انقلابي مي گذشت امكان كاربرد مؤثر آن عليه انقلاب و سركوب مردم كمتر مي شد. مهمترين عاملي كه در اين ميان موجب روي آوردن نظاميان به سوي انقلاب و انفعال نظام شاهي شد، راهبرد رهبري انقلاب اسلامي در ارتباط با ارتش بود.
امام خميني(ره) كه از آغاز كار. جدا كردن ارتش از شاه را به طور آگاهانه دنبال مي كردند، در تمامي پيام هاي خود از مردم مي خواستند كه به نيروهاي ارتش احترام بگذارند و به آنان اهانت نورزند و متقابلاً با تاكيد بر روح استقلال طلبي نظاميان و انتقاد بر وابستگي ارتش به بيگانگان احساسات و عواطف ديني و مردمي ارتشيان را از بالقوه به حالت بالفعل درآورد و از اين رو آنان به انقلاب پيوستند و از رهبري اسلامي تبعيت كردند.
گسستن از رژيم منفور ستم شاهي و پيوستن به اقيانوس ملت و بيعت با رهبر انقلاب به صورت هاي مختلف ابراز مي شد. فرار روزافزون سربازان از پادگان ها و پيوستن به مردم، استنكاف و خودداري از مقابله با مردم، خلق حماسه جاويد لويزان، سرپيچي از دستورات سرسپردگان شاه، همصدايي افسران و درجه داران جوان آن روز با مردم در راهپيمايي ها با لباس شخصي و نظامي، خنثي كردن كودتاي 21بهمن 58 و سرانجام همكاري در سقوط رژيم شاه در تاريخ 22 بهمن 57، از جمله اين اقدامات بود.
اگر روز 22 بهمن را روز سقوط رژيم ستم شاهي بناميم، بجاست از روز نوزدهم تا بيست و دوم را روزهاي پيوستگي كامل ارتش به انقلاب اسلامي نامگذاري كنيم. پس از پيروزي انقلاب گروه ها و احزاب مختلفي در كشور شروع به فعاليت كردند كه بسياري از آنها كه داراي افكار ماركسيستي و التقاطي بودند به بهانه هاي مختلف نيروهاي ارتش را كه به انقلاب پيوسته بودند، امپرياليستي و ضدخلقي ناميده و در شعارهاي خود، انحلال ارتش و ايجاد ارتش خلقي بي طبقه توحيدي را مطرح كردند، چرا كه پيوستن ارتش به نظام اسلامي را موجب عقيم ماندن نقشه هاي پليد خود مي دانستند. در اين ميان امام امت به عنوان بزرگترين و دلسوزترين حامي ارتش، پاي در ميدان نهادند و نقشه شوم دشمنان انقلاب را نقش بر آب كردند و طي پيامي تاريخي در 28 فروردين 1358به ضرورت حفظ ارتش و انسجام و يكپارچگي آن تكيه كردند.
بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي قدرت هاي استعماري كوشش كردند كه به انحاي مختلف به انقلاب اسلامي ايران ضربه وارد كنند و آن را از حركت باز دارند. با توجه به اينكه در جريان انقلاب بسياري از پادگان ها و مراكز انتظامي خلع سلاح و تصرف شده بودند لذا سلاح و مهمات آنها به دست بعضي از افراد شرور افتاد كه بعدها سعي در ترور برخي از شخصيت هاي انقلابي بنمايند پس چند روز بطول انجاميد تا مسئولين انقلاب بتوانند به وضعيت مراكز نظامي و انتظامي سر و سامان دهند و افراد آن را گردهم آورند. بنابراين نقش بسياري از نيروهاي انقلابي ارتش را در ايجاد سازمان ها و ارگان هاي جديد انقلابي مانند كميته هاي انقلاب نبايد ناديده گرفت. پس از پيروزي انقلاب حراست و پاسداري بسياري از اماكن دولتي نظير ساختمان نخست وزيري و صدا و سيما تا چند ماه به عهده ارتش بود. در جريان همه پرسي نظام جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 10 و 11 فروردين 1358 نيروهاي ارتش در حفظ نظم و امنيت به نيروهاي انتظامي كمك چشم گيري كردند تا بدانجا كه اين اتحاد و همبستگي بين ارتش، رهبري و ملت شريف ايران موجب كينه دشمنان انقلاب شد و رئيس ستاد مشترك ارتش شهيد سپهبد قرني كه اولين شهيد بعد از انقلاب است را به درجه رفيع شهادت رساندند.
از ديگر ترفندهاي استكبار جهاني همراهي و ايجاد آشوبهاي محلي و درگيري هاي قومي و منطقه اي از قبيل بلواي سنندج، گنبد، نقده، خرمشهر، مريوان، پاوه و... بود كه با رشادت و هوشياري ارتشيان غيور، تمام انديشه هاي خام آنها نقش برآب شد.
در حركت پرشور و انقلابي مردم ايران، هر چند ويران كردن يك نظام شاهنشاهي بسيار اهميت دارد ولي آنچه به نظر مي رسد بيشتر حائز اهميت است حفظ ارزش هاي اسلامي و ديني بود كه بعد از انقلاب شكل و گسترش مي يافت. بنابراين اگر نبود، ايثار و مجاهدت مردان سلحشور ارتش جمهوري اسلامي ايران چه بسا انقلابي كه به قيمت خون هزاران شهيد حاصل شده بود به دست متجاوزين از بين مي رفت.
