(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 3 ربيع الثاني 1429 - 10 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189056
 

حضور اجباري بانوان در محافل
آياشاپور ريپورتر يك افسانه بود؟ در حاشيه اعتراض «مركز اسناد انقلاب اسلامي » به سريال «پدر خوانده» -1

E-mail:shayanfar@kayhannews.ir




حضور اجباري بانوان در محافل

و در دستور ديگري، حكومت گرگان از شهرباني منطقه چنين مي خواهد:
وزارت داخله، حكومت گرگان و دشت گرگان، نمره 9338، تاريخ 14.10.18، محرمانه
اداره شهرباني گرگان ـ در تعقيب نمره 9315 به موجب حكم نمره 1578 وزارتي لازم است نهايت مراقبت نموده و به شهربانيهاي تابعه نيز دستور دهيد هرگاه وعاظ در بين اشخاص يا منابر اظهاراتي بر ضد وضعيت فعلي نمايند، فوراً مرتكبين را به عنوان تحريك به فساد طبق مقررات تعقيب و مراتب را فوراً راپرت نمايند و . . . تذكر مي دهد. همان طور كه بايد از دسايس و وساوس اشخاص فوق جلوگيري كرده همان قسم بايد با ملايمت و متانت مردم را به مجالس و فوايد رفع حجاب تزريق و آگاه نمود.1
در همان حال، با هماهنگيهاي مسئولان ذيربط در شهرباني، شهربانيهاي محلي طبقات مختلف مردم را در مراسم ويژه گرد مي آوردند، درباره طرح و لزوم كشف حجاب تأكيدات لازم به آنها مي نمودند و آنها را مكلّف مي ساختند در اجراي اين طرح شهرباني و ساير دستگاههاي حكومتي را ياري دهند. در نامه حكومت گرگان به شهرباني آن شهر در اين باره چنين آمده است:
وزارت داخله، حكومت گرگان و دشت گرگان، نمره 9842، تاريخ 5.11.41، محرمانه
اداره شهرباني گرگان ـ در تعقيب نمره 9487، ديروز عصر شنبه 14.11.4 در اداره حكومتي از طبقه تجار و ساير طبقات احضار شده، مقررات را در رفع حجاب به آنها اخطار و همگي اظهار مسرت و اطاعت نمودند. حالا لازم است اداره شهرباني رؤساي اصناف را احضار و با نهايت متانت و ذكر جهات محسنه رفع حجاب و برداشتن چادر سياه را، كه اختصاص به فواحش داده شده، تذكر و آنها را ملزم و متعهد نمائيد در ظرف چند روز معين كه بتوانند براي عائله و زنهايشان تدارك لباس نمايند وقت داده؛ و پس از انقضاء مدت اگر زني با چادر در كوچه و خيابانها ديده شدند به شهرباني جلب و صاحب آن زن طبق مقررات تعقيب شود؛ و بايد هرچه زودتر اين قسمت را عملي نمايند كه بيش از اين تأخير مقتضي نيست. نتيجه را با مدت امهال آنها اطلاع دهيد.2
و هرگاه افرادي به دلايل مختلف در اين جلسات توجيهي حضور پيدا نمي كردند بلافاصله از سوي شهرباني احضار مي شدند تا در اوقات مقرر شده با همسران كشف حجاب كرده خود در جلسات شركت كنند.3 براي نمونه حكومت سبزوار در اين باره به وزارت داخله چنين مي نويسد:
شهرداري سبزوار، نمره 3676.ف، تاريخ 1317.6.28، محرمانه مستقيم
وزارت داخله ـ در اجراي بخشنامه شماره 135.405 ـ 11.1.71 براي پيشرفت امر نهضت بانوان دستور داده شده بود، در مواقع تشكيل جلسات جشن و پذيراييها مراقبت لازمه به عمل آيد.
