(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


پنجشنبه 22 فروردين 1387 - 3 ربيع الثاني 1429 - 10 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189056
 

مخاطب و تئاتر امروز به مناسبت پانزدهمين سالگرد شهادت شهيد آويني
خودكشي سينمايي با عشق هاي آتشين نقدي بر فيلم «مجنون ليلي» به كارگرداني قاسم جعفري
گزارش كيهان از رونق بهاري سينما فروش نزديك به 10 ميليارد ريالي سينماي ايران در نوروز 87
سجادپور درباره ازدواج موفق سريال مي سازد



مخاطب و تئاتر امروز به مناسبت پانزدهمين سالگرد شهادت شهيد آويني

سيدجواد روشن
آيا تئاتر ما با مشكل مخاطب روبرو است؟
مسلماً اگر قرار باشد به سرعت به اين سؤال پاسخ دهيم، جواب ما مثبت خواهد بود. كافي است تا به آمار فروش نمايش ها نگاه كنيم و آن را با جمعيت شهري مثل تهران مقايسه كنيم تا به تعداد اندك تماشاگران پي ببريم. ولي اين نتيجه گيري علمي و دقيق نخواهد بود. براي يافتن جواب صحيح اول بايد يك الگو داشت و لازمه آن اين است كه آماري از فروش نمايش ها در ديگر كشورها بدست آوريم و آنگاه با توجه به شرايط و امكانات خودمان بگوئيم وضعيت ما در مقايسه با فلان كشور- كه به لحاظ آمار وضع مطلوبي دارد- چگونه است. همچنين نبايد فراموش كنيم كه ملاك ما بايد جمعيتي باشد كه مي تواند - از لحاظ سني و اجتماعي- مخاطب تئاتر باشد. به علاوه بايد ظرفيت ها و سرانه صندلي استاندارد به ازاي هر نفر، امكانات رفاهي، فرهنگ سازي و تبليغات و شرايط اقتصادي جامعه را نيز مدنظر قرار داشت تا به جوابي مناسب دست يافت.
البته شايد بتوان گفت در عصر حاضر كه رسانه هاي تصويري مانند تلويزيون، ماهواره، سينما، ويدئو و... به شكل فراگير و پرسرعت درحال رشد هستند، جايگاه تئاتر - نه تنها در ايران كمي متزلزل شده است و براي حضور در چنين رقابتي بايد فكري انديشيد.
شهيد مرتضي آويني در مقاله اي با عنوان «آيا تئاتر زنده مي ماند؟» مي نويسد: «تئاتر در روزگار ما معضلي است و نه فقط براي ما كه در سراسر عالم، مگر براي آنان كه تئاترشان ريشه در سنت و يا اساطير داشته است. بعضي ها معتقدند كه تئاتر ديگر مرده است؛ من از آنان نيستم، اما از سرانصاف بايد بگويم كه چندان هم زنده نيست.
بعداز نودسال كه از تولد سينما مي گذرد، تئاتر هويت مستقل خويش را به ناچار در عرصه هايي مي جويد كه سينما در آن راه ندارد. تئاتر چاره اي جز اين ندارد كه خود را در آنجا كه سينما نيست پيدا كند. سينما مشتريان تئاتر و رمان را دزديده است و در سالن هاي تئاتر جز خود اهل تئاتر و روشنفكراني كه لابه لاي كهنه ها و عتيقه ها در جست وجوي حس نوستالژي هستند ديگر كسي باقي نمانده است.»
اين اشاره شهيد آويني به ما يادآور مي شود كه مشكل مخاطب تئاتر تنها مختص ايران نيست و اگر قرار باشد تئاتر به حيات خود ادامه دهد بايد متاعي ارزشمند براي عرضه دراين بازار داشته باشد. شهيد آويني در همان مقاله مي نويسد: «...