ارتش و جنگ
با پيروزي انقلاب اسلامي در 22بهمن 1357و استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي در ايران دشمنان اسلام كه شاهد طلوع و حيات دوباره آفتاب درخشان اسلام در دهه هاي پاياني قرن حاضر بودند، درصدد برآمدند تا ابتدا با كنترل و هدايت جريانات سياسي و نفوذ بر آنها اين انقلاب الهي را به انحراف بكشانند. جبهه ضداسلامي و ضدانقلابي، كودتا و ايجاد آشوب و ناامني در استانها را نيز تجربه كرد اما امت مسلمان و بيدار و آگاه ايران به ياري خداوند منان و به رهبري حضرت امام(ره) آتش فتنه ها را خاموش كرد.
از نظر متحدان جبهه ضداسلامي، تحميل يك جنگ نظامي اقدامي بود كه مي توانست انقلاب اسلامي و نظام نوپاي جمهوري اسلامي را به شكست بكشاند و اين شجره طيبه را از ريشه بركند. شرايط ناشي از پيروزي انقلاب اسلامي و فروپاشي نظام منحط ستم شاهي و وضعيت ارتش جمهوري اسلامي كه در حال تحول و تبديل شدن به يك ارتش اسلامي بود و از سويي با دسيسه ها و اقدامات عناصر نامطلوب تضعيف شده بود اين خيال واهي را واقعي جلوه مي داد.
سرانجام رژيم عراق پس از مقدمه چيني ها و ايجاد جو تشنج در روابط دو كشور و تلاش در مشوش نمودن اذهان سازمان ها و نهادهاي بين المللي در تاريخ 26 شهريور 1359 به طور يكجانبه عهدنامه 1975را لغو و متقابلاً در تاريخ31 شهريور 1359حمله گسترده و همه جانبه اي را به مرزهاي ايران آغاز كرد.
ارتش متجاوز عراق كه به قصد تصرف چند روزه ايران آمده بود به مدت 34 روز در پشت دروازه هاي خرمشهر ماند. مقاومت نيروهاي مردمي و ايثارگري رزمندگان اسلام سبب شد تا نيروهاي متجاوز عراق با وجود موفقيت هاي اوليه نه تنها نتوانستند به اهداف اوليه خود دست يابند بلكه حركت و پيشروي آنها متوقف گرديد و اين فرصتي مغتنم براي نيروهاي مدافع بود تا در مرحله بعد او را به عقب برانند و مناطق اشغالي را بازپس گيرند.
يك روز بعد از عزل بني صدر عمليات «فرمانده كل قوا خميني روح خدا» در منطقه دارخوين و شرق كارون با شركت يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي ايران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اجرا شد كه در نتيجه آن نيروهاي متجاوز عراق از جنوب آبادي سليمانيه و محمديه در شرق كارون به عقب رانده شدند. در عمليات ثامن الائمه كه در 5 مهر ماه 1360 با شركت يگانهائي از ارتش و سپاه و در پي لبيك به پيام حضرت امام(ره) مبني بر شكست حصر آبادان انجام گرفت، نيروهاي عراقي به غرب رودخانه كارون عقب رانده شدند و محاصره آبادان شكسته شد.
پس از عمليات ثامن الائمه تدبير عملياتي فرماندهان و مسئولان ارتش و سپاه بر اين اساس قرار گرفت تا با انجام عمليات هاي برق آسا نيروهاي دشمن را در يك منطقه منهدم نمايند و با اتكاء به موانع طبيعي و صرفه جويي در قوا نيروهاي آزاد شده را در جاي ديگر بكار گيرند و روند عمليات را به گونه اي تنظيم و اجرا كنند كه سرنوشت جنگ هرچه زودتر تعيين شود.
با تشريك مساعي فرماندهان ارتش و سپاهي، طرح هاي دوازده گانه كربلا تهيه و به تصويب شوراي عالي دفاع رسيد. پيوستگي طرح هاي قيد شده و آينده نگري موجود در آنها سبب شد تا نيروهاي رزمنده اسلام در كمتر از هشت ماه پس از عمليات ثامن الائمه موفق شدند تا با عمليات هاي «طريق القدس» «فتح المبين» و «بيت المقدس»، كربلاي 1و2 و 3- نيروهاي عراقي را از بيشتر مناطق اشغالي بيرون برانند.
شكست هاي پياپي عراق در منطقه آبادان و خرمشهر آمال باطل و توسعه طلبانه عراق را جهت كنترل خليج فارس و منابع عظيم اقتصادي آن بر باد داد، به طوري كه با مهار شدن پيشروي ارتش عراق و ايجاد وضعيت پدافندي حكومت بعثي رياكارانه مسئله صلح و حل اختلافات از طريق مذاكرات سياسي را عنوان كرد.
