(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


یکشنبه 18 فروردين 1387 - 29 ربيع الاول 1429 - 6 آوريل 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189052
 

روايت امام خميني(ره) از تصميم كارتر قطع رابطه ؛تنها كار امريكا كه به صلاح ملت ايران است!
تحليلي پيرامون انتخابات مجلس هشتم
شكر نعمت پايداري انقلاب



روايت امام خميني(ره) از تصميم كارتر قطع رابطه ؛تنها كار امريكا كه به صلاح ملت ايران است!

بيستم فروردين ماه سال 1359 مصادف با سالگرد قطع رابطه آمريكا با جمهوري اسلامي ايران است.
در پي اين اقدام، حضرت امام خميني(س) بنيانگذار جمهوري اسلامي، در پيامي خطاب به ملت ايران به بيان مواضع شان در ارتباط با اين حادثه سياسي پرداختند كه متن كامل آن به اين شرح است :.
«بسم الله الرحمن الرحيم.»
ملت شريف ايران! خبر قطع رابطه بين ايران و آمريكا را دريافت كردم و اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است، همين قطع رابطه است. رابطه بين يك ملت به پاخاسته براي رهايي از چنگال چپاولگران بين المللي با يك چپاولگر عالم خوار، هميشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيك مي گيريم؛ چون كه اين قطع رابطه، دليلي بر قطع اميد آمريكا از ايران است. ملت رزمنده ايران، اين طليعه پيروزي نهايي را كه ابرقدرت سفاكي را وادار به قطع رابطه ـ يعني خاتمه دادن به چپاولگري ها ـ كرده است اگر جشن بگيرد، حق دارد. ما اميدواريم كه نابودي سرسپردگاني مثل سادات و صدام حسين به زودي انجام گيرد و ملت هاي شريف اسلامي به اين انگل هاي خائن، آن كنند كه ملت ما با محمدرضاي خائن كرد؛ و به دنبال آن براي آزاد زيستن و به استقلال تمام رسيدن، قطع روابط با ابرقدرت ها خصوصاً آمريكا نمايند. من كراراً گوشزد نموده ام كه رابطه ما با امثال آمريكا، رابطه ملت مظلوم با جهان خواران است.
شما اي ملت عزيز! كه براي رضاي خداوند متعال، با بانگ «الله اكبر» بر دشمنان خود چيره شديد و آزادي و استقلال را به دست آورديد با اتكال به خداوند تعالي و حفظ وحدت كلمه مهيا باشيد براي رودررويي دشمنان اسلام و دشمنان مستضعفين؛ شما به خواست خداي تعالي پيروز هستيد و بر مشكلات غلبه خواهيد كرد. صدام حسين كه همچون شاه مخلوع، چهره قبيح غيراسلامي و انساني خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف كمر بسته و با مسلمانان مظلوم براي رضاي كارتر، آن كند كه مغول كرد و با علماي اسلام خصوصا حضرت آيت الله آقاي سيد محمدباقر صدر آن كند كه رضا خان و محمدرضا پهلوي با علما و روحانيون و ساير طبقات كردند، بايد بداند كه با اين اعمال ضد اسلامي، گور خودش و رژيم تحميلي غيرانساني و غيرقانوني بعث را با دست خود مي كند.
ملت شريف عراق! شما اخلاف آنان هستيد كه انگليس را از عراق راندند؛ بپا خيزيد و قبل از آنكه اين رژيم فاسد همه چيز شما را تباه كند، دست جنايتكار او را از كشور اسلامي خود قطع كنيد. اي عشاير فرات و دجله! همه با هم و با همه ملت اتحاد كنيد و اين ريشه فساد را قبل از آن كه فرصت از دست برود، قلع و قمع نماييد و براي خدا، دفاع از كشور اسلامي خود و از اسلام مقدس نماييد كه خدا با شماست.
اي ارتش عراق! اطاعت از اين مخالف اسلام و قرآن نكنيد و به ملت بگراييد و دست آمريكا را كه از آستين صدام بيرون آمده است قطع كنيد و بدانيد اطاعت از اين سفاك، مخالفت با خداي متعال است و جزاي آن عار و نار است. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمين و كشور ايران را خواستارم.
