(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 3 ربيع الثاني 1429 - 10 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189056
 

پدران و مادران عزيز؛ نگران فرزندانتان نباشيد!
ازدواج بدون عشق معنا ندارد
دسترسي كودكان و نوجوانان به اينترنت؛ بيم ها و اميدها من آنلاينم پس هستم!
عواطف مثبت را وارد زندگي كنيم
آلرژي
استفاده از تلفن همراه و خطر ايجاد تومورهاي مغزي
مادران شاغل سالم ترند
نارنگي ،دردهاي عصبي را تسكين مي دهد



پدران و مادران عزيز؛ نگران فرزندانتان نباشيد!

نگراني والدين براي فرزندانشان، امري عادي و طبيعي است. با اين حال، نگراني بيش از حد و حمايت زياد از كودك، حتي اگر نيت آنها خير هم باشد، اما به رشد شخصيت كودك صدمه مي زند.
وقتي والدين نگران باشند، فرزندان اين حالت را احساس مي كنند و آنها نيز دچار دلواپسي مي شوند. احساس حمايت پدر و مادر در هر ناراحتي كودك، باعث مي شود كه او جرأت انجام هيچ كاري را نداشته باشد و قدرت ريسك و امتحان كردن مسائل جديد در او تقريباً به صفر مي رسد.
اعتماد به نفس؛ اساس استقلال
دلواپسي افراطي پدر و مادر، وابستگي كودك به والدين را افزايش مي دهد و اين احساس را به او تلقين مي كند كه «من تنها نمي توانم كاري انجام دهم، بدون آنها در خطر هستم». كودك نياز دارد كه گاه گاه از نگاه هاي پدر و مادر دور شود، با محيط اطرافش ارتباط برقرار كند و تجربيات جديد بياموزد. اما اين مسئله مهم محقق نخواهد شد اگر كودك احساس كند كوچكترين اعمال و حركاتش زير ذره بين مامان و بابا است و مادر آماده است كه در هر موقعيتي خود را سريع به او برساند. توجه داشته باشيد كه سايه به سايه، مراقبش نباشيد، تا او بتواند اعتماد به نفس و آزادي عمل پيدا كند.
علاقه وافر به حمايت از فرزند
بعضي مادران كه البته تعداد آنها نيز كم نيست، به شدت نگران فرزندانشان هستند، به طوري كه حمايت آنها جنبه افراطي پيدا كرده است. اين رويه، مي تواند نتايج منفي در رشد رواني كودك داشته باشد. اين مادران نه تنها كوچكترين نيازهاي فرزند خود را برطرف مي كنند، بلكه از قبل نيز به دنبال خواسته هاي او هستند و هيچ گاه اجازه نمي دهند كه فرزندشان با مفهوم آرزو آشنا شوند. در حالي كه آرزو سهم مهمي در ساختار رواني كودك دارد. همچنين وقتي كه كودك بفهمد مادر نمي تواند هر آنچه را كه او دوست دارد برايش فراهم كند، انگيزه پيدا مي كند تا به محيط پيرامون خود توجه كند و خود را از حصار رابطه شديد وابسته به مادر برهاند.
گروهي ديگر از والدين در تمام اوقات رفتارهاي طبيعي و عادي با فرزندانشان دارند، اما در تعطيلات بيش از حد مراقب بچه ها هستند. اين افراد خود را به خاطر گرفتاري هاي روزمره و كار مقصر مي دانند كه نمي توانند به خوبي به فرزندشان رسيدگي كنند و به همين دليل تعطيلات را فرصتي براي جبران مي دانند. اما بدانيد كه كوچولوهايي كه استقلال كسب كرده اند، احتمالا به سختي اين تغيير رفتار ناگهاني پدر و مادر را مي پذيرند.
نكته آخر...
پدر و مادر بودن، از آغازين روزهاي تولد كودك با شيوه استقلال و آزادي عمل همراه است. درحالي كه اگر ما فرزند را وابسته به اعتماد خود تربيت كنيم، او نمي تواند مستقل باشد. به همين دليل والدين بايد شخصيت خود را بررسي كنند تا بدانند اين نگراني افراطي از كجا ناشي مي شود. چنين دلواپسي هاي بيمارگونه اي معمولا ريشه در گذشته پدر و مادر و خصوصاً دوران كودكي آنها دارد.
مريم السادات كاظمي

 



