(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


سه شنبه 20 فروردين 1387 - اول ربيع الثانی 1429 - 8 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189054
 

تشخيص معتاد و درمان او
برنامه ريزي فردا بر مبناي جوان امروز پژوهش درباره آينده از كجا آغاز شود - بخش نخست



تشخيص معتاد و درمان او

جمعيت معتادان در حال جوانترشدن است به اين معني كه ميانگين سني معتادان به تدريج از سنين بالاتر پايين مي آيد. با توجه به اينكه اعتياد از عواملي است كه زمينه هاي جدي را جهت انحراف و گسترش ساير مسائل فسادانگيز مهيا مي كند و فرهنگ انقياد، تسليم پذيري، بي تفاوتي، احساس ناتواني، زبوني، شوربختي و تحقير را رشد مي دهد و افراد بر اساس بي تفاوتي در جريانات و وقايع سياسي كاري به كار مملكت ندارند. لذا دامن زدن به اين امر مورد توجه خاص محافل استكباري و استعماري و بالاخره استكبار جهاني است. براي انقلابي كه در برابر ضربه هاي سياسي و نظامي و حيله هاي مختلف گروهكهاي ملحد و منافق و وابسته به شرق و غرب به دليل وجود جوانان غيور و آگاه، مقاومت كرده و پيش رفته است، اينك گسترش اعتياد، به عنوان يك انحراف زمينه ساز براي ساير انحرافات ضربه اي است سياسي كه بايستي هوشيارانه آن را خنثي كرد.
تشخيص فرد معتاد
1-معتاد داراي ظاهري ضعيف، فرتوت و پژمرده رنگ، چهره تيره و دندانهاي پوسيده و زرد رنگ است.
2- تنگ بودن مردمك چشم، احتمال اعتياد را مي رساند ولي نشانه اي قطعي نيست.
3- وجود دوره هاي بي قراري تحريك پذيري، عصبانيت و اضطراب كه به طور ناگهاني جاي خود را به سرخوشي و رضايت آشكار و آرامش مي دهد.
4-تمايل به كناره گيري از بستگان به ويژه پدر، مادر، خواهر، و برادر و اشتياق به معاشرت با دوستان جديد و مشكوك.
5-تغيير ساعت خواب، دير خوابيدن در شب و دير بيدار شدن در صبح.
6-بالا رفتن هزينه هاي شخصي و درخواست پول زياد و مكرر از والدين.
7-بستن در اتاق به روي خود به مدت طولاني تا آنكه تغيير احوال او بر ديگران معلوم نشود.
8-بي توجهي به ظاهر و داشتن سر و وضع آشفته و كثيف و افزايش رفت وآمدهاي ظاهرا بي مقصد و مشكوك.
9-در توالت ماندن بيش از حد معمول.
10-خواب آلوده و افسرده بودن همراه با شادابي بسيار و زودگذر.
11-پرگويي و ياوه گويي، دروغ گويي و دادن وعده هاي بي اساس.
12-استعمال داروهاي ويژه اعصاب يا خواب آور.
بي توجهي، بي علاقگي و بي تفاوتي نسبت به كار و گريزان بودن از انجام كارهاي بدني به ويژه ورزش، حس كنجكاوي و نياز به تحرك، تنوع و هيجان در صورت فقدان برنامه ريزي هاي دقيق، سالم و اصولي از طرف خانواده و اجتماع، فرد را مستعد مصرف و آلودگي به مواد مخدر مي كند.
همواره گفته اند كه پيشگيري بهتر از درمان است بنابراين بايد خانواده ها را با راه كارهاي پيشگيري از اعتياد فرزندان آشنا كرد.
خانواده و پيشگيري از اعتياد
