(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 27 فروردين 1387 - 8 ربيع الثاني 1429 - 15 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189060
 

قطره
كتاب ؛ جام جهان نما
پاي درس معلم ها



قطره

باور نمي كنم كه تو شيدا كني مرا!
وانگه به يك اشاره زسر واكني مرا!
باور نمي كنم كه پس از عمري عاشقي
در چشم هر غريبه تو رسوا كني مرا!
جرمم مگر چه بود كه بايد تو تا ابد
محكوم جرم آدم و حوا كني مرا؟!
آخر چه مي شود كه تو پنهان ز ديگران
در گوشه اي ز چشم دلت جاكني مرا؟
من قطره اي چكيده به دامان غربتم
كي مي شود كه ساكن دريا كني مرا؟!
عبدالرضا پاليزدار

 



كتاب ؛ جام جهان نما

طاهر محمد زاده
كودكان بايد نسبت به كتاب و كتابخواني احساس نياز نمايند و به آن عشق ورزند كه جهت ايجاد چنين روحيه اي در كودكان خود، بايد با روش هاي تربيتي مناسب يادگيري آموزي را آموخت يا به تعبيري ماهيگيري را آموخت نه به آنها ماهي داد. لذا اگر در همان دوران كودكي نفس كودك به كسب فضائل (علم- جهاد- تقوا) عادت نكند، طبيعي است كه عادت به كسب رذائل پيدامي كند علي(ع): (اكره نفسك علي الفضائل فان رذائل انت متبوع عليها) يعني نفس خود را به كسب فضائل دعوت كنيد كه اگر اين نفس به فضائل عادت نكند به رذائل ميل پيدا مي كند چون خوشش مي آيد. راستي كدام نفس از رذائل خوشش نمي آيد؟ مگر آنكه عادت به فضائل نمايد. در عين حال اگر كودك با مطالعه صحيح آشنا نشود و عادت به سرگرم هاي متنوع غير مفيد نمايد پس از تشكل و تبلور شخصيت يعني بعد از بلوغ روي آوردن آن به مطالعه، بسيار سخت است و بالعكس عادت به رفتارهاي غيرمطلوب مي نمايد.
مولانا:
يكي كناس بيرون جست از كار
دو گروه داشت بر دكان عطار
چون بوي عطر از دكان برون شد
همي كناس آنجا سرنگون شد
برون آمد ز دكان مرد عطار
گلاب و عود پيش آورد بسيار
چو رويش از گلاب و عودتر شد
همي كناس از آن بيهوش تر شد
يكي كناس ديگر چون بديدش
نجاست پيش بيني آوريدش
مشامش از نجاست چون خبر يافت
تو گفتي زنده شده جان ديگر يافت!
اما در صورت تربيت مطلوب و عادت صحيح كودك به مطالعه و يادگيري آموزي خصوصيات نيكويي در وي عارض مي شود از جمله:
1- تقويت ذهن نيمه هشيار و هشيار او يعني تقويت توانايي خواندن كه در حافظه درازمدت يا ذهن هشيار حك نمودن است.
2- تقويت توانايي بيان منويات دروني خود يعني نوشتن، كه تقليد دروني و نگارش آموخته هاي علمي است.
3- آشنايي با واژه و اصطلاحات متناسب با شرايط سني و جنسي خود
4- به تناسب نضج فيزيكي و تقويت فيزيولوژيك روح و جان او نيز تكامل مي يابد.
5- نسبت به شناخت خود به مرور زمان آشناتر شده و به همين ميزان پي به وجود خداوند سبحان مي برد.
6- با محيط اطراف و آنچه پيرامون او مي گذرد آشناتر شده و حس كنجكاوي او تقويت مي گردد.
7- چون خود اهل مطالعه است كمتر سؤالات مختلف از اطرافيان مي پرسد كه با پاسخهاي غيرمربوط مواجه شود.