ازدواج بدون عشق معنا ندارد

گفت وگو از :حسين سهرابي
ازدواج از نظر اسلام پيمان مقدسي است كه برترين آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشريفات، سنن و قوانين خاصي صورت مي گيرد. معمولا مي گويند كه خانواده مسئول بسياري از عيوب و بدبختي هاي جامعه است.
بسياري از جوانان با افكار از پيش ساخته و انديشه هاي رويايي وارد زندگي زناشويي مي شوند و مي خواهند از راه تصادف و شانس، زمينه را براي داشتن يك كانون سالم پديد آورند، در حالي كه تن دادن به ازدواج بدون هدف و روش سنجيده همانند قرار دادن اساس ساختمان بر روي زمين سست و لرزان است كه محلي براي زندگي اطمينان بخش نخواهد بود.انتخاب همسر، بلوغ فكري، نقش خانواده در راهنمايي فرزندان براي تشكيل خانواده و ... ما را بر اين داشت تا با فرج الله هدايت نيا گنجي كارشناس ارشد حقوق خصوصي، استاد دانشگاه و عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه قم به گفت وگو بنشينيم.
آنچه مي خوانيد ماحصل گفت وگوي صفحه خانواده با ايشان مي باشد.

¤ اجازه بفرماييد صحبت هايمان را اينگونه شروع كنيم ؛ آيا زندگي مشترك بايد بر پايه عشق بنا شود يا بر پايه عقل؟
- چرا مي گوييد عشق يا عقل و نمي گوييد عشق و عقل؟! ازدواج مي تواند هم عاقلانه و هم عاشقانه باشد. هيچ ازدواجي بدون دوستي يعني عشق معنا ندارد. يعني اگر چه قرآن مي گويد خداوند بين زن و شوهر رحمت و مودت ايجاد كرده است ولي به اين معنا نيست كه دو نفري كه همديگر را نمي شناسند و مهري نسبت به هم در دلشان ندارند ازدواج كنند، چون مهر و محبت خودش ايجاد مي شود! شايد مراد اين آيه قرآن اين است كه خداوند مهر و محبت و مودت را ايجاد مي كند و مهر طرفين را به دل هم مي اندازد و هنگامي كه شناخت طرفين به مرحله معاشقه و محبت متقابل رسيد، آنگاه براي حلال كردن اين محبت و رابطه بايد عقد ازدواج صورت بگيرد.
اين صفات در كنار دو صفتي كه در آيه 34 سوره نساء به آن اشاره شده و شامل نيكوكاري و امانت داري است، مي تواند انسان را در جمع بندي اين مطلب كه ويژگي هاي يك همسر خوب چيست؟ كمك نمايد.
¤ به نظر شما سن مناسب ازدواج براي يك خانم و يك آقا چه سني است؟
- به تعويق انداختن ازدواج تبعاتي دارد كه مي تواند بستري براي آسيب پذيري شخص ايجاد كند. توصيه هاي قرآن نيز در اين بخش زياد است. قرآن خطاب به خانم ها مي گويد: زينت هايتان را آشكار نكنيد! در حرف زدن خضوع نداشته باشيد چرا؟ چون بيماردلان به طمع مي افتند و تعبيراتي از اين قبيل كه قرآن تاكيد مي كند، محرك هاي بيروني فراوان است يعني هنگامي كه زمان ازدواج طرف برسد و از ازدواج خودداري كند احتمال اين كه به معصيت بيافتد زياد است. آمار و تجربيات نشان مي دهد والديني كه اختلاف سني زيادي با فرزندشان دارند غالبا نمي توانند شرايط و مقتضيات سني فرزندان را درك كنند. ازدواج در سنين پايين به گونه اي كه طرفين آمادگي پذيرفتن نقش و مسئوليت هايي را كه خانواده براي آنها بوجود مي آورد نداشته باشند مشكلاتي را بوجود مي آورد. من با كاهش سن ازدواج موافق هستم به شرطي كه آن آمادگي لازم را در جوانان ايجاد كنيم كه متاسفانه امروزه اين آمادگي وجود ندارد. تا آنجايي كه مي دانم هيچ متولي خاصي براي ارائه آموزش هاي مطلوب قبل از ازدواج به دختران و پسران وجود ندارد و طرفين بطور آزمون و خطا با هم ازدواج مي كنند.
از اينرو بعد از مدتي با هم درگير و با دخالت اطرافيان راهي دادگاه مي شوند.