بدين ترتيب با وجود توفيق نسبي كه ارتش عراق با اشغال خرمشهر و محاصره آبادان در روزهاي نخست تجاوز به دست آورده بود ولي با تلاش جان بركفان ارتش و سپاه وضعيت تهاجمي نيروهاي عراقي به كلي متوقف شد. ماشين جنگي متجاوز پشت مواضع پدافندي نيروهاي مسلح ايران زمينگير شد و در سه مرحله شهرهاي خرمشهر، هويزه و پادگان حميد از لوث وجود دشمنان پاكسازي شد و بيش از پنج هزار كيلومترمربع از خاك ميهن اسلامي از تسلط اجانب آزاد شد.
نيروهاي سه گانه ارتش جمهوري اسلامي ايران در طول هشت سال دفاع مقدس آنچه در توان داشتند براي دفع تجاوز و كسب پيروزي و افتخار انجام دادند و شاهد اين امر واقعيتي است كه حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي و فرماندهي كل قوا در ديدار فرماندهان پرسنل ارتش بر آن تاكيد فرمودند: «اگر ارتشي در دنيا باشد كه جنگ را در ميدانهاي واقعي نبرد تجربه نكند اين ارتش يك ارتش واقعي نيست. لااقل يك ارتش سرافراز نيست اما آن ارتشي كه جنگ را با پوست و استخوان خود آن هم نه يك روز و دو روز بلكه بيش از هشت سال لمس مي كند اين يك ارتش واقعي و آبرومند و سرافراز است.»
معظم له همچنين تصريح كرد: «نبرد ارتش ما نه براي افزون طلبي، بلكه براي دفاع از كشور، اسلام و انقلاب بوده است.»
ارتش جمهوري اسلامي ايران در اجراي ماموريت و وظايف الهي خود شهداي بسياري را تقديم اسلام كرد؛ شهيدان گرانمايه اي كه در اجراي فرمان حق و در طلب قسط قيام كردند و به مصاف با اصحاب شيطان برخاستند و با تيغ ستم سوز خود لاشه ظلماني كفر را از هم شكافتند و پاي بر حلقوم كفار فشردند. گواه صادق بر اين مدعا تقديم بيش از 48000 شهيد و 125000جانباز و مفقودالاثر نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي است. دلاور مردان و سرافرازاني كه با پشت سر گذاشتن آزمون هاي دشوار 10 سال نبرد با ضدانقلاب و دشمن بعثي هم اكنون در مناطق مرزي حضور دارند و نگاهبان امنيت و تماميت ارضي ميهن اسلامي هستند و همچنان مفتخر به بيعت جاودانه خود با فرماندهي معظم كل قوا و حافظ حريم استقلال و تماميت ارضي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده و خواهد بود.
ارتش و دوران سازندگي
نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در اجراي اصل 147قانون اساسي و تبصره 9 برنامه اول توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور و اجراي اوامر فرماندهي معظم كل قوا مبني بر شركت نيروهاي مسلح در برنامه هاي عمراني ميهن اسلامي نيز حضور فعال و مؤثري داشته است و ضمن درك مشكلات كشور بويژه در مناطق محروم با بهره گيري از امكانات مهندسي خود به منظور همكاري هرچه بيشتر با دولت به طور مؤثر در اجراي پروژه هاي عمراني كشور مشاركت و از اين طريق در عمران و آبادي مناطق محروم ايفاي نقش كرده است. در اين راستا سازمان عمران و مهندسي ارتش پي ريزي و تاسيس شد و با تصويب فرماندهي معظم كل قوا و تاييد و احراز صلاحيت فني از سوي سازمان برنامه و بودجه كشور در رشته هاي راه سازي و ساختمان به فعاليت عمراني پرداخته است.
روابط عمومي
نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران

 



نقش نيروي زميني ارتش درجنگ تحميلي

محمد مسعود بهمني
استكبار جهاني پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به شيوه هاي گوناگون كوشش مي كرد بر پيكر نوپاي انقلاب ضربه بزند، چرا كه اين انقلاب موجب شده بود منافع بسياري از ابر قدرت ها در ايران بطور جدي آسيب ببيند و آنها درپي دستيابي مجدد به منافع از دست رفته ترفندهاي مختلفي را آغاز كردند.
يكي از اين ترفندها ايجاد اختلاف هاي قومي و ملي و مسلح كردن گروه هاي چپ عليه نظام بود كه با هوشياري به موقع رهبركبير انقلاب و زعامت قاطع ايشان، اين نقشه استكبار نقش بر آب شد.
استعمارگران وقتي از نقشه فوق نااميد شدند، رژيم بعثي عراق را كه در دشمني با انقلاب اسلامي ايران از همان ابتدا شهره آفاق بود براي تجاوز آشكار به سرزمين جمهوري اسلامي ايران تحريك كردند.
سردمداران عراق كه مترصد فرصتي بودند تا با ديدن چراغ سبز استكبار حمله خود را آغاز كنند، در تاريخ 31 شهريور ماه 1359 با استفاده از 12 لشگر و بهره گيري از امكانات تسليحاتي پيشرفته غرب و شرق، هجوم سراسري خود را از تمامي مرزها به ميهن اسلامي آغاز كردند.