8- تخيل مثبت و سازنده او تقويت شده و كمتر دچار تخيل منفعل مي گردد.
9- چون كودكان اكثر اوقات جهت جلب توجه دست به اعمالي مي زنند در صورت مطالعه صحيح با بيان علم خود، جلب توجه مي كنند نه در ابعاد منفي .
10- يكي از نيازهاي بشر كسب موفقيت است كه در صورت گرايش كودكان به مطالعه و احراز موفقيت خود شكوفا مي شوند.
11- با توجه به اينكه از 2 يا 3 سالگي ميل به استقبال طلبي دارند بهترين راه اغناء اين ميل گرايش آنها به مطالعه است.
12- سن 4 تا 5 يا 6 سالگي اوج لج بازي و بروز ابتكار كودكان است كه با عادت دادن آنها به مطالعه مي توان آنها را خلاق و مبتكر نمود به جاي لج بازي و...
13- تفكر كودكان عيني است كه با گرايش آنها به مطالعه صحيح واقعيتهاي اطراف خود را بهتر مي فهمند.
14- دوران سازندگي كودكان از 5 يا 6 سالگي تا 10 يا 11 سالگي است كه با مطالعه صحيح شخصيت سازنده مي يابند نه سازشگر.
15- مهمترين راه هويت يابي و يافتن چيستم و كيستم كودكان گرايش آنها به مطالعه صحيح است.
16- كودكان ميل به خاك بازي، خانه سازي و خراب كردن و... دارند كه با گرايش آنها به مطالعه هم به بازيهاي كودكان خود جهت مي دهند و هم لذت از بازي با كلمات و واژه ها و اشياء مي برند.
17- معمولا فرزندان اول حاكم و فرمانده هستند و فرزندان دوم حس حسادت دارند و فرزندان آخر لوس و وابسته مي شوند كه با عادت دادن آنها به مطالعه در اوايل كودكي مي توان اينگونه حالتها را در آنها متعادل تر نمود.
18- اكثر تك محصولي ها اعم از پسر يا دختر وابستگي و دلبستگي به پدر يا مادر دارند كه با گرايش آنها به مطالعه صحيح مي توان استقلال و خود پليس خود بودن را در آنها عارض نمود.
19- اگر كودكان در دوران كودكي كه تفكر آنها عيني است عادت به مطالعه نمايند در نوجواني و جواني كه تفكر آنها انتزاعي است كمتر دچار شك، ترديد و عدم اعتماد به نفس و متزلزل در رفتار مي شوند.
20- انگيزه يعني ظهور و تثبيت نياز كه در صورت عادت صحيح كودكان به مطالعه در بحبوحه جواني انگيزه ادامه تحصيل و احساس نياز آنها به مطالعه بيشتر و بيشتر خواهد شد.
21- مطالعه صحيح كودكان اميد به آينده مطلوب را در آنها تقويت مي كند.
22- با مطالعه صحيح كودكان مي توان در آنها لطف معاشرت و تقويت ارتباط اجتماعي را عارض نمود.
23- در صورت عادت صحيح كودكان به مطالعه در دوران تبلور شخصيت و مكاشفه تحصيلي و شغلي و ازدواج درايت بيشتر به خرج مي دهند.
24- اعتقادات مذهبي و وطن خواهي و ناموس دوستي كودكان با مطالعه صحيح تقويت خواهد شد.
25- صبر و استقامت و شكيبايي بشر در برابر مصائب در گرو علم و آگاهي است كه در دوران كودكي احراز مي كند با مطالعه صحيح
26- چون يادگيري يعني تغيير رفتار و كسب تجربه و تجديد تجربه است بهترين روش كسب تجربه هاي مفيد عادت صحيح كودكان به مطالعه مي باشد.
27- در صورت مطالعه صحيح كودكان از همان دوران كودكي عادت به تفكر و تأمل مي كنند و صاحب انديشه مي شوند.