و السلام عليكم و رحمه الله
روح الله الموسوي الخميني
(صحيفه نور، جلد دوازدهم، صفحه 233)

 



تحليلي پيرامون انتخابات مجلس هشتم

احد كريم خاني
هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي و بيست و نهمين انتخابات در ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي در 24 اسفند 86 با حماسه آفريني مردم برگزار شد. نصاب حدود 60 درصدي از مشاركت مردم در انتخابات بيانگر حضور مقتدرانه و با صلابت مردم در صحنه و اعلام وفاداري به آرمان هاي انقلاب، امام(ره)، شهيدان و تجديد ميثاق چندباره با رهبر معظم انقلاب اسلامي بود.
پيروزي بزرگ
در شرايط خاص
انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در شرايط خاص داخلي و خارجي كشور برگزار شد. دشمنان جمهوري اسلامي، در حوزه برون مرزي، در آستانه انتخابات همزمان دو استراتژي خاص را دنبال كردند. ابتدا به صورت جدي تمايل خود مبني بر انتخاب افراد كم اعتقاد به معيارها و اصول بنيادين انقلاب اسلامي را اعلام كردند. به عنوان مثال «جرج بوش» رئيس جمهور آمريكا اين مسئله را در كمتر از دو ماه مانده به انتخابات در نطق راديويي به زبان آورد. البته طرح اين موضوع، بلافاصله با برخورد و واكنش صريح مردم و رهبري معظم انقلاب روبرو شد. با اين وجود، ديگر محافل غربي و سفارت خانه هاي آنها در تهران تا روز انتخابات اين استراتژي را به صورت محسوس و غيرمحسوس دنبال مي كردند.(1)
استراتژي بعدي آنها صدور قطعنامه سوم تحريم ها، تنها با اهداف تبليغاتي براي كم رمق ساختن مشاركت مردم در انتخابات بود. غربي ها با ارزيابي آثار قطعنامه ها و بيانيه هاي پاياني اجلاس شوراي حكام در سابق، كه ايجاد شوك در حوزه مسائل اقتصادي نظير ركود بورس را به دنبال داشت، سعي داشتند با افزايش نارضايتي، حضور مردم در انتخابات را به نصاب پاييني برسانند.
شرايط داخلي كشور نيز ويژگي هاي خاصي داشت:
اولاً، برخي از جريان هاي سياسي كه روزگاري نه چندان دور، براي هر موضوع پيش پا افتاده اي، بحث خروج از حاكميت را مطرح مي كردند، با تلاش عجيبي به دنبال كسب اعتماد نظام براي ورود به كارزار انتخاباتي بودند. طبيعي بود كه براساس قانون، افرادي كه اعتقادي به نظام ندارند، نبايد وارد كارزار انتخاباتي شوند. با اين وجود، با نگاه انبساطي شوراي نگهبان تعدادي از اين افراد (ميانه روها) وارد انتخابات شدند.
ثانياً، علي رغم ايجاد مكانيزم روشن در ميان اصولگرايان براي انتخاب كانديداي موردنظر، برخي افرادي كه نتوانستند در ليست نهايي جبهه متحد حضور داشته باشند، با تشكيل ائتلاف هاي موازي و با اتخاذ رويكرد انتقادي نسبت به دولت، وارد صحنه شدند.
ثالثاً، اين انتخابات به لحاظ شكلي هم در شرايط ويژه اي برگزار شد. مجلس سن رأي دهندگان را علي رغم تنظيم و ارائه دو لايحه از سوي دولت، از 15 سال به 18 سال افزايش داد. همچنين براساس مصوبه مجلس، تبليغات خياباني كانديداها به شدت محدود شد و تاريخ برگزاري انتخابات هم در آستانه سال نو و ايام خريد مردم و تعطيلي دانشگاه ها قرار گرفت. علاوه بر اين، زمان پاياني سال، افزايش طبيعي نرخ برخي از كالاهاي موردنياز مردم را نيز به دنبال داشت.