توسعه مراكز مشاوره خانواده و تربيت مشاوران خانواده، به خانواده ها كمك مي كند تا در رفع مشكلات و تربيت صحيح فرزندان ياري رسانند- بايد خانواده ها را به تربيت و آموزش مداوم علاقمند ساخت و مصرف گرايي و تجمل را از آنها دور كرد. زنان و مردان بايد بعضي از عدم توافق ها را ناچيز بشمارند تا موجب طلاق و در نتيجه بي خانماني فرزندانشان نشوند. بايد اهميت خانواده و اصول زندگي خانوادگي در سنين مختلف به صورتهاي موثر و قابل فهم به فرزندان تفهيم شود و جوانان را به منطق زندگي زناشويي آشنا كرد.
بايد به خانواده ها آموخت در صورتي فرزندانشان آنان را محترم خواهند شمرد كه روابط متقابل پدر و مادرشان هم احترام آميز و صميمي باشد و وقتي مي توانند فرزندان خود را ارشاد و راهبري مناسب نمايند كه در درجه اول خود آنها اين اصول را رعايت كنند. ترويج آموزش صحيح مناسبات و روابط انساني در خانواده ها براي ايجاد پيوندهاي معنوي و عاطفي سالم بين خانواده و خويشاوندان از طريق برنامه هاي آموزشي بايد مدنظر قرار گيرد.
راهنمايي و برقراري مناسبات خانوادگي از لحاظ شناخت و برخورد با هر دوره از رشد كودك، نوجوان و جوان، كنترل فرزندان و هدايت و راهنمايي به موقع به صورت در نظر گرفتن اوضاع و شرايط روحي و درسي و ايجاد حس اعتنا و همدلي و داشتن اراده، ابتكار، خلاقيت، بحث و استدلال و پرهيز از جبر و فشار و رفتار سركوب گرايانه از ديگر راهكارهاي ارتباط منطقي ميان والدين و فرزندان است.
بالا بردن توليدات فرهنگي از لحاظ كمي و كيفي و اشاعه موارد بالا از طريق رسانه ها و عوامل ارتباط جمعي نيز راه ديگري است.
راه هاي كنترل اعتياد
يكي از راه هاي كنترل اعتياد دردسترس نبودن موادمخدر است كه با روش هايي قابل انجام است:
الف-پرورش ماموران مورد اعتماد و مسئول و مبارزه با موادمخدر.
ب-وضع قانون هاي انطباقي و مجازاتهاي سنگين براي تهيه كنندگان و قاچاقچيان موادمخدر و كنترل شديد و پيگير مرزهاي زميني، هوايي و دريايي.
ج-كنترل شديد و پيگير مراكز و اماكني كه امكان توليد و پخش موادمخدر در آنها بيشتر است.
د-تحت نظر گرفتن و كنترل شديد عوامل قاچاق پس از آزادي از زندان و استفاده از وسايل فني جديد براي كشف مواد مخدر.
در درمان كامل معتادان دو مرحله وجود دارد كه هر مرحله از روش هاي مختلف درماني استفاده مي شود. آن دو مرحله عبارتند از بازگيري و بازتواني.
مراحل درمان معتاد
براي درمان كامل معتادان، دو مرحله وجود دارد كه در هر مرحله از روش هاي مختلف درماني استفاده مي شود آن دو مرحله عبارتند از بازگيري و بازتواني.
در مرحله بازگيري، درمان جسمي معتاد از دو راه دارويي و غيردارويي است كه در هر روش از دو طريق تدريجي و ناگهاني استفاده مي شود و در روش دارويي، از معتادان، با داروهاي كمكي تحت نظر پزشك استفاده مي شود.
در ترك ناگهاني به روش دارويي، فرد معتاد به يكباره از مصرف مواد مخدر خودداري كرده و تحت نظر پزشك متخصص به منظور تسكين علائم ترك با محدوديت، از متادون استفاده مي كند.
پس از اتمام اين دوره و ترك اعتياد، فرد مي تواند از خدمات روان درماني، مشاوره و مددكاري بهره مند شود كه همان بازتواني است.
سيدمنوچهر شيخ صالح