هرچند عامل مهمي كه سردمداران سفاك عراق را در تجاوز به خاك ايران تشويق و ترغيب كرد. تجزيه و تحليل ناشيانه اي بود كه دستگاه هاي جاسوسي و اطلاعاتي غرب از شرايط داخلي ايران ارائه داده بودند. اين تحليل ها با توجه به بي ثباتي در ارتش به دليل نابساماني هاي موجود داخل تزلزل فرماندهي، بي انضباطي، كاهش مدت سربازي از دو سال به يك سال تعويض پي درپي فرماندهان و خيانت هاي بني صدر موجب شده بود كه آنان بر ناتواني ارتش در مقابله با تجاوز كشورهاي خارجي، حساب مستقلي بگشايند اما دلاور مردي هاي نيروهاي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران به همراه ساير نيروهاي مسلح در دفاع از كيان اسلام و ميهن ثابت كرده كه اين اطلاعات اجانب از اوضاع كشور كاملاً غلط است.
قبل از حماسه سراسري رژيم عراق در شهريور 1359، حملات پراكنده اي در بعضي از مناطق غرب و شمال غرب توسط هواپيما و توپخانه ارتش بعث به مناطق و روستاهاي مرزي ايران صورت گرفت و همچنين عوامل مسلح و مزدور از داخل خاك عراق به كردستان ايران وارد شده و حوادثي درآنجا به وجود آوردند.
پس از تجاوز حكومت عراق به خاك اسلامي ايران ، غيور مردان نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران مشتاقانه مسئوليت خطير حراست و پاسداري از كيان مقدس ج. ا. ا را به دوش گرفته و مردانه براي اداي اين وظيفه سنگين قيام كردند. اين دلاور مردان هنوز از دفع اشرار دركردستان و آذربايجان غربي بطوركامل فارغ نشده بودند كه همزمان قسمتي از آنها براي بازگشت امنيت در آن مناطق به وظايف خود ادامه دادند و قسمت عظيمي از آنها براي مقابله با مزدوران بعثي به مرزهاي غرب و جنوب اعزام شدند.
غيور مردان نزاجا به همراه ساير برادران نيروهاي مسلح موفق به دفع تجاوز و سركوب متجاوزان شدند و دراين راه شهداي گرانقدري را به اسلام تقديم كردند و درپيروزي هاي درخشان هشت سال دفاع مقدس آنچه در توان داشتند براي دفع متجاوز كسب پيروزي و افتخار انجام دادند و توانستند توانايي و استعداد وصف ناپذير خود را نشان دهند كه نيروهاي كار آمد، پر افتخار و پر قدرتي مي باشند كه آمادگي انجام هر مأموريتي را دارند.
حوادث و رويدادهاي 8 سال نبرد ثابت كرد كه درگير بودن درجنگ و برخورداري از باورها و ارزش هاي اسلامي از ارتش ما نيرويي مقاوم و موثر ساخته است.
حضور و آمادگي دفاعي چهره قهرمان نيروي زميني ارتش در مرزهاي غرب و جنوب كشور درآن شرايط نامناسب جغرافيايي و سرما و گرماي طاقت فرساي مناطق با وجود كمبودها و محاصره ها در اكثر صحنه هاي رزم و پـيكار همگام و همدوش با ساير نيروها عامل مهمي براي خارج ساختن از سرزمين هاي اشغال شده ميهن عزيز از چنگال متجاوزان و در هم شكستن پشت سپاهيان كفر بود.
نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در طول هشت سال دفاع مقدس 45 عمليات گسترده و موثر عليه نيروهاي متجاوز انجام داده است كه اين عمليات ها منجربه آزاد سازي بخش عمده اي از خاك اشغال شده جمهوري اسلامي ايران شد و ضربات جبران ناپذيري بر ماشين جنگي عراق وارد ساخت.
عمليات هايي همچون عمليات ثامن الائمه (ع)، طريق القدس، فتح المبين، بيت المقدس و...
اكنون كه بيش از 20سال از پايان جنگ مي گذرد، نزاجا ضمن حفظ و ارتقاي آمادگي و توان رزمي خود درخودكفايي تلاش كرده و در صحنه سازندگي كشور حضور فعال و موثري داشته است و هم اكنون يكي از مقتدرترين نيروها درسطح كشور و منطقه است.

 



نوآوري، مطالبه حقوق مردم از متن انقلاب

سليمان الله مرادي
امسال از سوي رهبر معظم انقلاب به عنوان سال نوآوري و شكوفايي نام گذاري شده است. نوآوري و تحول نه تنها در ساختار اداري و سياسي و... براي پيشرفت كشور امري الزامي است بلكه در زندگي فردي انسانها نيز مي تواند شاه كليد حل بسياري از معضلات و گرفتاري هاي روزمره باشد.
اصولا نوآوري در ماهيت انقلاب نهفته است و در چرخه اداره امور كشور از آن مي توان به عنوان عاملي مهم براي تحقق پديده عدالت و تامين خواست عمومي و استمرار نشاط اجتماعي نام برد.
استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران در دوازدهم فروردين ماه سال 59 شرايطي فراهم كرد تا مردم مستقيما در ساختار قدرت نقشي تعيين كننده داشته باشند و از همين رو نهادهاي قانوني بنابه خواست و اراده ملت روند تامين نيازها و خواست آنان را در چارچوب قوانين همواره مدنظر قرار داده اند اما اگر در برخي مقاطع زماني، اين روند تكاملي انقلاب دچار ركود و وقفه شده است ريشه اين جمود و ركود را بايد در مسايل فرهنگي، نابساماني هاي قبل از انقلاب و فشارهاي بيگانگان جستجو كرد.