بنابراين به دلايل زير مي توان استدلال كرد نتايج انتخابات مجلس هشتم به واقع يك پيروزي بزرگ براي جمهوري اسلامي، رهبري فرزانه و مردم سرفراز كشورمان بوده است:
1- اثبات دوباره كارآمدي نظام مردم سالار ديني به عنوان الگوي موفق حكومتي در منطقه و جهان.
2- افزايش حدود 15 درصدي آمار مشاركت مردم نسبت به انتخابات گذشته مجلس شوراي اسلامي.
3- برگزيده شدن اكثريت كانديداهاي اصولگرا. اين امر نشانگر توجه جدي مردم به انتخاب نمايندگاني است كه به تعبير رهبر معظم انقلاب راه را براي خدمتگزاري بيشتر دولت هموار مي كنند.
4- حضور قوي جوانان 18 تا 30 سال كه نزديك به نيمي از شركت كنندگان را تشكيل مي دادند.
با وجود حرف و حديث هاي بسياري كه در مورد فاصله گرفتن نسل جديد با آرمان هاي اصيل انقلاب اسلامي مطرح مي شود، مورد اخير جاي بررسي و تحليل مستقلي دارد كه در جاي خود بايد به نحو شايسته اي بدان پرداخته شود. رهبر حكيم انقلاب اسلامي نيز درپيام اخير خود به اين مسئله، با عبارت زير، توجه ويژه اي فرمودند:
«ميليون ها جوان زير 30 سال به سوي صندوق هاي رأي شتافتند و با حضور شورانگيز خود نشان دادند كه پسران و دختران نسل بعد، آماده تحويل گرفتن اين جمهوري مقدس مي باشند كه خون بهاي ده ها هزار شهيد و محصول مبارزه سال هاي متمادي ملت ايران است. شما نشان داديد كه انقلاب اسلامي زنده است و با گذر زمان بالنده تر مي شود.»
در مجموع، حماسه 24 اسفند را تنها بايد با اين آيه زيباي الهي و اين نگاه متعالي توحيدي تفسير كرد: «اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون» (مائده.3)
درس هاي انتخابات 24 اسفند
نتايج انتخابات مجلس هشتم در سراسر كشور بخصوص درتهران مي تواند حاوي درس هاي مهمي براي جريانات سياسي و تحليل گران مسائل انتخاباتي باشد.
1- در طيف اصولگرايان، هيچ كدام از «نامزدهاي اختصاصي» فهرست موازي فهرست جبهه متحد اصولگرايان (ائتلاف فراگير) در رديف حائزين رتبه هاي برتر نشدند. اين موضوع مي تواند اين نكته را بار ديگر به جريانات سياسي اصولگرا خاطرنشان سازد كه مهمترين رمز موفقيت اين جريانات، وحدت يا حداقل ائتلاف مقطعي اين گروه ها در مبارزات انتخاباتي است.
پس از آنكه اصولگرايان در تابستان سال گذشته مصوب كردند در قالب مدل 6+5 در تمام استان ها به فعاليت انتخاباتي بپردازند، برخي گروه هاي حاشيه اي منتسب به اصولگرايان كوشيدند با القاء تنگ شدن دايره اصولگرايي، وزن كاذبي براي خود در جريان اصولگرا ايجاد كرده و از اين طريق به سهم خواهي بپردازند.
با اين حال، پس از عدم توجه اصولگرايان به اين تصويرسازي هاي كاذب، طيف مورد اشاره با آگاهي اقدام به يارگيري سياسي براي ايجاد يك فعاليت موازي انتخاباتي كرد.
اين طيف از رضايي و قاليباف و لاريجاني به عنوان پشتوانه هاي سياسي خود ياد مي كرد اما در نهايت لاريجاني با قرار گرفتن در ليست جبهه متحد اصولگرايان قم عملاً از فعاليت هاي موازي اعلام برائت كرد. همچنين در فاصله 2 روز به انتخابات مجلس، «حسين فدايي» دبيركل جمعيت ايثارگران كه تشكل اصلي حامي قاليباف در انتخابات رياست جمهوري سال 84 بود، اعلام كرد شهردار تهران نيز از ليست جبهه متحد حمايت كرده است.