در واقع شيرين ترين لحظات زندگيشان صرف بگو و مگو مي شود. اگر شانس بياورند و متاركه نكنند، به آهستگي تعامل كردن با يكديگر را فرا مي گيرند. از جمله اين آمادگي ها برخورداري مرد از توان مالي است كه با توجه به مشكلات اقتصادي و مساله بيكاري خود اين قضيه نيز مي تواند سبب تنش در خانواده شود. بنابراين ازدواج در سنين پايين به شرط آمادگي لازم مي تواند كانون خانواده را پايدار نگه دارد.
¤چه راهكارهايي براي ايجاد آمادگي ازدواج در جوانان پيشنهاد مي كنيد؟
به عقيده من از سال آخر دبيرستان يا مقطع پيش دانشگاهي بايد درسهاي زندگي و تشكيل خانواده را به جوانان آموزش دهيم و دختر و پسر را با حقوق خود در خانواده يا مسائل اخلاقي كه ممكن است در زندگي مشترك با آن مواجه شوند آشنا سازيم.
همانطور كه مي دانيد بسياري از مشكلاتي كه دو طرف بعد از ازدواج با آن مواجه مي شوند و برخورد منطقي نسبت به آن ندارند بدليل آن است كه از قبل نحوه تعامل مثبت و حل مشكلات خانوادگي را نياموخته اند و مشكل بزرگتر اينجاست كه در چنين شرايطي ديگران به خود اجازه دخالت در زندگي خصوصي آنان را مي دهند.
پس بهتر است زن و شوهر بياموزند تا خود مشكلاتشان را حل نمايند و تنها از مشورت و راهنمايي بزرگترها استفاده كنند.
¤دقت در انتخاب ممكن است به يك وسواس تبديل شود تا آنجايي كه گاهي طرفين متوسل به خرافات مي شوند. آيا اينهمه حساسيت ضروري است؟
يك زوج هرگز از تمامي جهات هم كفوهم نمي شوند دوئيت هميشه تفاوت و اختلاف را در خودش دارد. اگر دو چيز عيناً مثل هم باشند دو چيز نيستند در حقيقت يك چيزند. وسواس در حقيقت ناشي از همين نكته است. طرف دنبال كسي است كه دقيقاً معيارها و خواسته هاي او را در وجودش جمع كرده باشد چنين آدمي وجود ندارد لذا اين وسواس به خرج دادن ها هم راه به جايي نخواهد برد. وقتي شخص قصد ازدواج با فردي را دارد كه داراي خصوصيات موردپسند او نمي باشد دو حالت وجود دارد:
يا اساساً نبايد با چنين فردي ازدواج كند يا اگر ازدواج كرد بايد با آن خصوصيت نيز خو بگيرد. اما نبايد با خود بگويد كه بعد از ازدواج او را تغيير خواهم داد. زيرا اينكار امكانپذير نمي باشد.
گاهي تلاش براي تغيير طرف مقابل به شكستن و گاهي به رنجاندن و حتي گاهي به از دست دادن طرف مقابل منجر مي شود. بنابراين توصيه ما به دختران و پسران اين است كه قبل از ازدواج وقتي معيارهايي برايشان از اهميت زيادي برخوردار است آنها را ملاك قرار دهند و تفاوتهاي جزيي را ناديده بگيرند كه در اين صورت ديگر نيازي به تلاش براي تغيير طرف مقابل وجود نخواهد داشت.چه كسي گفته است دو نفري كه مي خواهند ازدواج كنند بايد از هر نظر شبيه هم باشند و مثل هم فكر كنند.
¤در دوران نامزدي و عقد طرفين هماني مي شوند كه طرف مقابلشان دوست دارد. اما پس از مدتي همه چيز به حالت طبيعي خود بازمي گردد كه خود مي تواند سرآغاز يك تنش باشد. اين مسئله را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
آنچه اشاره كرديد، «مدارا» نام دارد. يعني شخص ناچار شده كه با طرف مقابلش زندگي كند و يا ممكن است آگاهانه تصميم گرفته باشد! يعني وقتي انتخاب طرف مقابل مزاياي فراواني داشته باشد توصيه اين است كه در مقابل برخي ضعف ها مدارا شود. يعني در مواردي كه رفتار طرف مقابل را نمي پسندند صبر و حوصله پيشه كنند. اما ممكن است اختلافات به قدري زياد باشد كه اگر شخص بخواهد مدارا كند بايد عمري بسوزد و بسازد كه در حقيقت چنين شخصي گرفتار يك نوع جدايي خاموش است. طلاق براي همين موارد است!
طلاق اگرچه مغبوض است ولي برخي مواقع واجب مي شود.
توصيه اين است تا جايي كه امكان دارد زمينه هاي اختلاف يا به تعبير قرآن زمينه هاي شقاق از بين برود ولي اگر شقاق به شكاف تبديل شد آخر دنيا كه نيست و طرفين مي توانند با جدا شدن از يكديگر زندگي جديدي را آغاز كنند.