28- عادت صحيح به مطالعه كودكان آنها را به وقايع تاريخي و جنگها و صلح ها و... آشنا نموده و قوه تصميم گيري هاي آنها را تقويت مي كند و كمتر شب عاشق مي شوند و صبح فارغ!
29- به تعبير علي(ع) جواني، مال و مقام مستي آور است كه در صورت گرايش كودكان به مطالعه صحيح بعد از بلوغ كمتر در اين موقعيتها مست شده بلكه وزين تر و با وقارتر مي گردند.
30- با عادت صحيح كودكان به مطالعه، آنها احساس شجاعت بيشتر مي كنند و كمتر جبن و ترس از پيشرفت را در خود جاي مي دهند.
31- با مطالعه صحيح كودكان زندگي هدفمندتري پيشه مي كنند و كمتر دچار يأس و پوچي و سست عنصري مي شوند.
32- در صورت آشنايي كودكان با مطالعه صحيح به مرور زمان كردارشان صدق گفتارشان شده و بهتر حق و باطل را از هم تشخيص مي دهند.
33- باتوجه به فطرت سليم كودكان و حس مذهب گرايي كه دارند با مطالعه صحيح و آشنايي با زندگاني بزرگان ديني گرايشات مذهبي آنها تقويت شده و از ظلمات وهم خارج مي گردند و نور فهم در دل آنها عارض مي گردد.
34- با آشنائي كودكان به مطالعه صحيح در هر برهه از زمان آمادگي تغييرپذيري جسمي و اجتماعي و علمي و... را دارند و كمتر مقاومت نسبت به تغييرات مطلوب، طبيعي ، اجتماعي ، تكنولوژي و مديريتي بروز مي دهند.
35-با گرايش كودكان به مطالعه صحيح، وظايف متقابل خود با اجتماع و خانواده را بهتر آموخته و عمل مي كند.
36-در صورت آشنايي كودكان به مطالعه صحيح و مطالعه زندگاني مخترعين و مكتشفين و علما رياضت كشيدن و سختي ديدن را برخود هموار نموده و از گرايش به مترف گونه زيستن و بي قيد و بي عار بودن امتناع مي ورزند.
37-با علم به اينكه اضطراب يك فرآيند آگاه كننده است لكن اگر توام با ترس و استرس باشد كودكان اعتماد به نفس خود را از دست داده و قادر به انتقال مطالب آموخته شده برروي برگه هاي امتحاني نخواهند بود كه بهترين راه حل آنها تهييج كودكان به كتابخواني است تا اعتماد به نفس و عزت نفس واقعي خود را بيابند.
38-در صورت ترغيب كودكان به كتابخواني و آشنايي آنها با خلاصه نويسي كتابهاي مورد مطالعه به نحوه طراحي سؤال و خود ارزشيابي آگاهي يافته و كمتر دچار سردرگمي مي شوند.
39-ترغيب كودكان به كتابخواني منجر به آشنايي آنها با تغذيه مناسب ، استراحت مناسب و مطالعه مناسب حين امتحانات مي شود كه قدر مسلم استرس در جلسات امتحاني آنها نيز كاهش مي يابد.
40-با مطالعه صحيح كودكان، آنها به توانمنديهاي فردي خود پي برده و بلوغ رواني (تقابلي) مي يابند يعني بين انتظارات اوليا از آنها و توقعات خود آنها از خود، تقابل ايجاد نموده و متعادل مي شوند نه نمره گرا مطابق ميل خانواده كه استرس زاست.
41-مطالعه صحيح كودكان و بازگوكردن آموخته هاي خود با زبان ساده براي خود و آشنايي بيشتر آنها در امتحانات عامل كاهش استرس آنها در جلسات امتحاني آينده آنها مي شود.
42-آشنايي كودكان به مطالعه صحيح آنها را به تفكر و تشكل هاي فراگير جهت مشاركت در يادگيري آموزي به نحو احسن هدايت مي كند و...