جنگ تحميلي 8 ساله، محاصره اقتصادي و مشكلات ناشي از سازندگي دوران پس از جنگ از ديگر عوامل تاثيرگذار بر روند تكاملي انقلاب و تحقق آرمان هاي بلند ملت عدالتخواه ايران در سال هاي گذشته است.
از نمونه هاي عيني نوآوري در بستر انقلاب مي توان به انتخابات متعدد و برگزيدن چهره هاي جديدي از رجال سياسي كشور به عنوان رئيس جمهور اشاره كرد.
در انتخابات خرداد ماه سال 76 با انتخاب سيد محمد خاتمي اين روح تحول خواهي ملت در قالب اصلاح طلبي تجلي يافت اما متاسفانه بعدها عده اي ماجراجو تحت تاثير تبليغات بيگانگان نه تنها نتوانستند به اين خواست عمومي پاسخي شايسته بدهند بلكه با سوء استفاده از اصلاحات آن را به جبهه جديدي از تقابل و رويارويي با ارزش هاي جامعه تبديل كردند. گروه هاي موسوم به دوم خردادي پيش از آنكه تعريفي جامع ا ز اصلاحات و بازسازي زيرساختهاي نظام اجرايي و اصلاح روشها در اداره امور كشور و يا اصلاح ساختار اقتصادي و ... ارائه دهند به نام اصلاحات باورها و ارزش هاي جامعه و از همه مهم تر به نام مجريان قانون، قوانين كشور را زير پا نهادند و بيشترين آسيب هاي اجتماعي و سياسي را ببار آوردند، به گونه اي كه به عقيده بسياري از كارشناسان رفتار آنان تداعي گر نوعي تلاش براي براندازي نرم و هرج و مرج طلبي بود.
افراطي گري در جبهه موسوم به دوم خرداد يا همان اصلاحات تا آنجا پيش رفت كه توصيه بزرگان خود را نيز ناديده گرفتند و عملا برنامه ريزي هاي اقتصادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، تحقيقي و پژوهشي و از همه مهم تر موضوع معيشت مردم تحت تاثير بازيهاي سياسي و جنجال آفريني آنان دستخوش ركود و وقفه شد.
روح تحول خواهي ملت ايران در انتخابات سوم تير ماه سال 84 با انتخاب دكتر «محمود احمدي نژاد» به شكلي ديگر نمود يافت. دولت نهم با حفظ ارزش هاي مورد احترام مردم پس از روي كار آمدن بر اصلاح ساختار بيمار اقتصادي كشور انگشت گذاشت. در نخستين مرحله اصلاح نظام بانكداري و بيمه اي را به عنوان يك طرح جامع در دستور كار قرار داد و سازمان مديريت و برنامه ريزي را با تحركي در خور توجه در خدمت بيشتر به نظام اجرايي به كار گرفت به گونه اي كه آثار مثبت اين طرح ها را مي توان در جاي جاي كشور پهناور ايران اسلامي مشاهده كرد.
رئيس جمهور با طرح سوال ديوان سالاري در خدمت مردم، يا مردم در خدمت ديوان سالاري؟ گام بعدي خود را براي اصلاح نظام اداري كشور برداشت. نظامي كه بسياري از قوانين آن ريشه در نظام شاهنشاهي داشت و انقلاب نتوانسته بود آن را آنگونه كه شايسته خدمت رساني به مردم است متحول سازد. حاصل اين بيماري مزمن به مرور مي رفت تا انقلاب را استحاله و مردم را از تحول در اين بخش ها نااميد سازد. اشاره رهبر معظم انقلاب به نوآوري در واقع توصيه به يكي از مطالبات معوقه مردم از متن انقلاب است. دهه اول انقلاب با جنگ سپري شد، دهه دوم با مشكلات ناشي از جنگ و بازسازي كشور همراه بود و دهه سوم نيز با رفتارهاي ساختگي برنامه اصلاحات و چپ و راست فرصت هرگونه اصلاحات واقعي را از انقلاب سلب كرد.
اينك در آستانه آغاز دهه چهارم انقلاب ملت حق دارند ازنظام سياسي، اداري، اقتصادي و فرهنگي كشور تحولي درخور مطالبات و نيازهاي واقعي خود ببينند.
تركيب مجلس هشتم با تفكر غالب اصولگرايي ونيز دولت نهم يا همان ايده، شرايط مساعدي فراهم كرده است تا مجموعه كارگزاران نظام به دور از جنجال آفريني هاي ساختگي طرحي نو دراندازند و با حذف عوامل دست و پاگير و واسطه هاي سياسي و اقتصادي و شناسايي عوامل بازدارنده و با سرعتي درخور انقلاب راه خدمت رساني به مردم و عزت و افتخار براي كشور را هموار سازند و نگذارند توانمنديهاي داخلي و غرور ملي بازيچه دست عوامل ناسازگار يا ملت و باندها و مافياي قدرت و ثروت قرار گيرد.