¤گذشت در استمرار زندگي مشترك تا چه اندازه مي تواند ادامه داشته باشد؟
وقتي از گذشت حرف زديد ياد آيه اي از قرآن افتادم؛ اي اهل ايمان بدانيد كه برخي از زنان و فرزندان شما دشمن شما هستند! از آنان حذر كنيد، و اگر عفو و چشم پوشي كنيد، خدا هم (در حق شما) بسيار آمرزنده و مهربان است.آيه بسيار زيبايي است كه اگر سرلوحه زندگي قرار بگيرد زندگي را بطور كلي متحول خواهد كرد.
اولين خصوصيت اين آيه اين است كه بيان داشته برخي از همسران و فرزندان شما نه همه آنها. خصوصيت ديگر اينكه دشمن هميشه آگاهانه دشمني نمي كند گاهي يك دوست به علت ناآگاهي و علي رغم داشتن نيت خير باعث آسيب رساندن به دوست خود مي شود. قرآن مي گويد: از عداوت آنها حذر كنيد يعني احتياط! نبايد از آنها فاصله گرفت؛ فقط از عداوتشان نبايد غافل شد ولي در مقابل خطاهاي آنها توصيه قرآن به گذشت است. قرآن مي گويد هنگامي كه برخي از همسران و فرزندان شمابه شما بدي كنند اولاً نسبت به آنها عفو داشته باشيد يعني ببخشيد ثانياً صحف پيشه كنيد يعني هيچ وقت به خاطر خطاهايشان آنها را سرزنش نكنيد و ثالثاً اصلاً فراموش كنيد! اگر در يكي زندگي مشترك دو طرف روي خطاهاي يكديگر حساسيت نشان بدهند و آن را در صفحه يادشان حك كنند و مدام بخواهند به يكديگر سركوب بزنند چه اتفاقي خواهد افتاد؟! هيچ زندگي مشتركي بدون گذشت دوام نمي آورد چرا كه هيچ وقت دو نفر پيدا نمي شوند كه از هر جهت مثل هم باشند.
¤ نقش بزرگترهاي خانواده مخصوصاً پدر و مادر را در يك انتخاب آگاهانه همچنين پس از شكل گيري زندگي مشترك چگونه مي بينيد؟
ازدواج دختر حتي اگر به سن بلوغ هم رسيده باشد تا زماني كه سابقه ازدواج قبلي نداشته باشد منوط به اذن پدر يا جد پدري است. اين يك اقدام محدودكننده نيست بلكه يك اقدام حمايتي است و اساساً حقوقدانان معتقدند ازدواج يك عقد فردي نيست. از اين جهت كه آثار و عوارضش خانوادگي است، از آنجا كه قرار است يك فرد جديد وارد خانواده بشود بنابراين خانواده حق دارند نسبت به اين عضو جديد اظهارنظر كنند. در فقه و قوانين ما خصوصاً در قانون مدني به صراحت ازدواج دختر را موكول به اجازه پدر و جدپدري دانسته است كه البته اگر مخالفتش دليل موجهي نداشته باشد بي اعتبار خواهد بود. بنابراين از جهت فقهي و حقوقي خانواده در مرحله پيش از ازدواج مي تواند نسبت به انتخاب دخترشان اظهارنظر كند. اما پس از ازدواج وقتي زندگي زن و شوهر خوب است دليلي ندارد كسي دخالت كند. اما قرآن يك فضايي را ترسيم مي كند و مي فرمايد اگر از شقاق زن و شوهر بيم داشته باشيد يعني نگران اين بوديد كه بين زن و شوهر شكاف ايجاد شود اقدام كنيد به انتخاب حكم؛ يعني يك نفر از خانواده مرد و يك نفر از خانواده زن. در مورد اينكه مخاطب قرآن كيست و چه كسي بايد اقدام به انتخاب حكم نمايد اختلاف نظر وجود دارد. برخي گفته اند مخاطب دادگاه است. برخي گفته اند مخاطب خانواده ها و برخي ديگر هم زن و شوهر را مخاطب اين آيه دانسته اند. به نظر من دادگاه نمي تواند مخاطب باشد چون قرآن مي فرمايد اگر از شقاق و شكاف اين دو بيم داشتيد، بيم شقاق معمولاً با ديدن نشانه هاي اختلاف بوجود مي آيد والا تا قبل از اينكه يكي از زن و شوهر راهي دادگاه شوند دادگاه از اختلاف و منازعه بين آنها آگاه نمي شود. بنابراين توصيه اين است كه اگر اختلاف در مراحل اوليه بود، اجازه بدهند زن و شوهرها خودشان با گفتگو و مذاكره مسئله شان را حل نمايند و اگر اختلاف جدي بود توصيه قرآن انتخاب حكم است.