اشخاصي كه دعوت مي شوند اگر در مجالس جشن حاضر نشدند يا بدون بانوي خود آمدند صورت تهيه كرده به فرمانداري بفرستيد و چون اين موضوع در سبزوار به طور شايسته پيشرفت نكرده بود، لهذا در موقع تشكيل مجالس جشن و پذيرايي مربوط به وصول مژده خبر نامزدي والاحضرت همايون ولايتعهد از موقع استفاده كرده سپرده شد كاملاً مواظبت شود. مدعوين هركدام نيامدند و يا تنها حاضر شده بانوي خودشان را به همراه نياوردند صورت دهند. پس از خاتمه مجالس جشن صورتهاي رسيده حاكي بود از 136 نفر مدعو در يك مجلس 106 نفر يا اصلاً حاضر نشده و يا بدون بانوي خود حاضر شده اند. بنابراين قضيه را به وسيله اداره شهرباني مورد تعقيب و بازرسي قرار داده اشخاصي را كه عذر آنها قابل قبول نبوده و آنهايي كه متعذر شده بودند بانوان آنها حامله و يا وضع حمل داشته و يا مريض بوده يا در مسافرت بوده اند، براي اينكه موضوع روشن شده و صحّت و سقم اظهارات آنها معلوم گردد و دستور داده شد تحت مراقبت شهرباني و معارف شبهاي جمعه كه مجلس وعظ و خطابه معمولاً در مسجد جامع مرتباً دائر است اشخاص منظور هركدام دو سه جلسه با بانوان خود در مجلس وعظ و خطابه مزبور حاضر شوند. به اداره معارف هم نوشته شد مراقبت لازمه را معمول داشته، اشخاصي كه با بانوان خود در مجلس وعظ و خطابه در شبهاي جمعه حاضر مي شوند حضور آنها را تصديق كرده و به فرمانداري صورت بفرستند تا آنهايي كه حقيقتاً متكلف و از حضور در مجالس جشن و پذيراييها و يا در مجالس وعظ و خطابه با بانوان خود خودداري دارند شناخته شوند و صورت آنها را تقديم دارد، تا اقدام لازم درباره آنها به عمل آيد.
]امضاء[: شهروزي4
بدين ترتيب، نيروهاي پرشمار شهرباني در شهرهاي مختلف همواره مراقب بودند دستور اجراي طرح كشف حجاب، چنانكه موردنظر و دلخواه حكومت بود، مورد توجه قرار گيرد و به آن عمل شود5 و با هماهنگيهاي مسئولان امر، شهربانيهاي محلي تمهيدات لازم را براي استقبال عمومي از اين طرح به عمل آورده از موانعي كه به نوعي سد راه اجراي كشف حجاب بود، بكاهند.6 به رغم خشونتهاي بسياري كه مأموران شهرباني در اجراي طرح كشف حجاب اعمال مي كردند و در اين مورد البته موجبات خشم و ناراحتي بسياري از مردم كشور را فراهم مي ساختند، دستگاههاي حكومتي و مسئولان امر در وزارت كشور و نخست وزيري و غيره، روي هم رفته، از روش شهرباني در به كار بستن اين مهم رضايت داشتند و هر از چندگاه در بخشهاي مختلف كشور گزارشهايي به شهرباني مي رسيد كه حاكي از اظهار تشكر و امتنان از اقدامات آنان بود.7
اما برخورد شهرباني با مخالفان كشف حجاب صرفاً در حد تهديد و هشدار باقي نمي ماند و در موارد بسياري، مخالفان دستگير مي شدند و تحت تعقيب قضايي قرار مي گرفتند و پرونده هايي در اين مورد براي آنها تشكيل مي دادند، از آنها بازجويي مي شد و مجازات مي شدند. در اسناد برجاي مانده از آن واقعه نمونه هايي مستند از برخوردهاي شهرباني و ساير سازمانهاي مربوط با مخالفان كشف حجاب به دست آمده است كه مطالعه آنها گوشه هايي از نگرش كلي جامعه آن روز ايران را به رخداد كشف حجاب و انتظارات بيجاي حكومت را به خوبي آشكار مي سازد. در نمونه اي از اين بازجوييها چنين مي خوانيم:
]بازجوئي از يك تن از متخلفين كشف حجاب، 6 خرداد 6131[
محبس، سلول 2 حضور آقاي ... مدير دبستان مزينان آقاي بلواسي رئيس پست و تلگراف داورزن
س) اسم و شهرت خود را بگوئيد.
ج) حاجي محمد فرزند باقر داراي شناسنامه نمره 67 صادره داورزن سنم 70 سال عيال و اولاد دارم شغلم زراعت كاري، اهل داورزن. سواد ندارم. تبعه دولت ايران، مذهب اسلام اثرانگشت.