براي نمونه چرا بايد يك اداره دولتي در مناطق محروم سالها در يك ساختمان استيجاري مستقر شود، اما بانك ها هر چند سال به بهانه اي ساختمان تازه ساختي را ويران و از نو با هزينه اي گزاف دوباره آن را بنا كنند.
در سال نوآوري و شكوفايي دستگاه هاي اجرايي موظف هستند به كيفيت ارايه خدمات بپردازند و از تشريفات زايد كه با روح انقلاب نيز منافات دارد به شدت پرهيز كنند. اگرچه همه آحاد جامعه مشمول خطاب رهبري قرار مي گيرند اما توصيه معظم له بيشتر به نخبگان، شخصيت هاي تاثيرگذار، رسانه ها، هنرمندان، فرهنگيان، تجار و بازرگانان، صنعتگران و دستگاه هاي ناظر است تا با فرهنگ سازي در عرصه نوآوري زمينه شكوفايي طرح ها و برنامه ها و توسعه همه جانبه كشور را فراهم آورند و اجازه ندهند اعتبار انقلاب و خونبهاي شهدا به پاي عده اي فرصت طلب تحت هر عنوان كه باشد هزينه شود.
بدون شك تنها در چنين شرايطي است كه مي توان نشاط و نوآوري را از جامعه انتظار داشت و چشم انداز شكوفايي كشور را اميدبخش ديد.

 



دكتر كوچك زاده در مسجد اعظم تجريش: ترك امر به معروف و نهي از منكر ريشه بسياري از مشكلات است

آنچه در پي مي آيد، سخنان دكتر مهدي كوچك زاده نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي است كه اخيرا حرف و حديث هايي ناروا در مورد آن زمزمه شده است، لذا كيهان به جهت رفع برخي سوء تفاهمات و همچنين محتواي ارزشمند اين سخنان، متني را كه در اختيار دارد منتشر مي كند.
ريشه بسياري از مشكلاتي كه امروز گريبانگير جامعه ماست همين عرايضي است كه خواهم گفت. ممكن است از يك نماينده اين توقع باشد كه بيايد در مورد آب، برق و آسفالت كوچه و خيابان حرف بزند اما يك نماينده بايد ريشه و دليل همه مشكلاتي را كه مردم با آن ها روبه رو هستند، تبيين كند.
چرا اينگونه است؟ چرا همه چيز ناميزان به نظر مي آيد؟ چرا در هرجا جلوي يكديگر مي پيچيم؟ چرا مسئول، رعايت مردم را نمي كند و مردم، حرمت مسئول را نگه نمي دارند؟ اين اوضاع به چه دليلي است؟
عرايضم را از دو مرجع بيان
مي كنم. يكي سه جلد كتاب علامه شهيد مرتضي مطهري به نام نهضت حسيني كه در آن در باب تحريفاتي كه در مورد عاشورا شده است مطالبي آمده و ديگري از نهج البلاغه اميرالمؤمنين(ع) با موضوع امر به معروف و نهي از منكر است.
فلسفه قيام اباعبدالله(ع) به استناد وصيتي كه به برادرش محمد حنفيه كرده مشخص است. حالا شايد اين سؤال پيش بيايد كه چرا خود محمد حنفيه در قيام عاشورا نبود؟ در كتاب شهيد مطهري خواندم كه به واسطه فلج شدن دستش در جهاد نبوده است.
حضرت در اين وصيت جمله معروفي دارند: اني لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا و لاظالما انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي بن ابي طالب عليه السلام. من براي طغيانگري و شرارت آفريني و دنياطلبي يا فسادگري وستمگري بر دولت وقت خروج نكرده و راه مبارزه را درپيش نگرفته ام بلكه تنها براي اصلاح گري در امت جدّ خويش اقدام به خروج نموده و مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم و روش و سيره جدم و پدرم علي بن ابي طالب را درپيش گيرم.
از اين كلام استفاده مي شود كه يكي از اهداف اصلي و بزرگ اباعبدالله(ع) در قيامي كه داشت و خودش و خاندانش را در آن قرباني كرد، امر به معروف و نهي از منكر بوده است.
اين روزها بعضي ها كه دين شان مدرن تر است! و قائل به اين هستند كه دين را بايد كامل و اصلاح كرد، به خود اجازه مي دهند كه به دين هم يك چيزهايي اضافه كنند! اين فراز از سخنان سيد الشهدا(ع) را تحريف كرده و اينچنين
مي خوانند:«اني خرجت لطلب الاصلاح في دين جدي». «من خروج كردم براي اصلاح در دين جدم » در حالي كه دين اشتباهي ندارد بلكه امت يك راه اشتباهي به واسطه فساد و طغيان گري سرانشان رفته بودند كه حضرت براي اصلاح در اين امت قيام كردند نه براي اصلاح دين.