 



دسترسي كودكان و نوجوانان به اينترنت؛ بيم ها و اميدها من آنلاينم پس هستم!

اسماعيل ذبيحي
دسترسي به اينترنت، اكنون به بخش مهمي از فعاليت هاي روزمره بشر تبديل شده است. در اين شبكه گسترده با ميلياردها كاربر حرفه اي و غيرحرفه اي، هر موضوع يا مطلبي كه فكرش را بكنيد و يا در جستجويش باشيد، براحتي و به سرعت در اختيارتان قرارمي گيرد.
در واقع مي توان گفت تقريبا ديگر هيچ موضوعي در جهان اطراف ما نيست كه در اينترنت وجود نداشته باشد.
علاوه بر اين، تنوع و سرعت خدمات دهي سازمان ها و مراكز مختلف، با استفاده از يك اتصال ساده و ايستا، يكي ديگر از عوامل مهم در توجه روزافزون افراد به اين شبكه جهاني محسوب مي شود.
سودمندي افزايش ضريب نفوذ اينترنت در كشورها و تأثير آن بر شاخص هاي توسعه انساني و اجتماعي، بي شك حتي تلاش دولت ها و سازمان هاي بزرگ فعال در حوزه فن آوري اطلاعات و ارتباطات را نيز در پي داشته تا با تسهيل دسترسي عمومي به شبكه جهاني وب، ميزان استفاده آنلاين از اطلاعات و خدمات را افزايش داده، موجب صرفه جويي هاي فراوان در منابع، ظرفيت ها و هزينه هاي ملي گردند.
با اين وجود، پرواضح است كه در آينده اي نه چندان دور و در پي يك توفيق اجباري(!)، شاهد دسترسي عمومي به شبكه جهاني وب خواهيم بود؛ شبكه اي كه حتي عادي ترين و پايين ترين اقشار جوامع نيز سهمي در وسعت و گستردگي آن خواهند داشت.
خانواده ها، كاربران پروپاقرص
سهم عمده اي از ميزان نفوذ اينترنت در جوامع، به كاربران شخصي و خانگي آن تعلق دارد. حتي در سنتي ترين جوامع موجود، اغلب خانواده ها اكنون وسايل ارتباطي جديد، از جمله اينترنت را در جمع خود پذيرفته اند. در عين حال بسياري از خانواده هاي سنتي و محافظه كار نيز با اغماض به اين مسئله مي نگرند؛ هرچند كه به طور مشخص اينترنت را به عنوان يك وسيله اطلاعاتي و ارتباطي، مانند تلويزيون و يا راديو به عنوان عضوي از خانواده تحمل نمي كنند.
به هر ترتيب، مي توان گفت كه تمامي خانواده ها در اغلب نقاط جهان، از خانواده هاي بسته تا خانواده هاي منعطف و مدرن، بي شك به ارزش اينترنت پي برده اند و به كاربردهاي سودمند آن نيز معترفند مطالب علمي و تخصصي، خدمات آنلاين و سريع، صرفه جويي در منابع و هزينه ها، تفريحات و سرگرمي هاي سالم، ارتقا سطح دانش و بسياري از منافع ديگر با يك اتصال ساده به اين شبكه، براي كليه افراد خانواده و در هر سني قابل دسترسي مي باشد.
اما بايد اين نكته را نيز درنظر گرفت: اينترنت به همان اندازه كه مفيد و سودمند است، منبع تهديدات، خطرها و ريسك هاي گوناگون نيز محسوب مي شود. اين مسئله به ويژه كودكان و نوجوانان را به علت آسيب پذيرتر بودن، در معرض تهديد شديدتري قرارمي دهد و اتفاقا اين بعد از اينترنت بايد بدون هيچ گونه اغماضي درنظر گرفته شود.
متأسفانه طبق آمارهاي موجود، بسياري از والدين يا هيچ گونه نظارتي بر فعاليت هاي آنلاين فرزندان خود ندارند و يا اين مسئله را خيلي جدي نمي گيرند.
قابل توجه والدين بي احتياط!!