 



پاي درس معلم ها

وارد كلاس مدير مدرسه مي شوم ياد مي گيرم كه قبل از مديريت بر ديگران بر خود مدير باشم؛ مديريت قلب، روح، فكر، احساس و عمل را به عهده بگيرم. در اين صورت مي توانم نه تنها بر اعمال ديگران بلكه بر قلوب ديگران حكومت كنم.
وارد كلاس معاونين مي شوم. قبل از هر چيز درس نظم فكري به من داده مي شود؛ اگر نظم فكري داشته باشم نظم عملي هم خواهم داشت. با نظم مي توانم آرامش و امنيت داشته باشم. به كلاس معلمين رياضي مي روم، رياضي اصلا سخت نيست ولي تمرين و عمل مي خواهد، در كلاس رياضي ياد مي گيرم اعتماد را در زاويه چشمانم جاي دهم، شادي را به توان برسانم، غم و اندوه را تفريق كنم، كينه و نفرت را جذر بگيرم، همدلي و دوستي را ضرب كنم و محيط و مساحت محبت را در دايره قلب ديگران به دست آورم.
به كلاس مربي تربيتي مي آيم چراغاني است؛ ياد مي گيرم كه خانه درونم را چراغاني كنم به آراستگي درون و برون بپردازم، مراسم شادي را با ديگران سهيم شوم، با ديگران بخندم و قبل از پرورش ديگران به پرورش خود بپردازم.
به كلاس زيست مي رسم، مي آموزم زندگي كردن را، سير در آفاق را ،انفس را، وجود خودم را كه بررسي مي كنم مي بينم دنيايي در درون من است لذا براي وجودم بهايي زياد قائل مي شوم در وجود حيوانات و گياهان و اشياء نيز رد پاي خود را مي بينم.
به كلاس زبان انگليسي مي رسم به آموزش ارتباط جهاني، ياد مي گيرم كه ما انسانها در كنار تمام تفاوتها در انسانيت مشتركيم و مي توانيم با يك زبان با هم صحبت كنيم، پيش از زبان ظاهري با زبان دل با هم صحبت كنيم زبان مشترك همه انسانها لبخند است.
سركلاس معلمان ادبيات، به باغ و بوستان و گلستان سري مي زنم و هويتم، مليتم، اعتقادات و اخلاق و... را مي يابم، در كلاس ادبيات در نهايت به اين مي رسم كه:
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك
دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم
در كلاس مشاوره، واقع بيني با تأكيد بر مثبت بيني در روابط و افكار و اعمال و مهارت هاي زندگي را مي آموزم.
در كلاس فيزيك ياد مي گيرم كه با سوار بر موج به سوي نور حركت كنم، مغناطيس محبت را به سوي همه بكشانم و واكنش هاي منفي را رها سازم.
در كلاس شيمي ياد مي گيرم كه اخلاص و ايمان و عمل، علم، صداقت و اميد را با هم تركيب كنم و نفاق، يأس، سستي ، ترس و نااميدي را از وجودم تجزيه كنم و به فرمول والايي عشق و كمال برسم.
در كلاس ديني ياد مي گيرم كه بدون شناخت و بصيرت كاري انجام ندهم و اگر مي خواهم به خدا برسم، قبل از شور و شعار و شوق به شعور نياز دارم.
به كلاس عربي مي رسم مي آموزم زبان خدا را، زبان ايمان را، با عربي از زمين به آسمان متصل مي شوم از تاريكي به نور مي رسم.
به كلاس جغرافي مي رسم نقشه وجودم را مي كشم، درياهاي قلبم را آبي آبي و زلال مي كشم كوه هاي وجودم را بسيار استوار و بلند مي كشم و به سرزمين هاي دور دست وجودم سفر مي كنم.
در كلاس تاريخ ياد مي گيرم از زندگي گذشتگان درس عبرت بياموزم قبل از اينكه زندگي من عبرت براي ديگران باشد.
به كلاس اجتماعي مي رسم ياد مي گيرم كه بدون ارتباط نمي توانم زندگي كنم پس ارتباطاتم را به وسعت جهان گسترش مي دهم و مي دانم كه اگر اين ارتباطات براساس همدلي و صفا و صميمت باشد به تاريخ مي پيوندد و از جغرافي وجود مي گذرد.
به كتابخانه مي رسم، طبقه بندي، قفسه بندي، سازماندهي، آيا يادگيري بدون كتابخانه ممكن است؟ يادگيري بدون سازماندهي ماندگار نيست، در كتابخانه به همه اطلاعات دسترسي پيدا مي كنم به شرط اينكه بخواهم به دنبالش بروم. در كتابخانه تمام درسها را مي يابم.
به درس زمين شناسي مي رسم، در اين كلاس درس تواضع مي آموزم، ياد مي گيرم زماني مي توانم آسماني باشم كه زميني زندگي كنم، زميني برخورد كنم مي دانم كه ميهمان زمينم، پس رسم مهماني را خوب مي آموزم.
من ملك بودم و فردوس برين جايم بود
آدم آورد در اين دير خراب آبادم
در كلاس دفترداران به ثبت و ضبط اعمالم مي پردازم و به محاسبه و مراقبه نفس مي پردازم.
در كلاس منطق مواظب گفتارم هستم و منطقي فكر مي كنم.
در كلاس فلسفه، فلسفه وجود را مي يابم و پاسخ پرسشهاي دروني ام را. در كلاس كامپيوتر تمام كلاس معلمانم را مشترك برگزار مي كنم و درسها را مرور مي كنم.
البته من درسهاي زياد ديگري از هر يك از معلمانم مي آموزم كه در اين جا مجال گفتن نيست .دو روز نياز دارم كه به تمام كلاسها سري بزنم و درسهايم را مرور كنم چه اگر در كلاس كوتاهي كنم مي دانم كه مرا در مسير كمال راه نمي دهند و نمي توانم به سر منزل مقصود برسم.
به اميد اينكه با عمري باعزت كلاس هاي اين جهان را طي كنيم و در جلسه معلمان سراي باقي و در بهشت برين در كنار انبيا و اوصياء و صالحان و پاكان جشن پيروزي و رستگاري بگيرم. رقيه باغباني پور
كارشناس ارشد مشاوره

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14