با پيدايش سينما، تئاتر خوب، خزيده در مغاك يك انزواي تاريخي، ناگزير شده است كه به عرصه اي بسيار محدود و تنگ براي حيات خويش اكتفا كند. تاريخ هنر مدرن تاريخ تحول تئاتر نيز هست و اكنون تئاتر غرب منفصل از مردم، گرفتار اسنوبيسم مفرط و محفوف در فرماليسم پيچيده اي كه حجاب خرق ناپذير معنا و محتواست. لحظات احتضار خويش را طي مي كند. اما براي ما اقوامي كه در تاريخ غرب شريك نشده ايم دوران اضمحلال غرب با ظهور ديگر باره خورشيد هويت ما از محاق غربت ملازمت خواهد داشت... تئاتر شرق مي تواند با رجعت به سوابق تاريخي و ملي خويش زنده بماند و دراين طريق، پيش از هرچيز بايد عنان تقليد را از گردن باز كند و زنجيره هاي رعب و شيفتگي به غرب را از دست و پاي خويش بردارد. معرفت نسبت به تئاتر غرب و سير تحولي كه پيموده است. مقدمه خودآگاهي ماست، اما اين معرفت بايد از منظر تفكر مستقل ما حاصل آيد نه از آن طريق كه غربيان خود خويشتن را معرفي كرده اند.»
نظر به آنچه ذكر شد ما را يادآوري شود كه اسير فرماليسم صرف شدن و پنهان شدن در پشت يك نقاب روشنفكر مآبانه راه به جايي نخواهد بود و نمي تواند باعث جذب مخاطب در تئاتر شود. متاسفانه ما حتي به تقليد از غرب نيز نتوانسته ايم تئاتري سياسي و اجتماعي با توجه به شرايط و فرهنگ جامعه خودمان داشته باشيم و بيشتر گرفتار ظواهر، اسم و ايسم ها بوده ايم. تئاتر متولد غرب است اما چگونه بايد آن را از آن خود كنيم و مخاطبان خودمان را داشته باشيم؟
شهيد آويني در همان مقاله ادامه مي دهد: «...پيشينه تئاتر بومي ما در تعزيه، سوگ سياوش، نقالي و پرده خواني، نمايش هاي روحوضي و خيمه شب بازي محدود مي شود. تئاتر ما در رويكرد به اين سوابق ملي بايد از تكرار در قالب هاي تجربه شده گذشته پرهيز كند و جايگاه خاص خويش را در فرهنگ امروز و تاريخ فردا بيابد. منظر نگاه ما به تئاتر بومي نيز بايد تغيير كند. ما خود را هنوز از نگاه توريست ها و مستشرقين مي نگريم و اگر چنين باشد، تعزيه و يا نمايش روحوضي نيز در پيله اسنوبيسم و روشنفكرنمايي خفه خواهد شد... هنر نمايش اگر ريشه در خاك فرهنگ و ادب اين مرز و بوم بدواند، عرصه هاي ديگري نيز براي ادامه حيات خواهد يافت، چنان كه در سال هاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي چنين شد و گروه هاي نمايشي خود پرورده اي از ميان مردمان پائين دست سر برآورد. اما اين نهال هاي نازك مورد بي مهري باغبان واقع شدند و از تشنگي خشكيدند. تئاتر امروز ايران مصداق شجره اي است كه ريشه در عمق خاك ندارد و به طوفاني نه چندان شديد فرو خواهد افتاد.»
مسلما بايد براي جذب مخاطب در تئاتر به فكر ساخت سالن هاي مناسب و استاندارد بود، امكانات رفاهي و امنيتي مناسبي را براي او فراهم كرد و با يك فرهنگ سازي مناسب او را به ديدن تئاتر ترغيب كرد ولي نبايد فراموش كرد زماني كه مخاطب به سالن تئاتر مي آيد بايد چيزي براي عرضه به او داشت. مخاطب مي خواهد شاهد نمايشي باشد كه آن را درك مي كند و با فرهنگ و زندگي او همخوان است. اگر چنين باشد تئاتر مي تواند روح و انديشه مخاطب خود را تسخير نمايد و او را گامي به جلو هدايت كند والا مخاطبي نخواهد داشت. با مرور آنچه گفته شد و با توجه به ديدگاه سيد شهيدان اهل قلم مي توان نتيجه گرفت كه يكي از راه هاي جذب مخاطب و بقاي تئاتر توجه به ريشه هاي بومي، فرهنگ، ادبيات و تاريخ خودمان است. اگر تئاتري با توجه به داشته هاي خودمان و رويكردي مردمي داشته باشيم مي توان مخاطب داشت. البته منظور يك نگاه كليشه اي و به قول شهيد آويني توريستي به سنت ها نيست بلكه توليد آثاري امروزي كه ريشه در آداب و سنن ما دارد و متناسب با جامعه امروزي است مي تواند راه گشا باشد.