اين در حالي بود كه گروه موسوم به «ائتلاف فراگير اصولگرايان» در تبليغاتي كه روزهاي آخر منتهي به انتخابات به صورت گسترده پخش كرد، عكس قاليباف، رضايي و لاريجاني را بر روي تراكت هاي تبليغاتي خود درج كرد.
همچنين در ليست انتخاباتي اين تشكل كه به «ليست موازي اصولگرايان» معروف شد، نام 9 نفر از كانديداهاي جبهه متحد اصولگرايان هم بدون هماهنگي و رضايت آنان درج شد و پس از آنكه حداد عادل در بيانيه اي به همراه 4 تن ديگر از اصولگرايان رسماً از ليست هاي انتخاباتي موازي اعلام برائت كرد، سخنگوي تشكل ائتلاف فراگير در مصاحبه با روزنامه اعتمادملي ضمن هتاكي به حداد، او را فرصت طلب سياسي خواند.
با اين حال نمي توان تمام كانديداهايي را كه در تهران و برخي شهرستان ها در ليست موازي قرار گرفتند، در مقابل اصولگرايان دانست چرا كه تعداد زيادي از اين افراد مورد حمايت جبهه متحد نيز بوده اند و يا بنا به دلايلي كه به منظور حفظ كليت مدل 6+5 در اولويت قرار نگرفتند.
تجربه شكست خورده ايجاد گروه هاي موازي در مقابل جريان حداكثري اصولگرايان در جريان انتخابات مجلس هفتم (خدمتگزاران در مقابل آبادگران)، تجربه تكروي بخشي از اصولگرايان در مقابل جريان حداكثري در انتخابات شوراهاي سوم تشكيل فهرست هاي موازي در مقابل جريان حداكثري و ايجاد فاصله با اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم (فراگير در مقابل متحد و ائتلاف بخشي از فهرست فراگير با اصلاح طلبان اعتماد ملي) مي تواند گوياي اين نكته باشد كه بازي انفرادي اصولگرايان نه تنها نتيجه بخش نخواهد بود، بلكه به تضعيف موقعيت اصولگرايان، بازي به هم زن و حذف نيروهاي اصلي، كارآمد و ارزشمند اين جريانات از راهيابي به شورا و مجلس منجر خواهد شد.
مبناي تحليل مورد اشاره در اين نكته است كه اصولگرايان قبل از آنكه بر روي راي اقشار خاص اصولگرا يا اقشار خاكستري و مشترك با اصلاح طلبان حساب كنند، «ابتدا» مي بايستي به بدنه عمومي راي دهندگان اصولگرا توجه داشته باشند و سپس به فكر اقناع و يا جلب آراي گروه هاي خاص يا ديگر گروه ها باشند.(2)
نكته ديگر، اشتباه استراتژيك برخي جريانات اصولگرا در «چگونگي تعريف خود» و برافراشتن تابلوي سلبي «در مقابل اصولگرايان» به جاي تابلوي سازنده «در جمع اصولگرايان» با هدف جلب راي اقشار خاكستري و مشترك با اصلاح طلبان است كه در اين انتخابات نيز ناكارآمدي آن به وضوح مشخص شد.
2- در اردوگاه اصلاح طلبان نيز همانند اصولگرايان با نگاهي به رتبه نامزدهاي اختصاصي نشان مي دهد، وزن كشي دو تابلوي اصلي اعتماد ملي (ياران كروبي) و اتئلاف اصلاح طلبان (ياران خاتمي) كفه ترازو را اندكي به سمت ائتلاف اصلاح طلبان متمايل تر كرده است، گرچه حضور نمايندگان كارگري داراي راي سازمان يافته و مشهورين در رتبه هاي بالاي حايزين راي، صحت اين نتيجه گيري را ممكن است با مشكل مواجه كند.
3- نظرسنجي ها در اين دوره نسبت به دوره هاي پيش از قدرت پيش بيني بهتري برخوردار بودند، گرچه هنوز هم فضاي سياسي ايران از وجود معياري مستقل و دقيق براي سنجش منظم و دقيق افكار عمومي بي بهره است.