جديدترين تحقيقات در خصوص وضعيت كودكان و نوجواناني كه به شكل آنلاين مورد سوءاستفاده و بهره كشي قرارگرفته و يا در معرض مستقيم حملات و تهديدات اينترنتي واقع شده اند، نتايج اسفباري را نشان مي دهد.
افزايش تعداد كودكان سردرگم و روان پريش كه از طريق مشاهده وب سايت هاي نامناسب و خشن به مشكلات روحي دچار شده اند، تعداد روافزون وب سايت ها و پايگاه هاي غيراخلاقي كه بهره كشي و سوءاستفاده جنسي و جسمي از كودكان و نوجوانان را به شكل حرفه اي(!!) دنبال مي كنند و... همگي مؤيد اين مطلب هستند كه فرزندان ما به شدت توسط فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي ابداع شده توسط خود ما، به شدت تهديد مي شوند.
در جستجوي
راهكار مؤثر
براي حذف و يا دست كم كاهش تهديدها، صدمات و آسيب هاي وارده به كودكان و نوجوانان به علت دسترسي هاي نامناسب به اينترنت، سازمان ها و مراكز اصلي فعال درحوزه فن آوري اطلاعات، اقدامات مؤثري را مانند جلوگيري از راه اندازي و يا ادامه فعاليت پايگاه هاي غيراخلاقي و غيرقانوني، محدود كردن عملكرد جستجو در وب براي برخي از كلمات يا عبارات و... انجام داده اند. اما هيچ كدام از آن ها براي تضمين امنيت كودكان و نوجوانان در اينترنت كافي نبوده و در نهايت تا حد زيادي به راهكارهاي مكمل كه معمولا در طرف كاربر و يا سمت سرويس گيرنده (Client-side)، اجرا مي شوند، وابسته باقي مانده اند.
در واقع مهمترين و مؤثرترين راهكار، استفاده از نرم افزارهاي امنيتي است كه شامل سيستم كنترل والدين (Parental Control) باشند، اكنون بسياري از شركت هاي امنيتي اين ابزار مهم مديريتي را در برخي از نرم افزارهاي حفاظتي خود گنجانده و در اختيار متقاضيان قرارمي دهند.
ابزار كنترل والدين، معمولا قدرت بازدارندگي مؤثري در برابر تهديدات و خطرات اينترنتي دراختيار دارند و خانواده ها مي توانند با تعريف و تنظيم گزينه هاي مختلف در اين ابزار، دسترسي فرزندان خود به محتويات اطلاعاتي تحت وب را كاملا تحت كنترل و نظارت خود قراردهند.
قابليت هايي چون انسداد صفحات و پايگاه هاي نامناسب و خشونت آميز به شكل بالفعل و يا بالقوه، نظارت و كنترل فايل ها و اطلاعات رد و بدل شده به شكل آنلاين، آگاهي از پايگاه ها و مراكز مورد بازديد فرزندان و نيز كليه آدرس هاي مورد دسترسي آنها و هم چنين قابليت تعريف زمان و مدت دقيق دسترسي كودكان و نوجوانان به اينترنت در يك جدول زماني قابل تنظيم توسط خانواده ها، از ويژگي هاي معمول سيستم هاي كنترل والدين محسوب مي شود.
به عنوان نمونه اي از نرم افزارهاي امنيتي شامل اين سيستم، مي توان به نسخه هاي مختلف برنامه internet Security محصول شركت پاندا اشاره كرد.صرف نظر از اقدامات، فن آوري ها و ابزار حفاظتي مبتني بر برنامه هاي كاربردي و وب، مطمئنا نقش آموزش، دادن آگاهي صحيح به فرزندان و نيز مسئوليت بخشي به آنها در خصوص برخورد با خطرات و ريسك هاي امنيتي در اينترنت، غيرقابل انكار است.اين مسئله با افزايش آگاهي و درك صحيح كودكان و نوجوانان و كاهش آسيب پذيري شديد آنها در محيط بيكران وب، قطعا تأثيري بيش از قطع دسترسي و ممنوعيت استفاده از اينترنت، براي آنها به ارمغان خواهد آورد.