س) شما در موقع عمل مترقي كشف حجاب، كه مدتي از تاريخ آن مي گذرد، چه اقدامي كرده ايد؟
ج) صمدزاده رئيس سابق اين پست امنيه در اداره طرق در سراسر سال جشن گرفته و در منزل حاجي شيخ غلامعلي هم جشن گرفته، آنجا هم با عيال و عروسم با كلاه، كه سر همه شال بود، رفتيم. چون حكم دولت حضوري بود سرپيچي نكردم.
س) در مجلس وعظ و خطابه كه در چندي قبل از طرف آقاي رئيس دبستان مزينان و از طرف پست امنيه و اداره تلگراف دعوت شده بوديد چرا نرفتند.
ج) مرا كتك زده بودند. به سبزوار رفته بودم. رفتم پيش مسطنطق ]مستنطق[ و مدعي العموم شكايت كنم پست امنيه هم شكايت كردم.
س) چنانچه از روي سابقه معلوم شود كه در موقع مجلس وعظ و خطابه در داورزن بوديد چه مي گوئيد؟
ج) بنده از چشمهايم التزام مي دهم.
س) چند وقت است عيال شما از خانه خارج نشده است؟
ج) عيال بنده همه روزه توي كوچه مي گردد . . . بر سر ندارد.
س) از صحبتهاي زنانه، كه همديگر را منع مي كند، چه اطلاعي داري؟
ج) ما افتاده ايم؛ كاري با آنها نداريم.
س) به طوري كه رؤساي دوائر دولتي آنجا صورت مجلس كرده اند شما در موقع افتتاح و دعوت مجلس وعظ و خطابه هم چه كه از قصد مستحضر شديد به طرف سبزوار مسافرت كرديد علت چه بود؟
ج) ما قبل از تشكيل مجلس وعظ و خطابه در سبزوار بوديم و مدت پنج شش روز در سبزوار بوديم. در آنجا خبر دادند كه جشن گرفته اند.
س) كي گفت كه جشن گرفته اند و يك عده چه اشخاصي بودند و چه اشخاصي نبودند؟
ج) محلي. بچه هاي داورزن آمدند در شهر گفتند جشن گرفتند؛ ولي نگفتند چه اشخاصي در مجلس جشن حاضر بودند.
س) شما در چه تاريخ و براي چه موضوع به شهر رفتيد؟
ج) در آبان ماه بود.
س) مي خواهم بدانم وقتي كه در آنجا نزاع كرديد بعد از چند روز به سبزوار رفتيد؟
ج) بعد از شش روز رفتم سبزوار. در آنجا تلگراف كردم و بعد از شش روز هم رفتم شهر.
س) به طوري كه نزديك نزاع شما كه در پست گرفته شده، در تاريخ 16.1.19 و به طوري كه خودتان اظهار مي داريد شش روز بعد حركت كرديد؛ مي شود 25 در صورتي كه روز 25 همان روزي است كه شما اولاً در قضيه جشن مزينان كه روز 16.1.23 بود مطلع بوديد و ثانياً در همان روز 25 اعلام افتتاح مجلس وعظ و خطابه از طرف معارف ابلاغ شده بود، چرا دروغ مي گوئيد.
ج) به خدا اگر من چه دانستم.
س) خوب دخترت با شوهرش چرا در مجلس وعظ و خطابه حاضر نشده.
ج) شوهرش اجباري است.
س) خودت مي گويي چند نفر دختر داري.
ج) بلي سه نفر دختر دارم.
س) يكي را فرض مي كنيم زن نفر نظام وظيفه؛ آيا دو نفر ديگر كه در محل بودند، و شوهر هم دارند، پس چرا آنها نيامدند در مجلس وعظ و خطابه حاضر نشد]ند[؟
ج) به من مربوط نيست اجازه آنها با شوهرشان است.
س) شوهرشان كي است؟
ج) يكي حسين آقا كوچك و ديگري ميرزا ابوالقاسم.
س) اين دو نفر در كجايند؟
ج) حسين آقا كوچك در داورزن و ميرزا ابوالقاسم هم حلب ساز و ]مولاشه[ رفته است.
س) خوب تو نپرسيدي كه دخترانت به مجلس وعظ و خطابه حاضر شدند؟
ج) من نپرسيدم و در آنجا هم نبودم.
س) جوابهاي خود را به چه وسيله تصديق مي كنيد.
ج) انگشت مي زنم. اين جانب قربانعلي فرزند حاج محمد حسين مطالب را مطالعه نموده ام.