 



برنامه ريزي فردا بر مبناي جوان امروز پژوهش درباره آينده از كجا آغاز شود - بخش نخست

از جمله فوايد آينده پژوهي كشف و آزمون ديدگاه هاي گوناگون نسبت به آينده هاي احتمالي است. آينده پژوهي، داشتن يك آرمان براي آينده در اتخاذ سياست ها، استراتژي ها و برنامه ها را مفيد مي داند و دليل آن را بردن احتمال وقوع آينده مطلوب مي داند.
بايد توجه كرد كه آينده به خودي خود شكل نمي گيرد، بلكه به اعمال انسان ها وابسته است. توجه به آينده هاي جايگزين به ما امكان مي دهد كه خود را براي چيزي كه ممكن است رخ دهد آماده كنيم. در واقع ما وقتي به آينده پژوهي مي پردازيم، مي كوشيم تا با استفاده از روش هاي علمي آينده هاي مطلوبي را شناسايي كنيم كه از احتمال وقوع بالايي برخوردارند و در ادامه آن آينده را به مديران و برنامه ريزان بشناسانيم. از اين رو است كه آينده پژوهي مي تواند ابراز مناسبي براي ايجاد اجماع نسبت به چشم انداز مطلوبي از آينده باشد.
براي نمونه، شناخت چگونگي روابط اجتماعي بين جنسيتي در 10 سال آينده در ايران با روش هاي علمي توسط آينده پژوهان اجتماعي و انتقال اين نتيجه به برنامه ريزان و سياست مداران، ضمن اينكه به مهيا كردن زمينه پذيرش و انجام تعديل هاي موردنظر مي انجامد، امكان ايجاد چشم انداز مشترك نسبت به روابط بين جنسيتي در 10 سال آينده را افزايش مي دهد. شايان ذكر است كه انعطاف اجتماعي و در اثر آن توازن اجتماعي و صرفه جويي در هزينه ها و انرژي هاي اجتماعي از نتايج قابل دستيابي وفاق خواهند بود.
در مقابل چنانچه آينده پژوهي اجتماعي مورد غفلت واقع شود، آسيب هاي ناشي از فقدان شناخت و درك آينده و مواجهه ناگهاني و پيش بيني نشده با چالش ها اثرات مخربي بر جامعه خواهد داشت و موجب هدر رفتن انرژي هاي اجتماعي خواهد شد.
آينده جوانان را مي توان به گونه هاي مختلفي مورد مطالعه قرار داد. در حالت اول مي توان جواني را به عنوان موضوع آينده پژوهي در نظر گرفت و جنبه هاي مختلف جواني را در آينده بررسي نمود. در حالت دوم مي توان به اين نكته پرداخت كه چگونه مي توان آينده نگري را به عنوان يك مهارت عمومي براي زندگي به جوانان آموزش داد. در حالت سوم، جوانان به عنوان آينده پژوهان آينده در نظر گرفته مي شوند. در اين حالت طراحي رشته هاي تحصيلي مرتبط با مطالعات آينده موضوع اصلي مطالعه خواهد بود در حالت نهايي به جوانان به عنوان آينده سازان نگاه مي شود. به عبارت ديگر جوانان امروز هستند كه آينده مطلوب را در عمل شكل خواهند داد. هر يك از اين رويكردها به ترتيب در بخش هاي بعدي گزارش بررسي مي گردند.
جواني به عنوان موضوع آينده پژوهي
به نظر مي رسد، مي توان آينده تعامل جواني با هريك از بخش هاي زندگي را به عنوان موضوع آينده پژوهي مطالعه نمود. همچنين بايد توجه كرد كه جوان علاوه بر نيازهاي شناخته شده فعلي، نيازمندي هايي دارد كه در طول زمان ايجاد مي شوند و مي توانند كاملا نو و غيرقابل پيش بيني باشند. اما موضوعات كلي كه پرداخت به آنها در مطالعات آينده پژوهي برجسته ترند و در اين گزارش بطور اجمالي به آنها پرداخته مي شود عبارتند از:
جوان و حوزه عمومي
جواني و ارتباط بين جنسيتي
علم در آينده
اشتغال در آينده
تغيير مفهوم تفريح و سرگرمي
در ادامه اين بخش موضوعات فوق به ترتيب مورد بررسي قرار مي گيرند.
جوان در حوزه عمومي ايران
از ديدگاه جان ديويي وقتي افراد با يكديگر تعاملات اجتماعي دارند، حوزه عمومي شروع به شكل گيري مي كنند چنين ارتباطات اجتماعي مهم اند، چون «تعامل بين دو نفر» مي تواند پيامدهاي غيرقابل تصوري بر «ديگران» داشته باشد (2002Stormer-Galley )
نانسي فريزر و كراي كالون از «حوزه هاي عمومي رقيب»1كه شامل زنان يا ساير طبقات اجتماعي است، نام برده اند2200) Stormer- Galley) براساس تاكيد فريزر مي توان گفت كه با توجه به حضور جوانان در حوزه هاي عمومي رقيب مي توان آنها را بخشي از حوزه عمومي به شمار آورد.
به نظر مي رسد عنصر مشخصه حوزه عمومي، گفتمان است و مي توان از نظر فريزر، براي نشان دادن حضور جوانان ازطريق گفتمان در حوزه عمومي استفاده كرد.