 



خودكشي سينمايي با عشق هاي آتشين نقدي بر فيلم «مجنون ليلي» به كارگرداني قاسم جعفري

آرش فهيم
فيلم «مجنون ليلي» پنجمين فيلم سينمايي قاسم جعفري درمقام كارگرداني است كه براساس مولفه هاي آشناي سينماي گيشه اي يا تجاري خلق شده است. فيلمي كه سعي كرده به طور همه جانبه از عناصر و عواملي كه موجب افزايش مخاطبان و فروش بالاي فيلم مي شوند، استفاده كند. از پوستر و عكس هاي تبليغاتي گرفته تا انتخاب بازيگران، داستان، موسيقي متن و فضاي فيلم، همه در يك راستا كه موفقيت اقتصادي است، شكل گرفته اند.
«مجنون ليلي» روايت چند داستانك عاشقانه است كه به واسطه يك جعبه قديمي ارزشمند، به عنوان عامل مشترك همه داستانك ها، به هم مرتبط شده اند. همه چيز در روز «ولنتاين» اتفاق مي افتد: جعبه ابتدا قراراست به اين مناسبت از سوي «فرهاد» به «پروانه» هديه شود. اما با تصادف پسر، جعبه به دست پسر ديگري مي رسد كه او هم به مناسبت همين روز جعبه را به معشوق خود هديه مي كند. اما جعبه بازهم از دست آنها مي رود و همين طور بين زوج هاي عاشق دست به دست مي شود تا اين كه مجددا به جاي اولش، يعني فرهاد و پروانه مي رسد. فيلمنامه اين فيلم براساس طرح روايي دوري نوشته شده است. يعني داستان مي چرخد تا اين كه دوباره به نقطه آغاز خود مي رسد.
«مجنون ليلي» اگرچه سعي كرده تا جاي ممكن خطوط قرمز اخلاقي را رعايت كند و مثل برخي از فيلم هاي تجاري، به ورطه ابتذال قبيح نيافتد، با اين وجود از حد فيلمي كه فقط براي گيشه ساخته شده و از جنبه هاي فرهنگي و محتوايي خالي است، فراتر نمي رود. محور اصلي فيلم نسل جوان كشور است، اما موضوع قرارگرفتن جوانان دراين فيلم، بيش از آن كه دغدغه مند و آسيب شناختي باشد، ابزاري و تزييني است.
كارگردان فيلم درحالي درمصاحبه با يكي از خبرگزاري ها «مجنون ليلي» را اداي دين به فرهنگ ايران دانسته است كه در تمام فيلم به تكرار روز ولنتاين مي پردازد. فقط در يكي از صحنه ها اشاره اي كوچك به روز اسفندگان (كه روز عشق ايران در دوران باستان بوده است) مي كند. درحالي كه نسل جوان كشورمان مورد سخت ترين تهاجمات فرهنگي و اخلاقي فرهنگ بيگانه- و البته مشكلات اقتصادي داخلي- است، آقاي فيلمساز نيز اقدام به تداعي و بزرگداشت يكي از عناصر فرهنگي غربي مي كند. ولنتاين يا همان روز عشق، يكي از روزهاي تاريخي در كشورهاي غربي است كه نه تنها تناسبي با فرهنگ ملي و ديني ما ندارد كه ماهيتا درتضاد با آن است. چون عشق در فرهنگ امروز غرب، با عشق در پندار ايراني فرق مي كند. نمي توان به بهانه عشق ايراني، يك رفتار وارداتي را ترويج كرد.