در اين دوره، نظرسنجي هاي كشوري و استاني ميزان مشاركت در استان ها و تهران را تا حدود زيادي نزديك به واقعيت پيش بيني كردند. تفاوت اندك در دامنه ده درصد ميان ميزان پيش بيني شده و ميزان محقق چه در تهران و چه در شهرستان ها مي تواند به محافظه كاري عمومي پاسخ دهندگان و پنهان كاري در مقابل نظرسنج ها مرتبط شود.
در مورد چهره هاي شاخص نيز پيش بيني ها به ويژه در رتبه هاي بالا تا حدود زيادي محقق شد گرچه مشاركت راي دهندگان اصولگرا به صورت «فهرستي» و مشاركت كمتر راي دهندگان اصلاح طلب نتيجه نهايي را دگرگون كرد.
4- در هفته پاياني رقابت هاي تهران چندين اتفاق غيرمنتظره به وقوع پيوست كه كل جريانات تبليغاتي و خبري را متاثر ساخت. مساله حمايت كاذب بازيگران سينما از ليست «ائتلاف اصلاح طلبان» براي دو روز در صدر جريانات خبري قرار گرفت. به نظر مي رسد اين مساله در نهايت به نفع تيم انتخاباتي اصلاح طلبان تمام نشده باشد. ورود بي برنامه و اصرار بر اين مساله با توجه به پيش بيني مانور سنگين اصولگرايان در اين مورد، اشتباه استراتژيك برنامه ريزان اصلاح طلب تلقي مي شود.
اتفاق ديگر انتشار فهرست هاي جعلي يا ناقص و اس.ام.اس هاي مناقشه انگيز در اردوگاه اصولگرايان بود كه مي رفت در صورت عدم خويشتن داري و مديريت رسانه هاي اصولگرا مساله ساز شود.
استراتژي شكست خورده
ابراز نگراني تعدادي از چهره هاي اصلاح طلب از صحت شمارش آرا و تشكيك آنها در «سلامت» انتخابات مجلس هشتم، مشابه داستاني است كه در جريان انتخابات شوراها نيز رخ داد. در واقع اين بار نيز برخي از افراد اصلاح طلب فرياد «تقلب، تقلب» سر داده اند. بي آن كه بدانند چه مي كنند و بي آن كه توجه داشته باشند دود اين آتش، بيش از هر كس در چشمان خود آن ها خواهد رفت.(3)
در اين باره بايد گفت:
1- اصلاح طلبان همواره تاكيد كرده اند كه آراي آن ها در مشت «افراد خاموش جامعه» و كساني است كه اصرار چنداني به خروج از خانه هاي خود در روز راي گيري ندارند. اين ادعاي معروف بارها توسط اصلاح طلبان بر زبان آمده كه جناح راست به دنبال مشاركت كمتر مردم است تا در غياب حضور گسترده شهروندان، انتخابات را با تكيه به حاميان منسجم خود ببرد. حال با پذيرش اين ادعاي واهي اگر طبق تحليل هاي آن ها و براساس درصد مشاركت مردمي انتظار پيروزي نداشته اند، پس اين فرياد «تقلب، تقلب» چيست؟
2- به نظر مي رسد كه تشكيك در سلامت انتخابات، فقط و فقط نوعي موضع تبليغاتي است. با اين حال اصلاح طلبان توجه ندارند كه اين مواضع و اظهارات، بنيان اعتماد اجتماعي را بر باد خواهد داد و انگيزه نخبگان و گروه هاي جوان براي مشاركت در انتخابات هاي بعدي را ويران خواهد ساخت. طنز داستان اين جاست كه همين افرادي كه اكنون عامدانه يا از روي غفلت در حال ويران كردن سرمايه اجتماعي و تشديد بي اعتمادي و بدگماني هستند؛ در انتخابات هاي بعدي بار ديگر به ميدان مي آيند و مردم را به حضور در پاي صندوق هاي راي دعوت مي كنند! آيا هواداران اصلاح طلبان حق ندارند از خود بپرسند چرا بايد در انتخاباتي شركت كنيم كه به گفته (ادعاي) همين اصلاح طلبان، نتايج آن نهايتا مخدوش خواهد بود؟!