اما دو حكمت از نهج البلاغه اميرالمؤمنين(ع) مي خواهم قرائت كنم و تمام عرايضم، همين است. يكي حكمت 373 و ديگري 374 كه ببينيم حضرت امير(ع) امر به معروف و نهي از منكر را چگونه تعريف مي كنند؟
هر كدام از ما تعاريف و مراحلي از امر به معروف و نهي از منكر در ذهنمان هست و اگر حالش را هم داشته باشيم، برحسب فهم، درك و آموزش خودمان عمل مي كنيم اما كمتر در مورد مراتب آن جستجو مي كنيم. آنقدر كه به مسائل شرعي ديگر اهميت مي دهيم، درباره امر به معروف و نهي از منكر اهميت نمي دهيم. مثلاً براي تصحيح نمازمان مي رويم پيش امام جماعت و مي گوييم ما حمد را اين جوري مي خوانيم آيا درست است؟ و لاالضالين را اين گونه
مي گوييم آيا صحيح است يا نه؟ درست هم هست، بايد بپرسيم؛ ولي اين وسواسي كه ما اينجا داريم و يا وسواسي كه در شب ماه رمضان داريم كه ذره اي از غذا هم كه در داخل دندان قرار گرفته بود، فرو بدهم يا ندهم، آيا اينگونه مسائل را درباره امر به معروف و نهي از منكر هم داريم؟ مثلاً بياييم به امام جماعت بگوييم ما كه پشت سر شما نماز خوانده ايم، امروز سؤال داريم. امروز چنين مسأله اي را در اداره مان ديديم، چنين تعدي را در خيابان ديديم. فلان كم كاري را در مسئوليت فلان فرد ديديم. چگونه بايد ايشان را از اين عمل نهي كنيم؟ آيا مي رويم بپرسيم؟ نه!
در دين يك سري اعمال واجب داريم كه بايد انجام دهيم و آن ها را فروع دين مي ناميم. نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زكات، امر به معروف و نهي از منكر و تولي و تبري. از يك ماه قبل از رفتن به حج، در مساجد كلاس مي گذارند، حساب خمسي خود را صاف
مي كنند، حمد و سوره را درست مي كنند. همه را مي پرسيم و سعي مي كنيم كه ذره اي هم كار غلط نباشد. به خانه خدا هم كه رسيديم مي خواهيم طواف كنيم بايد 7 مرتبه در جهت خلاف عقربه ساعت بچرخيم و در رساله ها مي نويسند كه بايد شانه چپ طرف خانه خدا باشد يا روزه كه مي گيري حتماً مسائلش را مي پرسي، ياد
مي گيري خمس كه مي خواهي بدهي وسواس به خرج مي دهي، اما آيا در امر به معروف و نهي از منكر هم همين گونه عمل مي كنيم؟ مگر با ديگر عبادات چه فرقي دارد؟ نكند خداي نكرده تركش كرده باشيم. از رسول اكرم(ص) نقل است كه
مي فرمايند: اي مردم! بايد امر به معروف و نهي از منكر كنيد! والا بر شما مسلط مي شوند، دعا
مي كنيد، مي بينيد دعايتان مستجاب نمي شود. اما هم بلد نيستيم، هم مراتبش را نمي دانيم و هم به آن فكر نمي كنيم.
مثلاً راجع به رئيس دانشگاه حرف پيش مي آيد. مي گويد ديدي فلان مسئله را داشت؟ يك ساعت، دو ساعت، عليه او حرف مي زنيم، بعد كه خسته مي شويم و مي رويم بيرون و آقاي رئيس را در راهرو
مي بينيم. در همين مسير كه او را مي بينيم مي گوييم، «سلام عليكم»، اين همين آقايي است كه تا چند دقيقه پيش عليه او حرف مي زديم. حداقل اين را نمي دانيم كه آقا اگر رئيس اداره مان هم كار بدي مي كند، تو اول به او سلام نكن، امر به معروف و نهي از منكر همين است، تا كمر هم خم
مي شود و سلام و عليك مي كند.
خلاصه مي خواهم بگويم كه امر به معروف و نهي از منكر را خيلي كمتر از نماز و روزه و خمس و... بلديم. حتي كمتر از جهاد. خيلي از شما برادران، پسران و پدرانتان به جهاد رفته اند.
در حكمت 373 حضرت امير(ع) پدر اباعبدالله الحسين(ع) مي فرمايند: اي مؤمنان اگر كسي ديد كه تجاوزي دارد صورت
مي گيرد، يك عمل بدي انجام
مي شود و يك منكري ترويج
مي شود و در جامعه اشاعه
مي شود، اگر داشتي مي رفتي در محيط اداره، درس و يا هرجاي ديگري، ديدي يك منكري انجام مي شود و قلبت آزرده شد و بدت آمد، با قلبت انكار كردي، به سلامت رفتي و اگر رفتي با زبان انكار كردي، به اين كار جزا داده مي شود. اين افضل است، چرا كه هم بدش مي آيد و هم مي گويد نكن، انجام نده، ولي الآن ديگر مي گويند دنيا، دنياي گفتگو است، مي بينيد چقدر تمام دنيا با ما خوبند! مي بينيد چقدر آمريكايي ها با فلسطينيان مهربانند! در عراق، در افغانستان. دنيا، دنياي گفتگو است، گفتگوي اديان، گفتگوي تمدن ها. حرف از سيف و شمشير و خون ريختن، خشونت است، چندش آور است.
خدا امام(ره) را رحمت كند ، داد مي زد و مي گفت پس نتيجه مي گيريم راهي جز مبارزه باقي نمانده است، يا شهيد مي شويم و يا دشمن را شكست مي دهيم كه هر دو پيروزي است.