قربانعلي
تحقيقات با حضور فردي به عمل آمده است. مدير پست و تلگراف
]امضاء ناخوانا[
مدير دبستان ]امضاء حاجي اميرشاهي[ كمك گروهان 3 سبزوار مسئول 2
]امضاء: ناخوانا[8
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
1- خشونت و فرهنگ همان، صص 262- 263
2- همان، ص 263
3- همان، صص 129، 130
4- همان، ص 131
5- همان، ص 38
6- همان، ص 23
7- همان، صص 60-61
8- همان، صص 118-120

 



آياشاپور ريپورتر يك افسانه بود؟ در حاشيه اعتراض «مركز اسناد انقلاب اسلامي » به سريال «پدر خوانده» -1

نوشته: سعيد مهدوي خواه
چندي پيش طي يك نظرخواهي كه در انگلستان انجام گرفت به برخي از شخصيت ها و وقايع تاريخي اين كشور اشاره شد. نتايج آن نظرخواهي بسيار شگفت انگيز بود ، از جمله اينكه گروهي از نظردهندگان مدعي شده بودند ، وينستون چرچيل ، سياستمدار معروف بريتانيا كه در جنگ جهاني اول وزير جنگ بود و در جنگ دوم ، صدراعظم و نزديك به نيم قرن در بسياري از وقايع و تحولات سياسي - نظامي جهان دخالت مستقيم داشت ، يك افسانه بيش نبوده است! شايد چنين ابراز نظر شگفتي از عامه مردم چندان دور از ذهن نباشد ، چنانچه در همين كشور خودمان (به دلائل مختلف از جمله تسامح و تساهل دستگاههاي فرهنگي ) نقش بسياري از حوادث و شخصيت هاي مهم و تعيين كننده تاريخي بر اكثريت مردم پوشيده مانده است اما آنچه موجب شگفتي است ، تغافل يكي از همان دستگاههاي فرهنگي است كه فاعدتا مي بايست در جهت روشن كردن اذهان توده هاي مردم نسبت به گوشه هاي پنهان و نامكشوف تاريخ كشور ، تلاش نمايد . و حيرت انگيزتر آن كه اين دستگاه فرهنگي كه گويا به اسناد مهم تاريخ اين سرزمين هم دسترسي دارد ، واقعيات تاريخي ايران را (كه از قضا همواره توسط تاريخ پردازان و دستگاههاي وابسته به بيگانه تحريف شده) عليرغم دهها سند غيرقابل انكار داخلي و خارجي ، منكر مي شود و خواسته و ناخواسته در جهت اهداف همان محرفان تاريخ اين آب و خاك گام بردارد.
پس از پخش سريال تلويزيوني «پدرخوانده» در ايام دهه مبارك فجر از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي كه براي نخستين بار به يكي از مرموزترين چهره هاي تاريخ معاصر ايران يعني «سر شاپور ريپورتر» پرداخته و نقش پنهان وي را در بسياري از وقايع سالهاي 1330 تا 1357 آشكار كرده بود ، اظهار نظرهاي متعددي در مورد نگرش تاريخي سريال مذكور در محافل گوناگون ابراز گرديد كه بعضا به روايت تاريخي اين مجموعه اشكال مي گرفتند. البته اين امر طبيعي هم بود ، چراكه در طول سالهاي حاكميت طاغوت و حتي پس از آن تمام تلاش محافل استعماري و كانون هاي توطئه گر جهاني بر پنهان داشتن عوامل اصلي خويش در وقايع مهم تاريخ اين مملكت قرار داشت. في المثل وقتي در سالهاي مياني دهه 60 13، در اعترافات ارتشبد فردوست (رييس دفتر اطلاعات ويژه شاه و دوست و همراه نزديكش از دوران تحصيل در سوييس) براي نخستين بار بخشي از نقش اساسي اردشير جي ريپورتر و پسرش شاپور ريپورتر در وقايع 53 ساله دوران پهلوي افشاء گرديد و در كنار اسناد و مدارك متعددي (از جمله وصيت نامه اردشير ريپورتر و سند بيوگرافيك شاپور ريپورتر در سرويس اطلاعاتي بريتانيا - MI6 ) قرار گرفت كه از منزل شخصي شاپور ريپورتر يا منابع ديگر بدست آمده بود ، تكاپوي همان محافل امپرياليستي براي سرپوش گذاردن بر افشاي حقايق افزون تر ، شدت بيشتري يافت . مثلا براي نخستين بار از نقش برادران رشيديان در كودتاي 28 مرداد 1332 (كه تا آن زمان در زير سايه امثال شعبان بي مخ پوشيده مانده بود ) سخن گفته شد. در واقع پس از دستگيري و مصاحبه هاي ارتشبد فردوست بود كه شبكه امپراتوري جهاني صهيونيسم به سركردگي خاندان روچيلدها و وساطت ريپورترها ، براي جلوگيري از فاش شدن نقش امپراتوري فوق در روي كار آوردن رضا خان و سلطنت پهلوي ، براي اولين بار طي مقالاتي در مجله «روزگار نو» (چاپ پاريس) با نام مستعار «ا.ع . تافته« ، نقش شبكه «رشيديان» در كودتاي 28 مرداد و حتي پيش از آن در كودتاي رضاخان را فاش كرد. پس از آن نيز «براين لپينگ» كارشناس تاريخ سياسي تلويزيون گرانادا در برنامه 27 ماه مه 1985(خرداد 1363) به نقل از يك مقام ناشناس MI6 (كه تنها صدايش پخش مي شد) از نقش برادران رشيديان در كودتاي 28 مرداد 1332 پرده برداشت.