 



عواطف مثبت را وارد زندگي كنيم

اثر خنثي كننده احساس مثبت، ميزان صدمات جسمي ناشي از احساسات منفي را كه بر دستگاه قلبي عروقي وارد مي شود، كاهش مي دهد، اما برخي از تحقيقات ديگر خواصي فراتر از اثر خنثي كنندگي را نشان مي دهند. به نظر مي رسد، داشتن احساس مثبت باعث مي شود كه فرد در آينده نيز روحيه اي مثبت داشته باشد.
پژوهشگران در حال حاضر در تلاش هستند دريابند كه آيا احساسات مثبت و تفكر گسترده متقابلا به رشد يكديگر كمك مي كنند و آيا احساسات مثبت مي تواند تفكر مثبت را در فرد القا كند، به طوري كه به نوبه خود احساس مثبت را افزايش دهد و بدين ترتيب به عنوان يك محرك تقويت كننده دوسويه به آسايش بيشتر فرد بيانجامد.
در اين پژوهش، دانشمندان رابطه احساس مثبت و تفكر گسترده را روي 138 دانشجو در دو زمان مختلف به فاصله پنج هفته با آزمون هاي استاندارد روان سنجي بررسي كردند و نتايج جالبي به دست آمد.
در اين تحقيقات معلوم شد؛ افرادي كه در آزمون اول احساس مثبت داشتند در آزمون دوم نيز ميزان بالاي احساس مثبت و تفكر گسترده را نشان دادند. تحليل هاي آماري بيشتر آشكار كرد كه اثري دوجانبه بين احساس مثبت و تفكر گسترده وجود دارد. اين نتايج ثابت مي كند كساني كه هميشه احساس مثبت دارند، از جنبه رشد و شكوفايي همواره در وضعيت بهتري قرار دارند. اما داشتن احساس مثبت فقط به تحول فردي ختم نمي شود بلكه مي تواند مردم يك گروه، يك اجتماع و يا يك سازمان را متحول سازد. با توجه به اينكه هر فردي كه احساس مثبت داشته باشد مي تواند آن را به ديگران سرايت دهد، لذا دگرگوني هاي اجتماعي عملي است.
براي نمونه رفتارهاي ياري دهنده و دلسوزانه را در نظر بگيريد، از آنچه مطرح شد لزوم خلق روشهايي حس مي شود كه بيش از اين در فرد احساس مثبت بيافريند. هرچند شوخ طبعي، خنده رويي و ساير كارهايي كه مستقيما احساس مثبت مي آفريند، بسيار مناسب است، اما چنانچه به صورت تكراري انجام شوند، بي تاثير خواهند بود. لذا با توجه به تحقيقات تجربي اخير با يافتن معاني مثبت از رويدادهاي كنوني زندگي افراد، مي توان به طور مستقيم به احساس مثبت جمعي دامن زد.
مي توان از طريق برداشتهاي سودمند از ناملايمات، القاي تعابير معني دار از وقايع عادي زندگي و يا حل موثر مشكلات زندگي، معاني مثبت به دست آورد. مي توان با تمركز روي قدرت هاي تازه كشف شده در اين دنيا مواهبي براي خود و ديگران كسب كرد. مي توان در همين اتفاقات روزمره زندگي با استفاده از كارهاي ساده، با عشق، قدرداني و احساس ارزشمندي، رنگ ديگري به زندگي خود داد. در واقع مي توان با حمايت دلسوزانه از كساني كه به كمك ما نياز دارند و با حل مشكلات آنها، براي زندگي خود معني مثبتي يافت.
بنابراين گرچه آنچه رشد و استقامت فرد را در برابر مشكلات بالا مي برد احساس مثبت است اما اهرم آن پيدا كردن معنا در زندگي است.
به گفته پژوهشگران، ذهن انسان در جايگاه خود هم مي تواند از بهشت جهنم بسازد و هم از جهنم بهشت.
علم جديد روان شناسي مثبت گرا در پي كشف چنين دگرگوني محتملي است.
روانشناسان معتقدند؛ كساني كه از احساسات مثبت برخوردار هستند، نوعدوست و ياور ديگرانند. مفيد بودن نه تنها از داشتن حس مثبت نشأت مي گيرد، بلكه خود نيز مولد احساس مثبت است.
تاكيد بر نيكي ها نه تنها زندگي شما يا جامعه شما را تغيير مي دهد، بلكه چه بسا بتواند دنيا را نيز متحول سازد و در نتيجه بهشت را از آسمانها به روي زمين آورد.

 



آلرژي

برخي از آلرژي ها (آلرژي هاي غذايي و آلرژي هاي غير غذايي) با بالا رفتن سن بهبود مي يابند.
آلرژي هاي غذايي در افراد زيادي مشاهده مي شود و حساسيت هايي كه افراد مبتلا به آلرژي نسبت به يك ماده نشان مي دهند، متفاوت است.
در تخم مرغ، گوجه فرنگي و بادام زميني احتمال آلرژي زايي نسبت به مواد ديگر بيشتر است. علاوه بر اين عوامل ارثي نيز تا حدودي در ايجاد آلرژي در فرد دخالت دارند.
فردي كه مبتلا به اين بيماريست بايد در مصرف موادي كه بدون او واكنش نشان مي دهد و با استفاده از آن علايم آلرژي در او ظاهر مي شود، دقت كند.
كهير، آبريزش بيني و خارش پوست از علايم عمده آلرژي است.
ممكن است استفاده از يك ماده غذايي به مقدار كم براي فرد مشكلي ايجاد نكند و تنها در صورت استفاده از آن ماده به مقدار زياد علايم آلرژي ظاهر شود.
كودكان زير يك تا دو سال، به طور نسبي نسبت به استفاده گندم يا نان حساسيت نشان مي دهند. به اين ترتيب استفاده از نان براي كودكاني كه مي خواهند غذا خوردن را شروع كنند، توصيه نمي شود. البته اين حساسيت با بالا رفتن سن كودك كمتر مي شود. همچنين بعضي پروتئين هاي موجود در سفيده تخم مرغ نيز در كودكان آلرژي زا هستند.استفاده از داروهاي ضد حساسيت مي تواند در كنترل اين بيماري موثر بوده و واكنشهاي حساسيت زا را كنترل كنند. كساني كه آلرژي شديد دارند بايد به پزشك مراجعه كنند.
در بسياري از موارد فرد نسبت به يك ماده غذايي «عدم تحمل» دارد كه به اشتباه اين بيماري را نيز آلرژي مي گويند. در «عدم تحمل» اگر فرد به مدت طولاني از يك ماده غذايي استفاده نكند درجذب آن دچار مشكل مي شود كه اگر فرد آن ماده غذايي را به مقدار كم مورد استفاده قرار دهد و به تدريج بر مقدار آن اضافه كند، «عدم تحمل» نسبت به آن ماده به احتمال زياد از بين مي رود.