فيلمنامه اين اثر از نظر منطق روايي داراي ايراد هاي اساسي است. به طوري كه گويي مخاطب خود را دست كم گرفته است. به عنوان مثال در سكانس انتقال جعبه به راننده تاكسي، پروانه سوار تاكسي مي شود و براي يافتن نامزد مصدوم خود به بيمارستاني كه در آن بستري شده مي رود. پس از اين صحنه راننده تاكسي مسافت هايي را طي مي كند و سپس جعبه به زن و مرد آشغال جمع كن مي رسد و پس از آن ماجراها و اتفاقات فراواني مي افتد، تا اين جعبه به بيمارستان مي رسد. يعني از ورود پروانه به بيمارستان، تا رسيدن جعبه به آنجا ساعت ها گذشته است. اما با كمال سهل انگاري، جعبه زودتر از پروانه به بيمارستان مي رسد! با اين حساب فيلمنامه منطق زمان را رعايت نكرده است.
فيلم از نظركارگرداني دو مقطع متفاوت را سپري كرده است. مقطع اول به شدت سطحي و تكراري است. به طوري كه فيلم استفاده اي صرفا زينتي از بازيگران شبه ستاره مي كند. به جز اندكي تفاوت در گريم، بازي گلزار و شاكردوست. مشابه بازي هاي گذشته آنها در برخي فيلم هاي گذشته است.
لوكيشن فيلم در فضاهايي كليشه اي اتفاق مي افتد؛ فضاهاي شيك و چشم نواز شمال شهري، موسيقي متن، استفاده از نوع نازل موسيقي و آواز پاپ است و كشمكش ها نيز صرفا براساس اتفاقات و حوادث رخ مي دهند. اما اين روند، هرچه جلوتر مي رود متفاوت مي شود. تا آنجا كه صحنه هاي پاياني وارد دنيايي ديگر مي شود؛ جنوب شهر، قهوه خانه ، كاركترهاي ضدكليشه و عصيان گر وحوادثي كه نفس مخاطب را بند مي آورند. حتي بازي بازيگران در سكانس پاياني فيلم چند سر و گردن از بازيگران سكانس هاي ابتدايي بالاتر است. مثلا بازي حامد بهداد و رامين استاد را با بازي گلزار و شاكردوست مقايسه كنيد. يا صحنه مسابقه بسته شدن به ريل و فرار از زير قطار را در انتهاي فيلم با صحنه هاي آبكي و خواب آور پارك و كافي شاپ، در ابتداي فيلم قياس كنيد. با تمام اين اوصاف، وجود مناسبات گيشه سالارانه باعث شد كه در عكس ها و پوسترهاي تبليغي فيلم، بيشتر از گلزار و شاكردوست استفاده شود.
قاسم جعفري، در پنجمين فيلم سينمايي خود نشان داد كه همچنان تكيه اش درفيلمسازي بر الگوگيري از آثار خارجي است. مي توان فيلم بر محور عشق ساخت، حتي عشق زميني. اما مهم اين است كه اين موضوع از چه جنبه و چگونه پرداخته شود.
هرچند جعفري، هنوز در ابتداي راه فيلمسازي است و با توجه به جوان بودن و كسب تجربه، فيلم هايي كه تاكنون ساخته است مي تواند پا را از فتح گيشه فراتر نهد و به فتح دغدغه هاي فرهنگي- كه قطعا از آن برخوردار است- دست يابد. مسايلي كه در رأس دغدغه هاي جامعه امروز ايران و نسل جوان كشورمان است.