يك مشت سازشكار نامرد به رهبر انقلاب در همين مجلس قبلي نامه نوشتند كه آقا اوضاع اينطور است و اگرجام زهري بايد نوشيد، پس زدوتر بنوشيد. در واقع مي خواستند بگويند «امام كه بزرگتر از شما بود، سازش كرد» اما برويد آن نامه قطعنامه را بخوانيد و ببينيد جز سرافرازي و يورش و شورش عليه استكبار چيز ديگري بيرون مي آيد؟ بند بند آن تعرض به امريكاست. ما چنگ و دندان ابرقدرتها را به ياري خداوند خواهيم شكست. به استناد اين نامه به رهبر انقلاب نامه
مي نويسند و مي گويند: اگر جام زهري بايد بنوشيد، بنوشيد. يعني براي چه مي رويد در سازمان ملل ابتداي سخنرانيتان دعاي فرج
مي خوانيد و بعد هم درباره هولوكاست سؤال مي كنيد؟ درست حرف بزنيد! اسرائيلي ها را ناراحت نكنيد، خون به پا مي كنيد. من نمي دانم اين فرهنگ از كجا آمده است، فرهنگ امام حسين(ع) است؟ فرهنگ روح الله است؟ فرهنگ كيست؟
اميرالمؤمنين در مرحله سوم مي فرمايد اگر رفتي و ديدي كه منكري انجام مي شود و با سيف و شمشير مخالفت كردي تا سخن حق بالا گيرد و سخن باطل پايين بيايد، كسي است كه راه رستگاري را يافته و بر آن قيام نموده و نور يقين در قلبش درخشيده است.
در حكمت 374 هست كه هركسي كه منكري را ديد و با زبان و دست و قلب آن را انكار كرد، او همه خصلت هاي خوب را دارد و آدم درستي است و از بين اين مردم كساني هستند كه قلباً بدشان
مي آيد. دو خصلت خوب را براي خودش جمع كرده، ولي يكي را جمع نكرده، ولي اگر كسي هيچ كاري نمي كند دو تا از خصلت هاي بد را ضايع كرده و يكي را كسب كرده اما كساني هستند كه نه با زبان و نه با دست و نه با قلب انكار نمي كنند و درواقع «ميت الحياء» به مانند اجساد مي مانند.
ما چيزي بزگتر و برتر از تقوا نداريم. اگر من نماينده اشتباه
مي كنم، نبايد بگذريد. ان اكرمكم عندالله اتقيكم. اين بزرگي و كرامتي را كه خودمان درآورده ايم، از كجاست؟ هزار و يك بي تقوايي از طرف مي بينيم، تعدي، تضييع حقوق مردم و ... اما باز هم به او احترام مي گذاريم.
حضرت مي فرمايند: همه اعمال خوب، نيك، انفاق ها، روزه گرفتن ها، در مقايسه با امر به معروف و نهي از منكر، مثل قطره آبي است در برابر دريا... «و ان الامر بالمعروف والنهي عن المنكر لخلقان من خلق الله سبحانه و انهما لايقربان من جل»، موجب جلو افتادن اجلت نمي شود و «لاينقصان من رزق» و موجب كم شدن رزقت نمي شود. حالا
مي رويم در اداره اي براي راه افتادن كارمان رشوه مي دهيم. ما بايد به اعمال خودمان فكر كنيم، من اصلاً كاري به اين ندارم كه ما بايد بيانديشم كه چه كرديم كه اينگونه شد؟ مگر مي شود با 5 هزار مأمور بازرسي تعزيرات همه نانوايي ها را درست كرد؟ مي گويند در قم نان و تاكسي از همه جا بهتر و ارزان تر است به خاطر اينكه در اكثر كوچه هايش 5 تا طلبه هست، اگر نان بد بدهند، اعتراض مي كند و مي گويد چرا نان را اينگونه
مي پزي؟ در آنجا آرامش بيشتري هست، چون عده بيشتري از مردم پايبند به اين قضيه هستند.
اجر امشب ما اين باشد كه شب برگرديم به اعمالمان و ببينيم چقدر كوتاهي كرديم؟ در بدي هايي كه ديديم و باعث گسترش آن شد، به جاي اينكه به حرف حضرت آقا گوش دهيم، مثل خانه اشراف خانه درست كرديم و رفتيم وزارتخانه هاي چند ده طبقه ساختيم و مردم را پشت درها نگه داشتيم. آقا مي فرمايد اين دولت آمده شعارهاي انقلاب را زنده كرده است از همه طرف سنگ به پايش مي زنند. چقدر وقتي يك افسري رشوه خواست، يك مدرسه اي فرزندمان را ثبت نام نكرد، گفت بايد يك چيزي بدهي تا اسمش را بنويسند، چقدر رفتيم، ايستاديم، معطل شديم و مقاومت كرديم؟ همين مردمي كه
بچه هايشان را براي اصلاح امور
مي دادند، يك فرهنگي يك كساني حاكم كردند كه مي گويد بگذار حالا كار من راه بيفتد. اين يكي از مشكلات بزرگي است كه ما غفلت كرديم و بسياري از مشكلات ناشي از همين است.

 

(صفحه(12(صفحه(9(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14