اين تناقض در ماجراي رد صلاحيت ها نيز رخ داد. اصلاح طلبان با شدت و حدت از رد صلاحيت گسترده نامزدهاي خود سخن گفتند و آن گونه رفتار كردند كه به ظاهر انگيزه هاي حاميان خود را سوزاندند. با اين حال، سرانجام 2 هفته مانده به انتخابات در همين تهران يك ليست كامل 30 نفره ارايه كردند و سپس با همان شدت و حدت، تاكيد كردند كه در انتخابات شركت مي كنند و حاميان آن ها نيز بايد شركت كنند! نتيجه آن شد كه همگان ديدند.
3- اين قلم نمي خواهد بگويد كه اصلاح طلبان هيچ جايگاه يا وزني در اجتماع ندارند، بلكه معتقد است كه تناقض هاي رفتاري شديد برخي از آنها باعث سردرگمي حاميانشان در پاي صندوق هاي راي شده است.
تمام اين تناقض ها نيز از سوي كساني است كه بدون كمترين توجهي به پيامدهاي رفتاري خويش، همه چيز را فرافكني مي كنند. همان آقاياني كه روزي مدافع سرسخت «خروج از حاكميت بودند اما اكنون مدافع سرسخت «ورود به حاكميت» هستند...
4- فرآيند برگزاري انتخابات فرآيندي عظيم و پيچيده است كه در هيچ دوره اي خالي از اشكال نبوده است. با اين حال، در شرايطي كه هيچ نشانه اي از تخلف در شمارش آرا وجود ندارد و در شرايطي كه نتايج انتخابات با تحليل هاي پيش از برگزاري انتخابات كاملا همخوان است؛ موضع تكراري «تقلب در انتخابات» هيچ معنايي جز پناه بردن به مواضع تبليغاتي و فرافكني نخواهد داشت. حتي سايت هايي كه به صراحت در سلامت انتخابات تشكيك مي كنند نيز تاكنون يك خبر جدي و مستند ازتخلف سازمان يافته در جريان برگزاري انتخابات منتشر نكرده اند. اتفاقا همين موضوع نشان مي دهد كه برگزاري انتخابات و شمارش آرا، حرف و حديثي نداشته است. حرف و حديثي اگر هست، مربوط به عملكرد احزاب و ديدگاه هاي شهروندان است كه بايستي مورد توجه تمام جناح ها قرار گيرد.
منابع:
rajanewsir-1
alefir-2
shahabnewscom-3

 



شكر نعمت پايداري انقلاب

احسان صالحي طالقاني
مسئله پايداري انقلاب ها همواره يكي از مباحث مورد علاقه و توجه جامعه شناسان سياسي بوده است.
نتيجه پژوهش محققان اين حوزه اما اغلب به نتيجه اي متضاد با عنوان پژوهشي انجاميده است. «انقلاب ها ناپايدارند»؛ اين واقعيتي است عيني كه «كربن برينتون» از آن به عنوان «ترميدور» يا همان حركت دوري انقلاب ها و به مثابه مفهومي نسبي و مشكك ياد مي كند. اين حقيقتي است كه درستي آن را در تقريبا تمامي انقلاب هاي مدرن مي توان ديد.
اگر سلطنت طلبان فرانسه و سپس ژيروندنها به تيغ ژاكوبنها به رهبر دانتون و روبسپير در انقلاب فرانسه گرفتار آمدند، زمان زيادي نگذشت كه اين آتش به ميانه انقلابيون افتاد و دانتون به حكم روبسپير اعدام شد و كمتر از 6 سال بعد هم اين ناپلئون بود كه با يك كودتا بساط ژاكوبنها، هبرتيستها و طرفداران بابيوف را برچيد و ديكتاتوري سلطنتي را بار ديگر جايگزين حكومت مشروطه كرد.
اگر خاندان محافظه كاران سرزمين تزارها، رومانوفها- با قيام بلشويكها سرنگون شد و انقلاب پرولتاريايي لنين با شعار «صلح، زمين و نان» به پشتوانه كارگران و سربازان و سكوت رضايتمندانه دهقانان پيروز گرديد، عمر اين دولت هم مستعجل بود و مشكلات اقتصادي و نظامي كه عمدتا ناشي از فرسايشي شدن جنگ جهاني اول بود، تروتسكي را مقابل استالين قرارداد و ديكتاتوري استالين به همراه سياست اقتصادي نوين در سال 1921، پرده ديگري از حركت دوري يك انقلاب بزرگ را به نمايش گذاشت.