 



گزارش كيهان از رونق بهاري سينما فروش نزديك به 10 ميليارد ريالي سينماي ايران در نوروز 87

فيلم هاي سينمايي اكران شده در فروردين ماه سال 87 در مجموع بيش از 9 ميليارد و 500 ميليون ريال فروختند و باعث رونق سينماي ايران در فصل بهار شدند.
به گزارش كيهان به نقل از روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي، فيلم دايره زنگي ساخته پريسا بخت آور 3 ميليارد و 855 ميليون و 480 هزار ريال در طول 19 روز بيشترين فروش فروردين ماه سال جاري را داشته است.
فيلم مجنون ليلي ساخته قاسم جعفري نيز در طول 19 روز اكران خود 3 ميليارد و 592 ميليون و 787 هزار ريال فروخت و در رتبه دوم قرار گرفت. فيلم هاي زن دوم ساخته سيروس الوند با فروش يك ميليارد و 324 ميليون و 126 هزار ريال و به همين سادگي ساخته رضا ميركريمي نيز با فروش 526 ميليون و 471 هزار ريال در رتبه هاي بعدي جدول اكران قرار گرفتند.
فيلم خارجي 1408 ساخته ميكائيل هافستروم نيز در طول 24 روز اكران 108 ميليون و 485 هزار ريال فروخته است.
فروش فيلم فرش ايراني نيز در طول اكران فروردين به 69 ميليون و 525 هزار ريال رسيده است.

 



سجادپور درباره ازدواج موفق سريال مي سازد

عليرضا سجادپور دو سريال تلويزيوني با مضمون طنز ورزشي و ازدواج موفق تهيه مي كند.
دبير هيئت اسلامي هنرمندان در گفت و گو با فارس اظهار داشت: توليد دو سريال تلويزيوني را براي سال جاري در برنامه خود دارم كه يكي از آنها سريالي با مضمون خانوادگي است كه با مشاركت مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري ساخته مي شود.
وي ادامه داد:عنوان اين سريال خط خوش زندگي است و نگارش فيلمنامه آن به صورت گروهي انجام شده است. يك گروه شش نفره نگارش متن را به پايان رسانده اند و متن كاملا آماده است و مشغول انتخاب عوامل و كارگردان آن هستيم تا اواخر ارديبهشت ماه، تصويربرداري آن را شروع كنيم.
سجادپور درباره مضمون سريال خط خوش زندگي گفت: اين سريال به بحث ازدواج موفق و معيارهاي آن از ديد اسلام مي پردازد.
وي با اشاره به ديگر سريالي كه تهيه آن را برعهده دارد،گفت:اين سريال با نام 91 به سفارش سيما فيلم توليد مي شود كه طنزي ورزشي است و فيلمنامه آن به صورت فردي نوشته مي شود. مقدمات نگارش آن صورت گرفته و بزودي جدي پيگرفته مي شود.
دبير هيئت اسلامي هنرمندان در انتها اعلام داشت: محل برگزاري و برنامه هاي نمايش فيلمهاي برگزيده هيئت اسلامي هنرمندان در بيست وششمين جشنواره فيلم فجر به زودي منتشر مي شود.
لازم به توضيح است كه سريال خط خوش زندگي به موضوع ازدواج موقت مي پردازد كه با مشاورت كارشناسان امور خانواده و روانشناسان متخصص به منظور ترويج و گسترش ازدواج آسان و موفق توليد خواهد شد كه در اين ارتباط دوري از سنتها و باورهاي خرج تراشي هاي بيهوده و در كل ساده كردن امر ازدواج براي زوج هاي جوان و نقش كليدي مادرها و پدرها در اين سريال مطرح مي شود.
اين مجموعه در حال حاضر در 13 قسمت در دست تدوين نهايي فيلمنامه است، با كارگردان اين پروژه توافق حاصل شده و بزودي اعلام مي شود تا نيمه خرداد ماه فيلمبرداري آن آغاز شود.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14