 



استفاده از تلفن همراه و خطر ايجاد تومورهاي مغزي

استفاده مرتب از تلفن همراه مي تواند، منجر به افزايش خطر ابتلا به تومورهاي مغزي شود.
كساني كه به مدت طولاني از تلفن همراه استفاده مي كنند، دو برابر بيشتر از سايرين در معرض ابتلا به تومورهاي بدخيم در قسمتي از مغز مي شوند كه بيشتر تلفن خود را در آن سمت نگه مي دارند.
گروه تحقيقاتي هلندي مشخص كردند كه استانداردهاي بين المللي موجود درباره خطر تشعشعات حاصله از تلفن همراه و ايمني بودن آن كافي نيست.
اين محققان دريافتند؛ كساني كه بيش از 10سال از تلفن همراه استفاده مي كنند، 20درصد بيشتر از سايرين در معرض خطر تومورهاي آكوستيك عصبي و هم چنين 30درصد بيشتر در معرض خطر تومورهاي بدخيم گليوما هستند.

 



مادران شاغل سالم ترند

بسياري از تحقيقات نشان مي دهد زنان خانه دار عموما اضافه وزن بيشتري نسبت به شاغلين دارند و همين امر زمينه ساز بسياري از بيماريهاي آنان است.
بررسي ها نشان داده با وجود اينكه مسئوليت مادران شاغل بيشتر است اما اين گروه از نظر سلامتي نسبت به زنان خانه دار در وضعيت بهتري قرار دارند.
به گزارش بي بي سي مادران شاغل كمتر دچار بيماريهاي متابوليك نظير فشارخون و ديابت مي شوند و نهايتاً سالم ترند.
بسياري از تحقيقات نشان مي دهد زنان خانه دار عموما اضافه وزن بيشتري نسبت به شاغلين دارند و همين امر زمينه ساز بسياري از بيماريهاي آنان است.
در عين حال زنان شاغل با توجه به كارهايي كه انجام مي دهند احساس رضايت بيشتري از خود دارند و عموما از اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند و در ارتباطات اجتماعي نيز بيشتر شركت مي كنند. به همين دليل از نظر وضعيت روحي نيز كمتر دچار افسردگي مي شوند.
مطالعاتي كه بر روي بيش از 1200 نفر از زنان 20 تا 54 ساله انجام شد نشان مي دهد مادران شاغلي كه همسر و فرزند دارند به نسبت آنهايي كه همسر يا فرزند ندارند و يا خانه دار هستند به مراتب سالم ترند و در ضمن كمتر دچار چاقي و بيماريهاي قلبي مي شوند.
به طور كلي مادراني كه بخش اعظم عمر خود را در خانه سپري كرده اند بيشتر بيمار مي شوند.

 



نارنگي ،دردهاي عصبي را تسكين مي دهد

نارنگي به علت داشتن مقدار زيادي منيزيم در فعاليت عضلاني و دستگاه گوارش بخصوص در سيستم عصبي مؤثر است و دردهاي عصبي و كم خوابي را درمان مي كند.
نارنگي داراي ويتامين هاي، C.B1. A، فسفر و كلسيم است كه خون را تصفيه و زياد مي كند.
همچنين به علت داشتن فسفر و كلسيم بالا يكي از ميوه هايي است كه در تشكيل استخوان و اسكلت بدن مؤثر است، بنابراين خوردن آن به رشد كودكان و نوجوانان بسيار كمك كننده خواهد بود.
لازم به ذكر است، نارنگي كاركرد كليه و قلب را به ميزان قابل توجهي بهبود و همچنين كاركرد روده را تسهيل مي كند.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14