ماجراي انقلاب 1646 انگلستان نيز بي ربط با مدل برينتون نيست چه آنكه پس از سقوط چارلزها، كرامول، اسكاتلندي ها را شكست داد و با تشكيل حكومت مشترك المنافع انگليس، 7 سال پس از انقلاب 1946، پارلمان را منحل كرد و درسال 1660 يعني تنها 16 سال پس از انقلاب، استوارت ها درهيئت سلطنت، بار ديگر به ثمره و تلاش هواداران پارلمان نيشخند زدند.
سر دراز قصه «ناپايداري انقلاب ها» را مي توان در انقلاب هاي الجزاير، نيكاراگوئه و آمريكا هم ديد. شايد زهر چشم همين تعميم يافتگي نيز بود كه در سر بعضي هوس سرنوشت مشابه براي انقلاب ايران در سرانداخت. قرائن موجود هم البته چندان ناسازگاري با اين ترس يا هوس نداشت. از همين روست كه رهبر انقلاب تيرماه سال گذشته در ديدار جمعي از كارگزاران نظام تاكيد كردند: «شايد بعضي ها- حتي بعضي مخلصين انقلاب، نه بيگانه ها، بد دل ها، حتي نزديكان- در طول بعضي از سال هاي گذشته تصورشان اين بود كه شعارهاي اصلي انقلاب؛ سربلندي اسلام، مسئله عدالت، مسئله مبارزه با استكبار، تلاش و مجاهدت براي رفع استضعاف از مستضعفان، ديگر روزگارش تمام شده است! بعضي البته جسارت و گستاخي كردند و همين ها را نوشتندو گفتند! اشتباه مي كردند، معلوم بود؛ مي دانستيم اشتباه مي كنند. اما اين گستاخي، دل ها را خراش مي داد.»
دوره پس از جنگ تحميلي و اعمال سياستهاي توسعه گرايانه و شتاب براي پيوستن به كاروان جهاني (جهاني شدن)، زنگ خطري بود كه پيش از اين نيز بارها به صدا درآمده بود.
اگر روبسپير و كرامول و بلشويك ها خود جاده صاف كن ديكتاتوري و ناپديداري انقلابي بودند كه در آن نقش ايفا كردند، درايران، پوست اندازي انقلاب به تولد نسل دوم و سوم اسلامگراياني انجاميد كه از قضا درمقابل جبر ساختگي مدل برينتون برآمدند. سوم تير 84 با همين خاستگاه، از جنس يك جنبش اصلاح از درون و بلندكردن مجدد علم شعارهاي انقلاب بود. «ترميدور» به بن بست انقلاب ايران برخورد كرد و ديوار اين بن بست آنچنان سفت بود كه به تعبير رهبر انقلاب «آن كساني كه در طول اين سال هاي وسط ناگهان هيجان زده شدند، اعلام كردند كه انقلاب تمام شد، انقلاب مرد، امام فراموش شد، خطا كردند، بد محاسبه كردند، اشتباه كردند، انقلاب با نشاط تر شد. ارزش هاي انقلاب زنده تر شد. امروز آن كسي كه بيايد بين مردم و شعارهاي انقلاب را مطرح كند، مردم به او رأي مي دهند، مردم او را مي خواهند.»
زنده ترشدن شعارهاي انقلاب ايران در آستانه سي سالگي باب ميل بازيگران هم نقش روبسپر، كرامول و استالين درايران نيست. بازيگراني كه هم عرض تاكيد بر «تجديدنظرطلبي» يا «ابزار رفرم» سازوكارهاي خشونت آميز و شورش هاي خياباني را نيز آزموده اند (تير78) تا بلكه مدل «كربن برينتون» را به مثابه سرنوشتي محتوم ولايتغير بنمايانند.
رمز پايداري اين انقلاب، ايمان است. پايداري كه بايد ملازم با شكر آن باشد.

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(9(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14