اماانتظار مي رفت از جمله معترضين به سريال مذكور ، بخشي از طيف موسوم به اصلاح طلبان باشد كه پيش از اين نيز تمايل خود را به تاريخ نويسي فراماسوني ابراز داشته بودند. اين بار هم اين حضرات در نشريه شان «شهروند امروز» و در پرونده اي تحت عنوان «توهم پدرخوانده» با مجموعه اي از مقالات و گفت و گوها بعضا با افراد معلوم الحالي همچون «احمد اشرف» (دستيار احسان يارشاطر بهايي صهيونيست در تدوين دايره المعارف ايرانيكا ) وجود اردشير ريپورتر و شاپور ريپورتر را عليرغم اسناد و مدارك متقن موجود جز خيالبافي و تصور ندانسته و نقش به قول خودشان غلوآميز آنها را ناشي از ذهنيت برخي از مورخين دانسته بودند. ( اين درحالي است كه نقش فوق را بسياري از مورخين ، كارشناسان و نويسندگان معتبر نيز براي اردشير ريپورتر و شاپور ريپورتر قائل هستند و ديدگاه و نظراتشان را در مقالات و گفت و گوها و كتب متعددي منتشر ساخته اند. اساتيدي مانند : موسي حقاني ، مورخ و رييس مركز مطالعات تاريخ معاصر ، محمد تقي تقي پور ، مورخ و نويسنده موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي ، عباس سليمي نمين ، مدير مركز مطالعات و تدوين تاريخ ايران ، سيد حميد روحاني ، رييس بنياد تاريخ پژوهي ايران معاصر ، قاسم تبريزي ، محقق و عضو هيئت علمي موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي ، شمس الدين رحماني ، مورخ و پژوهش گر و ...)
اما متاسفانه مشاهده نام «مركز اسناد انقلاب اسلامي» در ميان اين معترضين شگفت آور بود كه مقاله اي تحت عنوان « به بهانه پخش سريال پدرخوانده» در وب سايت خود در اين باره منتشر ساخت. در مقاله فوق جداي از بحث مفصلي درباره پنهان كردن نقش دكتر مصدق و هوادارانش در حمله به منزل آيت الله كاشاني (كه در جاي خود قابل نقد و بررسي است)واقعيت شاپور ريپورتر را در حد يك دلال اسلحه تنزل داده و ساير نقش هاي اساسي وي در تغيير و تحولات دوران پهلوي را يك افسانه و توهم عنوان كرده است. توهمي كه به زعم اين مركزناشي از بزرگ كردن تاثير استعمار انگليس در رخدادهاي تاريخ حاكميت دو شاه پهلوي در ايران است!
سوال اينجاست كه آيا افشاي نقش سر شاپور ريپورتر و پدرش در تغيير و تحولات تاريخ 72 ساله پيش از پيروزي انقلاب اسلامي بنابر گفته نويسنده مقاله ياد شده ، يك «توهم انگليسي» است و ترسيم چنين نقشي براي شاپور ريپورتر افسانه سرايي است؟
براي روشن تر شدن واقعيت ، پيش از هرگونه قضاوت و داوري بهتر است به اسناد و مدارك تاريخي كه بعضا در داخل يا خارج كشور انتشار يافته است ، مراجعه نماييم.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14