مفهوم ديگري كه دراين خصوص قابل توجه است، نظريه صدا 2 است. براساس اين نظريه (صدا) در اشخاص و در متون، حضور دارد. پژوهشگران ارتباطاتي، اهميت زيادي به صداي ديگران داده اند. بنابراين، يك رابطه مهم بين صدا و عامل3 وجود دارد. از لحاظ فلسفي، صداي شخص يك توانايي ذاتي و ابتدايي مشترك بين انسانها در كل جهان است. (2020، MitraWatts) دراين بخش، توجه به نظريه صدا به منظور لحاظ كردن صداي جوانان به عنوان يك صداي قابل توجه است اين نكته با توجه به ساختار جمعيتي ايران اهميت بيشتري مي يابد.
حوزه عمومي به عنوان فضاي حدفاصل ميان دولت و مردمي كه در حوزه خصوصي و شخصي به سرمي برند، مكان مشاركت سياسي و اجتماعي افراد است و از اينجاست كه قدرت سياسي و اجتماعي جوانان در حوزه عمومي ايراني روشن مي شود. برحسب نظر آينده پژوهان، آينده پژوهي، مشاهده ساختارهاي آينده در ساختارهاي حال است. از اين رو مي توان ساختار سياسي آينده ايران را براساس ميزان مشاركت، نظرات، خواست ها و ايده آل هاي نسل جوان آينده پژوهي كرد.
البته با ديدگاه رئاليسم انتقادي كه بنيان فلسفي اين گزارش را تشكيل مي دهد، تحول توام با پيشرفت در حوزه عمومي ايراني، به نگرش انتقادي جوانان و امكان ارائه گفتمان ها و شنيده شدن صداي منتقدانه آنها بستگي دارد و لازم به عنايت است كه تحول در حوزه عمومي به شدت مرهون حضور در حوزه عمومي است.
از اين رو به نظر مي رسد كه لازم است سياستگذاران امكانات و تسهيلات حضور جوانان و مشاركت آنها در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را بيش از پيش فراهم كنند. از جمله تسهيلات لازم، ايجاد نهادهاي حوزه عمومي يعني اماكن گردآمدن افراد به دور يكديگر و گفتگوي بدون ترس از پيامد ناخوشايند گفتمان است.
جواني و ارتباط بين جنسيتي
در مطالعاتي كه در مورد جواني انجام شده است، معمولا جوان فردي است مذكر، سفيدپوست و غالبا طغيان گر. براي نمونه مي توان به پژوهش هاي مكتب مطالعاتي بيرمنگام كه به مطالعات فرهنگي و روزمره مي پردازد، اشاره كرد. اين نكته به خوبي نشان دهنده اين واقعيت است كه جواني موضوعي بيولوژيك نيست، بلكه بيش از هر چيز يك مقوله فرهنگي است.
اما در واقع جواني مفهومي است كه طبقات گوناگون اجتماعي و هردو جنس را دربرمي گيرد. عدم توجه به مقوله جواني در جنس زن، به ناديده گرفتن نيازهاي آنان، تغيير نگرش ها و خواستهايشان و نيز رخدادهاي مرتبط با كنش توامان زن و مرد مي انجامد.
نسبت جنسيتي در جامعه ايران حكايت از آن دارد كه همواره تعداد مردان به زنان بيشتر از يك بوده است. اما اين نكته نمي تواند باعث ناديده انگاشتن زنان جوان ايراني شود و در شرايط كنوني فضاي اجتماعي ايران شاهد فعاليت و توليدات فكري و صنعتي زنان جوان است. ازسوي ديگر توجه به تعليمات راستين مذهب اسلام، شرايط مناسب و سالمي را براي فعاليت زنان در اجتماع و حضورشان در حوزه عمومي فراهم مي كند.
نكته قابل توجه ديگر، ارتباط بين جنسيتي در حوزه عمومي ايراني است كه به نظر مي رسد نويد تغيير فرهنگي نويني را مي دهد؛ ضمن اينكه اين تغيير، انعطاف پذيري فرهنگ سنتي ايراني را نياز دارد. با توجه به اهميت توجه به اين تحول در جامعه و فرهنگ ايراني و پرداخت كمتر علمي به اين موضوع لازم است كه دراين گزارش به آن توجه بيشتري گردد.
يكي از مباحث اخلاقي و مذهبي در جامعه ايران، ارتباط زن و مرد با يكديگر است. به ظاهر در ايران امروز شرايط فعاليت براي هر دو جنس مهيا است. دراين شرايط به نظر مي رسد لازم است كه در حوزه عمومي، صداي هر فرد، صرف نظر از جنسيت او مورد توجه قرارگيرد.
روابط بين جنسيتي از آن جهت حائز اهميت هستند كه هر يك از دو جنس، گفتمان متفاوتي را مطرح مي كند. به عبارت ديگر خود، صداي متمايزي هستند و با صداي متمايزي خود را بيان مي كنند. با توجه به اين كه از يك سو تعاليم اخلاقي سنتي به جدايي و فاصله زن و مرد تأكيد دارند و از سوي ديگر، شرايط اجتماعي ، امكان حضور زنان را فراهم كرده است.
سيدمهدي مظلوم زاده
مازيار عطاري

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(9(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14